userinfo close

  ,

كاروان شعر


karvanesher

تاسیس: 8 آبان 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: آرزو م - معاونان
کسی که عشق نداند ز زمرهء ما نیست گـــروه ما همه یــا عــاشقند یـا معشـوق
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
703
4477
91/3/11 (11:21)
1381
7439
91/3/12 (07:20)
274
2058
91/3/12 (09:04)
9
22
91/3/12 (08:49)
1822
15929
91/3/12 (07:19)
1601
3208
91/3/12 (06:53)
290
2275
91/3/12 (02:38)
1170
10293
91/3/12 (02:31)
994
5080
91/3/12 (02:26)
52
154
91/3/12 (02:25)
856
10802
91/3/12 (02:22)
561
6879
91/3/12 (02:22)
75
580
91/3/12 (02:19)
1679
15431
91/3/12 (01:41)
1004
4195
91/3/12 (00:04)
1148
6671
91/3/11 (23:46)
1205
2026
91/3/11 (23:06)
1652
12521
91/3/11 (20:12)
1760
10172
91/3/11 (14:12)
1017
3140
91/3/11 (12:32)

عنوان بحث :: این بحث را 40 نفر دنبال می کنند.

علی فروتن , alkfo
علی فروتن - 18:20 1386/12/3

رباعی ها و غزل های معاصر


t48v8xxgvoqv0l93asjs.jpg


جادوى شهر خاطره! بانوى بی بدل!


می بوسم ات شبیه غزلواره از ازل


هر یازده دقیقه یکی می نویسم ات

الهام می شوى به دلم مثل یک غزل.


من حالـی ام نـمـی شـود ایـن حـرف پـاره هــا

درگـیر عـطـر و بـوى تـــو هستــم، بیــا بــغـل...!


من مال تو، تو مال خودم، عشق من تویی

با من برقص پاى همین شعر بی بدل...


شعرم شکست می خورد از دورى ات گلم!

نزدیک شو ... به حرف دلم – عشق – لااقل ...


حسین ظهرابی

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مهدی م , 31790
مهدی م - 02:22 1391/03/12
856
نقل قول از : سوگند میم

تو هم‌آنی که دلم لک‌زده لبخندش را


او که هرگز نتوان یافت همانندش را

.

.

.

«منم آن شیخ سیه‌روز که در آخر عمر


لای موهای تو گم کرد خداوندش را»


                                                                           پانته‌آ صفایی


شعر بسیار زیبایی است.      

فکر میکنم این غزل از کاظم بهمنی باشه جهت اطمینان در یاهو سرچ زدم در وبلاگهای مختلف به نام بهمنی و در بعضی وبلاگها به نام صفائی نوشته شده 
آدینه ص , llladinehlll
آدینه ص - 01:29 1391/03/12
855

من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی
مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی


مهر دستان تو دنبال دعایی میگشت
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی


ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی
... از همین نغمه تاریک مرا ترساندی


بر لبت نام خدا بود-خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی


دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی


قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی


جمع کن:رشته ایمان دلم پاره شدست
منکه تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی

 

 

سوگند   میم , paxton
سوگند میم - 19:27 1391/03/11
854

تو هم‌آنی که دلم لک‌زده لبخندش را


او که هرگز نتوان یافت همانندش را



منم آن شاعر دل‌خون که فقط خرج تو کرد


غزل و عاطفه و روح هنرمندش را



از رقیبان کمین کرده عقب می‌ماند


هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را



مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر


هر که تعریف کند خواب خوشایندش را


مادرم بعد تو هی حال مرا می‌پرسد


مادرم تاب ندارد غم فرزندش را



عشق با این‌که مرا تجزیه کرده است به تو


به تو اصرار نکرده است فرآیندش را



قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت


مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را



حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید


بفرستند رفیقان به تو این بندش را :



«منم آن شیخ سیه‌روز که در آخر عمر


لای موهای تو گم کرد خداوندش را»

 


                                                                           پانته‌آ صفایی

 

 

 

آرزو م , arezoo_
آرزو م - 01:29 1391/03/10
853

آوار شد خیالی با یک نگاه ساده

آغاز یک مصیبت با اشتباه ساده

 

آمد کسی و ما را با نام گل صدا کرد


مهتاب و شمع و شب بو... شعر و پگاه ساده

 

چندی گذشت و تنها عکسی شدی و آهی


میعادگاه مان بود تنها "پناه" ساده

 

فنجان قهوه تلخ تکرار راز دل بود


دل برکشیده آرام از سینه آه ساده

 

تو نیستی و فنجان "فال گذشته" می خواند


از زخم بی مداوا از حل راه ساده

 

تو نیستی... ولی نه. هستی تو هستی آری


کولی قصه ها گفت با یک نگاه ساده

 

:مرد غزل دوباره مهمان قهوه ات شد


در آسمان فنجان در شکل ماه ساده


مریم وزیری


75166756618627203225.jpg



آرزو م , arezoo_
آرزو م - 01:21 1391/03/10
852

مثل باغی سبز در یک روز بارانی قشنگی


مثل دریایی چه آرام و چه توفانی قشنگی


خنده های زیر لب، یا آن نگاه زیر چشمی،


شاید اصلا با همین حرکات پنهانی قشنگی


این پلنگ بی قرارت را به کرنش می‌کشانی


ماه مغرورم! خودت هم خوب می‌دانی قشنگی


تا که نزدیکت می‌آیم در همان حال مشوش


ـ که میان رفتن و ماندن پریشانی ـ قشنگی


روسری را طرح لبنانی ببندی یا نبندی،


زلف بر صورت بیفشانی، نیفشانی قشنگی


می‌نشینی دامن گلدار را می‌گسترانی


عین جامی نقره روی فرش کرمانی قشنگی


نه، ... فرشته نیستی، از گرمیت می‌سوزد آدم


پاره‌ای از آتشی، با اینکه شیطانی، قشنگی


دین من هر چند در دنیای چشمانت فنا شد


لااقل بر زهد بی‌رنگم تو پایانی قشنگی


قاسم صرافان



b82a834c84234b5e7a4ca9864df26291-300




مهدی م , 31790
مهدی م - 21:36 1391/03/8
851

مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود !

مرا بخواه که هر قطعه ام غزل بشود !

مرا بخوان که پس از این همه «الهه ی ناز»

دوباره ورد زبانم «اتل متل» بشود !

سیاه چشم ! فنا کن سپید را مگذار

که محتوایِ غزل نیز مبتذل بشود !

هزار وعده به من داده ای بگو چه کنم ؟

که دست ِ کم یکی از وعده ها عمل بشود ؟!

قسم به عشق ! به فتوای دل گناهی نیست

اگر به دست تو نامحرمی بغل بشود !

بیا و مسئله ها را ز راه دل حل کن

که در تمام جهان این سخن مثل بشود :

«اساس علم ریاضی به باد خواهد رفت

اگر که مسئله ها عاشقانه حل بشود !!»


                                               « غلامرضا طریقی »

سورنا پارسی , oborebarani
سورنا پارسی - 01:52 1391/03/7
850

بی لشکریم، حوصله شرح قصه نیست

فرمانبریم، حوصله شرح قصه نیست

 

با پرچم سفید به پیکار می رویم

ما کمتریم، حوصله شرح قصه نیست

 

فریاد می زنند ببینید و بشنوید

کور و کریم، حوصله شرح قصه نیست

 

تکرار نقش کهنه ی خود در لباس نو

بازیگریم، حوصله شرح قصه نیست

 

آیینه ها به دیدن هم خو گرفته اند

یکدیگریم، حوصله شرح قصه نیست

 

همچون انار خون دل از خویش می خوریم

غم پروریم، حوصله شرح قصه نیست

 

آیا به راز گوشه ی چشم سیاه دوست

پی می بریم؟ حوصله شرح قصه نیست

 

سورنا پارسی , oborebarani
سورنا پارسی - 01:51 1391/03/7
849

كبریای توبه را بشكن پشیمانی بس است

از جواهرخانه خالی نگهبانی بس است

 

ترس جای عشق جولان داد و شك جای یقین

آبروداری كن ای زاهد مسلمانی بس است

 

خلق دلسنگ‌اند و من آیینه با خود می‌برم

بشكنیدم دوستان دشنام پنهانی بس است

 

یوسف از تعبیر خواب مصریان دلسرد شد

هفتصد سال است می‌بارد! فراوانی بس است

 

نسل پشت نسل تنها امتحان پس می‌دهیم

دیگر انسانی نخواهد بود قربانی بس است

 

بر سر خوان تو تنها كفر نعمت می‌كنیم

سفره‌ات را جمع كن ای عشق مهمانی بس است!

سوگند   میم , paxton
سوگند میم - 21:36 1391/03/6
848

و عمر شیشه عطر است، پس نمی ماند
پرنده تا به ابد در قفس نمی ماند

مگو که خاطرت از حرف من مکدر شد
که روی آینه جای نفس نمی ماند

طلای اصل و بدل آنچنان یکی شده اند
که عشق جز به هوای هوس نمی ماند

مرا چه دوست چه دشمن ز دست او برهان
که این طبیب به فریادرس نمی ماند

من و تو در سفر عشق دیر فهمیدیم
قطار منتظر هیچ کس نمی ماند


فاضل نظری

 

 

سوگند   میم , paxton
سوگند میم - 21:35 1391/03/6
847

از غم که چشم های تو لبریز می شود
انگار فصل ها همه پاییز می شود

وقتی که خنده می کنی و حرف می زنی
پاییز چون بهار دل انگیز می شود

تلفیق چشم شیر و غزال است چشم تو
چون با غرور و عشق گلاویز می شود

 جز سایه ای نماند ز من با طلوع عشق
آن نیز با غروب تو نا چیز می شود

با عطر گیسوان تو در باد مثل گل
صد پاره باز جامه ی پرهیز می شود

وانگاه روح عاشق من مثل قاصدک
در جستجوی دوست سبک خیز می شود

با من بمان که بودن من با تو ممکن است
شاعر بدون عشق، مگر نیز می شود؟

سید محمد مجید موسوی گرمارودی

 

 

 

آدینه ص , llladinehlll
آدینه ص - 01:24 1391/03/6
846

بسته ای روزی به دستت میرسد
یک کتاب شعر با یک دلنوشت
روی جلد مشکی آن حک شده:
"یادگار آنکه راندی از بهشت"

 

... در کنار کوچه ای زل میزنی
در دو چشم پیرمردی ژنده پوش
به خودت می آیی اما یکدفعه
با صدای داد یک گردو فروش

 

بر سر یک نیمکت خواهی نشست
گوشۀ آن حک شده با یک کلید:
"یادگاری از کسی که هیچگاه
هیچکس تنهایی او را ندید"

 

با اذان صبح پیدا میکنی
در حیاط خانه ات یک نامه را
زیر متن نامه پیدا میکنی:
"آدرسی سر راست از یک خانه را"

 

چشم گریان در پی اش خواهی دوید
میرسی بر آتشی افروخته
ناگهان از خانه خارج میکنند
یک جوانی را که کامل سوخته

 

نامه از دستت بیافتد رو به پشت
متن پشتش میکند پر غم تو را:
"بر تو بادا سنگدل نفرین من
بر سر خاکم اگر بینم تورا"

 

آرزو م , arezoo_
آرزو م - 09:22 1391/03/5
845

بیا گناه نـدارد  بـه هـم نــگاه  کنیم


و تـازه  داشته باشد بیا گناه  کنیـم 

 

نگاه و بـوسـه و لبخند اگر گـناه بـوَد


بیا کـه نـامه اعـمال خـود سیاه کنیم

 

بیا بـه نیـم نگاهی و خنده ای و لبی


تـمام آخـرت  خـویش را  تبــاه کنیـم

 

به شور و شادی و شوق و شراره تن بدهیم


و بار کوه غم از شور عشق کاه کنیم

 

و زنده زنده در آغوش هم کباب شویم


و خنده، ...به فرهنگ مرده خواه کنیم

 

نگاه ، نـقطه آغـاز عاشقـی است، بیا


که شاید از سر این نقطه عزم راه کنیم

 

بیا بساط قرار و گل و محبت را


دوباره دست به هم داده، روبراه کنیم

 

اگربه خاطر هم عاشقانه بر خیزیم


نمی رسیم به جایی که اشتباه کنیم

 

برای سرخوشی لحظه هات هم که شده


بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم

 

 فرامرز عرب عامری


20127327262472126450.jpg


آرزو م , arezoo_
آرزو م - 09:17 1391/03/5
844

رفتی دلم شکستی، این دل شکسته بهتر


پوسیده رشته عشق، از هم گسسته بهتر


من انتقــــــام دل را هرگــــــز نگیــرم از تو


این رفته راه ناحق، در خون نشستـــه بهتر


در بزم باده‌نوشـــــــان ای غافـل از دل من


بستی دو چشم و گفتم، میخانه بسته بهتر


چون لاله‌های خونین ریزد سرشکم امشب


بر گور عشق دیرین، گل دسته دسته بهتر


آیینه‌ایســــت گویا این چهــــــــره‌ی غمینم


تا راز دل ندانی، در هم شکستــــــه بهتـــر


فرســـــوده بند الفت، با صــــد گـــره نیرزد


پیمان سست و بی‌جا،ای گل، نبستــه بهتر


گـــر یادگار باید از عشــــق خانـــه‌ســوزی


داغی هما به سینه، جانی که خسته بهتر

 

 

شعر از هما میر افشار




49442149681572998959.jpg

سوگند   میم , paxton
سوگند میم - 13:15 1391/03/3
843
نقل قول از : محسن ث

گاهی ساعت ها وقتم با خوندن این شعرا می گذره و اصلا گذر زمان رو نمی فهمم

با آدم حرف میزنند ...

آرزوی بهتری ها رو برای همتون دارم.


یک دنیا ممنون از محبتتون محسن گرامی   ( منم همون حرفایی که بانو آرزو گفتن )

 

 

آرزو م , arezoo_
آرزو م - 07:22 1391/03/3
842
نقل قول از : محسن ث

گاهی ساعت ها وقتم با خوندن این شعرا می گذره و اصلا گذر زمان رو نمی فهمم

با آدم حرف میزنند ...

آرزوی بهتری ها رو برای همتون دارم.


چقدر خوشحالم که دوستان عزیزم در کلوب اونقدر مطالب و اشعار زیبا می نویسن که گذشت


زمان رو با لدت طی می کنی محسن عزیز..
.. این جملات همه ی ما  رو دلگرم می کنه برای هر چه بهتر نوشتن


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.