userinfo close

  ,

خودشناسی


khodshenasiclub

تاسیس: 5 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: داود - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
8
171
90/5/17 (22:35)
1
11
90/2/29 (14:35)
3
20
90/2/13 (13:00)
3
19
90/2/13 (00:41)
0
10
90/2/12 (15:42)
1
17
90/2/12 (15:35)
3
19
90/2/12 (15:32)
3
35
90/2/12 (15:22)
2
31
90/2/12 (15:21)
7
98
90/2/3 (02:04)
6
48
89/10/27 (14:01)
24
242
89/3/30 (00:18)
11
116
89/2/26 (21:42)
5
238
88/8/13 (12:27)
3
32
88/7/16 (20:56)
0
27
88/2/9 (10:25)
0
33
88/1/3 (19:17)
1
23
87/3/10 (17:16)
0
52
86/9/14 (00:04)
0
27
86/6/10 (11:33)

عنوان بحث

عادل فرهادی , tootiairani
عادل فرهادی - 20:51 1385/11/2

قدم اول؟

قدم اول برای خودشناسی چیست؟

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
بلور ف , bloorep
بلور ف - 01:09 1389/03/23
24

 

سلام عزیزان

به این رسیدم که قدم اول  همون " سکوت و  توجه " است .......

در حالت سکوت و توجه ، غوغای درون آروم می شه و هیاهوی بیرون تاثیرشو  از دست می ده.......

خلوتی که در سکوت و توجه بهش می رسیم ، ما رو به سوی ژرفای درون می بره ......

مثل عمق دریایی که از امواج در امانه ......

موجها می مونند در سطح و من می رم درون و درون . تا اونجاییکه بطور وضوح همه چیز برام آشکار می شه ......

هر چه که زاییده ی ذهن هست محو می شه ....

ذوب می شه .....

و دیگه اینکه هیچوقت با بحث کردن به حقیقت نمی شه رسید ....

بحث بین دو نفر با عقاید متفاوت اتفاق می افته .....

در علوم باطنی هر کس با تجربه و درک خودش به حقیقت می رسه

 یعنی اگه کسی رو من بتونم متقاعدش کنم اون دانشی از تجربه یخودم هست که تحویلش دادم نه حقیقتی که خودش  بهش رسیده باشه .....

بنفشه زرگر , hivahirad
بنفشه زرگر - 10:04 1389/01/15
23

هفت نصیحت مولانا

گشاده دست باش ، جاری باش ، کمک کن ( مثل رود )

با شفقت و مهربان باش( مثل خورشید )

اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان( مثل شب )

وقتی عصبانی شدی خاموش باش(مثل مرگ )

متواضع باش و کبر نداشته باش( مثل خاک )

بخشش و عفو داشته باش( مثل دریا )

اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش( مثل آینه)

 
شهبانو الهی , mahtab2003
شهبانو الهی - 09:19 1388/09/1
22
ساده و جاری بودن  
  , amirsana_1206
p - 20:53 1388/07/16
21
نقل قول از : مهرداد ......

قدم اول صداقت...

ندا زریون , nedainblue
ندا زریون - 14:58 1388/06/25
20

به نظر من با کتاب باور درمانی استاد خواجه نوری شروع کنید .
کتاب بسوی کامیابی آنتونی رابینز هم خوب است .

مهرداد        . , man1352
مهرداد . - 17:35 1387/06/22
19
قدم اول صداقت...
سگ بی وفا , 02133378756
سگ بی وفا - 09:38 1387/06/7
18

تو وجود آدما همیشه یه تصویری از آینده خودشون هست . برایان تریسی میگه سعی کنید این شخص درونیتون رو همون کسی کنید که دوست دارید بشید نه اون کسی که فکر میکنید میشید . با این کار میتونید آینده رو تغییر بدید .

لوتوس   , senators
لوتوس - 19:08 1386/05/13
17

سلام

مطالب دوستانو خوندم از همگی ممنون

 با  اقا صادق همدل هستم

به هر چه توجه کنید متولد می شود

صادق جمهری , sadeghmj
صادق جمهری - 18:21 1385/12/9
16
ولی به نظر من داستان زندگی ساده هست و ما خودمون نمیخواهیم قبول کنیم که ساده هست. در اصل در عین سادگیه که سخته.
صادق جمهری , sadeghmj
صادق جمهری - 06:15 1385/11/17
15
 سلام پدرام جان،

ببخشید که قضاوتت کردم، و از اینکه من رو متوجه این موضوع کردی متشکرم.
خواستم بگم من حالم همینجوری خوبه و به آرامشی هم که دارم کاملا اطمینان دارم و تو بازی ذهن و از این حرفها هم نمیرم که اگه آروم باشم نباید دیگه دنبال آرامش باشم و غیره

اونی که من تجربه کردم اینه که داستان زندگی ساده تر از اون چیزیه که فکرش رو میکنیم و داستان شرطی شدگی و تائیدخواهی که آیا این کار من غلطه یا نه و همش دنبال تائید برای کارهامونیم و میدونم که همش داستان ذهنه و همه رو گذاشتم کنار.

در ضمن پاسخ و دلیل باید به صورت دل آگاهی باشه و اندیشیدن با دل آگاهی. ذهن عین یک اسب هست و روح ما عین سوار و اگه افسار این اسب رو نگیریم، به هرکجا که بگی و نگی آدم رو میبره.

پدرام جان داستان زندگی اینقدر هم سخت نیست. در عین سادگیه و در عین سادگی و جایی که بهش گیر ندی کلی چیز میفهمی و همین سادگی و راحتیشه که مشکل ساز شده.


با آرزوی موفقیت برای تو دوست خوبو همه دوستان

پدرام درخشان , pedram_d
پدرام درخشان - 04:37 1385/11/17
14

رضا جان

این رو خودت خوب می دونی که

حقیقت راهی نداره ! حقیقت راه من و راه تو نیست ! حقیقت ، حقیقته و نه بیشتر !

در ضمن ! سید جان ! مرسی از گلهای زیبات !   ولی اونچیزی که بیشتر از چند گل ، همه ما برای خودمون و همین طور در ارتباطاتمون نیاز داریم ، عدم قضاوت و پیش داوری و بر چسب زدنه !

عزیزم ! از کجا فهمیدی اینا داستانهای ذهنیه منه و اونها حقایق زندگی تو ! و چرا فکر نمی کنی اونها داستانهای ذهن تو هستش و اینها حقایق زندگی من ؟؟؟؟

 اصلا با خودت می نشینی کمی فکر کنی که هنجار یعنی چی ؟؟؟ کدوم مرجع و مبدا هست که هنجار بودن و ناهنجار بودن اعمال و رفتار رو مشخص می کنه ؟ راجع به شرطی شدن چیزی شنیدی ؟ رفتارهای شرطیه خودت و بقیه رو می بینی و نسبت به اونها آگاهی ؟

گفتی "می تونستم بدون اینکه ذهنم بره سراغ این حرفا...."

می تونم بپرسم انسانها پاسخی رو که میدهند از روی چه منابعی هستش ؟؟؟؟ اگه منبعشون ذهن نیست ، پس چیه ؟ و  فرق منابع دیگه با ذهن در چیه؟ معیار و ملاکت در تمایز این منابع مختلف چیه ؟

اگه تعریف ما از چیزی اشتباه باشه ، اصلا چه جوری می تونیم بازیش کنیم؟؟؟ اگر اسم نفس پرستی رو بزاری عشق و بعد بری دنبالش ، اون موقع آیا با عشق بازی کردی یا با خودت ؟؟؟

نوشتی : " من همیشه سعی می کنم دلم راضی و آرام باشه..."

این رو حتم بدون که همینکه سعی می کنی دلت ارام باشه ، یعنی ارام نیست ! یعنی بی قراره ! یعنی آشفته و پریشانه ! می دونی چرا؟؟؟ چون دلی که ارامه به دنباله ارامش نمی گرده ! فقط ما دنبال چیزی هستیم که کمبودش رو حس می کنیم!

در ضمن دلی که خواسته ارامش رو داره و به دنبالشه، به دنبال چیزی جز سراب نیست ! چون چنین دلی معنای ارامش رو نمی فهمه ! چون  درک معنای ارامش یعنی لمس اون ، یعنی در دل ارامش جای داشتن ! یعنی با ارامش دم خور بودن ! و وقتی دلت قرار نداشته باشه ، تنها چیزی که درک می کنه عدم قراره و اگه به دنباله ارامش بره ، یعنی داره به سمت بی قراری حرکت می کنه چون حرکت در بی قراری فقط منجر به بی قراری بیشتر میشه ! چون بی قراری فقط بی قراری رو می فهمه و نه قرار و آرامش رو !

این همه بی قراریت از طلب قرار توست                              عاشق بی قرار شو ، تا که قرار آیدت

صادق جمهری , sadeghmj
صادق جمهری - 17:54 1385/11/16
13

سلام،

رضا جان منم گفتم، اینها تجربیات منه و دلیلی هم وجود نداره که راه همه همین باشه، من گفتم شاید به درد کسی بخورد. وگرنه که راه هرکس با اون یکی فرق میکنه و همه چیز هم در درست حرکت کردن خود آدم هست.

از اینکه جواب زیبایی برای بحث دادی، ممنون.

رضا س , r_najva
رضا س - 09:23 1385/11/16
12

سلام.بنده احساس میکنم داستانی از مثنوی داره اینجا تکرار میشه.... چند نفر بر روی این موضوع که " عنب"   یا      " انگبین " یا" انگور " صحیحه ، بحث میکردن . ....

 هر کی به طرق خودش با حقیقت رابطه برقرار میکنه ، یک شبان به طریق شبانی و موسی به طریق خودش و هیچ کدومشون   برتر از دیگر ی نیستن بلکه در جای خود صحیحن و "جواب میدن" البته منظورم از طریق ، نوعی از آگاهیه نه راهی برای رسیدن به حقیقت...!

صادق جمهری , sadeghmj
صادق جمهری - 07:48 1385/11/16
11

پدرام جان سلام،

واقعا ذهن خلاق و پر کاری داری، من یکی از تجربیاتم رو برات گفتم که یک هفته عشق رو بازی کن، حداقل میتونستی بدون اینکه ذهنت بره سراغ این حرفها که ریشه عشق خشکیده و باید اول عشق و پیدا کنی و از این حرفها، یکم بازیش کنی. من نمیتونم حرفهای شما رو از روی تصمیم گیری ذهنیتون قبول کنم چون من در حرکت و با تلاش و با زندگی کردن عشق، عشق رو میفهمم ولی شما با داستانهای ذهنتون.

خدای نکرده من تجربیاتم رو نمیخوام به کسی تحمیل کنم، در ضمن من وقتی میگم حالم خوب میشه از محبت کردن و عشق ورزی، اشتباه نکن پدرام جان من همیشه نیتم رو با هنجارها چک میکنم و هیچوقت چشم بسته محبت نمیکنم یا عشق نمیورزم. من همیشه سعی میکنم دلم راضی و آرام باشه نه اینکه مسئله ای باعث بشه که ذهنم رو راضی کنه.

در کل من فقط تجربه ای که از مسائل حداقل روزمرگیم دارم رو گفتم و دلیلی هم نداره همه خوششون بیاد ولی من بهشون ایمان دارم چون دارم با همش زندگی میکنم.

پدرام جان موفق باشی
این گلها هم با تمام عشقم به تو تقدیم میکنم

پدرام درخشان , pedram_d
پدرام درخشان - 04:28 1385/11/16
10

یک بار دیگه تاپیک بحث رو خوندم و ناگهان نام یکی از کتابهای کریشنامورتی رو به یاد اوردم:  اولین و آخرین رهایی!

قدم اول در خودشناسی می تونه قدم اخر در این راه باشه ! راهی که هیچ پایانی نداره !

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.