userinfo close

  ,

خدایا کجایی تاشوم من چاکرت


khodavandam

تاسیس: 6 مرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: فینا حاجی - معاونان
من چرا بی خبر از خویشتنممن كیم؟تا كه بگویم كه منم!من بدینجا زچه رو آمده امكیست تا كو بنماید وطنمآخرا ادامه »
من چرا بی خبر از خویشتنممن كیم؟تا كه بگویم كه منم!من بدینجا زچه رو آمده امكیست تا كو بنماید وطنمآخرالامر كجا خواهم شدچیست مرگ من و قبر و كفنممرغ باغ ملكوتم آری!تو مپندار كه زاغ و زغنم
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
55
129
91/3/3 (01:52)
25
199
87/8/8 (15:12)
55
331
86/6/22 (11:48)
2
13
85/10/20 (07:18)
1
3
91/2/24 (23:25)
23
158
91/2/5 (20:35)
1
19
86/6/23 (07:41)
30
180
91/3/5 (22:45)
17
34
91/3/1 (05:57)
1
2
91/2/25 (03:35)
22
154
91/2/5 (21:32)
24
99
91/2/5 (20:30)
2
44
89/10/14 (16:24)
13
117
86/11/1 (12:42)
10
124
86/6/23 (06:58)
3
28
85/10/8 (03:52)
12
66
85/9/11 (01:31)
0
1
91/3/3 (23:03)
2
38
90/8/29 (04:42)
0
21
89/3/4 (22:22)

عنوان بحث

وحید باقرپور کاشانی , bagherpoor

دفاع غزالی از یزید بن معاویه 2

آیا یزید بن معاویه مستحق لعن است؟

یزید، فردی ناپاك زاده بود[1] و در طول زندگی خود مرتكب جنایات و فجایع عظیمی شد تا جایی كه این مسأله در تاریخ از مسلمات و قطعیّات محسوب  می­شود.

در مروج الذهب كه از تواریخ اهل سنت است اینگونه آمده­است:

« كار یزید، شرب خمر و ترك نماز و بازی با سگان، محاوله، طنبور، نای، وطی مادران، خواهران و دختران بوده است. »[2]

یزید مدت سه سال و نه ماه خلافت كرد. در سال اول، حضرت سید الشهدا علیه السلام را با گروهی از بنی هاشم و اصحاب به فجیعترین وضع كشته و زنان و كودكان و اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم را به همراه سرهای بریده‌ی شهدا در شهرها گردانید.[3] در سال دوم، اهل مدینه را قتل عام كرد و خون و مال و عرض مردم را سه روز بر لشكریان خود مباح ساخت.[4] در سال سوم نیز كعبه‌ی مقدّسه را خراب كرد و آتش زد.[5]

همچنین در بسیاری از كتب تاریخی كفر گویی های یزید آمده­است. نوشته­اند:

« یزید، هنگامی كه امام حسین علیه السلام را كشت و اسیران را در نزد خود حاضر كرد، سر آن حضرت را در طشت طلا برابر خود گذاشت و به آن حضرت كه دارای اوصاف هاشمیه و بهجت فاطمیه بود، رو كرده و با چوب به دندان­های مباركش اشاره می­كرد، ناگاه كلاغی از بالای قصر صیحه زد و همه مجلسیان از بنی امیه به وحشت افتادند؛ در این وقت این اشعار را خواند :

یا غُرابَ البَینِ ما شِئتَ فَقُل

اِنَّمــا تَندُبُ اَمـراً قَد فَعَـلَ

لَیتَ اَشیاخی بِبَدرٍ شَهِــدُوا

وَقَعهَ الخَزْرَجِ مَع وَقْعِ الاَسَلِ

لَاَهَلـُّوا وَاستَهَلّـــُوا فَرَحـا

ثُمَّ قالُوا یـــا یَزیدُ لا تَشَل

قَد قَتَلْنَا القَومَ مِن ساداتِهِم

و َعَدَلنـاهُ بِبَـدرٍ فَــاعتَدَلَ

لَستُ مِن خِندِفٍ اِن لَم اَنتَقِم

مِن بَنی اَحمدَ مـا كـانَ فَعَلَ

لَعِبَتْ هـاشِمُ بِالمُلكِ فـــَلا

خَبَرٌ جــاءَ و لا وَحیٌ نَــزَلَ

یعنی ای كلاغ آنچه می­خواهی بگو، همانا ندبه­ی تو برای امری است كه انجام گرفت. ای كاش بزرگان من كه در جنگ بدر كشته شدند، اینك می­بودند و شادمان می­شدند و به من می‌گفتند: دستت شل مباد. ما نیز از بزرگان بنی­هاشم كشتیم و با جنگ بدر برابری نمود، من از خندف (جد یزید) نیستم، اگر از فرزندان احمد انتقام نگیرم، هاشم و فرزندانش با سلطنت بازی كردند، پس نه خبری آمده و نه وحی نازل گشته.[6]

آلوسی می‌نویسد: هنگامی كه كاروان اسرای خاندان رسالت در گذرگاه جیرون رسیدند، آنجا صدای كلاغان بلند شد كه یزید سرود:

لمّا بدت تلك الحمول و أشرقت

تلك الشموس علی ربی جیرون

نعب الغراب، فقلت قل أولا تقـل

فقد اقتضیت من الرسول دیـونی[7]

یعنی، آن هنگام كه آن كاروان پدیدار شد و آن خورشیدها بر بالای تپه های جیرون درخشیدند، كلاغ بانگ زد. پس به وی گفتم: می خواهی بانگ بزن و می­خواهی نزن، كه من دیون خود را از پیامبر صلی الله علیه و آله باز پس گرفتم!

با این جنایات، روشن است كه یزید، ستم كارترینِ افراد است و لذا مستحق لعن خواهد بود. این مساله آنقدر واضح است كه حتی كثیری از علمای متعصب عامه، تصریح به كفر یزید كرده و لعن یزید را تجویز نموده­اند. به عنوان مثال می­توان از قاضی ابویعلی، احمد بن حنبل، ابن جوزی،[8] كیاهرسی،[9] شیخ محمّد بكری، سعد تفتازانی[10] و سبط ابن الجوزی[11]  نام برد.

جاحظ می­گوید: گناهانی كه یزید مرتكب شد، از كشتن حسین علیه السلام و ترساندن مردم مدینه و خراب كردن كعبه و اسیر كردن دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله و چوب زدن به دندان حسین علیه‌السلام، آیا اینها دلیل قساوت و دشمنی و تیره رأیی و كینه و عناد و نفاق اوست یا نشانگر اخلاص و علاقه‌ی وی به پیامبر صلی الله علیه و آله و پاسداری از شریعت و سیره‌ی آن بزرگوار؟! سپس می­افزاید: به هر حال، این كارهای او مصداق فسق و گمراهی بوده، و وی فاسق ملعون است و كسی نیز كه از ناسزا گفتن به ملعون جلوگیری كند ملعون می­باشد.[12]

آلوسی نیز تاكید دارد كه در لعن یزید، تردید به خود راه مده، زیرا كه او ویژگی­های ناپسند بسیار دارد و در تمامی ایام تكلیفش از ارتكاب گناهان كبیره باز نایستاده است. در پلیدی او همین بس كه در مكّه و مدینه، آن همه جنایت نمود و به كشتن امام حسین علیه السلام ـ كه برترین درودهای خداوند بر او و جدش باد ـ رضایت داد و از آن اظهار خشنودی كرد و به خاندان آن حضرت اهانت نمود و گمان من این است كه این خبیث به رسالت حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله ایمان نیاورده بود. به هر حال، مجموع جنایات یزید درباره‌ی ساكنان حرم امن الهی (مكّه) و خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و عترت پاك آن بزرگوار، چه در هنگام حیات حسین بن علی علیه السلام و چـه بعد از ممات ایشان، و دیگر تبهكـاری­های او، كمتر از این نبود كه اوراق قـرآن را در میـان كثافت افكند. من تصوّر نمی­كنم كه امر او بر اغلب مسلمانان مخفی و پوشیده بوده باشد، چیزی كه هست مسلمین در آن هنگام مغلوب و مقهور (خلفای جور) بودند و جز شكیبایی كار دیگری از دستشان بر نمی آمد، تا خداوند خود كار خویش را به پایان برد. اگر كسی هم از سر احتیاط می­ترسد یزید را صریحاً لعن كند، پس چنین بگوید: «خداوند لعنت كند كسی را كه به كشتن امام حسین علیه السلام و یارانش راضی شد و عترت پیامبر صلی الله علیه و آله را بدون جهت آزرد و حق آنان را غصب كرد. » زیرا به این ترتیب، باز (یزید) را لعن كرده، زیرا او بطور اخص مشمول این لعن است. با این گونه لعن هیچ كس جز ابن عربی مالكی و پیروانش مخالفت نكرده اند. زیرا آنان بر پایه‌ی آنچه از آنان نقل شده، ظاهراً لعن كسی را كه راضی به قتل امام حسین علیه السلام می باشد جایز نمی شمارند. به جانم قسم، این همان گمراهی بزرگی است كه نزدیك است بر گمراهی خود یزید بچربد![13]

 

دفاع غزّالی از یزید!

ابو حامد غزّالی ( معروف به امام محمّد غزالی )، فردی سنّی، شافعی، اشعری مذهب[14] و در جرگه­ی صوفیان بوده­است. در كتاب «احیاء العلوم» می­نویسد:

« لعن مسلمانان جایز نیست و یزید مسلمان است و نسبت قتل یا امر یا رضای او به قتل حسین علیه السلام سو ظن به مسلمان است و به حكم كتاب و سنّت حرام است. هر كس شك در صحت این نسبت كند در غایت حماقت است. اگر سلطانی یا امیری یا وزیری كسی را كشت، بدست آوردن قاتل یا آمر یا راضی اگر چه آنها نزدیك باشند مقدور نیست، خصوصاً اگر زمان بعید و مكان شاسع باشد و مانند مورد كلام كه از زمان یزید و شهادت حضرت ابا عبد الله علیه السلام 400 سال گذشته است (یعنی تا زمان غزالی). پس چگونه معلوم می شود كه یزید قاتل یا آمر یا راضی بوده؟ مطلب دیگر اینكه باید به اهل اسلام حسن ظن داشت و اگر فرضاً ثابت شد چنانچه اشاعره می‌گویند: « قتل مسلمانان موجب كفر نیست »، ممكن است قاتل فرضاً یزید باشد ولی اگر توبه كرده و بعد مرده لعن او جایز نیست، مانند كافر كه اگر توبه كند لعنش جایز نیست. و معلوم نیست كه یزید از قتل سیدالشهدا علیه السلام توبه نكرده­است. پس لعن چنین مسلمانی جایز نیست و اگر كسی لعن كند معصیت كرده­است و اگر لعن او جایز باشد و كسی او را لعن نكند گنهكار نیست. و اما یزید از كجا معلوم است كه او دور از رحمت الهی است و گفتن این كه او از رحمت خدا دور است، ترخص به غیب است، مگر درباره‌ی كسی كه به كفر مرده باشد. و ترحّم بر یزید جایز است، بلكه مستحب است، و بلكه او داخل در عموم « اللّهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات » است، و یزید مؤمن بوده!!! »[15] 

فغانی، شاعر سنّی خطاب به غزالی می­گوید :

بر چنین كس نكنی لعنت و، شرمت بادا

لعــن الله یــزیـداً و علی آل یــزیـــد

سنایی غزنوی نیز می­گوید :

داستــان پســر هند مگـر نشنیــدی

كـه از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید؟!

پـدر او لب و دنـــدان پیمبـر بشكست

مـادر او جـگر عــمّ پیمبــــر بمكـید

خـود، بناحق، حق دامــاد پیمبر بگرفت

پـســر او ســـر فرزنــد پیمبر ببــرید

بر چنین قوم چــرا لعنت و نفرین نكنم

لعــن الله یـزیــداً و علی آل یــزیـــد

اینكه غزالی یزید را مسلمان و مومن می داند و نسبت دادن جنایت عظیم كربلا را به یزید سوء ظن می داند از مانند او كه مدّعی علم و كمال است بسیار عجیب است زیرا از قطعیاتی كه در تاریخ اسلام آمده است جنایت یزید و اصحابش در كربلا می باشد و هر محققی با اندك تحقیق می تواند به این مطلب برسد.

همچنین اینكه او مسأله­ی توبه یزید را پیش می­كشد نیز، از او بسیار بعید است. زیرا بر احتمال توبه، حكمی بار نمی­شود و علاوه بر این، كارنامه­ی حكومت سه ساله ننگین یزید، نشان از دوری او از توبه است. چون یزید سه سال و نه ماه خلافت كرد، در سال اول حکومتش حضرت سید الشهدا علیه السلام را با گروهی از بنی هاشم و اصحاب شهید كرد ـ به تفصیلی كه در كتب مقاتل ذكر شده است ـ اما جنایاتش به اینجا ختم نشد، بلكه بعد از آن به قتل عام مردم مدینه پرداخت، خون و مال و عرض مسلمین را سه روز بر لشكریان خود مباح ساخت و كعبه‌ی مقدّسه را خراب كرده، به آتش كشید و تخریب كعبه یازده روز قبل از هلاكتش به وقوع پیوست.[16]

یزیدی كه شب آخر عمرش با مستی شراب می­خوابـد و صبح او را مرده می­یـابند، آیا می­شود این احتمال را در مورد او داد که توبه کرده­است؟!

 در كیفیت مرگ یزید، شیخ صدوق (ره) می­فرماید: یزید شب با حال مستی خوابید و صبح او را مرده یافتند، در حالیكه بدن او تغییر كرده، مثل آنكه قیر مالیده شده باشد. و بدن نحسش را در باب الصغیر دمشق دفن كردند.[17]

به­ هر حال از شخصی مثل یزید، توبه بسیار بعید است. گر چه غزالی توجه ندارد كه مسأله­ی قتل نمایندگان خدا در زمین، حسابی جدا از حساب قتل افراد عادی دارد و در حد كفر بالله است.

جاری شدن لعن یزید بر لسان معصومین ما را برلعن یزید بس است:

اللّهُمَّ العَن أَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِك، اَللّهُمَّ العَنِ العِصابَةَ الَّتی جاهَدَتِ الحُسَین و شایَعَت و بایَعَت و تابَعَت عَلی قَتلِه، اَللّهُمَّ العَنهُم جَمیعاً ً... اللّهُمِ خُصَّ اَنْتَ  اَوَّلَ ظالِمٍ باللَّعن منّی و ابْدَأ به اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِیَ و الثّالِثَ و الرّابع اللهم العَنْ یَزیدَ خامِساً ... اَلّلهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفیانَ وَ مُعاوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الْابِدینَ.[18]    


[1] - مادر یزید «میسون» بود كه میسون غلام پدر خود را برنفس خود متمكن ساخت و به یزید بارور شد، و او را از وقتی پیش معاویه بردند ازغلام پدرش حامله بود ( بنا به نقل تجارب السف و الزام النواصب و ربیع الابرار ( زمحشری) و بحار و قمقام زخارص ص 229 و المجالس الحسینیه ص 134 ) و نسّابه كلبی با این نسب اشاره كرده می­گوید:

« فان یكن الزمان اتی علینا         به قتل الترك و الموت الوحی

فقد قتل الدّعی و كلب هند          بارض الطــف اولاد النبی »

 (مراد وی از دعیّ ابن زیاد و از كلب یزید است) موید این مطلب اخباری است كه ازاهل بیت رسالت علیهم السلام وارد شده كه فرمودند: قاتل حسین علیه السلام ولد الزنا است. و قاتل حسین علیه السلام عنوانی است كه شامل حال شمر و ابن سعد و ابن زیاد و یزید می شود و تمام ایشان ناپاك زاده بوده‌اند، چنانچه در مقام خود ثابت است .

[2] - مروج الذهب ج3 ص 67، تتمة المنتهی ص 36

[3] - تاریخ یعقوبی ج2 ص 216، ابوالفداء ج1 ص 190، مروج الذهب ج3 ص 64 و تواریخ دیگر.

[4] - تاریخ یعقوبی ج2 ص 243، ابوالفداء ج1 ص 192، مروج الذهب ج3 ص 78

[5] - تاریخ یعقوبی ج2 ص 224، ابوالفداء ج1 ص 192، مروج الذهب ج3 ص 81

[6] - رساله‌ی تولی و تبری ص 264، كشكول بحرنی ج3 ص 39- كتاب نمونه معارف اسلام ج 5 ص 35

[7] - روح المعانی، ج8 ص 125، در تفسیر آیه‌ی: ﴿ فَهَل عَسَیتُم أن تَوَلَّیتُم ...

[8] - تذكرة الخواص: ص 162 - « الرّد علی المتعصب العنید المانع عن لعن یزیدّ»

[9] - و فیات الأعیان ابن خلكان

[10] - السیرة الحلبیة: ج1،ص172.

[11]  - تذكرة الخواص.

[12] -رسائل جاحظ: ص 298.

[13] - روح المعانی: ج8، ص 125

[14] -« وفیات الاعیان؛ ابن خلكان، ج3 ص 353»، غزالی در كتاب المنقذ من الضّلال خود؛ مذهب شیعه را باطل می‌داند و مقام عصمت ائمه‌ی طاهرین علیهم السلام را باطل و بی اساس می‌خواند «روضات الجنات، مرحوم خوانساری» ج8 ص177» و علمای شیعه را به علمای اهل كتاب تشبیه نموده و

 می‌گوید: همه‌ی بدن آنها به نجاست آلوده است. هر كجا كه كلمه‌ی رافضه (شیعه) را در كتاب خود ذكر می نماید بلافاصله بعد از آن می نویسد

«خَذَلهم الله» (یعنی خداوند آنان را خوار نماید). «روضات الجنات ج 8 ص 178» غزالی همچنین از مدرسان مدرسه نظامیّه‌ی بغداد بوده كه از مراكز مهم ترویج اهل سنت در آن زمان به شمار می‌آید» ریحانة الادب، مرحوم مدرس تبریزی، ج4 ص 237» و همچنین او از مدرّسان برجسته اهل تسنن در مسجد اموی در شام بوده است . «ریحانة الادب ج4 ص 238».

[15] - احیاء العلوم ج 3 ص 106 (ترجمه و تخلیص)

[16] - تقویم شیعه ص 75

[17] - تقویم شیعه ص 88

-[18] زیارت عاشورا

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.