__
عنوان بحث
اعلام داوطلب برای معاونت گروه
9 دی 86 - 12:31

دوستان عزیز

معاونین گروه، این روزها مشغله های زیادی دارند، خود من هم همینطور روزهای پایانی دوره ام در بنیان رو دارم می گذرونم و کمتر در برنامه ها حضور فیزیکی دارم.

از دوستانی که می تونن توی برنامه ها همکاری کنن، دعوت می کنم تا داوطلب بشن برای معاونت گروه.

شرایط اولیه ای که مورد نظر هست:

1- علاقه مند باشند به مسؤول بودن، و خاضر باشند که وقت بذارن.

2- با مقررات برنامه ها آشنا باشند و هماهنگ باشند با قصد گروه.

3- حداقل در 20 برنامه حضور داشته باشن.

 

بعد از اینکه افراد اعلام داوطلبانه برای معاونت کردند، با مشورت من و معاونین فعلی، انتخاب خواهند شد.

سپاسگزارم.

جواد طواف

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
17
26 دی 1386 ساعت 11:43

فقط خوستم بگم روی من یکی حساب نکنید که وقتم پره !!
16
20 دی 1386 ساعت 10:49

دوستان گرامی، راستش این گروه رو من به قصد تفریح و شادی ایجاد نکردم، ضمن اینکه این ها بسیار لازم و ضروری هستند، قصد من این بوده تا جایی که می تونم توی جامعه تأثیرگذار باشم، فضایی ایجاد کنم که به "فردیت" و "آزادی فردی" (با آزادی اجتماعی فرق داره) کمک کنم، ضمن اینکه یک سری مقررات برای حفظ حقوق جمع رعایت بشه.

از طرفی برای من این اهمیت داشت که بتونیم تداوم هم داشته باشیم، و برنامه ها همه بر اساس یک "قصد" و زمینه ایجابی باشه، نه از روی نفی چیزی. برای هر برنامه ای قصدی رو اعلام کردیم تا تمرین کنیم که در زندگی با توجه به قصد حرکت کنیم. هرچند در بسیاری از برنامه ها حضورمون هماهنگ با قصد برنامه نبوده.

تلاشم بر این بوده تا اگر کسی از کسی دیگه انتقادی داره، و انگشت اتهام به سوی اون فرد بلند می کنه، در درجه اول مسؤولیت رو متوجه خودِ همون فرد بکنم، و بخوام که بیشتر به طرز حضورِ خودش نگاه کنه، و خودم بیشتر از هم در مورد خودم و نکات خودم نوشتم، تا بقیه هم یاد بگیرند. خودم هم در حال یادگیری هستم. و یادگیری یک فرایند بی انتهاست.

تلاش کردم، تا در برنامه های مختلف، مسؤولیت ها بین افراد تقسیم بشه، و البته تلاش کردم تا خود افراد ایده بدن، و برن به انجامش برسونن، بسیاری از برنامه های گروه با ایده خود بچه ها شکل گرفت، شکل برنامه ها برای من چندان مهم نیست چطور باشه، مهم قصد برنامه هست، که اگر روی اون قصد باشیم، و تمرکز درونی و ذهنی داشته باشیم، شاید بتونیم جهانی رو متحول کنیم.

آدمای زیادی به گروه اومدن و رفتن، بعضی ها موندگار شدن، بعضی ها هم نه، خوششون نیومد بمونن، و رفتن.

یکی از ویژگی های گروه، سیال بودنش هست، که افراد هر از چندی تغییر می کنند.

مسؤولیت باری نیست که بخواهیم بر دوش بکشیم، بلکه انتخابی است برای بودن و توجه و اهمیت دادن، و رشد کردن.

خیلی ها در گروه در زمینه کارهای اجرایی تلاش می کنند، ولی به نظرم هنوز برای مدیریت و معاونت گروه باید تجربه کسب کنند، چون تنها کار اجرایی ملاک نیست، بلکه کل نگری، داشتن چشم اندازی و آرمان، هدفمند بودن، متعهد بودن، مسؤول بودن، شهامت و ریسک پذیر بودن، با احترام و اعتماد برخورد کردن، مثبت نگری، انرژی مثبت داشتن، انگیزه و علاقه داشتن، و .... همه و همه مهم هستند.

من خودم شخصاً دوست داشتم فردی مثل افشین مهبد، احسان صائب نوری و افرادی از این قبیل حضور بیشتری در برنامه های پیدا می کردن و مسؤولیت می پذیرفتند.

برای من اینکه فرد سابقه فعالیت فرهنگی و اجتماعی داشته باشه، مهم هست.

چون خاستگاه این گروه، از فعالیت های اجتماعی هست.

شاید واضح تر بگم، برای من فردگرایی، انسان گرایی، یادگیری مسؤول بودن، پذیرش، تعهد و ... پیش نیاز تغییر اجتماعی است.

برای من گروهی مطلوب هست، که در فضای احترام و اعتماد به همدیگه، شادی رو تجربه کنیم، و بتونیم تنه ای به سقف آزادی های فردی در جامعه بزنیم و گسترشش بدیم، بعد ها افرادی که در این گونه گروه ها شرکت می کنند، می تونن افراد مؤثری در فعالیت های اجتماعی بشن.

حرف در این مورد زیاد هست..... شاید در یک جمع خصوصی بیشتر در این مورد صحبت کنیم.

15
19 دی 1386 ساعت 23:36
man hazeram in masooliate sangin ro be doosh bekesham
14
15 دی 1386 ساعت 12:19

baranme  hamin  hafte  jome  barname 179  neshon dad  ke in gorouh  hanoz ham zende  va  shado sare hale  har chand  ke shayad  az  lahaz  tedad  sherkat konandeha to  barnameha  ye kam  shol  shode  bashe va  man motmaen  hastam  ke  modiriyate goroh va moavenin aziz mitonan  hata age moavene jadidi  ham  peyda nashe  ba  ye kam  vaght  gozari  bishtar   barnamaehi  bishtar  va  shadtar ro  ham ejra  konan

13
15 دی 1386 ساعت 00:22

دوست عزیز

اتفاقا من هم با اینكه شما نظر شخصی تون رو در مورد موضوع مطرح شده اعلام كنید،موافقم. اما فكر نمی كنم پیش بینی های شما در مورد آینده گروه و كارهایی كه تاكنون همه اعضای گروه برای تداوم و حفظ گروه انجام داده اند، ربطی به اعلام آمادگی دوستان برای پذیرفتن مسئولیت در گروه داشته باشه...

شاد باشید و با انرژی

 

12
13 دی 1386 ساعت 15:22

از ادامه بحث در مورد این قضیه انصراف میدم به این دلیل که میدونم و اطمینان دارم اخر این تاپیک به هیچ جا نمیرسه

حالا هم شما هستید هم ما هستیم ببینید اخرش چی میشه و تازه به نظر من معاونی که انتخاب میشه بیشتر شبیه یه منشی هست هر هفته اعلام برنامه کوه و هر هفته اعلام برنامه تور و بیشتر شبیه یه منشی هست تا به برنامه ریز

ولی امیدوارم جواد عزیز به هدفشون برسند که البته اعتقاد دارم نه جواد بلکه تمام دوستانی که در این تاپیک نظراتشون را نوشتن کسانی هستند که گروه دوستان صمیمیت و خیلی چیزهای دیگه براشون مهم هست و انسان های مسئوالیت پذیری هستند

ولی بنا به دلایل و البته تجربیاتم از ادامه بحث خوداری کینم

به امید اینکه همیشه و در همه جا خوشحال باشیم و سلامت

این ارزو قبلی من هست


در همه جا فکر میکنند که کلمه پائولو کوئیلو درست هست ولی اگر به سایت زبانکده رسمی جمهوری اسلامی ایران سری بزنید میبینید که کلمه پائولو کوئلیو درست هست نه پائولو کوئیلو

11
13 دی 1386 ساعت 12:37
اكثر دوستان من رو میشناسند. البته نه حضوری . من رو  از روی تاپیك هام میشناسند.
به عنوان یك عضو غیر فعال یه پیشنهاد دارم .
ازتون خواهش میكنم به خاطر اینكه تشتت به وجود نیاد و خاطر بعضی از دوستان به خاطر برخی از گفتارها و نوشته ها مكدر نشه یه جلسه حضوری تشكیل داده بشه و در اون جلسه كسانی كه دارای شرایط و ویژگیهای كاندیداتوری هستند ( طبق اعلام آقای طواف ) كاندید شده و در نهایت یه رای گیری صورت بگیره.
این جلسه میتونه یك قدم موثر در اثبات دموكراسی موجود در گروه باشه مضاف بر اینكه به حل شدن خیلی از مشكلات هم كمك میكنه .
این جلسه میتونه به صورت یك برنامه اختصاصی برای اعضای فعال تشكیل بشه.

( عمرا اینجوری به نتیجه نمیرسید . البته ببخشیدها من فكر میكنم اینكه هركس نظر خودش رو تایپ كنه و با یك زبان الكن - از لحاظ انتقال مفهوم و حالت بیان كه همون متن خالص بدون احساسات هستش - اون نظر رو عنوان كنه نهایتا به یك اختلاف منجر میشه .
میشه راههای بهتری هم پیدا كرد. این نوع مذاكره زیاد جالب نیست چون نمیتونه احساسات رو منتقل كنه و چون ما انسان هستیم و از همه بدتر ایرانی همیشه بدترین حالت ممكن رو در نظر میگیریم . و در نهایت باعث به وجود اومدن كدورت میشیم)

10
13 دی 1386 ساعت 12:06

فکر می کنم که میزان سواد بعضیها رو بشود از تعداد غلطهای املایی موجود در چهار خط نوشته ایشان  ( دستور زبان فارسی پیشکش )  تشخیص داد

9
13 دی 1386 ساعت 11:15

نظرات شخصی دادن در یک بحث قسمتی از بحث هست(پائولو کوئلیو)

این که شما رابطه نظر را با بحث نمیدونی یا تشخیص نمیدی نشانگر دید بسته شما هست(سعی کنیم یکم ازاد فکر کنیم انتقاد همیشه هم بد نیست نباید جلوش جبهه گیری کرد)

 

8
13 دی 1386 ساعت 08:56

سلام دوستان عزیزم

بالاخره بعد از مدت ها دوباره ارتباط من با دنیای مجازی برقرار شد چند تا پیشنهاد دارم‌:

1- از دوستان فعال و با انگیزه گروهمون دعوت می كنم تا برای معاونت پیش قدم بشن و از فرصت به دست آمده استفاده كنند. خیلی وقت ها افرادی كه می تونند و قدرت مدیریت و رهبریت رو دارند و اقدام نمی كنند، این فرصت رو به افرادی می دهند كه توانایی های كمتری دارند. مطمئن باشید سایر دوستان و معاونین فعلی هم همراهی تون می كنند.

2- در آغاز فصل زیبای زمستان برنامه های بسیار زیادی می تونیم بگذاریم كه تجربه بی نظیریه...

3- نظرات شخصی خودتون رو كه ربطی به موضوع مورد بحث نداره، در اینجا مطرح نكنید. مثلا می تونید از قسمت نظرات و پیشنهادات استفاده كنید.

شاد باشید

برف بازی یادتون نره  

7
12 دی 1386 ساعت 15:05

دوست عزیزم فرشاد

قصد من اصلا ایه یاس خوندن نبود تو دیگه باید منو بهتر بشناسی

من فکر میکنی بزرگترین مشکل در این گروه که البته به نظر من تا اون حدی که شما از نظر من برداشت کردی حاد نیست (به قول امیر حیدری همه چیز را میشه با حرف زدن درست کرد)اینه که بچه های دیگه باید یه کم احساس مسئوالبت بکنند در قبال برنامه ها و از اون طرف دوستانی که در اصطلاح قدرت برنامه ریزی دارن باید یکم امکان رشد به دیگران بدن به شخصا انسانی هستم که اگر در گروهی معاون بودم و نمیتوانستم برنامه ریزی کنم استعفا میدادم و راه را برای دیگران باز میکردم و حتی دوستان دیگر را تشویق به معاون شدن و برنامه ریزی کردن میکردم چون یه روزم خودت یادته من تازه امده بودم و حتی خود تو و هیچی بلد نبودیم این گذشتگان بودند که به ما اجازه مانور دادن را دادن

به عبارتی استنباط شخصی من از حال و احوال هم اکنون گروه مشکل در انتقال قدرت(حالا کلمه قدرت کلمه قشنگی در گروه ما نیست بیشتر روی جنبه اصطلاحش حرف میزنم)در گروه هست یعنی این که هم دوستان احساس مسئوالت کنند و هم دوستان برنامه ریز اجازه مانور بدن

من فکر میکنم فرشاد اگر توی یه تاپیک قضیه تور همدان را مینوشتی خیلی ها داوطلب میشدند و فکر کنم برنامه خوبی هم از اب در میامد

فکر کنم این ایراد من بود که نتوانستم منظور را درست برسونم در مورد گروه وگرنه خود منم بیشتر تمایل به حل مسائل به روش گفتاری دارم(بابا مثلا ما دانشگاه رفته هستیم)

در مورد دوست عزیزمون اقای ساسان برای مدیریت

اقای ساسان اگر به گزشته گروه برگردی میبینی یکی از بزرگترین دلابل تداوم گروه نصبت به خیلای گروه های دیگه همین مدیریتش هست  ما شاید در جزء تفاهم نداشته باشیم ولی در کل همه متحد هستیم

6
12 دی 1386 ساعت 12:13

دوست عزیز علی فرزین

اولا که (بگذریم)

دوما من معتقدم مسئولین فرصت برنامه ریزی ندارند که بخواهد درست باشه یا غلط و مشکل هم همینجاست

سوما که اعضا هم فرصت (یا جرئت) مسئولیت پذیری ندارند . برای مثال من تمام مقدمات تور همدان را فراهم کرده و با همه در میان گذاشتم . چند نفر پیگیر این برنامه شدند ؟ چند نفر داوطلب برای کارها داشتیم ؟

چهارما و مهمتر از همه اینکه گروه اسمش روشه . چیزی نیست که قائم به فرد باشه . قطعا اگر مشکلی وجود داشته (که من مثل شما مشکل حاد و غیر قابل جبرانی نمیبینم) به تمام ما بر میگرده . از من معاون گرفته تا شما عضو فعال گروه .

اگر شما فکر میکنید که وضعیت خیلی وخیم هستش قطعا ذهن شما به این باور رسیده اید که نحوه حضور شما اینگونه بوده . و طبیعی است که ...

بگذریم

من فکر میکنم بجای اینکه فکر کنیم کی بیشتر مقصر بوده و آیه یاءس بخونیم بهتره فکر کنیم :

من چه کاری کردم که اشتباه بوده ؟

من چطوری میتونم مفید تر و تاثیر گذار تر برای گروهم باشم ؟

 

یادم هست در برنامه های 40 - 60 بود که یک روز جواد حرف خیلی خوبی به من زد : (( تاثیر گذاری بیشتر الزاما به معنی حضور و فعالیت بیشتر نیست ))

قطعا تغییر خود انسان بسیار ساده تر از تغییر سایرین است . مخصوصا اگر خودت به این باور رسیده باشی

5
12 دی 1386 ساعت 01:31

من به شخصه بابک عبادی رو  توصیه می کنم

چون دیدم که در همه زمینهها فرد موفقی بوده

4
11 دی 1386 ساعت 15:50
میتونین در مورد داوطلب برای مدیریت گروه هم فکر کنین.
3
11 دی 1386 ساعت 15:47

متاسفانه به دلیل بعضی برنامه ریزی های اشتباه این کلوپ به حدی سوت و گور شده که حتی تلاش برای دوباره بلند کردنش هم......راه به جایی نمیبره..............

__