__
عنوان بحث
آیت الله خویی (مشاهیر وبزرگان خوی1)
25 دی 86 - 01:16
آیت الله خویی چه کسی بود ؟  (مشاهیر وبزرگان خوی1)

چه اطلاعاتی نسبت به ایشون دارید؟

چرا بزرگان دینی به ایشون احترام بسیار ویژه ای دارند؟

ایشون چه کسی هستند؟

آیا میدانید در انگلستان (لندن) و ایالات متحده ی امریکا مدرسه ی اسلامی دارند ؟

متاسفانه افراد تنگ نظر و برخی جریانهای بی هویت که فقط ظاهرشون رو شبه اسلامی کردند در برخی محافل میخواندند خویی یعنی ضد انقلاب
خویی یعنی .............

اما وقتی راجه به آقای خویی نوشته ها و مطالبی رو به نقل از برزگان دینی و اخلاقی میشنویم بیش  از پیش یه توخالی بودن و تنگ نظر بودن و بی پایه و اساس بودن تهمتها بر علیه آقای خویی که امروزه خوشبختانه با دیدهای بهتر مواجهیم بودیم و هستیم

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
14
6 اردیبهشت 1387 ساعت 07:12
بزودی  ارسال خواهد شد (در حال نوشتن)
آشنایی با مدرسه اسلامی امام خویی و مرکز اسلامی  امام خویی نیویورک.........

An aerial view of Al-Iman School
class_room.jpgPlanned Swimming PoolConference Room







13
6 اردیبهشت 1387 ساعت 07:10
تصاویری از آیت الله اعظمی سید ابولقاسم موسوی خویی (ره)


The image “http://i28.tinypic.com/239vmh.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

The image “http://i30.tinypic.com/2nuqbe0.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

The image “http://i31.tinypic.com/25pp7vq.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

The image “http://i27.tinypic.com/16hotx3.gif” cannot be displayed, because it contains errors.

از سمت راست نفر سوم آیت الله خویی
و نفر دوم آیت الله سیستانی
The image “http://i31.tinypic.com/14o0lfp.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
12
16 اسفند 1386 ساعت 09:41

با این همه دنیا و علمای اسلام آیت الله خویی را می شناسند و به ایشان ارج و احترام خاصی قایلند. بنده نیز امیدوارم فعالیتهای فرهنگی و علمی که اهل فرهنگ خستگی ناپذیر خوی و آذربایجان برای ایشان انجام می دهند بدین صورت نباشد... ان شاء الله:

hadikhoy.jpg

11
27 بهمن 1386 ساعت 15:38


 

هشتم صفر 1413 مصادف با (6 مرداد 1371) زعیم حوزه  علمیه  نجف  اشرف  و یكی  از مراجع  بزرگ  تقلید جهان تشیع دار فانی را وداع گفت. جهان علم و دیانت در سوگ یكی از بزرگترین فقها، اصولیین و رجالیین معاصر نشست. شخصیتی كه در شصت سال اخیر بیشترین تأثیر علمی را بر حوزه های فقهی شیعه داشته است و صدها مجتهد و فقیه و مفتی از محضر او استفاده  كرده و با تصنیف و القای نزدیك به صد جلد كتاب استدلالی به حوزه های علمیه خدمت كرده است.

ابوالقاسم بن علی اكبر بن هاشم موسوی خویی در 15 رجب 1317(ق) در خوی متولد شد. بدنبال اختلاف علما در جریان نهضت مشروطیت پدر ایشان به نجف اشرف مهاجرت می كند و او دو سال بعد در سال 1330 به ایشان ملحق می شود. هر چند عراق آن روز نیز نه تنها از جریان مشروطیت و دسته بندیهای فقها در این مسئله خالی نیست، بلكه علاوه بر آن مبارزه علما علیه استعمار انگلیس در جریان است. در این نهضت مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی در سامرا و مرحوم شیخ الشریعه اصفهانی در نجف، نقش تعیین كننده ای دارند. ابوالقاسم جوان در چنین محیطی پس از اتمام مرحله سطح در سال 1338 در سن بیست سالگی پا به عرصه تحصیل خارج می گذارد. و از همان آغاز آثار ذكاوت و استعداد علمی او چشمگیر و مشخص است. او افزون بر 12 سال از محضر اساتید ذیل استفاده می كند:

1. شیخ فتح الله مشهور به شیخ الشریعه اصفهانی، شیخ مهدی مازندرانی شیخ ضیاالدین عراقی، شیخ محمد حسین اصفهانی (كمپانی)، شیخ محمد حسین نائینی، شیخ محمد جواد بلاغی صاحب تفسیر آلاالرحمن، حكیم بزرگ مرحوم سیدحسین بادكوبی. بیشترین تحصیل او در فقه و اصول نزد مرحوم كمپانی و مرحوم نائینی صورت می گیرد. او نزد این دو عالم علاوه بر چند كتاب فقهی، یك دوره كامل خارج اصول را میگذراند و پس از درس استاد، مباحث مطروحه را برای دیگر طلاب كه در بینشان اهل فضل كم نبود، تقریر می كند. مرحوم نائینی آخرین استادی است كه او از محضرش استفاده كرده است.

در بیست و پنج سالگی (1342 ق) نخستین كتابش بنام «نفحات الاعجاز فی رد حسن الایجاز» را در نجف اشرف منتشر می كند. این كتاب نقد و پاسخی است به كتاب «حسن الایجاز فی ابطال الاعجاز» یك آمریكایی موسوم به نصیرالدین ظافر. ابوالقاسم جوان در این كتاب از اعجاز قرآن كریم دفاع می كند. شش سال بعد، با انتشار جلد اول «اجود التقریرات» كه تقریر دروس مرحوم میرزای نائینی به قلم اوست، وی را به عنوان یك مجتهد جوان در حوزه نجف معرفی می كند. حدود سال 1352 ق. تدریس مرحله عالی خارج فقه و اصول را در مسجد خضرای نجف آغاز می كند و در این زمان جمعی از بزرگان علمای نجف مانند مرحوم نائینی، كمپانی، عراقی، بلاغی، میرزا آقاشیرازی و سید ابوالحسن اصفهانی به اجتهاد و فقاهت ایشان شهادت داده اند و در نزدیك شصت سال تدریس مداوم جمع  كثیری از افاضل علمای جهان اسلام در محضر او پرورش می یابند. تدریس دو دوره كامل خارج مكاسب (بر مبنای مكاسب شیخ اعظم انصاری «ره ») و چند كتاب فقهی دیگر و نیز دو دوره كامل كتاب صلوه را در طول  25 سال، انجام می دهد و از سال 1377 ه.ق تدریس فروع متن عروه الوثقی را آغاز می كند و طی نزدیك به سی سال توفیق می یابد یك دوره كامل فقه استدلالی را به ترتیب عروه الوثقی به پایان برد.

او در عمر پربار خود موفق می شود شش دوره كامل خارج اصول را تدریس كند و تدریس دوره هفتم به واسطه اشتغالات مرجعیت در مسئله  «ضد» رها می شود (ظاهراً قبل از 1400). انتشار جلد اول كتاب «البیان فی تفسیر القرآن» نشان داد كه ایشان در علوم قرآنی و تفسیر نیز مبتكری نوآور و صاحب نظری بصیر است. اما علی رغم تدریس طولانی ایشان در فقه و اصول، تدریس تفسیر را به دلایلی ادامه نمی دهد.

از آن مرحوم در چهار زمینه كتاب به یادگار مانده است: فقه و اصول و رجال و تفسیر، و انصافاً در هر چهار رشته آثار ماندنی عرضه كرده است. آرا علمی آیت ا... العظمی خویی در زمره مطرح ترین آرا دروس فقه و اصول حوزه های علمیه است. هیچ كرسی تدریس فقهی یا اصول نسبت به  آرا او نمی تواند بی اعتنا باشد، حال چه در تأیید مبنای او و چه در نقد دیدگاهش، مبالغه نیست اگر ادعا كنیم دیر زمانی است كه بسیاری از دروس فقه و اصول نجف و قم با طرح آرا علمی او رونق می گیرد.

در اكثر كتب فقهی یا اصول منتشرشده سی سال اخیر تأثیر علمی او مشهود است. موسوعه كبیر رجالی او مبسوط ترین و در زمره  قوی ترین مجموعه های رجالی شیعه است كه هر عالمی در تحقیقات رجالی خود به آن نیازمند است. تفسیر «البیان» او گرچه تنها یك جلد است و مختصر، اما به جوانب مختلف علوم قرآنی پرداخته است و از تفسیر تنها به سوره مباركه حمد اكتفا كرده است، اما به هر حال این تألیف یك نقطه عطف در تاریخ تألیف علوم قرآنی در جهان اسلام بویژه تشیع به شمار می رود.

مرحوم آیت الله خویی اگر چه در فقه و اصول تألیفات قلمی فراوانی ندارد، اما بیشترین تألیفات فقهی اصول در تقریر دروس فقه و اصول ایشان است. نظم و دقت اصولی، روانی و سادگی بیان و دوری از حشو و زوائد باعث شده است تقریرات دروس ایشان عملاً محور مطالعه جمع  كثیری از طلاب در مرحله خارج باشد. آثار مطبوع ایشان شامل آثار فقهی، اصولی، رجالی و تفسیری كه خود به رشته تحریر درآورده، میشود.

از مشهورترین شاگردان مرحوم آیت ا... العظمی خویی می توان از علمای ذیل یاد كرد:

شهید سید محمد باقر صدر، سید علی سیستانی، سید محمد روحانی، شیخ حسین وحید خراسانی، شیخ جواد تبریزی، میرزا علی غروی تبریزی، شیخ مرتضی بروجردی، سید رضا موسوی خلخالی و دیگر بزرگان.

آن مرحوم در تمام عمر ممحض در فقه و اصول و تدریس و تألیف بود و حفظ حوزه علمیههزارساله نجف اشرف را وظیفه اصلی خود می دانست. در زمان زعامت ایشان بر حوزه فیضیه نجف اتفاقات بسیار مهمی در عراق و ایران و جهان رخ داد. آن مرحوم در بعضی قضایای مهم مانند كشتار فیضیه در سال 1342، تبعید مرحوم امام خمینی به تركیه و سپس به عراق به نفع نهضت اسلامی موضع گرفت. در تلگرافی در جریان جنگ شش روزه  اعراب و اسرائیل خواستار تحریم نفت و قطع رابطه با رژیم صهیونیستی شد و از مردم فلسطین حمایت كرد در جریانات اخیر عراق، ایشان متحمل تضییقات و مشقات فراوانی از سوی رژیم بعثی عراق شد.

مرحوم آیت ا... خویی (ره) عالمی بود كه سعی كرد فقه شیعه را فارغ از زمان و مقتضیاتش بهشیوه سنتی استنباط كند و فقه فردی را كمال بخشد و در این راه منشأ خدمات فراوانی شد. علم اصول در منظر ایشان رفیع ترین جایگاهها را داشت و همین جایگاه ویژه علم اصول مهمترین خصیصه مكتب فقهی معاصر نجف (كه ایشان شاخصه آن است) به شمار می رود. هم زمان با ایشانشاهد دو مكتب فقهی دیگر در قم هستیم. مكتب اول: روش مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (ره) است كه مكتب فقهای نجف را استنباط افراطی در استفاده از علم اصول فقه می داند و می كوشد با توجه به چند عنصر تعیین كنندهیعنی تاریخ فقه و سیر تطور هر مسئله در بستر زمان، و توجه به اقوال اهل سنت به عنوان قرائنی برایفهم روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام و توجه به اصول متلقات، با تمسك كمتر به اصول عملیه و صنایع دیگر اصولی خود را به گوهر شریعت نزدیك كند.

مكتب دوم: روش اخیر مرحوم آیت الله العظمی امام خمینی (ره) است كه پس از پیاده كردن نظاماسلامی و لمس مشكلات اجرائی احكام شرع انور با توجه دادن به عناصر تعیین كننده زمان و مكان در فقه بسوی رفع نقیصه فردگرایی فقه شیعه و پی افكندن فقه اجتماعی شیعه به پیش می رود.

برای آن سید جلیل القدر رحمت و رضوان پروردگار را طلب می كنیم.

10
27 بهمن 1386 ساعت 00:51

 

در ایام سالگرد ارتحال حضرت آیت الله العظمی سیّد ابوالقاسم موسوی خویی (اعلی الله مقامه)

(آقای خویی)

افتخار شهر عزیزمان خوی هستیم

یاد ایشان گرامی باد


The image “http://www.alkhoei.org/khoei/images/s_02.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.The image “http://www.alkhoei.org/khoei/images/s_04.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


The image “http://aycu12.webshots.com/image/43291/2004889801559188010_rs.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 


9
27 بهمن 1386 ساعت 00:47
source :http://www.al-khoei.org/khoei.asp

AYATULLAH AL-KHOEI

khoei.gifAyatullah Seyyid Abulqasim Musawi Al-Khoei (RA) was born in Azerbaijan, Iran 15 Rajab 1317 H. / 1899 A. D. and passed away in Najaf Al-Ashraf, Iraq on 8 Safar 1412 A.H.(August 8, 1992)

Educated in the established traditional way of Shia Theology by well known jurists, he joined the world-renown theological institution in the holy city of Najaf Al-Ashraf in 1912, the year he migrated from Iran.

At an early age, he attained the degree of ijtihad i.e. the process of arriving at judgements on points of religious law using reason and the principles of jurisprudence. This achievement normally warrants the title of 'Ayatullah'.


Teaching, Juristic, and Writing Merits

He taught in Najaf for over 70 years. For 50 years, he specialized in supervising post-graduate studies, most advanced among which is 'Bahth-al-Kharij' - Graduation Classes - equivalent to a Doctoral thesis. Successful candidates are qualified to practice 'Ijtihad'

He is considered as the architect of a distinct school of thought in the priciples of jurisprudence and Islamic law, and one of the leading exponents of 'kalam'-scholastic theology- and 'rijal'- study of the biographies of transmitters of ahadith, the Prophetic traditions, 'fiqh'- jurisprudence- and 'tafseer'- exegesis of The Holy Qur'an. His interests included astronomy, maths, and philosophy.

He was a prolific writer in the aforesaid disciplines. He wrote 37 books and treatises, most of which have been published. His works include:

  • Lectures in the Principles of Jurisprudence - 10 volumes

  • Biographies of Narrators of Tradition - 24 volumes.

  • Islamic Law - 18 volumes.

  • Al-Bayan fi tafsir al-Qur'an ( The Elucidation of the Exegesis of The Qur'an)

  • Minhaju-us-Saliheen (The Path of the Righteous) - 2 volumes, reprinted 78 times ( guide book on religious practice and law ) .

  • Anthology of Religious Questions - Concise version of the Path of the Righteous - in Arabic, Urdu, Farsi, English, Turkish, Thai, Malay, Indonesian, and Gujarati.

  • Mabani al-Istinbat ( Edifices of Deduction) Principles of Jurisprudence.

  • Ajwad-at-Taqrirat (The Best of Regulations) Principles of Jurisprudence.

  • Sharh-el-Urwatul-Wuthqa (Commentary on The Steadfast Handle) - Jurisprudence.

  • Treatise on Suspected Attire - Risala fil Libas Al-Mashkok, Evidential Jurisprudence.

  • Nafahat-ul Ijaz ( the Fragrance of Miracles ), in defence of The Noble Qur'an.

His post-graduate institute normally accommodated some 150 students, at any given time. Among the students who attended classes and were personally supervised by Imam Al-Khoei included Ayatullah Al-Udhma Sayyid Sistani, Ayatullah Al-Shaheed As-Sayyid Mohammad Baqir As-Sadr, Iraq, As-Sayyid Mahdi Al-Hakim Mohammad Mahdi Shamsuddin ( Lebanon), Imam Mousa As-Sadr ( Lebanon),As-Sayyid Mohammad Husain Fadhlallah ( Lebanon ), Ayatullah Seyyid Mohammad Al-Rohani ( Iran), Ayatullah Al-Ardabili, former Chief Justice of Iran , As-Sayyid Mohammad Ali Makki (Syria), As-Sayyid Mohammad Ali Bahrul 'Uloom (UK), Poet Mustafa Jamaluddin ( Syria ) .

After the death of As-Sayyid Mohsin Al- Hakim in 1972, Imam Al-Khoei succeeded him as The Grand Ayatullah ( Al-Marja'a Al-a'alam) as he was the most knowledgeable of the 3 living Grand Ayatullahs. He had the greatest following among the Shias worldwide.


Achievements in the Welfare Sphere

He was fervently dedicated to establishing welfare, social, cultural, and educational institutions for Muslims worldwide. The following are some of the institutions he established:

  • Al-Akhund

  • Darul Hikmah ( House of Theosophy)

  • Madinatul Ilm (City of Knowledge) in Qom, Iran, considered one of the biggest theology centres in the Shia world. The complex comprises the school building and living quarters capable of accommodating 500 families.

  • As-Sayyid Al-Khoei Center in Bangkok, Thailand.

  • As-Sayyid Al-Khoei Center in Dhakkah, Bangladesh.

  • Ahlul-Bayt University, Islamabad, Pakistan.

  • Imam Al-Khoei Orphanage Beirut, Lebanon

  • Imam As-Sadiq Education Institute for Boys, London, U.K.

  • Imam As-Sadiq Education Institute for Girls, London, U.K.

  • Al-Iman School, New York, U.S.A.

He was also the patron of about 1,000 grant-maintained students of theology from Iraq and other countries like Lebanon, Syria, Gulf States, India, Pakistan, Iran, Afghanistan, South East Asia. He provided financial support for maintaining the schools including boarding expenses, teachers' salaries and lodging costs.

Other Institutions

  • Publishing House - Translation, printing and distribution of books worldwide, Karachi, Pakistan.

  • Cultural Complex, Bombay , India. Considered among the biggest Shi' ite Muslims cultural centre-under construction.

  • Representative Offices catering for the religious, social, educational, and cultural needs of Muslims all over the world,with the Headquarters in London, U. K. and branches in the United States, Canada, India, Pakistan, U.A. E., Oman, Saudi Arabia, Thailand, North Africa, Syria, Lebanon, Malaysia.
     

Imam Al-Khoei was a man of peace dialogue and understanding. He advocated non-violence and promoted tolerance,the values which mirror the human and universal principles of Islam.

In the aftermath of the violent crushing of the popular uprising in Iraq after the Gulf War by Saddam's troops, he was arrested with all members of his family, and many ulama, taken to Baghdad, and under duress was made to appear with Saddam on TV. Under mounting pressure, Saddam returned him, without his family, to Najaf, where he was placed under house arrest on the 20th of March, l99l.

Mass genocide, destruction, arrests, and displacement of civilians in Najaf, as well as in other cities and towns in the South of Iraq and North perpetrated by the brutal Iraqi regime, left many cities virtually deserted and normal life came to a halt. All classes in Najaf came to a standstill, especially after the grave restrictions and constraints on the freedom of the Spiritual Leader. After his death a year later, Saddam's regime closed down the institute and deported, arrested and harrassed over 1000 students who had been registered with the institute.

8
27 بهمن 1386 ساعت 00:38
تصاویر زیر به احتمال قوی باید مراسم تشییع جنازه ی آیت الله خویی و مراسم نماز میت آیت الله خویی به امامت آیت الله سیستانی باشه

چون در وبسایت منبع اشاره نشده بود دقیق نمینویسم
(منبع وبسایت آیت اله سیستانی http://www.sistani.org)


The image “http://sistani.org/images/display/gallery/2/full-1222.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


The image “http://sistani.org/images/display/gallery/2/full-1224.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


The image “http://sistani.org/images/display/gallery/2/full-1226.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

The image “http://sistani.org/images/display/gallery/2/full-1227.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

7
27 بهمن 1386 ساعت 00:36
تصویر آیت اله خویی در کنار آیت الله سیستانی
(منبع وبسایت آیت اله سیستانی http://www.sistani.org)


The image “http://sistani.org/images/display/gallery/2/full-1197.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

The image “http://sistani.org/images/display/gallery/2/full-1193.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
6
27 بهمن 1386 ساعت 00:28

ادامه از تاپیک قبلی

ویژگی‌های اخلاقی

آیه‌الله‌العظمی خویی علاوه بر مقام ممتاز علمی، دارای خصوصیات بارز تربیتی و اخلاقی بود. در این‌جا به برخی از خلق و خوی آن معلم اخلاق که برگرفته از گفته‌های شاگردان و نزدیکان ایشان است، می‌پردازیم:

1 - همت والا

آیت الله جعفری همدانی در خاطرات خود می‌گوید:

من با ایشان همدرس و رفیق صمیمی بودیم یک وقتی ایشان به من گفت: دوست دارم مدرّس بشوم، مثل مرحوم آقا ضیاء. گفتم: شما بالاتر از این هم می‌شوی. مرجعیت خواهی یافت! همان هم شد ایشان مرجعیت یافت. (22)

2 - ساده زیستی

آیت‌الله خویی از دوران جوانی تا پیری که مرجعیت جهانی یافت، زندگی طلبگی را از دست نداد. او بی‌آلایش و ساده بود و از تجمل و رفاه‌طلبی شدیداً پرهیز می‌کرد. سفره‌هایش را از غذاهای ساده تشکیل می‌داد و در صرف وجوهات شرعی کاملاً احتیاط می‌نمود.

3 - عشق به عبادت و ولایت

آیت‌الله خویی در کنار تحصیل و تدریس، در مکتب اساتید اخلاق و عرفان حضور یافت و به سیر و سلوک معنوی پرداخت. او برجسته‌ترین مدرّس حوزه علمیّه نجف بود و اکثر اوقاتش را صرف مطالعه می‌کرد، ولی عشق به پروردگار متعال، شب‌های چهارشنبه او را به مسجد سهله (ده کیلومتری نجف) می‌کشانید.

او آن چنان از لذت عبادت سرمست می‌شد، که چهل شب چهارشنبه، پشت سرهم در مسجد سهله بیتوته می‌کرد و تا صبح، دل به خالق هستی می‌سپرد.

جذبه ولایت ابی عبدالله الحسین ‌علیه‌السلام او را آن چنان واله و شیدای خویش می‌کرد که گاه چهل شب ‌جمعه به کربلا می‌رفت و با زیارت و ذکر و دعا، قلب خود را صفا می‌داد و با عبادت عاشقانه به تهذیب نفس و خودسازی مشغول می‌شد.

آیت‌الله العظمی خویی رمز موفقیت خویش را در انس به پروردگار و ارتباط با ائمه اطهارعلیهم‌السلام می‌‌دانست و از این عامل، به عنوان وسیله پیشرفت سود می‌جست. او آن قدر به این نکته اهمیت می‌‌داد که هر روز، پیش از درس، به حرم مطهر حضرت امیرمومنان علی علیه‌السلام می‌رفت.

4 - احترام به بزرگان

آیت‌الله جعفری سبحانی در این زمینه می‌گوید:

«او بزرگان و مراجع را بیش از حد تکریم می‌کرد. به خاطر دارم، روزی که در مسجدی درس می‌گفت، حضرت آیت‌الله سیّد محسن حکیم پس از درس او، در همان جایگاه تدریس می‌کرد. استاد پس از فراغت از تدریس، به خاطر مذاکره تلامیذ (و سوالات شاگردان) کمی در جایگاه تدریس باقی ماند، که ناگهان آیت‌الله حکیم وارد مسجد شد. وقتی چشم‌ آیت‌الله خویی به وی افتاد، با یک دستپاچگی خاصی کفش و لوازم دیگر خود را برداشت و دست به سینه ایستاد و معذرت خواست.

5 - تشویق اهل دانش

آیت‌الله خویی در مناسبت‌های مختلف، از شاگردان فاضل خود نام می‌برد و مقام و فضل آنان را می‌ستود. وقتی دانشمندی نوشته ارزشمندی را به او هدیه می‌داد، برای تشویق و بزرگ داشت وی تقریظی بر آن کتاب می‌نوشت.

ویژگی‌های اخلاقی آیت‌الله خویی فراوان است. او اسطوره اخلاق بود. هر وقت وارد مجلسی می‌شد، با صدای بلند به حاضران سلام می‌کرد. بسیار مودّب بود. هیچ‌گاه سخنی اهانت‌آمیز، حتی توهین علمی از ایشان شنیده نشد. به استادش، میرزای نائینی شدیداً علاقه‌مند بود و همیشه قبل از درس، حمد و سوره می‌خواند و ثوابش را به روح پاک استاد هدیه می‌کرد. در مقابل سختی‌ها و مصیبت‌های روزگار، صبر و بردباری پیشه می‌کرد و خم به ابرو نمی‌آورد. از همه مظاهر کبر و غرور دوری می‌جست. هماره به تحقیق، تألیف و تدریس مشغول بود. کمک به درماندگان، رفتار مسالمت‌آمیز با مخالفان، مهربانی با کودکان، پرهیز از تجمل‌گرایی، نظم، عفو وسعه صدر، از دیگر ویژگی‌های این انسان وارسته می‌باشد.


خدمات اجتماعی

احداث کتابخانه، مدرسه، مسجد، حسینیه، خوابگاه، درمانگاه، بیمارستان، موسسه خیریه و دارالایتام، یکی دیگر از خدمات آن مرجع بزرگ جهان شیعه می‌باشد. در این جا فقط به ذکر نام مراکزی که توسط آیت‌الله العظمی خویی تأسیس شده است می‌پردازیم:

ایران:

1- مدینة‌العلم، قم.

2- مدرسه و کتابخانه آیت‌الله خویی، مشهد.

3- دارالعلم، اصفهان.

4- مجتمع امام زمان علیه‌السلام، اصفهان.

آمریکا:

5- مرکز الامام الخویی الاسلامی، نیویورک.

6- مرکز الامام الخویی، سوانزی (یکی از شهرهای دانشگاهی جهان). این مرکز قبلاً کلیسا بود.

7- مسجد و مرکز اسلامی، لوس‌آنجلس.

8- مسجد و مرکز اسلامی، دیترویت.

هند:

9- المجمع الثقافی الخیری، بمبئی. یکی از بزرگترین موسسات فرهنگی جهان اسلام می‌باشد.

لبنان:

10- مبرّه الامام الخویی، بیروت. (25)

فرانسه:

11- مرکز اسلامی.

پاکستان:

12- مکتبه الثقافة و النشر «انتشاراتی»، کراچی.

مالزی:

13- مکتبة الثقافه و النشر، کوآلالامپور.

تایلند:

14- موسسة دارالعلم، بانکوک.

15- مدرسه دینی، بانکوک.

بنگلادش:

16- مدرسه دینی، داکا.

عراق:

17- مکتبة الامام الخویی، نجف اشرف.

18- مدرسه دارالعلم، نجف‌‌اشرف.

انگلستان:

19- مرکزالامام‌الخویی، لندن. این موسسه که در شمال غربی لندن قرار دارد، قبلاً کلیسا بود.

این موسسه شامل: مرکز اسلامی، مدرسه امام صادق علیه‌السلام (ویژه پسران)، مدرسه الزهرا (ویژه دختران) سالن‌های غذاخوری، سالن اجتماعات، کتابخانه عمومی، کتاب‌فروشی و مرکز تبلیغات می‌باشد.

مجله «النّور» از سوی این مرکز، هر ماه به دو زبان عربی و انگلیسی منتشر می‌شود که در گسترش معارف شیعی در میان مسلمانان اروپا نقش به سزایی دارد. این مرکز بر تمام موسسات آیت‌الله العظمی خویی در جهان، نظارت دارد.


سفر وصل

آیت‌الله خویی پس از عمری تلاش در راه تحقق آرمان‌های بلند اسلامی، سرانجام در 94 سالگی، در عصر روز شنبه، هشتم صفر 1413 هـ.ق. 17 مرداد 1371، از دارفانی به سرای باقی شتافت و مرغ روحش که مالامال از عشق به اسلام و اهل بیت‌علیهم‌السلام بود، به سوی حق پرکشید. رحمت و رضوان خدا بر او باد. پیکر پاک آن فقیه فقید مانند جدش، علی‌علیه‌السلام و مادرش، فاطمه‌علیهما‌السلام، مظلومانه و غریبانه، بدون تشییع در مسجد خضراء دفن شد.

بعد از رحلت آیت‌الله خویی، از سوی مراجع تقلید، شخصیت‌ها و بزرگان مذهبی و سیاسی، پیام‌های تسلیت‌ صادر شد. در این جا به خاطر مضامین عالی و نکات با ارزش پیام رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، به درج آن بسنده می‌کنیم:

بسم‌الله الرّحمن الرّحیم

(انا لله و انا الیه راجعون)

با تاسف فراوان با خبر شدیم که عالم جلیل القدر و فقیه عظیم الشان حضرت آیت‌الله العظمی آقای حاج سید ابوالقاسم خویی مرجع تقلید بزرگوار، روز گذشته دارفانی را وداع گفته و به جوار رحمت حق رحلت نمودند.

این حادثه برای جهان اسلام مخصوصاً حوزه‌های علمیّه مصیبتی بزرگ است. آن عالم بزرگ، بقیه سلف صالح و یکی از مراجع تقلید دوران معاصر بود. ایشان در بسیاری از علوم رایج در حوزه‌های علمیه از اساتید مسلّم و کم‌ نظیر به حساب‌ می‌آمد.

فقیهی بزرگ و اصولی‌ای عمیق و مفسری نوآور و رجالی‌ای صاحب مکتب و متکلّمی زبردست بود. آثار علمی ارزشمند این مرد بزرگ به ده‌ها جلد کتاب در فقه و اصول و تفسیر و رجال منحصر نمی‌شود. هزاران شاگرد تربیت یافته در حوزه دروس غنی و سرشار او هم اکنون در همه بلاد اسلامی منتشرند. این بزرگوار یکی از نخستین کسانی بود که پس از شروع نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی حوزه علمیّه نجف را به اهمیّت حوادث ایران متوجه ساخت و سعی و کوششی ارجمند در همراهی با حرکت عظیم روحانیت و مردم در ایران مبذول کرد. در نهضت خونین مردم عراق در رمضان سال 1412 هجری قمری قطب اصلی نهضت و مرکز صدور حکم قیام اسلامی بود و به همین جهت پس از سرکوب شدن این نهضت به وسیله رژیم خونخوار بعثی این کهن مرد دانشمند مورد آزار و شکنجه و اهانت مأموران سنگدل بعثی قرار گرفت و در معرض خطر جدی واقع شد و پس از آن که به فضل الهی از خطر نجات یافت تا مدت‌ها در شرایط سخت زیر نظر ماموران بعثی قرار گرفت. عمر طولانی و پربرکت این مرد بزرگ که نزدیک به یک قرن امتداد یافت، سرشار از آزمایش‌های الهی و نمایش‌گر سعی و تلاش یک انسان مومن و پرهیزگار است. این‌جانب مصیبت درگذشت این مرجع بزرگوار تقلید را به حضرت بقیة ‌الله الاعظم- اروحنا له الفداء- و جهان تشیع مخصوصاً حوزه‌های علمیه و علما و فقهای بزرگ و نیز به خانواده محترم و فرزندان ایشان و همه دوستداران و مقلدین ایشان تسلیت می‌گویم و رحمت و فضل و مغفرت الهی را برای ایشان مسئلت می‌نمایم.

یکشنبه نهم صفر 1413 هجری قمری

سیّد علی خامنه‌ای

پی‌نوشت‌ها:

1- معجم رجال الحدیث، ج 23، ص 21.

2- یادنامه آیت‌الله خوئی، ص 61.

3- مجله حوزه، ش 30، مصاحبه با آیت‌الله حسینی همدانی.

4- کیفیت این دستور‌العمل عرفانی را آیت‌الله رحمانی همدانی با اندکی تفاوت از استادش آیت‌الله خویی نقل کرده و جریان مکاشفه را هم از زبان آیتالله حاج شیخ علی غروی تبریزی؛ (که اخیراً توسط حکومت عراق به درجه رفیعه شهادت نائل گردید) بیان نموده است.

5- مردان علم در میدان عمل، ج 5، ص 386.

6- یادنامه آیت‌الله العظمی خویی، ص 65.

7- معجم رجال الحدیث، ج 23، ص 22.

8- ترجمه البیان، ص 12.

9- همان، ص 560.

10- مشروح این گفت‌وگو را دکتر تیجانی در کتاب «ثم اهتدیث» نقل نموده است، ولی در یکی از ترجمه‌های فارسی این کتاب نام این بزرگ مرجع نیامده است.

11- به نقل از سخنان مقام معظم رهبری در آغاز درس خارج فقه در سال 1413 هـ. ق.

12- معجم رجال الحدیث، ج 23، ص 24 و یادنامه آیت‌الله خویی، ص 78.

13- در بخش تالیفات، شاگردان و تقریرات از کتاب‌های غروب خورشید فقاهت، یادنامه آیت‌الله خویی و مجلّه مکتب اسلام، مهر 1371 استفاده شد.

14- اسناد انقلاب اسلامی، ج 1، ص 125.

15- جهت آگاهی بیش‌تر،ر. ک: اسناد انقلاب اسلامی، ج اول.

16- همان، ص 87.

17- همان، ص 84.

18- به نقل از پیام تسلیت رهبر معظم‌ انقلاب، حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای در رحلت آیت‌الله خویی.

19- غروب خورشید فقاهت، ص 139

20- ترجمه البیان، ص 12.

21- یادنامه آیت‌الله خویی، ص 13

22- مجله حوزه، ش 52، ص 34.

23- این بنا جهت اسکان فرزندان آواره لبنان و فلسطینی ساخته شد و دارای شش بلوک جداگانه در شش طبقه، به همراه امکانات آموزشی و بهداشت می‌باشد.

عبدالکریم پاک‌نی
5
27 بهمن 1386 ساعت 00:28
حضرت آیت الله اعظمی خویی به نقل از موسسه ی فرهنگی و هنری امام صادق (ع)

لینک مشاهده ی منیع  مطالب http://www.daralsadegh.ir/Content_fa/?iPage=561

آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی


آفتاب فقاهت آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی
(1317- 1413 هـ. ق)

میلاد فرخنده

شب پانزدهم ماه رجب سال 1317هـ. ق. برای جهان اسلام و دنیای تشیع، شب مبارک و فرخنده‌ای بود. در آن شب، آیت‌الله حاج سیّد علی‌اکبر، فرزند سید هاشم موسوی خویی- از علمای بزرگ و نامی شهرستان خوی- صاحب فرزندی شد که سالیان بعد، هفتاد سال بر کرسی تدریس در مهم‌ترین حوزه‌ علمی عالم تشیع تکیه زد و با پرورش صدها عالم و مجتهد و تالیف‌ ده‌ها کتاب و تأسیس مراکز علمی و فرهنگی متعدد، در رأس مرجعیت جهان شیعه قرار گرفت وی یکی از پرچمداران موفق علوم اسلامی در زمان معاصر گردید.

چند ماه بود که آیت‌الله سید علی‌اکبر خویی در انتظار فرزند بود. روزی در حوزه علمیّه خوی مشغول تدریس بود که «آقا سلمان» یکی از شاگردانش سراسیمه وارد شد و به استاد گفت:

دیشب در مورد شما خوابی دیدم و حامل پیامی هستم. دیشب در عالم رویا، حضرت علی علیه‌السلام را دیدم که فرمود: به سید علی‌اکبر بگو: «حمل عیالش پسر است و اسم او را ابوالقاسم گذاشتم «وَ لَهُ شَأنٌ (برای او مقامی خواهد بود) »

سرانجام در 15 رجب سال 1317 هـ.ق. نوزادی که همه منتظرش بودند، چشم به جهان گشود. پدرش بنا به سفارش حضرت علی‌ علیه‌السلام نام او را ابوالقاسم گذاشت.

سید ابوالقاسم دوران کودکی را در دامان پر مهر و محبت پدر و مادر در یک فضایی آکنده از معنویت پشت سر نهاد. او علوم مقدماتی را تا 13سالگی در زادگاه خویش فرا گرفت.

آیت‌الله سید علی‌اکبر خویی در سال 1330هـ.ق. به نجف کوچ کرد و سیدابوالقاسم توانست در حوزه علمیّه‌ نجف، ادامه تحصیل دهد. سید ابوالقاسم بر اثر هوش و حافظه قوی، در مدت کوتاهی توانست ادبیات عرب، منطق، لُمعتَین، رسائل، مکاسب و کفایه را فرا بگیرد و در 21 سالگی، در درس خارج‌ آیت الله شیخ فتح‌الله شریعت اصفهانی، معروف به شیخ‌الشریعه حضور یابد.

سید ابوالقاسم درباره استادان بزرگ خود در فقه و اصول، چنین می‌گوید:

من درس خارج را در محضر تعدادی از استادان بزرگ آن زمان آموختم، ولی در میان آنان از پنج نفر نام می‌برم، که خداوند روح آن‌ها را قرین رحمت فرماید:

این پنج نفر عبارتند از:

1- آیت‌الله شیخ فتح‌الله، معروف به شیخ‌الشریعه اصفهانی؛

2- آیت‌الله شیخ مهدی مازندرانی؛

3- آیت‌‌الله شیخ ضیاء‌الدین عراقی؛

4- آیت‌الله شیخ محمّدحسین اصفهانی؛

5- آیت‌الله شیخ محمّدحسین نائینی.

من از دو استاد اخیر بیش‌تر بهره بردم و یک دوره کامل از اصول را نزد آنان فرا گرفتم و برخی از کتاب‌های فقهی را نزد آنان آموختم. من درس‌های آنان را برای شماری از شاگردان آن بزرگواران تقریر می‌کردم.

مرحوم نائینی آخرین استاد بزرگوار من بود که تا آخر عمر، ملازم محضر او بودم. من از او اجازه روایت گرفتم. او به من اجازه داد که کتب اربعه را از ایشان نقل کنم. (1)

یکی دیگر از مشایخ روایت آیت‌‌الله سیّد عبدالحسین شرف‌الدین عاملی (1290- 1377هـ.ق.) می‌باشد، که کتاب‌ها و تألیفات دانشمندان اهل سنت را از این طریق روایت می‌نماید. (2)

آیت‌الله خویی کلام، تفسیر و فن مناظره را از آیت‌الله شیخ محمّد جواد بلاغی نجفی (1282- 1352هـ.‌ق.) فرا گرفت. علاقه به یادگیری حکمت و فلسفه، او را به محضر سید حسین بادکوبه‌ای کشانید. آیت‌الله خویی درس‌های ریاضیات، حساب استدلالی، هندسه فضائی و مسطحه و جبر را نزد آیت‌الله سید ابوالقاسم خوانساری آموخت. (3)

آیت‌الله خویی در کنار تحصیل علم، به تهذیب نفس و خودسازی پرداخت. فرزانه خوی، عرفان را از آقا شیخ مرتضی طالقانی، آقا سید عبدالغفار مازندرانی و میرزاعلی آقا قاضی فرا گرفت. آنان در سیر و سلوک معنوی و شکل‌گیری شخصیت عرفانی آیت‌الله خویی؛ نقش زیادی داشتند.

آیت‌الله خویی از آن دوران، چنین می‌گوید:

«من در ایامی که در نجف اشرف مشغول تحصیل علوم دینیه بودم، بیشتر مقیّد به آداب و سنن و اوراد و اذکار بودم، و گاهی در مجلس پرفیض مرحوم آیت‌الله سید علی قاضی شرکت می‌کردم و از انفاس قدسیه آن بزرگوار بهره می‌بردم، تا اینکه روزی به ایشان عرض کردم: چیزی به من یاد بدهید و دستورالعملی بگوئید که من انجام بدهم؛ ایشان دستورالعملی (4) را دادند و گفتند چهل روز به این دستور، عمل کن! و من مشغول انجام آن اعمال شدم و چون رو