userinfo close

  ,

و خدایی که در این نزدیکی ست ...!


khodaeedarinnazdiki

تاسیس: 8 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: محمد نعمت الهی - معاونان
یک دعا خدایا! روحم از شدت درد می‏سوزد، قلبم می‏جوشد، احساسم شعله می‏كشد، و بندبند وجودم ادامه »
یک دعا خدایا! روحم از شدت درد می‏سوزد، قلبم می‏جوشد، احساسم شعله می‏كشد، و بندبند وجودم از شدت درد صیحه می‏زند، تو به من آرامش بده. خسته ‏ام، دل‏شكسته‏ام، احساس می کنم آن بنده ای نبودم که توانسته باشم رسالت بندگی خودرا انجام دهم. احساس خوبی ندارم. زمان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
49
295
91/2/11 (12:48)
1
3
90/9/15 (01:58)
18
111
90/5/26 (14:09)
6
25
90/4/16 (16:19)
0
1
90/3/24 (16:00)
0
1
90/2/31 (14:08)
0
0
90/1/27 (12:42)
0
0
90/1/17 (10:49)
0
0
90/1/6 (17:25)
0
1
90/1/3 (12:21)
0
0
89/11/7 (12:29)
1
8
88/11/28 (01:03)
0
3
88/11/5 (11:00)
2
15
88/9/21 (15:29)
8
33
88/5/28 (02:11)
2
25
88/5/10 (00:21)
0
5
88/2/5 (09:32)
8
52
88/1/17 (07:54)
0
1
87/12/15 (03:57)
1
9
86/12/8 (18:26)

عنوان بحث

فائزه      , fiergirl
فائزه - 03:03 1388/04/9

باید به خود برگردیم... اما چگونه؟

خدای ما اگر کع در خود ماست،

کسی که بی خداست پس خودش نیست!!!

 

اولین شرط برای با خدا بودن، تنها بودنه...

 

اما چگونه؟؟! کی میدونه؟؟!

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
محمد نعمت الهی , omid_61
محمد نعمت الهی - 00:21 1388/05/10
2
تنها بودن به معنایی دوری از كس دیگه ای نیست. تنهایی اینه كه هیچی بین تو خدات قرار نگیره. هر چی می خوای لذت ببر و هر چی می خوای عشق بورز اما بدون خالق همه اونها خداست. تنهایی یعنی اینكه در این دنیا خلاصه نشو. 
مهدی کافی زاده کاشان , mehdimrp
1
چنین آورده اند که مردی به نزد راما نوجا آمد.
راما نوجا یک عارف بود-شخصی کاملا" استثنایی-یک فیلسوف و در عین حال یک عاشق-یک سرسپرده.بندرت اتفاق می افتد-یک ذهن مو شکاف-ذهنی نافذ اما با قلبی سرشار.
مردی به نزد او آمد و پرسید :
"راه رسیدن به خدا را نشانم بده."
رامانوجا پرسید:
"هیچ تابحال عاشق کسی بوده ای؟"
سوال کننده پرسید:
" راجع به چی صحبت می کنی-عشق؟ من تجرد اختیار کرده ام.من از زن چنان می گریزم که آدمی از مرض می گریزد. نگاهشان نمی کنم.چشمم را به رویشان می بندم."
راما نوجا گفت:
" با این همه کمی فکر کن. به گذشته رجوع کن-بگرد-جایی در قلبت آیا هرگز تلنگری از عشق بوده-هرقدر کوچک هم بوده باشد."
مرد گفت:
"من به اینجا آمده ام که عبادت یاد بگیرم نه عشق. یادم بده چگونه دعا کنم. شما راجع به امور دنیوی صحبت می کنی و من شنیده ام که شما عارف بزرگی هستی. به اینجا آمده ام که به سمت خدا هدایت شوم نه به سمت امور دنیوی."
گویند راما نوجا به او جواب داده...چقدر غمگین هم شد و به مرد گفت:
"پس من نمی توانم به تو کمک کنم. اگر تو تجربه ای از عشق نداشته باشی آن وقت هیچ تجربه ای از عبادت نخواهی داشت. بنابر این اول به زندگی برگرد و عاشق شو – و وقتی عشق را تجربه کردی و از آن غنی شدی –آن وقت نزد من بیا- چون که یک عاشق قادر به درک عبادت است.
اگر نتوانی از راه تجربه به یک مقولهء غیر منطقی برسی آن را درک نخواهی کرد. و عشق عبادتی است که توسط طبیعت سهل و ساده در اختیار آدمی گذاشته شده – تو حتی به این چیز سهل و ساده نمی توانی دست پیدا کنی. عبادت عشقی است که به سادگی داده نمی شود- فقط موقعی قابل حصول است که به اوج تمامیت رسیده باشی. تلتش فراوانی برای رسیدن به این مقام باید صورت گیرد. برای عشق نیاز به تلاش نیست- عشق مهیاست-عشق در جوشش و جریان است و تو آن را پس می زنی."


"خدا عشق است"
خود را بباز تا خود را بیابی
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.