__
لیست بحث ها
  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
170
1895
87/8/29 (21:38)
60
196
87/9/1 (23:44)
31
124
87/9/1 (23:17)
24
96
87/9/1 (23:12)
102
300
87/9/1 (23:08)
35
63
87/9/1 (23:06)
41
152
87/9/1 (02:19)
37
154
87/8/30 (15:11)
9
50
87/8/30 (10:21)
5
29
87/8/18 (18:41)
عنوان بحث
سیّد جواد ذاکر (مشاهیر و بزرگان خوی 3)
26 دی 86 - 01:13
سیّد جواد ذاکر (مشاهیر و بزرگان خوی 2)

میر محمد ذاکری مشهور به سید جواد ذاکر
مداح مشهور
افتخار خطه ی خوی
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
17
6 اردیبهشت 1387 ساعت 07:26


شاید یه عده فکر کنند مگر یک مداح کیه که بخواهید از او بعنوان یکی از مشاهیر ازش اسم   ببریم
؟
و شاید همینطور خصوصا در مورد سید جواد ذاکر گفته بشه که چه میدونم به سر و صورت خودشون میزدن  و امثال این کارها
فکر نمیکنم لااقل توی این محیط مجازی و اونم اینجا کسی پیدا بشه که موافق این کارها باشه . بنده نه نماینده ی اون مرحوم هستم و نه چیزی
شخصا هم مخالف برخی کارها هستم . حالا شادی این سوال به ذهنتون خطور کنه که پس چرا این جنال سید جواد ذاک رو بعنوان یکی از مشاهیر خوی اسم بردی
مهمترین و بزرگترین دلیلم اینه :

او هنر جذب داشت
شاید بهتر از هرکسی
تهمت میزذن که مکجلسش پر شده از لات و جوونهای خیابون
اما غافل بودن از هنر جدب او که افرادی رو که شاید محال بود کسی بتونه پاشونو به چننی مجالسی باز کنه عاشقونه میکشوند و می آورد(قابل توجه برخی آخوندهای دروغگویی که با فریبکاری فقط این را آموخته اند که محمد لبخندمیزد ولی برخی از این امامه به سرها فقط لخند ظاهری را که از دوردستها نماد فریبکاری است را بلد هستند و نه باطن و شالوده ی لبخند را که یعنی مهر و محبت و عشق برخواسته از بی ریایی- جسارت به همه ی آخوندها نشه منظوزم افراد خاصی بود نه همه )

آره سید جواد هنرش جذب بود
 بچه اهل مسجد و مذهبی که خودبه خود میاد آوردن چنین افراد یهنر نیست هنر اینه که لات و خلافکار رو بتونی بیاری ولو یک ساعت دور موندن از خلاف.........

کدومش هنره؟

پس همتون به من حق میدین که سید جواد رو که زاده ی خطه سر سبز فیرورق از توابع شهر عزیزمون خوی هست رو به عنوان یکی از مشاهیر خوی معرفی کنم؟

فرقی نداره من یا هرکی دیگه
16
10 بهمن 1386 ساعت 22:58
سیدا حقا که اولاد صالح فاطمه الزهرا (س) هستی
15
3 بهمن 1386 ساعت 20:19

دیدار همیشه زنده  سید جواد ذاکر با  دکتر محمد اصفهانی........

The image “http://i7.tinypic.com/5y06bee.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

14
3 بهمن 1386 ساعت 19:54
چه ناجوانمردانه هلالی را هم خواستند کوردلان بکوبند  با کلیپ موبایل که تصاویری از رندگی خانوادگی اش بود اما بی ریایی و خلوص برتر از دروغ و تهمت است
بر کسی که  پرسید از صدا و سیما چرا حتی یکبار اسمت را نگفتند لا اقل بئدند کسانی که بشناسنندت و برایت فاتحه بخواند ولی  بازیگران تلویزیون حتی زمان نظام طاغوت مانند فردین زا از پیر عشق و خادم مجالس جسن برتر دانستند
آیا کردم دانستند چرا عبد الزضا هلالی را هم خواتستند با تهمت و دروغ بدنام کنند؟؟   اما آیا بدنام شد؟
چرا نشد؟

The image “http://free.7host06.com/mojzakerin/Image/Helali03.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


هدایش بیامرزد هر بازیگری را که 5 کانال برنامشان میبالد اما ارزشت را کمتر دانستند اما چه زیبا گفت علیمی که تلویزیون خیلی کوچیکتره برای گفتن اسمت.........

باز شرمساری دیگر بر کوردلان
تصویری فیلتر شده از سید جواد
http://i11.tinypic.com/482hy1g.jpg

The image “http://i16.tinypic.com/2z4jof8.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
13
3 بهمن 1386 ساعت 19:54

با سپاس از وبلاگ هواداران مرد نامی فوتبال ایران علی پروین

soltan1325.jpg



http://www.soltan1325.blogfa.com/post-23.aspx




سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

 

من مات علی حب آل محمد مات شهیدا


یا حسین غریب مادر

12
3 بهمن 1386 ساعت 19:48
طعنه بر من میزند واعظ به کفر ارتداد
خنده بر این طعنه ها با یاد زینب میزنم
.........................................................همیشه زنده سید جواد ذاکر




The image “http://www.arpapic.com/Images/0703.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


11
3 بهمن 1386 ساعت 19:42
آیا شرم ندارند کسانی که تصاویر تو را فیلتر میکنند؟ 

http://i5.tinypic.com/143q646.jpg

The image “http://i2.tinypic.com/25r1cfl.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


10
1 بهمن 1386 ساعت 19:48
همیشه چه زیبا بود  اشک ریختن افرادی که کسی نمیتوانست آنها را به چنین مجالسی بیاورد اما بی ریایی تو آورد
و چه زیبا با اشکهل غبار دلهایشان را پاک میکردند
خوشا به حالشان و خوشا به حالت که چون دیوانه ای از قفس پریدی...
چون پریدی.....

راستی کی بودی و در چه راهی بودی که اینهمه جذبه داشتی؟



نا آگاهان حتی اعلامیه های عزایت را هم پاره کردند..................اما تو لبخند میزنی چون رها هستی.........و رها
حتی برخی وبلاگها و تصاویرت را هم فیلتر کردند اما هرکه دوباره تو را شناخت دانست که خادمی هستی و نوکری بیش

The image “http://i15.tinypic.com/29zwmy8.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
که صدا میکردی و وقتی مردم به این صدایت مینگریستند راهی را نشانشان میدادی که اشک غبارشان را میشست
آیا کسی بیاد دراد به مجلسی بروی و پولی بگیری؟  که چه بد بعضیها چنین میکنند

The image “http://i19.tinypic.com/4bdvtp1.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



The image “http://i6.tinypic.com/1z6tnxf.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.




The image “http://asemuni-photo.persiangig.ir/image/Tir85/Zaker1.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



The image “http://i10.tinypic.com/40bfuzc.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.




The image “http://zaker30.persiangig.ir/image/سید جواد ذاکر.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

The image “http://www.bfnews.ir/images/docs/n00007610-b.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
9
1 بهمن 1386 ساعت 19:40
The image “http://static2.bareka.com/photos/medium/3088841/محمد-جواد-ذاکر-طباطبایی.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
8
1 بهمن 1386 ساعت 19:37

رفتی اما غم تو

رود از  این دل من؟

اگر عده ای به اصاح در سایه ی مقامشاند تهدید میکنند که ....آخرین بارتان باشد برای این کافر مجلس سالگرد میگیرید
خیالی نیست  یا نا آگاهنمد و یا ترسو و دیکته ای که دیکته ی بالا سری های خود را میخوانند
خیالی نیست!!

آری خیالی نیست

چون هرگز نمیرد آنکه عاشق بود آنهم عشق حقیقی که عاشقان مجازی را با هنر جذب به عشق حقیقی کشاند
و تلنگری بر دلها زد


سنی تانییانلار تانیییللار
و سنی اشیدنلر سنین بی ریالیغین و ساده لیین اولاری چکیر بو یولا
The image “http://www.arpapic.com/Images/8wtj.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



7
1 بهمن 1386 ساعت 19:29

مرحوم سید جواد ذاکر:
 "در حیرتم من از این مردم پست         مردم زنده کش و مرده پرست"

به خودم و به همه ی دوستان و همشهریان عزیز خویی

قرار نیست فقط از افراد و شحصیتهایی اسم ببریم که از دنیا رفته اند
قطعا هستند افراد بزرگ و نامی که اهل همین خطه هستند و الان زنده و حاضر
با ایجاد بحثی به همه معرفی کنید تا بیشتر با مشاهیر شهرمون آشنا بشیم

درورد بر تمامی خویی های عزیز
6
1 بهمن 1386 ساعت 19:19

نگاهی گذار به زندگی ذاکر


سید محمد جواد ذاکر که با نام جواد ذاکر نیز شناخته شده‌است، یکی از مداحان ایرانی بود که در سال ۱۳۸۵ به دنبال ابتلا به سرطان حنجره درگذشت.

پدر سید محمد جواد میر حبیب ذاکر نام داشت که از مداحان شهرستان خوی بود. مادر وی که از سادات بود در دوران کودکی سید محمد جواد، در گذشت. وی تا پایان دوران تحصیلی متوسطه در خوی بود و مداحی را نیز که در خاندان وی ریشه داشت . در همین دوران فراگرفت.

بعد از پایان تحصیلات، سید محمد جواد برای کسب علوم حوزوی راهی قم شد و در مدرسه علمیه رضویه مشغول به تحصیل شد و مداحی را نیز ادامه داد. سید محمد جواد پرچم‌دار سبکهای جدیدی از مداحی بود. البته سبک مداحی وی باعث شد برخی مراجع تقلید وی را طرد، و صدایش را حرام اعلام کنند. خود او وجود هرگونه مخالفت با رهبری و ولایت فقیه را صریحاً رد کرد.

در ادامه برای مداحی سید در تهران مشکل ایجاد کردند  و در قم هم برای وی محدودیت ایجاد کردند. سید به دارالمومنین کاشان رفت از آنجا به اصفهان نقل مکان کرد و بعد از مدتی مجدداً به کاشان بازگشت، و گاه و بیگاه در قم هم مداحی می‌کرد . او بعد از ازدواج، در قم و در شهرک قدس در منزلی اجاره‌ای سکونت داشت.

زمانی که میر حبیب ذاکر (پدر سید محمد جواد) درگذشت، او برای آخرین بار و برای شرکت در مراسم ترحیم پدر به خوی رفت. مدتی بعد علایم بیماری سرطان حنجره در وی هویدا شد. بعد از سپری کردن دوران شیمی درمانی برای اولین بار سید در روز عید غدیر در هیئت جنت الحسین حضور پیدا کرد و آخرین مداحی وی در روزهای ۲۸ و ۲۹ صفر در سال ۱۳۸۵ هجری شمس، در مشهد مقدس و در حضور هیئت زنجانی‌ها بود.

در اوایل خرداد ماه ۱۳۸۵ بیماری وی به اوج رسید، و وی در اثر از کار افتادن سلولهای مغز به کما فرو رفت و بعد از حدود ۴۰ روز، در ساعت ۲ بامداد شانزدهم تیر ماه ۱۳۸۵ در گذشت. پیکر وی را در در مقابل حرم حضرت معصومه و در قبرستان نو قم دفن کردند.



سید محمد جواد ذاکر که با نام سید ذاکر نیز شناخته شده‌است، یکی از مداحان ایرانی بود که در سال 1355 در خوی متولد و در سال ۱۳۸۵ به دنبال ابتلا به سرطان ریه درگذشت

پدر سید محمد جواد میر حبیب ذاکر نام داشت که از مداحان شهرستان خوی بود. مادر وی که از سادات بود در دوران کودکی سید محمد جواد، در گذشت. وی تا پایان دوران تحصیلی متوسطه در خوی بود و مداحی را نیز که در خاندان وی ریشه داشت در همین دوران فراگرفت.

بعد از پایان تحصیلات، سید محمد جواد برای کسب علوم حوزوی راهی قم شد و در مدرسه علمیه رضویه مشغول به تحصیل شد و مداحی را نیز ادامه داد. سید محمد جواد پرچم‌دار سبکهای جدیدی از مداحی بود. البته سبک مداحی وی باعث شد برخی مراجع تقلید وی را طرد، و صدایش را حرام اعلام کنند خود او وجود هرگونه مخالفت با رهبری و ولایت فقیه را صریحاً رد کرد

در ادامه برای مداحی سید در تهران مشکل ایجاد کردند و در قم هم برای وی محدودیت ایجاد کردند.سید به دارالمومنین کاشان رفت از آنجا به اصفهان نقل مکان کرد و بعد از مدتی مجدداً به کاشان بازگشت، و گاه و بیگاه در قم هم مداحی می‌کرد . او بعد از ازدواج، در قم و در شهرک قدس در منزلی اجاره‌ای سکونت داشت

زمانی که میر حبیب ذاکر (پدر سید محمد جواد) درگذشت، او برای آخرین بار و برای شرکت در مراسم ترحیم پدر به خوی رفت. مدتی بعد علایم بیماری سرطان ریه در وی هویدا شد.بعد از سپری کردن دوران شیمی درمانی برای اولین بار سید در روز عید غدیر در هیئت جنت الحسین حضور پیدا کرد و اذان معروف خود را در کاشان با قیافه ای که حاکی از شیمی درمانی داشت اجرا نمود و آخرین مداحی وی در روزهای ۲۸ و ۲۹ صفر در سال ۱۳۸۵ هجری شمس، در مشهد مقدس و در حضور هیئت زنجانی‌ها بود

در اوایل خرداد ماه ۱۳۸۵ بیماری وی به اوج رسید، و وی در اثر از کار افتادن سلولهای مغز به کما فرو رفت و بعد از حدود ۴۰ روز، در ساعت ۲ بامداد شانزدهم تیر ماه ۱۳۸۵ در گذشت. پیکر وی را در در مقابل حرم حضرت معصومه و در قبرستان نو قم دفن کردند.
منبع دانشنامه ی ویکی پدیا
5
1 بهمن 1386 ساعت 19:10

saygili yoldashlar sizlara selam

seyed javad zaker buton xoy ve azarbaycan olkasina bir boyok Iftixardi.bojor boyok kishilarin gadrilarin garak biz Turk lar bolak va onlare boyok sanax

yashasin azerbaycan hosein asheglare

Isak bay sani saghol ke seyed javad zakerin moridinda bu bahsa matlab gondaribsan yasha

4
30 دی 1386 ساعت 23:10
منبع دانشنتامه ی ویکی پدیا

قسمت هایی از کتاب مجذوب الحسین(ع)

شمه ای از احوالات شهید سید جواد ذاکر(من مات علی حب آل محمد مات شهیدا)


سکونت در حجره معرفت.

حظور او در مدرسه رضویه و حجره شماره سی و یک جای دنج و خلوتی برای راز و نیاز با معشوق حقیقی خودش فراهم کرده بود. هم حجره اش و همدرسش که چند سالی با او و در خلوت او حظور داشت نقل می کند....سید جواد شبها تا صبح بیدار بود و بفرموده شیخ جعفر مجتهدی برای حضرت زینب (س)شمع روشن می‌کرد و نماز شب می خواند البته چند رکعت از نماز شب را نشسته می خواند بیاد همان نماز نشسته زینب کبری در شب یازدهم محرم الحرام که از بار مصائبی که بر دوش آن علیا مخدره بود نماز را نشسته خواندند نماز خواندن با این حس و حال و تلفیق نماز شب و روضه و گریه بر امام حسین معجونی قوی برای او که صاحب روح بزرگ و شخصیت معنوی عظیم بود موجب تعالی روح این سید بزرگوار شده بود. بیشترین کار او در حجره توسل بود.چنان ناله و اشک در چهره نورانی اش تأثیر گذاشته بود که تمام اهل مدرسه علاقه وافری به دوستی با او داشتند همه میخواستند هم حجره این این جوان سرا پا توسل شوند علاقه وافر او به سجده و سجده های طولانی او وراز و دلهایی که با محبوب و معشوق می کرد.محبت او را در دل هر کس که یکبار او را می دید جاری می ساخت چرا که هر کس اهل بیت را خالصانه دوست داشته باشد خداوند محبت او را به آبهای جاری می ریزد و هر کس از آن آب بخورد دوستدار آن محب مخلص می گردد.


تحسین حر ابن یزید ریاحی (س)از سید جواد ذاکر

پدر خانوم محترم ایشان نقل می‌کند که:سید جواد گفت روزی روضه حر علیه السلام را خواندم و بسیار گریه کردم .شب هنگام در عالم رویا شخصی را دیدم بسیار مسن و با جلالت که نزدیک من آمد و از من قدر دانی کرد از او علت ایت تشکر را پرسیدم فرمودند که:امشب روضه من را بسیار با ادب خواندی و مانند سایرین مرا دشمن و معاند اهل بیت خطاب نکردی.....

اجنه عزا دار هم صدای او را پسندیده بودند...

عزاداری بر سید الشهدا سلام الله علیه مخصوص نوع بشر نیست بلکه جنیان نیز برای آن حضرت عزاداری می کنند چنانچه در داستان زعفر جنی این مطلب آشکار است.

شبی روضه در منزل آقای سجادی بر قرار بود و یکی از دوستان خانوادگی آنان در محفل حظور داشت بعدد از تمام شدن مجلس و رفتن عزاداران میهمان خانواده در آن مکان که هیئت تشکیل شده بود به خواب رفه بود ساعتی نگذشته بود که آن فرد با هول و اضطرابی عجیب صاحب خانه را صدا می کند و از او می خواهد که در را باز کند تا او برود آقای سجادی می فرمایند که:از او علت این کار و و علت وحشت و اضطرابش را ژرسیدم اما ایشان گفتند :که تا شما رفتید.دیدم دسته هایی از اجنه در حالت عزا و سینه زنی وارد حسینیه شدند و ترس بر من غالب شد به طوری که اختیار از دست داده و از حسینیه خارج شدم و دیگر هم نمی توانم در آن مکان بمانم.

آوای حزن انگیز آن شوریده دل شور انگیز نه مورد ژسند عام انسان‌ها بلکه در عالم اجنه نیز طرفدار داشتو این اثر حزن را نمکی می دانست که شمسه ایوان ولایت حضرت صدیقه صغری زینب(س)بر جان او ژاشیده بود آری:

نام زینب خاک را زر می کند **دخت حیدر کار حیدر می کند


۴ـ کودک روضه خوان

از خانواده ایشان نقل شده که سید جواد کوچک بود بین سه الی چهار سالگی متکا و بالشتها را روی هم می گذاشت و به خیال کودکانه خویش منبر درست می کرد.بالای منبر می رفت و بدون توجه به اینکه کسی داخل اتاق باشد یا نباشد شروع به روضه خوانی می کرد اشعاری که در آن سنین بلد بودبیشتر زبان حال حضرت رقیه (س) بود .اشک چونان در آئیز چشمانش می شد.

انسان وقتی به چهره او نظاره می کرد چیزی جز یک ارتباط بسیار قوی با اهل بیت را به تماشا نمی نشست ارتباطی که نه زبان آن را بیان می کرد و نه رفتار بلکه این قطرات اشک بودند که دانه دانه کلمات را از لابه لای پلکها خارج می کردند آری اشکها می گفتند که این دل به دلدار متصل است و قلب معدن محبت اهلبیت و مورد توجه نازدانه ابا عبد الله حضرت رقیه شده است.

از همان ابتدای کودکی یادگیری این مسائل برای یک کودک سه چهار ساله و درک مصائب یک نبوغ می خواهد نبوغ ولایت نبوغی که به طفل می آموزد به جای بازی با هم بازی های خود خضر وار به دنبال چشمه پر فیض رحمانی اهل بیت باشد و از زلال آن چشمه بنوشد تا الی یوم القیامه جاودان باقی بماند...............

.........این سخنان هیچ بعدی ندارد . جایی که شیخ حسنعلی نخودکی می گوید : ای کاش به جای رفتن در پی اذکار و اوراد .عمرم را در تقرب به وجود صاحب الامر می کردم.


۵ـ کودک شب زنده دار و بیدار دل

به نقل از خانواده محترمش:سید جواد از همان کودکی علاقه زیاد به شب زنده داری و بیداری در شب داشت .شب محرم سر و پوشاننده اسرار است بیاد دارد که سید جواد سه ساله چه درد دلهایی با او کرده و این اسرار کودکی را باید از شب پرسید که او در دل شب چه می گفت.

بعضی اوقات در هنگام خواب بعد از بیداری شبانه خانواده می گفتند:که می دیدیم چیزی زیر لب زمزمه می کند اما نامفهوم و متوجه نمی شدیم خانواده اش می گفتند روزی دقت کردیم که ببینیم چه می گوید دیدیم سید جواد دارد این آیه از سوره کهف را تلاوت می کند <<ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من ایاتنا عجبا>>همان آیاتی که سید الشهدا در کوفه هنگام خطبه خوانی خاتون دو سرا زینب کبری (ع) تلاوت کردند.

طی طریق بین زمان وصال یار****کاین طفل یک شبه ره صد ساله می رود

رشته ای بر گردنم افکنده دوست*****می کشد هر جا که خاطر خواه اوست

آری کودکی سید جواد در روضه و اشک و ناله بر شاه مظلومان گذشت. وسید جواد به سنین بلوغ رسید تا جایی که در آزمون ورودی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی قبول شد اما شاید نا خواسته و ندانسته او به سمتی کشیده می شد.ظاهر کار این بود که او باید به دانشگاه برود وادامه تحصیل دهد اما او در مدار مغناطیس بسیار قوی قرار گرفته بود که او را به سمت خویش می کشید مغناطیس به نام عش آل محمد آهن ربایی که بجای آهن دل می ربود و یه سمت خویش می کشید دیار قم حرم آل الله و مزار فاطمه معصومه (س)او و یکی از آشنایان خانوادگی به نام سید حمید فتاحی که ایشان نیز در کسوت روحانیت مشغول به تحصیل دینی بودند به سمت کعبه رضوی و مزار گم شده فاطمی حرکت کرد و ناگاه خویش را در دل این کعبه دید.تو گویی قم را صدا می زد که سید جواد به این سو بیا و او که منتظر ندایی از جانب دوست بود نه به پا بلکه با سر این مسیر را آمد و وارد قم .این وادی ایمن خدا و حرم اهل بیت و شهری که از ابتدای تأسیس جز شیعه در بنای آن دخالت نداشته است آغوش خود را گشود تا این بار سیدی غریب و مظلوم را در دل خود جای دهد.

نگاهی پنهانی به درد دل نهانی

بسیار زیبا بود وقتی انسان در گوشه ای پنهان شده بود درد دل او را با ساحت قدس علیا مخدره زینب سلام الله علیها می شنید چه دلپذیر او عمه عمه می گفت چه راحت با آن ملیکه ملکوت آسمان گفتگو می کرد و تمنای قلبی خویش را ابراز می کرد روزی در جمعی کوچک نشسته بود و این بیت را خواند که زبان حال حضرت زینب سلام الله عیها است:

چرا در خانه ما یک نفر مهمان نمی اید****ندارم شکوه ای از کس چرا سلمان نمی آید

و همه گریه کردیم افراد کم کم بلند شدند و رفتند اما سید کما کان می گفت:چرا سلمان نمی آید و گریه می کرد من هم بر خواستم و از اتاق خارج شدم رفتم بیرون و انگور خریدم وبرگشتم انگور ها را شستم و وارد اتاق شدم.دیدم هنوز هوای دیدگان سید بارانی است انگور را جلوی او گذاشتم دیدم زیر لب زمزمه می کند:نه نه جان......


زندگینامه سید جواد ذاکر

اقا میر محمد ذاکر معروف به سید محمد جواد ذاکر طباطبایی در قریه ای نزدیک خوی بنام فیرورق و در خانواده ای وابسته به اهل بیت(ع)متولد شد.پدرش همچون پدرانش عالم و از روضه خوانان بنام منطقه بود و اصلاً فامیلی آنان بر گرفته از همین مداحی اهل بیت بود.نسبت این خانواده از سادات به امامزاده <سید فتاح>که در روستای نزدیک خوی به نام ممیش آباد که صاحب قبه و بارگاه است می رسد و خود سید فتاح هم از فرزندان سید حسن حسینی کوه کمره ای واقع در اطراف کوه کمره و خامنه می باشد و از این جهت صاحب نسب قوی و محکم در سیادت می باشد.

مداحی و روضه خوانی در تبار این خاندان از سادات به صورت ارثی منتقل می شد به طوری که اجداد آنان نیز همگی مداح و روضه خوان اهل بیت بودند.پدر بزرگوار سید جواد میر محمد حبیب الله ذاکر از روضه خوانان بنام در منظقه و دارای شخصیتی بسیار محترم بود آن عزیز که یکسال قبل از رحلت سید جواد از دنیا هجرت کرد و به اجداد طاهرینشان ملحق شد از کودکی آموزه های مداحی را به فرزندان خویش منتقل می کرد به طوری که از همان ابتدای کودکی طفل با روضه و گریه بر اهل بیت رشد می کرد و بزرگ می شد.

روضه خوانی در بیمارستان

شبها پرستاران با او تماس می گرفتند و در حالی که او بر تخت و در حال شیمی در مانی بود.از او تقاضای روضه خوانی می کردند او که هیچ گاه به احدی جواب رد نداده بود در نهایت آرامش برای آنان روضه می خواند و آنجا را نیز تبدیل به محفل ماتم سید الشهدا کرد آری ! عاشق در هر کجا که باشد نام معشوق و محبوب خویش را از دل می برد و لحظه ای از او غافل نخواهد بود.آنچه در آن ایام در دل او تلاطم می کرد چیزی جز جذبه عشق حسین علیه السلام نبود و او هر لحظه خویش را نزدیکتر به ارباب خویش می دید.صبر او در این بلا برای همگان سر لوحه و سر مشق گردیده بود شخصی که گردن او آنزوکت سرم متصل و بیمار کلیوی بود روزی به او سر زد و از مشقت درد و رنج خویش ناله و ندبه می نمود و در انتهای سخن خویش.از سید پرسید راستی!!درد تو چیست؟سید با همان آرامش و لبخندی رضایت بخش گفت:سرطان.مرد از تعجب انگشت حیرت به دندان گزید و گفت:سرطان داری وآن وقت اینگونه آرامی؟!غافل از اینکه مکتب صبر.به او آموخته بود در این راه حبابی از صبر زینب علیهاالسلام شود.دراین راه اگر به تو خارجی هم گفتند تحمل کن و چیزی مگو که الصبر مفتاح الفرج.

توضیح نویسنده وبلاگ:این ماجرا مربوط به سال ۸۴ . اوایل بیماری سرطان و دوره اول شیمی درمانی می باشد.

دیگر همه راضی شده بودند جز یک نفر


دیگر به اواخر این چله نشینی*آخر خویش نزدیک می شد تهران با محدودیتی که بیمارستان قائل می شد دیگر جای پشت در نشستن و به انتظار.شبها را صبح کردن نبود دیگر ملاقات ها هم محدود شده بود انگار که کسی دیگر دعایش نمی کرد که او.شفا یابد .لحن دعا عوض شده بود.می گفتند خدا هر چه صلاح می داند درباره او عمل کند .انگار رضایت به موت او بیشتر از رضایت به حیات او شده بود و همه راضی به عروج ملکوتی او بودند.همه راضی بودند جز یک نفر که هنوز در خلوت خویش و از جده ی خویش تمنای بازگشت سید جواد را داشت و تا آخرین لحظه امیدش قطع نگردید.آری!!همسر او هنوز راضی نشده بود که سید جواد او را ترک کند و سید جواد نمی خواست دل کسی را بشکند.آنهم از نزدیکترین کس به خودش و همراز و همدم خویش.

یک شب قبل از فوت سید جواد. همسرش در عالم رویا می بیند که سید جواد بر او وارد می شود و مضطرب و در حالتی اشک آلود خطاب می کند به او که :تمام اهل دنیا از من دل کنده اند و راضی شده اند که من بروم جز تو!مرا رهایم کن تا در امواج وصال غوطه ور شوم رهایم کن تا این نیمه جان را هم در مسلخ عشق تقدیم معشوق کنم.رهایم کن تا اسماعیل وار ذبیح جذبه ی حسینی و قتیل اشک زینبی گردم.رهایم کن که برای تاب و توان .قاموس جانم معنایی نمی یابد صبر را به نهایت رسانده ام و نزدیک است که گریان چاک کنم و خویش را در ورطه هلاک اندازم.نهایت التماس را در چشمان منتظر و خسته ام ببین و رهایم کن .صبحدمان هنگامی که التماس سید جواد را آن مخدره به تماشا نشست با خدای خویش اینگونه افشای راز کرد که:من از او گذشتم و تو هر چه صلاح دانی بجای آر که صلاح کار خویش خسروان دانند.

شهادتی در راه بود و از او برای مداحی در آن سو دعوت شده بود......ادامه دارد...... .


کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها


هر کس تنها چند شب همدم او می شد محبت اهل بیت در دل او جوانه می زد .چون صحبتی غیر ولایت از او شنیده نمی شد او هر دم به یادسید الشهدا بود او در ورضه و گریستن تاسی به جدش امام زین العابدین کرده بود همانطور که ایشان سر باز می کرد.او هم با تاسی به سید الساجدین می گریست و حکایت مصیبت آنان را تکرار می کرد.بطوری کهآقای سید مهدی قویدل نقل می کند که:با دیدن بچه دو سه ساله حالت او عوض می شد و بیاد حضرت رقیه اشک می ریخت و بی قرار و بی تاب می گردید چنان محبت در دلش شعله ور شده بود.که یکی از دوستان دوران مدرسه اش نقل می کند :که شب زمستانی سید جواد را دیدم که داخل درآب حوض مدرسه شده بود در حالی که سرمای هوا بیداد می کرد با تعجب جلو رفتم و گفتم که :سید سردت نیست؟!.الان است که سرما بخوری از حوض بیرون بیا ولی دیدم که با همان قیافه معصومانه خویش لبخندی زد و گفت هوا خوب است و آب هم گرم است!بیا جلو رفتم دست دراز کرد و گفت دستم را بگیر.دستش را گرفتم به حدی داغ بود که از حرارت بدنش بی تاب شدم و انگشت به دهان مات کرامت این بزرگوار ماندم.

او در همان بدو ورود به رضویه وآشنایی با رفقا و دوستانش مانند آقایان سید علی سجادی .سید مهدی قویدل.ابوالفضل نوری.ودیگران که ذهن حقیر یاری نمی کند.به تمامی این افراد گفته بود که من قبل از سی سالگی از این دنیا کوچ خواهم کرد.وهمه دیدند که این سید به وعده خویش وفا کرد و از این دنیا بار سفر بست.

از سایر خصوصیات اخلاقی سید جواد که اهل رضویه به آن معتقدند. وآن را اذعان می دارند این است که سید جواد بسیار متدین اهل دعا و ذکر بوده و احدی در رضویه از او خلاف شرعی ندید.اذان صبحی که سید جواد در رضویه می گفت.حالت عجیبی در مدرسه ایجاد می کرد و نغمه داودی او انسان را مشتاق راز و نیاز و گلبوسه به مهر و سجاده می نمود.دعا خواندن او در رجب و رمضان انسان را متصل به منبع فیض می نمود آنهم دعایی که مخلوط با روضه و گریه بر ابا عبد الله باشد.

شخصی از اهالی رضویه نقل می کند: که مدتی بود در احوالات سید جواد دقت می کردم و این سوال برایم ایجاد شده بود که آیا کارهایی که او انجام می دهد.درست است یا نه؟ وآیا گریه و ناله مداوم بر سید الشهدا که از او شنیده می شد.منافات با طلبگی ندارد؟در عالم رویا دیدم سید جواد در حالیکه مانند ملکی دو بال بسیار بلند دارد و در اوج ابهت و وقار مشغول پرواز است.کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها.


3
30 دی 1386 ساعت 22:55
آقای سجاد
بله ازبس در برخی موارد خاص افراد خاص  اون موارد رو ندیدیم  همینجور فکر میکنیم
و وقتی افرادی با عدم خصوصیت خاصی در مسندی هستند همه  ی  افرادد چنین مسند هایی را مثل موارد نامقبول میدانیم

از اون زمانی این چنین افرادی افتخار شمرده میشن که در نوع خود بالا و بی نظیر بودند
من این سوال رو از شما دارم که چرا اینهمه محبوبیت دارند؟
دلایلتون که امیدوارم برسید آیا کافی بر افتخار دانستن او نیست؟
هر هنر و هر رشته ای برای خود افتخاراتی داشته و دارد و برای هر خطه و دیار
افتخار از نظر شما چیست؟!
مهمتر از همه در مورد اینکه ایشو جز مشاهیر و بزرگان خوی هستند یا نه بگذارید مردم تصمیم بگیرند!!
---------------------------------------------------------------------------------------
 این نوع افراد خصوصیت بارزشون اینه که علی رغم توپیدن و توهین و تهمت زدن عده ای نا آگاه جایی میان مردم باز کرد که هیچ مداحی به خود ندید
افرادی رو که سالیان سال با تنگ نظری و زور کسی نتوانسیت به مجالس حسین بکشاند او با عشق و شوق کشاند
در میان جریان مافیایی  مداحان که هریک به و نوعی و نحوی و حمایتی و لابی و جریانی سر به اوجح کشیده اند

هریک چند برچسب حاجی بر اول اسم خود دارند و این ذکر گویی را با پول در آمیخته اند
(بله تعجب نکنید ) ا تنها کسی است که عاشقانه و بی ریا و بدون لابی بالارفت
صدا و سیما او را نمیشناخت ولی همه ی مردم او را میشناختند
مانند منصور به کفر او را متهم ساختند ولی با لبخند بر عقایدش باقی ماند
هنرش جذب بود
در میان تهمت ها و تنگنظری ها
هنرش بی ریایی بود در و بالا رفتن با کوچک کردن خودش
چنان بالا رفت و زیبا رفت
صدا و سیمای راستگو و عادل و درستکار که مورد  تایید خداوند هم هست  و کسی در راستگویی و همه جانه و ح طلباه بودنش شکی ندارد هم اخیرا برایش کم نگذاشت و با وجود گذشت یکسالی و اندی از  وداعش با این عالم  در خبر مضحک 20:30 خود توهینی دوباره را بر او ساخت
او گفت : " اشهد ان لا اله الا فاطمه "   و  منصور کشان و مرده پرستان زنده کش هم کوبیدند
کسی بر عرایض آیت الله مکارم شیرازی ناراحت نیست.بله اگر کسی  بگوین خدا فاطمه است قطعا کفر گفته
اما تگ نظرانی که این کار زشت را انجام دادند یعنی با لحن خاص این و گویشی بیمار این را مطرح و به سید جواد منتسب کردند موزیانه خرسندند
اما به قول یکی : تلویزیون خیلی کوچیکه واسه ایشون
سالیان سال افراد مختلفی را سراغ داشتیم که جملاتی حتی بالاتر از جملات ذاکر را میخواندند
اما کوردلان با آنها   مشکلی نداشتند
اما وقتی کسی خودجوش و مردمی
فارق از ریا
فارق از جریانهای تنگ نظرانه
با هنر بزرگ جذب می آید کوردلان تاب تحمل ندارند
او را کافر میدانند
.........
اما خیالی نیست ......اونقدر بزرگ هست که خود مردم و خود اونایی که میشناسنش قضاوت کنند
خوشحالم که جایگاه خودش رو این بی ریایی عاشق باز کرده
و من خیلی کوچیکتر از اونی هستم که بخوام ازش بگم
جالبه تبریزی ها و کاشانی ها  بر سر اینکه این مال ماست دعوا دارند
مزارش کنار مزار رسول ترک هست
اما رسول ترک هم  میگرید بر تنهایی اش............

اونوقت............



The image “http://static2.bareka.com/photos/medium/3025309/ذاکر.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



__