userinfo close

  ,

کویر لوت و کویر مرکزی


kavirelootvakaviremarkazi

تاسیس: 12 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: م ح - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
2
11
90/4/24 (13:36)
1
8
90/4/24 (13:32)
1
6
89/9/19 (14:02)
0
2
89/9/15 (09:04)
0
6
89/9/15 (09:00)
1
38
89/9/15 (08:51)
0
6
86/9/18 (12:04)
0
6
86/7/27 (12:27)
0
5
85/8/28 (01:18)
0
7
85/4/14 (08:07)

عنوان بحث

احمد رونقی , adventuretrips
احمد رونقی - 09:00 1389/09/15

سرزمین لوت

سالها پیش وقتی برای اولین بار قدم به سرزمین لوت گذاشتم خوب یادم هست که آرامشی ژرف در وجودم نشست و من فکر نمی کردم این افق باز و بی انتها ، در روزگاری بعدتر، افسونگر زندگیم باشد؛ نوای سحر انگیزی که مدام مرا به خود می خواند و بدین گونه است كه باز سفر تنها راه زیستن می شود!

آن موقع من به همراه چند تن از دوستان به قصد فتح قله های سر به فلک کشیده و پر برف کرمان و دیدنیهای فراموش نشدنی آن ، عزم سفر به آن دیار نموده بودیم و از گذر ایام سری هم به سرزمین هیچستان و کویر زیبای لوت در منطقه شهداد زدیم.

برج و باروی ویران شده شهری نگون بخت ، اولین تصویری بود که در ذهن هر بیننده ای در برخورد نخست با شهر کلوت یا شهر لوت تداعی می شود و رودی خروشان در دل گرمترین و خشکترین منطقه کره زمین که با وجود ظاهر فریبنده اش حتی پرندگان تشنه هم از خوردن آب آن امتناع می ورزند ، آبی كه به قول دوستان با اسید باطری برابری می كند!

از آن هنگام تا کنون سالهای زیادی گذشته و من به کویرهای بسیاری سفر کرده ام و بسیار آموخته ام. تجربه زیبائیها ، بزرگیها، سختیها، مصیبتها، و صدها نکته ناگفته در مورد کویر، مهمترین دستاورد من از این سفرها به شمار می رود ؛ ولی در وجود من نیرویی است که همواره مرا به سوی این طبیعت شگفت انگیز و سحرآمیز فرا می خواند و بدین گونه است که هنوز سفری پایان نیافته ، دیگری آغاز می شود و هر بار به سوی مقصدی نو که هر چه بکرتر باشد و ناشناخته تر، بهتر است.

نمی دانم شاید کویر هم از دریای خروشان درون و موج نگاه چون منی سیراب می گردد و این رابطه ای می شود تا پیوندی عمیق و ریشه دار بین ما شکل بگیرد و چه بسا این باشد که من همیشه دلتنگ اویم و او دلتنگ من! کویر سراپا زمین است و زمین مادر است؛ از خاکیم که بر خاکیم!

مهربان همدمی است که شبانگاه در آغوشش به خواب می رویم و صبحگاه بر رویش می تازیم و شاید کویر یعنی همین!

برای مرد کویر، سفر به کویر، زیستن با کویر،  با عشق به کویر و در مبارزه با کویر است و برای من اینها یعنی زندگی! یعنی همه چیز!

وقتی برای اولین بار از دیدار حاشیه شرقی کویر لوت بازگشتم ، به سفری بزرگ به قصد دیدن و شناختن قسمتهای مختلف این کویر می اندیشیدم که مسلمأ آن روزها بدلیل نداشتن تجربه کافی و تجهیزات مناسب ، کمی دور از انتظار می نمود ولی پس از چندین سال تلاش مستمر، موفق شدم چندین برنامه دیگر نیز در قسمتهای مختلف این کویر با موفقیت برگزار نمایم.

خروجی این سفرها به همراه ساعتها کار تحقیقاتی و جمع آوری اطلاعات موجود که بسیار اندک و ناقص بود ، باعث شد دیدگاه تازه ای نسبت به این کویر اسرار آمیز پیدا کنم و رویای سفر به قلب این کویر افسانه ای ، کم کم حالت واقعیت به خود بگیرد.

تا این موقع توانسته بودم قسمتهای زیادی از کویر شهداد، جبهه شمالی کویر لوت تا مرز کوه میخ انبار ، حاشیه شمالی ریگزار عظیم لوت ، جبهه جنوبی کوه سیمرغ و مسیر ده سلم به ده سیف را طی چندین برنامه شناسایی ، با همراهی دوست و همسفر همیشگی ام مهندس سید امیر طالبی گل كه یكی از برجسته ترین كویرنوردان و محققین مبحث كویر در كشور میباشد ، پیمایش نموده و اطلاعات مفیدی جمع آوری نمایم.

کار تحقیقاتی وسیعی شروع شد! جمع آوری اطلاعات، فایلها، نقشه های توپوگرافی، مصاحبه با مردم محلی، نقشه های ماهواره ای ، نرم افزارهای جغرافیایی، گزارشهای سفرهای قبلی ، وضعیت اقلیمی و هواشناسی، گزارشات زمین شناسی و … تا جائیكه بالاخره متقاعد شدیم موقعیت مناسبی است تا در بهمن ماه سال جاری با بهره گیری از حداکثر توان اجرائی و تجهیزات مدرن کویر پیمائی همچنین یاری گرفتن از نیروهای متخصص و باسابقه از جمله دوست دیرینه ام کاپیتان طاهردین که در حال حاضر مقیم امارات می باشد، به قصد دست یابی به قلب کویر لوت و چندین نقطه ناشناخته آن سفر نمایم.

جلسات متعددی برگزار شد تا برنامه ریزی دقیقی برای سفر صورت گیرد و احتمال برخورد با هرگونه مشکل و موانع احتمالی عنوان و راه حلی ارائه شود تا در خلال برنامه تیم دچار حادثه و مشکل پیش بینی نشده نگردد.

با کمک گرفتن از تصاویر ماهواره ای و نقشه های دقیق ، مسیر سفر و نقاط مورد نظر انتخاب گردید. سپس مسافتی که طی خواهد شد و متعاقب آن سوخت مورد نیاز و زمان برنامه مشخص گردید. با توجه به حجم و وزن زیاد بارها و ناشناخته بودن قسمتهای زیادی از مسیر ، تصمیم بر این گرفته شد تا یک سفر بارگذاری با هدف پیمایش قسمتی از مسیر مورد نظر و بجای گذاشتن قسمتی از سوخت و آب برنامه اصلی اجرا شده و پس از ثبت محلهای بارگذاری توسط GPS و نمونه گیری از بافت زمین آن نواحی ، تیم اعزامی به شهرستان مراجعت نماید.

افراد زیادی برای شرکت در برنامه داوطلب شده بودند که متأسفانه امکان جابجائی آنها برای تیم وجود نداشت لذا مصوب شد تا با توجه به شرایط دشوار و سخت سفر و امكان بروز حوادث پیش بینی نشده ، تیم اعزامی در قالب اکسپدیشن یعنی تیم سبک و سرعتی حرکت نماید.

یکی از مشکل ترین قسمتهای کار فراهم نمودن تجهیزات خاص سفر و تعمیرات مورد نیاز خودروها بود که اغماض در هریک از آنها می توانست به حادثه ای بزرگ منجر شود. با رایزنی انجام شده با کاپیتان طاهردین ایشان قبول زحمت فرموده و تعدادی از اقلام مورد نیاز را که امکان تهیه آن در داخل کشور وجود نداشت از نمایندگیهای معتبر در امارات و توسط خرید اینترنتی ، تهیه نمودند.

خوردروها هم به دلیل اینکه سالهای زیادی در کویرهای ایران کار کرده و مسیرهای طولانی و دشوار را پیموده بودند ، نیاز به تعمیرات و سرویس کامل داشتند و لازم بود که کلیه قطعات موتور و بدنه آن و همچنین چرخ و جلو بندی همگی باز شده و پس از چکاپ مجددأ سوار گردند.

وقت زیادی برای این کار صرف شد و برودت شدید هوا در وسط زمستان امسال سختی كار را دو چندان كرده بود ولی با همت یکی از دوستان بنام آقای علی حسین پور که مکانیک متخصصی نیز هست ، کار بسیار سریعتر ازآنچه تصور می شد انجام پذیرفت! لطف یکی از دیگر از کوهنوردان مجرب شهر ، آقای رضا محمودآبادی با در اختیار گذاردن سالن سرویس مغازه خود و همراهی ایشان در تکمیل سرویس خوردروها علی رغم رنجبردن ایشان از کمر درد شدید ، کمک زیادی در پیشرفت کار داشت.

حالا دیگر تیم آماده و مجهزی داشتیم که می توانست روزهای متمادی در سخت ترین شرایط و در دشوارترین مسیرها طی طریق نموده و اطلاعات جامعی از مناطق شناسائی شده را کشف و ضبط نماید.

متأسفانه در تأمین مالی قضیه هیچ یک از شرکتهای بزرگ استان از جمله سیمان باقران و کویر تایر حاضر به همکاری نشدند و جای این سوال برای ما همچنان باقی ماند که چرا شرکتی چون سیمان باقران که مبلغ  هنگفتی از جیب سهامداران خود را فقط جهت چاپ عکس یک شخصیت معروف به همراه اعضاء هیأت مدیره در فلان روزنامه پرداخت نموده ، در حمایت از یک حرکت پویا و خلاق تحقیقاتی پیشقدم نمی شود و اگر این غولهای صنعتی استان دست جوانان علاقمند و مستعد را در مباحث مختلف علمی یا ورزشی نگیرند ، پس تأثیر وجود آنها در استان چه خواهد بود؟!

اگر پرداخت چنین هزینه ناچیزی برای چنین شرکتهایی دشوار و ناممکن است پس در آینده چگونه جوابگوی چشمان منتظر سهامداران خود که تمام اعضاء تیم هم از همین سهامداران هستند خواهند بود؟!

و دیگر اینكه آیا بهتر نبود بجای اینکه یک لاستیک ژاپنی افتخار رسیدن به نقطه سفر حیات را داشته باشد این افتخار نصیب لاستیک کویر تایر خودمان می شد؟!

البته نکته مهم اینست که ما اهمیت اجرای برنامه های علمی و تحقیقاتی را کمتر از نصب بیل برد و تبلیغات رنگارنگ و بی هدف ، ندانیم !

در اینجا بود که باز هم لطف سردار بزرگ کارآفرینی کشور جناب آقای مهندس ناصری نصیب مصیبت زدگان تیم گشت و ایشان ضمن استقبال از انجام چنین برنامه هایی، با اهداء یک دستگاه دوربین تصویر برداری بسیار فنی و پیشرفته بار بزرگی را از سر راهمان برداشتند که امیدواریم سرلوحه ای باشد برای همه مدیران واحدهای صنعتی تا کمک به قشر جوان ،محقق و یا ورزشکار استان را ننگ ندانند چرا که این علاوه بر کمک در بالندگی جوانان و سازندگی استان، اعتباری نیز برای خود و واحدشان خواهد بود بسان این مثل كه گفته اند : دوست آن باشد كه گیرد دست دوست ...

خوشبختانه ماشینها نیاز به تست نداشتند چرا که خیابانهای شهر آنقدر دست انداز و چاله دارد که طی مسافت اندکی در شهر با صدها کیلومتر رانندگی رالی در کویر برابری می کند و البته این چاله های تمام نشدنی، نقش مهمی هم در کار آفرینی و به تبع آن در اقتصاد استان ایفاء میكند! البته لازم به ذكر است راهنمائی و رانندگی بیرجند که قبلاً هم درجلوگیری از تردد موتورهای دود زا کمک بسیاری در سبک سازی وظایف یکی از ادارات شهر نموده بود ، با جمع آوری تعداد زیادی از سرعت گیرها كمك زیادی به بهبود وضعیت نا همواریها در استان نموده است! جای آن دارد كه خیلی از ادارات ما از جدیت ، نظم و مردمداری نیروی انتظامی درس بگیرند تا مشكلاتی چون كنده كاریهای هنرمندانه معابر شهر هم تا حدودی سروسامان بگیرد! 

بالاخره مشکلات مالی و تأمین اعتبار برنامه هم با همت و قول مساعدت ریاست محترم سازمان ملی جوانان جناب حاج آقای سالاری که همواره با چهره ای باز پذیرای جوانان فعال و پرشور هستند تا حدودی مرتفع شد. لازم به ذکراست که از زمان انتصاب ایشان تحولات بزرگی در عرصه جوانان استان صورت پذیرفته و طرحهای بسیاری در زمینه های مختلف علمی، فرهنگی، ورزشی، و... با همت و پیگیری این بزرگمرد با موفقیت به مرحله اجرا درآمده است. الحق که وجود ایشان مایه مباهات و افتخار نسل جوان استان و پشتوانه ای محکم برای آنان است.

باقی زحمت را دسته چك مشكل گشای انجمن حامیان كویر ایران و مدیریت محترم بانك صادرات شعبه توحید در تلاشی همزمان كشیدند.

یکی دیگر از معضلات برنامه فراهم نمودن سوخت مورد نیاز در طول سفر بود که این مسأله نیز طی نشستی صمیمی با جناب آقای مهندس محمودیه ریاست محترم شرکت نفت منطقه خراسان جنوبی مرتفع گردید. ایشان نیز ضمن ابراز علاقمندی به اجرای چنین برنامه هایی بر روی انجام تحقیقات علمی تأکید نموده و آمادگی خود را برای همکاری بیشتر در این بخش اعلام نمودند که جای بسی تشکر و قدردانی را دارد و امیدواریم عملكرد ایشان نیز الگویی باشد برای همه مدیران پژوهش مدار و علاقمند به گسترش علم و تحقیق در سطح استان خراسان جنوبی.

بالاخره تیم آماده حرکت شد لیست ها بسته و تجهیزات برای آخرین بار چکاپ شدند. تمام مراحل برنامه بایستی برای چندمین بار کنترل می شد. با هماهنگی انجام شده با فرماندهی محترم انتظامی استان جناب سردار نکوئی و لطف ایشان ، پشتیبانی برنامه به قرارگاه عملیاتی فجر و جناب آقای سرهنگ حیدری واگذار گردید.

سه روز قبل از حرکت جلسه ای با شرکت کلیه خبرگزاریها، مطبوعات، همکاران و کارشناسان برنامه تشکیل شد و کلیه مراحل انجام سفر و اهداف و نتایج حاصله توسط سرپرست تیم تشریح گردید.

در اینجا نكته ابهامی برای من مطرح شد و آن عدم انعکاس ابعاد سفر و چگونگی آن توسط بخش خبری صدا و سیمای مرکز خراسان جنوبی و باشگاه خبرنگاران استان بود که به صورتی ساده و بی اهمیت از این موضوع گذشتند و حتی در لحظه حرکت و پس از بازگشت هم حاضر به تصویر برداری و تهیه گزارش از این فعالیت نشدند. تنها جوابی هم که به ما داده شد این بود که ما فقط اخباری که از طریق روابط عمومی ادارات بدست ما برسد، پخش می کنیم!

و بالاخره ما متوجه نشدیم که منظور از رسانه ملی کدام رسانه است؟!

و آیا باشگاه خبرنگاران استان چه خبرهای دست اولی به عرصه ملی ارسال می کند که تهیه گزارش از چنین برنامه ای در برابر آنها چندان مهم و قابل توجه نمی نماید؟!

روز جمعه 19 بهمن ماه ساعت 10 صبح پرواز تهران – بیرجند به زمین نشست و ما مشتاقانه دوستانمان را که از مسافتی دور عزم سفر کرده بودند، تنگ در آغوش کشیدیم.

آقایان کاپیتان طاهردین دو برادر کهنسال خوزستانی که گذر زمان انگار هیچ تغییری در توان و نیروی جوانیشان نداده بود، آمده بودند تا با استفاده از تجربه بی نظیرشان در امور مربوط به راهبری و ناوبری تیم ، ما را یاری نمایند.

آنان تحصیلات خود را در سوئد و انگلستان به پایان رسانیده و به بیش از 20 کشور جهان به علاوه قطب شمال و اعماق جنگلهای آمازون سفرکرده بودند و کوله باری از دانش و تجربه در علوم مختلف جهت یابی، ستاره شناسی، و... بهمراه داشتند که می توانست کمک بزرگی برای تیم ما باشد.

ناهار صرف گردید و پس از هماهنگی ، بیرجند را به سمت نهبندان ترک نمودیم.

کاپیتانها مایل بودند که سردخانه های قدیمی را در شوکت آباد ببینند که به علت كمبود وقت این امر میسر نگردید.

در سهل آباد نبز با دیدن تالاب بزرگ آن بسیار شگفت زده شدند و ما حین عبور توانستیم چندین لک لک سرما خورده را هم ببینیم که با چشمانی خمار و فقط بر روی یک پا استراحت می کردند؛ ولی من به تصویری زیبای کوهها بر آب تالاب می اندیشیدم و اینکه نقاش طبیعت چگونه بر آب هم نگار می زند؟!

یکی از خودروها سر ناسازگاری دارد! توقف می کنیم و متوجه می شویم پاژن من در قسمت پایه دینام دچار شکستگی شده و باید تعویض گردد؛ خوشبختانه قطعه یدكی آن هم جزء لیست لوازم یدكی ماست.

تا روستای چاه دراز راه زیادی نیست ؛ می توانیم علاوه بر تعمیر ماشین از مزرعه پرورش شترمرغ هم بازدیدی داشته باشیم البته باید کمی آهسته و با احتیاط برانم.

در روستای چاه دراز با استقبال و مهمان نوازی آشنای دیرین آقای نخعی شتر دار معروف منطقه و صاحب مزرعه پرورش شترمرغ روبرو می شویم و پس از احوال پرسی و رد و بدل تعارفات سری هم به شترمرغها می زنیم.

شترمرغها براستی که زیبا و جذابند، بسان جوجه یک روزه ای که ناگهان قد کشیده و بیش از معمول بزرگ شده است، حرکاتی کودکانه و خونگرم همراه با بازیگوشی دارند؛ طوری که انسان از بودن با آنها خسته نمی شود و شاید برای آنها هم همینطور باشد!

جعبه های ابزار را بیرون می آوریم و تعمیرات آغاز می گردد. خورشید آخرین انوار طلائی خود را از دشت بر می گیرد و آرام آرام در افق دور از نظرها پنهان می گردد.

هوا سرد شده و ما هنوز مشغولیم؛ پیچها در جای بسیار بدی قرار دارند و تعویض آنها با مشکل مواجه است بالاخره کار تمام شد و بچه ها با سر و صورت سیاه و کثیف دست از سر ماشین نگون بخت برداشتند.

پس از سوختگیری مسیر را به سمت روستای چاه داشی ادامه داده و از آنجا به روستای ده سلم رفتیم راهنمای ما یکی از قدیمی ترین افرادی است که آخرین بار در سی سال پیش با شتر از کویر لوت عبور نموده و بارها مسیر شهداد به دهسلم را با كاروانهای قدیمی طی نموده است. او اکنون در معدن مسی به نام هورکان که خود ثبت نموده مشغول به کار می باشد و شبها نیز در همانجا می خوابد؛ در روستای چاه دشی خبری از همسر وی می گیریم و متوجه می شویم حقداد آلان در معدن است. راه دارازی است ولی ما باید برویم و امشب کمپ اصلی را در محل معدن بر پا کنیم.

معدن در نیمه راه مسیر ده سلم به شهداد و بافاصله چند کیلومتر از جاده واقع است. آسمان پرستاره شب کویر بسیار زیبا و جذاب بوده و به علت نبود نورهای مزاحم و اضافی و همچنین عدم وجود موانع، موقعیت بسیار خوبی برای رصد ستارگان در شب می باشد.

کاپیتانها عقیده دارند قبل از رسیدن به معدن توقف کنیم و با افروختن آتش کمی هم غذا میل نمائیم که البته با استقبال روبرو می شود و ما اتراق می کنیم.

فکر نکنم هیچ لذتی به افروختن آتش در دل کویر آنهم به زیر آسمان پر ستاره آن ضمن صرف چای داغ و نان گرم برسد!

یکی از دوستان كویرنورد ، حال مناسبی ندارد و ظاهرا با تب و لرز شدیدی دست و پنجه نرم می کند . تصمیم می گیرم اگر تا فردا بهبود نیافت صبحدم با خودروی متعلق به معدن او را به سایت امدادی چاه داشی اعزام کنم.

به سختی از آتش گرم دل می کنیم و ره به جاده می سپاریم . ساعتی بعد در معدن هستیم. چراغها خاموش است. به ناچار در می زنیم و پس از چندی با چهره خواب آلود حقداد نیک پرست راهنمای قدیمی خودمان روبرو می شویم.

در یک کانتینر جداگانه جائی به ما می دهد و به رختخواب باز می گردد. ما نیز خسته ولی در هیجان فردا به درون کیسه خواب میخزیم و با اولین نفس ها به خواب می رویم.

صبح روز شنبه متوجه می شوم که مهندس صباغ حال و روز خوشی ندارد و ظاهرا شب بسیار بدی را پشت سرگذاشته است. با سرپرست معدن که جوان خوش برخورد و مودبی است صحبت می کنم و قرار براین می شود تا کمی بنزین جهت استفاده خودروی معدن به آنها بدهم تا بتوانند صائب را به کمپ امداد برسانند و یادآوری می کنم تا به محض بهتر شدن با همراه ماهواره ای من تماس بگیرد و ما را از احوال خود با خبر کند. خداحافظی می کنیم و با ناراحتی دور شدنش را بدرقه می نماییم.

زمان زیادی را ازدست داده ایم و باید هر چه زود تر حرکت کنیم تا شب درنقطه ای که از قبل بر روی نقشه های ماهواره ای علامت زده ایم، اقامت کنیم.

مهندس طالبی مشغول عکاسی است و تقریبأ از هرچه که می بیند و نمی بیند ، عکس می گیرد. مختصات نقطه بارگذاری بنزین اول را به GPS می دهیم  و حرکت می کنیم. قرار بر این است که ماشین من به عنوان لیدر جلوتر حرکت کند و با کمی فاصله مهندس طالبی پشت سر خودروی من با پاژن وانت ادامه مسیر دهد.

از اینجا دیگر هیچ راه یا جاده ای وجود ندارد و تنها پشتوانه ما برای گم نشدن در لایزال برهوت موقعیت یاب جهانی و نقشه هائی است که به همراه داریم.

هنوز ساعتی نگذشته که به محل ذخیره سازی بنزین شماره یک در یکی از ارتفاعات غربی کوه سیمرغ می رسیم و بلافاصله اقدام به سوختگیری خودروها می نمائیم. نزدیک شدن به کوهها برای ما کمی مشکل ساز است چرا که مجبوریم وارد آبرفت رودهای فصلی آنها شده و بدنبال آن دست انداز و تکان های شدید خودروها را پذیرا باشیم.

از اینجا به بعد ما وارد دشت خواهیم شد و برای این منظور وارد یکی از مسیلهای کوه سیمرغ شده و مستقیم به سمت قلب چاله لوت ادامه مسیر می دهیم. در اواسط راه توقفی می کنیم و با صرف کمی چای و تنقلات سر و سامانی به شکم های گرسنه می دهیم.

باز هم رفتن است و رفتن! آنهم در کویری که انگار هیچ انتهائی ندارد!

کوه سیمرغ هر لحظه کمرنگ تر می شود و بالاخره در هاله ای ازغبار از دیدگان پنهان می گردد. سطح دشت هم هموار تر شده و می توان با سرعت بیشتری حرکت کرد. در همه جا بستری از خاک نرم گسترده شده که گوئی بارانی از سنگهای ریز و درشت بر آن باریده است.

کم کم ارتفاعات شنی در افق دور دست نمایان می شوند و همچنان که پیش می رویم رنگ و روئی تازه به خود می گیرند و متوجه می شویم با آنکه اینها آن غولهای ماسه ای مورد نظر ما نیستند ولی ابعادی شگرف و عظیم دارند که چشم هر بیننده ای را خیره می سازد.

در اینجا یک کوه سیاه در وسط ماسه ها جلب توجه می نمود که شنهای روان تا قله آن نفوذ کرده و انگار سعی در خفه کردن آن داشتند.

کمی جلوتر با پرتگاهی عظیم مواجه می شویم که در واقع براثر جدا شدن دو قسمت مختلف کویر از یکدیگر به وجود آمده و این طور می نمود که کویر بنا گاه از میانه خود نشست کرده و به دو نیم شده است ؛ ضمن اینكه در چاله پائینی اشکال جالبی ار برجهای شنی خود نمائی می كرد.

وارد یکی از بریدگیها می شویم ولی به علت شیب زیاد ناچاریم از دنده های کمکی خودروها استفاده کنیم. از یک شیب بسیار تند و خطرناک پائین می رویم و وارد چاله می شویم. ماشین در بستری از خاک بسیار نرم به سختی حرکت می کند و طوفانی از خاک قدم به قدم بدرقه کننده ماست. تا رسیدن به نقطه بعدی یعنی بلند ترین کوههای شنی جهان حدود 40 کیلومتر دیگر باقی مانده و غروب نیز نزدیک است.

سرعت حرکت را بیشتر می کنیم در سمت چپ مسیر حرکت ما کوههای عظیم شنی نگاهها را خیره کرده است و من با آنکه کوههای شنی زیادی را در کویرهای ایران و حتی كشورهای عربی دیده ام، تا به حال با چنین عظمتی روبرو نشده ام.

ساعتی بعد و در حالیکه روشنی روز می رفت تا جای خود را به تاریکی شب بسپارد موفق شدیم خود را به نقطه مورد نظر برسانیم و کمپینگ را برقرار کنیم. هوا سرد شده است و تاریکی همه جا را پوشانیده است. در میان دو تپه ماسه ای پناه گرفته ایم در دو طرف چادر ما، خودروها قرار دارند تا جلوی وزش باد را بگیرند.

شام امشب قرمه است. قرمه بدین صورت تهیه می شود که تکه های گوشت را با مقداری آب می گذارند تا آنقدر بجوشد که روغن گوشت از آن جدا گردد و پس از سرد و سفت شدن روغن، آنرا در محلی خنک نگه داری می کنند.

کاپیتانها علاقه زیادی به خوردن این غذای محلی از خود نشان می دهند ولی من ترجیح می دهم تا به جای استفاده از غذای سنگین ناخنکی به خوراکیهای فرنگی که كاپیتان از امارات با خود به همراه آورده، بزنم. الحق که به لحاظ کیفیت و طعم قابل مقایسه با خوراکیهای بسته بندی خودمان نیست. اکثر آنها ساخت کشورهای اروپائی هستند که خوشبختانه به سلامت و رضایت مشتریان خود حساسیت زیادی نشان می دهند.

با آنکه از ماه جز هلالی کوچک در آسمان نیست ، ولی درخشش بی نظیر و انفجار عظیم ستارگان در آسمان کویر، سطح دشت را روشن کرده و با ایجاد سایه هایی مخوف در قله های شنی پشت سر ما تصویری وهم انگیز از شنزار بزرگ را به نمایش گذارده است.

سرمای بیرون و گرمای آتش باعث شده تا کسی از کنار اجاق تکان نخورد و مجلس تعریف و آتشونی کما کان ادامه یابد. ولی با یاد آوری اینکه روز سختی در پیش رو داریم یکی یکی به درون چادر و کیسه خوابها می خزند.

من نیز به سختی دل از آخرین سوسوهای زغالهای افروخته می کنم و به درون کیسه خواب می روم در رویای فردائی دیگر و عجایبی بیشتر.


  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.