| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
24
|
948
|
88/3/4 (02:06)
|
|
||
|
|
3
|
169
|
87/10/25 (22:32)
|
|
||
|
|
2
|
497
|
87/10/25 (22:31)
|
|
||
|
|
1
|
378
|
87/10/25 (22:28)
|
|
||
|
|
2
|
454
|
87/10/25 (22:27)
|
|
||
|
|
0
|
384
|
86/5/26 (23:14)
|
|
||
|
|
0
|
289
|
85/12/25 (21:24)
|
|
||
|
|
1
|
267
|
85/12/22 (19:48)
|
|
||
|
|
0
|
326
|
85/4/17 (21:26)
|
|
||
|
|
0
|
169
|
85/3/7 (06:26)
|
|
||
|
|
0
|
74
|
85/2/18 (16:50)
|
|
" تو نوازنده ی به آن خوبی - تار را حیف شد که میکوبی "
مژده ای دل که تارزن آمد
صاف از جانب وطن آمد
آنچنان داشت ژست و باد و بروت
که گمان میکنی شوپن آمد
یا مگر او جلیل شهناز است
که به نخوت به انجمن آمد
یا که ایشان شریف (فرهنگ) است
که چو بلبل به این چمن آمد
این همان است که پیمبر را
یاد آورد و در سخن آمد
گفت در یک پروسه روحی
حضرتش توی قلب من آمد!
تارزن جان تو هم درین کشور
بهر ملت نرو سر منبر
صبح تا شب حکومت آخوند
از علی گفته است و پیغمبر
نیستی شیخ تو؛ هنرمندی
پس بگو بهر مردمان ز هنر
به دلت عشق کس اگر آمد
نبرش توی کوچه و معبر
هست در جان هر هنرمندی
عشقی و شوری و شرار و شرر
علنی کردن و تظاهر را
نپسندند اهل فهم و نظر
پیش از این هم تو در دل و جانت
بوده انگیزه ی کسان دگر
هیچ از عشق آن کسان گفتی
قصه و داستان و نقل و سمر؟
کردی اعلام توی مطبوعات
که چه داری به دل؟ به سینه؟ به سر؟
پس چرا این زمان شدی شفاف؟
ناگهانی زده کلاغت پر؟
فاشگوئی کنی به اینترنت
که شدی پایبوس آن دو نفر
چیست این حالت گلاسنوستی؟
راستی از رفیق ها چه خبر؟
هست لابد یکی به مسجد مجد
شاغل روضه ی علی اکبر
آن یکی سینه زن به هیئت هاست
زینب تعزیه است آن دیگر
سومی میرود که بفروشد
داس و چکش به مارکت محشر
تو هم آنقدر دور چرخیدی
که فتادستی و تلنگت در!
تار با نرخ روز میزنی و
گاه از نرخ روز ارزانتر
با خود البته هرچه خواهی کن
این میان آبروی ساز مبر