| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
18
|
90/4/31 (00:17)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
89/8/1 (09:22)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
89/6/3 (16:35)
|
|
||
|
|
1
|
9
|
89/5/12 (14:18)
|
|
||
|
|
2
|
31
|
88/6/31 (11:27)
|
|
||
|
|
0
|
16
|
88/6/18 (19:39)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
88/5/27 (15:07)
|
|
||
|
|
1
|
2
|
88/3/10 (18:30)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
88/2/5 (08:31)
|
|
||
|
|
4
|
166
|
87/11/19 (11:02)
|
|
||
|
|
1
|
23
|
87/11/1 (22:11)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
87/8/7 (21:30)
|
|
||
|
|
1
|
41
|
87/7/26 (02:13)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
87/7/2 (02:08)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
87/6/19 (15:30)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
87/4/11 (12:19)
|
|
||
|
|
1
|
12
|
87/2/22 (08:57)
|
|
||
|
|
0
|
30
|
86/11/30 (21:33)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
86/11/8 (12:44)
|
|
||
|
|
0
|
35
|
86/10/19 (17:55)
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند دانا و حکیم در قرآن مجید خود در سوره یوسف (ع) با بیان واقعیت و بطن داستان حضرت یوسف (ع)، برادرانش، عزیز مصر، زلیخا، زندانیان، حضرت یعقوب (ع)، به قدرت رسیدن و بازگرداندنش به خانواده، اساس آیین پایدار را پرستش یگانة خدا میداند و در عبادت، تواناییها، توکل، تدبیر زندگی و ... جا به جا، حکم و خواست خدا را حاکم بر واقعیتها نشان میدهد و کلّ داستان در نهایت با صبر زیبای حضرت یعقوب (ع) برای بازگشت حضرت یوسف (ع) و دوری از کفران، و پناه آوردن ایشان از غصهها تنها به خدا، مایههای درسهای ژرفی را فراهم میکند.
در انتهای داستان، حضرت یوسف (ع) هم نعمت و نیکی خدا رابه یاد میآورند- که تمسّک به آن تا سرحدّ توفیق اخلاص الهی، مایه نجات او از آزمایش زلیخا هم بود- و معلوم میشود لطف، دانش و خواست پروردگار بر تمام امور و آفریدگان، ساری و حکمفرما است.
شاید بتوان این طور گفت که آیات زیر در سوره یوسف که پس از اتمام بیان داستان مطرح میشوند، به نوعی رفتار مطلوب و تکلیف انسانها را برای سعادت در راه ( و سیره ) پیامبر (ص) مطرح میکند؛
که کسب دانش ( و دعوت به سوی خدا) وظیفه هر مرد و زن مؤمن است:
پناه میبرم به خدا از شرّ شیطان راندهشده
به نام خداوند بخشندة بخشایشگر
ترجمه آیههای 105 تا 108 سوره یوسف:
105- و چه بسیار نشانهای (از خدا) در آسمانها و زمین که آنها از کنارش میگذرند، و از آن رویگردانند.
106- و بیشتر آنها که مدّعی ایمان به خدا هستند، مشرک اند.
107- آیا ایمن از آن اند که عذاب فراگیری از سوی خدا به سراغ آنان بیاید، یا ساعت رستاخیز ناگهان فرا رسد، در حالی که متوجه نیستند؟
108- بگو: « این راه من است! من و پیروانم، با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت میکنیم. منزّه است خدا ! و من از مشرکان نیستم.»
مطالب فوق به ذهن ناقص و سینه تنگ این حقیر رسیده بود. باشد که بزرگواران گرامی (با بخشایش اشتباههای بنده) با اصلاح و تکمیل و درج آموزههای صحیحتر، دقیقتر و جامعتر بزرگان دین و پژوهش ما را در فهم و سعه صدر یاری فرمایند.
به امید تحقّق ظهور آقا امام زمان (ع) و آنکه با او همه بگوییم: " الحمد لله ربّ العالمین"
حضرت یعقوب (ع) در همان سوره میفرمایند:
87- پسرانم! بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید؛ و از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می شوند.
راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه- صلوات
بسم الله الرحمن الرحیم
بازم تشکر...این بحث رو فقط شما ادامه می دید...اجرتون با مولا
خوبه دوستان دیگه هم اگه مطلب مفیدی دارن بذارن تا همه بخونن...قطعا استقبال میشه
یا رقیه(س)ادرکینی
اللهم عجل لولیک الفرج
پناه می برم به خدا از شر شیطان رانده شده
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام خواهش می کنم وظیفه بود.
أَ فَمَن یَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَیْك مِن رَّبِّك الحَْقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنمَا یَتَذَكَّرُ أُولُوا الاَلْبَبِ(19)
الَّذِینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا یَنقُضونَ الْمِیثَقَ(20)
وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصلَ وَ یخْشوْنَ رَبهُمْ وَ یخَافُونَ سوءَ الحِْسابِ(21)
وَ الَّذِینَ صبرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبهِمْ وَ أَقَامُوا الصلَوةَ وَ أَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَةً وَ یَدْرَءُونَ بِالحَْسنَةِ السیِّئَةَ أُولَئك لهَُمْ عُقْبى الدَّارِ(22)
جَنَّت عَدْنٍ یَدْخُلُونهَا وَ مَن صلَحَ مِنْ ءَابَائهِمْ وَ أَزْوَجِهِمْ وَ ذُرِّیَّتهِمْ وَ الْمَلَئكَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیهِم مِّن كلِّ بَابٍ(23)
سلَمٌ عَلَیْكم بِمَا صبرْتمْ فَنِعْمَ عُقْبى الدَّارِ(24)
ترجمه :
19- آیا كسى كه میداند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده حق است همانند كسى است كه نابیناست ؟! تنها صاحبان اندیشه متذكر مى شوند!
20- آنها كه به عهد الهى وفا مى كنند و پیمان را نمى شكنند.
21- و آنها كه پیوندهائى را كه خدا به آن امر كرده است برقرار مى دارند، و از پروردگارشان مى ترسند و از بدى حساب (روز قیامت) بیم دارند.
22- و آنها كه بخاطر ذات (پاك ) پروردگارشان شكیبائى مى كنند، و نماز را بر پا میدارند، و از آنچه به آنها روزى داده ایم ، در پنهان و آشكار، انفاق مى كنند، و با حسنات ، سیئات را از میان مى برند، پایان نیك سراى دیگر از آن آنهاست .
23- باغهاى جاویدان بهشت كه وارد آن مى شوند و همچنین پدران و همسران و فرزندان صالح آنها، و فرشتگان از هر درى بر آنان و
24- (و به آنها مى گویند) سلام بر شما بخاطر صبر و استقامتتان چه پایان خوب این سرا نصیبتان شد!
بخشی از تفسیر :
كسى كه مى داند آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده حق است ، همانند كسى است كه نابینا است؟ این تعبیر اشاره لطیفى است به اینكه ندانستن این واقعیت به هیچوجه امكان پذیر نیست مگر اینكه چشم دل انسان به كلى از كار افتاده باشد، و گر نه چگونه ممكن است دارنده چشم بینا و سالم چهره آفتاب را نبیند و عظمت این قرآن درست همانند نور آفتاب است .
«الباب» جمع «لب» به معنى «مغز» هر چیز است؛ بنابراین نقطه مقابل اولوا الباب، افراد بى مغز و پوك و میان تهى و بى محتوا هستند.
این آیه به گفته بعضى از مفسران بزرگ با تاكید هر چه بیشتر، مردم را دعوت به فراگیرى علم و مبارزه با جهل مى كند، چرا كه افراد فاقد علم را نابینا و اعمى شمرده است .
سپس به عنوان تفسیر « اولوا الالباب» ریز برنامه هاى طرفداران حق را بیان كرده و قبل از هر چیز انگشت روى مساله وفاى به عهد و ترك پیمانشكنى گذارده، مى گوید: "آنها كسانى هستند كه به عهد الهى وفا مى كنند و پیمان را نمى شكنند."
عهدالله (عهد الهى ) معنى وسیعى دارد: هم شامل عهدهاى فطرى و پیمانهائى كه خدا به مقتضاى فطرت از انسان گرفته مى شود (همانند فطرت توحید و عشق به حق و عدالت و هم پیمانهاى عقلى یعنى آنچه را كه انسان با نیروى تفكر و اندیشه و عقل از حقایق عالم هستى و مبدء و معاد درك مى كند، هم پیمانهاى شرعى یعنى آنچه را كه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) از مؤ منان در رابطه با اطاعت فرمانهاى خداوند و ترك معصیت و گناه پیمان گرفته همه را شامل مى گردد.
وفا به پیمانهائى كه انسان با دیگر انسانها میبندد، نیز در این مجموعه وارد است ، چرا كه خدا فرمان داده كه این پیمانها نیز محترم شمرده شود.
دومین ماده برنامه آنها، حفظ پیوندها و پاسدارى از آنهاست ، چنانكه مى فرماید: "آنها كسانى هستند كه پیوندهائى را كه خداوند امر به حفظ آن كرده برقرار مى دارند."
انسان ارتباطى با خدا، ارتباطى با پیامبران و رهبران ، ارتباطى با سایر انسانها اعم از دوست و همسایه و خویشاوند و برادران دینى و همنوعان دارد، و ارتباطى نیز با خودش، دستور فوق مى گوید باید همه این پیوندها را محترم شمرد، حق همه را ادا كرد، و كارى كه منجر به قطع یكى از این پیوندها مى شود انجام نداد.
انسان یك موجود منزوى و جدا و بریده از عالم هستى نیست بلكه سر تا پاى وجود او را پیوندها و علاقه ها و ارتباطها تشكیل مى دهد.
از یكسو با آفریننده این دستگاه پیوند دارد كه اگر ارتباطش را از او قطع كند نابود مى شود. از سوئى دیگر پیوندى با پیامبر و امام به عنوان رهبر و پیشوا دارد، كه قطع آن او را در بیراهه ها سرگردان مى كند. از سوى سوم پیوندى با تمام جامعه انسانیت و بخصوص با آنها كه حق بیشترى بر او دارند همانند پدر و مادر و خویشاوندان و دوستان و استاد و مربى و از سوى چهارم پیوندى با نفس خویش دارد، از نظر اینكه مامور به حفظ مصالح خویشتن و ترقى و تكامل آن شده است .
در حدیثى از امام صادق (علیهالسلام ) مى خوانیم كه از آنحضرت در باره تفسیر« الذین یصلون ما امر الله به ان یوصل» سؤ ال شد فرمود: منظور خویشاوندان تو است.
و در حدیث دیگرى از همان امام (علیهالسلام ) مى خوانیم كه فرمود: "این جمله در باره پیوند با آل محمد (ص) صادر شده است و گاهى در خویشاوندان و بستگان تو نیز هست."
جالب اینكه در پایان این حدیث مى خوانیم كه امام فرمود: " از كسانى مباش كه معنى آیات را منحصر به مصداق معینى بدانى."
باز در حدیث سومى از همان پیشواى بزرگ مى خوانیم كه در تفسیر این آیه فرمود: " منظور برقرار ساختن پیوند با امام و پیشواى مسلمین در هر سال از طریق كمك مالى است، كم باشد یا زیاد، سپس فرمود: منظور من با این كار فقط این است كه شما را پاك و پاكیزه كنم."
سومین و چهارمین برنامه طرفداران حق آنست كه «آنها از پروردگارشان ، خشیت دارند و از بدى حساب در دادگاه قیامت میترسند»
خشیت، خوف است كه توام با احترام طرف و توام با علم و یقین باشد، و لذا در قرآن این حالت مخصوص دانشمندان شمرده شده است، انما یخشى الله من عباده العلماء: «از میان بندگان خداوند، تنها علما و دانشمندان از او خشیت دارند»(فاطر – 28).
ترس از خداوند الزاما همیشه به معنى ترس از مجازات و حساب او نیست ، بلكه عظمت مقام او و احساس سنگین بودن وظیفه بندگى (حتى بدون توجه به مجازات و كیفر) در دلهاى افراد با ایمان خود بخود ایجاد یكنوع حالت ترس و وحشت مى كند، ترسى زائیده ایمان و آگاهى از عظمت خدا و احساس مسئولیت در برابر او (آیه 28 فاطر ممكن است اشاره به همین معنى باشد)
پنجمین برنامه آنها استقامت است در برابر تمام مشكلاتى كه در مسیر اطاعت و ترك گناه و جهاد با دشمن و مبارزه با ظلم و فساد وجود دارد آنهم صبر و استقامتى براى جلب خشنودى پروردگار، و لذا مى فرماید: آنها كسانى هستند كه بخاطر جلب رضایت پروردگارشان صبر و استقامت به خرج دادند، (و الذین صبروا ابتغاء وجه ربهم)
تعبیر به «وجه ربهم» یكى از دو معنى را میرساند:
نخست اینكه وجه در این گونه موارد به معنى «عظمت» است ، همانگونه كه به«نظر» و«راى» مهم گفته مى شود هذا وجه الراءى :یعنى این راءى مهمى است و این شاید به خاطر آنست كه وجه در اصل به معنى صورت است و صورت انسان مهمترین قسمت ظاهرى بدن او است، زیرا اعضاى مهم گویائى و بینائى و شنوائى در آن قرار گرفته است .
دیگر اینكه«وجه رب» در اینجا به معنى «رضایت و خشنودى پروردگار» است، یعنى آنها به خاطر جلب رضاى حق در برابر همه مشكلات صبر و استقامت بخرج مى دهند، استعمال وجه در این معنى، به خاطر آن است كه انسان هنگامى كه مى خواهد جلب رضایت كسى را كند صورت او را به خود متوجه مىسازد، (بنابراین وجه در اینجا جنبه كنائى دارد.)
صبر و شكیبائى و بطور كلى هر گونه عمل خیر در صورتى ارزش دارد كه «ابتغاء وجه الله» و براى خدا باشد، و اگر انگیزه هاى دیگرى از قبیل ریاكارى و جلب توجه مردم كه او آدم با استقامت و نیكوكارى است، و یا حتى براى ارضاى غرور خود، كارى را انجام دهد.
ششمین برنامه آنها این است كه "آنها نماز را بر پا میدارند". گر چه اقامه نماز یكى از مصادیق وفاء بعهد الله ، و حتى مصداق زنده اى براى حفظ پیوندهاى الهى و از یك نظر از مصادیق صبر و استقامت است، ولى از آنجا كه این مفاهیم كلى پاره اى از مصداقهاى بسیار مهم دارد كه در سرنوشت انسان فوق العاده مؤ ثر است، در این جمله و جمله هاى بعد روى آنها انگشت گذارده شده .
هفتمین برنامه حقجویان را با این عبارت بیان مى كند "آنها كسانى هستند كه از آنچه به آنان روزى داده ایم در پنهان و آشكار انفاق مى كنند"
در اینجا توجه به جمله«مما رزقناهم» كه هر گونه موهبتى را اعم از مال، علم، قدرت، موقعیت و نفوذ اجتماعى و غیر آن را شامل مى شود لازم است، چرا كه انفاق نباید یك بعدى باشد بلكه در تمام ابعاد و همه مواهب انجام گیرد.
تعبیر به«سرا و علانیة» (پنهان و آشكار) اشاره دیگرى به این واقعیت است كه آنها در انفاقهاى خود به كیفیتهاى آن نیز نظر دارند، چرا كه گاهى اگر انفاق پنهانى صورت گیرد بسیار مؤثرتر است، و این در مواردى است كه حفظ حیثیت طرف چنین ایجاب مى كند و یا نسبت به انفاق كننده كه مصون از ریا و نشان دادن عمل بدیگران باشد و گاه اگر آشكار انجام گیرد اثرش وسیعتر و بیشتر خواهد بود، و این در مواردى است كه باعث تشویق دیگران به این كار خیر و تاسى و اقتدا به او شود و یك عمل خیر او سبب دهها یا صدها یا هزاران كار خیر مشابه گردد.
قرآن در انجام یك عمل مثبت آنچنان باریك بین است كه تنها به اصل كار توجه نمى كند، بلكه تاكید دارد كه هم اصل عمل خیر باشد و هم كیفیت انجام آن.
هشتمینو آخرین برنامه آنها این است كه آنها بوسیله «حسنات»، «سیئات» خود را از میان مى برند.
به این معنى كه به هنگام ارتكاب یك گناه و لغزش ، تنها به پشیمان شدن و ندامت و استغفار قناعت نمى كنند، بلكه عملا در مقام جبران بر مى آیند، و هر اندازه گناه و لغزش آنها بزرگتر باشد به همان اندازه حسنات بیشترى انجام مى دهند، تا وجود خود و جامعه را از لوث گناه با آب حسنات بشویند.
آنها بدى را با بدى تلافى نمى كنند، بلكه سعى دارند اگر از كسى نسبت به آنها بدى برسد، با انجام نیكى در حق وى ، او را شرمنده و وادار به تجدید نظر كنند، همانگونه كه در آیه 35 سوره فصلت مى خوانیم: ادفع بالتى هى احسن فاذا الذى بینك و بینه عداوة كانه ولى حمیم : "بدى را به آنچه نكوتر است از خود دور ساز كه در این هنگام كسى كه میان تو و او دشمنى و عداوت است تغییر چهره مى دهد گوئى دوست صمیمى تو است !."
در نهج البلاغه مى خوانیم كه امیر مؤ منان على (علیه السلام ) فرمود: " برادرت را در برابر كار خلافى كه انجام داده است بوسیله نیكى سرزنش كن ، و شر او را از طریق انعام و احسان به او برگردان"
جمله سلام علیكم بما صبرتم مى گوید درود فرشتگان به بهشتیان به این گونه است كه مى گویند سلام بر شما باد به خاطر صبر و استقامتتان ، در حالى كه در آیات فوق به هشت قسمت از كارهاى نیك و برنامه هاى مهم آنها اشاره شده ولى در این جمله تنها انگشت روى یكى از آن هشت برنامه گذارده و آن صبر است .
بیان زنده و پر مغز على (علیه السلام ): صبر نسبت به ایمان مانند سر است در مقابل تن ، تن بیسر بقائى ندارد و ایمان بدون صبر نیز، ارزشى نخواهد داشت.
پشتوانه همه برنامه هاى سازنده فردى و اجتماعى، همان شكیبائى و استقامت است و اگر آن نباشد هیچكدام از آنها به سامانى نمیرسد، چرا كه در مسیر هر كار مثبتى مشكلات و موانعى است كه جز با نیروى استقامت نمى توان بر آنها پیروز شد، نه وفاى عهد بدون استقامت و صبر میسر است، و نه حفظ پیوندهاى الهى، و نه ترس از خدا و دادگاه قیامت ، و نه اقامه صلوة و انفاق از مواهب الهى ، و نه جبران خطاها بوسیله حسنات !
درهاى بهشت همانند درهاى دنیا كه در مدخل باغها و قصرها و خانه ها میگذارند نیست؛ بلكه این درها اشاره به اعمال و كارهائى است كه سبب ورود به بهشت مى شوند، و لذا در پاره اى از اخبار مى خوانیم كه "بهشت درهائى به نامهاى مختلف دارد، از جمله : درى دارد كه به عنوان باب المجاهدین ! (در مجاهدان ) نامیده مى شود، و مجاهدان مسلح به همان سلاحى كه با آن جهاد كردند از آن در وارد بهشت مى شوند و فرشتگان به آنها خوش آمد مى گویند!"
از امام باقر (علیه السلام ) در حدیثى مى خوانیم : كه بهشت هشت در دارد كه عرض هر درى از آنها به اندازه چهل سال راه است!
در قرآن مى خوانیم كه جهنم "هفت" در دارد (لها سبعة ابواب ) (حجر - 44) و طبق روایات بهشت داراى "هشت" در است، اشاره به اینكه طرق وصول به سعادت و بهشت جاویدان از طرق وصول به جهنم بیشتر است، و رحمت خدا بر غضب او پیشى مى گیرد. یا من سبقت رحمته غضبه ((جوشن كبیر)
در مورد برنامه هاى «اولوا الالباب» در آیات فوق نیز اشاره به هشت برنامه شده بود كه هر كدام از آنها در واقع درى از درهاى بهشت و طریقى براى وصول به سعادت جاودان است .
هر گاه كسى بهشتى باشد پدر صالح او نیز به او ملحق مى شود، و از آنجا كه پدر صالح بهشتى است ، همه فرزندانش به او مى پیوندند و به این ترتیب برادران به هم ملحق مى شوند. و با همین محاسبه سایر بستگان نیز در آن جمع حضور خواهند داشت (دقت كنید).
"عدن" به معنى «توقف طولانى» است و در اینجا به معنى ابدیت است؛ بهشت براى بهشتیان سراى ابدى و جاویدان است ، ولى همانگونه كه در ذیل آیه 72 سوره توبه گفتیم از پاره اى از آیات قرآن بر مى آید كه جنات عدن محل خاصى است از بهشت. كه بر سایر باغهاى بهشت امتیاز دارد، و تنها سه گروه در آنجا ساكن مى شوند: «پیامبران» و «صدیقان» یعنى یاران خاص آنها، و شهداء.
منبع: تفسیر نمونه http://www.ghadeer.org/qoran/t_nemona/j10/tn100010.htm#link116
بسم الله الرحمن الرحیم
خیلی ممنون....استفاده کردیم.
یا رقیه(س)ادرکینی
اللهم عجل لولیک الفرج