__
عنوان بحث
گفت‌وگو بارابرت‌فریپ : روح راک زنده است
22 خرداد 86 - 11:38
گفت‌وگوى‌راک‌اندفولک بارابرت‌فریپ
روح راک زنده است‌

در سال 1969 آلبوم «در محضر كینگ كریمسون» نقطه اوج هنری‌ترین شاخه موسیقی راك را رقم زد. راك پراگرسیو، با این آلبوم، شاخص‌ترین كار كینگ كریمسونی محسوب می‌شود كه به این وسیله جایگاه خود را بدست آورد. واما كینگ كریمسون; كینگ كریمسون یك گروه نیست. شخصی است به نام رابرت فریپ. از سال 1969 تا به این تاریخ كینگ كریمسون بیش از ده بار منحل شده و دوباره شكل گرفته و هر بار با اعضا جدید و گاها بعضی از اعضا قدیمی كه دوباره به گروه پیوسته‌اند. رابرت فریپ كسی است كه هر آنچه در عرصه موسیقی راك قابل تجربه باشد را تجربه می‌كند. جمله معروف او «اگر چیزی احتیاج باشد پس ممكن است» شاخص كارهای اوست. او هر كاری می‌كند مگر غرق شدن در تكرار; «اگر یك اركستر سمفونی حرفه‌ای قطعه‌ای از بتهوون را آنقدر تمرین كند كه بتواند در خواب، آن را بی‌هیچ اشتباهی بنوازد قطعا حس نبوغ را در قطعه كشته است.»تجربه‌های او در لا‌یه‌ها و دوره‌های موسیقی، واژه «فریپر تونیكس» را وارد زبان كردند و جایگاه او را به عنوان گیتاریستی آوانگارد در عرصه موسیقی راك استحكام بخشیدند. شاید تنها اشكال او به زعم اكثر منتقدان، توقع بیش از حد او از نوازندگان و گروهش باشد كه او را به دیكتاتوری مطلق در عرصه هنر مشهور كرده است. او خود معتقد است كه این سو تفاهمی بیش نیست. «از نظر من اشتباه قابل گذشت است ولی این به آن معنا نیست كه قابل قبول است.»
 
 
بهرام حسین-‌ مصاحبه رابرت فریپ با مجله راك اند فولك در سال 1995 یكی از معدود مصاحبه‌های وی است كه می‌توان در آن با فضای موسیقی وی و گروه كینگ كریمسون آشنا شد.
فریپ: نواختن گیتار را در 24 دسامبر 1957 آغاز كردم، روز قبل كریسمس بود و مادرم یك گیتار مارك اگموند برادرز برای من خرید. ساز افتضاحی بود و برای نواختن پرده هفتم به بالا‌ لا‌زم بود كه انرژی زیادی صرف كنی كه كاملا‌ در نوازندگی تاثیر مخربی داشت .13 سال طول كشید تا توانستم تاثیر منفی این ساز را در نوازندگی ام برطرف كنم. سه ماه با ساز و یك كتابچه خود آموز سركردم. بعدها با خانم كتلی گارتل آشنا شدم كه عضو سپاه رستگاری بود و در اقدامی‌خیرخواهانه در همسایگی ما برای بچه‌ها كلا‌س موسیقی برگزار می‌كرد. وی درعرض چند هفته همه آنچه برای یاد دادن داشت به من یاد داد و بعد مرا به اولین استاد گیتار زندگی ام معرفی كرد. دان استرایك در همسایگی ما زندگی می‌كرد و در منزلش كلا‌س گیتار برگزار می‌كرد. دان تمام اصول پایه گیتار را به من یاد داد.آموزه‌های دان براساس كارهای خوب گروه‌های دهه بیست بود.او به غیر از گیتاربر سازهای دیگری هم تسلط داشت.در ضمن باید از همسردان هم یادی كنم. شخصیت جالبی بود و در آشنا كردن من با فرهنگ و سنن قدیمی نقش بسزائی داشت. همه اساتید خوب می‌دانند كه نواختن ساز را در نهایت نمیتوان یاد داد و تنها كاری كه می‌شود كرد قرار دادن شاگرد در یك پرسپكتیو تاریخی و مسیر دادن به شاگرد است.دان وقتی 14 ساله بودم پیوستن به یك گروه را به من توصیه كرد و من كارم را با گروه ریونز شروع كردم.بخش دیگری از فعالیت من در حوزه تدریس بود.در 13 سالگی تدریس گیتار را در كلا‌س‌های خانم گارتل آغاز كردم .
وقتی كه در خانه دان جمع می‌شدیم فضایی كاملا‌ صمیمی حكم فرما بود و ساعت‌ها درباره موسیقی بحث میكردیم.بعدها دان از من‌خواست كه عهده داره تدریس شاگردانش باشم.این درخواست از طرف آدمی‌با غرور دان بعید به نظر می آمد و از این جهت اهمیت بسزائی داشت. در كنار تدریس و كار با گروه‌های مختلف در آن سال‌ها فعالیت‌های دیگری هم داشتم.خواندن اقتصادسیاسی و تاریخ در كالج و كار كردن در بنگاه پدرم.در 20 سالگی متوجه شدم كه باید تصمیم قطعی درباره زندگی‌ام بگیرم و از آن تاریخ خودم را به طور كامل وقف موسیقی كردم به لیگ او جنتلمن پیوستم كه در چند شهر حومه غرب كار می‌كرد.هر روز عصر ساعت 6 ،بنگاه را به قصد یكی از شهرهای اطراف ترك می‌كردم و تا ساعت 2 گیتار می‌زدم.عموما كارهای دیگران را اجرا می‌كردیم از قطعه‌های بیتلز تا قطعه‌های تركیبی اسپاتنیكس. این گروه اغلب سرعت قطعه‌ها را در ضبط بالا‌ می‌برد و من تلا‌ش می‌كردم كه سرعتم را در اجرای زنده به سرعت آنها در ضبط برسانم.شب‌ها در حالی تمرین خوابم می‌برد و معمولا‌ صبح‌ها وقتی بیدار می‌شدم متوجه می‌شدم كه انگشتانم همچنان به كار تمرین مشغولند.
راك اند فولك: در سال 1975 وقتی انحلا‌ل كینگ كریمسون را اعلا‌م كردی از یكان‌های متحرك (اعضای گروه فریپ كارهای انفرادی یا كارهایی با گروه‌های دیگر انجام می‌دهند و فریپ معتقد است كه این فعالیت‌ها غنای موسیقیایی را چه در اعضای گروه و چه در كلیت موسیقی بالا‌ می‌برد.) صحبت كردی آیا چنین چیزی واقعا ممكن است؟
فریپ: من بارها كینگ كریمسون را منحل كرده و بعد دوباره گردهم آوردم چه با اعضای قدیمی چه با اعضای جدید.در زندگی من هر هفت سال تغییراتی عمیق رخ می‌دهد و من معتقدم كه در موسیقی هم این اتفاق رخ می‌دهد.دو عامل، پیشبرنده تغییراتند. حس تعجب و حس توقع .اولی با سئوال این اتفاق چطور افتاد؟ مطرح می‌شود و دومی‌با سئوال«این اتفاق چطورمی‌توانست نیفتد؟» آدمی‌با حس تعجب با تغییرات مواجه می‌شود و بعد از نگاه منطقی به حس توقع می‌رسد.در دوره‌هایی از زندگی‌ام خودم را كنار كشیدم و گذاشتم آینده خود تصمیم بگیرد.جالب اینكه اینكار اغلب نتیجه مطلوبی هم داشته. در سال 1984 بعد از به پایان رسیدن تور كینگ كریمسون برای سه ماه خودم را به انزوا بردم.ونتیجه آن چه بود؟ آشنایی با همسرم و شناختن سمینار گیتار كرافت.در 16 مه 1986 در روز تولد 40 سالگی ام با همسرم ازدواج كردم.
من از سال 1986 تا 1991 درگیر مسائل شخصی و مالی بودم و به همین دلیل در تمام این مدت متوجه سمینار گیتار كرافت نشده بودم.من چهار سال را صرف دعواهای حقوقی با ویرجین و بی.ام.جی و ای.جی كردم.
ای.جی كه عهده دار ضبط اكثر كارهایم بود و مدیرم هم بود به تمام هنرمندانی كه با آن كار می‌كردند خیانت كرده بود و به كارها شان چوب حراج زده بود.اژی.جی بر تمام درآمدهایم تسلط داشت و این باعث شد كه به مدت چهارسال در آستانه ورشكستگی باشم. از این رو توری كه در سال 1993 با دیوید سیلویان برگزار كردم به مثابه تنفس هوای آزاد بود.بعدا كه تصمیم گرفتم كینگ كریمسون را مجددا جمع كنم بیل بروفورد به خاطر قراردادش با ای.جی حق كار كردن با من را نداشت .بالا‌خره با مساعدت شركت دیسیپلین گلوبال موبایل توانستم كارهای جدیدم را ضبط كنم و عملا‌ تئورهای 20 سال گذشته‌ام را بالفعل كنم.آنزمان كه از یكان‌های متحرك می‌گفتم و از ترك فضاهای ماقبل تاریخی در موسیقی، چه به مثابه هنر و چه به مثابه صنعت حرف میزدم انتظار داشتم ای.جی منظورم را درك كند كه اینطور نشد. استودیوی من سی دی را به یك دهم قیمت ویرجین در بازار عرضه می‌كند و تمام سود اثر به هنرمند داده می‌شود.
راك اند فولك: آلبوم «در محضر كینگ كریمسون» در سال 1969 در فضای موسقی آنزمان اتفاق شگرفی بود تصویر روی جلد یك غول بود و بسیار بحث برانگیز.این تصویر چه بود؟
فریپ: بری گادبرBarry Godber كه نقاشی روی جلد كار اوست، نقاش نبود. تا آنجا كه می‌دانم این كار تنها اثر نقاشی اوست. بری مهندس كامپیوتر بود و دوست پیتر سینفیلر (سینفیلر نویسنده متن‌هایی كه در كارهای كینگ‌كرسیمون خوانده می‌شوند.)
بری در سال 1970 در سن 24 سالگی بر اثر سكته قلبی مرد. روزی كه پیتر این نقاشی را آورد همه اعضای گروه جذبش شدند. چهره روی جلد مرد اسكیزوئید است(عنوان یكی از قطعات همین آلبوم.) اگر لبخند روی چهره را بپوشانی با چشمهایی فوق‌العاده غمگین مواجه می‌شوی. تصویر گویای همه آن‌چیزی بود كه آلبوم برای گفتن داشت. اخیرا موفق شدم نسخه اصلی نقاشی را از كمپانی ای.جی پس بگیرم. در آن سال هیچكس در اجرای موسیقی شبیه ما نبود. از نظر من اسكیزوئید اولین قطعه هوی متال است. مایكل گیلز در آن زمان در درام یك پدیده بود و هیچكس حتی به گردش هم نمی‌رسید.
راك اندفولك: موسیقی راك در آن زمان چگونه بود؟
فریپ: در سال 67 در حالیكه آلبوم ساترجنت پیرز گروه بیتلز در خونم می‌جوشید، وارد لندن شدم. هندریكس، كوارتت‌های زهی بارتوك و تجربه پرشور از موسیقی. این همه آن‌چیزی بود كه موسیقی راك در آن زمان داشت. نه پولی در راك بود و نه حتی حمایت استودیوهای ضبط. نسلی بودیم رها، مثل همه نسل‌هایی كه پا به عرصه وجود می‌‌گذارند. زمان اعتراضات دانشجویی بود در پاریس، دوره ویتنام بود و موسیقی راك جوانان را مخاطب قرار داده بود. حسن تعلق به جمع وجود داشت. بعدها در دهه 70 بود كه هنرمند از جامعه جدا شد.
راك اند فولك:آیا می‌دانید كه كرت كوبن (خواننده گروه نیروانا. مترجم) طرفدار پر و پا قرص آلبوم شما بود؟
فریپ: این را پارسال از جان وتون شنیدم. تهیه‌كننده آلبوم‌های نیروانا به جان گفته بود كه خودش در 16 سالگی به كنسرت كینگ كریسون آمده بود و احساسش این بود كه خدا را به چشم دیده همین شخص به جان گفته بود كه آلبوم «رد» از كارهای محبوب كرت كوپن بود.
راك اند فولك: چرا ورومvROOM را با یك استودیوی كوچك كار كردی؟
فریپ: قرارداد با ویرجین هنوز امضا نشده بود تمرین‌هامان را ضبط كردیم و 000/50 نسخه فروختیم.استودیوهای بزرگ مثل دایناسور می‌مانند. بدن‌های بزرگ و مغزهای كوچك. البته مدیر ویرجین استثنا است. از بقیه انسانی‌تر به قضیه نگاه می‌كند. ولی متاسفانه موسیقی را به جهان معرفی نمی‌كند. موسیقی باید خودش ابتكار را بكند... كارهای دیگر كینگ كرسیمون است كه با استودیوی دیسیپلین گلوبال ضبط می‌كنم. از سال 79 به این طرف بهترین كارم منthrack «تراك» بود كه ویرجین تهیه‌كننده آن بود. و با قیمت بالا‌ به بازار عرضه شد. از آنجایی كه مردم جنس قاچاق را دوست دارند حداقل می‌توانیم به آنهاCD با قیمت قاچاق و با كیفیت خوب عرضه كنیم. محصولی كه در سه هفته به صورت دیجیتال توسط دیوید سینگلتونSingelton و خودم ضبط شده. من از سال 72 تمام كنسرت‌ها را با نوار مغناطیسی ضبط می‌كنم.
راك اندفولك: چرا تراك(thrack) در استودیوی ریل ورلد(Real World) پیتر گاریل ضبط شد؟
فریپ: تنها جایی كه در دنیا ضبط كردن دلپذیر است همان جاست. استودیو براساس تلا‌ش برای اهمیت دادن به كیفیت موسیقی طراحی شده و نتیجه این تلا‌ش ملموس است. گابریل 5 میلیون پوند برای ساختن آن هزینه كرد و واقعا باید از او ممنون بود.
راك اندفولك: اجراهای زنده آتی چگونه خواهند بود؟ مثلThrack كه اغلب بازسازی صداهایی بود كه كریمسون دهه 70 شنیده می‌شد؟
فریب: در سال 81 من كاملا‌ مطمئن بودم كه كینگ كریمسون چه مسیری را خواهد رفت. ولی بیل و آدریان تا آخر تور تغییراتی را ایجاد كردند. از بیل خواستم كه به جای استفاده ازسنج‌ازكیت الكترونیك درام استفاده كند و از آدریان هم خواستم كه رویكردش رو به گیتار كمی تغییر بدهد ولی آخر تور هم سنج حضور داشت و هم گیتار آدریان با رویكرد خودش نواخته شد. اغلب می‌گویند كه من یك دیكتاتورم، ولی می‌بینید من در نهایت سازگارم.
حقیقت امر این است كه نمی‌شود به نوازندگان در سطح بالا‌ باید یا نباید كرد. مخصوصا كه در تورهای ما منافع تور به طور مساوی بین همه اعضای گروه تقسیم می‌شد. در سال‌های 81 تا 84 تعصب‌هایی كه روی واژه پراگرسیو (سبكی از راك كه برعكس اغلب شاخه‌های راك از تكرار ملودی پرهیز می‌كند) بود دیگر وجود نداشت. وقتی كه شروع كردیم نگفتیم كه سبك موسیقی یانكی را دنبال می‌كنیم ولی در دهه 70 گفتند كه یانكی هستیم در دهه 80 هم پراگرسیو بودیم. و از آن كه من شخصا هرگز برای كارهامان استفاده نكردم فقط می‌دانم اینكه اجرای موسیقی جنبه تجاری داشته باشد تقریبا محال است. اگر من در اجرای خود به فكر تبلیغ برای آلبوم جدید خود باشم موسیقی عملا‌ در كارم می‌میرد. تنها چیزی كه در آن لحظه مهم است كیفیت اجرا است. تبلیغ یعنی اجرا در سالن كلا‌سیك با گنجایش 3000 نفر كسانی‌كه در سكوهای كناری هستند نمی‌توانند موسیقی را به خوبی بشنوند. سالن‌های كلا‌سیك با ایده منفك كردن هنرمند از تماشاچی ساخته شدند و در عین حال سعی كرده‌اند كه تماشاچی‌ها در جایگاه طبقاتی متفاوت را هم از هم منفك كنند. سالن‌های كلا‌سیك جایی هستند كه ارتباط عملا‌ محال است. یك فاجعه تمام عیار.
راك اند فولك: نظرت درباره گیتاریست‌های جوان‌تر چیست؟
فریپ:من هرگز درباره موسیقی دیگران نظر نمی‌دهم. ولی در كل اتفاق عجیبی در زدن ساز رخ داده. در سال 69 تعصب زیادی بر روی تكنیك و شعور در موسیقی راك وجود داشت. امروز موسیقی مثل ورزش شده، در عالم ورزش هستند ورزشكارانی كه با گرفتن پول حاضرند ببازند.
در بین گیتاریست‌ها هم «روحیه ورزشكاری» كاملا‌ از بین رفته. گرچه تكنیك نوازندگی بالا‌ رفته ولی اغلب فقط در سطح، نوازندگی می‌كنند... چندتایی شاید استثنا باشند.
راك اند فولك: امروز كارهای تركیبی بسیاری پیدا می‌شوند از تركیب راك با بلوز تا كانتری. كاری كه تو در 25 سال كار موسیقی انجام ندادی.
فریپ:موسیقی بلوز یا كانتری دامنه لغت محدودی دارند. البته كسانی هستند كه در عین بسیط بودن در این سبك‌ها كار می‌كنند. من خودم شخصا همیشه این سئوال را داشتم كه اگر هندریكس به جای جاز یا بلوز سراغ كوارتت‌های زهی بارتوك می‌رفت چه اتفاقی می‌افتاد؟ هندریكس با همه توانایی‌هایش با استیل منحصر به‌فردش در قالبی كاملا‌ متفاوت. نقطه «لا‌رك تانگ» را برای جواب به این سئوال ساختم. من هرگز خودم را گیتاریست بلوز نمی‌دانم ولی به گمانم روح بلوز را چند باری لمس كرده باشم.
راك ‌اند فولك: الا‌ن به ذهنم خطور كرد. آیا به نظرت كاری كه با آلبوم فشنFashion دیوید بوئی كردی بلوزترین كارت است؟
فریپ: چرا. مثال فوق‌العاده ‌ای بود. در آن قطعه راك بلوز با گرامر معاصر وجود دارد.
راك اند فولك: آیا خیال‌نداری درباره سبك نوازندگی ات كتابی بنویسی؟
فریپ: چیزهایی كه به ذهنم می‌رسید و به نظرم مهم می‌آیند قابل ثبت در یك كتاب نیستند.
راك اند فورك :سئوال آخر... سال 69 هایدبارك همراه با رولینگ ستونز، راك و فضای آنارشیستم، اینها چیزی را به یادت می‌آورند؟
فریپ :مردم زیادی جمع شده بودند ‌ كنسرت مجانی بود و البته واقعه‌‌ای تاریخی، اگر قرار بود 000/700 نفری كه حضور داشتند پول بلیط بدهند كنسرت به فاجعه تبدیل می‌شد. ولی چون مجانی بود مردم انتظاری نداشتند و تجربه‌های ناشناخته را با آغوش باز پذیرا می‌شدند. در آن زمان راك راهی برای متحد كردن مردم بود. به نوعی ما سخنگوی یك نسل بودیم.
آیا به نظرت این تصویر نیمه مذهبی راك امروز مرده؟ و آیا غبطه‌اش را می‌خوری؟
فضای سال 69 نتوانست تا آخر دهه 70 دوام بیاورد. ولی راك مسلما نمرده است. هنوز جوانانی هستند كه كار راك ارائه می‌دهند. روح راك زنده است. گرچه صنعت و بازار موسیقی درها را تقریبا به روی راك بسته و شانس اینكه موسیقی راك خوب بتواند در عرصه بازار امروز به تولید برسد خیلی كم شده. حتما مصاحبه‌هایی از این دست نمی‌توانند آینده موسیقی راك را تضمین كنند ولی در عین حال هر اتفاقی ممكن است بیفتد. من هنوزهم هستم.

منبع : روزنامه حیات نو ، 22 خرداد
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
2
22 خرداد 1386 ساعت 18:53
قربونت حامد جان - البته باید از استاد بهرام حسین تشکر کرد . کارش درسته استاد ...
1
22 خرداد 1386 ساعت 17:09
امیر جان خیلی خوب بود ... مرسی واقعا ً خوندم و حال کردم ...
__