userinfo close

  ,

كوچه باغ آشنایی


kochebaghclub

تاسیس: 23 تیر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: آزاده ساسانی - معاونان
اگر به دنبال یك دوستی خوب و سالم هستید خوش آمدید .
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
17
79
88/8/21 (12:00)
35
158
88/12/7 (18:49)
28
68
86/9/26 (17:50)
146
866
90/1/9 (13:15)
15
77
90/1/9 (13:08)
0
5
89/9/10 (13:00)
3
17
89/6/17 (18:20)
0
1
89/5/23 (17:39)
28
129
89/5/20 (18:45)
7
51
89/5/20 (18:19)
139
539
89/5/20 (18:18)
13
59
89/3/16 (14:32)
2
16
89/3/16 (14:30)
79
433
89/3/16 (14:24)
2
13
89/2/27 (15:29)
135
778
89/1/5 (16:23)
51
291
88/7/22 (02:26)
1
20
88/7/4 (22:30)
2
5
88/6/28 (15:07)
72
290
88/6/26 (00:51)

عنوان بحث

رسول   , bamzi_5144
رسول - 13:16 1387/03/12

عاشق خدایی یا معشوق او ؟؟؟

عاشق خدا هستی یا معشوق او ؟؟؟؟
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مارال  امیدوار  , zohrezad
35

هم عشقمه هم عاشقم

همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم

محمد  مهدوی , bighararetam
محمد مهدوی - 12:42 1388/09/11
34

 گفتمش دل می خری ؟پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند. خنده کرد و دل زدستانم ربود ،تا به خود باز آمدم اورفته بود،دل زدستش روی خاک افتاده بود،جای پایش روی دل جامانده بود

آرتیمیس ایراندخت , navideazadi
33

پروردگارا به ما کمک کن تا مانند تو باشیم ،

زندگی را دوست داشته باشیم ،

 زندگی باشیم ،

عاشق باشیم .

 به ما کمک کن تا مانند تو دوست بداریم ،

 بی قید و شرط ، بی چشمداشت ، بی اجبار و بی قضاوت

 نازنین اعتمادی , azadetanha_4
نازنین اعتمادی - 17:26 1388/06/16
32
خدا و عشق
 
در واقع خدا و عشق هم معنی هستند.زندگی با عشق همان زندگی با خداست.شناخت عشق شناخت خداست و هیچ دلیلی برای وجود خدا بجز عشق نیست.و هیچ راهی برای پرستش او به غیر از عاشق شدن وجود ندارد.
 
و اما معبد عشق در دل همه وجود دارد.نیازی به ساختن آن نیست.مدتهاست که این معبد را فراموش کرده ایم و تنها باید دوباره آنرا به یاد آوریم.
 
نوع کنونی زندگی اجتماعی باعث شده که کیلومترها از دل خود فاصله بگیرید.
ذهن دورترین محل موجود از دل است.گرچه فاصله فیزیکی بین سر و قلب زیاد نیست.ولی فاصله معنوی میان این دو به قدری زیاد است که  هیچ گونه برقراری ارتباط میان این دو امکان پذیر نیست.
 
انسانی که با ذهن خویش زندگی میکند نمیتواند خدا را درک کند و انسانی که با دل خود زندگی میکند بجز خدا چیزی را نمیشناسد.
 
هر انسانی به صورت بالقوه عاشق به دنیا می آید تنها کاری که باید انجام دهد این است که این عشق را از قوه به فعل در آورد در غیر این صورت این عشق تنها بصورت بذری در وجود او باقی خواهد ماند.تنها هنگامی انسان به رضایت کا مل خواهد رسید که این بذر بصورت درختی در آید و درخت نیز به ثمر نشیند.
 
بنا بر این دو تولد وجود دارد یکی فیزیکی و دیگری معنوی. در تولد فیزیکی انسان بصورت یک بذر متولد میشود و در تولد معنوی انسان بصورت روح و عشق به دنیا می آید.
 
به همین علت است که عیسی مسیح به نیکودموس(Nicodemus) می فرماید که : تا زمانی که دوباره متولد نشوی وارد قلمرو خداوند نخواهی شد.
 
در واقع او از تبدیل و تحول عشق از صورت بالقوه به بالفعل سخن میگوید.
 
عشق و روشنایی از یک جنس هستند .روشنایی تجلی فیزیکی همان انرژی ای است که در جهان معنی بصورت عشق وجود دارد.روشنایی پایین ترین مرتبه این انرژی است و عشق بالاترین مرتبه آن ,ولی پلکان یکی است.
 
مراقبه (Meditation) شیوه ای مصنوعی برای بیدار شدن ,به دور انداختن خواب و خیال و بازگشتن دوباره به خانه است.در صورتی که روش طبیعی که همان عشق است از قبل در اختیار ما گذاشته شده است.گنجی که حتی ما خواب آنرا نیز نمیبینیم در وجود ما نهفته است.به همین علت است که عیسی مسیح فرموده است:قلمرو خداوند در وجود شماست.
 
ولی هنوز همه مردم به جستجو در دنیای بیرون میپردازند.هر چه انسان بیشتر در جهان بیرون به دنبال این مطلب باشد بیشتر نا امید میشود.
 
 
 
گفت: آنجا چشمه خورشیدهاست
 
       آسمانها روشن از نور و صفاست
 
       موج اقیانوس جوشان فضاست.
 
باز من گفتم :  که بالاتر کجاست؟
 
گفت : بالاتر جهانی دیگر است.
 
        عالمی کز عالم خاکی جداست.
 
        پهن دشت آسمان بی انتهاست.
 
باز من گفتم :  که بالاتر کجاست؟
 
گفت : بالاتر از آنجا راه نیست
 
        زآنکه آنجا بارگاه کبریاست.
 
        آخرین معراج ما عرش خداست.
 
باز من گفتم :  که بالاتر کجاست؟
 
        لحظه ای در دیدگانم خیره شد
 
گفت: این اندیشه ها بس نارساست.
 
گفتمش: از چشم شاعر کن نگاه
 
        تا نپنداری که گفتاری خطاست
 
        دور تر از چشمه خورشیدها
 
        برتر از این عالم بی انتها
 
        باز هم بالاتر از عرش خدا
 
عرصه پرواز مرغ فکر ماست
سارینا زمان , sayehhaye_mah
سارینا زمان - 15:03 1388/04/30
31

من عاشق خدام


سلام دوست عزیز

 

نوشتی عاشق خدایی ، واقعا اینطوره اگر اینطور هست بگو تابه حال برای كسی كه عاشقی چكار كردی ؟ تا چه حد از خود گذشتی؟

خداوند عاشقه چون شب و روز به فكر ماست ... به كلمه كلمه حرفها و درددلهامون گوش میده برامون آرزوهای خوب داره برامون دعا میكنه تا صبح بالای سرمون میشینه و نوازشمون میكنه از هیچ كاری برای شاد كردن بنده ها دریغ نمیكنه میگه فقط بگو تا اجابت كنم حالا ما كه ادعای عشق خدا رو داریم بگید ببینم برای خدا و برای رضای او چكار میكنیم

آیا دستوراتش را درست و كامل انجام میدیم ، آیا اونی را كه گفته دوستداریم ، چقدر حاضریم سخاوت كنیم و بخشش كنیم در راهش ، چه زمانی به یادش می افتیم وقتی شادیم و میخندیم و خوشیم یا زمانی كه مشكلی پیش میاد ، چند بار در روز صداش كردیم ، چند بار بخاطر چیزهایی كه بهمون بخشیده دعاش كردیم و ستایشش كردیم و صداش كردیم

واقعا بگیم حالا كی عاشق و كی معشوق ؟

سارینا زمان , sayehhaye_mah
سارینا زمان - 11:16 1388/04/28
30

معشوقه خدام ، چطور موجود حقیر و كوچكی چو من میتونه عاشق خدا باشه ؟

ما كجا و عظمت عشق خدا كجا ، ماهمان معشوقه هایی هستیم كه در انتظار عشقیم

 

علی عاشق ترین معشوق دنیاست

کیانا آریانا , roshank
کیانا آریانا - 00:10 1388/01/30
29

ای ول اعتماد به نفس

خودمونیم آخرشی

آزاده آزاد , mahboobeshab
آزاده آزاد - 20:55 1388/01/17
28
نقل قول از : دیانا آریانا

 

من عاشق عشقم

هر چیزی که در انسان نیرو و انگیزشی عظیم ایجاد کنه

 شور و نشاط و تحولی نوین برای دوباره زیستن


عشق دیانا منم
کیانا آریانا , roshank
کیانا آریانا - 20:17 1388/01/16
27

 

من عاشق عشقم

هر چیزی که در انسان نیرو و انگیزشی عظیم ایجاد کنه

 شور و نشاط و تحولی نوین برای دوباره زیستن

محمد  مهدوی , bighararetam
محمد مهدوی - 18:17 1387/11/1
26
عجب صبری خدا دارد!
همه جان و تنم  وطنم  وطنم  وطنم , abbas_njfi
25
عجب صبری خدا دارد!


اگر من جای او بودم ، که در همسایه صدها گرسنه، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم، نخستین نعره مستانه را خاموش آندم، بر لب پیمانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد!


اگر من جای او بودم ، همان یک لحظه اول ، كه اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ، جهان را با همه زیبائی و زشتی به روی یکدگر ویرانه میکردم.

عجب صبری خدا دارد!


اگر من جای او بودم ، که میدیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه رنگین ، زمین و آسمان را ، واژگون مستانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد !


اگر من جای او بودم . برای خاطر تنها یكی مجنون صحرا گرد بی سامان ، هزاران لیلی ناز آفرین را كو به كو ، آواره و دیوانه میكردم .

عجب صبری خدا دارد!


اگر من جای او بودم ، نه طاعت میپذیرفتم ، نه گوش از بهر استغفار این بیداد گرها تیز کرده ، پاره پاره از کف زاهد نمایان ، تسبیح صد دانه میکردم.

عجب صبری خدا دارد!


اگر من جای او بودم ، بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ، سراپای وجود بی وفا معشوق را ، پروانه میکردم.

که می دیدم مشوش عارف و آهی ز برق فتنه این علم عالم سوز دم کش، بجز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری در این دریای پر افسانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد!


اگر من جای او بودم ، به عرش کبریائی ، با همه صبر خدائی ، تا که میدیدم عزیز نا بجائی ناز ، برگی ناروا گردیده خواهی می فروشد.

گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه می کردم.

 

چرا من جای او باشم.

همین بهتر که او خود جای خود بنشیند و تاب تماشای تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد.

وگرنه من به جای او چه بودم.

یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد!

عجب صبری خدا دارد!!!!

عطر  گل  , atregol
عطر گل - 17:53 1387/06/14
24
نقل قول از : آزاده آزاد (محبوبه ساسانی)

بادام تلخ را گفتند از خدا بگو ............شکوفه کرد

من عاشق خدام
میثم  , develop
میثم - 12:39 1387/05/29
23

تا چشم بهم میذاری میببنی عمر تموم شد

بین چهار تا دیوار وجودتو حروم شد

چوب خط این اسیری دیواراتو پوشونده

همین روزا میبینی که فرصتی نمونده

تا چشم بهم میذاری میببنی عمر تموم شد بین چهار تا د

  • میثم  , develop
    میثم - 14:36 1387/05/27
    22

    به كعبه گفتم تواز گلی و منم از گل، پس چرا باید به دور تو بگردم؟
     بگفتا تو با پا آمدی باید بگردی، برو با دل بیا تا من بگردم