| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
703
|
4477
|
91/3/11 (11:21)
|
|
||
|
|
1381
|
7439
|
91/3/12 (07:20)
|
|
||
|
|
274
|
2058
|
91/3/12 (09:04)
|
|
||
|
|
9
|
22
|
91/3/12 (08:49)
|
|
||
|
|
1822
|
15929
|
91/3/12 (07:19)
|
|
||
|
|
1601
|
3208
|
91/3/12 (06:53)
|
|
||
|
|
290
|
2275
|
91/3/12 (02:38)
|
|
||
|
|
1170
|
10293
|
91/3/12 (02:31)
|
|
||
|
|
994
|
5080
|
91/3/12 (02:26)
|
|
||
|
|
52
|
154
|
91/3/12 (02:25)
|
|
||
|
|
856
|
10802
|
91/3/12 (02:22)
|
|
||
|
|
561
|
6879
|
91/3/12 (02:22)
|
|
||
|
|
75
|
580
|
91/3/12 (02:19)
|
|
||
|
|
1679
|
15431
|
91/3/12 (01:41)
|
|
||
|
|
1004
|
4195
|
91/3/12 (00:04)
|
|
||
|
|
1148
|
6671
|
91/3/11 (23:46)
|
|
||
|
|
1205
|
2026
|
91/3/11 (23:06)
|
|
||
|
|
1652
|
12521
|
91/3/11 (20:12)
|
|
||
|
|
1760
|
10172
|
91/3/11 (14:12)
|
|
||
|
|
1017
|
3140
|
91/3/11 (12:32)
|
|
شــــدم بــــا چت
اسیــر و مبتلایش
شبــا پیغـــام مــــی دادم از بـرایـش
به من می
گفت هیجده ساله هستم
تــــو اسمت را بـــگو ، من هـاله هستم
نمیدانم چه كردی با مو ای یار
كه محكم میزنم سر را به دیوار
تو كه بنزین و نفتم را گرفتی
نفس را سهمیهبندی كن این بار
(صادق رحمانی)
الهی غیر خوشحالی نباشه
شعار و حرف پوشالی نباشه
تمام دوره سهمیه بندی
الهی باكتون خالی نباشه!
( استاد م _ر _ ت )
تو دنیایی شدی، دین تو گم شد
بهای نفت سنگین تو گم شد
شبی رفتی کنار پمپ بنزین
بمیرم کارت بنزین تو گم شد.
(علیرضا قزوه )
چت
عشق میونِ آدما
با نتِ وُ چتی شده
به گلمراد پویا میگن
اسم مهین کتی شده
کتی تو مهرَبونَمی
تک گلِ عشق رومَمی
تو تَک اَدِ این دِلَمی
تو اولین کَس تو رَمی
تو لیستِ آی دی های مَن
درسته اَد زیاد دارَم
اَما هَمَش زود گذرن
فقط تو رو به یاد دارم
پویا به غیرِ تو دیگه
ندارم اَد توی دلم
از این 40 تا اَد که هست
تو حک شدی روی دلم
یک دفعه این برقا می رَن
از یادشون حرفا می رَن
فردا میشه موقع چت
از هم ای اس ال میگیرن
ترانه سُرا : ف - منصوری ( مونا )
مثنوی ملانا
حكایت أن مرد كی تأسّی از دولت كرد
گوش بگشا ای حسام الدّین حسن!
تا بگویم قصّهْ آن پیرزن
بگذراز آن پیرزن تا زین سبق
قصّه ای دیگر بیارم بر ورق
تا نپنداری كه خالی بسته ام
باز یك مضمون عالی بسته ام
بود دكانداری اندر شهر« ری »
كسب وكاری می نمود آن نیك پی
كاسبی می كرد از راه حلال
خود ندید او جز زیان و جز ملال
دید با این زحمت و این درد سر
كاسبی چیزی ندارد جز ضرر
دلخور از برنامه ْ بازار شد
كارو بار او به كلی زار شد
چون«گران كردن» ز دولت دیده بود
وان حكایت ها دگر نشنیده بود،
جنس های خویش را اندر نهان
كرد با تقلید از دولت، «گران»
شب مصمّم تا كه در این راه شد
صبح فردا، محتسب آگاه شد
دستبندش زد كه :« نفرین بر تو باد
این چه جرم است و چه ظلم است و فساد
باعث این كفرورزی كیست، كیست ؟
هین بگو تا این گرانی چیست، چیست؟»
خواست تا لب وا كند آن بینوا
گفت:« خاموش ای پلید بی حیا!
تا مصمّم گشتی اندر راه كج
اقتصاد ملك را كردی فلج
باعث این نابسامانی تویی
بد تویی، قاتل تویی، جانی تویی
هست عمری زیر چنگال توییم
سیزده سال است ، دنبال توییم»
مردو زن گشتند گرد آن دو جمع
همچنان پروانه، گرداگرد شمع
كوس رسوایی در آفاقش زدند
خفت و تا می خورد، شلاّقش زدند
شرح آن شلاّق وآن خوف و خطر
« این زمان بگذار تا وقتی دگر»
زان عتابش عقده ای در سینه شد
لنگ لنگان بر در كابینه شد
گفت یك سر با وزیران ودود
آنچه در آن روز با او رفته بود
كای شما اندر گرانی اوستاد
« مرمرا تقلیدتان بر باد داد!»
از شما تقلید كردم، یك نفس
زان سبب افتاد كارم با عسس
رونق كار شما در چیست، چیست ؟
این گرانی های اصلی، كار كیست ؟
گفت یك تن زان میانه، كای عمو
هست رمز كار دولت در كدو
«خلق را تقلیدشان بر باد داد
ای دو صد لعنت بر این تقلید باد»
آن كه عاقل بود، فهمید این كلام
بیش از این عرضی ندارم، والسّلام
| ||
با لهجه اصفهانی بخونید
تودر مسجد دل من دستت نه میشد کندت نه میشد بستت
روز عاشورا عرق جلفا ی نه میشدخوردت نه میشد نسد
تو گل غمزه جلو چشمامی نه میشد بوت کرد نه میشد دس زد
دل من گربس سنبل الطیبم شنیدست بوتا آشدس مستت
نیمیگم اصی نبودم عاشق اولی عشقی تو همه را پس زد
برا من بسس که تو آلو شی تا به ما بلکه برسد هست
برا من بسس که گز آرتی بخوری من شم آرد لا لثت
کی میای نوروز دوهزارو پنج یانیمه شعبون دچی قصت
آدل سرتق مگه باور کرد نه میشد کندت نه میشد بست
بعد مرگم نه به خود زحــمت بسیار دهید
نه به من بر سـر گور و کفن آزار دهید
نه پی گورکن و قاری و غسال رویـــد
نه پی سنگ لحد پــول به حجار دهید
به که هر عضو مرا از پس مرگــم به کسی
کش بدان عضو بود حاجت بسیار دهید
این دو چشمان قوی را به فلان چشــمچران
که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهید
وین زبان را که خداوند زبانبـازی بود
به فلان هوچی رند از پی گفتـار دهید
کلهام را که همه عمـــر پر از گچ بودهاست
پاک تحویل علی اصغر گچکار دهیــد
وین دل سنگ مرا هم که بود سنگ سیـــاه
به فـــلان سنگتراش سر بازار دهید
چانهام را به فلان زن که پی وراجی است
معدهام را به فلان مرد شکمخوار دهید
در سر سفره خورَد فاطمـه، بیدندان، غم
به که دندان مرا نیز بــدان یار دهید
ابوالقاسم حالت
پیرزنی روی در آیینه کرد
دید چروکیده رخ و رنگ زرد
گفت به خود یاس پریده شمیم
آینه هم آینه های قدیم
یار زیبا روی دستنبو به دستم داد و دستم بوی دستنبوی دست او گرفت
من به قربان همان دستی که دستنبو به دستم داد و دستم بوی دستنبوی دست او گرفت!!!!
از وبلاگ من دیدن کنید خوشحال میشم.یه چیزائی میاد تو مخیله و میره رو کاغذ.نقد کنید
http://mmajhool.blogsky.com
عشق یعنی علاقه
نه کفگیر و ملاقه
دوستت دارم یه عالمه
اندازه ی یه قابلمه
من عاشق تو هستم
تو قابلمه نشستم
یه لنگه کفش تو دستم
منتظر تو هستم
