userinfo close

  ,

كوچه باغ آشنایی


kochebaghclub

تاسیس: 23 تیر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: آزاده ساسانی - معاونان
اگر به دنبال یك دوستی خوب و سالم هستید خوش آمدید .
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
17
79
88/8/21 (12:00)
35
158
88/12/7 (18:49)
28
68
86/9/26 (17:50)
146
866
90/1/9 (13:15)
15
77
90/1/9 (13:08)
0
5
89/9/10 (13:00)
3
17
89/6/17 (18:20)
0
1
89/5/23 (17:39)
28
129
89/5/20 (18:45)
7
51
89/5/20 (18:19)
139
539
89/5/20 (18:18)
13
59
89/3/16 (14:32)
2
16
89/3/16 (14:30)
79
433
89/3/16 (14:24)
2
13
89/2/27 (15:29)
135
778
89/1/5 (16:23)
51
291
88/7/22 (02:26)
1
20
88/7/4 (22:30)
2
5
88/6/28 (15:07)
72
290
88/6/26 (00:51)

عنوان بحث

آزاده آزاد , mahboobeshab
آزاده آزاد - 20:54 1385/10/19

زندگی

............
وقتی به دنیا اومدی، گریه می کردی
و هر کسی که اطرافت بود می خندید
یه جوری زندگی کن که آخرش
تو کسی باشی که میخندی و هر کسی که اطرافته گریه
کنه
 

پیام در تاریخ 85/10/19 ویرایش شده است.
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
کیانا آریانا , roshank
کیانا آریانا - 00:51 1388/06/26
72

 

زندگی تجسم عشقی است ابدی

 نازنین اعتمادی , azadetanha_4
نازنین اعتمادی - 16:49 1388/06/16
71

درهای زندگی بسته نیست همچنان كه ماه هیچگاه
بخواب نمیرود
همچنان كه نفس تو از عشق آغاز میشود و به گلی
در تپه های بهشت میرسد.
درهای زندگی  همیشه باز است همچنان كه آفتاب
هر روز در پیراهن تو میتپد،پنجره قلبت را باز
بگذارعطری زیبا میخواهند به دیرار تو بیاید.
دفتر چه خاطراتت را باز كن و سطر های سرد و
برهنه را بخوان،حتماً مرادرآخرین سطر خوااهی
یافت كه به همراه كبوتر ها به تو خیره شده ام.
مرا در ساقة یك شبدر گمنام و در ریشه های یك
گندم مهربان بخوان،من در بالهای یك سینه سرخ
خانه دارم من هر روز به هوا و آبهایی كه در زیر
پای تو میگذرند سلام میفرستم من سالها بیش از
آنكه زمین با خورشید دوست بوده با تو دوست
بوده ام اگر همه دفتر های جهان هم مال من باشند
نمیتوانند حرفهایم را برایت بنویسنداگر همه
روز ها مال من باشند  اگر همه شبها را در كاسه
من بریزند  اگر همه درختان بخاطر من مداد شوند
باز هم نمیتوانم گوشه ای از نگاه ترا بسرایم.
دلم در سینه میتپد و حرفهایم از دهان تو بیرون
می آید من بی تو یك قطره اشك نارسم.
درهای زندگی بسته نیست چون تو هر روز گلهای
آفتابگردان را به احوالپرسی من میفرستی....
 

 

زندگی

مردی تخم عقابی یافت و آن را در آشیانه ی یک مرغ کرچ گذاشت. عقاب به همراه جوجه های

 دیگر از تخم بیرون آمد و با آنها شروع به رشد نمود. عقاب در طول تمام زندگیش همان کارهای

 را می کرد که جوجه ها می کردند، چون تصور می کرد که او نیز جوجه مرغی بیش نیست!!!

 او برای پیدا کردن کرم و حشره روی زمین را با ناخن می کند، قدقد می کرد و صدای مرغان

 کرچ را در می آورد. بال های خود را بر هم می زد و چند قدمی در هوا می پرید.

ggteyrqipg0kc1cgv6rt.jpg


سال ها بدینسان گذشت و عقاب بسیار پیر شد. روزی عقاب بالای سر خود، در گودی آسمان بی

 ابر، پرنده ی با شکوهی دید که با وقار هر چه تمام تر در میان جریان پر تلاطم باد، بی آن که

 حتی حرکتی به بال های طلائیش دهد، در حال پرواز است. او با بیم و وحشت به آن نگریست و

 از مرغ کنار دستی اش پرسید : (( اون کیه؟ )) همسایه اش پاسخ داد : اون یه عقابه، پادشاه

 پرندگان. اون به آسمان تعلق داره و ما به زمین؛ ما جوجه هستیم 

و بدینسان بود که عقاب جوجه زیست و جوجه مرد؛ چون فکر می کرد که جوجه است

آنتونی دو ملو

آزاده آزاد , mahboobeshab
آزاده آزاد - 21:06 1388/02/2
69
زندگی، درك همین اكنون است زندگی، شوق رسیدن به همان فردایِی‌ست.. كه نخواهد آمد. تو نه در دیروزی ، و نه در فردایی ظرف امروز، پُر از بودن توست شاید این خنده كه امروز، دریغش كردی آخرین فرصت همراهی با، امید است. زندگی شاید آن لبخندی‌ست، كه دریغش كردیم. زندگی، زمزمه‌ی پاك حیات است، میان دو سكوت. زندگی، خاطره‌ی آمدن و رفتن ماست. لحظه‌ی آمدن و رفتن ما، تنهایی‌ست... من دلم می‌خواهد... قدر این خاطره را دریابیم
آزاده آزاد , mahboobeshab
آزاده آزاد - 20:59 1388/02/2
68
 زندگی با همه وسعت خویش محفل ساكت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و پس مردن نیست اضطراب و هوس دیدن و نادیدن نیست زندگی جنبش جاری شدن است از تماشاگه آغاز حیات تا بدانجا كه خدا می داند..... "
آزاده آزاد , mahboobeshab
آزاده آزاد - 20:40 1388/01/27
67
زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه و گل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر می کنی
کدام یک درست گفته اند
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد او گل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!

آزاده آزاد , mahboobeshab
آزاده آزاد - 15:46 1388/01/23
66

زندگی انسان

خدا خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد ب د. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد...

************ ********* ********* ********* ***
خدا سگ را آفرید و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد...

************ ********* ********* ********* ***
خدا میمون را آفرید و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی بود.
میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

************ ********* ********* ********* ***
و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین.. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده.
و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد...
و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند…!!!
و پس از آن،ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می برد…!!!
و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد...!!!
و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند...!!!
و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست
 

آزاده آزاد , mahboobeshab
آزاده آزاد - 14:43 1387/11/28
65
زندگی هنر نقاشی کردن است سعی کن طوری زندگی کنی که وقتی به گذشته برمیگردی نیازی به پاک کن نداشته باشی...
آزاده آزاد , mahboobeshab
آزاده آزاد - 14:33 1387/11/28
64
 زندگی آرام است، مثل آرامش یك خواب بلند. زندگی شیرین است، مثل شیرینی یك روز قشنگ. زندگی رویایی است، مثل رویای ِیكی كودك ناز. زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یك غنچه ی باز. زندگی تك تك این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر... "
محمد  مهدوی , bighararetam
محمد مهدوی - 12:55 1387/11/2
63
 

ندونستم باید از تو می گذشتم

وقتی از غربت چشمات می نوشتم

آزاده آزاد , mahboobeshab
آزاده آزاد - 15:48 1387/10/7
62

نمی دانم چرا زندگی این گونه است

مرا به ژرفای درونش می کشاند

گاه رهایم می کند و گاه درونش حل می کند

می ایستم و نظاره می کنم و گوش فرا می دهم

سخنی نمی گوید

نگاهم نمی کند

می گریم و فغان می کنم

 نوازشم نمی کند

بی اختیار به راه خویش می روم

کسی صدایم می کند

این بار هم به حرمت نفسهایی که می کشم می ایستم

اما این بار هم کسی نبود

می دانم که صدای تو همیشه در من فریاد می کشد

با تنی خسته و نفسی بریده و اشکی چکیده بر صورتم باز هم به راه خویش می خزم

در امتداد حزن آلود این زیستن چیست ؟

در انتهای خویشتنم کیست؟

مرا جسم و جانی نیست

بی حرکت خفته ام دراین دریای متلاطم

مرا از این امواج سر کش دیوانه وار نجات ده

مرا به ساحلی آرام ببر

و تا ابد بر من بتاب

چونان خورشیدی که تنم را گرم می کند

و چونان تبسمی که مرا غرق می کند

و چونان بوسه ای که مرا در عطش داغش ذوب می کند


آزاده آزاد , mahboobeshab
آزاده آزاد - 16:08 1387/07/7
61
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست و دلم بس تنگ است . بی خیالی سپر هر درد است . باز هم می خندم ، آن قدر می خندم که غم از روی رود
آزاده آزاد , mahboobeshab
آزاده آزاد - 16:08 1387/07/7
60
وقتی زندگی رو از یخ ساختی ٬ برای آب شدنش گریه نکن .
آزاده آزاد , mahboobeshab
آزاده آزاد - 20:10 1387/04/17
59

عشقت را ببخش


ارزشت را با مقایسه  كردن خود با دیگران پایین نیاور، زیرا همه ما با یكدیگر متفاوتیم.
اهداف و آرزوهایت را با توجه به آن چه كه دیگران با اهمیت تصورمی كنند، تعیین نكن ، زیرا فقط تو می دانی كه چه چیزی برایت بهترین است.
با زندگی كردن در گذشته یا آینده زیستن در زمان حال را از دست نده حتی اگر یك روز در زمان حال زندگی كنی همه روزهای عمرت را زیسته ای.
هنگامی كه هنوز چیزی را برای بخشیدن داری، هرگز ناامید نشو.
هیچ چیز واقعا به پایان نمی رسد تا لحظه ای كه خودت دست از تلاش برداری.
از مواجه شدن با خطرات نترس، زیرا بدین ترتیب فرصت می یابی كه بیاموزی چقدر باید شجاع باشی.
با گفتن این كه : یافتن عشق غیر ممكن است مانع ورود عشق به زندگی خود نشو.
سریعترین راه دریافت عشق، بخشیدن آن به دیگران است.
سریعترین راه از دست دادن آن محكم نگاه داشتن آن است.
رویاهای خود را رها نكن. بدون رویا بودن یعنی نامید بودن و نا امیدی
یعنی این كه هیچ هدفی نداری.
زندگی یك مسابقه نیست، بلكه سفری است كه هر قدم از مسیر آن را باید لمس كرد و چشید.

زهره رها , ava_62
زهره رها - 02:52 1386/12/11
58

زندگی شعری ست

که تو باید بسرایی آن را

 یا بخوانی آ ن را

بشنوی آن را نیز

دست کم باید آن را تحسین کنی

 تا از این راه به اردوی ترنم و طراوت برسی

کاش شاعر باشی...

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.