userinfo close

  ,

خاتمی


khatamiclub

تاسیس: 10 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: میر آراز موسوی - - معاونان
در مرام آدم برفی ؛ خورشید یک محارب است !!! در ذهن آدم برفی ؛ شکفـتـن یعنی اغتشاش !!! در باور آدم برف ادامه »
در مرام آدم برفی ؛ خورشید یک محارب است !!!
در ذهن آدم برفی ؛ شکفـتـن یعنی اغتشاش !!!
در باور آدم برفی ؛ یخبندان وعده الهی است !!!





 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
12
1134
89/1/10 (23:59)
91
842
89/3/7 (16:35)
10
120
90/5/6 (03:20)
105
907
89/12/1 (00:49)
12
99
89/10/3 (11:56)
2
18
89/2/5 (17:58)
8
76
88/12/20 (18:52)
25
76
88/11/4 (20:17)
4
246
88/11/2 (18:38)
15
92
88/8/13 (01:21)
11
62
88/6/28 (14:13)
16
54
88/5/13 (21:37)
3
46
88/5/2 (14:32)
0
38
88/4/31 (01:09)
4
43
88/4/26 (02:30)
1
25
88/3/30 (15:11)
1
16
88/3/30 (15:11)
85
418
88/3/25 (23:57)
6
34
88/3/20 (15:59)
0
43
88/3/19 (04:00)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

میر آراز موسوی - , ahmadbikas

ولایت فقیه ، ضرورت ، اجبار ، یا ... !؟؟؟

 

همانگونه که از عنوان این تایپیک پیدا است در این مکان قرار است در مورد چرایی و یا احیانا لزوم وجودی ولایت فقیه با هم به گفتگو بپردازیم .

 

با توجه به اینکه این بحث هم به سرنوشت دیگر مباحث مشابه در این مقوله دچار نشوند از تمامی عزیزان علی الخصوص دوستان منتقد و مخالف درخواست میشود با صبر و تحمل بیشتری نسبت به قبل در این تایپیک نظرات خود را ارائه نمایند تا دست آویزی برای آنتن های مورد نظر !!! به وجود نیایید .

از هر گونه توهین به هر شخصیت حقیقی و حقوقی جدا خود داری بفرمایید .

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
رولی  , elexito
رولی - 00:49 1389/12/1
105
نقل قول از : مقداد نجاتمند

به یک بیان ساده

رهبر , شورای نگهبان رو انتخاب میکنه

رهبر , امام های جمعه شهرها رو انتخاب میکنه.

امام های جمعه که توسط خود رهبری انتخاب شدند برای خبرگان کاندید میشن.

شورای نگهبان که توسط رهبر انتخاب شده امام های جمعه کاندید شده رو گزینش میکنه.

در نهایت مردمی که میخوان به رفیقشون که تو شورای شهر کاندید شده رای بدن مجبورن از این کاندیدانی که رهبری واسشون انتخاب کرده چند نفرو انتخاب کنن تا اینها رهبری رو انتخاب کنن. عرل یا نصبهم میتونن ....

اگه غیر از اینه بگید که ما هم بدونیم......

سلام

خواستم یه توضیحی در مورد مساله ی دور باطل بیان کنم:

اولا این مشکل از اساس به "دموکراسی" و حکومت رای مردم بر مردم شکل میگیره. در کل ما دو نوع حکومت رو متصور میشیم. دموکراسی و دیکتاتوری که به عقیده ی بنده دیکتاتوری مزایایی بر دموکراسی امروزی داره...چون در دموکراسی امروزی پس از نفوذ لایه های قدرت در حکومت دیگه نمیدونیم ظلمی که داره صورت میگیره از طرف چی تفکر و عقیده ای هست اما در دیکتاتوری شخص ظالم مشخصا پیدا و ظلمش آشکار است...

ثانیا در مورد دور باطل:

در مساله ی ولایت چیزی به عنوان نصب خبرگان وجود نداره، نصب از جانب خدای متعال( و ولی معصومش) و عام در فقاهای زنده هست و وظیفه ی خبرگان رهبری کشف فقیه اعلم هست. پس این دور که خبرگان رهبر را تعیین و رهبر شورای نگهبان را و شورای نگهبان خبرگان را در وهله ی اول رد میشود.زیرا در مساله ی ولایت تعیین اعتبار"ولایت" از جانب خبرگان نیست و از جانب خداست

پس : خدای متعال-----------» اعتبار می بخشد به رهبر و دستوراتش---------------» رهبر اعتبار به شورا ی نگهبان و دستوراتش-------» رهبر به شورا و شورا به خبرگان و دستوراتش....... این دور باطل مندفع است.

سوال: در " دموکراسی" اولین مجلس و دولت و ... با کدام قانونی بر سر کار آمده است؟

امیرمسعود موستوفی الممالک بختیاری , amirmasoodmostofi
104
آقایان! اگر لشگر به خیابان بیاورید، پذیرفته اید که از جمع بیشمار مردم واهمه دارید، اگر واقعا ما را گروهی کوچک می دانید چه هراسی از ما دارید؟ از همین روست که ما می گوئیم و می نویسیم که جمعی بیشماریم.  روز امتحان حکومت است، اگر نیروهای ضد شورش و سپاه و بسیج کنار ایستاد، تا مردم شعارهای شان را در حمایت از مصر و تونس  و مخالفت با دیکتاتوری بدهند، ما شاخه های گل روز "دوست داشتن" را به آنان خواهیم داد. این دوستی میان مردم و ارتش مبارک باد، اما اگر لباس شخصی ها، یا بسیجیان کت و شلواری اسلحه به سوی مردم گرفتند، مطمئن باشند که پاسخ شان را بزودی، بسیار زودتر از آنچه فکر می کنند، خواهند گرفت. گفته بودیم بیشماریم و لشگر به خیابان کشیدید. حالا، جلوی چشم ما، در فاصله ای کمتر از دو ماه، دو حکومت مقتدر سقوط کرده و ما ایمان داریم که راه همان است که بود، راه سبز امید. به ما گفتید که ما جمعی کوچکیم و در شهرهای بزرگ زندگی می کنیم و نگفتید که آن روستائیان و رنجدیدگان دور از رسانه و تکنولوژی بیش از ما شما را دشمن می دارند، مگر نه اینکه بخش اعظم آنها که کشته اید و زندان شان کرده اید برادران و خواهران کرد و مرزنشینان ما بودند، بی هیچ جرمی. اگر ما بیشمار نیستیم چرا وحشت به جانتان افتاده و خود را به اندازه یک جنگ مسلح کرده اید؟ مگر نه اینکه ما نه تلویزیون داریم، نه رادیو داریم، نه رسانه های مجازی مان آزاد است، نه احزاب مان حق حیات دارند، نه دانشجویان مان را از زندان آزاد می کنید؟ اگر به قول آقای شریعتمداری 50 میلیون نفر در مراسم سالگرد پیروزی انقلاب شرکت کرده اند، برای چه از یک راهپیمایی در حمایت از مصر و تونس چنین هراس به جان تان افتاده؟ مگر یک سال نیست که می گوئید جنبش سبز مرده است؟ این چه مرده ای است که به اندازه یک قله دماوند خاک بر مزارش ریختید و هر شب کابوس زنده بودنش را می بینید و هر کس به نحوی از آن حرف بزند، زندانش می کنید و حتی آن پیرمرد ما را هم که در خانه حبس شده، ممنوع الملاقات می کنید که حق نداشته باشد فرزندانش را ببیند. مردم مصر به خیابان آمدند و خواستار رفتن حسنی مبارک شدند و او هم رفت. شما هم می روید. اگرچه حکومت مصر که شما فرعونی اش می خواندید و آن را مصداق بارز دیکتاتوری می دانستید، هرگز اجتماع مردم در میدان التحریر را ممنوع نکرد، یا حتی اگر هم کرد مثل شما وحشیانه بر مردم نتاخت و با خرید مزدور به جان مردم نیافتاد. شما بی تردید از مبارک هم بدترید و شرم شیوخ تان تنها جایگاهتان باد. این چه راز غریبی است که شما، از انقلاب مصر حمایت می کنید، اما اجازه راهپیمایی در حمایت از آن را نمی دهید. مگر نگفتید حضور مردم مصر شجاعانه است، چرا حضور مردم تهران برای خواستن آزادی شجاعانه نیست؟ مگر رسانه های مصری هم مثل شما جنبش مردم را فتنه نخواندند؟ حالا این مائیم و این شما، جنگ میان حامیان آزادی و مزدوران استبداد. سهراب ما پیراهن سبزش را پوشید و به خیابان رفت و در کنار مادرش که حالا دیگر مادر همه شهدای جوان ماست، برای کسب حقوق مدنی اش مبارزه کرد. ندای ما در خیابان چشم به جهان فروبست، چرا که شما از هر که در خیابان بود می هراسیدید. محسن ما آنقدر در کهریزک تان کتک خورد تا جسدی از او بیرون آمد، محمد کامرانی ما قربانی شد، بی آنکه در مقابل خشونت وحشیانه شما مقاومتی نشان داده باشد. ما نام آنان را در صدر تاریخ جدید ایران خواهیم نوشت، چرا که آنان قربانیان جنبش مبارزه مدنی ما بودند. ما هرگز نمی خواستیم دست به خشونت بزنیم. تاریخ خاورمیانه که هیچ، تاریخ اروپا هم به خاطر ندارد که دو میلیون نفر به خیابان آمده باشند و در سکوت، حق شان را خواسته باشند. یک سال و نیم است که هر روز می زنید، هر روز زندان می کنید، برخی را بارها زندانی کرده اید، این چه جنبش مرده ای است که هر روز جوانه تازه ای از آن را می برید، و گل می دهد. ما زنده ایم، زنده ایم و پایدار. آنها که هستند می مانند تا حق شان را بگیرند، و آنها که رفته اند باز می گردند تا کشورشان را باز پس بگیرند. فردا ما برای حمایت از بیشمار مردمانی که در سراسر جهان، قصد مبارزه با دیکتاتورها را دارند، به خیابان می رویم. کیهان گله کرده بود که فیس بوک مصری ها را محدود کرده است، دروغی چنین از دروغگویی چنان بعید نیست، ولی مگر خودتان همه راههای تماس مردم را نبسته اید؟ فیلترها را بردارید، تلفن ها را کنترل نکنید، سرباز به خیابان نیاورید، بگذارید مثل همه جهان معترضان اعتراض شان را بکنند، تا ببینید که از تمام این ملت 75 میلیونی 5 میلیون هم به ولایت این رهبر و اطاعت آن دولت گردن نمی گذارد. ما رای مان را می خواستیم و ندادید، بعد مجازات کودتاچیان و وحشی های مهاجم و عوامل جنایت را خواستیم و نکردید، بعدا رهبران جنبش خواستند از رسانه های ملی حرف شان را بزنند و نگذاشتید. حتی نماز را هم بر سبزها بستید و خیابان را به انحصار خود درآوردید. دیکتاتورها نمی فهمند که از کجا این همه خشم بر آنان جاری می شود که وقتی در تلویزیون به التماس می افتند دیگر هیچ کس ناله و تقاضای شان را هم نمی شنود. شما هم به همین روز خواهید افتاد. ارتش مصر غیرت کرد و شرافت خود را نشان داد و اثبات کرد که ارتشی است برای حفظ کشور. اگر فرمانده سپاه رسما اعلام کند که اگر روز عاشورا دو روز دیگر ادامه داشت تهران سقوط می کرد، چه معنایی جز این دارد که این ارتش در مقابل مردم ایستاده است؟ مگر روز عاشورا غیر از مردم ایران کسی در خیابان بود؟ ما سپاه و بسیج را دشمن نمی دانیم. ما فراموش نکرده ایم که در سخت ترین روزهای کشور، چه کسانی مدافعان جان و ناموس این مردم شدند و هشت سال زندگی را بر خودشان و خانواده شان حرام کردند تا زندگی جریان یابد. اما یادمان هم نمی رود که بزرگترین قاتلین مردم از همین سربازان جوان و فداکاری که فاسد شدند و منافع مالی و قدرت باعث شد تا گذشته پر افتخارشان را به هیچ بفروشند، تشکیل شده است. ما میان شهید همت و باکری و هزاران شهید که رفقای ملت بودند، با بسیجی هایی که در سال 84 به سن بلوغ رسیدند فرق می گذاریم. ما از بسیج و سپاه می خواهیم راه خودشان را از قاتلان و دشمنان ملت جدا کنند. ارتش مصر انتخاب کرد و همواره عزیز مصریان خواهد ماند. یک مبارک رفت و تمام شد. ارتش و بسیج و پلیس ایران امروز در معرض انتخابی دشوار است. اگر ارتش و بسیج و سپاه رودرروی مردم بایستد و مردم خشمگین حکومت را ساقط کنند، مسوولیت مستقیما متوجه ارتش خواهد بود. حفظ انقلاب، در شرایطی که کشور در خطر است، موضوعیت ندارد. مردم ایران این حکومت و این دولت را نمی خواهند. یک سال مماشات با حکومت فقط نشان داد آیت الله خامنه ای مصر است که به اشتباهاتش رنگی مقدس بزند. آیا سپاه می خواهد تمام افتخارات هشت ساله مقاومت در برابر متجاوز و تمام پیشرفت های نظامی را قربانی دفاع از یک دیکتاتور کند؟ ما سپاه و بسیج را دشمن خود نمی دانیم. ما می دانیم مجرم پرونده دار فاسدی به اسم سردار نقدی روستائیانی را با پول به خیابان آورد تا مردم را کتک بزند، اراذل را در کهریزک به کمک گرفتند تا مردم را شکنجه کنند و هنوز راه بازگشت سپاه و بسیج را بسوی مردم بسته نمی دانیم. نظرسنجی دوستانی که بصورت تلفنی از داخل و خارج از ایران از مردم کشور برای راهپیمایی فردا دعوت کردند، با استقبال مواجه شد. هر چقدر بیایند کافی است. آنچه مهم است این است که اگر کسی بخواهد جلوی تشکیل هسته اولیه جمعیت را بگیرد، مردم پاسخ او را خواهند داد. امروز با سه ماه قبل فرق می کند، سه ماه قبل ما جنبش سبزی بودیم که حرکتی برای مبارزه با حکومت را از یک سال قبل آغاز کرده بودیم. اما امروز مردم  دیگر نقاط چشم به راه ما هستند. فردا آغاز مرحله تازه ای از جنبش است. جنبش آزادی برای همه کشورهایی که زیر سیطره استبداد زندگی می کنند و ما مرحله نوینی از جنبش را آغاز می کنیم. در کنار ما چشمان منتظر خواهران و برادران مصری مان گشوده است، مسلمانان نوگرایی که استبداد را بخصوص در شکل دینی تحمل نمی کنند، چپ هایی که عدالت می خواهند و سبز رنگ آنها نیز هست، آزادیخواهانی که با هر مرام و عقیده، از جنبش ضد دیکتاتوری حمایت می کنند تا جهان را از دست مفتخورهایی که در کاخ های شان در تهران و الجزیره و اردن و تونس و مصر و سوریه و لیبی نشسته اند نجات دهند. یک سال و نیم قبل نوشتیم ما بیشماریم و این نوشته شعار ماست و امروز که جوانان و دختران و پسران تونس و قاهره و اردن و الجزایر و تمام کشورهایی که یک مشت پیرمرد مستبد بر آنها حکومت می کردند، یا تا چند صباحی دیگر حکومت خواهند کرد، به خیابان آمده اند. می توانیم بدانیم و ایمان بیاوریم به پایان فصل سرد استبداد، و با یقین بگوئیم که ما بیشماریم. نه تنها در تهران، که در همه شهرهای ایران، نه تنها در تمام ایران، که در تمام خاورمیانه، و بدانید و ایمان داشته باشید که این جنبش برای آزادی که سالی قبل در ایران آغاز شد، در تمام گستره جهان استبداد خواهد ماند و مجسمه های پوسیده دیکتاتورها را یک به یک روانه موزه های تاریخ طبیعی، و نه حتی تاریخ سیاسی خواهد کرد. جهان چشم به راه ماست و از ما حمایت می کند. ایران از آن ایرانیان است، خیابان حیاط خانه ماست و ما آزادی می خواهیم. آزادی به مفهوم مطلق کلمه. دشمنان آزادی باید بروند. به نظرم باید گفت که این حق مردم است که بروند در خیابان و نباید با خشونت مرعوب شوند. خشونت هزینه ای است که دولت می پردازد. وابرویش می رود. وقابل دوام نیست. اینجوری نیست که بروند بیرون دولت بتونه الان خشونت زیادیب کنه به نظرم هزینه اش با توجه به اوضاع منطقه ای خیلی زیاد است. به نظرم باید گفت که این حق مردم است که بروند در خیابان و نباید با خشونت مرعوب شوند. خشونت هزینه ای است که دولت می پردازد. وابرویش می رود. وقابل دوام نیست. اینجوری نیست که بروند بیرون دولت بتونه الان خشونت زیادیب کنه به نظرم هزینه اش با توجه به اوضاع منطقه ای خیلی زیاد است. می دانند هنوز اگر جلوی مردم را رها کنند ۲۵ خرداد شکل می گیرده درواقع ابتکار عمل موسوی و کروبی یک قدم رو به جلو بود. یعنی اگر الان موسوی و کروبی بگویند فردا بیایید بگویید چقدر ولایت فقیه خوب است. اینها می ترسند چون می دونند این جماعتی که می آید می اید که نشان بدهد چقدر مخالف است البته الان برای دعوت مردم یک مقدار دیر به نظرم باید گفت که این حق مردم است که بروند در خیابان و نباید با خشونت مرعوب شوند. خشونت هزینه ای است که دولت می پردازد. وابرویش می رود. وقابل دوام نیست. اینجوری نیست که بروند بیرون دولت بتونه الان خشونت زیادیب کنه به نظرم هزینه اش با توجه به اوضاع منطقه ای خیلی زیاد است.
اما به نظرم خطی که خوب است این است که چه مردم بیایند و چه نبایند این دعوت ترس حکومت را نشان داد.
سید امیر خرم , s_amir
سید امیر خرم - 12:41 1388/12/22
103

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز:

سالها قبل در قالب جزوه‌ای، نهضت آزادی ایران ادله خود را در رد فقهی تئوری ولایت فقیه منتشر نمود. البته هزینه سنگینی نیز از بابت انتشار آن جزوه پرداخت كرد، لیكن هنوز پاسخی فقهی به ادله منتشر شده در آن جزوه از سوی معتقدین به نظریه ولایت فقیه ارایه نشده است. در هر حال بنده نیز اعقاد دارم كه الزام به حكومت فردی كه از مجموعه دین، تنها به بخش فقهی آن تسلط داشته باشد، آنهم به شكل موجود كه هرگونه سوال یا نقد رفتار حكومتی او ممنوع بوده و جایگاهی بالاتر از پیامبر برای او قائل باشند، در دین اسلام وجود ندارد.

با احترام- خرم 

حمید رضا محبوب , hr_mahboob
حمید رضا محبوب - 00:23 1388/12/1
102

سلام  بر دوستان گرامی 

البت با توجه به اینکه می گن اصل ولایت به دلیل اسلامی بودن کشور مطرح می شه و چون در قانون اساسی اومد پس قانونی و لازم الجراست

حالا این بحث مطرح می شه که  همان شورای نگهبان که ناظر بر مجلسم هست باشه و تمام قوانین بر پایه اسلام رو قبول و ما بقی رو رد کنه (همشم در جلسات مجلس باشه) اونوقت تمام قوانین بر پایه ی اسلام حالا اونوقت نیاز به ولایت هست؟

هم اینکه دایره  یا مثلث یا هرچی که اسمش رو بذارین (رهبر-شورای نگهبان-خبرگان) جور در نمیاد

محمد عبداله زاده , dark_magic
101
در مورد ولایت فقیه در محدوده سوادم میتونم فقط این ها رو درک کنم شاید کامل شاید ناقص:

ولایت فقیه در مکتب شیعه  یک رکن هست و باید باشد یعنی وجود ولایت در مکتب شیعه حق است.
ولی حق ولایت گردن کیست در وهله اول مطرح میشه:
در این مورد میشه گفت حق ولایت گردن نماینده خدا یعنی امامان است و صاحب ولایت شیعه امامان هستند و این ولایت تا جائی ادامه دارد که امام زمان ما غیبت میکند
حال این سوال مطرح میشه که ولایت در زمان غیبت به گردن کیست:
طبق قانون جمهوری اسلامی ولایت به گردن مجتهد در وجه اول عادل و صادق است وباید دارای تمام جوانب مثبت باشد به عبارتی تلاش کند شبیه امیرالمومنین باشد اما نه در پوسته بالکه در عمق وجود
ایراد بعدی که این بنده حقیر نسبت به آن وارد دارم اینست که امیرالمومنین و تمامی امامان بعد از ایشان انسان هایی کامل بودن و به معنای واقعی کلمه عدالت را رعایت میکردند و این حق امامت را از پیامبر خدا و به آن طریق از پروردگار به ارث برده اند ولی در زمان غیبت حضور مادی امام وجود ندارد پس انتخواب امام به گردن خود شیعیان است
و از نظر من ایراد سیستم از اینجا ناشی میشه که ساختار انتخواب رهبر در یک حلقه پوچ مثلثی رهبر شورای نگهبان و مجلس خبرگان در گردش است و اجازه انتخواب شدن رهبر از قشر های دیگر را نداده و رهبریت رو در یک قشر تندرو به انحصار درآورده

میر آراز موسوی - , ahmadbikas
میر آراز موسوی - - 00:05 1388/11/13
100
نقل قول از : سبز رساتر

bebinid chizy be esme velaiate faghih dar iran faghat posheshy shode baray be rasmiat shenakhte shodane hokomat.

tamame ray ha , tasmimat, hokm ha  va behtar ast begoiam harfe akhar tavasot 1 nafar gerefte mishavad . khob in hamon kary ast ke 30 sal pish be ghol ghaimi ha shah mikard dige pas lozome enghelab chy bod???????

 

دوست عزیزم ، تایپ به هر نوع و زبانی به غیر از زبان فارسی ممنوع می باشد ؛ اینبار بنده به نیابت از جنابعالی مطالب شما رو به فارسی تایپ میکنم و از شما و دیگر دوستان خواهش میکنم به نکات مورد اشاره در قوانین کلوب توجه بفرمایید .

سبز رساتر , sabz_rasa  :

ببین چیزی به اسم ولایت فقیه در ایران فقط پوششی شده برای به رسمیت شناخته شدن حکومت ، تمام رای ها ، تصمیمات ، حکم ها و بهتر است بگویم حرف آخر توسط یک نفر گرفته می شود . خب این همون کاری است که 30 سال پیش به قول قدیمی ها می کرد دیگه پس لزوم انقلاب چی بود ؟؟؟؟؟؟؟


 

میر آراز موسوی - , ahmadbikas
99
نقل قول از : سبز سبزم
(...)
ما هم می گوییم خدا امامان ولایت فقیه و اسلام و فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی . اما از نظر ما روندی که شاهد آن بوده ایم یا سیاست هایی که تا به حال به تصویب رسیده یا اجرا شده نتیجه مطلوبی نداشته حتی می توان گفت نتیجه معکوسی داشته است بله ما با بعضی از سیاست های حکومت مخالف هستیم . با کل نظام مخالف نیستیم . اما ما هم برای خود نظر یا دیدگاه هایی داریم برای رفع مسائل راه حل هایی داریم اما چرا اجازه انتقاد اعتراض نداریم ؟! چرا به ما اجازه فعالیت نمی دهند ؟! آیا چون قدرت در دست اصولگرایان است یا برای اینکه بعضی ها تحمل شنیدن انتقاد یا واقعیت را ندارند ؟!
آیا کسی است که به سوالات من جواب بدهد یا گوشی شنوایی است ؟! اگر نباشد شکایت خود را پیش چه کسی ببریم ؟! چه باید بکنیم ؟! آیا باید منتظر بنشینیم که قدرت به اصلاح طلبان برگردد ؟!یا منتظر فرج اقا امام زمان عج بمانیم !؟ شما بگویید ما چه بکنیم ؟

دوست عزیز ، قبل از شروع عرایضم بابت شرکت شما در این بحث و صداقتتون در بیان احساس و نظراتتون تشکر می کنم

در رابطه با درد دل شما به زعم بنده نه تنها در این کلوب بل در این سایت هم کسی نیست که بتواند پاسخی در خور بدانها ارائه نماید و تنها فردی هم که بایست این ها را بشنود حس شنوایی ایشان تنها به امواج با طول موج مدح و مجیز !!! رفلکس نشان می دهد و هر حرف و سخنی غیر از این نوع تنها با باتوم و شیشه نوشابه و گلوله پاسخ داده میشود .

به هر حال قسمتی از فرمایشات جنابعالی در رابطه با جان مایه بحثمان بود که بنده چند نکته در این باب به ذهن ام رسید که بهتر دیدم با شما و دیگر دوستان به اشتراک بگذارم .

1 -  در اینکه بافت اصلی و اکثیرت جامعه ایران را مسلمانان و از این گروه هم اکثریت به شیعیان 12 امامی تعلق دارد اما یادمان نرود در ایران گروه ها و قومیت ها و مذهبیون و ... دیگری هم مقیم هستند ، سنی ها چرا باید به آنچه که اعتقاد ندارند ملزم و معتقد شوند !!؟ ارامنه و یهودیان و زردشتیان و دیگر اقلیت های مذهبی چرا باید ملزم به رعایت شعائر مذهبی دیگر هستند ؟ آیا در قانون این نکات پیش بینی شده است ؟ این نکته را با توجه به اولین کلماتی که در بالا از جانب شما نقل کرده ام به خدمتتان عارض شدم ؛ که همیشه یادمان باشد نباید از یک زاویه از یک دریچه به مسائل نگاه کنیم که همینک همین حکومت کودتا هم دارد همین کار را می کند .

2 -  آنچه که شما در ابتدای فرمایشاتتان بدانها اشاره فرمودید ( با فاکتور گرفتن ولایت فقیه ) جز مسائل اعتقادی می باشد ، حال تکلیف امثال من و آنانی که بر این باورند که دین از سیاست باید جدا باشد چیست ؟ در ضمن به نظر شما آیا نباید قبل از تمامیه آن نکاتی که بدانها اشاره فرمودید باید و باید و باید قانون را عنوان می فرمودید ! ( قانونی که با توجه به انتصابی کردن نمایندگان مجلس هر روز بیشتر از دیروز تحریف و به سوی مطلقه کردن دیکتاتوری توسط وکیل الدوله ها سوق پیدا می کند )

3 - دوست عزیز من ، وقتی در این کشور همه چیز و همه امور در نهایت به جناب رهبر ختم می شود وقتی که از جزئی ترین مسائل تا کلانترین امور را این جناب خود را صاحب نظر و رای میداند و از مادر زاده نشده آنکه روی حرف ایشان حرف بزند مگر غیر از این است که نظام تبدیل می شود به حکومت و حکومت هم در چنگال حاکم است و حاکم میشود کل امورات کل تصمیمات کل بودن ها و نبودن ها ؟

4 - در قانون اساسی ابتدایی برای ولی فقیه شرایطی تعیین شده حتما از مفاد آن آگاه هستید ، یکی از بندهای آن عادل بودن فرد است ، این بند یعنی این فرد باید و باید از هرگونه تمایل به جناح و بخش و گروه خاصی کاملا خودداری نماید و اگر علایقی هم به یک گروهی داشته باشد تمایلات شخصی خود را کاملا پنهان کند تا گروه مقابل زیر فشار قرار نگرفته و با توجه به اختیارات رهبری به حاشیه رانده نشود ؛ حال خامنه ای برخوردار این خصیصه است ؟ مگر می شود کسی که موقع و بی موقع گاه و بی گاه از هر تریبون و هر فرصتی بیاید و خود را طرفدار یک جناح خاص معرفی کند و از فردی خاص اعلام حمایت کند را فردی عادل و بی طرف دانست ؟

5 - یکی از مهمترین مسائلی که امروز طرفداران زیادی هم پیدا کرده بحث جدایی دین از سیاست است ، و مهمترین و شاخصترین ادله طرفداران این نظریه هم جدا کردن عقاید شخصی از تصمیمات عمومی است ( بهترین مثالی که میتوان در این مورد بیان کرد مصداق تصمیم گیری یک فرد گیاه خوار است برای جمعیتی که بر فرض چند نفر حداقلی گوشت خوار هم در آن گروه موجود است ) حال از شما و دیگر دوستان می خواهم خواهش کنم ضمن پرداختن به اصل موضوع که جان مایه تایپیک است نیم نگاهی هم به این موضوع داشته باشید که اگر بخواهیم در ایران این مهم را اجرایی کنیم آیا اولا شدنی است یا خیر و در ثانی اگر شدنی باشد به چه شکل و در چه برد و دامنه ای می توان این جدایی را انجام داد .

 

جعفر گنجی , jafar_ganji
جعفر گنجی - 02:23 1387/12/1
98
نقل قول از : شروین منوری


 

نه آقا احساسات كدومه..!!

 

پس از پیروزی انقلاب، کمیسیونی مرکب از چند نفر اعضای دولت موقت و اعضای شورای انقلاب در دفتر آقای یدالله سحابی (مشاور نخست وزیر در امور انقلاب) با شرکت آقایان ابولحسن بنی صدر، آیت الله مطهری، مهندس بازرگان، یدالله سحابی (ترکیبی از اعضای دولت موقت و شورای انقلاب) دو نفر قاضی از دیوانعالی کشور و دکتر صحت از حزب ملت ایران برای تدوین قانون اساسی نظام جدید تشکیل گردید. پیش نویس قانون اساسی که توسط آن کمیسیون تدوین شده بود، مقوله‌ای بنام ولایت فقیه در آن جای نداشت یعنی محتوای آن پیش نویس، یک قانون اساسی عرفی بوده است. («درس تجربه»، خاطرات ابوالحسن بنی صدر، به کوشش حمید احمدی)
مهندس بازرگان نیز در باره چگونگی تدوین آن پیش نویس قانون اساسی عرفی چنین گفته است: «در طرح رسمی پیش‌نهادی قانون اساسی به مجلس خبرگان که طی چند ماه با همکاری نزدیک دولت موقت و شورای انقلاب و با کسب نظر ایشان [آیت الله خمینی] و علمای دیگر تنظیم گردیده بود، کمترین اشاره‌ای به مسئله ولایت فقیه به عمل نیامده و خواسته نشده بود. (خاطرات مهندس بازرگان، در گفتگو با غلام رضا نجاتی، صص6 – 85)
.....

پس از تدوین آن پیش نویس قانون اساسی، در باره ی شیوه به تصویب رساندن آن، دو نظر در شورای انقلاب وجود داشت. سران حزب جمهوری اسلامی و عضو شورای انقلاب که خط سیاسی آیت الله خمینی را دنبال می کردند، خواستار آن بودند که برای به تصویب رسیدن آن پیش نویس، بهتر است که آن را به رفراندوم بگذارند. علت مطرح کردن موضوع رفراندوم به این خاطر بود که می‌خواستند در آن روزها هر چه زودتر جمهوری اسلامی دارای قانون اساسی بشود و نظام جدید قانونیت یابد و تثبیت بشود. در صورتی که تشکیل مجلس مؤسسان نیاز به وقت بیشتر و آن را قدری به تأخیر می‌انداخت. اگر چه نیروهای ملی – مذهبی عضو شورای انقلاب همانند آیت الله خمینی و سران حزب جمهوری اسلامی عضو شورای انقلاب نیز خواهان سرعت بخشیدن در تصویب آن پیش نویس قانون اساسی بودند منتها با شکل رفراندوم موافق نبودند بلکه خواستار به تصویب رسیدن آن از طریق تشکیل مجلس مؤسسان می شدند. استدلال آنان چنین بود: «چون در ماده آخر فرمان امام به آقای بازرگان [به سمت نخست وزیری] تشکیل مجلس مؤسسان آمده این حکم وعده ای به مردم را دارد، لذا اگر ما بخواهیم مجلس مؤسسان را تشکیل ندهیم، خلاف وعده کردیم، این درست نیست. » (عزت الله سحابی "در شورای انقلاب چه گذشت"، ماهنامه ایران فردا، شماره 52 فروردین 1378، صص 6 – 7)

 ............

شرکت مردم در انتخابات
در 24 خرداد 1358 متن پیش نویس قانون اساسی عرفی یاد شده در مطبوعات پر تیراژ وقت کشور (روزنامه های اطلاعات و کیهان) به چاپ رسید. به دنبال آن از مردم دعوت شد برای انتخات نمایندگان مجلس خبرگان بر ای تصویب آن قانون اساسی عرفی مشارکت نمایند. وقتی نمایندگان مجلس خبرگان انتخاب شدند، در روز 27 مرداد 1358 در مدرسه فیضیه به دیدار آیت‌الله خمینی رفتند. آیت‌الله خمینی در این مقطع مطمئن شده بود، اکثریت بزرگ ترکیب دست چین شده این مجلس در خط او هستند، در آن روز با ایجاد رعب و وحشت، قدرتش را با این عبارت به نمایش گذاشت: «ما دیگر نمی‌توانیم آن آزادی را که قبلاٌ دادیم بدهیم و نمی‌توانیم بگذاریم این احزاب کار خودشان را ادامه بدهند. ما شرعاَ نمی‌توانیم مهلت بدهیم. شرعاَ جایز نیست که مهلت بدهیم. ما آزادی دادیم و خطا کردیم. به این حیوانات درنده نمی‌توانیم با ملایمت رفتار بکنیم. دیگر نمی‌گذاریم هیچ نوشته‌ای از این‌ها در هیچ جای مملکت پخش شود. تمام نوشته‌هایشان از بین می‌بریم . با این ها باید با شدت رفتار کرد و با شدت رفتار خواهیم کرد.» (آیت‌الله خمینی، مجلس معارفه با نمایندگان مجلس خبرگان در فیصیه قم، 27 مرداد 1358)

.....

حسن آیت در مصاحبه مطبوعاتی در دفتر حزب جمهوری اسلامی در باره نقش خود در این رابطه چنین گفته بود: «هم اکنون روزنامه انقاب اسلامی و سایر ضد انقلابیون، خلقیون، حزب دموکرات، کومله و فدائیان خلق متحداَ علیه من دست به سمپاشی زده‌اند... علت این اعمال دو چیز است یکی این که می‌خواهند قانون اساسی را که من تلاش کردم در مجلس خبرگان از صورت غربی [عرفی] به صورت اسلامی در آورم بی آعتبار سازند و دوم این که چون من باعث به تصویب رسیدن اصل ولایت فقیه هستم می خواهند از من انتقام بگیرند. (متن پیاده شده از نوار حسن آیت؛ نقل از کتاب ”غائله چهاردهم اسفند“ ظهور و سقوط ضد انقلاب؛ چاپ دادگستری جمهوری اسلامی ایران، 1364؛ تهران، صص 7 – 356)

..

اقای عزت الله سحابی هدفی را که مظفر بقایی در "اسلامی کردن" امور پی گیری می‌کرد، چنین ارزیابی می کند: «بین دوستان خودمان صحبت کردیم، می‌گفتیم بقایی همیشه آدم منافق و دو دوزه بازی بوده است، مثلاٌ در 30 تیر 1331 به عنوان یکی از رهبران جبهه ملی در جلوی صف مبارزان بر ضد قوام السلطنه حضور دارد، همان روز رفیق و همدست خودش دکتر عیسی سپهبدی را به خانه قوام السلطنه فرستاده بود و بعدها معلوم شد، همان موقع با دربار هم رابطه داشته است. ما فکر می کردیم، ایشان روی آن نفاق سیاسی اش، چون می دانست روشنفکران مذهبی یا ملی – مذهبی زیر بار این حرف نمی روند و اصل [ولایت فقیه] را قبول نمی‌کنند، [بقایی] می‌خواهد روشنفکران ملی – مذهبی را از صحنه سیاسی خارج کند. آن وقت خودش می‌ماند و روحانیان و تحولات آینده.» (عزت الله سحابی، همان منبع، ص8)

....

 

برای اصل مطلب به لینک زیر رجوع کنید.

http://www.arashmag.com/content/view/280/46/

 

          

شروین منوری , itak135287
شروین منوری - 20:57 1387/11/29
97
به نظر من قانون اساسی كشور تحت تاثیر شرایط احساسی انقلابی  اوائل انقلاب نوشته شده و اختیارات ولی فقیه نیز تحت  تاثیر چهره كاریزمای حضرت امام نوشته شده  حال با گذشت 30 سال نیاز به تجدید نظر دارد یكی از نشانه های یك سیستم پویا و پایا خود ترمیم بودن انست  وامیدوارم این مهم  در مورد قانون اساسی كشور نیز صورت پذیرد و خواستهای نسل جوان كشور در ان لحاظ شود
آرش اسد , burzum19
آرش اسد - 18:33 1387/11/28
96
man ba bakhshe dovomesh(shamshire bala sare mellat)movafegh taram.albate shamshire diktatori bala sare mellat monaseb tare.karche midunam manzure araz khan hamin bude,rush nashode bege.
آسیه - , asieh62
آسیه - - 20:21 1387/11/27
95
 
سلام
ببخشید آسیه خانوم ولی واژه بیت برای نزدیکان و اقوام درجه یک افراد به کار می ره. بیت آقای خامنه ای، می شن پسران و دوخترانشون، یا برادران و خواهرانشون. من در مورد اینکه بعضی از اطرافیان رهبر (همشون نه) از جایگاهشون سوء استفاده می کنن، شکی ندارم. ولی به نظرم شما واژه بیت رو اشتباه به کار بردین.
متاسفانه هر جا قدرتی جمع بشه (بخصوص اگه این قدرت قابل بازخواست هم نباشه) آدم های سود جو و از خدا بر خبر هم پیداشون می شه. البته خود قدرت هم بعضی رو (که جنبش رو ندارن) به فساد می کشه. اطرافیان رهبر هم از این قاعده خارج نیستن و رهبر هم (همون طور که گفتین) نتونسته از پسشون بر بیاد.
دنیا همینه دیگه......!

نه آقا امیر اصولا به تمام کسانی که در دفتر آقای خامنه ای کار می کنن بیت  می گن ...من مطمئنم که این لفظ رو به کار می برم
... ... , amir_taghavi62
... ... - 20:18 1387/11/26
94

دوست عزیز: از این که با پاسخهای مبسوط خویش به گسترش این بحث کمک کردید سپاسگزارم. اما لازم میدانم جهت تنویر اذهان مخاطبان کلوب چند نکته را یاداور شوم: 1 _ بنده به هیچ عنوان ادعا ننموده ام که نخستین شخصی هستم که به این شبهه پی برده ام! بدون شک عقلای این قوم همچون جنابعالی پیش از این جستاری در کتابچه قانون اساسی این کشور نموده اند و متوجه نقایص موجود گردیده اند. حقیر تنها جهت ریشه یابی مشکل ساختاری نظام جمهوری اسلامی و به منظور جلو گیری از بحثهای انحرافی مطروحه که هیچ  کمکی به درک اصل موضوع نمیکند مخاطبان کلوب شما را به طور غیر مستقیم به این سیکل باطل وبه قول شما شبهه قدیمی!ارجاع نمودم. 2_ از جنابعالی به خاطر ارایه لینک مقاله متشکرم. یاداور میشوم اینجانب بدوا" کلوب شما را محفل بحثهای تخصصی قلمداد نمیکردم لکن از قرائن اینگونه بر می اید که باید استینها را بالا زده و وارد گود شویم!!! 3_ دور تسلسل مذکور تنها بخش کوچکی از نوشتاری مفصل است که حقیر پیرامون اثبات فلسفی نظریه ولایت فقیه و ارایه مدلی بدیع( متفاوت با استنباط غالب از این نظریه) برای سیستم زمامداری جامعه اسلامی در زمان غیبت امام معصوم نگاشته ام.و در پایان پس از ارایه استدلالهای فراوان پیشنهاداتی را مطرح نموده ام که از ان جمله میتوان به معرفی نامزدهای مجلس خبرگان از سوی مراجع عظام تقلیدو در معرض رای عموم قرار گرفتن انها اشاره نمود. 4_ در پایان از جنابعالی استدعا دارم همانگونه که بنده مطالب شما را با دقت مطالعه نموده سپس به ارایه پاسخ می پردازم شما دوست عزیز نیز متقابلا" چنین نمایید تا خدای ناکرده مجددا" متهم به سرقت اندیشه های دیگران نگردم!!! متشکرم.

امیر خالی بند , amesa
امیر خالی بند - 10:55 1387/11/26
93
نقل قول از : مقداد نجاتمند

نقل قول از : امیر خالی بند

نقل قول از : مقداد نجاتمند




راستش از کتاب نخوندم. از یه سایت که اسمش هم یادم نیست و مدتها پیش خوندم یادم هم نیست!!!! امام علی می فرمایند که نبین کی گفته ببین چی گفته و به نظر من هم حرف درستی میتونه باشه....

در کل همراه بودن دین و سیاست تا زمانی خوبه که حکومت دینی باشه ولی امان از روزی که دین حکومتی بشه........

سلام
این رو قبول دارم ولی داشتن منبع برای حرفی که به کسی نسبت می دیم هم مهمه.
با نظر در مورد حکومتی شدن دین هم موافقم
پیروز باشید
مقداد نجاتمند , surena_iran2564
مقداد نجاتمند - 08:24 1387/11/26
92

به یک بیان ساده

رهبر , شورای نگهبان رو انتخاب میکنه

رهبر , امام های جمعه شهرها رو انتخاب میکنه.

امام های جمعه که توسط خود رهبری انتخاب شدند برای خبرگان کاندید میشن.

شورای نگهبان که توسط رهبر انتخاب شده امام های جمعه کاندید شده رو گزینش میکنه.

در نهایت مردمی که میخوان به رفیقشون که تو شورای شهر کاندید شده رای بدن مجبورن از این کاندیدانی که رهبری واسشون انتخاب کرده چند نفرو انتخاب کنن تا اینها رهبری رو انتخاب کنن. عرل یا نصبهم میتونن ....

اگه غیر از اینه بگید که ما هم بدونیم......

... ... , amir_taghavi62
... ... - 03:31 1387/11/26
91

دوست عزیز: فکر میکنم شما بحث مشروعیت یا مقبولیت ولی فقیه که از طرف اقای مصباح یزدی در گذشته به بحث گذاشته شد رو با بحث مورد نظر من خلط فرمودید. دوست داشتم مخاطبانم خودشون با مراجعه به قانون اساسی متوجه این سیکل باطل بشن. ولی شما من رو مجبور کردید علیرغم میل باطنیم توضیح مختصری در مورد این سیکل بدم: در متمم قانون اساسی مصوب سال 1368 اینگونه پیشبینی شده که رهبری(ولی فقیه) 6 نفر فقهای شورای نگهبان رو به طور مستقیم و 6 نفر حقوقدان رو با واسطه ی رییس قوه قضاییه که خود منصوب رهبریست تعیین میکند(البته همانطور که میدونید مجلس مجبور است از بین 12 نفر معرفی شده از طرف رییس قوه ققاییه که خود منصوب رهبریست 6 نفر را انتخاب نماید). پس مشخص میشود که اعضای شورای نگهبان تمامی به طور مستقیم منصوب رهبری هستند. حال اعضای شورای نگهبان مسوول نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان به صورت استصوابی(و نه استطلاعی!) میباشند. یعنی نامزدها ابتدا باید از سوی شورای نگهبان تایید صلاحیت(تصویب صلاحیت) بشوند سپس در معرض رای مردم قرار گیرند. و همانطور که در انتخابات پیشین شاهد بودیم در برخی موارد مردم مجبورند از بین تنها یک نامزد تایید شده همان یک نفر را انتخاب کنند!!!پس نتیجه میگیریم مجلس خبرگان نیز به نحوی منتخب شورای نگهبانی است که خود منصوب رهبریست! و این سیکل هنگامی تکمیل میشود که مجلس خبرگان بخواهد بر عملکرد رهبری نظارت کرده ویا وی را عزل نماید! از شما می پرسم ایا هیچ مخلوقی بر خالق خویش احاطه دارد؟ ایا هیچ منصوبی میتواند ناصب خویش را عزل نماید!!!!!!!!!! واین چیزی نیست جز دور تسلسل ودور نیز باطل است....

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.