__
عنوان بحث
گزارش برنامه 182-12/11/86/درکه
12 بهمن 86 - 17:30

سلام

برنامه ساعت 8.30 صبح شروع شد

هوای سرد و البته تمیزی بود

در میانه های راه خانم برجسته و اقای رزاقی هم به جمعمون اضافه شدن

جای بردیای عزیز بسیار خالی بود

روز قشنگی را در کنار دوستان بودم امیدوارم بازم در برنامه های اینده بتوانم ببینمتون

(فرشاد عزیز به قول وحید یه جلسه بزار تصمیم بگیریم کجا بریم:ارمنستان،کاشان،جزیره،......)

موفق باشید

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
14
26 بهمن 1386 ساعت 13:00

سلام

میشه خواهش کنم از این به بعد قرار کوه رو برای من پیام خصوصی بزارید؟

هر کس این لطف رو بکنه ممنونش میشم

amirmohammad.fallah@yahoo.com

13
22 بهمن 1386 ساعت 07:53
یعنی جای من خالی نبود؟
12
14 بهمن 1386 ساعت 03:29

salam

khoshhalam ke behetoon khoosh gozashteh

man ke hesabi dargire emtehana hastam

11
13 بهمن 1386 ساعت 21:04

سلام

اومدن فرشاد رزاقی باعث شد یاد خاطرات سالهای 83 و 84 زمستانهایی که در اوج گروه بودیم یادش بخیر زمانهایی که با 50 و60نفر از دوستان می رفتیم کوه

پریا جان تمام مدت یاد شما بودم دلم برای دیدن روی ماه شما و فرهاد کلی تنگ شده راستی زهره و خواهراش را هم دیدم کلی خوش و بش کردیم توماشین اونا تا پلنگ چال رفته بودند موقع برگشت همدیگر را دیدیم

خاطره ها مداوم جلو چشممه زمانهایی که با الهام افخمی و افشین مهبد برف بازی می کردیم زمانهایی که با رضا صفایی کمین بقیه را می کشیدیم آهنگهایی که علیرضا قرقچیان و علیرضا ترابیان اجرا می کردند زمانی هایی که با سوگند میری جلودار گروه بودیم زمانی که بهنام گلوله هاش را شلیک می کرد زمانی که آواز "می شه آسمون بوسید" را می خواندیم جای خیلی ها خالی بود

امیر آرش جان جایی که ما بودیم آب ذغال چال بود  و تا پلنگ چال حدود 1 ساعت دیگه فاصله داره عزیز دلم

10
13 بهمن 1386 ساعت 19:38

یك صبح نیمه ابری .. زمستونی خنك .. بابرف زیبایی كه ازشب گذشته همه جا سفید پوش شده بود ..

جلوه زیبای زمستون برفی رو میشد در انبوه درختان سفید پوش اطراف خیابان بسمت بالا كه با آسمون نیمه ابری و كوه mix شده بودن .. دید

..

ساعت 7:40 رسیدم تجریش در محل قرارگروه .. تعدادی كه زودتر اومده بودن .. تا 8 اونجا بودیم تا تعدادمون دوبرابر شد .. بسمت میدون دركه حركت كردیم .. اونجا هم مدتی بودیم تا تقریبا همگی چه اعضای جدید چه قدیمیها اومدند .. ..

مسیر دركه رو هرچقدر بسمت بالاتر میرفتیم .. به جلوه های زیبایی روكه از تلفیق برف سفید و رودخانه و صخره ها زیر نور آفتاب ساخته بود .. اضافه میشد .. ,زمستونهای دركه هم قشنگی خودشو داره

محلی رو برای گرفتن عكس دسته جمعی انتخاب كردیم .. درست درهمون لحظه بود كه معاونین گروه ..

آقا فرشاد وسارا خانوم رسیدن .. ..

تا ساعت حدود 11.5 راهپیماییمون به سمت بالا بصورت تفریحی .. سبك و تقریبا پیوسته ادامه پیدا كرد تا با پیشنهاد آقافرشاد كافه رستورانی تقریبا نزدیك پلگ چال رو برای استراحت درنظر گرفتند.. ..

تو كافه بعد از استراحت وصرف تغزیه در مورد شكل برنامه هاو تورگشتی هم نظرات و پیشنهاداتی بین بچه ها ردوبدل شد تا صحبتها ونتیجه گیریها تو فرصتی مناسبترانجام بشه ..

به محض خروج از كافه اولین جرقه های برف بازی تو ذهن بچه ها ایجاد شد و به مرور اكثرا یا گلوله برفی میخوردن یا پرتاب میكردن ..

این جریان تا پایین بصورت متناوب ادامه داشت

 

موقع برگشتن در اواسط مسیر با آقا مازیار و خانم نازنین كه تازه رسیده بودن برخورد كردیم وهمراه مابرگشتن.

روز خوبی بود ..

هركدوم از بچه ها باتوجه به خواسته های فكریشون به گونه ای دركنارهم روزشونو در طبیعت زمستونیه زیبای دركه گذروندن .. تعدادی باعكاسی .. باهم صحبتی .. بعضی ها با تنهاییه خودشون وتفكر و ...

برای من هم..

بعد از مدتی دوری از طبیعت .. دركنارگروه صمیمیون .. تونستم خستگی ناشی ازكارومحیط شلوغ شهررو با تهیه كلیپ های مستند از جلوه های فصلی طبیعت با موبایلم .. رفع كنم و حس آرامشی متفاوت رو دوباره بدست بیارم ..

و البته مطمئنا كیفیت تصویر برداریش بیشتر برای خودم خاطره انگیزه ودرسته به جشنواره كن نمیشه بردش اما بازم حداقل میشه دیدش ..

راستی .. راستی .. ..

جای بقیه دوستای گروه كه بدلیل امتحاناتشون یا ... نتونستن بیان واقعا خالی احساس شد !

.. بردیا (كه امیدوارم كسالتش رفع شده باشه) .. جواد طواف - رضا - محسن تهرانی - فرید - مهدی - علی - آیدین - امیراسماعیلی - آرش - سروش -مریم وحجت - محبوبه - سینوهه - پیمان - محمد - خواهران قره خانی -احسان - مهسا - پروانه و ... تمامی دوستای محترمی كه عاشق كوه هستند ...

و اعضای جدیدی كه اعلام حضور داشتند و نیومدند ..

به امید سلامتی و موفقیت همگی تو زندگیشون

9
13 بهمن 1386 ساعت 15:40

salam

 

 

Dostani ke axha ro mikhastand mitoonand dar albumer man bebinand

8
13 بهمن 1386 ساعت 14:12

سلام

من و فرهاد هم  مطابق با اعلامی که کرده بودم، اومدیم ولی مساله ای پیش اومد که قبل ازسلام و احوالپرسی با بچه ها ، برگشتیم پایین.

امیدوارم سری آینده بتونیم تمام راه رو با بچه ها باشیم.

خوشحالم که به همه خوش گذشته.

 

7
13 بهمن 1386 ساعت 06:07

برنامه خوبی بود

از همتون ممنونم

6
13 بهمن 1386 ساعت 02:19

درود به همه دوستایه گلم

خیلی خوشحالم که بهتون خوش گذشته و واسه بردیا که سرما خورده و فرشاد که پاش پیچ خورده ، آرزوی سلامتی دارم که وجودشون واقعا رنگ و جلای خاصی به گروه میده . متاسفانه نشد که بشه و من که منتظره اومدنه همراهم بودم ، اونقدر موندم تا زیره پام علف سبز شد و بناچار مسیر برگشت به منزل رو در پیش گرفتم و نهایتا به رختخواب گرم و نرم پناهنده شدم

از دوستانه عزیزی هم که جویایه احوالات من شده بودن ، سپاسگزارم . ضمنا تولد تمامه بهمن ماهی ها و مخصوصا خانم نازنین رو بهشون تبریک میگم و آرزوی روزهای خوب رو واسشون دارم .

5
13 بهمن 1386 ساعت 00:45

salam   barname  khobi  bod va  dar  kenare dostan  khosh  gozasht     aksai ke man gereftam  to  linke zir mitonid bebinid

http://www.cloob.com/user/album/photonew/albumid/184471/username/hi9830/atrty/1201900065/avrvy/652276//key/27a102e81d2fb0fe2f0f11817bab044e/

4
13 بهمن 1386 ساعت 00:32

یکی از نکات جالب این برنامه این بود که بچه ها موقع برگشتن از همون اول به دو گروه تقسیم شدن و تا اخر کوه این دو گروه در حال برف بازی بودند

نکات جالب تو برف بازی یکیش نوع پرتاب برف فرشاد بود که دیگه به صورت پرتاب مستقیم نبود یه گولوله برگ بر میداشت پرتاب میکرد انقدر بزرگ بود که به هر درختی که میخورد اون هایی که زیر درخت بودند بیچاره میشدند

یکی دیگه نوع پرتای و البته کیفیت پرتاب گلوله های برفی به وسیله کسری بود خودمونیم شلیک میکرد پرتاب نمیکرد

یکی مورد دیگه هم اینه که من از اول تا اخر برنامه عقب حرکت کردم و تمام بچه های جلویی حتی در برخی موارد کوهنوردان غیر از گروه خودمون را بی نصیب از کلوله های برف نزاشتم نمیدونستم کجا میخوره فقط پرتاب میکردم

یادم نیست چند تا گلوله تو کله حمید و مازیاد زدم

حیف که فرشاد را زیاد ندیدم وگرنه به یاد برف بازی دوسال پیش درکه با گروه کوهنوردی و به یاد خانم رستگار چند تا گلوله خفن بهش میزدم

همینجا بازم تولد خانم شکیبا را تبریک میگم و به قول حمید (نازی ناز کن که نازت ...........نازنین مریم وای نازنین مریم)

در مورد تور ها هم میدونم البته این جا تاپیک پیشنهادات نیست ولی چون توی برنامه این هفته حرفش بود نظرم اینه که خیلی ابتکار جالبی هست سفر با قطار و من برای پیگیری و رزرو بلیط و فهمیدن اینکه در دلیجان ایستگاه هست یا نه و کلا مراحلی که به قطار ختم میشه پیشنهاد میدم با خانم چگینی هماهنگ کنیم چون ایشون میتوانند اطلاعات جامع و کاملی در مورد قطار ها بدن و حتی میتوانند جا رزرو کنند(اخه 5 شنبه هفته پیش 4 تا بلیط مشهد برام جور کرد)

3
13 بهمن 1386 ساعت 00:17

 سلام به همه دوستان . روز خوبی بود مخصوصا زمانی كه داشتیم تصمیم میگرفتیم برای برنامه تور .

آقای فرشاد رزاقی  منظورتون تور یك روزه با قطار به سمت جنوب ایران هست یا جنوب تهران ؟

آقا من واقعا با نظر وحید اسدی موافقم . یك برنامه بذار برای اینكه تصمیم بگیریم كجا بریم . با قطار به جنوب

تهران بریم یاجنوب ایران . شایدم با ولو رفتیم دبی

بردیا جان :

 جای شما بسیار خالی بود . امیدوارم  همیشه سالم و سر حال باشی

موفق و موید

 

2
12 بهمن 1386 ساعت 23:24

1 - این برنامه بدون هیچ مسئولی برگزار شد و بچه ها نشون دادند كه میتونن مسئولانه خودشون برنامه رو اداره كنند

 

2 - بنظرم زمانی كه عده ای به هر دلیلی مثل برف بازی و یا عكاسی توقف میكنند به سایرین و مخصوصا جلودار ها خبر بدن تا سایر دوستان انها رو گم نكنند و مدتها در انتظار نمانند . میدونید كه منتظر گذاشتن دوستانمان تو این هوا میتونه باعث سرماخودگی بشه ؟

 

3 - من پیوسته در طول مسیر یاد بهمن 83 بودم كه همین موقع به دركه آمده بودیم . در آن برنامه برای اولین بار برای 4 نفر از دوستانمان كیك خریدیم و اولین جشن تولد گروهی را برگزار كردیم . اون برنامه با حضور حدود 50 نفر برگزار شد و وقتی كه از پلنگ چال برمیگشتیم هوا تاریك شده بود . از كسانی كه در اون برنامه بودند فقط من و وحید اسدی امروز بودیم . یادش بخیر

 

4 - من در مسیر لیز خوردم و مچ پام پیچ خود خیلی بهش توجه نكردم ولی الان دیگه اصلا نمیتونم راه برم . احتمال داره مجبور بشم پام رو گچ بگیرم تا عبرتی شوم برای سایرین . تروخدا شما دقت بیشتری فرمائید

 

5 - در اون جلسه كه داشتیم به هیچ جمع بندی خاصی برای برنامه تور نرسیدیم ولی من فكر میكنم كه تور یك روزه با قطار به سمت جنوب تهران میتونه مسیری منطقی و متمایز باشه . مثلا با قطار بریم اب گرم دلیجان (البته نمیدونم كه دلیجان ایستگاه قطار و آب گرم داره یا نه ) نظر شما چیه ؟

1
12 بهمن 1386 ساعت 22:52
سلام.می توانم بگم برنامه بسیار خوبی بود و در کنار دوستان کلی لذت بردیم وکلی برف بازی کردیم.از این که توانستم امروز برم کوه و پیش دوستای خوبه کوه و تور باشم خوشحالم.از بچه ها هم بابت روحیه و نشاطی که به گروه دادن ممنون.
__