| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
24
|
948
|
88/3/4 (02:06)
|
|
||
|
|
3
|
169
|
87/10/25 (22:32)
|
|
||
|
|
2
|
497
|
87/10/25 (22:31)
|
|
||
|
|
1
|
378
|
87/10/25 (22:28)
|
|
||
|
|
2
|
454
|
87/10/25 (22:27)
|
|
||
|
|
0
|
384
|
86/5/26 (23:14)
|
|
||
|
|
0
|
289
|
85/12/25 (21:24)
|
|
||
|
|
1
|
267
|
85/12/22 (19:48)
|
|
||
|
|
0
|
326
|
85/4/17 (21:26)
|
|
||
|
|
0
|
169
|
85/3/7 (06:26)
|
|
||
|
|
0
|
74
|
85/2/18 (16:50)
|
|
ضمن نظافت نوروزی صغری خانم این شعر را دید، گردش را پاک کرد و دوباره گذاشت روی طاقچه.
سعی کن با بهار برگردی
میرسند عنقریب سرداران
حقه بازان، کلاهبرداران
عقربان میروند و میگیرد
جایشان را حکومت ماران
انحصار وراثت خرسان
ثبت گردد به نام کفتاران
دوش دیدم که در تلویزیون
یکنفر از تبار بیکاران
گفت « ایران در اختیار من است
بندر لنگه تا ارسباران ...
... افتخارات های ما هستند
همه افرادها و اقشاران»!!
با ریموت کنترل زدم بر Off
محو شد آن بزرگ سرداران
تلفن زد رفیقی از ایران
که چه داری خبر ز اخباران؟
گفتم اخبار، جان من آنجاست
که تو هستی و باقی ی یاران
خبر آنجاست که غم نان هست
و بخوابند گشنه بسیاران
وان جوان که به بستر مرگ است
کلیه اش در کف خریداران
خبر آنجاست که گرفتارست
ملتی در اوین جباران
مثل تو شصت و هشت میلیون اند
همه از دیده اشک خون باران
هم به نزد شماست راه نجات
نه ز لنجان رسیده بوجاران*
نه کسانیکه یکشبه شده اند
پادشاهان، وزیر درباران!
یا اگر حسن نیتی دارند
مانده تحت الشعاع طراران
گر پزشکی نبود در کلینیک
چه کند بهترین پرستاران؟
وان پزشکی پزشک حاذق شد
که به جان داشت درد بیماران
چه کسی پیشوای آزادیست؟
یکنفر از همان گرفتاران ....
ورنه درد شما چه میدانیم؟
ما درین ساحلان، سبکباران
گفت ممنون که حالی ام کردی
سعی کن با بهار برگردی!
-------------------------------------------------------------
سلام دوستان
سال نو تون پیشاپیش مبارک
تو سایت دانشگاهمون نشسته بودم و نا امیدانه زدم اصغر آقا !در عین ناباوری دیدم باز شد...
از فرصت استفاده کردم و یه مطلب براتون آوردم
شاد و موفقف باشید ..به کلوب ما ام با انر÷ی تون زندگی ببخشین
راستی نزدیک عیده ..خونه تکونی دلاتون و ذهنتون یادتون نره,ماله خونرو مامان جونم می تونه انجام بده...
Repeat
سعی کن با بهار برگردی
میرسند عنقریب سرداران
حقه بازان، کلاهبرداران
عقربان میروند و میگیرد
جایشان را حکومت ماران
انحصار وراثت خرسان
ثبت گردد به نام کفتاران
دوش دیدم که در تلویزیون
یکنفر از تبار بیکاران
گفت « ایران در اختیار من است
بندر لنگه تا ارسباران ...
... افتخارات های ما هستند
همه افرادها و اقشاران»!!
با ریموت کنترل زدم بر Off
محو شد آن بزرگ سرداران
تلفن زد رفیقی از ایران
که چه داری خبر ز اخباران؟
گفتم اخبار، جان من آنجاست
که تو هستی و باقی ی یاران
خبر آنجاست که غم نان هست
و بخوابند گشنه بسیاران
وان جوان که به بستر مرگ است
کلیه اش در کف خریداران
خبر آنجاست که گرفتارست
ملتی در اوین جباران
مثل تو شصت و هشت میلیون اند
همه از دیده اشک خون باران
هم به نزد شماست راه نجات
نه ز لنجان رسیده بوجاران*
نه کسانیکه یکشبه شده اند
پادشاهان، وزیر درباران!
یا اگر حسن نیتی دارند
مانده تحت الشعاع طراران
گر پزشکی نبود در کلینیک
چه کند بهترین پرستاران؟
وان پزشکی پزشک حاذق شد
که به جان داشت درد بیماران
چه کسی پیشوای آزادیست؟
یکنفر از همان گرفتاران ....
ورنه درد شما چه میدانیم؟
ما درین ساحلان، سبکباران
گفت ممنون که حالی ام کردی
سعی کن با بهار برگردی!
-------------------------------------------------------------