| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
110
|
446
|
89/11/12 (22:11)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
89/11/19 (17:31)
|
|
||
|
|
16
|
66
|
89/3/27 (17:46)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
89/3/12 (20:07)
|
|
||
|
|
6
|
45
|
89/2/29 (19:22)
|
|
||
|
|
43
|
153
|
89/2/29 (19:12)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
88/8/1 (20:11)
|
|
||
|
|
43
|
196
|
88/6/19 (17:15)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
88/6/11 (17:18)
|
|
||
|
|
0
|
27
|
88/4/21 (14:40)
|
|
||
|
|
14
|
56
|
88/4/21 (14:15)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
88/2/2 (21:23)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
88/2/2 (21:03)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
88/1/23 (15:54)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
88/1/10 (19:03)
|
|
||
|
|
7
|
43
|
87/11/24 (09:05)
|
|
||
|
|
27
|
75
|
87/8/15 (23:33)
|
|
||
|
|
60
|
174
|
87/8/1 (15:21)
|
|
||
|
|
19
|
124
|
87/7/29 (00:44)
|
|
||
|
|
3
|
32
|
87/5/23 (11:00)
|
|
آیا می دانید برای برنده شدن در میدان زندگی چه رموزی لازم است ؟ اگر شما هم نظری دارید بگید .
سخن کوتاه کن که شیوه ی اندیشمندان است.
زیرا گاهی سخنی کوتاه که مخاطب راوادار به تفکروتحقیق نماید
بسیار سازنده ترومؤثرترازیک کتاب خواهد بود.
چرا که اغلب انسانها علومی را در زندگی بکار می برند
که شخصا از صحت آن اطمینان یافته باشند.
حفظیات کمتر به مرحله ی عمل می رسد.
اما گاه اندیشه ی نیکو وگاه اندیشه ی پلید موجب سکوت است.
نیک اندیشی را پیشه کن تا نیکی را برای آینده ی خود پس انداز کنی.
زیرا انسان همیشه به آمال وآرزوهایی می رسد
که در دل برای دیگران دارد خواه نیک باشد خواه بد
7 مانع موفقیت
این موانع می تواند ما را از مسیر موفقیت دور کند:
1) پشت گوش اندازی
افرادی که علامت مزمن این "بـیـمـاری" در آنها دیده میشود، مایلند با این جملات توجیه کننده که " تمام کردنش کاری نخواهد داشت" و یا "نگران نباش، وقت برای انجام دادنش بسیار است"، کارها و وظایفشان را برای همیشه از سر خود باز کرده و به تعویق بیندازند.
اگر کاری در حد و اندازه قابلیتهایتان به شما روی آورد ولی به دلیل عذر و بهانههای ذکر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آوردید، قطعا" پشت گوش اندازی مشکل اصـلی بـوده و باید مرتفع گردد. احساس میکنید که زمان در اختیار شما اسـت، اما هنگامی کـه وقـت موعود نزدیک میشود، برای اتمام کار بسرعت هجوم میآورید و نتیجه آن خواهد شد که آن طور که در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر باز خواهید ماند.
2) ترس از موفقیت
مانع اصلی دیگر واهمه داشتن از موفقیت است. با اینکه چنین افرادی دقیقا" می دانند که برای موفق شدن به چه چیزی نیاز دارنـد، امـا بدلیل داشتن ترس از موفقیت قادر به رسیدن به اهداف والای خود نیستند. در نـظـر ایـشـان راه پـیـش رو، مـخـوف و رعـبآور میباشد. نگرانی از آینده و همه مسائلی که در نهایت گریبانگیر او خواهد شد، منجر به فقدان بصیرت و بازماندن آنها می گردد؛ مـخـاطرات ذاتـی روند تجارت، رام نشدنی بنظر خواهد رسید.
تشخیص و حل این مشکل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازی است. بـا کمی هم محوری و اندکی صبر و شکیبایی فردی که از پذیرش مسؤلیتهایی کــه موفقیـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، میتواند شرایط را به نفع خود تغییر دهد.
3) وسواس
افراد موفق دارای خصوصیتی مشترک هستند و آن قابـلیـت تمرکز بر اندیشههای بـزرگ میباشد. برای بسیاری اتخاذ چنین دیدگاهی مشکل است چرا که خود را کاملا محدود و متعهد به انجام کارهای جزئی و کوچک مینمایند. تلاش زیاد برای انجام کارهای جزئی زیانآور است چرا که زاویه دید را محدود خواهد کرد. اگر برای اتمام هر کار کوچکی مصر باقی بمانید، هرگز قادر نخواهید بود به اهداف والای خود دست پیدا نمایید.
اینگونه افراد،سخت کوشی و تلاش زیاد را لازمه زندگیشان دانسته اما عزم و اراده خود را برای کاربرها و مصارف مفید بکار نمیبندند. تنظیم دقیق مهارتهای مدیریـت زمـانـی در برطرف کردن این مشکل کمک فراوانی خواهد نمود.
4) نا امنی
افراد ضعیف و سست بنیان بعلت داشتن احساس ناامنی،در کارشان پیشرفتی حاصل نمیگردد. شاید یکی از دلایل عدم موفقیت اینگونه انسانها در بیمیلی آنها برای نشان دادن برش از خودشان نهفته شده باشد. علت ترس نیست؛ فقدان اطمیـنان و اعـتـمـاد باعث عقب ماندن آنها میگردد.
5) اطرافیان
ممکن است شما همه شرایط لازم برای منعکس نمـودن فردی موفق از خود را دارا باشید، اما آیا دوستانتان شـما را در این راه همراهی میکنند؟ ممکن اسـت آنـها دیـدگـاه مـتـفـاوت و مـتـضـادی از مـوفـقیت نسبت بشـما داشـتـه باشند. ( و یا اصلا" دیـدگاهی نداشته باشند )دوسـتـان به علت تاثیرات منفی راه رسیدن بـه موفـقیـت را برایتان سخت و دشوار میکنند.
برخی از اطرافیان حتی ممکن است متوجه پـتـانـسیـل واستعدادهای نهانی شما نشده و باعث زمین خوردگی وتردید در قابلیتها و تواناییها گردند.
6) فقدان منابع
هیچ چیزی ناهنجارتر از این مـوضـوع نـیست که انسان با وجود داشتن همه قابلیـتهای لازم جـهت رسـیدن بـه مـوفقیت، فقط بخاطر عوامل خارج از کنترل خود، از پیشرفـت باز ماند. فقدان منابع مالی و یا کمبود زمان بدلیل نگهداری از خانواده و یا مسؤلیتهای دیگر میتواند یک قاتل واقعی باشد. رشد کـردن زیـر خـط فقر و یا تامین نمودن نزدیکانی که به شما نیازمند هستند، آینده را بسیار متفاوت از آن چـیـزی کـه در تصـورتـان بوده ترسیم خواهد نمود.
7) نیاز به دیدگاهی دروننگر
یک معلم مدرسه، راهبه، افسر ارتش و سرایدار میتوانند بطرق مختلفی مـوفق باشنـد. با اینکه موفقیت در کار ممکن است جذابتر از همه بنظر برسد، اگر در زمان مـورد انتـظار به آن دست نیافتید، بیمناک نگردید. یـک قـدم بـه عـقـب بـازگـشـته و عـلـت را بـررسـی نمایید.
خواه دوستانتان مقصر باشند و خواه اعتماد بنفستان، دقت کنید که قدمهای صحیـحـی جهت بهینه نمودن فرصتها برای بدست آوردن موقعیتی موفقتر و راضی کنندهتر بردارید
همه ی ما دوست داریم كه برنده باشیم و نه بازنده . ولی آیا میل به برنده بودن به تنهایی كافی است؟ با این كه زندگی همواره توام با پیكار نیست، اما شاید بتوان آن را به صحنه ی بازی پیچیده ای تشبیه نمود ، كه پیروزی در آن ، رمز و رازی دارد. سیدنی . جی . هریس نویسنده ای سرشناس و واقع گراست كه رموز برنده شدن را در میدان زندگی می شناسد و برای مودفقیت در آن ، راه هایی ساده پیشنهاد میكند. اگر برنده بودن را به عنوان هدف زندگی خود انتخاب كرده اید، این مطلب راهنمای خوبی برای شما خواهد بود
اولین هدف گیری :
.برنده متعهد میشود
.بازنده وعده میدهد
.وقتی برنده ای مرتكب اشتباه میشود، میگوید: اشتباه كردم
.وقتی بازنده ای مرتكب اشتباه میشود، میگوید: تقصیر من نبود
.برنده بیش از بازنده كار انجام میدهد، و در انتها باز هم وقت دارد
.بازنده همیشه آنقدر گرفتار است كه نمیتواند به كارهای ضروری به پردازد
.هراس برنده از باختن به آن اندازه نیست كه بازنده باطنا" از برنده شدن دارد
.برنده به بررسی دقیق یك مشكل می پردازد
.بازنده از كنار مشكل گذشته ، و آن را حل نشده رها میكند
.برنده میگوید: بیا برای مشكل راه حلی پیدا كنیم
.بازنده میگوید: هیچ كس راه حلی را نمیداند
.برنده می داند به خاطر چه چیزی پیكار میكند و بر سر چه چیزی توافق و سازش نماید
.بازنده آن جا كه نباید، سازش میكند، و به خاطر چیزی كه ارزش ندارد، مبارزه میكند
.برنده با جبران اشتباهش، تاسف و پشیمانی خود را نشان میدهد
.بازنده می گوید: «متاسفم» ، اما در آینده اشتباه خود را تكرار میكند
برنده مورد تحسین واقع شدن را به دوست داشته شدن ترجیح میدهد، هر چند كه هر دو حالت را مد نظر دارد
بازنده دوست داشتنی بودن را، به مورد تحسین واقع شدن ترجیح میدهد، حتی اگر بهای آن خفت و خواری باشد
.برنده گوش می دهد
.بازنده فقط منتظر رسیدن نوبت خود، برای حرف زدن است
.برنده از میانه روی و نرمش خود احساس قدرت میكند
بازنده هرگز میانه رو و معتدل نیست گاهی از موضع ضعف، و گاهی همچون ستمگران فرودست رفتار میكند
.برنده میگوید، باید راه بهتری هم وجود داشته باشد
.بازنده میگوید، تا بوده همین بوده و تا هست همین است
.برنده به افراد برتر از خود، احترام میگذارد، و سعی میكند تا از آنان چیزی بیاموزد
.بازنده از افراد برتر از خود، خشم و نفرت داشته؟ و در پی یافتن نقاط ضعف آنان است
.برنده گامهای متعادلی بر میدارد
.بازنده دو نوع سرعت دارد، یا خیلی تند و یا خیلی كند
روانشناسان افرادی كه استرس یا همان فشار روانی بیش از حد دارند بر اساس نوع واكنش بدن شان به 5 گروه تقسیم می شوند
1- افرادی كه دایماً مضطرب و نگرانند و وقتی كه یك اتفاق خاص رخ می دهد دچار گرفتگی عضلات , تنگی نفس و درد هایی در ناحیه شكم می شوند
2 ـ افرادی كه خیلی عجول و بی نظمند و همیشه می ترسند كه مبادا دیر به مدرسه برسند آنان به مشكلات گوارشی مثل احساس سوزش در معده یا دلپیچه دچار می شوند .
3 ـ كسانی كه یك اتفاق خاص استرس زا در پیش رو دارند ( مثل امتحان یا مسابقه ) و نگرانند كه موفق نشوند این افراد به دل درد و دلشوره و لرزش عظلات مبتلا می شوند اگر افرادی دارای این خصوصیات هستند با 8 توصیه از دلشوره آنان كاسته می شود .
1 ـ باید مراقب خواب خود باشند یك خواب خوب در طول شب در اتاقی پر از هوای تازه و جای راحت باعث می شود تا برای شروع یك روز جدید آماده شوند .
2 ـ به طور منظم و چند بار در هفته ورزش كنند و تا می توانند راه بروند .
3 ـ در فاصله بین غذا به خوردنی های دیگر ناخنك نزنند و برای نهار خوردن وقت كافی بگذارند و در طول روز زیاد آب بخورند .
4 ـ وقتی سخت مشغول درس خواندن هستند به خودشان استراحت بدهند و در این مدت شكلات نخورند و هر 5 دقیقه با یكی از افراد خانواده صحبت كنند .
5 ـ كار هایی را كه دوست دارند انجام دهند مثلاً اگر به كامپیوتر علاقه دارند در آن كلاس ثبت نام كنند .
6 ـ تا حد انفجار بخندند خنده باعث رشد هورمون هایی می شود كه آرامش بخش و تسكین دهنده هستند خوش اخلاقی و خوش بینی هم 2 عامل موثر ضد استرس هستند .
7 ـ خانواده و دوستانشان را فراموش نكنند اگر زندگی اجتماعی و خانوادگی رضایت بخشی داشته باشند به راحتی می توانند مشكلات خود را با كمك آنان حل كنند .
8 ـ درست نفس كشیدن را یاد بگیرند با تنفس درست استرس را از خودشان دور كنند .
راه های موثر برای کنار آمدن با غم و اندوه
تا حالا نشده کسی برای کنار آمدن با شادی و خوشبختی مشکل داشته باشد. وقتی شادی و لذت وارد زندگی ما می شود، ما آزادانه آن را تجربه می کنیم، اما وقتی غصه و ناراحتی به سراغمان بیاید، معمولاً با آن مبارزه می کنیم.
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که به ما دیکته می کند همیشه لبخند روی لب داشته باشیم، به همین خاطر برخورد با غم و غصه کمی برایمان دشوار می شود. اما ناراحتی و غم و اندوه بخشی طبیعی از زندگی همه مردم است. این ناراحتی ها چه به خاطر یک فقدان مهم در زندگی مثل مرگ یکی از عزیزان، ایجاد شده باشد چه به خاطر شکست های کوچک و بی اهمیت روزانه، می توانیم یاد بگیریم که چطور راحت تر با آنها زندگی کنیم.
ما نه تنها می توانیم راحتی بیشتری به این گونه احساسات پیدا کنیم، برای سلامتی و تندرستی ما هم لازم است که به طریقی سالم با آنها برخورد کنیم.
خطر برخورد نامناسب با احساسات زمانی برای من آشکار شد که یکی از همسایگان همسر بیمارش را از دست داد. وقتی من می خواستم با او ابراز همدردی کنم، او فوراً انکار کرد که احساسی به این مسئله دارد. طی یک هفته، او همه وسائل و متعلقات مربوط به همسرش را بیرون ریخت و هر چیز مربوط به بیماری و مرگ او.
جای تعجب نبود که وضعیت سلامتی او از آن موقع روز به روز بدتر شد. ابتدا هیج دلیل برای علائم بیماری او پیدا نشد، اما با گذشت زمان، مشکلات جدی جسمی در او ایجاد شد (که همه آنها مشکلات ناشی از استرس بودند).
البته، این یک نمونه بسیار حاد است اما به خوبی می توان اهمیت برخورد صحیح با مشکلات و ناراحتی ها را در آن مشاهده کرد. خیلی خوب است که ببینید چطور با اینگونه احساسات کنار آیید و مهارت های جدیدی یاد بگیرید.
در این مقاله قصد داریم به نحوه برخورد با ناراحتی های زندگی بپردازیم.
پذیرش ناراحتی خود و تحمل آن
رویکردهای کلی نگری به سلامتی دیر زمانی است که پی به نقش احساسات ما در وضعیت سلامتیمان برده و پزشکی مدرن این روزها توجه بیشتری به این مسئله معطوف داشته است.
برای داشتن یک زندگی احساسی سالم، لازم است که به همه احساساتمان احترام بگذاریم و به آنها فرصت ابراز بدهیم. وقتی غم و ناراحتی به سراغ ما می آید، باید به خودمان اجازه بدهیم که آن را به طور کامل حس کنیم. اینکار باعث می شود بفهمیم که غم و غصه واکنشی بسیار طبیعی و عادی به فقدان های زندگی است، نشان دهنده ایراد و اشکال ما.
هر نوع فقدان می تواند ناراحتی در ما ایجاد کند—حتی می تواند به همراه یک غروب زیبای خورشید باشد که نشاندهنده پایان روز است. ممکن است ندانیم که چه چیز همیشه باعث ناراحتی ما می شود—حتی ممکن است یک تغییر کوچک در شیمی بدنمان مثل تغییرات هورمونی، تغییر سطح قند خون و از این قبیل باشد.
اینکار کمک میکند که نیاز به درک همه واکنش های احساسیمان از بین برود. مسئله مهم اینست که نباید به هیچ عنوان احساساتمان را سرکوب کرده و در برابر آنها مقاومت کنیم.
علاوه بر پذیرش ناراحتیمان بعنوان بخشی عادی از زندگی، و اجازه وجود دادن به آن، راه های دیگری هم برای کمک به کنار آمدن با غم و غصه هایمان وجود دارد که در زیر به آنها اشاره می کنیم:
5 راه حل اساسی برای کمک به کنار آمدن با غم و اندوه
1. احساساتتان را با یک دوست امین یا یکی از اعضاء خانواده درمیان بگذارید. در واقع این فرد باید کسی باشد که خوب به حرف های شما گوش بدهد، سعی در قضاوت کردن در مورد آن یا تغییر دادن شما نداشته باشد.
2. سعی کنید کارهایی انجام دهید که به شما آرامش می دهد. به پیاده روی بروید، دوش آب گرم بگیرید، یک کتاب خوب بخوانید، به گل و گیاه های خانه رسیدگی کنید یا به سایر سرگرمی های مورد علاقه تان بپردازید.
فوراً استرستان را پایین آورید.
ذهنتان را آرام کنید.
احساساتتان را تسکین دهید.
نوعی آسودگی خیال در جسمتان ایجاد کنید.
تمدد اعصاب را به طریقی طبیعی و آسان ایجاد کنید.
3. راهی برای آرام کردن و تسکین خود پیدا کنید. اینکار باعث می شود احساساتتان آزاد و رها شود. مدیتیشن کنید، به موسیقی آرامش بخش گوش دهید یا حرکات کششی ساده انجام دهید.
4. خاطره نویسی کنید. وقتی اینکار را انجام می دهید مثل این می ماند که یک شنونده خوب دارید که می توانید به او اطمینان کرده و حرف هایتان را با او درمیان بگذارید.
5. یاد بگیرید که چطور بهترین دوست خود باشید. سعی کنید یکبار دیگر نگاهی به خودتان بیاندازید و اینبار با عشق و علاقه به خودتان نگاه کنید. ببینید شاید تا امروز با خودتان به تندی و سنگدلانه رفتار می کردید، و از این به بعد به جای آن برای خودتان همدردی و دلسوزی کنید.
چه موقع به دنبال کمک متخصص بروید؟
ناراحتی های شدید و طولانی مدت می تواند نشانه افسردگی باشد. افراد افسرده معمولاً احساس تنهایی و ناامیدی می کنند و خودشان را به خاطر چنین احساساتی سرزنش می کنند.
اگر احساس ناراحتی و غصه زیاد بیشتر از دو هفته در شما ماندگار شد و در فعالیت های روزانه تان مثل کار یا خواب و خوراک-- اختلال ایجاد کرد، بهتر است به متخصص مراجعه کنید. اگر این احساسات شما با فکر مرگ و خودکشی همراه شد، سریعاً از متخصص روانشناس کمک بگیرید
منبع:.
تفکر خود راتغییر دهید تا زندگی شما تغییر کند
حامل نور و پیام آور خوبی ها باشید. داشته ها و احساسات خود را با دیگران سهیم شوید، به امید آنکه رحمت پروردگار بر شما نازل شود.
به خاطر داشته باشید که هیچ چیز در زندگی معنا ندارد، مگر معنایی که شما به آن بدهید.
توان خود را به خاطر مسائل کم اهمیت هدر ندهید و یادتان باشد که بیشتر موضوعات اهمیت چندانی ندارد.
لزومی ندارد بار رنج های دنیا را به دوش بکشید. اگر مردم بدانند که برای خدمت به همنوع لازم نیست از هر آنچه دارند مایه بگذارند، تعداد بیشتری حاضر به کمک به دیگران می شوند. پس کار کوچکی انجام دهید و بدانید که می تواند تاثیر شگرفی داشته باشد.
بخشش و کمک، راز زندگی است.
آیا همیشه باید بکوشیم تا احساسات منفی خود را کاهش دهیم؟
البته نه، هر یک از احساسات بشری برای خود جایگاهی دارند. برای مثال، برخی از مردم باید عصبانی شوند تا بتوانند قدرت نفوذی برای ایجاد تغییر به دست آورند.
احساس سپاسگزاری و حق شناسی را در خود پرورش دهید. این احساسات در زمره معنوی ترین عواطف بشری اند زندگی بیش از پیش زیبایی می بخشد. همواره با احساس از حق شناسی زندگی کنید.
باورها می توانند از برخی افراد، قهرمان بیافرینند و برخی دیگر را به موجوداتی ناتوان بدل کنند.
چشم به راه معجزه ها باشید ... چرا که خود معجزه اید.
تنها راه دستیابی به سعادت ابدی، آن است که بر اساس بزرگترین آرمان های خود زندگی کنیم.
آیا می دانید چگونه می توانید در خود احساس خوبی به وجود آورید؟
آیا می توانید هم اکنون کاملا احساس شادی، هیجان و وجد را تجربه کنید؟
مطمئنا می توانید، کافی است تمرکز کنید.
زندگی، شیرینی لحظه های مان را خورد!
و ما هم چنان بحث می کردیم که نیمه خالی
لیوان چای را ببینیم، یا نیمه پر آن را ؟؟!!!!
.برنده پس از بیان نكته ی اصلی مورد نظرش، لب از سخن فرو می بندد
.بازنده آنقدر به صحبت ادامه می دهد، كه نكته ی اصلی را فراموش میكند
.برنده هر امتیازی را كه بتواند بدهد، می دهد، جز این كه اصول بنیادی خود را فدا كند
بازنده به خاطر هراس از دادن امتیاز به لجاجت خود ادامه می دهد، و این ، در حالی است كه اصول بنیادی اش رفته رفته از بین می رود
.برنده ضعفهای خود را به خدمت توانایی هایش می گیرد
بازنده توانایی های خود را هدر میدهد، زیرا كه آنها را در خدمت ضعفهای خود به كار می گیرد
.برنده در برابر افراد سودمند و ناتوان، یكسان عمل میكند
.بازنده به تملق قدرتمندان پرداخته و ضعفا را تحقیر میكند
.برنده میخواهد مورد احترام دیگران باشد، اما ذهنش را درگیر آن نمیكند
بازنده برای رسیدن به این هدف، دست به هر كاری میزند، اما سرانجام، با شكست روبه رو می شود و به هدف اش نمی رسد
برنده حتی زمانی كه دیگران وی را به عنوان یك خبره می شناسند، می داند كه، هنوز خیلی چیزها را نمیداند
بازنده میخواهد كه دیگران او را یك خبره بدانند، و این نكته كه : «بسیار كم می داند» را، هنوز نیاموخته است
برنده گشاده روست ، زیرا كه میتواند بی آنكه خود را تحقیر كند، بر خطاهای خویش بخندد
بازنده چون حتی در خلوت خویش ، خود را پست و حقیر می شمارد، در حضور دیگران نیز قادر به خندیدن بر خطاهای خود نیست
برنده نسبت به ضعفهای دیگران، غمخواری میكند، زیرا ضعفهای خود را درك نموده و آنها را پذیرفته است
بازنده دیگران را به دلیل ضعفهایشان خوار و خفیف می شمارد، زیرا وجود ضعف در درون خود را، انكار نموده و پنهان میكند
برنده هر كاری كه از دست اش بر آید انجام میدهد، و اگر سرانجام شكست خورد، به معجزه امید می بندد
.بازنده بدون آنكه كوچكترین تلاشی كند، به انتظار معجزه می نشیند
.برنده تا دم مرگ بیشتر از آنچه كه از دیگران میگیرد، می دهد
بازنده تا پای جان از این توهم دست بر نمیدارد كه، «پیروزی » یعنی بیش از آنچه كه می دهی، بستانی
برنده هنگامی كه می بیند راهی را كه در پیش گرفته است، با مسیر زندگانی او سازگار نیست، هراس از ترك كردن آن ، ندارد
بازنده «نیمه ی راهی » را در پیش گرفته و به آن ، ادامه می دهد، و اهمیتی نمیدهد كه به كجا منتهی می شود.
زندگی را باید به رقص درآورد. زندگی، تجارت نیست. زندگی را برای نفس زندگی
بایدزیست. از زندگی بهره ببرید، اما آن را به سطح یك كارابزار نكشید.
زندگی هدف نیست،چرا كه معنای هدف تنزل دادن امور به سطح وسایلی برای رسیدن به چیزهایی است و برایرسیدن به هدف همیشه باید قربانی داد و هر آنچه كه دارید باید به پای هدفهای آیندهریخت.
اما عشق بخشنده است، هدیه میكند و توقعی برای دریافت ندارد. پس باید زیست آن هم عاشقانه.
.برنده در وجود یك آدم بد، خوبی ها را می جوید و روی همین قسمت كار میكند
بازنده در وجود یك انسان خوب، بدی ها را می جوید. از این رو ، به سختی میتواند با دیگران همكاری كند
برنده در عین حال كه تعصبات خود را میپذیرد، تلاش میكند كه در هنگام قضاوت كردن بر این تعصبات غلبه كند
بازنده منكر وجود هرگونه تعصب در خود است، و بنابراین در سراسر عمر، اسیر تعصبات خویش خواهد بود
برنده هراسی ندارد از اینكه دریك موقعیت ضد و نقیض قرار گیرد، زیرا در افكارش خللی وارد نمی شود
.بازنده سازگار شدن با موقعیتهای ضد و نقیض را به كار شایسته ترجیح میدهد
برنده بازی سرنوشت، و این حقیقت كه شایستگی ها را همواره پاداشی نیست، بی آنكه دیدگاهی بدبینانه داشته باشد، درك میكند
.بازنده بی آنكه بازی های سرنوشت را درك نماید، بدگمان است
.برنده میداند كه چگونه میتوان جدی بود، بی آن كه خشك و رسمی باشد
.بازنده غالبا خشك و رسمی است زیرا، فاقد توانایی جدی بودن است
برنده آنچه را كه ضرورت دارد، با متانت لازم انجام می دهد، و توان خود را برای راه حل هایی ذخیره می كند كه، در آنها از حق انتخاب برخوردار است
بازنده آنچه را كه ضرورت دارد، با حالتی اعتراض آمیز انجام می دهد، و هیچ توان و نیرویی را برای گرفتن تصمیمات اخلاقی مهم باقی نمی گذارد
.برنده ارزش های اخلاقی را، به عنوان تنها منبع قدرت حقیقی می شناسد
بازنده چون در باطن ، برای ارزشهای اخلاقی احترام اندكی قایل است، بیش از ظرفیت خویش در جهت كسب منابع قدرت بیرونی تلاش میكند
برنده سعی میكند كه رفتارهای خود را براساس نتایج منطقی آنها قضاوت كند، و رفتارهای دیگران را، براساس قصد و نیت آنها ارزیابی كند
بازنده رفتارهای خود را براساس قصد و نیت خویش و رفتارهای دیگران را براساس نتایج آنها ارزیابی میكند
.برنده دیگران را نكوهش می كند ولی آنها را می بخشد
بازنده چنان بزدل است كه قادر به نكوهش دیگران نیست، و چنان حقیر است كه قادر به بخشیدن دیگران هم ، نیست
قسمت دوم :
بازنده شكستهای خود را ناشی از، تبعیض یا سیاست می داند
برنده ترجیح می دهد كه، خود را مسئول شكست هایش بداند، و نه دیگران را ولی وقت زیادی را صرف عیب جویی نمیكند
.بازنده به قضا و قدر اعتقاد دارد
.برنده معتقد است، ما با كارهای درست و اشتباه خود، سرنوشت خویش را تعیین میكنیم
.بازنده از این كه بیش از آنچه می گیرد، بدهد، احساس میكند بازنده است
.برنده در چنین موقعیتی احساس میكند كه اعتبار خود را برای آینده تقویت می نماید
بازنده اگر از دیگران عقب به ماند، تندخو و خشن میشود، و اگر جلوتر از دیگران باشد، بی احتیاطی میكند
.برنده در هر شرایطی كه قرار بگیرد، آرامش و تعادل خود را حفظ میكند
.بازنده از این كه خود و یا دیگران به نقایص وی آگاهی یابند، هراسان است
برنده میداند كه نارسایی های او جزیی از شخصیت وجودی اوست، در حالی كه می كوشد تا آثار ناگوار این نقایص را به زداید، هرگز تاثیر آنها را انكار نمیكند
بازنده هنگامی كه از دیگران بدرفتاری میبیند، خشم و ناخشنودی خویش را به زبان نمی آورد و زجر می كشد، و با انتقام گرفتن از خود، شرایط بدتری را پدید می آورد
برنده در چنین شرایطی آزادانه، رنجش و آزردگی خود را بیان نموده، تخلیه ی احساسی میكند، سپس مساله را به فراموشی می سپارد
بازنده به «استقلال» خود می بالد، در حالیكه به واقع در حال خونسردی است. و به كار گروهی» خود می بالد، در صورتی كه در حال دنباله روی است، و اراده ای از خود ندارد
برنده میداند كه كدام تصمیم ها را به طور مستقل بگیرد، و كدام یك را پس از مشورت با دیگران
بازنده نسبت به برندگان حسادت كرده، و دیگر بازندگان را حقیر میشمارد.
برنده داوری او درباره دیگران با توجه به چگونگی استفاده آنان از توانایی ها و استعدادهای خودشان است، نه بر مبنای معیارهای موفقیت مادی و دنیوی. و برای یك «پسربچه واكسی» كه كارش را استادانه انجام میدهد، در مقایسه با یك فرصت طلب تمام عیار احترام بیشتری قایل است
بازنده فكر میكند كه برای بازنده شدن و برنده شدن قوانینی وجود دارد،
برنده می داند كه هر قاعده ای در هر كتابی را، می توان نادیده انگاشت ، جز یكی، «همانی كه هستی و میخواستی ، باش» ، تنها برگ برنده ، در دنیا همین است
بازنده به كسانی كه از خودش قوی ترند، تكیه میكند، و عقده های خود را بر سر افراد ضعیفتر از خویش خالی میكند
برنده روی پای خود می ایستد و از اینكه دیگران، به وی تكیه كنند، احساس تحمیل شدن نمی كند
قسمت اول :
برنده میداند كه گاهی اوقات ، پیروزی به بهای بسیار گرانی بدست می آید
بازنده بسیار مشتاق برنده شدن است، در جایی كه نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن است
برنده ارزیابی درستی از تواناییهای خود داشته، و هوشمندانه از ناتوانی های خود، آگاه است
.بازنده از توانایی ها و ناتوانی های واقعی خود بی خبراست
برنده مشكلی بزرگ را انتخاب می كند، و آن را به اجزای كوچكتر تفكیك میكند، تا حل آن آسان گردد
.بازنده مشكلات كوچك را آنچنان به هم می آمیزد، كه دیگر قابل حل شدن نیستند
.برنده می داند كه اگر به مردم فرصت داده شود، مهربان خواهند بود
.بازنده احساس میكند كه اگر به مردم فرصت داده شود، نامهربان خواهند شد
.برنده تمركز حواس دارد،
.بازنده پریشان حواس است
.برنده از اشتباهات خود درس میگیرد
.بازنده از ترس مرتكب شدن اشتباه، یادگرفته كه اقدام به هیچ كاری نكند
برنده میكوشد تا مردم را هرگز نیازارد، مگر در مواقع نادری كه این دل آزاری در راستای یك هدف بزرگ باشد
.بازنده نمیخواهد به عمد دیگران را آزار دهد، اما ناخودآگاه همیشه این كار را میكند
.برنده ثروت اندوزی را وسیله ای برای لذت بردن از زندگی می داند
بازنده مال اندوزی را هدف خود قرار میدهد، بنابراین گذشته از میزان انباشت ثروت، هیچگاه نمیتواند خود را برنده محسوب كند، و هرگز برنده نمیشود
.برنده نسبت به فضای اطراف خود حساس است
.بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است