| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
12
|
1134
|
89/1/10 (23:59)
|
|
||
|
|
91
|
842
|
89/3/7 (16:35)
|
|
||
|
|
10
|
120
|
90/5/6 (03:20)
|
|
||
|
|
105
|
907
|
89/12/1 (00:49)
|
|
||
|
|
12
|
99
|
89/10/3 (11:56)
|
|
||
|
|
2
|
18
|
89/2/5 (17:58)
|
|
||
|
|
8
|
76
|
88/12/20 (18:52)
|
|
||
|
|
25
|
76
|
88/11/4 (20:17)
|
|
||
|
|
4
|
246
|
88/11/2 (18:38)
|
|
||
|
|
15
|
92
|
88/8/13 (01:21)
|
|
||
|
|
11
|
62
|
88/6/28 (14:13)
|
|
||
|
|
16
|
54
|
88/5/13 (21:37)
|
|
||
|
|
3
|
46
|
88/5/2 (14:32)
|
|
||
|
|
0
|
38
|
88/4/31 (01:09)
|
|
||
|
|
4
|
43
|
88/4/26 (02:30)
|
|
||
|
|
1
|
25
|
88/3/30 (15:11)
|
|
||
|
|
1
|
16
|
88/3/30 (15:11)
|
|
||
|
|
85
|
418
|
88/3/25 (23:57)
|
|
||
|
|
6
|
34
|
88/3/20 (15:59)
|
|
||
|
|
0
|
43
|
88/3/19 (04:00)
|
|
همانگونه که از عنوان این تایپیک پیدا است در این مکان قرار است در مورد چرایی و یا احیانا لزوم وجودی ولایت فقیه با هم به گفتگو بپردازیم .
با توجه به اینکه این بحث هم به سرنوشت دیگر مباحث مشابه در این مقوله دچار نشوند از تمامی عزیزان علی الخصوص دوستان منتقد و مخالف درخواست میشود با صبر و تحمل بیشتری نسبت به قبل در این تایپیک نظرات خود را ارائه نمایند تا دست آویزی برای آنتن های مورد نظر !!! به وجود نیایید .
از هر گونه توهین به هر شخصیت حقیقی و حقوقی جدا خود داری بفرمایید .
به یک بیان ساده
رهبر , شورای نگهبان رو انتخاب میکنه
رهبر , امام های جمعه شهرها رو انتخاب میکنه.
امام های جمعه که توسط خود رهبری انتخاب شدند برای خبرگان کاندید میشن.
شورای نگهبان که توسط رهبر انتخاب شده امام های جمعه کاندید شده رو گزینش میکنه.
در نهایت مردمی که میخوان به رفیقشون که تو شورای شهر کاندید شده رای بدن مجبورن از این کاندیدانی که رهبری واسشون انتخاب کرده چند نفرو انتخاب کنن تا اینها رهبری رو انتخاب کنن. عرل یا نصبهم میتونن ....
اگه غیر از اینه بگید که ما هم بدونیم......
سلام
خواستم یه توضیحی در مورد مساله ی دور باطل بیان کنم:
اولا این مشکل از اساس به "دموکراسی" و حکومت رای مردم بر مردم شکل میگیره. در کل ما دو نوع حکومت رو متصور میشیم. دموکراسی و دیکتاتوری که به عقیده ی بنده دیکتاتوری مزایایی بر دموکراسی امروزی داره...چون در دموکراسی امروزی پس از نفوذ لایه های قدرت در حکومت دیگه نمیدونیم ظلمی که داره صورت میگیره از طرف چی تفکر و عقیده ای هست اما در دیکتاتوری شخص ظالم مشخصا پیدا و ظلمش آشکار است...
ثانیا در مورد دور باطل:
در مساله ی ولایت چیزی به عنوان نصب خبرگان وجود نداره، نصب از جانب خدای متعال( و ولی معصومش) و عام در فقاهای زنده هست و وظیفه ی خبرگان رهبری کشف فقیه اعلم هست. پس این دور که خبرگان رهبر را تعیین و رهبر شورای نگهبان را و شورای نگهبان خبرگان را در وهله ی اول رد میشود.زیرا در مساله ی ولایت تعیین اعتبار"ولایت" از جانب خبرگان نیست و از جانب خداست
پس : خدای متعال-----------» اعتبار می بخشد به رهبر و دستوراتش---------------» رهبر اعتبار به شورا ی نگهبان و دستوراتش-------» رهبر به شورا و شورا به خبرگان و دستوراتش....... این دور باطل مندفع است.
سوال: در " دموکراسی" اولین مجلس و دولت و ... با کدام قانونی بر سر کار آمده است؟
با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز:
سالها قبل در قالب جزوهای، نهضت آزادی ایران ادله خود را در رد فقهی تئوری ولایت فقیه منتشر نمود. البته هزینه سنگینی نیز از بابت انتشار آن جزوه پرداخت كرد، لیكن هنوز پاسخی فقهی به ادله منتشر شده در آن جزوه از سوی معتقدین به نظریه ولایت فقیه ارایه نشده است. در هر حال بنده نیز اعقاد دارم كه الزام به حكومت فردی كه از مجموعه دین، تنها به بخش فقهی آن تسلط داشته باشد، آنهم به شكل موجود كه هرگونه سوال یا نقد رفتار حكومتی او ممنوع بوده و جایگاهی بالاتر از پیامبر برای او قائل باشند، در دین اسلام وجود ندارد.
با احترام- خرم
سلام بر دوستان گرامی 
البت با توجه به اینکه می گن اصل ولایت به دلیل اسلامی بودن کشور مطرح می شه و چون در قانون اساسی اومد پس قانونی و لازم الجراست
حالا این بحث مطرح می شه که همان شورای نگهبان که ناظر بر مجلسم هست باشه و تمام قوانین بر پایه اسلام رو قبول و ما بقی رو رد کنه (همشم در جلسات مجلس باشه) اونوقت تمام قوانین بر پایه ی اسلام حالا اونوقت نیاز به ولایت هست؟
هم اینکه دایره یا مثلث یا هرچی که اسمش رو بذارین (رهبر-شورای نگهبان-خبرگان) جور در نمیاد
bebinid chizy be esme velaiate faghih dar iran faghat posheshy shode baray be rasmiat shenakhte shodane hokomat.
tamame ray ha , tasmimat, hokm ha va behtar ast begoiam harfe akhar tavasot 1 nafar gerefte mishavad . khob in hamon kary ast ke 30 sal pish be ghol ghaimi ha shah mikard dige pas lozome enghelab chy bod???????
دوست عزیزم ، تایپ به هر نوع و زبانی به غیر از زبان فارسی ممنوع می باشد ؛ اینبار بنده به نیابت از جنابعالی مطالب شما رو به فارسی تایپ میکنم و از شما و دیگر دوستان خواهش میکنم به نکات مورد اشاره در قوانین کلوب توجه بفرمایید .
:
ببین چیزی به اسم ولایت فقیه در ایران فقط پوششی شده برای به رسمیت شناخته شدن حکومت ، تمام رای ها ، تصمیمات ، حکم ها و بهتر است بگویم حرف آخر توسط یک نفر گرفته می شود . خب این همون کاری است که 30 سال پیش به قول قدیمی ها می کرد دیگه پس لزوم انقلاب چی بود ؟؟؟؟؟؟؟
دوست عزیز ، قبل از شروع عرایضم بابت شرکت شما در این بحث و صداقتتون در بیان احساس و نظراتتون تشکر می کنم 
در رابطه با درد دل شما به زعم بنده نه تنها در این کلوب بل در این سایت هم کسی نیست که بتواند پاسخی در خور بدانها ارائه نماید و تنها فردی هم که بایست این ها را بشنود حس شنوایی ایشان تنها به امواج با طول موج مدح و مجیز !!! رفلکس نشان می دهد و هر حرف و سخنی غیر از این نوع تنها با باتوم و شیشه نوشابه و گلوله پاسخ داده میشود .
به هر حال قسمتی از فرمایشات جنابعالی در رابطه با جان مایه بحثمان بود که بنده چند نکته در این باب به ذهن ام رسید که بهتر دیدم با شما و دیگر دوستان به اشتراک بگذارم .
1 - در اینکه بافت اصلی و اکثیرت جامعه ایران را مسلمانان و از این گروه هم اکثریت به شیعیان 12 امامی تعلق دارد اما یادمان نرود در ایران گروه ها و قومیت ها و مذهبیون و ... دیگری هم مقیم هستند ، سنی ها چرا باید به آنچه که اعتقاد ندارند ملزم و معتقد شوند !!؟ ارامنه و یهودیان و زردشتیان و دیگر اقلیت های مذهبی چرا باید ملزم به رعایت شعائر مذهبی دیگر هستند ؟ آیا در قانون این نکات پیش بینی شده است ؟ این نکته را با توجه به اولین کلماتی که در بالا از جانب شما نقل کرده ام به خدمتتان عارض شدم ؛ که همیشه یادمان باشد نباید از یک زاویه از یک دریچه به مسائل نگاه کنیم که همینک همین حکومت کودتا هم دارد همین کار را می کند .
2 - آنچه که شما در ابتدای فرمایشاتتان بدانها اشاره فرمودید ( با فاکتور گرفتن ولایت فقیه ) جز مسائل اعتقادی می باشد ، حال تکلیف امثال من و آنانی که بر این باورند که دین از سیاست باید جدا باشد چیست ؟ در ضمن به نظر شما آیا نباید قبل از تمامیه آن نکاتی که بدانها اشاره فرمودید باید و باید و باید قانون را عنوان می فرمودید ! ( قانونی که با توجه به انتصابی کردن نمایندگان مجلس هر روز بیشتر از دیروز تحریف و به سوی مطلقه کردن دیکتاتوری توسط وکیل الدوله ها سوق پیدا می کند )
3 - دوست عزیز من ، وقتی در این کشور همه چیز و همه امور در نهایت به جناب رهبر ختم می شود وقتی که از جزئی ترین مسائل تا کلانترین امور را این جناب خود را صاحب نظر و رای میداند و از مادر زاده نشده آنکه روی حرف ایشان حرف بزند
مگر غیر از این است که نظام تبدیل می شود به حکومت و حکومت هم در چنگال حاکم است و حاکم میشود کل امورات کل تصمیمات کل بودن ها و نبودن ها ؟
4 - در قانون اساسی ابتدایی برای ولی فقیه شرایطی تعیین شده حتما از مفاد آن آگاه هستید ، یکی از بندهای آن عادل بودن فرد است ، این بند یعنی این فرد باید و باید از هرگونه تمایل به جناح و بخش و گروه خاصی کاملا خودداری نماید و اگر علایقی هم به یک گروهی داشته باشد تمایلات شخصی خود را کاملا پنهان کند تا گروه مقابل زیر فشار قرار نگرفته و با توجه به اختیارات رهبری به حاشیه رانده نشود ؛ حال خامنه ای برخوردار این خصیصه است ؟ مگر می شود کسی که موقع و بی موقع گاه و بی گاه از هر تریبون و هر فرصتی بیاید و خود را طرفدار یک جناح خاص معرفی کند و از فردی خاص اعلام حمایت کند را فردی عادل و بی طرف دانست ؟
5 - یکی از مهمترین مسائلی که امروز طرفداران زیادی هم پیدا کرده بحث جدایی دین از سیاست است ، و مهمترین و شاخصترین ادله طرفداران این نظریه هم جدا کردن عقاید شخصی از تصمیمات عمومی است ( بهترین مثالی که میتوان در این مورد بیان کرد مصداق تصمیم گیری یک فرد گیاه خوار است برای جمعیتی که بر فرض چند نفر حداقلی گوشت خوار هم در آن گروه موجود است ) حال از شما و دیگر دوستان می خواهم خواهش کنم ضمن پرداختن به اصل موضوع که جان مایه تایپیک است نیم نگاهی هم به این موضوع داشته باشید که اگر بخواهیم در ایران این مهم را اجرایی کنیم آیا اولا شدنی است یا خیر و در ثانی اگر شدنی باشد به چه شکل و در چه برد و دامنه ای می توان این جدایی را انجام داد .

نه آقا احساسات كدومه..!!
پس از پیروزی انقلاب، کمیسیونی مرکب از چند نفر اعضای دولت موقت و اعضای شورای انقلاب در دفتر آقای یدالله سحابی (مشاور نخست وزیر در امور انقلاب) با شرکت آقایان ابولحسن بنی صدر، آیت الله مطهری، مهندس بازرگان، یدالله سحابی (ترکیبی از اعضای دولت موقت و شورای انقلاب) دو نفر قاضی از دیوانعالی کشور و دکتر صحت از حزب ملت ایران برای تدوین قانون اساسی نظام جدید تشکیل گردید. پیش نویس قانون اساسی که توسط آن کمیسیون تدوین شده بود، مقولهای بنام ولایت فقیه در آن جای نداشت یعنی محتوای آن پیش نویس، یک قانون اساسی عرفی بوده است. («درس تجربه»، خاطرات ابوالحسن بنی صدر، به کوشش حمید احمدی)
مهندس بازرگان نیز در باره چگونگی تدوین آن پیش نویس قانون اساسی عرفی چنین گفته است: «در طرح رسمی پیشنهادی قانون اساسی به مجلس خبرگان که طی چند ماه با همکاری نزدیک دولت موقت و شورای انقلاب و با کسب نظر ایشان [آیت الله خمینی] و علمای دیگر تنظیم گردیده بود، کمترین اشارهای به مسئله ولایت فقیه به عمل نیامده و خواسته نشده بود. (خاطرات مهندس بازرگان، در گفتگو با غلام رضا نجاتی، صص6 – 85)
.....
پس از تدوین آن پیش نویس قانون اساسی، در باره ی شیوه به تصویب رساندن آن، دو نظر در شورای انقلاب وجود داشت. سران حزب جمهوری اسلامی و عضو شورای انقلاب که خط سیاسی آیت الله خمینی را دنبال می کردند، خواستار آن بودند که برای به تصویب رسیدن آن پیش نویس، بهتر است که آن را به رفراندوم بگذارند. علت مطرح کردن موضوع رفراندوم به این خاطر بود که میخواستند در آن روزها هر چه زودتر جمهوری اسلامی دارای قانون اساسی بشود و نظام جدید قانونیت یابد و تثبیت بشود. در صورتی که تشکیل مجلس مؤسسان نیاز به وقت بیشتر و آن را قدری به تأخیر میانداخت. اگر چه نیروهای ملی – مذهبی عضو شورای انقلاب همانند آیت الله خمینی و سران حزب جمهوری اسلامی عضو شورای انقلاب نیز خواهان سرعت بخشیدن در تصویب آن پیش نویس قانون اساسی بودند منتها با شکل رفراندوم موافق نبودند بلکه خواستار به تصویب رسیدن آن از طریق تشکیل مجلس مؤسسان می شدند. استدلال آنان چنین بود: «چون در ماده آخر فرمان امام به آقای بازرگان [به سمت نخست وزیری] تشکیل مجلس مؤسسان آمده این حکم وعده ای به مردم را دارد، لذا اگر ما بخواهیم مجلس مؤسسان را تشکیل ندهیم، خلاف وعده کردیم، این درست نیست. » (عزت الله سحابی "در شورای انقلاب چه گذشت"، ماهنامه ایران فردا، شماره 52 فروردین 1378، صص 6 – 7)
............
شرکت مردم در انتخابات
در 24 خرداد 1358 متن پیش نویس قانون اساسی عرفی یاد شده در مطبوعات پر تیراژ وقت کشور (روزنامه های اطلاعات و کیهان) به چاپ رسید. به دنبال آن از مردم دعوت شد برای انتخات نمایندگان مجلس خبرگان بر ای تصویب آن قانون اساسی عرفی مشارکت نمایند. وقتی نمایندگان مجلس خبرگان انتخاب شدند، در روز 27 مرداد 1358 در مدرسه فیضیه به دیدار آیتالله خمینی رفتند. آیتالله خمینی در این مقطع مطمئن شده بود، اکثریت بزرگ ترکیب دست چین شده این مجلس در خط او هستند، در آن روز با ایجاد رعب و وحشت، قدرتش را با این عبارت به نمایش گذاشت: «ما دیگر نمیتوانیم آن آزادی را که قبلاٌ دادیم بدهیم و نمیتوانیم بگذاریم این احزاب کار خودشان را ادامه بدهند. ما شرعاَ نمیتوانیم مهلت بدهیم. شرعاَ جایز نیست که مهلت بدهیم. ما آزادی دادیم و خطا کردیم. به این حیوانات درنده نمیتوانیم با ملایمت رفتار بکنیم. دیگر نمیگذاریم هیچ نوشتهای از اینها در هیچ جای مملکت پخش شود. تمام نوشتههایشان از بین میبریم . با این ها باید با شدت رفتار کرد و با شدت رفتار خواهیم کرد.» (آیتالله خمینی، مجلس معارفه با نمایندگان مجلس خبرگان در فیصیه قم، 27 مرداد 1358)
.....
حسن آیت در مصاحبه مطبوعاتی در دفتر حزب جمهوری اسلامی در باره نقش خود در این رابطه چنین گفته بود: «هم اکنون روزنامه انقاب اسلامی و سایر ضد انقلابیون، خلقیون، حزب دموکرات، کومله و فدائیان خلق متحداَ علیه من دست به سمپاشی زدهاند... علت این اعمال دو چیز است یکی این که میخواهند قانون اساسی را که من تلاش کردم در مجلس خبرگان از صورت غربی [عرفی] به صورت اسلامی در آورم بی آعتبار سازند و دوم این که چون من باعث به تصویب رسیدن اصل ولایت فقیه هستم می خواهند از من انتقام بگیرند. (متن پیاده شده از نوار حسن آیت؛ نقل از کتاب ”غائله چهاردهم اسفند“ ظهور و سقوط ضد انقلاب؛ چاپ دادگستری جمهوری اسلامی ایران، 1364؛ تهران، صص 7 – 356)
..
اقای عزت الله سحابی هدفی را که مظفر بقایی در "اسلامی کردن" امور پی گیری میکرد، چنین ارزیابی می کند: «بین دوستان خودمان صحبت کردیم، میگفتیم بقایی همیشه آدم منافق و دو دوزه بازی بوده است، مثلاٌ در 30 تیر 1331 به عنوان یکی از رهبران جبهه ملی در جلوی صف مبارزان بر ضد قوام السلطنه حضور دارد، همان روز رفیق و همدست خودش دکتر عیسی سپهبدی را به خانه قوام السلطنه فرستاده بود و بعدها معلوم شد، همان موقع با دربار هم رابطه داشته است. ما فکر می کردیم، ایشان روی آن نفاق سیاسی اش، چون می دانست روشنفکران مذهبی یا ملی – مذهبی زیر بار این حرف نمی روند و اصل [ولایت فقیه] را قبول نمیکنند، [بقایی] میخواهد روشنفکران ملی – مذهبی را از صحنه سیاسی خارج کند. آن وقت خودش میماند و روحانیان و تحولات آینده.» (عزت الله سحابی، همان منبع، ص8)
....
برای اصل مطلب به لینک زیر رجوع کنید.
http://www.arashmag.com/content/view/280/46/
دوست عزیز: از این که با پاسخهای مبسوط خویش به گسترش این بحث کمک کردید سپاسگزارم. اما لازم میدانم جهت تنویر اذهان مخاطبان کلوب چند نکته را یاداور شوم: 1 _ بنده به هیچ عنوان ادعا ننموده ام که نخستین شخصی هستم که به این شبهه پی برده ام! بدون شک عقلای این قوم همچون جنابعالی پیش از این جستاری در کتابچه قانون اساسی این کشور نموده اند و متوجه نقایص موجود گردیده اند. حقیر تنها جهت ریشه یابی مشکل ساختاری نظام جمهوری اسلامی و به منظور جلو گیری از بحثهای انحرافی مطروحه که هیچ کمکی به درک اصل موضوع نمیکند مخاطبان کلوب شما را به طور غیر مستقیم به این سیکل باطل وبه قول شما شبهه قدیمی!ارجاع نمودم. 2_ از جنابعالی به خاطر ارایه لینک مقاله متشکرم. یاداور میشوم اینجانب بدوا" کلوب شما را محفل بحثهای تخصصی قلمداد نمیکردم لکن از قرائن اینگونه بر می اید که باید استینها را بالا زده و وارد گود شویم!!! 3_ دور تسلسل مذکور تنها بخش کوچکی از نوشتاری مفصل است که حقیر پیرامون اثبات فلسفی نظریه ولایت فقیه و ارایه مدلی بدیع( متفاوت با استنباط غالب از این نظریه) برای سیستم زمامداری جامعه اسلامی در زمان غیبت امام معصوم نگاشته ام.و در پایان پس از ارایه استدلالهای فراوان پیشنهاداتی را مطرح نموده ام که از ان جمله میتوان به معرفی نامزدهای مجلس خبرگان از سوی مراجع عظام تقلیدو در معرض رای عموم قرار گرفتن انها اشاره نمود. 4_ در پایان از جنابعالی استدعا دارم همانگونه که بنده مطالب شما را با دقت مطالعه نموده سپس به ارایه پاسخ می پردازم شما دوست عزیز نیز متقابلا" چنین نمایید تا خدای ناکرده مجددا" متهم به سرقت اندیشه های دیگران نگردم!!! متشکرم.
راستش از کتاب نخوندم. از یه سایت که اسمش هم یادم نیست و مدتها پیش خوندم یادم هم نیست!!!! امام علی می فرمایند که نبین کی گفته ببین چی گفته و به نظر من هم حرف درستی میتونه باشه....
در کل همراه بودن دین و سیاست تا زمانی خوبه که حکومت دینی باشه ولی امان از روزی که دین حکومتی بشه........
به یک بیان ساده
رهبر , شورای نگهبان رو انتخاب میکنه
رهبر , امام های جمعه شهرها رو انتخاب میکنه.
امام های جمعه که توسط خود رهبری انتخاب شدند برای خبرگان کاندید میشن.
شورای نگهبان که توسط رهبر انتخاب شده امام های جمعه کاندید شده رو گزینش میکنه.
در نهایت مردمی که میخوان به رفیقشون که تو شورای شهر کاندید شده رای بدن مجبورن از این کاندیدانی که رهبری واسشون انتخاب کرده چند نفرو انتخاب کنن تا اینها رهبری رو انتخاب کنن. عرل یا نصبهم میتونن ....
اگه غیر از اینه بگید که ما هم بدونیم......
دوست عزیز: فکر میکنم شما بحث مشروعیت یا مقبولیت ولی فقیه که از طرف اقای مصباح یزدی در گذشته به بحث گذاشته شد رو با بحث مورد نظر من خلط فرمودید. دوست داشتم مخاطبانم خودشون با مراجعه به قانون اساسی متوجه این سیکل باطل بشن. ولی شما من رو مجبور کردید علیرغم میل باطنیم توضیح مختصری در مورد این سیکل بدم: در متمم قانون اساسی مصوب سال 1368 اینگونه پیشبینی شده که رهبری(ولی فقیه) 6 نفر فقهای شورای نگهبان رو به طور مستقیم و 6 نفر حقوقدان رو با واسطه ی رییس قوه قضاییه که خود منصوب رهبریست تعیین میکند(البته همانطور که میدونید مجلس مجبور است از بین 12 نفر معرفی شده از طرف رییس قوه ققاییه که خود منصوب رهبریست 6 نفر را انتخاب نماید). پس مشخص میشود که اعضای شورای نگهبان تمامی به طور مستقیم منصوب رهبری هستند. حال اعضای شورای نگهبان مسوول نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان به صورت استصوابی(و نه استطلاعی!) میباشند. یعنی نامزدها ابتدا باید از سوی شورای نگهبان تایید صلاحیت(تصویب صلاحیت) بشوند سپس در معرض رای مردم قرار گیرند. و همانطور که در انتخابات پیشین شاهد بودیم در برخی موارد مردم مجبورند از بین تنها یک نامزد تایید شده همان یک نفر را انتخاب کنند!!!پس نتیجه میگیریم مجلس خبرگان نیز به نحوی منتخب شورای نگهبانی است که خود منصوب رهبریست! و این سیکل هنگامی تکمیل میشود که مجلس خبرگان بخواهد بر عملکرد رهبری نظارت کرده ویا وی را عزل نماید! از شما می پرسم ایا هیچ مخلوقی بر خالق خویش احاطه دارد؟ ایا هیچ منصوبی میتواند ناصب خویش را عزل نماید!!!!!!!!!! واین چیزی نیست جز دور تسلسل ودور نیز باطل است....