userinfo close
  ,

خوی


khoyliclub

تاسیس: 27 خرداد 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: غنی امین - معاونان
ای سر سبز وطن آذرآبادگان من از تو جدا یک نفس مبادا ایران من روزگارت در امان دور از دست گزند پشت ت ادامه »
ای سر سبز وطن آذرآبادگان من

از تو جدا یک نفس مبادا ایران من

روزگارت در امان دور از دست گزند

پشت تو می لرزه باز همچنان کوه سهند

سرافراز یاور ایران من پر غرور خاک ستار خان من

آنکه دلش می زند نبض جدایی در باد

با او سخن می گویم تا نگه دارد به یاد

آذرآبادگان من جان جانان من است قیمت رود ارس رگ ایران من است



(بچه ها این ایدی کلوب خوی هست که معاونان کنترلش میکنند برای گذاشتن کنفرانس تو یاهو ادد کنید ممنون میشیم از اونایی که برای بالا رفتن و پیشرفت کلوب قدم بر میدارند )

ID:ata_zaman
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
135
867
90/11/14 (17:12)
770
3035
90/11/17 (10:47)
689
2380
90/11/16 (02:05)
969
3159
90/11/13 (19:30)
203
852
90/10/23 (21:36)
218
913
90/9/26 (10:08)
152
638
90/9/23 (20:50)
1
8
90/9/11 (19:44)
1
11
90/9/11 (19:37)
112
582
90/9/11 (19:28)
252
1028
90/9/8 (14:14)
451
2017
90/9/8 (14:05)
260
1096
90/7/30 (21:23)
4
52
90/6/30 (18:01)
2
38
90/6/30 (17:45)
43
226
90/5/16 (14:07)
134
830
90/4/11 (18:07)
2
25
90/4/8 (17:43)
10
45
90/3/10 (21:07)
29
313
90/2/18 (03:12)

عنوان بحث

فاطی ترک قیزی , rosalinda_1369
فاطی ترک قیزی - 21:32 1387/11/8

***** تریبون ازاد*****

اینجا بحثی به عنوان تریبون ازاد داریم که هر کی هر چی دوست داره بنویسه تا دوستانم استفاده کنن.البته چیزای مفید بنویسین.

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
هادی     , hadiviva
هادی - 12:34 1388/10/30
61

پیكر شهید ولی حاج قلیزاده صبح امروز بر دوش مردم ولایی، عدالت‌جوی و قدرشناس خوی تشییع شد و در آرامگاه ابدی خویش در امامزاده سید بهلول به خاك سپرده شد. حضور مردم و مسئولین شهر و استان در این مراسم بسیار گسترده و پرشور بود.

روحش شاد؛ یادش گرامی...

 

 

 

 

 

i15915_881030.JPG

 

 

 

 

بازار خوی و بسیاری از مغازه های سطح شهر به احترام این شهید بسته و تعطیل بود...

 

 

i15916_8810301.JPG

 

 

 

 
رها مهر , nazaninama
رها مهر - 15:31 1388/11/1
62

جشن سده شاد باش





جشن سده خجسته باد

مهر روز از بهمن ماه برابر با 10 بهمن در گاهشماری خورشیدی

ستایش پاک تو را باشد، ای آتش پاک گهر،
ای بزرگ­ترین بخشوده­ی اهورامزدا،
ای فروزنده­ای که در خوری ستایش را،
می­ستاییم تو را، که در خانه­مانمان افروخته­ای...

(اوستا - آتش نیایش)

شامگاه چهلمین روز پس از جشن شب چله، آبان روز از بهمن ماه و در چله­ی زمستان، جشن «سَدَه» یا «سَت» یا «سده سوزی» برگزار می­شود.
جشن سده در نواحی مختلف با نام­های مختلفی شناخته می­شود : در خراسان «سَرِه»، در نواحی اراک «جشن چوپانان»، در خمین «کُردِه»، در دلیجان «هَله هَله» و در بَدَخشان تاجیکستان به نام «خِرپَچار». در فراهان، سنگسر سمنان، چهار روز پیش و پس از سده را «چاروچار» و سردترین شب زمستان می­دانند.
همان­گونه که می­دانیم در ایران باستان سال به دو بخش تابستان بزرگ «هَمَه» و زمستان بزرگ «زَیِنَه» تقسیم شده بود که هریک را چَهره می­نامیدند. بخش نخست که تابستان است از آغاز فروردین تا آخر مهر، یعنی 210 شبانه روز و بخش دیگر که زمستان بزرگ است از آغاز آبان ماه تا آخر اسفند یعنی پنج ماه به اضافه­ی روزهای کبیسه و به عبارت دیگر در سه سال نخستین 156 روز و سال چهارم 157 روز بوده است. بنابراین سده عبارت است از 100 روز از آبان گذشته که سده یا سته نامیده می­شود، یعنی 100 روز از زمستان گذشته است.

ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» می­نویسد :

«... ایرانیان پس از آن­که کبس از ماه­های ایشان برطرف شد، در این وقت منتظر بودند که سرما از ایشان برطرف شود و دوره­ی آن به سر آید، زیرا ایشان آغاز زمستان را از پنج روز که از آبان ماه بگذرد می­شمردند و آخر زمستان ده روز که از بهمن ماه می­گذشت می­شد... و اهل کرج این شب را «شب گَزَنه» می­گویند، یعنی شبی که در آن گزیدن زیاد است و مقصودشان این است که سرما شخص را در این شب می­گزد ...»

و در کتاب «التفهیم» نیز درباره­ی نامگذاری جشن سده آورده است :

«... و اما سبب نامش چنان است که از آن تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب ...»

منوچهری دامغانی نیز می­گوید :

و نیک بیامدست به پنجاه روز پیش        جشن سده، طلایه­ی نوروز و نوبهار

برخی روایات پیدایش سده را به اردشیر پاپکان و برخی دیگر به کیومرث نسبت داده­اند و گفته­اند چون عدد فرزندانش به سد رسید، جشنی بزرگ برپا کرد و آتشی فراوان افروختند و آن را سده نام نهادند. از پیروزی فریدون بر ضحاک نیز خبر آمده است.

خلف تبریزی در «برهان قاطع» آورده است که :

«کیومرث را سد فرزند از اناث و ذکور بود، چون به حد رشد و تمیز رسیدند، در شب این روز جشن ساخت و همه را کدخدا کرد و فرمود که آتش بسیار برافروختند بدان سبب آن را سده می­گویند.»

در پی این مطلب نیز می­گوید که این جشن را بعضی به آدم نیز نسبت می­دهند، و آشکار است که منظور از آدم همان کیومرث است که در اساطیر ایرانی نخستین بشر محسوب می­شود.
بیرونی نیز در التفهیم و آثارالباقیه به همین موضوع در شمار یکی از انگیزه­های برپایی این جشن اشاره می­کند.

گَردیزی مولف «زین الاخبار» نیز همین نسبت را به گونه­ای دیگری یاد کرده و آن را به «مشیه» و «مشیانه» که در اساطیر ایرانی نخستین زوج محسوب می­شوند، نسبت می­دهد و این روایتی است که به گونه­های مختلف، اما در معنی، ریشه­ی یگانه دارند و اغلب مورخان یاد کرده­اند.
اما دلیلی دیگر نیز برای برپایی جشن سده یاد شده است و آن به پیکار فریدون و ضحاک بر می­گردد و از نگرش معنوی با داستان هوشنگ و مار سیاه آمیزه­های فراوانی دارد.

sadeh_01.jpg

گوشه ای از مراسم جشن سده

از بسیاری اشارات نویسندگان، مورخان و پژوهشگران، آشکار است که جشن­های نوروز، سده و مهرگان، جشن­هایی بوده ­است همگانی که با سرور و شادمانی و به صورت کارناوال برپا می­شده است. مردمان هریک به فراخور توان به تهیه­ی هیزم و خار و خاشاک به ویژه چوب «گزمی» می­پرداختند و پشته­هایی از آن­ها فراهم می­کردند و آتش می­زدند، سپس با صورتک­هایی بر چهره و دست افشانی و پایکوبی تا چندین روز با گریز از همه­ی قیود، به جشن و شادمانی مشغول می­شدند. آتش­ها در بالای پشت بام­ها یا در دشت­ها و بلندی­ها روشن می­شد، مراسم جشن سده علاوه بر آتش افروزی­های گسترده، با برپایی مجالس سور و سرور و میهمانی­های بسیار مفصل همراه بوده است. پس از مراسم آتش افروزی، نیز این میهمانی­ها ادامه داشته و بر سر خوان می­نشتند و نوشخواری در حد افراط از رسوم بوده است. مجالس رقص و موسیقی و آواز تا بامدادان به طول می­انجامید و روز پس از جشن، پادشاه و بزرگان به پذیرایی می­نشستند.

sadeh_02.jpg


دو چیز یافت از این آتش سده دو همال      ستاره یاره­ی زرین و آسمان خلخال
ز  آفتاب  یکی  جام کرد چرخ امشب        به یاد شاه به کف  برنهاد  مالامال

«منشوری سمرقندی»

جشن سده  و سال  نو  ماه محرم         فرخنده  کناد  ایزد   بر خسرو  عالم
جشن سده  در  مجلس  آراسته­ی  تو       با  شادی چون زیر همی سازد با  بم
جشن سده را رسم نگه داشتی ای شاه      آتش به خَشَن بردی از خانه­ی چهارم
چون  آتش  سوزنده  بیفروزد آتش        آن یک  رخ ساقی  و  دگر جام دمادم

«فرخی»

آمد  ای سید  احرار شب  جشن سده           شب جشن سده را حرمت، بسیار بوَد
می خور ای سید احرار شب جشن سده       باده خوردن بلی از عادت احرار بوَد

«منوچهری»

وینک بیامده است به پنجاه روز پیش      جشن سده طلایه­ی نوروز و نو بهار
آری هرآنگهی که سپاهی شود به رزم       ز اول به چند روز بیاید طلایه دار

«منوچهری»

گذاشتیم و گذشتیم و آمدیم و شدیم     تو  شاد زی  و بکن  نوش  باده­ی روشن
سده دلیل بهار است و روزگار نشاط     نشاط کن که جهان پر گل است و پر سوسن
بخواه جام و برافروز آذر بُرزین     که پر شمامه­ی کافور شد کُه و برزن

«عمعق بخارایی»

شب سده است بیار ای چراغ رود نواز        از آتش می، غم بسوز و چنگ نواز
به جام خویش مر این رام ِخویش را می ده     به کام خویش مر این زار خویش را بنواز
طریق راحت گشای و راه رنج به بند         عنان هجر فرو گیر و اسب وصل بتاز
چون شعر خوانی در وصف این شب سده خوان     چو عشق بازی در مدح شاه دنیا باز

«عثمانی مختاری»

شب­های سیه زلف مغان وش داری     در جام طرب باده­ی دلکش داری
تو خود همه ساله سده­ی خوش داری     تـا زلف چلیپا، رخ آتش داری

«خاقانی شیروانی»

آتش جشن سده، آتش مهر وطن است     کاندرین مُلک نخواهد که شب تار بود
در چنین جشن ِطرب، آری خورشید دگر     گر بتابد ز دل خاک، سزاوار بود
خرم است این سده و شادروان باد که گفت     شب جشن سده را حرمت بسیار بُوَد

«محمد دبیر سیاقی»

اَلاَرضُ و النّار مَشرقَه     وَالنّار مَعبودَه مذکانت النّار

«بشاربن برد تخارستانی»

  , wolf_rine2006
E GH - 16:23 1388/11/1
63
Àpolo  ¸ , apolo_220 چرا مسدود شده امین غنی عزیز
تورک اوغوز , rhhk610
تورک اوغوز - 16:01 1388/11/2
64

این کردهای بیشرف پژاک رییس دادگاه خوی را بقتل رساندند؟

انتظار دارند که درآزربایجان قتل و غارت کنند و وقتی دستگیر شدند فورا" باید آزاد گردند!!!

در کجای دنیا چنین قانونی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوستان این عملیات زنگ بیدارباشی برای آزربایجان است که بدانند اینان مهمان نیستند بلکه قاتل جان و مال و ناموس و... آزربایجان هستند.

باید این بیشرفها را چه بنظر خوب یا بد (در نتیجه عمل هردو یکسان هستند) از آزربایجان بیرون کنیم.

جناب فرماندار چند بار بهتون گفتم جلو مهاجرت بقصد اشغال این اکراد را بگیرید؟

اینها آزربایجان را میخاند نه دین را؟

چرا باز هم سفسطه میبافید؟

با این وضع باشید تا کی نوبت خودتان فرا رسد؟

همه مسلح منتظر   فرصتی هستند تا به قسمی که خورده اند(مبارزه با تورکان تا اشغال آزربایجان!) عمل کنند!!!!

همه اکراد از این اعمال دفاع میکنند! میدونی یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یاحق

یاشاسین آزربایجان

اولوم اولسون ترورچیلارا

 

رها مهر , nazaninama
رها مهر - 17:31 1388/11/2
65

 

 

????

دعوا ممنوع

رها مهر , nazaninama
رها مهر - 04:09 1388/11/3
66

 

خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمان خویش را
با همه لحظه خوش آواییم
در به در کوچه ی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان من است
نامه ی تو خط اوان من است
ای نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یارومدد کار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه ی مشعر
کدام گوشه ی منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش
تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه ی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...
شاید

 

  , wolf_rine2006
E GH - 23:28 1388/11/3
67
TO KHOY DADSETANO  kardan terorr\
 bade shenidanesh maghzam dad erorr
 inja khoye ya shahreh yaghiya
movazeb bashid ey  ghaziya
رها مهر , nazaninama
رها مهر - 00:39 1388/11/5
68

 

 

بیا به دیده

خوشبینی به دنیا بنگریم

غصه رو رها کنیم

مژده شادی آوریم

بیا به

قشنگی های زندگی نظر کنیم

روی بال آرزو به شهر

عشق سفر کنیم

بیا از هر چی غمه فرار کنیم

بیا

پاییزدلو بهار کنیم

لحظه های عمر ما زودگذره

با یه چشم به هم زدن می گذره

چه خندون چه گریون داره میگذره عمرا

خودت رو نرنجون به کامت باشه دنیا

بیا و شکستو باور نکنیم

گلای امیدو پرپر نکنیم

بیا سرنوشت بسازیم واسه هم

نخوریم غصه برای بیش و کم

دنیا وفا نداره

چشمش حیا نداره

با همه نارفیقه

ما و شما نداره

اگه به روش بخندی

به روی تو میخنده

وگر نه تیره روزی

چون و چرا نداره

پس چه خندون چه گریون

داره میگذره عمرا

خودت رو نرنجون

به کامت باشه دنیا

رها مهر , nazaninama
رها مهر - 22:46 1388/11/5
69

The pinnacle of the feeling

 

 

 

Sometimes or in a better word some situations

 happen to human in which the utterances

cannot reflect the innermost feeling

or word cannot express heart and

what greater than feeling God in yourself !

 

That God who as a spring breezes has the gift of a

raining day for the desert of our dry body.

That God who is seaside of salvation for storm_tossed people in the sea.

That God who makes Himself in sight of ours

in the severest plight of ours.

That God who can be found beside the heart_brokens.

That God who vertiable repentants find Him with the eye of heart.

 

 

اوج احساس

بعضی وقت ها یا بهتر بگویم بعضی موقعیت ها برای آدمی پیش می آید

که آنچه را که در درون دارد نمی تواند  آنرا انعکاس دهد.یا به

اصطلاح  حال در قال نمی گنجد و چه احساسی  عظیم تر از اینکه  خداوند را در درون خود احساس کنی.

آن خدایی که به سان نسیم بهاری نوازشگری که برای تن و جسم کویری انسان  یک روز بارانی را نوید می دهد.

و آن خدایی که سلحل نجاتی برای طوفان زدگان قعر دریا  می باشد.

و آن خدایی که در اوج قله سختی و مشقت خود را بر انسانها نمایان می کند.

و آن خدایی که او را می توان در پیش دل شکستگان پیدا کرد.

و آن خدایی که توبه کنندگان حقیقی او را به چشم دل در می یابند.

نوشته: اسماعیل میرزا علی زاده

 

رها مهر , nazaninama
رها مهر - 18:07 1388/11/9
70
اجرای حكم عامل ترور قاضی اصفهانی
 

 

صبح دیروز مقابل دادسرا انجام شد
اجرای حكم عامل ترور قاضی اصفهانی
جام جم آنلاین: قاتل معاون دادستان اصفهان صبح دیروز مقابل دادسرای ناحیه یك اصفهان به دار مجازات آویخته شد.


به گزارش جام‌جم، قاضی تولایی بامداد روز 26 اسفند هنگام ورود به محل دادسرا، از سوی مرد 54 ساله‌ای به نام جمشید هدف اصابت 2 گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.

درپی این اقدام متهم دستگیر و در تحقیقات مشخص شد وی یك مجرم سابقه‌دار است كه پس از طرح یك پرونده در دادسرای اصفهان، خواسته بود تا قاضی تولایی نیابت تاریخ‌گذشته او را بپذیرد و زمانی كه با مخالفت سرپرست دادسرای ناحیه یك روبه‌رو شده، وی را به شهادت رسانده است.

پس از دستور قضایی از سوی بازپرس ویژه قتل اصفهان، پرونده برای ادامه تحقیقات به پلیس آگاهی اصفهان ارجاع و متهم با تكمیل پرونده در شعبه 17 دادگاه كیفری اصفهان محاكمه و به قصاص محكوم شد كه حكم صادره در شعبه 28 دیوان‌عالی كشور تایید و برای اجرا به شعبه اجرای احكام دادسرای جنایی اصفهان ارسال شد.

گزارش حاكی است صبح دیروز متهم مقابل دادسرای محل ترور، خیابان 22 بهمن اصفهان به دار مجازات آویخته شد.

رها مهر , nazaninama
رها مهر - 20:51 1388/11/12
71

 

 

کسانی می روند کسانی باز می گردند پل عبور مهیا است لیک , پاها وقتی بی حوصله اند فعل رفتن با هیچ زمانی صرف نمی شود من تنهابه افق می نگرم به قفس که امنیت غریبی است وقتی پرنده آسمان را از خاطر برده است چرا؟؟؟؟؟ چرا هیچکس با آسمان جمله ای نمی سازد !!؟

امین جون , apolo_220
امین جون - 08:43 1388/11/14
72
نقل قول از : رها مهر

 

 

کسانی می روند کسانی باز می گردند پل عبور مهیا است لیک , پاها وقتی بی حوصله اند فعل رفتن با هیچ زمانی صرف نمی شود من تنهابه افق می نگرم به قفس که امنیت غریبی است وقتی پرنده آسمان را از خاطر برده است چرا؟؟؟؟؟ چرا هیچکس با آسمان جمله ای نمی سازد !!؟

 

آسمان مال من است...

مرتضی مرتضی م , mortezajoooon
مرتضی مرتضی م - 23:41 1388/11/16
73

خواهشن جواب بدبن همگی!!!!!!!!!!!

سلام دوستان من میخوام از شما همشهریام بپرسم که ما چرا از محصولاتی که در شهر خودمون تولید میشه  حمایت نمیکنیم و میریم دنبال اونایی که با تبلیغات مختلف رو مغزمون کار میکنن .

مثلا مغز تخمه که الان تو شهر خودمون داره تولید میشه که متاسفانه بیشترمون نمیشناسیمش اما میریم مزمز میخریم در حالی که تخمه خوی زبان زد دنیاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شنتورک اوًزتورک , senturk
74
می خواهم تروریستها بر علیه آذربایجان جنگی شروع کنند تا زمینه آزادی کرکوک و اربیل از دست این جنایتکاران فراهم شود
  , wolf_rine2006
E GH - 15:47 1388/11/17
75
نقل قول از : MORTEZA mzm *مرتضی.م*

خواهشن جواب بدبن همگی!!!!!!!!!!!

سلام دوستان من میخوام از شما همشهریام بپرسم که ما چرا از محصولاتی که در شهر خودمون تولید میشه  حمایت نمیکنیم و میریم دنبال اونایی که با تبلیغات مختلف رو مغزمون کار میکنن .

مثلا مغز تخمه که الان تو شهر خودمون داره تولید میشه که متاسفانه بیشترمون نمیشناسیمش اما میریم مزمز میخریم در حالی که تخمه خوی زبان زد دنیاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مرتضی بابا میدونیم زرین دانه رو میگی خوردیم
اینم تبلیغ زرین دانه
خوب شد
اقا مزمز نخرید زرین دانه بخرید همیشه بخورید =))=))=))=))=))
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.