userinfo close

  ,

طرفداران اندیشه احمد كسروی


kasraviclub

تاسیس: 30 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سام پارسا - معاونان
« با زور نمی توان جلوی اندیشه های نو را گرفت.» .. (شادروان احمد کسروی)
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
0
91/1/2 (17:37)
310
1405
90/1/1 (19:26)
53
408
90/4/23 (13:02)
43
352
90/2/24 (23:08)
0
36
89/5/5 (15:14)
60
600
89/4/25 (16:04)
6
64
89/2/16 (15:32)
363
1716
89/2/13 (20:20)
1
51
88/12/10 (09:02)
0
79
88/12/10 (08:54)
14
83
88/9/27 (23:08)
16
217
88/2/2 (00:17)
3
54
87/10/27 (23:11)
27
287
87/9/29 (22:50)
7
121
87/9/2 (17:30)
27
198
87/8/28 (21:11)
6
52
87/8/9 (05:02)
19
306
87/8/4 (18:54)
0
5
87/7/22 (21:24)
3
38
87/6/29 (20:54)

عنوان بحث

محمود ی , sunboy021
محمود ی - 05:16 1385/08/25

محل دفن کسروی

سلام دوستان
کی میدونه محل دفن کسروی کجاست ؟؟
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
حسام رضایی وطن دوست , hessam_19
19

درود بر محمد گرامی

سپاس از توضیحاتت محمد جان..

راستی جات جدا" خالی ....داریم دقایقمون رو شمارش میکنیم که 2شنبه روز برویم به  استقبال  پدرمون ( کوروش ) 

عکساشو برات میفرستم.


پاینده ایران

بدرود
حسام رضایی وطن دوست , hessam_19
18

درود بر یزدان و شما عزیزان.


دوست  گرامی علی.

    گورستان امامیه  که  صمد بهرنگی  هم در آن دفن شده است ..سالیانه سال هست که پابرجاست.
علی علی , ali_ali200093
علی علی - 17:39 1387/08/3
17
من یکبار از ناشناسی تصادفی شنیدم که میگفت تو گورستان امامیه تبریزه که البته اونجا رو هم تخریب کرده و سوزونده اند
فرح بانوی ایران زمین , farah_iran
16

سپاس آکام عزیز متنی که گذاشته بودی خیلی خوب بود

آکام حبیبی , akam22
آکام حبیبی - 04:50 1387/06/6
15
ایران و سده بیستم

 

محمود گودرزی ـ واشنگتن

روزنامه شهروند/ شماره 676/ كانادا

..........

كشتن اندیشمندی بزرگ

اگر من در اینجا دنبال كردن چگونگی دولت قوام را رها میكنم و به رخداد شوم و تلخی كه در بیستم اسفند ماه 1924 در كاخ دادگستری تهران پیش آمد، میپردازم به خاطر آن است كه این رخداد یك نقطه عطف تاریخی در كشور ماست. امروزه جهان درباره "ترور" به گفتگو درآمده است. در دورانی كمابیش كوتاه پاره ای از گروههای سیاسی چپگرا "ترور" را نیز وسیله ای در مبارزه میپنداشتند. اما بسیار زود به این حقیقت دست یافتند كه تا آمادگی ذهنی و عینی توده ای برای دگرگونی بنیادین جامعه آماده نشده باشد، این گونه تلاشها سر بر دیوار كوفتن است. چنین است كه امروزه دیگر "ترور" برای گروههای سیاسی باورمند به جنبش مردمی جایی ندارد.

از این رو بیشترین ترورهای معاصر از سوی بنیادگرایان مذهبی انجام میگیرد. آنچه در بیستم اسفند ماه 1324 در تهران رخ داد، نخستین ترور مذهبی دوران معاصر تاریخ ما بود. اما نه تنها به آن توجه لازم نشد، بلكه روشن شده است كه سررشته داران امور كشور، در آن زمان در یك همكاری نزدیك با ملایان مذهبی، در زمینه سازی آن دست داشتند. همان گونه كه در پیگرد جنایتكاران نیز این همدستی آشكار شد.

بی شك شنیده یا دیده اید كه دو سال پیش با كوشش دكتر ناصر پاكدامن، نامه های زنده یاد صادق هدایت به دوست زنده یادش شهید نورایی منتشر شده است. در سومین نامه كه در 24 اسفند 1324 ـ 15 مارس 1946 نوشته شده صادق هدایت به این رخداد تلخ میپردازد.

"از اوضاع اینجا خواسته باشید هیچ چیز قابل توجهی نیست و همان جریان سابق ادامه دارد. فقط چند روز پیش اتفاق عجیبی افتاد كه شاید در روزنامه های تهران خوانده باشید و آن هم كشتن كسروی در قلب وزارت دادگستری بود كه به طرز عجیبی صورت گرفت و پیداست كه گروه زیادی در این كار دست به یكی برده اند (شهرت داشت كه انجمن مسلمین پنجاه هزار تومان برای این كار تخصیص داده بود) به طور خلاصه از این قرار است كه كسروی با معاون خود، حدادپور، در مقابل مستنطق مشغول دفاع از خود بوده كه دو نفر نظامی وارد میشوند و گلوله ای به گردن او میزنند. گویا معاون كسروی، برای دفاع ، دو تیر یكی را به دست و دیگری را به پای هر یك از قاتلین میزند (جریان درست معلوم نیست چون در روزنامه ها آنچه راجع به قاتلها نوشته اند كه آزادانه خارج میشوند و فریاد الله اكبر میكشند و درشگه میگیرند و به مریضخانه میروند بسیار گنگ و مشكوك به نظر میرسد). چیزی كه حقیقت دارد مستنطق كسروی ظاهرا غش میكند و قاتلین بعد از آنكه كسروی و معاونش را با گلوله میكشند گویا فرصت زیادی داشته اند و با كمال فراغت بال مقدار زیادی زخم كاری به آنها میزنند. ( از ترس اینكه مبادا پیغمبر دوباره زنده بشود) و بعد هم با نهایت وقاحت از جلو عده زیادی میگذرند و كراوغلی میخوانند و بعد به طور بسیار مشكوكی گرفتار میشوند0 این هم ماستمالی خواهد شد. یكی از لحاظ قضایی و دیگر به علت آنكه مقتول را میشناختید اشاره كردم ولی آنهم همانقدر عجیب است كه باقیش، فقط یك geste symbolique ]ژست ـ حركت نمادین[ در این جریان وجود دارد. و نشان میدهد كه در مملكت شاهنشاهی هیچكس از جان خودش در امان نیست، حتی در مخ بنگاه دادگستری!" ("صادق هدایت، هشتاد و دو نامه به حسن شهید نورائی" كتاب چشم انداز، پاریس بهار 1379، ص 6ـ55)

 

ماجرا چگونه آغاز شد؟

میدانیم رضاشاه در شمار گامهایی كه به پندار خود در راه "تجدد" برمیداشت و گرده كار خود را از آتاتورك برگرفته بود، یكی هم كوتاه كردن دست آخوندها از امور اجتماعی بود. این كار كه با پایه گذاری دادگستری از سوی داور آغاز شده بود برای ملایان مرزی مشخص پدید آورد كه نارضایی بسیاری از آنان را موجب شد. با جنگ جهانی دوم و فرو كشیده شدن رضاشاه، بسیاری از مردان سیاسی كه در دوران رضاشاه به حاشیه رانده شده بودند، میدانی تازه یافتند. اینان برای راه یافتن به میان مردم با عوامفریبی آب به آسیاب ملایان میریختند. به یاد بیاورید كه سید ضیاءالدین كه دیگر نمیتوانست لباس ملایی بپوشد كلاه پوستی به سر میگذارد، و حزب توده كه نمیخواست در این مسابقه استعماری از دیگران واپس بماند سردر دفتر مركزی را در ماه محرم و زمان "عزاداری" سیاهپوش میكرد.

چند سال پیش نویسنده ای با نام "محمدتقی حاج بوشهری" یك رشته نوشتاری در شماره های "چشم انداز" چاپ پاریس درباره پیشینه زندگی و تحصیل و فعالیتهای آقای خمینی منتشر كرد. او در جایی كه درباره یك جزوه كوچك با نام "اسرار هزار ساله" كه از سوی شخصی به نام "حكمی زاده" گفتگو میكند، در این زمینه مینویسد:

"باید گفت كه "اسرار هزار ساله" در نوع خود بی نظیر نیست. در آن سالها، دیگرانی هم اعتقادات و رسوم مذهبی را به نقد كشیدند . . . اما آن كس كه در این راه پیشتر آغاز كرد و پیشتر هم رفت زنده یاد احمد كسروی بود. پس از شهریور بیست، فعالیتهای او دیگر از حیطه ادب و تاریخ و انتقاد و آداب و رسوم و اعتقادات گذشت و در مسیر آنچه نخست در سالهای پیشین جنگ جهانی دوم، در "آئین" بیان كرده بود گام نهاد. یعنی در مسیر نقد اعتقادات مذهبی و تدوین آنچه پاكدینی نام مینهند. نخستین نوشته های انتقادی به صوفیان و بهاییان پرداخته بود. "بهاییگری" و "صوفیگری" با اقبال فراوان روبرو شد. سومین نوشته "شیعیگری" بود كه خشم اهل تشیع را برانگیخت. در برابر این اعتراضات، كسروی كتاب خود را تغییر نام داد و همگان را به داوری خواند: "بخوانید و داوری كنید." در سال 1322 این كتاب هم دست به دست میگشت. بی شك قرنها بود كه اركان اسلام خود را با چنین انتقاداتی صریح و قاطع روبرو ندیده بود." (چشم انداز، شماره 6، تابستان 1368، ص 23)

ملایان در برابر خرده گیریهای مستند و منطقی شادروان كسروی پاسخی نداشتند0 از این رو همان گونه كه شیوه كهن آنان است، چماق تكفیر برداشتند، او را متهم كردند كه قرآن میسوزاند و به اسلام توهین میكند. اما این تنها ملایان نبودند كه روشنگریهای كسروی بازارشان را كساد میكرد و از این راه كمر به كشتن او بستند.

شادروان كسروی در واپسین سالهای زندگی پربارش، به هنگامی كه جنگ جهانی دوم رو به پایان بود  و طرح پدید آمدن "سازمان ملل متحد" ریخته میشد، در فاصله ای كوتاه سه اثر سیاسی بر روی مسایل روز نوشت. او در نخستین اثر زیرعنوان "از سازمان ملل متفق چه نتیجه ای تواند بود؟" به این امر پرداخت. كمی دیرتر با موقعیت آن روز ایران، مساله آذربایجان در شمال و شورش عشایر خوزستان در جنوب در اثر دیگر این پرسش را در پیش نهاد كه "سرنوشت ایران چه خواهد بود؟" سرانجام در سومین كتاب زیرعنوان "امروز چاره چیست؟" به یك رشته دردهای اجتماعی و راه چاره آنها پرداخت.

سالها پس از مرگش، فصلنامه "سهند" كه در پاریس منتشر میشد و سرنوشت ایران چه خواهد بود" را دو شماره پیاپی 7 و8 دوبار منتشر كرد، در پیش گفتاری كه برای این چاپ نوشته شده به گستره دشمنان كسروی این گونه اشاره رفته است:

"از سیاست پیشگانی چون تقی زاده، محمدعلی فروغی، محسن صدرالاشراف، ساعد مراغه ای، سیدضیاءالدین طباطبایی گرفته تا حزب توده و سازمانهای اسلامی "فداییان اسلام" و مراجع تقلید نظیر "آیت الله حسین بروجردی" و آقای حسین قمی از یك سو از نیش قلم او آسوده نبودند، و از سوی دیگر پژوهشگران رنگارنگ از ملك الشعرای بهار گرفته تا عباس اقبال و علامه قزوینی و پیروان ادوارد براون . . . همه و همه از حقیقت گویی و مصلحت نیاندیشی او دلتنگ بودند. حملات او بر خداوندگاران سخن و ادبیات فارسی . . . همانقدر باعث دلتنگی صاحب قلمان بود كه ایرادهای درست و بجایش بر ترجمه نادرست ادوارد براون از كتاب "ابن اسفندیار" و یا "خرده گیری و اصلاح اغلاط بیان الادیان"، كه شادروان عباس اقبال چاپ اول آن را تصحیح كرده بود، عاقبت تالیف چند كتاب دست به دست هم داده و فتوای قتل او را توسط مولف "كشف الاسرار" و مراجع تقلید نجف صادر نمود0" (سهند، پاریس، بهار، 1365، شماره 7، ص 254)

 

ایران دوستی محور اندیشه های كسروی

با به دیده گرفتن گستره دشمنان كسروی میتواند این پرسش پیش آید كه چرا و چگونه كسی میتواند این گونه آماج دشمنیهای گروههای گوناگون باشد؟ آشنایان با آثار این اندیشمند بزرگ روزگار ما، این نكته را آسان درمییابند، زیرا كه در بیش از هفتاد اثر او به دشواری بتوان یك اثر را یافت كه در آن به ایران و سربلندی آن پرداخته نشده باشد. این ایران دوستی در همه آثار او از ماهنامـــه "پیمان" كه در 1312 آغاز انتشارش بود و روزنامه "پرچم" كه پس از شهریور 1320 منتشر شد و آثاری چـــون "در پیرامون اسلام"، "بهاییگری "، "صوفیگری"، "شیعه گری"، "در پیرامون ادبیات"، "حافظ چه میگوید!"، "فرهنگ است یا نیرنگ؟" و نیز آثار پژوهشی او چون "شهریاران گمنام"، "تاریخ پانصد سال خوزستان"، "تاریخ هیجده ساله آذربایجان"، "تاریخچه شیر و خورشید"، "شیخ صفی و تبارش"، "مشعشیان" همه جا ایران دوستی موج میزند.

در اثر ارجمند او "تاریخ مشروطه ایران" برای نخستین بار به نویسنده ای برمیخوریم كه تنها "وقایع نگار" نیست بلكه به "شرایط اجتماعی" رخدادها توجه دارد، ریشه رخدادها را میشكافد، به نقش انسانها میپردازد؛ نام آوران تاریخ را كه از توده عامی برمیخیزند، از یاد نمیبرد، و نقش آنان را برجسته میكند، پرده از چهره فریبكاران برمیگیرد و سرانجام اثری به دست میدهد كه در بازنگری رخداد تاریخی گذشته میتواند راهگشای آینده باشد.

در پیش گفتاری كه او بر این اثر نوشته است هفت انگیزه را برای پرداختن به این كار نام میبرد. من تنها سومین انگیزه را در اینجا یاد میكنم و از آن انگیزه كه بسیار بلندست و حجمی برابر شش انگیزه دیگر دارد تنها به برآوردن یك فراز بسنده میكنم:

"ناآگاهی ایرانیان از سود و زیان و سستی اندیشه های ایشان به اندازه ای ست كه كسان بسیاری كه از وزیران و دیگران با مشروطه دورویی نموده و از باغشاه درآمده، در بهارستان جا گرفته اند، از زبونی اندیشه، بدی آنها را ندانسته به چون و چرایی برنخاسته اند و تا ما بنویسیم آن كسان را به بدی نمیشناختند." (تاریخ مشروطه، موسسه چاپ و انتشارات امیركبیر، تهران 1340 ص 4)

این كنایه "از باغشاه درآمده در بهارستان" جا گرفته اند نمونه ای از دلیری او در راه پرده فریبكاری از چهره های فریبكاران برگرفتن است. او اشاره به دستگیری و زندانی كردن سران مشروطه خواه در دوران "استبداد صغیر" محمدعلی میرزا میكند كه بازپرسی آنان با "محسن صدرالاشراف" بود. كسی كه پس از شهریور 20 بارها به وزارت و نخست وزیری رسید. این بسیار طبیعی بود كه این كسان كینه او را به دل داشتند. چنین بود كه در دوران نخست وزیری صدرالاشراف پرونده اتهام "توهین به اسلام" به جریان میافتد و كسروی را به دادگاه میكشند كه پایانی چنان دردناك به بار آورد.

كسروی در اثر دیگری به نام "دادگاه" از "كمپانی خیانت" نام میبرد و پیوند میان گروههای گوناگون دشمنان او را كه دشمنان ایران بودند برملا میكند. دشمنان كسروی تنها ملایان نبودند، و همان گونه كه در پیش گفتار برگرفته از "سهند" آمده بود، تنها سازمانهای مذهبی و ملایان و مراجع تقلید نبودند، بلكه گروهی از سیاست پیشگان و پژوهشگران ادبی نیز كه "از نیش قلم او آسوده نبودند" با ملایان همراه و همگام بودند.

پرداختن به این رخداد تلخ یعنی كشتن كسروی و یار همراهش حدادپور در كاخ دادگستری، گرچه "جمله معترضه" ای بود كه روند دنبال كردن "ایران و سده بیستم" را گسست، اما گمان دارم نمیبایست از یاد برود، زیرا كه این نخستین "ترور" دوران معاصر بود كه با شتاب و تردستی سرو ته قضیه را هم آوردند و كشندگان آن دو را از زندان رها كردند. یكی از آنان حسین امامی چندی بعد هژیر را ترور كرد، و این تنها تاوان نبود، همانها رزم آرا را نیز كشتند، و در كودتای 28 مرداد دست در دست امریكا در فرو كشیدن مصدق نقش داشتند و 25 سال پس از آن انقلاب مردمی ملت ما را منحرف كردند و اكنون بیش از دو دهه است كه ما تاوان سنگین آن كشتار را میپردازیم.

با عرض معذرت از شما دوستان قسمتی از متن را بخاطر حفظ کلوب مجبور شدم حذف کنم


محمود ی , sunboy021
محمود ی - 06:10 1385/11/13
14

نبووووووووووودددد ؟؟؟؟؟؟

محمود ی , sunboy021
محمود ی - 02:47 1385/09/14
13
پس چی شد ؟؟ 
محمود ی , sunboy021
محمود ی - 21:55 1385/09/2
12
ممنون می شم
پیمان ابراهیمی , pebrahimi
پیمان ابراهیمی - 16:20 1385/09/2
11
سعی می کنم برایتان پیدا کنم.
محمود ی , sunboy021
محمود ی - 05:16 1385/09/2
10
site  رو قبلا دیدم چیزی توش پیدا نکردم !!

پیام در تاریخ 85/9/1 ویرایش شده است.
پیمان ابراهیمی , pebrahimi
پیمان ابراهیمی - 22:03 1385/09/1
9

پس سری به سایت www.kasravi.info  بزنید. ممکن است پیدا کنید. 

ابراهیم م , ebrahim18
ابراهیم م - 00:59 1385/09/1
8

اگر هم معلوم باشه احتمالا تخریبش کردن . محمود جان اگر خیلی برات مهمه یه سر برو دانشگاه تهران یا علامه یا تربیت مدرس از اساتید یا دانشجویان دکتری تاریخ سووال کن شاید بدونن . ولی من فکر کنم هم خانه کسروی در حکماوار و هم قبرش رو تخریب کرده باشند .

محمود ی , sunboy021
محمود ی - 05:54 1385/08/30
7
نه خیر
برای قرائت فاتحه نپرسیدم

آقا کسی نبود بدونه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پیمان ابراهیمی , pebrahimi
پیمان ابراهیمی - 17:56 1385/08/29
6
فعلا در کتابهای تاریخ آذربایجان و تاریخ مشروطه دفن است. برای قرائت فاتحه به این دو کتاب مراجعه فرمایید که شایسته تر است.
محمود ی , sunboy021
محمود ی - 03:41 1385/08/29
5
شاید به درد شما نخوره

ولی من  خیلی دوس دارم بدونم


پیام در تاریخ 85/8/28 ویرایش شده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.