| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
0
|
91/1/2 (17:37)
|
|
||
|
|
310
|
1405
|
90/1/1 (19:26)
|
|
||
|
|
53
|
408
|
90/4/23 (13:02)
|
|
||
|
|
43
|
352
|
90/2/24 (23:08)
|
|
||
|
|
0
|
36
|
89/5/5 (15:14)
|
|
||
|
|
60
|
600
|
89/4/25 (16:04)
|
|
||
|
|
6
|
64
|
89/2/16 (15:32)
|
|
||
|
|
363
|
1716
|
89/2/13 (20:20)
|
|
||
|
|
1
|
51
|
88/12/10 (09:02)
|
|
||
|
|
0
|
79
|
88/12/10 (08:54)
|
|
||
|
|
14
|
83
|
88/9/27 (23:08)
|
|
||
|
|
16
|
217
|
88/2/2 (00:17)
|
|
||
|
|
3
|
54
|
87/10/27 (23:11)
|
|
||
|
|
27
|
287
|
87/9/29 (22:50)
|
|
||
|
|
7
|
121
|
87/9/2 (17:30)
|
|
||
|
|
27
|
198
|
87/8/28 (21:11)
|
|
||
|
|
6
|
52
|
87/8/9 (05:02)
|
|
||
|
|
19
|
306
|
87/8/4 (18:54)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
87/7/22 (21:24)
|
|
||
|
|
3
|
38
|
87/6/29 (20:54)
|
|
دوستان عزیز
من به تازگی عضو این گروه متفکر و خردگرا شده ام تمام نظرات دوستان را مطالعه کردم
فقط این را میتوانم بگویم بعد از ده سال تحقیق در مورد این جعل بزرگ تاریخ اسلام(شیعه)
به یزدان گر ما خرد داشتیم کجا این سرانجام بد داشتیم
خوب اومدی.
جناب علی من شک ندارم شما با سواد هستید .مشکل شما کمی مطالعه شما هست این موضوع به خوبی در پست 45 شما روشن هست .
خوب شما که با اهل فن اسلام آشنایی پیدا کردید لطف بفرمایید بحث در مورد شیعه را شروع کنید ببینیم این اهل فن! تا چه قدر توانستند سخنان پوچ خود را جایگزین منطق و عقل شما کنند!!
دوستان عزیز
من به تازگی عضو این گروه متفکر و خردگرا شده ام تمام نظرات دوستان را مطالعه کردم
فقط این را میتوانم بگویم بعد از ده سال تحقیق در مورد این جعل بزرگ تاریخ اسلام(شیعه)
به یزدان گر ما خرد داشتیم کجا این سرانجام بد داشتیم
نقل قول از ستار خان
با این كه شما مطلب قبلی رو هنوز نگفتید نظرتان چیه ولی من عجالتا این سوالات رو جواب می دهم
حال با توجه به پاسخ های شما من این سوالات رو مطرح می كنم.
1. آیا از زمان غیبت تا كنون كه امامی نداریم تكلیف از مردم ساقط شده؟خیر
با توجه به اینكه الان هم برداشت دانشمندان از دین متفاوته تكلیف چیست؟ در این مورد خود اهل بیت ما رو سفارش كردن كه به علما كه نواب عام هستند مراجعه كنیم . بعد از شروع غیبت ولی عصر علمای بزرگ تشیع مانند شیخ مفید . كلینی . شیخ صدوق . علی بن بابویه . و هزاران نفر از علما بوده و الان هم هستند كه دین تشیع را زنده نگه داشته اند.
چه كسی احكام و وظایف رو تعیین می كنه؟ آیا الان فرستاده خداست كه تكلیف رو برای مردم تعیین می كنه؟ كسانی كه به عنوان نواب عام حضرت هستند. خود حضرت فرمود از كسی تبعیت كنید كه این شرایط رو داشته باشه:(من کان من الفقها صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا لهواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه)
كسی از فقها كه1- مواظب نفس خود باشد 2- و حافظ دینش و3- مخالفت با هوای نفس خود كنید و 4- مطیع امر مولایش(امام زمان) باشد پس بر مردم عوام است كه ازو تقلید كنند. شرایط كاملا مشخص شده . از چنین كسی تقیلد كن. و نیز می دانیم كه هیچ گاه امام معصوم امر به محال نمی كند به قول امروزی ( این حدیث سر كاری نیست) پس حتما چنین كسانی هستند . چنان چه قبلا هم بوده اند پس برای احكام و وظایف باید به سراغ ایشان برویم.
2. آیا از زمان غیبت تا كنون اختلافی در مورد دین نیست؟ حتی در زمان خود اهل بیت هم در بین مردم در دین اختلاف بود بعد از رحلت پیامبر اسلام شروع شد. چه رسد به الان .
برداشتها متفاوت نیست؟ پس تكلیف چیه؟ چه كسی اختلافات رو باید حل كنه؟ باز جواب این سوال شما همان حدیث بالاست. تكلیف این است كه مردم به دنبال این گونه علما و فقها باشند.
این ها سوالاتی است كه دلایل شما رو نقض می كنه؟
اولا پیش داوری نكنید
د ر ثانی : شما فكر میكنید دیگه از این جا به بعد با این چند تا سوالی كه شما و امثال شما می پرسند ، دیگه من و تمام شیعیان از 1200 سال پیش تا الان به بن بست رسیده ایم
آیا فكر می كنید تمام اون دلایل نقلی و ایات و روایت هایی كه گفتم و نگفتم فقط تا همان سالهای 260بوده است.
آیا به راستی فكر می كنید احكام الهی تعطیل شده است. ؟؟؟ فكر می كنید اسلام برای همان 260سال بود ؟؟؟
آیـــــــــــــــا از بحثی كه گذاشتید و سوالاتی كه نمودید ولی به هیچ كدام نظر درستی نداشتید قصدتان همین بود .؟؟؟ مثلا من رو به عنوان یه شیعه و یا نمونه ای از انان به بن بست بكشونید
و به زعم خودتان طرف مقابل در بن بست گیر كرد ضربه ی نهایی را بزنید. و بعد مانند كسرویان این كلوب تعمیم كلی بدین كه پس همه شیعیان این جوری اند.
ایا می خواهید به زعم خود از شیعه مدركی بگیرید بر علیه شیعه .؟؟
شما بگید از زمان غیبت تا الان كه 1000 سال گذشته تكلیف چیه؟
اگر تكلیف این باشه كه مثل كسرویان به جای این كه از خداوند كمك بخواهیم كه در این چند سال عمر ما را با دین خودش اشنا كنه . بریم بدون تحقیق و با اهدافی كاملا مغرضانه ،بدون این كه بگوییم می خواهیم چكار كنیم
فقط در صدد چالش درست كردن باشیم خوبــــــــــه؟؟
آیا اگر تكلیف ما این باشه كه خرمگسی عمل كرده و به نگاه مغرضانه فقط و فقط ضعف ها را نشانه بریم و بعد اون ضعف ها رو به تمام شیعیان از اول تا اخر نسبت بدیم خوبـــــــــه؟
و هزاران آیا های دیگر
نقل قول از ستار خان
با این كه شما مطلب قبلی رو هنوز نگفتید نظرتان چیه ولی من عجالتا این سوالات رو جواب می دهم
حال با توجه به پاسخ های شما من این سوالات رو مطرح می كنم.
1. آیا از زمان غیبت تا كنون كه امامی نداریم تكلیف از مردم ساقط شده؟خیر
با توجه به اینكه الان هم برداشت دانشمندان از دین متفاوته تكلیف چیست؟ در این مورد خود اهل بیت ما رو سفارش كردن كه به علما كه نواب عام هستند مراجعه كنیم . بعد از شروع غیبت ولی عصر علمای بزرگ تشیع مانند شیخ مفید . كلینی . شیخ صدوق . علی بن بابویه . و هزاران نفر از علما بوده و الان هم هستند كه دین تشیع را زنده نگه داشته اند.
چه كسی احكام و وظایف رو تعیین می كنه؟ آیا الان فرستاده خداست كه تكلیف رو برای مردم تعیین می كنه؟ كسانی كه به عنوان نواب عام حضرت هستند. خود حضرت فرمود از كسی تبعیت كنید كه این شرایط رو داشته باشه:(من کان من الفقها صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا لهواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه)
كسی از فقها كه1- مواظب نفس خود باشد 2- و حافظ دینش و3- مخالفت با هوای نفس خود كنید و 4- مطیع امر مولایش(امام زمان) باشد پس بر مردم عوام است كه ازو تقلید كنند. شرایط كاملا مشخص شده . از چنین كسی تقیلد كن. و نیز می دانیم كه هیچ گاه امام معصوم امر به محال نمی كند به قول امروزی ( این حدیث سر كاری نیست) پس حتما چنین كسانی هستند . چنان چه قبلا هم بوده اند پس برای احكام و وظایف باید به سراغ ایشان برویم.
2. آیا از زمان غیبت تا كنون اختلافی در مورد دین نیست؟ حتی در زمان خود اهل بیت هم در بین مردم در دین اختلاف بود بعد از رحلت پیامبر اسلام شروع شد. چه رسد به الان .
برداشتها متفاوت نیست؟ پس تكلیف چیه؟ چه كسی اختلافات رو باید حل كنه؟ باز جواب این سوال شما همان حدیث بالاست. تكلیف این است كه مردم به دنبال این گونه علما و فقها باشند.
این ها سوالاتی است كه دلایل شما رو نقض می كنه؟
اولا پیش داوری نكنید
د ر ثانی : شما فكر میكنید دیگه از این جا به بعد با این چند تا سوالی كه شما و امثال شما می پرسند ، دیگه من و تمام شیعیان از 1200 سال پیش تا الان به بن بست رسیده ایم
آیا فكر می كنید تمام اون دلایل نقلی و ایات و روایت هایی كه گفتم و نگفتم فقط تا همان سالهای 260بوده است.
آیا به راستی فكر می كنید احكام الهی تعطیل شده است. ؟؟؟ فكر می كنید اسلام برای همان 260سال بود ؟؟؟
آیـــــــــــــــا از بحثی كه گذاشتید و سوالاتی كه نمودید ولی به هیچ كدام نظر درستی نداشتید قصدتان همین بود .؟؟؟ مثلا من رو به عنوان یه شیعه و یا نمونه ای از انان به بن بست بكشونید
و به زعم خودتان طرف مقابل در بن بست گیر كرد ضربه ی نهایی را بزنید. و بعد مانند كسرویان این كلوب تعمیم كلی بدین كه پس همه شیعیان این جوری اند.
ایا می خواهید به زعم خود از شیعه مدركی بگیرید بر علیه شیعه .؟؟
شما بگید از زمان غیبت تا الان كه 1000 سال گذشته تكلیف چیه؟
اگر تكلیف این باشه كه مثل كسرویان به جای این كه از خداوند كمك بخواهیم كه در این چند سال عمر ما را با دین خودش اشنا كنه . بریم بدون تحقیق و با اهدافی كاملا مغرضانه ،بدون این كه بگوییم می خواهیم چكار كنیم
فقط در صدد چالش درست كردن باشیم خوبــــــــــه؟؟
آیا اگر تكلیف ما این باشه كه خرمگسی عمل كرده و به نگاه مغرضانه فقط و فقط ضعف ها را نشانه بریم و بعد اون ضعف ها رو به تمام شیعیان از اول تا اخر نسبت بدیم خوبـــــــــه؟
و هزاران آیا های دیگر
عجــــــــــــــــــــــــــــــــــــب خدای بیخودی ....... اینهمه ادمو بدون راهنما و امام و هادی و رهبر و پیشوا رها کرده ککش هم
نمیگزه.......
اینهمه بی عدالتی این همه ظلم......... اصلا انگار نه انگار که این ادمها عاقلند و باید به رشد برسند
متل حیوانها تو هم وول میخورند قانونشون قانون حیوانیت یا همون جنگل
واقعا متاسفم برای کسانی که چنین خدایی دارند
جناب ستار خان
نوشته اید من نگفتم جواب های شما عقلی و منطقی نیست من تنها گفتم جواب های شما مثل آقا مهدی نوشته شده.
اولا : مگر جواب های آقا مهدی رو قبول كرده بودید؟؟ منظور شما از این حرف رد كردن سخن من است نه تفاوت اون
جواب های مهدی فقط روایت بود ولی جواب های من 3 موردش دلیل عقلی بود و 7 مورد دلیل نقلی و می بینید كه تفاوت داره و مشابه نیست.
ثانیا : گفتم كه دلایل نقلی رو شما ، عقلانی بررسی كنید. شما از نظر عقلی اونا رو رد كنید . چند بار بگم ؟
جالب اینه كه نوشته اید. من فقط می خواستم با جواب های خود شما ضرورت امامت رو رد كنم تا شك و شبهه ای ایجاد نشه.
در حالی كه اولش گفتید من نگفتم جواب های شما عقلی و منطقی نیست
این دو تا رو باهم جمع كنید !!!!!!!!!!!!
از طرفی اذعان دارید كه جواب های من منطقی و عقلی هستش. از طرفی هم می خواین با همون جواب ها ( كه به قول خودتان منطقی هست) ضرورت امامت رو رد كنید
تازه طوری كه برای این ردیه شما شك و شبه ای هم نماند . بازم میگم ما منتظر دلایل مبرهن و حجج متقن شما هستیم.
نوشته اید: دوست عزیز امامت و مهدویت بحث های جدایی نیستند كه بخوایم تك تك بررسیشون كنیم اونا بحثای به هم پیوسته هستن. یعنی هر یك مكمل دیگری هستن. پس باید با هم بررسی و اثبات بشن.
مگه من گفتم از هم جدا هستند؟؟؟؟!! منظورم این كه مهدویت بعد از قبول امامت است .هنوز بحث امامت تموم نشده كه سراغ بحث مهدویت می رید.
شما از طرفی حواستون جمع هست كه بحث عقلی و نقلی قاطی نشه ولی در عین حال می رید سراغ مهدویت بدون این كه در این مورد به نتیجه ای رسیده باشید . در عین حال مبحث شما در مورد امامت است. نه مهدویت. دوباره نگید مگه مهدویت و امامت از هم جدان .
نقل قول از : ستارخان سردار ملی
جناب ستار خان عزیز
دلایل عقلی ای را كه مطرح شده است بررسی كنید . بگید اینها درسته یا نه . اول شما نظر خودتون رو مطرح كنید
در مورد دلایل نقلی هم گفتم باز میگویم . ببینید شما اصلا چه كار دارید از كجا نقل شده و لازم هم نیست دنبال سند روایت و آیه باشید .
میگم دلیل های نقلی صرف نقل نیست. شما فقط از نظر عقلی بررسی كنید. كاری به گوینده ان نداشته باشید . برای ما تعبدا و عقلا این دلایل عقلی قابل قبول است. شما اصلا تعبدی بودن ان كاری نداشته باشید. شما به عنوان یك نظریه علمی و عقلانی بررسی كنید.
شما اول می گویید نظرات عقلی بررسی شود بعد نقلی . بعد بدون اینكه نظرات عقلی كه 3 تا بود را نقد و یا رد و یا قبول كنید ، می گید دلایل نقلی رو بعدا باید بررسی كرد
در واقع هم عقلی و هم نقلی بی جواب مونده .
نوشته اید (پس محدوده ما فعلا فقط عقله.)
خوب من هم باز میگم . شمام اصلا كار نداشته باشید از كی هست اصلا به گوینده اون كار نداشته باشید .
دلایلی رو كه از قران و احادیث اورده شده عقــــــلانی بررسی كنید همین
اگر درست است بگید درست است . اگر قبول ندارید و رد می كنید منتظر دلایل متقن و ججج مبرهن شما هستیم تا ما نیز در در ارا و افكارمان تجدید نظری بكنیم
موید باشید
جناب ستار خان شما در همان عنوان بحث چی نوشته اید؟ بر گردید بخونید. نوشته اید: «اول از دلایل عقلی شروع می كنیم بعد نقلی» این یعنی هم به دلیل عقلی و هم به دلیل نقلی اعتقاد دارید
ولی در جواب مهدی كه از حدیث برای شما دلیل آورده اند ، حرف خود را نقض كرده اید و یا گویی كه یادتان رفته است چه نوشته اید ، نوشته اید «مسلما در پذیرش هر چیز عقل ملاکه نه چیز دیگه حتی در پذیرش وجود خدا.
و نیز" من منتظر جواب های عقلی و نه حدیث و تفسیر، " یعنی كاری به حدیث و روایت ندارم
1_ شما موضع خود را كاملا مشخص كنید و بعد سوال كنید.
2- در همان سوالی هم كه نموده اید منظورتان از امام درست مشخص نیست . آیا امام به معنای عام آن كه انبیا هم شامل ان می شوند و یا امام به معنی خاص ان است كه شامل 12امام هستند؟
به عبارتی مشخص نكرده اید كه قایل به رسالت پیامبر هستید و می خواهید امامت بعد از او را بشناسید و یا نه اصلا به ارسال رسل هم عقیده ای ندارید و می خواهید بدانید كه چرا هر امتی باید امام (رهبر ) احتیاج دارد و نیز باید از طرف خدا هم باشد
در سوال نوشته اید چرا( مـــــــــــــــــــــــا) به امام نیاز داریم ؟ منظور از (ما ) چیست. شما در كدام دسته بالا قرار میگیرید كه دوستان با توجه به همان جواب بدهند . البته من دلایلی را كه اورده ام در پست قبلی دلالت بر امام به عنوان عام ان است . و شامل انبیا هم می وشود.
جناب ستار خان
نوشته اید:دوست عزیز این كه من گفتم دلایل عقلی رو بررسی می كنیم بعد نقلی دلیلی بر پذیرش اونا نیست ) خوب قبول نكنید ولی دلیل عدم پذیرش شما چیه ؟ حتما دلیل قانع كننده ای دارید . بیان كنید كه ما هم تجدید نظر در آرا و افكارمون داشته باشیم.
باز نوشته اید:. متاسفانه بسیاری از دوستان در حین بحث دلایل نقلی رو وارد می كنن كه به بحث خدشه وارد می كنه ) اصلا این گونه نیست كه دلایل نقلی خدشه وارد كنه. برای دوستانی كه دلیل نقل می اورند ان دلیلهاهم از این نظر كه گفته خدا و پیامبر و امامان است حجت است و هم به این عنوان كه با عقل سلیم سازگاری دارد .
پس شما به جای رد كردن آیات و روایات می توانید
1- فقط با عقل سلیم بسنجید و اگر مخالف عقل و وجدان آگاه انسانی نبود. با دلیل و برهان و منطق آنها را رد كنید و دلیلی آشكار تر و قاطع در مقابل این روایات بیاوردید و آنها را نقض كنید.
2- اصــــــــــلا و ابـــــــــــــــــدا مجبــــــــــــور نیســـــــــــتید این گونه دللایل را تــــــــــــعبــــــــــــــــــدی (به صرف این كه از امام یا پیامبر است ) قبول كنید. بلكه به عنوان قول و گفته كسانی كه در این مورد ذی علم هستند انها را ارزیابی كنید.
آیا شما قبول ندارید كه خداوند ، جعفر بن محمد و یا علی بن ابی طالب در این زمینه ذی علم و صاحب اطلاع هستند؟؟؟ خوب اگر قبول دارید ( گفتم كه ) اصلا تعبدی قبول نكنید بلكه به وجدان و عقل خود رجوع كنید
و نوشته اید عقلا بررسی می كنیم و وقتی كه از نظر عقلی متقاعد شدیم به سراغ نقل می ریم تا شك و شبهه ها به طور كامل بررسی بشه
ایا به نظر شما این موارد كه از دلایل عقل و نقلی بیان شد حتی ارزش بررسی كردن هم ندارد . ا؟؟؟؟ اگر ارزش بررسی دارد پس چرا هنوز بررسی نشده . اگر ارزش آن را ندارد كه بررسی شود دلیل شما چیست؟؟ بنویسید دلیل متقاعد نــشدن شما چیست.؟
نوشته اید پس صبر داشته باشید تا عقل بررسی بشه بعد دلایل نقلی.
اولا شما این دلایل عقلی رو انگار اصلا عقلی نمی دانید . خوب مشكلی نداره ولی حد اقل بگید كه چرا عقلی نیست. سر حرف خود باشید و بررسی كنید. ما منتظر نقد و رد شما هستیم. با براهین محكم و حجج متقن دلایل عقلی را كه ذكر شده رد كنید
درثانی همانطور كه گفتم باز هم میگویم : شما دلایل نقلی رو بدون انكه اعتقادی به گوینده ان داشته باشید عقلا بررسی كنید. به قولی شما چه كار دارید كه خدا یا فلان امام گفته است. شما صرفا از دید عقــــــل به این ها توجه كنید و رد كنید. دلایل منطقی و علقی و وجدانی بیاورد كه بر تمام این دلایل غالب شود . و ما را مجاب كنید.
باز نوشته اید: شما در سوالاتون مسایل اصلی رو كه گفتم رها كردید و به جزییاتی پرداختید كه قابل بحث نیست. نمونه همین جمله آخر شماست كه به كلمه "ما" در جمله من گیر دادید.
آیا هفت دلیلی را كه اورده ام برای چه بود. ؟؟ مگر بی ربط به سوال شما بود؟؟ كه اگر به نظر شما این گونه است حرفی نیست . فقط دلیل بی ربط بودن انرا بیان كنید.
انچه را هم كه به نظر شما جزییات است می توانید
1-جواب ندهید. شما همان كلیات را جواب گو باشید،ممنون می شویم
2- اگر چه انهم جزییات نیست. و دلیل انرا هم همان جا گفتم . شما بر هر دین و مذهبی می خواهی باش. ولی ا یا دوستان باید بدانند كه در چه محدود ای باید جواب بگویند یانه ؟؟
در اینجا شما دلایل عقلی و نقلی گفتید كه ما دلایل عقلیتونو بررسی می كنیم و پس از اینكه در این زمینه به یقین رسیدیم به سراغ دلایل نقلی میریم.
در جواب جوابهای این پست شما كه دقیقا مثل پاسخ های دوست عزیز جناب مهدی هست من پست 14 رو نوشتم این پست رو یه بر دیگه می نویسم و با توجه به گفته های شما می خوام به این سوالات جواب بدید.
شما گفتید اگه امام از طرف خدا منصوب باشه دیگه اختلاف پیش نمیاد و تمام احكام درست بیان میشن. پس تكلیف در زمان غیبت 1000 ساله چیه؟ آیا مردم اختلافی ندارن؟ یا حكم جدیدی بوجود نمیاد؟
جناب ستار خان
اولا من كه دلایل عقلی رو اول نقل كرده ام بعدا جواب های نقلی رو . مگر از دوستان نمی خواهید جواب های عقلی رو بدن. عجیب است كه نوشته اید جواب های شما دقیــــــــــــــقا مثل جواب های مهدی است.
ایا این جوابها عقلی به نظر نمی رسد !!!!؟؟؟؟؟؟؟؟ایا منطقی به نظر نمی رسد. دلیل شما بر این كه تمام این جواب ها با عقل سلیم سازگاری ندارد چیه؟؟؟
در ثانی
شما دلایل نقل شده از قران و حدیث رو با عقل بسنج. شما مجبور نیستید كه چون در قران و كلام امام امده اونو را قبول كنید شما دلایل نقلی رو با عقل سلیم بسنج و اگر غیر منطقی بود نقد كن.
دلایل نقلی رو هم اصلا مجبور نیستید تعبــُـــــــــــدًا قبول كنید. بلكه این ها به عنوان نقل قول از كسانی است كه ( ذی علم ) هستید و در این باره نظر داده اند.
ایا به نظر شما دلیلی كه خداوند در این آیاتی كه نوشته ام اورده ، با عقل ناسازگار است . آیا منطقی نیست.؟
ثالثا
در اخر شما بدون اینكه تصریح كنید این موارد رو قبول دارید یا نه و دلیل عدم قبول تان چیست، به مورد دیگر پرداخته اید و ان مهدویت است.
شما كه می خواهید پله پله مسائل رو دنبال كنید،پس چرا اصل بحث رو به مهدویت می كشانید.
ان هم جواب دارد ولی مساله در این است كه ما هنوز در مساله ( امامت) هستیم و بحث مهدویت پس از پذیرش امامت است.
جناب ستار خان شما در همان عنوان بحث چی نوشته اید؟ بر گردید بخونید. نوشته اید: «اول از دلایل عقلی شروع می كنیم بعد نقلی» این یعنی هم به دلیل عقلی و هم به دلیل نقلی اعتقاد دارید
ولی در جواب مهدی كه از حدیث برای شما دلیل آورده اند ، حرف خود را نقض كرده اید و یا گویی كه یادتان رفته است چه نوشته اید ، نوشته اید «مسلما در پذیرش هر چیز عقل ملاکه نه چیز دیگه حتی در پذیرش وجود خدا.
و نیز" من منتظر جواب های عقلی و نه حدیث و تفسیر، " یعنی كاری به حدیث و روایت ندارم
1_ شما موضع خود را كاملا مشخص كنید و بعد سوال كنید.
2- در همان سوالی هم كه نموده اید منظورتان از امام درست مشخص نیست . آیا امام به معنای عام آن كه انبیا هم شامل ان می شوند و یا امام به معنی خاص ان است كه شامل 12امام هستند؟
به عبارتی مشخص نكرده اید كه قایل به رسالت پیامبر هستید و می خواهید امامت بعد از او را بشناسید و یا نه اصلا به ارسال رسل هم عقیده ای ندارید و می خواهید بدانید كه چرا هر امتی باید امام (رهبر ) احتیاج دارد و نیز باید از طرف خدا هم باشد
در سوال نوشته اید چرا( مـــــــــــــــــــــــا) به امام نیاز داریم ؟ منظور از (ما ) چیست. شما در كدام دسته بالا قرار میگیرید كه دوستان با توجه به همان جواب بدهند . البته من دلایلی را كه اورده ام در پست قبلی دلالت بر امام به عنوان عام ان است . و شامل انبیا هم می وشود.
نقل قول از : ستارخان سردار ملی
من بحث رو با این دو سوال شروع می كنم.
1. چرا ما به امام نیاز داریم؟
2. چرا حتما امام باید از طرف خدا انتخاب بشه.
دلایـــــــــــــل عقلـــــــــــــــــــــی
البته دلایل نقلی موید و مفوض عقل هم هست. صرف تعبد نیست . چرا كه ( كل ما حكم به الشرع حكم به العقل) =هرچه را كه شرع به آن كند عقل سلیم هم آن را حكم می كند
الف ) اگر امام منصوب از طرف خداوند وجود نداشته باشد شناخت وظایف و تكالیف گوناگون برای مردم ممكن و میسر نیست . اگر چنین باشد تكلیف از مردم ساقط خواهد بود.و بدیهی است كه خداوند در افرینش انسانها هدفی داشته است و ان برای رسیدن به كمالات است. اگر امامی از طرف خودش نباشد ، اولا مردم نخواهند دانست چه وظیفه ای به عهده دارند و ثانیا حجتی بر مردم نخواهد بود و تكلیف از مردم ساقط خواهد شد.
از طرفی مردم در رسیدن به كمالات و انجام تكالیف خود اگاه نیستند و از طرفی برداشتهای دانشمندان هم از دین در تمامی ابعاد متفاوت ومختلف است. در عین حال مردم هم بدون تكلیف نیستند. بنابر این برای شناخت دین و دستورات كامل احتیاج به شخصیتی كه گفتارش سند و حجیت داشته باشد ضرورت دارد و روشن است كه گفتار كسی سند و حجت است كه از طرف خدا معین شده باشد. در غیر این صورت سخن و گفتارش سندیت و حجیت نخواهد داشت.
ب) اگر امام منصوب از طرف خداوند در جامعه وجود داشته باشد اختلاف در جهت فهم دین در امت نخواهد بود. زیرا تمامی برداشتهای مختلف با مراجعه به امام منصوب از طرف خداوند رفع خواهد شد. كه اگر چنین نباشد برداشت های مختلف گروه های و دسته های مختلف را در پی خواهد داشت . خداوند برای اتمام حجت بر مردم كه مردم نگوینداگر كسی را از طرف خود میفرستادی ما هدایت میشدیم ، انبیای و حجج خود را یكی پس ازدیگری فرستاد.
ج) با توجه به لزوم وجود حاكم در جامعه و اتفاق كل امت به ضرورت وجود شخصیتی كه حافظ دین و مكتب الهی باشد و مقررات را اجرا كند ،می گوییم چنین شخصی اگر از طرف خدا منصوب نگردد ، پیداست كه خطاپذیری و احیانا هواهای نفساین اش موجب انحراف مردم خواهد شد.
پس وجود شخصیتی الهی از طرف خدا كه خالی از خبط و خطا باشد عقلا لازم می آید تا مردم مطیع و تسلیم او باشند
دلایــــــــــــــــل نقلــــــــــــــــــی
1) خداوند می فرماید: « و ان امـةٌ الّا خــــلا فیــها نذیـــر » = هیچ امتی نیست مگر آن كه در آن امت نذیر و بیم دهنده ای بوده باشد» ( فاطر 24)
2) خداوند فرمود : « انما انت منذر و لكل قوم هــــــــــاد (رعد 79 ) = همانا تو بیم دهنده هستی و برای هر گروهی هدایت كننده ای هست.
3) و َیومَ نَبعثُ فی كلِّ اُمـَـةٍ شیهدًا عَلیهم مِن اَنفسِهِم وَ جئنــــــا بكَ شَیهدا علی هؤُلآء(نحل 89) = روزی كه بر می انگیزیم در هر امتی گواهی را كه از خود آنهاست . و تو را گواه بر اینــــــــان ( گروه مسلمانها)می اوریم
از آیات فوق به خوبی دریافت می شود كه در هر زمانی از طرف خدا هدایت كننده و بیم دهنده و گواه بر خلق وجود دارد
4) و لولا ان تصبَهم بما قدّمت ایدیهم فَیقولوا ربّنا لولا اَرسلتَ الینا رسولا فنتبع آیاتك و نكون من المومنین (قصص47) = تا اگر بلایی به موجب كردار زشتشان به آنها رسید نگویند پروردگارا چرا برای هدایت ما رسولی نفرستادی تا آیات تو را پیروی كنیم و از اهل ایمان شویم
5) و لو انّا اهلكناهم بعذاب من قبله لقالوا ربنا لولا ارسلت الینا رسولا فنتبع آیاتك من قبل ان نذّل و نخزی (طه 134) و اگر ما پیش از فرستادن پیامبر كافران را به نزول عذاب هلاك می كردیم البته انها میگفتند پروردگارا چرا برای ما رسولی نفرستادی تا از او پیروی كنیم كه این ذلت و خواری برما پیش نیاید
از روایاتی كه دلالت بر وجود حجت از طرف خداوند، در عصر و زمانی دارد ، و مورد اتفاق كل امت اسلامی است روایتی است كه از پیامبر اسلام نقل شده است به دو روایت بسنده میكنم:
6) «مَن ماتَ وَ لم یَعرِف امـــامَ زَمـــانـِهِ مــاتَ میتـَـةَ جاهِلیــَةً
هر كس بمیرد و اما زمان خود را نشناسد بر مرگ جاهلیت مرده است.
از این حدیث استفاده می شود كه: در هر زمانی امام و پیشوایی است كه شناخت آن ضرورت دارد. و هر كس او را نشناسد به مردن دوران جاهلیت مرده است. بدیهی است كه این امام باید از طرف خدا باشد و الا شناخت ان به صورت فوق ضروری و واجب اعلام نمی گردید.
7)در دعای ندبه كه به روایت اهل بیت دلیل این كه چرا امام باید از طرف خداباشد چنین امده است:
و كُلٌّ شَرَعْتَ لَهُ شَریعَةً، وَ نَهَجْتَ لَهُ مِنْهاجاً، وَ تَخَیَّرْتَ لَهُ أَوْصِیاءَ، مُسْتَحْفِظاً بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ، مِنْ مُدَّةٍ إِلى مُدَّةٍ، إِقامَةً لِدینِكَ، وَ حُجَّةً عَلى عِبادِكَ
و همه آن پیامبران را شریعت و طریقه و آیینى عطا كردى. و براى آنان وصى و جانشینى، براى آنكه یكى بعد از دیگرى مستحفظ دین و نگهبان آیین و شریعت و حجّت بر بندگان تو باشد از مدّتى تا مدّت معین، قرار دادى.
وَ لِئَلّا یَزُولَ الْحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ وَ یَغْلِبَ الْباطِلُ عَلى أَهْلِهِ، وَلا یَقُولَ أَحَدٌ «لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَیْنا رَسُولاً»(طه134) مُنْذِراً، وَ أَقَمْتَ لَنا عَلَماً هادِیاً، «فَنَتَّبِعَ آیاتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزى،» (طه134)إِلى أَنِ انْتَهَیْتَ بِالْأَمْرِ إِلى حَبیبِكَ وَ نَجیبِكَ محمد صلی الله علیه و آله
تا آنكه دین حق از قرارگاه خود خارج نشود و اهل باطل بر اهل حق غلبه نكنند. و تا كسى نتواند گفت: اى خدا چرا رسول به سوى ما نفرستادى كه ما را از جانب تو به اندرز و نصیحت ارشاد كند؟ و چرا پیشوا و رهبرى نگماشتى كه ما از آیات و رسولانت پیروى كنیم پیش از آنكه به گمراهى و ذلّت و خذلان در افتیم؟ لذا در هر دورهاى رسول فرستادى، تا آنكه امر رسالت به حبیب گرامیت محمّد صلى اللَّه علیه و آله منتهى گردید.