| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
17
|
79
|
88/8/21 (12:00)
|
|
||
|
|
35
|
158
|
88/12/7 (18:49)
|
|
||
|
|
28
|
68
|
86/9/26 (17:50)
|
|
||
|
|
146
|
866
|
90/1/9 (13:15)
|
|
||
|
|
15
|
77
|
90/1/9 (13:08)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
89/9/10 (13:00)
|
|
||
|
|
3
|
17
|
89/6/17 (18:20)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
89/5/23 (17:39)
|
|
||
|
|
28
|
129
|
89/5/20 (18:45)
|
|
||
|
|
7
|
51
|
89/5/20 (18:19)
|
|
||
|
|
139
|
539
|
89/5/20 (18:18)
|
|
||
|
|
13
|
59
|
89/3/16 (14:32)
|
|
||
|
|
2
|
16
|
89/3/16 (14:30)
|
|
||
|
|
79
|
433
|
89/3/16 (14:24)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
89/2/27 (15:29)
|
|
||
|
|
135
|
778
|
89/1/5 (16:23)
|
|
||
|
|
51
|
291
|
88/7/22 (02:26)
|
|
||
|
|
1
|
20
|
88/7/4 (22:30)
|
|
||
|
|
2
|
5
|
88/6/28 (15:07)
|
|
||
|
|
72
|
290
|
88/6/26 (00:51)
|
|
وابستگی و آرامش ...

نیرویی فوق العاده برای رسیدن به هدف های آینده...


عشق مرگ نیست زندگی است.
سخت نیست عین سادگی است.
عشق عاشقانه های باد وگندم است
عشق یعنی خنده بی امون من وتو
عشق یعنی نگاه گرم تو و ذره ذره آب شدن برف های دل منو
سوتک گلوی تو که هر شب تا صبح تو گوش بارون آواز می خونه
عشق یعنی صدای ساز تو که حتی وقتی نیستی تمام نت هات برام می رقصن
عشق یعنی خود خدا که وقتی دستاش رو شونم نیست گم می شم از خود خودم
عشق یعنی کشیدن تو تو دم دمه های یه صبح دل انگیز
عشق یعنی بازی ماهرانه تو روی طناب های کهنه دل من
عشق یعنی رویش جونه دست های تو رو پیچک گل های بابونه ایران من
عشق یعنی خوندن ای ایران با صدای قشنگ زنده یاد بنان
عشق یعنی سروده های گاتها وقتی همه آهنگ هامون رپ شده
تنها 4 سوال با ارزش در زندگی هست:
چه چیزی مقدسه؟
ساخته روح چیست؟
ارزش زندگی برای چیست؟
و ارزش مرگ از آن چیست؟
پاسخ هر کدام از این سوالات
فقط عشقه
دوستت دارم نه به خاطر خودت !بلکه به خاطر شخصیتی که من هنگام با تو بودن پیدا می کنم .

هرجا از عاشقی بپرسید كه عشق چیست تنها به زخمهای خود اشاره می كند .
عشقحاشیه انسان بر كتاب آفرینش است ،
عشق سرطان دوست داشتن است ،
عشق خرید وفروش پایاپای عاشق و معشوق است ،
عشق لك لكی است كه كه روی درخت خاطراتلانه دارد ،
عشق دل ماست تقسیم بر همه زیباییها ،
عشق همان است كه دل مادر آن قرار ملاقات می گیرد ،
عشق عقد دائم ما با غم و غربت است ،
عشق شبنامزدی ما با جدایی است ،
عشق لحظه عظیمی است كه در آن زنت برای معالجهقلبت طلا هایش را می فروشد ،
عشق كاری است كه تنها از سینه سوخته های محبتو دود چراغ خورده های معرفت بر می آید ،
عشق من و توییم به اضافه یك پاییزقدم زنان ،
عشق یك نگاه نیست عشق یك كلمه نیست
عشقخلاصه شده در فاصله ، عشق آزادی است ،
عشق شادی است ،
عشق آغاز آدامی زادیاست ،
عشق آغاز روئیدن است ،
عشق رودخانه لیلی است كه صدا ندارد ،
عشقجهنمی است كه دوا ندارد ، زندگی همواره دو نیمهاست نیمه ای سرد و آجین و نیمه ای سوزان و آهنگین عشق آن نیمه سوزان زندگیاست ،
عشق پلی است كه اقلیم حیات و سرزمین مرگ را به هم پیوند می دهد ،
عشق چون دریاست عشق رسوا و رسوایی است عشق تنها و تنها یی است ،
عشق نكهتجان است جان و ایمان است ،
عشق وجه سبحان است پیر عرفان است شاه مردان است،
عشق بستان است گلستان است بی پایان است ،
عشق آفتاب است ، لطف مهتاب است،
عشق بی عین و بی شین است ،
عشق چراغ نجات بخشانسان است ،
عشق نوری است كه در هر نظری جلوه گر است ،
عشق اسطرلاب اسرارخداست ، یادگاری است كه در این كنبد دوار می ماند ،
عشق آتش دلهای كباباست ،
عشق دردها را درمان می كند ،
عشق تمنای دو قلب است ،
عشق پیوستبهترین محبتی است میان من و تو
قلب جغد پیر شكست
جغدی روی كنگره های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا میكرد. رفتن و ردپای آن را. و آدمهایی را می دید كه به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند. جغد اما می دانست كه سنگ ها ترك می خورند، ستون ها فرو می ریزند، درها می شكنند و دیوارها خراب می شوند. او بارها و بارها تاجهای شكسته، غرورهای تكه پاره شده را لابلای خاكروبه های كاخ دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فكر می كرد شاید پرده های ضخیم دل آدمها، با این آواز كمی بلرزد.
روزی كبوتری از آن حوالی رد می شد، آواز جغد را كه شنید، گفت: بهتر است سكوت كنی و آواز نخوانی. آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگین شان می كنی. دوستت ندارند. می گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.
قلب جغد پیر شكست و دیگر آواز نخواند.
سكوت او آسمان را افسرده كرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان كنگره های خاكی من! پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.
جغد گفت: خدایا! آدمهایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند.
خدا گفت: آوازهای تو بوی دل كندن می دهد و آدمها عاشق دل بستن اند. دل بستن به هر چیز كوچك و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه ای! و آن كه می بیند و می اندیشد، به هیچ چیز دل نمی بندد. دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین كار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان كه آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ.
جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره های دنیا می خواند و آنكس كه می فهمد، می داند آواز او پیغام خداست.
ای پناه قلبهای بی پناه ای امید آسمان های غریب
ای به رنگ اشک های گرم شمع ای چنان لبخند میخک ها نجیب
ای دوای درد دلهای اسیر ای نگاهت مرهم زخم بهار
ای عبور تو غروب آرزو ای ز شبنم های رویا یادگار
کوچه دل با تو زیبا میشود
تو شفا بخش نگاه عاشقی
مهربانی نازننی مثل عشق
با تمام شاپرک ها صادق ی
چشم هایت مثل رنگین کمان دست هایت باغ پک نسترن
قلب اقیانوسی از شوق و نگاه با دلت پروانه شد احساس من
قلب من یک جاده تاریک بود
با تو قلبم کلبه پیوند شد
اشک هایم مثل نیلوفر شکفت
حاصلش یک آسمان لبخند شد
مرز ما گلدانی از احساس شد
تو گلدان پیچکی از عاطفه
تو شدی راز شکفتن
من شدم برگ سبز و کوچکی از عاطفه
ای تماشای تو یک حس لطیف
بی تو فرش ک.چه های بارانی ست
بی تو صد نیلوفر عاشق هنوز
در حصار عاشقی زندانی ست
قلب من تقدیم چشمان تو شد
عشق یعنی تا ابد آبی شدن
عشق یعنی لحظه ای بارانی و
لحظه ای شفاف و مهتابی شدن
عشق یعنی لذت یک آرزو
عشق یعنی یک بلای ماندگار
عشق یعنی هدیه ای از آسمان
عشق یعنی یک صفای سازگار
عشق یعنی با وجود زندگی دور از آداب مردم زیستن
عشق یعنی لحظه ای خندیدن و
سال ها اشک ندامت ریختن
عشق یعنی زنگ تکرار نگاه
عشق یعنی لحظه ای زیبا شدن
عشق یعنی قطره بودن سوختن
عشق یعنی راهی دریا شدن
هر چه هست این عشق صد ها قلب صاف
با حضورش آبی و بی کینه است
عشق یعنی سبز بودن تا ابد
عشق رنگ نقره اینه است
تو گل گلدان قلب من شدی
عشق شد یک برگ از گلدان تو
در بهار آرزوها می دهد
میوه های عاطفه چشمان تو
چشمهایم باز بارانی شدند
قلبم اما گشت دریای ز عشق
دل گذشت از کوچه های خاطره
ر.ح شد مضمون و معنایی ز عشق
باید از آرامش دل ها گذشت
شادمان چون لحظه دیدار شد
بهترین تسکین دل این جمله است
باید از پیوند تو سرشار شد