userinfo close

  ,

كوچه باغ آشنایی


kochebaghclub

تاسیس: 23 تیر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: آزاده ساسانی - معاونان
اگر به دنبال یك دوستی خوب و سالم هستید خوش آمدید .
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
17
79
88/8/21 (12:00)
35
158
88/12/7 (18:49)
28
68
86/9/26 (17:50)
146
866
90/1/9 (13:15)
15
77
90/1/9 (13:08)
0
5
89/9/10 (13:00)
3
17
89/6/17 (18:20)
0
1
89/5/23 (17:39)
28
129
89/5/20 (18:45)
7
51
89/5/20 (18:19)
139
539
89/5/20 (18:18)
13
59
89/3/16 (14:32)
2
16
89/3/16 (14:30)
79
433
89/3/16 (14:24)
2
13
89/2/27 (15:29)
135
778
89/1/5 (16:23)
51
291
88/7/22 (02:26)
1
20
88/7/4 (22:30)
2
5
88/6/28 (15:07)
72
290
88/6/26 (00:51)

عنوان بحث

سیمرغ قاف , simorghe_ghaf
سیمرغ قاف - 22:56 1387/02/28

آشنا ترین با شما !

آشنا ترین با شما کیست ؟

اگر ممکنه سه اولویت از آشناترین نام ببرید .

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
آرش آرش , savrakatay
آرش آرش - 14:32 1389/03/16
13
خدا ، عشقم که عمر و زندگی منه ، خودم
سما   اسمانی , gia00
سما اسمانی - 19:05 1388/06/14
12

خدا

تنهایی وباز هم تنهایی

 

کیانا آریانا , roshank
کیانا آریانا - 00:18 1388/06/14
11

کلامی آشنا برای آشناترینم

خداوندا!!!

خداوندا در این دیار درد دستانم را فقط دستان پر مهر تو خواهد نواخت

دستانی گرم چونان خورشید و مهری چونان تابنده را زمن دریغ ننما

که سخت محتاج نگاه گرمت و نوازشهایت مانده ام نوازشهایی چونان خورشید

و دردمندی ام را که همچونان همراه دارم به دست سایه های بی خبری بسپار

 آزاده ساسانی , azadeazad_85
آزاده ساسانی - 16:38 1388/06/11
10
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنایی بنوازد آشنا را
محمد  مهدوی , bighararetam
محمد مهدوی - 21:11 1387/11/12
9

mamanim

کیانا آریانا , roshank
کیانا آریانا - 20:15 1387/09/20
8

 

اهورا مزدا خدای ایرانیان راست کردار

دیانا

مادر

شیما علامی , roznarges
شیما علامی - 22:56 1387/06/17
7

خودم

خودم

خودم

 

دریا تبریز , bahar_d
دریا تبریز - 02:10 1387/06/17
6

خدا...

عشقم...

مادرم...

آزاده آزاد , mahboobeshab
آزاده آزاد - 22:41 1387/04/25
5

رؤیــا

دیشب رؤیایی داشتم:

خواب دیدم بر روی شن­ها راه می­روم

با خودِ خداوند

و بر روی پردۀ شب

تمام زندگیم را، مانند فیلمی دیدم !

همانطور که به گذشته­ام نگاه می­کردم

دو رد پا بر روی پرده ظاهر شد !

یکی مال من و دیگری از آنِ خداوند !

راه ادامه یافت تا تمام روزهای تخصیص­یافته خاتمه یافت .

آنگاه ایستادم و به عقب نگاه کردم ؛

در بعضی جاها فقط یک ردِپا وجود داشت .........

اتفاقاً آن روزها مطابق با سخت­ترین روزهای زندگیم بود

روزهایی با بزرگترین رنجها و ترسها و تردیدهاو .......

آنگاه از خدا پرسیدم:

خداوندا ! تو به من گفته بودی که در تمام روزهای زندگی با من خواهی بود

و من پذیرفتم که با تو زندگی کنم !

خواهش می­کنم به من بگو چرا در آن روزها مرا تنها گذاشتی ؟

خداوند پاسخ داد:

فرزندم تو را دوست دارم و به تو گفتم که در تمام سفر با تو خواهم بود

من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت

حتی برای لحظه­ای !

و من چنین نکردم

هنگامی که آن روزها یک ردِّپا بر روی شن­ها دیدی

این من بودم که تو را بر دوش کشیده بودم !

 

میثم  , develop
میثم - 09:35 1387/03/2
4

god

mother

آزاده آزاد , mahboobeshab
آزاده آزاد - 13:51 1387/02/29
3

khoda

khoda

khoda

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.