| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
23
|
91/1/12 (17:09)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
91/1/21 (19:11)
|
|
||
|
|
54
|
1432
|
91/1/17 (18:19)
|
|
||
|
|
296
|
1773
|
91/1/15 (16:21)
|
|
||
|
|
156
|
1265
|
91/1/12 (17:29)
|
|
||
|
|
28
|
250
|
91/1/11 (21:08)
|
|
||
|
|
87
|
1145
|
90/12/25 (08:10)
|
|
||
|
|
179
|
968
|
90/4/24 (22:45)
|
|
||
|
|
65
|
314
|
90/3/28 (23:45)
|
|
||
|
|
37
|
186
|
89/11/3 (21:47)
|
|
||
|
|
41
|
1489
|
89/6/23 (08:50)
|
|

Emshab delam gerefte hoseley farsi neveshtano nadaram faghat mikham chand khati benevisam bad beram ketab bekhonam .
man mitonam . ta akhare in mah . hala mibini 





منم فقط آمدم یک حاضر بزنم 
دلم گرفت بسکه عیال رو دیر به دیر میبینیم
البته دلم برای همه بچه ها هم تنگیده
در سینه ام! من توی تمام بی كسی هایی كه می تونی حدس بزنی دست و پا می زنم وقتی حضور عشق با همه ی عظمتش تو زندگیت بی تاثیر باشه از چی می تونی انتظار معجزه داشته باشی؟ ... وقتی یه عشق با تمام زیبائیهاش توی تنت هست و این حس دردناك تنهائی ولت نمی كنه چی داری بگی؟ ....روزهای سختی رو می گذرونم .
و بوم سفید خیره به ثانیه های دلتنگی است
تاشاید قلمی نوازشش کند و رنگ دل غمگین محبوب ترا به
تصویر بکشد اخ
که نمیدانی این شبها نمیتوانم
نمیخواهم
بر هیچ بومی تصویر تلخ این
شبهای خودرا نقش کند.....
چنان اهسته وبی صدا گشت هام که دیگر
با قهوه تلخ هم ارام نمیشوم
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
خداحافظ تمام سهمم از دنیاخداحافظ طلوع مانده از فردا
کویرم خالی از باران و شبنم خداحافظ تو ای آبی ترین دریا
همیشه قسمتم صبر و جداییست خداحافظ تو ای مانند من تنها
بریدم از همه تا با تو باشم خداحافظ تو ای در حسرت ما
همیشه اولین حرفم تو بودی خداحافظ طنین آخرین آوا
همین جا بود فصل آشنایی خداحافظ خداحافظ همینجا
تو را دست خدایم می سپارم خداحافظ تمام سهمم از دنیا
شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم خداحافظ ، ولی هرگز
نخواهی رفت از یادم
خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی
نشود فاش کسی آنچه میان من و تست
تا اشارات نظر نامه رسان من و تست
گوش کن با لب خاموش سخن میگویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و تست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و تست
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست
گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ار نه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و تست
این همه قسه فردوس و تمنای بهشت
گفتگویی و خیالی ز جهان من و تست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
هرکجا نامه عشق است نشان من و تست
سایه ز آتشکده ماست فروغ مه و مهر
وه ازین آتش روشن که به جان من و تست