| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
18
|
90/4/31 (00:17)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
89/8/1 (09:22)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
89/6/3 (16:35)
|
|
||
|
|
1
|
9
|
89/5/12 (14:18)
|
|
||
|
|
2
|
31
|
88/6/31 (11:27)
|
|
||
|
|
0
|
16
|
88/6/18 (19:39)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
88/5/27 (15:07)
|
|
||
|
|
1
|
2
|
88/3/10 (18:30)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
88/2/5 (08:31)
|
|
||
|
|
4
|
166
|
87/11/19 (11:02)
|
|
||
|
|
1
|
23
|
87/11/1 (22:11)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
87/8/7 (21:30)
|
|
||
|
|
1
|
41
|
87/7/26 (02:13)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
87/7/2 (02:08)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
87/6/19 (15:30)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
87/4/11 (12:19)
|
|
||
|
|
1
|
12
|
87/2/22 (08:57)
|
|
||
|
|
0
|
30
|
86/11/30 (21:33)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
86/11/8 (12:44)
|
|
||
|
|
0
|
35
|
86/10/19 (17:55)
|
|
سلام
شما درست میگین . بهتره اگر دوستان مایل باشند یک سوره دیگه رو مورد بحث قرار بدیم.
من پیشنهاد میکنم که بحث رو روی سوره توحید شروع کنیم به این خاطر که این سوره در نمازخوانده میشه و یقینا میتونه در خواندن نماز تاثیر مثبت داشته باشه.(مثل سوره حمد)
البته این فقط یه پیشنهاد بود شما هم اگر پیشنهادی دارین بیان کنید که زودتر بحث رو شروع کنیم.
یا زهرا(س)
بسم الله الرحمن الرحیم
با تشکر فراوان....اجرتون با امام زمان.
در ضمن یاس عزیز این سوره ظاهرا تفسیرش به مدد آقا امام زمان تموم شد.اگه دوست داشتید که ادامه بدیم باید با یک سوره ی جدید شروع کنیم...
یا رقیه(س)ادرکینی
اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای 
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام
خیلی ممنون عالی بود. از مطالب زیباتون بهره بردم.
من هم میتونم در این بحث زیباتون شركت داشته باشم؟
یا زهرا(س)
پناه بر خدا از شر شیطان راندهشده
به نام خداوند مهربان بخشایشگر
نکاتی ازتفسیر "نمونه" در مورد آیه "ایاک نعبد و ایاک نستعین"
لحن سخن اینجا تغییر میکند. از ابتدای سوره تا حالا حمد و ثنای پروردگار و اظهار ایمان به ذات او و روز قیامت بود.
آمدن مفعول قبل از فاعل همچون آمدن ایاک پیش از نعبد و نستعین در عربی به معنای حصر آن است. یعنی تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.
در گفتن ایاک نعبد این گمان وجود دارد که فاعل کار عبادت ما باشیم و با گفتن ایاک نستعین به قاعده امرالابینین (بین جبر و اختیار) میرسیم. یعنی حتی در عبودیت خود نیز احتیاج به او داریم و باید از او یاری بجوییم؛ مبادا دچار انحراف و عجب و ریا و ... شویم. این الگوی مناسبی برای تمام کارهای ما میتواند باشد.
اینجا صحبت از توحید عبادت و توحید افعال است.
توحید عبادت میگوید که هیچکس و هیچ چیز بجز ذات خدا شایسته عبادت نیست و ما تنها فرمان و قانون او را به رسمیت می شناسیم و از بندگی در برابر غیر ذات او میپرهیزیم.
توحید افعال، تنها مؤثر حقیقی را در عالم، او میداند.
ثمره این عقیده آن است که انسان تنها به «الله» متکی خواهد بود و در برابر هیچ زورمندی تغظیم نمیکند و در مقابل جاذبه مادیات خود را نمیبازد.
ذکر صیغه جمع در "نعبد" و "نستعین" و آیههای بعد، نشان میدهد اساس عبادت مخصوصا نماز بر پایه جمع است. حتی در عبادت با خدا نیز بنده باید خود را در میان جمع ببیند چه برسد به سایر کارهای زندگی.أعوذ الله من الشّیطان الرّجیم
"مالک یوم الدین"
برداشت بنده از تفسیر نمونه
با توجه به تعریف مبدأ و معاد، پایه هرگونه اصلاح اخلاقی و اجتماعی در وجود انسان تکمیل میشود.
مالکیت خداوند، نهایت سیطره و نفوذ او بر همه چیز و همه کس در آن روز است.
مالکیت حقیقی ( در مقابل اعتباری) خدا نسبت به موجودات، حاصل خالق بودن و پرورشدهندگی او است.
مشرکان عصر جاهلیت نیز "الله" را به عنوان آفریدگار قبول داشتند (لقمان- 25). در حالی که ناباوری زیادی در مورد معاد وجود داشته است (سبإ-8).
امام سجاد (ع) هنگامی که به آیه "مالک یوم الدین" میرسیدند، آن را آنقدر تکرار میکردند که نزدیک بود روح از بدنشان پرواز کند. (نورالثقلین، ج 1، ص 19)
کلمه "یوم الدین" به معنی قیامت است. (آیات 17 تا 19 سوره انفطار).
«دین» در لغت به معنی «جزا» است و «یوم الدین»، روز جزا.
روشنترین برنامه قیامت، همین برنامه جزا و کیفر و پاداش است.
امام صادق (ع)، یوم الدین را روز حساب نامیدهاند. (مجمع البیان، ذیل آیه مورد بحث) احتمالا چون حساب مقدمهای برای جزا است.
برخی از مفسران نامگذاری رستاخیز به "یوم الدین" را به خاطر جزا دیدن هر کس در برابر دین و آئین خود میدانند.
أعوذ الله مِن الشّیطان الرّجیم
"الرّحمن الرّحیم"
برداشت بنده از تفسیر نمونه
معنی «رحمن» و «رحیم» و گسترش مفهوم آنها و نیز تفاوتشان در تفسیر «بسم الله» آمده است.
این دو صفت را در نمازهای روزانه دست کم 30 بار تکرار میکنیم. پس روزانه 60 بار خدا را به صفت رحمتش میستاییم.
اشارهای است تا در زندگی هرچه بیشتر خود را به این صفت خدا متّصف کنیم.
بیان آنها پس از «ربّ العالمین» اشاره دارد که خداوند در عین قدرت به بندگان خویش، با مهربانی و لطف رفتار میکند. این بنده نوازی و لطف خدا، بندگان را شیفته او میسازد که با یک دنیا علاقه بگویند : " الرّحمن الرّحیم".
اینجا آدمی متوجه فاصله رفتار بین رفتار خداوند بزرگ با بندگان و روش مالکان با زیردستان خود میشود.
چه عجب یکی پیدا شد تشکر کنه ... ما فکر کردیم هیشکی به جز من و مدیر اینا رو نمی خونه 
منابع :
تفسیر نمونه ، جلد1 از آیت الله ناصر مکارم شیرازی
تفسیر نور(سوره حمد) از حجة الاسلام و المسلمین محسن قرائتی
تفسیر سوره فاتحة الكتاب از سید جلاالدین آشتیانی
تفسیر كوثر از یعقوب جعفرى
تفسیر المیزان از علامه طباطبایی
تفسیر (( الرحمن الرحیم ))
ترجمه :
خـداونـدى كـه بـخـشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام وخاصش همه را رسیده )
تفسیر:
كلمه (رحمان ) صیغه مبالغه است كه بر كثرت و بسیارى رحمت دلالت مى كند، و كلمه (رحیم ) بر وزن فعیل صفت مشبهه است ، كه ثبات و بقاء و دوام را میرساند، پس خداى رحمان معنایش خداى كثیر الرحمه ، و معناى رحیم خداى دائم الرحمه است .
مـعـنـى ((رحـمـن )) و ((رحـیم )) و همچنین تفاوت میان این دو كلمه را در تفسیر(( آیه 1 )) ذکر کردیم نكته اى كه باید اضافه كنیم این است كه این دو صفت درنمازهاى روزانه ما حداقل 30 بار تـكـرار مـى شـونـد و به این ترتیب 60 مرتبه خدا را به صـفـت رحمتش مى ستائیم و این درسى است براى همه انسانها كه خود را در زندگى بیش از هر چیز به این اخلاق الهى متخلق كنند.
بـه عـلاوه اشـاره اى اسـت بـه این واقعیت كه اگر ما خود را عبد و بنده خدامى دانیم مبادا رفتار مالكان بى رحم نسبت به بردگانشان در نظرها تداعى شود.
نـكـتـه دیـگـر اینكه ((رحمان و رحیم )) بعد از ((رب العالمین )) اشاره به این است كه ما در عین قدرت نسبت به بندگان خویش , با مهربانى و لطف رفتار مى كنیم .
بسم الله الرحمن الرحیم
مهدیه خانوم ممنون....می دونم تموم نشده .خواستم پیشاپیش تشکر کرده باشم...
حق نگهدارتون.
یا رقیه(س)ادرکینی
اللهم عجل لولیک الفرج
ضحی سادات عزیز صبر کنین هنوز تموم نشده
گلابتون عزیز
شما می تونین آیات " مالک یوم الدین " و " ایاک نعبد و ایاک نستعین" را بردارین
ممنون
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
استفاده کردیم.....بسیار بسیار ممنون....و اجرتون با مولا مهدی(عج).
یا رقیه(س)ادرکینی
اللهم عجل لولیک الفرج
تفسیر (( الحمد لله رب العالمین )) (2)
***رب العالمین:
توصیف "الله" در اینجا به "رب العالمین " ، در واقع ذكر دلیل بعد از بیان مدعا است ، گوئى كسى سؤ ال مى كند چرا همه حمدها مخصوص خدا است ، در پاسخ گفته مى شود: براى اینكه او رب العالمین و پروردگار جهانیان است .
«ربّ» به كسى گفته مىشود كه هم مالك وصاحب چیزى است و هم در رشدو پرورش آن نقش دارد. خداوند هم صاحب حقیقى عالم است و هم مدبّر و پروردگار آن. پس همه هستى حركت تكاملى دارد و در مسیرى كه خداوند معیّن كرده، هدایت مىشود.
"رب" را در كلام عرب مستعمل به شش معنى یافته اند:
1-به معنى مالك و صاحب . 2-بـه مـعـنـى سید, یعنى مهتر و بهتر, پس معنى رب العالمین سید و پیشوای عالمین بود . 3- مربى و تربیت کننده . 4- صـاحب كه به معنى حاضر و شاهد باشد, زیرا كه حاضر است و افعال عالمیان را مشاهده مى نماید و اقوال ایشان را مى شنود و احوال خلقان را مى داند. 5- به معنى مصلح , یعنى اصلاح كننده و به اصلاح آورنده كه صلاحى وجود نگیرد الا به اصلاح او. 6- مـدبر كه تدبیر كارها به اوست .
این كلمه بطور مطلق تنها به خدا گفته مى شود، و اگر به غیر خدا اطلاق گردد حتما به صورت اضافه است مثلا مى گوئیم "رب الدار" (صاحب خانه )
* كلمه "عالمین " جمع عالم است و عالم به معنى مجموعه اى است از موجودات مختلف كه داراى صفات مشترك و یا زمان و مكان مشترك هستند، مثلا مى گوئیم عالم انسان و عالم حیوان ، و یا مى گوئیم عالم شرق و عالم غرب ،عالم امروز و عالم دیروز، بنابراین "عالم " خود به تنهائى معنى جمعى دارد و هنگامى كه به صورت "عالمین " جمع بسته مى شود اشاره به تمام مجموعه هاى این جهان است .
در اینجا این سؤ ال پیش مى آید كه جمع با" ین " معمولا براى جمع عاقل است در حالیكه همه عالمهاى این جهان صاحبان عقل نیستند، به همین دلیل بعضى از مفسران كلمه عالمین را در اینجا اشاره به گروه ها و مجموعه هائى از صاحبان عقل مى دانند مانند فرشتگان و انسانها و جن .
این احتمال نیز وجود دارد كه این جمع بخاطر تغلیب باشد (منظور از تغلیب این است كه مجموعه اى از صاحبان صفات مختلف را با وصف صنف برتر توصیف كنیم ).
اگر موارد استعمال عالمین را در قرآن در نظر بگیریم خواهیم دید كه كلمه عالمین در بسیارى از آیات قرآن به معنى انسانها آمده است ولى در پاره اى از موارد معنى وسیعترى دارد، و انسانها و موجودات دیگر جهان را در بر مى گیرد .مانند "قال فرعون و ما رب العالمین قال رب السموات و الارض و ما بینهما": فرعون گفت پروردگار عالمیان چیست ؟ موسى در پاسخ گفت پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان این دو است (آیه 23 و 24 سوره شعراء).
صدوق در كتاب "عیون الاخبار" از على (علیه السلام ) نقل كرده كه "رب العالمین اشاره به مجموع همه مخلوقات است اعم از موجودات بى جان و جاندار ."
این نكته نیز قابل توجه است كه بعضى عالم را به دو گونه تقسیم كرده اند: عالم كبیر و عالم صغیر، و منظورشان از عالم صغیر "انسان" است ، چرا كه وجود یك انسان خود به تنهائى مجموعه اى است از نیروهاى مختلفى كه حاكم بر این عالم بزرگ مى باشد، و در حقیقت انسان نمونه بردارى از همه جهان است .
* از "رب العالمین" دو نکته فهمیده مىشود :
1. تمام هستى یك پروردگار دارد و آنچه در جاهلیت و در میان بعضى از ملّتها اعتقاد داشتند كه براى هر نوع از پدیدهها خدایى است و آن را مدّبر و ربّ النوع آن مىپنداشتند، باطل است.
2. خداوند هم انسانها را با راهنمایى انبیا تربیت مىكند، (تربیت تشریعى) و هم جمادات ونباتات وحیوانات را رشد وپرورش مىدهد. (تربیت تكوینى)
حکایتی زیبا در باب "الحمدلله":
عـكـرمـه ازوهـب بن منبه نقل كرده كه در بنى اسرائیل عابدى بود, دامن انقطاع از صحبت خلق درچیده و سر عزلت در گریبان خلوت كشیده , چندان رقم طاعت در صحایف اوقات خویش ثبت گـردانـیـده كـه ملائكه آسمانها او را دوست گرفتند,
وجبرئیل كه محرم سراپرده وحى بود, در آرزومـندى زیارت وى از حضرت عزت التماس نزول از دایره افلاك به مركز خاك نمود, فرمان در رسـیـد كـه اى جـبرئیل در لوح محفوظ درنگر تا نام وى كجابینى , جبرئیل نگاه كرد, نام عابد در جـریـده اشـقیا مرقوم دید, از نقشبندى قضا متعجب مانده , عنان عزیمت از زیارت وى بازكشید و گفت الهى كس را با حكم تو طاقت نیست و مشاهده این بوالعجیبها را قوت نه .
خطاب آمد كه اى جبرئیل چون آرزوى دیدن وى داشتى و مدتى بود كه تخم این هوس در مزرعه دل مـى كـاشتى , اكنون برو تا او را ببینى و از آنچه دیدى او را خبردار كن , جبرئیل (ع ) در صومعه عابد فروآمد,او را دید با تنى ضعیف و بدن نحیف , دل از شعله شوق سوخته و سینه از آتش محبت افـروخـتـه , گاهى قندیل وار پیش محراب طاعت سوزناك ایستاده و زمانى سجاده صفت از روى تواضع به خاك تضرع افتاده .
جـبـرئیـل (ع ) بـر وى سلام كرد وگفت : اى عابد خود را مرنجان كه نام تو در لوح محفوظ داخل صحیفه بدبختان است , عابد بعد از استماع این خبر چون گلبرگ طرى كه از هبوب نسیم سحرى شـكفته گردد, لب طرب خندان كرد و چون بلبل خوش نوا كه در مشاهده گل رعنا نغمه شادى سـرایـد, زبـان بـه گـفتار الحمدللّه در حركت آورد, جبرئیل (ع ) گفت : اى پیر فقیر با چنین خبر دلسوز و پیغام غم اندوز, تو را ناله انا للّه مى باید كرد, نعره الحمدللّه مى زنى ؟ .تعزیت روزگار خود مى باید داشت , نشانه تهنیت و مسرت , اظهار مى كنى .
پـیـر گفت از این سخن درگذر كه من بنده ام و او خداوند, بنده را با خواهش خداوند, خواهشى نـبـاشد و در پیش ارادت او, ارادتى نماند, هرچه خواهدكند, زمام اختیار در قبضه قدرت اوست و هـرجـاخـواهـدبرد, عنان اقتدار در دست مشیت او, الحمدللّه اگر در بهشت او را نمى شایم , بارى بـراى هـیـمـه دوزخ بـه كارمى آیم , جبرئیل را از حالت عابد گریستن آمد و گریان به مقام خود مـراجعت كرد, فرمان یزدان به وى در رسید كه : اى جبرئیل در لوح نگر تا ببینى كه دبیر یمحواللّه مایشا ویثبت ((66)) چو نقش انگیخته و مصور یفعلاللّه مایشا ((67)) چورنگ ریخته .
جبرئیل (ع ) نگاه كرد نام عابد را در صحیفه سعادت نقش دید, وى را حیرت دست داد, عرض كرد كه الهى در این قضیه چه سر است و در تبدیل مجرمى به محرمى چه حكمت است ؟
جواب آمد كه اى امـیـن اسـرار وحـى و اى مهبطانوار امر و نهى , چون زاهد را از آن حال كه نامزد وى بود, خبر كـردى نـنالید و جبین جزع برزمین نمالید, بلكه قدم دركوى صبر نهاد و به حكم قضاى من رضا داد, كلمه الحمدللّه بر زبان راند و مرا به جمیع محامد بخواند, كرم من اقتضاى آن كرد كه به بركت گفتار الحمدللّه نامش از فرقه اشقیا بستردم و در زمره سعدا ثبت كردم .