| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
440
|
7406
|
90/11/1 (23:15)
|
|
||
|
|
10
|
358
|
90/7/24 (21:08)
|
|
||
|
|
2
|
78
|
90/7/10 (10:01)
|
|
||
|
|
467
|
2292
|
90/11/19 (20:10)
|
|
||
|
|
205
|
3266
|
90/11/19 (08:23)
|
|
||
|
|
1
|
13
|
90/11/15 (12:48)
|
|
||
|
|
38
|
133
|
90/11/12 (20:15)
|
|
||
|
|
428
|
1631
|
90/11/11 (20:27)
|
|
||
|
|
105
|
930
|
90/11/10 (15:01)
|
|
||
|
|
34
|
2040
|
90/11/6 (10:36)
|
|
||
|
|
114
|
659
|
90/10/29 (04:12)
|
|
||
|
|
17
|
106
|
90/10/23 (13:34)
|
|
||
|
|
5
|
30
|
90/10/23 (00:28)
|
|
||
|
|
970
|
3824
|
90/10/21 (13:33)
|
|
||
|
|
6
|
26
|
90/10/12 (20:59)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
90/10/11 (11:19)
|
|
||
|
|
4
|
28
|
90/10/7 (19:45)
|
|
||
|
|
6
|
70
|
90/10/7 (18:37)
|
|
||
|
|
1
|
36
|
90/10/4 (18:21)
|
|
||
|
|
2
|
19
|
90/9/25 (13:14)
|
|
نامه دردمندانه علی اكرام همت زاده (همت اف) رهبر آزادیخواه مناطق تالش در جمهوری آذربایجان خطاب به ملت و حاکمیت ایران
تالش، سرزمینی كهنی است كه از شمال با آلبانیای قفقاز، و از شرق به دریای مازندران و از جنوب به اسپیهرو یا سپیدرود و از آن به حدود مارلیك یا عمارلوی كنونی میرسد و از غرب نیز دشت و پهنه اردبیل، مغان و منطقة كوهستانی نیر و سراب را دربر میگیرد . مردم تالش تشكیل شده اند از اقوام ایرانی : تالش , كرد , آذری و گیلك كه همگی با اتحاد و برادری در كنار یكدیگر زندگی میكنند . این منطقه وسیع بخش لاینفك خاك ایران بوده و در طول تاریخ همگی یكی از اركان اصلی بدنه ملت ایران محسوب میشده اند . این تیره های آریایی ایران امروزه بیشترا در مناطق گیلان سكنی گزیده اند و بخشی دیگر در آذرآبادگان و متاسفانه بخشهای آلبانیایی آن با بی كفایتی سلاطین ننگین قاجار از پیكره ایران بزرگ تجزیه شده اند و به اشغال شوروی كمونیستی درآمد . مردم تالش به زبان تالشی و آذری و كردی تکلم مینمایند. تالشی ها تقریباً بالای ۹۷٪ مردمانشان باسواد هستند و لازم به ذکر است که اولین کتابخانه ایران نیز در این منطقه بنا شدهاست. امروزه این تیره های ایرانی مورد بیشترین ستم ها و فشارها در منطقه جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) قرار گرفته است و زبان و فرهنگ و هویت تالشی آنان علنا از سوی دولت دست نشانده الهام علی اف حذف شده است . تالشی های ساكن در جمهوری آذربایجان برای سه هدف عمده در این چند دهه اخیر كوشش كرده اند : نیل به آزادیهای دمكراتیك در شرایط دیكتاتوری پس از فروپاشی شوروی , مقابله بـا اندیشههای قرون وسطیی پان تركیستی , حفظ هویت و اصالت ایرانی نیاكانشان . پس از اینكه ایرانیان از جنگ تحمیلی عراق به ضد ایران كه دهها كشور استعمارگر اروپایی و عربی و غربی آن را حمایت میكرد رهایی یافتند تا حدودی شروع به بازسازی ایران نمودند و در چند سال اخیر تلاش هایی برای جذب و الحاق مناطق ایران بزرگ به بدنه میهن صورت داده اند كه تالش یكی از این مناطق است . زیرا مناطق اران قفقاز كه جمهوری ساختگی آذربایجان را برای خود بنا نمود امروزه متشكل از اقوام ایرانی است كه شامل تالشیان , آذریها , كردها و ارمنی ها می باشد . این كشور دست نشانده كوچك امروزه با همه هم مرزان خود مشكل و ستیز دارد . از یك سوی با تالشیان , از سوی دیگر با آذریهای داخلی كشورش كه هویت خود را ایرانی میدانند , از سوی دیگر با ارمنستان كه جنگهای طولانی را بر سره قره باغ كردند , از سوی دیگر با ایرانیان پس از آنكه ادعای مضحكی را بر ضد تمایت ارضی ایران مطرح كردند و . . . در همین رابطه نامه تاریخی ژنرال همت زاده رهبر آزادیخواه منطقه تالش قفقاز یكی از مهم ترین این اقدامات است كه باید از سوی دولت و ملت ایران بیش از پیش پشتیبانی گردد تا به یاری خدا این منطقه ایرانی الاصل آزاد گردد و باردیگر مردم ایران با برادران و خواهران هم كیش و هم نژاد خود در یك مرز جغرافیایی زندگی كنند .
ژنرال همت زاده بعد از فروپاشی شوروی و به دنبال تشکیل حاکمیت شوونیستی به رهبری جبهه خلق در باکو و بعد از اغاز طرحهای این حکومت شوونیستی برای محو و حل قوم کهن و تاریخی ایرانی الاصل تالش و نابودی فرهنگ ، هویت و موجویت آنها کمر همت بست و « جمهوری دمکراتیک تالش ، مغان » را با کمک مردم تالش و بدون وابستگس به کشورهای خارجی به مرکزیت « لنکران » در ایران شمالی تشکیل داد. این حکومت دمکراتیک در نهایت با یورش نیروهای نظامی شکست خورده دولت باکو در جنگ قره باغ به لنکران سقوط کرد. ژنرال همت زاده مردانه مقاومت کرد و به اسارت نیروهای حومت باکو در آمد و بعد از 12 سال اسارت در سیاهچالهای رژیم دست نشانده شوونیستی باکو آزاد و از ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) تبعید شد و هم اکنون در هلند زندگی میکند. به دنبال دور جدید تلاشهای رژیم باکو علیه مردم تالش ، مغان و زندانی کردن دانشمندان و روشنفکران پیش کسوت ایرانی تالش ، ژنرال همت زاده رهبر جنبش ملی تالشهای ایران شمالی و رهبر و بنیانگذار « جمهوری مستقل تالش ، مغان » نامه ای خطاب به ملت و دولت ایران صادر کرده است این نامه در وب سایت ایران تالشستان منتشر شده است :
سرنوشت اینگونه رقم زده است که بخشی جدایی ناپذیر از دولت قدرتمند ایران و مردم تالش به عنوان یکی از قومهای ساکن در سرزمین ایران ، تقریبا به مدتی نزدیک به 200 سال ، در نتیجه خیانت سلسله ننگین قاجار که در قرن 19 سلطنت ایران را به دست آورده بود، با سیم خاردار به دو نیم تقسیم شد. در تمامی این مدت ، تالش ها با تبعیض قومی ، ملی بی سابقه ای مواجه شدند ، بویژه پس از اعلام استقلال (ایران شمالی )جمهوری آذربایجان طی 17 سال اخیر تقریبا با خطر محو شدن از صحنه تاریخ مواجه شده اند. حاکمیت کنونی باکو که ترک گرایی را به سطح ایدئولوژی دولتی ارتقاء داده است و حتی آذری بودن خود را انكار میكند ، علیه تاریخ ، فرهنگ ، دین ، معنویات و فولکلور مردم تالش ، و علیه امروز و فردای این مردم ، وارد جنگی بی رحمانه شده است، محو این تیره های ایرانی را به عنوان هدف خود انتخاب کرده است. در کتب درسی این کشور ، نام " تالش" بطور کل حذف شده است. نمونه های فرهنگ و هنر مردم تالش که این مردم آن را به همراه سایر تیره های ایران طی هزاران سال پدید آورده است ، با بی حیایی بی نظیری متعلق به سایرین اعلام شده است.
ما از تاریخ خود ، از فرهنگ خود ، از عادات و سنن خود محروم شده ایم! این تیره حتی در مقابل سرکوبهای رژیم کمونیستی ، دین برحق خداوند و فرهنگ اسلامی خود را حفظ کرده بود. اما امروز حکومت با اهداف از پیش تعیین شده ، مذاهب و طریقتهای مختلفی را در اراضی محل سکونت این قوم رواج می دهد و با این کار نیز می خواهد فرهنگ و دینمان را از دستمان بگیرد.این حکومت نه تنها دشمن مردم تالش ، بلکه بطور کل دشمن ملت ایران بزرگ است. تصادفی نیست که بسیاری از بلایایی که برسر مردم تالش آورده می شود، مربوط به این است که این مردم بخشی از ملت و تمدن ایران است. بگونه ای که حکومت کنونی باکو که از روزهای نخست اعلام استقلال ، تجزیه ایران و الحاق بخشی از آن به خود را هدف قرار داده است، بسیاری از ظلم و فشارهای این حکومت علیه ما نیز با وفاداری و محبت قوی موجود در قلب تالشها به ایران مربوط است. بگونه ای که مقامات حکومت ، تمامی کسانی را که در راه دفاع از حقوق مردم تالش تلاش می کنند، به جاسوسی برای ایران متهم می کنند و آنها را سرکوب می کنند. این حکومت بی دین و ایمان و فاقد معنویت ، نه تنها هیچ قانونی ، حتی خالق را نمی خواهد به رسمیت بشناسد و ما تالشها را همچنین بخاطر وفاداری به دین اسلام متهم می کند.با گذشت سالها ، این حکومت افسارگسیخته تر می شود و هیچ اصل و قاعده حقوق بین الملل و حقوق اعطاشده از طرف خداوند را نیز نمی خواهد به رسمیت بشناسد. به عنوان شاهد مثال این مطالب ، حکم صادرشده در 24 ژوئن علیه روشنفکر برجسته تالش ، عالم زبان شناس ، معاون مرکز فرهنگی تالش در این جمهوری و سردبیر نشریه قدیم الانتشار " تولیشی صدو" در این جمهوری ( ایران شمالی ) است.
بدون هیچ سند ومدرکی ، فقط براساس دروغها و بهتانهای یک بیمار روانی ، نوروزعلی محمداف ظاهرا به "جاسوسی به نفع ایران" متهم و به مدت 10 سال از آزادی محروم شد. بی حیایی به آن حد رسیدهاست که این حکم نه تنها بدور از چشم نمایندگان جامعه ، حتی بدون حضور وکیل نوروزعلی محمداف و در شرایطی کاملا مخفیانه قرائت شد! ما تالشها از کل دنیا و در وهله نخست از وطن تاریخی خود ایران و رهبری آن ، یاری به مردم خود (تالشها) و جلوگیری از محو شدن آن را خواهانیم. ما فکر می کنیم که اگر مسئولان ایران بی اعتنایی نمی کردند و با این حکومت بی دین و ایمان (حکومت حاکم بر ایران شمالی ) دوستی و همکاری نمی کردند، حکومت باکو نمی توانست این کار را انجام دهد. همکاری دولت ایران با حکومتی که شهروندان خود را با روحیه نفرت از ایران تربیت می کند و تقریبا هر روز با "دستگیری جاسوسان ایران! ؟" مشغول است ( و بزرگان ایرانی را همچون حكیم نظامی گنجوی یا بابك خرمدین را ترك میداند !! یا نام جعلی آذرآبادگان آریایی ایران را بر مناطق آران قفقاز گذاشته است و یا با در بسیاری موارد با آمریكا و اسرائیل و روسیه بر ضد ایران متحد میشود ) را چگونه ارزیابی کنیم؟
از کدام دوستی و همکاری دولت مبارک ایران با این رژیم کافر که در ظاهرا خود را مسلمان می نامد، اما در حقیقت دشمن اسلام است، می توان سخن گفت؟ما تالشها افتخار می کنیم که ریشه مان ایرانی است و خودمان را از ایران و وطن تاریخی مان نمی توانیم جدا تصور کنیم. به رغم همه تعقیبهاوسرکوبها ،محبت به ایران در دلهای ما ابدی است. اما جای تاسف دارد که چنین محبتی را از طرف حکومت ایران در قبال خودمان مشاهده و احساس نمی کنیم. با درنظر گرفتن تمامی
با بیشتر سخنان جناب شهرام موافقم
حمایت های ایران از برخی كشورهای منطقه كاملا توجیح سیاسی دارد . حتی حمایت ایران از ارمنستان هم توجیح دارد . برخی افراد میگویند چرا ایران از آذربایجان باكو كه شیعه هستند و آذریهای كهن ایرانی هستند حمایت نمی كند و در جنگهای قره باغ نامشهود طرف ارمنستان را گرفت . به نظر من دلیل آن را میتوان در رفتار دولت دست نشانده باكو بررسی كرد كه طی این دو دهه استفلال ظاهری اش یا در دامن اسرائیل بوده است . یا در دامن روسیه و یا آمریكا .
آقای الهام علی اوف ثابت كرده است كه در ضربه زدن به ایران از هیچ تلاشی كوتاهی نمی كند . توقف محموله سوخت اتمی ایران در مرز ایران - ادعای مالكیت بر سرزمین ایران تا مرز اصفهان كه از سوی دولت مضحك باكو مطرح شد - حمایت از طرح سپر موشكی آمریكا در مرز ایران - حمایت از گروهك متحجر پان تركیسم و صدها خیانت دیگر كه به نظر من دولت ایران خیلی سعه صدر به خرج داده كه تا امروز نسخه اش را نپیچیده .
اما یكی از اهداف كشورهای استعمارگر همین شیوه اندیشه كردن جوانان ایرانی است . برای مثال تفكر دوستانی كه در زیر پیام گذاشتند ( خانم پورچیستا و جناب سعید ) . یكی از اهداف ایجاد نا امیدی در میان جوانان ایرانی است كه واقعا حربه ای موفق بوده است .
اگر ما به كشورمان ایمان داشته باشیم دولت نیز تابع ما خواهد شد .
اگر مردم به درخواست سران تالش در مناطق قفقاز پاسخ بدهند و مدام نگویند كه ما هیچ نیستیم - ما در زندگی خود مانده ایم و به قول معروف آیه یاس نخوانند در كمتر از یك سال دولت دست نشانده باكو سقوط خواهد كرد .
باور نداشتن به موقعیت حساس ایران در منطقه و نزدیكی های قومی و ملی و فرهنگی كه همه میتواند ابزاری قدرتمند برای ایران محسوب شود بزرگترین مانع در راه پیشرفت و خودباوری ایران است .
متاسفانه جوی در جامعه حاكم شده است كه مردم فقط سخن از ناامیدی میكنند و در بیشتر موارد هنر ما ایرانیان انتقاد كردن شده است . به كار بردن درصد بالای فعلهای منفی در گفتگوهای رومزه مان نیز در همین راستا است .
من مشغول تهیه یك لیست از صدها موقعیت ممتاز ایران در منطقه خاورمیانه هستم كه تا امروز واقعا خودم شوكه شدم كه كشور ما با همه این سخنانی كه مطرح میشود كه عقب افتاده است و هیچ ندارد امروز یكی از تاثیر گذارترین و موفق ترین كشورهای منطقه است و آینده ای بسیار موفق را میتوان برایش پیش بینی نمود . به همین دلیل است كه قدرتهای زورگوی جهان درصدد مهار این موقعیت و قدرت ایران بر آمده اند . این نیز مرهون جوانان میهن دوست كشورمان است كه در همه عرصه ها جامعه مشغول تلاشند و دست بر روی دست نمی گذارند تا كشوری دیگر برای ما تصمیم بگیرد یا برای دیگر هم میهنان آیه یاس بخوانند و جو نا امیدی را گسترش دهند .
موفق باشید
بنام او 
به نظر من ما الان به این دلیل در بدترین وضعیت دوران تاریخمون بسر میبریم که در ادوار کهن ( باستان ) و گذشته نچندان دور ( بعد از قاحار ) تمام جنگ هایی که به ایران تحمیل شده از یکسو فقط و فقط جنبه برخ کشیدن قدرتی مافوق آریایی ها بخصوص ایرانیان بوده و از طرف دیگر برای تصاحب املاک و بدست اوردن مستعمرات و سرزمین های زیر سلطه ایرانیان بوده با وجود این همه تجاوزات که از اواخر حکومت ساسانیان و اعراب بدوی شروع شده و در زمان قاحار توسط روس های تزاری ادامه داشته بازهم بشکر ایزد منان و همت ملت بزگ ایران هنوزم که هنوزه هم نام ایران و خصوصیات فرهنگی و اخلاقی آن پابر جاست .. کم کشورها و امپراتوری های بزگی بودن که نتوانستن در قبال حتی یک تهاجم کوتاه مدت هویت خود را حفظ کنن واز هم پاشیدنند . این ایرانیان بودن که از فتنه اسکندر مغدونی گرفته تا اقوام هون و اعراب و مغولان وروسها سر افراز بیرون آمدن هرچند که تاوان سختی دادن و خیلی از سرزمین های این ملت از چنگشان بدر رفت ولی نامشان هنوز به عنوان ملتی بزرگ . کهن . وبافرهنگ .که همیشه یکتا پرست بوده اند بر سر زبان هاست ...
خوب طبعا ایچنین ملتی دشمنان کهنه قسم خورده و جدید زیاد دارد و همه منتظر یه سوتی از طرف دولت مردان ما هستن تا کاری را که اسکندر و چنگیز و اتیلا و اعراب نتونستن به اتمام برسانند را بپایان ببرند...
شخص بنده از سیاست خارحه ای که در این برحه از زمان دولت مردان ما پیش گرفتن نه به طور کامل که تا حدود زیادی حمایت کرده و هرچه فکرش را میکنم میبینم ما راهی جز این گونه مدارا های دیپلماتیک و آب زیرکاهانه نداریم که انجام دهیم و تجربه به ما ثابت کرده گردن کلفتی خارج از چارجوب سازمان ملل ( البته فعلا که سازمان ذلل ) نتیجه ای جز جنگ فرسایشی و نابودی استقلال و تمامیت ارضی هیچ سودی برای ما ندارد نمونه های این گفته ام را هم خودتان دیده اید یا شنیده اید که در عراق و افقانستان و غیره چه ها که نمیگذرد ..
(( دیگی که برای من نجوشه میخوام سر سگ توش بجوشه ))
شاید این سوال برای شما پیش بیاد که خوب سوریه و لبنان و فلسطین یا ونزوئلا که در ینگ دنیا قرار دارد به ما چه سودی و منفعنی میرساند جز خرج شدن سرمایه ملی و پول نفت و گرانی و تورم ملت خودمان سوالی که همیشه ذهن خودم را مشغول میکرد..
من از لبنان شروع میکنم ... در جنوب لبنان طوایفی هستن که از لحاظ مذهبی و نژادی با ایرانیان یکی بوده وبه علت شیعه بودن خیلی مورد ازار و اذیت اعراب قرار میگرفتن و دست اخر هم که اسراییل مزید برمشکلاتشان شد ایرانیان از این موقعیت سواستفاده ویژه ای کرده و با تشگیل حزب مردمی در جنوب شروع به تقویت مالی و نظامی این حزب کرده و شما دست آورد این ساپورت همه جانبه را در اخراج اسراییل از جنوب لبنان و جنگ 33 روزه و حتی کودتای بازی گوشانه اخیر میبینید که همه و همه به حساب قدرت ایران در به کار گیری اهرم فشار برعلیه غربی ها و اسرائیل میباشد و وجود همین حزب الله میباشد که مانع شده اسرائییل و امریکا جرعت حمله کردن به تاسیسات هسته ای ایران رو ندارن .. این حزب در واقع مشک نمونه خروار قدرت بازدارندگی ایران است 
در مورد فلسطین و سوریه هم وضع به همین منوال است ما داریم ایران گروه های کوچک فلسطینی رو که اعراب انها را طرد کرده بودنند را دور خودش جمع کرد و سروسامان داد و برعلیه هرگونه مخالفت با سیاست های ایران در خاور میانه این گروه ها میشن زیر تانکی و رو مین برو ما ( البته اگر خیانت نکرده و از پشت به این همه لطف ما ایرانیان خنجر نزنند که تا به امروز اینطور نبوده ) ......... سوریه هم خداییش در زمان حمله صدام به ایران وفاداری خودش را ثابت کرده و در اینده نیز مرز هوایی این کشور خیلی راحت اسکادران هوایی ایران رو مثل اجل معلق میرسونه رو سر اسراییل 
البته به وقتش
این وسط ما موندیم با جناب هوگو چاوز تا ببینیم این این یاغی پر مدعا که همیشه دوست داره مطرح باشه و گاه گداری با گوش پاکن گوش امریکاییها رو میخارونه چه گهی خواهد خورد که شخصا معتقدم این قبری که بالای سر آن گریه میکنیم مرده ندارد 

دیگه بیشتر از این نمیتونم چیزی بنویسم امیدوارم اونایی که باید موقعیت خطرناک کنونی رو که گرگها علاوه بر تیز کردن دندان برای منابع و سرزمین ما برای نابودی نام و فرهنگ و تاریخ ما نشته اند درک کنند که واقعا کاری از دست ایران در این برحه از زمان جز بازی های دیپلماتیک و گرگم به هوا بر نمی آید که نمی آید
موفق باشید