userinfo close

  ,

هادی خرسندی


khorsandiclub

تاسیس: 24 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: کوچولو بازیگوش - معاونان
 

عنوان بحث

کوچولو بازیگوش , bitaaa
کوچولو بازیگوش - 19:32 1385/12/22

سعی کن با بهار برگردی...

خانه تکانی در آرشیو اصغر آقا

ضمن نظافت نوروزی صغری خانم این شعر را دید، گردش را پاک کرد و دوباره گذاشت روی طاقچه.

سعی کن با بهار برگردی

میرسند عنقریب سرداران
حقه بازان، کلاهبرداران

عقربان میروند و میگیرد
جایشان را حکومت ماران

انحصار وراثت خرسان
ثبت گردد به نام کفتاران

دوش دیدم که در تلویزیون
یکنفر از تبار بیکاران

گفت « ایران در اختیار من است
بندر لنگه تا ارسباران ...

... افتخارات های ما هستند
همه افرادها و اقشاران»!!

با ریموت کنترل زدم بر Off
محو شد آن بزرگ سرداران

تلفن زد رفیقی از ایران
که چه داری خبر ز اخباران؟

گفتم اخبار، جان من آنجاست
که تو هستی و باقی ی یاران

خبر آنجاست که غم نان هست
و بخوابند گشنه بسیاران

وان جوان که به بستر مرگ است
کلیه اش در کف خریداران

خبر آنجاست که گرفتارست
ملتی در اوین جباران

مثل تو شصت و هشت میلیون اند
همه از دیده اشک خون باران

هم به نزد شماست راه نجات
نه ز لنجان رسیده بوجاران*

نه کسانیکه یکشبه شده اند
پادشاهان، وزیر درباران!

یا اگر حسن نیتی دارند
مانده تحت الشعاع طراران

گر پزشکی نبود در کلینیک
چه کند بهترین پرستاران؟

وان پزشکی پزشک حاذق شد
که به جان داشت درد بیماران

چه کسی پیشوای آزادیست؟
یکنفر از همان گرفتاران ....

ورنه درد شما چه میدانیم؟
ما درین ساحلان، سبکباران

گفت ممنون که حالی ام کردی
سعی کن با بهار برگردی!
-------------------------------------------------------------

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
کوچولو بازیگوش , bitaaa
کوچولو بازیگوش - 19:48 1385/12/22
1

سلام دوستان

سال نو تون پیشاپیش مبارک

تو سایت دانشگاهمون نشسته بودم و نا امیدانه زدم اصغر آقا !در عین ناباوری دیدم باز شد...

از فرصت استفاده کردم و یه مطلب براتون آوردم

شاد و موفقف باشید ..به کلوب ما ام با انر÷ی تون زندگی ببخشین

راستی نزدیک عیده ..خونه تکونی دلاتون و ذهنتون یادتون نره,ماله خونرو مامان جونم می تونه انجام بده...

Repeat

سعی کن با بهار برگردی

میرسند عنقریب سرداران
حقه بازان، کلاهبرداران

عقربان میروند و میگیرد
جایشان را حکومت ماران

انحصار وراثت خرسان
ثبت گردد به نام کفتاران

دوش دیدم که در تلویزیون
یکنفر از تبار بیکاران

گفت « ایران در اختیار من است
بندر لنگه تا ارسباران ...

... افتخارات های ما هستند
همه افرادها و اقشاران»!!

با ریموت کنترل زدم بر Off
محو شد آن بزرگ سرداران

تلفن زد رفیقی از ایران
که چه داری خبر ز اخباران؟

گفتم اخبار، جان من آنجاست
که تو هستی و باقی ی یاران

خبر آنجاست که غم نان هست
و بخوابند گشنه بسیاران

وان جوان که به بستر مرگ است
کلیه اش در کف خریداران

خبر آنجاست که گرفتارست
ملتی در اوین جباران

مثل تو شصت و هشت میلیون اند
همه از دیده اشک خون باران

هم به نزد شماست راه نجات
نه ز لنجان رسیده بوجاران*

نه کسانیکه یکشبه شده اند
پادشاهان، وزیر درباران!

یا اگر حسن نیتی دارند
مانده تحت الشعاع طراران

گر پزشکی نبود در کلینیک
چه کند بهترین پرستاران؟

وان پزشکی پزشک حاذق شد
که به جان داشت درد بیماران

چه کسی پیشوای آزادیست؟
یکنفر از همان گرفتاران ....

ورنه درد شما چه میدانیم؟
ما درین ساحلان، سبکباران

گفت ممنون که حالی ام کردی
سعی کن با بهار برگردی!
-------------------------------------------------------------



پیام در تاریخ 85/12/25 ویرایش شده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.