| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
21
|
44
|
89/10/20 (21:36)
|
|
||
|
|
3
|
9
|
89/10/11 (12:35)
|
|
||
|
|
5
|
24
|
89/7/14 (20:45)
|
|
||
|
|
3
|
7
|
89/6/3 (07:36)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
85/12/5 (03:09)
|
|
بازیگر
مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند: چرا دیر می آیی؟
جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم !
یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید...
مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا شاگرد ها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود !
یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود...
مرد هر زمان نمی توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت، در زمانی که آنها می خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر می خواست!
یک روز فهمید مشتریان ش بسیار کمتر شده اند ...
مرد نشسته بود. دستی به موهای بلند و کم پشتش می کشید.
به فکر فرو رفت ...
باید کاری می کرد. باید خودش را اصلاح می کرد!
ناگهان فکری به ذهنش رسید. او می توانست بازیگر باشد:
از فردا صبح، مرد هر روز به موقع سر کارش حاضر می شد، کلاسهایش را مرتب تشکیل می داد و همه ی سفارشات مشتریانش را قبول می کرد!
او هر روز دو ساعت سر کار چرت می زد!
وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می رفت، دستهایش را به هم می مالید و با اعتماد به نفس بالا می گفت: خوب بچه ها درس جلسه ی قبل را مرور می کنیم!!!
سفارشهایمشتریانش را قبول می کرد اما زمان تحویل بهانه های مختلفی می آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده ها بار به خواستگاری رفته بود ...
حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند!!!
اما او دیگر با خودش «صادق» نیست.
او الان یک بازیگر است همانند بقیه مردم!!!
-------------------------------------------
8 شغلی که افسردگی میآورند
فرهیختگان: شاید خیلی تعجببرانگیز نباشد که مددکاران اجتماعی در مکانهای بالای این فهرست باشند. سر و کار داشتن با بچههای آزاردیده، یا خانوادههایی که بر لبه پرتگاه هر بحران قابلتصور هستند – همراه با کاغذ بازیهای اداری – میتواند این شغل را که ۲۴ ساعت هفت روز هفته را در برمیگیرد، استرسزا و طاقتفرسا کند.
بعضی از مشاغل بیش از بقیه افراد را در معرض افسردگی قرار میدهند، در اینجا به هشت زمینه (از بین ۲۱ طبقه شغلی) که افراد شاغل در آنها بیش از بقیه در یکسال مشخصه افسردگی حاد را گزارش کردهاند، اشاره میکنیم. اما اگر میخواهید پرستار باشید (شماره چهار) این حرف به معنای آن نیست که باید حرفه دیگری را برگزینید.
دکتر دبورالگ، مشاور سلامت روان بیمارستانی در بافالو میگوید: «جنبههای مشخصی از هر شغل وجود دارد که میتواند باعث ایجاد یا تشدید افسردگی شود. افرادی که شغلهای پراسترس دارند، شانس بیشتری برای مدیریت افسردگیشان دارند، اگر مراقب خودشان باشند.»
پرستاری در خانه، بچهداری
افرادی که خدمات مشخصی میدهند درصدر فهرست مشاغلی هستند که در معرض افسردگی قرار دارند. تقریبا ۱۱ درصد افرادی که این شغل را برعهده دارند، افسردگی شدید را گزارش کردهاند (این نرخ بین بیکاران ۱۳ درصد و برای کل جمعیت هفت درصد است.)
دکتر کریستوفر ویلارد، روانپزشک بالینی در دانشگاه تافت میگوید: یک روز کاری برای این افراد میتواند شامل غذا دادن، حمام گرفتن و مراقبت از دیگرانی باشد که اغلب «از ابراز تشکر و سپاسگزاری عاجز هستند…» چون یا بیش از حد بیمار هستند یا خیلی کمسن هستند یا اصلا عادت به تشکر کردن ندارند. دیدن افراد مریضی که هیچ نیروی تازه و مثبتی به آدم نمیدهند، استرسزاست.
خدمات تحویل غذا
پس از کسانی که خدمات شخصی ارائه میکنند، افرادی که غذا مهیا میسازند، در رده دوم کارکنانی قرار دارند که بیش از بقیه به افسردگی شدید مبتلا میشوند. افراد شاغل در این زمینه حقوق کمی دریافت میکنند. از طرفی هم هر روز آدمهای زیادی به این افراد میگویند که چه کار باید بکنند که این شغل خستهکنندهای است. در حالی که ۱۰ درصد از کارکنان خدمات تهیه غذا یک دوره افسردگی حاد را در مدت یکسال گزارش کردهاند؛ ۱۵ درصد زنان شاغل در این زمینه هم در معرض افسردگی قرار گرفتهاند.
لگ میگوید: «شغل بیمزد و منتی است. ممکن است مردم در برخورد با این افراد بیادب باشند و کار حتی به درگیری فیزیکی هم بکشد. وقتی آدم افسرده است، سخت است که همچنان انرژی و جنبوجوش داشته باشد. و اگر باید حتما پرانرژی باشد، کار خیلی سخت میشود.»
مددکاری اجتماعی
شاید خیلی تعجببرانگیز نباشد که مددکاران اجتماعی در مکانهای بالای این فهرست باشند. سر و کار داشتن با بچههای آزاردیده، یا خانوادههایی که بر لبه پرتگاه هر بحران قابلتصور هستند – همراه با کاغذ بازیهای اداری – میتواند این شغل را که ۲۴ ساعت هفت روز هفته را در برمیگیرد، استرسزا و طاقتفرسا کند.
ویلارد میگوید: « فرهنگی وجود دارد که میگوید برای انجام بهینه کار، باید واقعا به سختی کار کنید و در اغلب موارد فداکاری کنید. از آنجایی که مددکاران اجتماعی با افرادی کار میکنند که بسیار نیازمند هستند، فداکاری خیلی زیاد برای کار سخت است. من با مددکاران اجتماعی و دیگر حرفههای مراقبتی بسیار سروکار داشتهام و آنها واقعا خیلی زود از پا میافتند.»
کارکنان امور بهداشت و سلامت
کارکنان امور بهداشت و سلامت پزشکان، پرستاران، درمانگران و دیگرانی را که یا بیآنکه انتظاری داشته باشند، از جان مایه میگذارند، شامل میشود. این افراد ساعتها و روزهای نامنظم بسیاری دارند که در آن، زندگی افراد در دستان آنهاست.
ویلارد میگوید: «آنها هر روز بیماری، زخم و مرگ را میبینند و با خانواده بیماران سر و کار دارند. این قضیه میتواند بر نقطهنظر فرد تاثیر بگذارد و او را به این نتیجه برساند که جهان، جای غمگینتری است.»
هنرمندان، بازیگران و نویسندگان
این شغل میتواند ساعتهای نامشخص از زندگی فرد را با حقوق نامشخص اشغال کند و او را به انزوا بکشاند.
افرادی که با قوه خلاقیت سروکار دارند، بیش از بقیه در معرض اختلالات وضعیتی هستند، ۹ درصد این افراد در یکسال گذشته به افسردگی شدید مبتلا شدهاند. احتمال ابتلا به افسردگی در هنرمندان و نویسندگان مرد بیشتر است. (تقریبا هفت درصد کسانی که تماموقت کار میکنند.)
لگ میگوید: «چیزی که من بین هنرمندان و بازیگران زیاد دیدهام، بیماری اختلال دوقطبی است. افسردگی با آدمهایی که سر و کارشان با هنر است، عارضهای غریبه نیست. سبک زندگی این افراد آنها را به افسردگی میکشاند.»
معلمی
به نظر میرسد نیاز به معلمان رو به افزایش است. بسیاری از معلمان، پس از مدرسه کار میکنند و بعد کار را با خود به خانه هم میبرند.
ویلارد میگوید: «از هر جهت به معلمها فشار میآید، از طرف بچهها، والدینشان و مدرسههایی که به دنبال ارتقای استانداردهایشان هستند؛ هرکدام از اینها خواستههای متفاوتی دارند. این وضعیت باعث میشود معلمها به سختی کارشان را انجام دهند و به یاد نیاورند که با چه انگیزهای کار در این زمینه را شروع کردهاند.»
مشاوره مالی
استرس. استرس. استرس. بیشتر افراد دوست ندارند با پساندازهای دوران بازنشستگیشان سروکار داشته باشند. بنابراین میتوانید معامله هزاران یا میلیونها دلار از دارایی دیگران را تصور کنید؟
لگ میگوید: «تعهد بسیار زیادی برای امور مالی دیگران وجود دارد و در عین حال بازار در کنترل مشاور اقتصادی نیست.»
خدمات فروش
فروشندهها در رده هشتم فهرست ما قرار دارند، بسیاری از فروشندگان کمیسیون دریافت میکنند به معنای این است که هرگز دقیقا نمیدانند پول کی به دستشان میرسد. آنها سفر میکنند و باید زمان زیادی را دور از خانه، خانواده و دوستانشان بگذرانند. اگر هم تنها کار کنند سودشان محدود خواهد بود.
لگ میگوید: «این درآمد نامطمئن، فشار زیادی را به همراه دارد و فروشندگی را به شغلی پراسترس تبدیل میکند.»

روانشناسی محیط کار

شادمانی موجب ارتقای بهرهوری میشود!
راه عملی برای احترام گذاشتن به دیگران در محیط کار
همیشه از گوشه و کنار شنیده ایم که احترام گذاشتن به دیگران واجب است اما این واقعاً چه معنا و مفهومی دارد؟
چطور می توان به دیگران احترام گذاشت؟ شاید سوال ساده ای به نظر برسد اما مطمئناً در عمل چنین نیست.
به همین دلیل تصمیم گرفته ایم چند نمونه از کارهای عملی که می توانید برای احترام گذاشتن به دیگران، چه مدیرعامل شرکت باشید یا مادر خانواده، انجام دهید، اشاره کنیم.
1. وقتی کسی با شما حرف می زند، به صورتش نگاه کنید.
آیا تا به حال شده که برای جلسه ای به یک دفتر دعوت شوید و بعد ببینید که طرف مقابل بیشتر از اینکه به حرفهای شما گوش دهد به صفحه گوشی موبایل یا لپ تاپ خود نگاه می کند؟ این احترام گذاشتن نیست.
پس دفعه بعدی که در گفتگویی شرکت داشتید—حتی اگر مکالمه ای کوتاه باشد—وقتی با شما حرف می زنند، به چشمهای فرد مقابل نگاه کنید حتی اگر به قیمت بستن در لپ تاپ یا کنار گذاشتن گوشی همراهتان باشد.
2. گوش کنید. واقعاً گوش کنید.
و همینطور که به چشمهای فرد مقابل نگاه می کنید، به حرفهایش گوش دهید. واقعاً و با تمام وجود گوش کنید. گاهی اوقات برای اینکه نشان دهید که حرفهای او برایتان مهم است و خوب گوش می کنید لازم است که شما هم اظهار نظر کنید و جواب بدهید.
3. همیشه موافق نباشید.
بعضی ها فکر می کنند که برای محترمانه رفتار کردن نباید هیچوقت با کسی مخالفت کنید. این مسخره است. رئیس قبلی من در شرکت نوکیا همیشه به تیم مدیریتی اش میگفت که اگر هر 8 نفر ما با هم موافق باشیم، 7 نفر بقیه اضافی هستند. و این واقعاً درست است.
4. برای اعلام وجود نیازی به مخالفت کردن نیست.
البته نباید هم همیشه دنبال یک چیزی برای مخالفت بگردید تا وجود خودتان را توجیه کنید. اگر با چیزی هم عقیده هستید و نمی توانید چیزی به آن اضافه کنید، کافی است بگویید که، "این عالی به نظر می رسد. شاید من هم بتوانم در آن کمکی بکنم."
5. برای حل مشکل به محل انجام کار بروید.
برای اینکه با چشم خودتان ببینید به جایی بروید که کار آنجا انجام می شود. اینکار فواید زیادی دارد. یکی از آنها این است که بااینکار می توانید واقعاً در آن موقعیت درگیر شوید و درواقع قادر خواهید بود برای حل مشکل کاری انجام دهید.
6. فشار را بیشتر کنید.
یکی از تناقضات موجود در شرکت های موفق این است که فشار خیلی زیادی روی سازمان وارد می کنند. اینکار معمولاً با ایجاد اهداف بسیار دشوار انجام می شود. گاهی هم با گفتن اینکه چطور شرکت رو به رکود است و همه باید برای کمک به آن صد برابر کار کنند انجام می شود.
بنابراین، با اینکه لازم است توازن و تعادلی وجود داشته باشد، من فکر میکنم که اعمال یک میزان فشار عادلانه روی سازمان کافی باشد.
7. جنگل را ببینید.
و آخر اینکه، شما بعنوان یک مدیر مهمترین کار محترمانه ای که می توانید انجام دهید این است که به خاطر درخت ها چشم از جنگل برندارید. چون اینکار مطمئناً عواقب خوشی نخواهد داشت و این یعنی مکالماتی که دارید—با نگاه کردن به چشم کارمندان—چندان مفرح نخواهد بود.
شما چه فکر می کنید؟
نظر شما خوانندگان محترم سایت مردمان چیست؟ شما فکر می کنید برای احترام گذاشتن چه کارهای دیگری می توان انجام داد؟ .
8 قانون طلایی برای خدمات مشتریان
خدمات مشتری نیروی حیاتی هر بیزنس است. شما می توانید برای جذب مشتری های جدید حراج ها و تخفیفات عالی روی جنس هایتان بگذارید اما فقط زمانی بیزنستان به سوددهی می رسد که بتوانید آن مشتری ها را دوباره به آنجا بکشانید.
برای یک خدمات مشتری خوب فقط کافی است بتوانید مشتری ها را دوباره به سمت خودتان بکشانید و آنها را آنقدر شاد به بیرون بفرستید که به دیگران تبلیغتان را بکنند شاید اطرافیان آنها هم مشتری شما شوند و آنها هم همین کار را برای جذب مشتری شما انجام دهند.
اگر فروشنده خوبی باشید، می توانید هر چیزی را به هر کسی بفروشید. اما این رویکرد شما به خدمات مشتری است که تعیین می کند می توانید به همان فرد چیز دیگری بفروشید یا نه. ماهیت یک خدمات مشتری خوب ایجاد رابطه با مشتری هاست—رابطه ای که باعث شود آن مشتری خریدهای خود از شما را ادامه دهد.
اما چطور می توانید چنین رابطه ای ایجاد کنید؟ با به خاطر داشتن یک راز مهم از خدمات مشتری و عمل کردن بر طبق آن راز، "شما با آنچه می کنید قضاوت می شوید نه با آنچه می گویید."
شاید به نظرتان تکراری برسد اما ارائه یک خدمات مشتری خوب کار ساده ای است. اگر واقعاً می خواهید اینکار را به خوبی انجام دهید، تمام کاری که باید بکنید این است که بیزنستان همیشه به قوانین زیر عمل کند.
1) تلفنتان را پاسخ دهید.
می توانید سیستم پاسخگوی خودکار داشته باشید یا درصورت نیاز کارمندانی را برای پاسخ دادن به تلفن ها استخدام کنید. فقط کافی است مطمئن شوید که وقتی شخصی به شرکت شما زنگ می زند، کسی تلفن را جواب می دهد. (از کلمه "کسی" استفاده کردم. بله، آنهایی که زنگ می زنند دوست دارند با یک آدم زنده حرف بزنند نه یک صدای ضبط شده مصنوعی).
2) اگر قول می دهید، حتماً باید عمل کنید.
قابلیت اطمینان یکی از کلیدهای ایجاد رابطه خوب است و خدمات مشتری هم از این قائده مستثنی نیست. اگر به مشتری می گویید، "مبلمان جدید اتاق خوابتان را سه شنبه تحویلتان می دهیم"، حتماً باید آنرا در روز سه شنبه تحویل دهید. درغیر اینصورت، اصلاً نباید قولش را بدهید. همین قانون درمورد قرارهایی که با مشتری ها می گذارید، ضرب العجل ها و امثال این هم صدق می کند. قبل از اینکه قولی بدهید خوب به آن فکر کنید، چون هیچ چیز برای مشتری بدتر از شکستن قولتان نیست.
3) به حرفهای مشتری ها گوش دهید.
آیا چیزی عصبانی کننده تر از این می شود که به کسی بگویید چه می خواهید یا مشکلتان چیست و بعد بفهمید که آن فرد هیچ توجهی به حرفهای شما نداشته و باید دوباره برای او توضیح دهید؟ از دیدگاه مشتری، این ناراحت کننده ترین چیز است. پس وقتی مشتریتان حرف می زند، با ارائه پاسخ مناسب و ارائه راه حل مفید، نشان دهید که به حرفهای او گوش داده اید.
4) به شکایات رسیدگی کنید.
هیچکس گوش دادن به شکوه و شکایت را دوست ندارد و خیلی از ما باور داریم که هیچ موقع نمی توان همه افراد را راضی نگه داشت. شاید اینطور نباشد اما اگر به شکایات رسیدگی کنید شاید بتوانید همین یک نفر که این شکایت را می کند را راضی کنید.
5) کمک کنید—حتی اگر در آن لحظه سودی برایتان نداشته باشد.
چند روز پیش به یک مغازه ساعت فروشی رفتم چون آن تکه ساعت مچی ام که بند ساعت را به هم می چسباند را گم کرده بودم. وقتی مشکل را توضیح دادم، صاحب مغازه گفت که فکر می کند یکی از آن ها را داشته باشد. آن را پیدا کرد، به ساعتم وصل کرد و هیچ پولی هم از من نگرفت. فکر میکنید الان اگر بخواهم یک ساعت جدید بخرم کجا می روم؟ یا به چند نفر این داستان را تعریف کرده باشم خوب است؟
6) به پرسنلتان آموزش دهید که همیشه به مشتری ها کمک کنند، مودبانه با آنها برخورد کنند و دانش کافی برای پاسخگویی به مشتری ها داشته باشند.
یا خودتان اینکار را بکنید یا کسی را استخدام کنید که آنها را آموزش دهد. درمورد خوب بودن خدمات مشتری با آنها صحبت کنید و به آنها توضیح دهید که چه مزایایی برای بیزنستان دارد. و از اینها مهمتر، به همه اعضا قدرت و اطلاعات کافی برای اتخاذ تصمیمات مهم برای خوشحال کردن مشتریان بدهید تا هیچوقت نگویند که، "من نمی دانم، فلانی و فلانی فلان ساعت برمی گردند."
7) قدم اضافی بردارید.
بعنوان مثال، اگر کسی وارد مغازه تان می شود و از شما می خواهد به او کمک کنید، نگویید که مثلاً در راهرو 3 است، خودتان مشتری را به سمت شیء مورد نظرش ببرید. حتی بهتر است که همانجا بایستید و درصورت لزوم سوال های مشتری را پاسخ دهید. این کمک اضافه هرچه که باشد، اگر بخواهید خدمات مشتری خوبی داشته باشید باید اینکار را بکنید. ممکن است مشتری این را به شما نگوید اما همه آدم ها وقتی کسی کمک اضافه ای به آنها می کند، می فهمند و به بقیه هم می گویند.
8) یک چیز اضافی به مشتری بدهید.
چه یه کوپن تخفیف برای خریدهای بعدی باشد، چه اطلاعات اضافه ای برای نحوه استفاده از آن محصول، یک لبخند زیبا، یا هر چیز دیگری، مشتری را خوشحال خواهد کرد که چیزی بیشتر از آنچه خریده ، دریافت کرده است. و تصور نکنید که این باید حسابی بزرگ باشد تا به چشم بیاید.
اگر این 8 قانون ساده را بطور مداوم در بیزنستان استفاده کنید، کار شما برای خدمات مشتری خوبی که ارائه می دهد معروف می شود. و بهترین قسمت آن این است که با گذشت زمان مشتری های بسیار بیشتری نسبت به آن تخفیفات و حراج ها برایتان به ارمغان می آورد.
تاثیر مشاغل بر پوست!!!
مشاغل مختلف، هر یك خوبیها و معایبی دارند، اما بد نیست بدانید شغل بر پوست نیز تاثیر میگذارد. گاهی این تاثیر مثبت است (مثل صاحبان سالنهای زیبایی) و گاهی نیز منفی است. بد نیست نگاهی به این موارد منفی داشته باشیم.
پوستهای تیره
كسانی كه بنا به شغلشان وقت زیادی را در آفتاب صرف میكنند، دارای پوستی تیره هستند. البته این تنها مشكلشان نیست.
آفتابسوختگی، مهمترین عارضه زودرس اشعه ماوراءبنفش است كه میتواند خفیف یا شدید باشد. در موارد شدید علائم عمومی مانند تب، لرز، بیقراری، سردرد و خوابآلودگی وضعف نیز ممكن است در فرد دیده شود. پوستهای روشن و سفید نسبت به عوارض ماوراء بنفش حساسیت بیشتری دارند.
عوارض دیررس تماس با نور خورشید، در اثر تخریب تدریجی و مستمر الیاف ارتجاعی پوست و سلولهای پوستی است و نتیجه آن شلی و افتادگی پوست، چین و چروك و لكههای رنگی پوست است. بیشتر از 50 درصد تغییرات پوستی كه در افراد دیده میشود مربوط به صدمات آفتاب است. افرادی كه بیشترین فعالیت خود را در مقابل نور خورشید انجام میدهند دچار چین وچروكهای عمیق پوستی در صورت میشوند.
كشاورزان، دامداران، كارگران ساختمانی، مربیان ورزشی و... جزء این گروه هستند و باید با كلاه و كرمهای ضد آفتاب تا جایی كه میتوانند از پوست خود مراقبت كنند.
آكنههای شغلی
یكی از عوارض تماس پوستی با مواد شیمیایی یا گرما، جوشهای چركی است كه به آن اكنه شغلی میگویند. در بعضی از شغلها، آكنه ایجاد یا تشدید میشود و این اغلب در مشاغلی دیده میشود كه باعث خشك شدن لایه شاخی پوست میشوند. این اتفاق در كار كردن با مواد روغنی حیوانی یا معدنی، نفت و هیدروكربنهای هالوژنه در صورت و اندامها رخ میدهد.
افرادی كه در محیطهای گرم كار میكنند نیز به دلیل تعریق زیاد، دچار تشدید آكنه میشوند. از دیگر موادی كه میتوانند منجر به این صدمه شوند مواد هالوژنی (كلر، ید...)، گازوئیل، روغن موتور، آزبست و فرآوردههای قطران هستند.
این آكنهها به شكل جوشهای قرمز، چركی یا زیرپوستی سرسیاه و سرسفید، در همان محل تماس پوستی با لباسهای آغشته با مواد شیمیایی، بروز میكند كه گاهی حتی بعد از بهبودی نیز، اثر زخم بر جای میماند.
حساسیت
مواد شیمیایی میتوانند به دو صورت تحریكی و آلرژیك باعث التهاب و حساسیت پوست شوند. البته غلظت ماده، نوع ماده و دفعات تماس با آن مواد، در ایجاد و تشدید ضایعات پوستی موثر است.
انواع مواد اسیدی، قلیایی و فرآوردههای نفتی و بنزینی و حلالهای شمیایی قادرند با حل كردن چربی بین سلولی پوست به زیرجلد نفوذ كنند و باعث قرمزی وخارش شدید شوند و در موارد شدیدتر به صورت ترشح و تاول هم دیده میشوند.
بیشتر این ضایعات پوستی را دردستها میبینیم ولی گاهی به علت آلوده شدن لباسها، ضایعات را میتوان روی قسمتهای مختلف بدن مشاهده كرد. ضایعاتی كه در صورت ایجاد میشود، بیشتر از طریق دست به صورت منتقل شدهاند یا مواد به شكل گاز، بخار، گردوغبار در هوا پراكنده و روی پوست صورت نشستهاند.
تغییر رنگ پوست
گاهی تغییرات رنگی پوست را در تماس شغلی با بعضی مواد شیمیایی داریم و این مساله در مورد افرادی كه در كارخانهها با فلزات سنگین از قبیل نقره، جیوه و... سروكار دارند ممكن است به صورت لكههای تیره رنگ، در محل تماس پوستی دیده شود.
سوختگی
گفتن ندارد كه آتشنشانان، كارگران ذوب آهن و افرادی كه به خاطر شغل خود در معرض آتش و حرارت قرار دارند، همیشه در معرض خطر سوختگی قرار دارند.

5 راه برای غلبه بر خستگی در محل کار
از این 5 راهکار برای شارژ انرژیتان وقتی در محل کار احساس خستگی می کنید، استفاده کنید.
یک تکه کوچک شکلات بخورید
شکلات نه تنها باعث تقویت حس و حال ما می شود بلکه تحقیقات نشان داده است که خوردن آن کمک می کند بدن اندورفین تولید کند که انرژی را بالا می برد. وقتی کم مانده پشت میز کار خوابتان ببرد، یک تکه کوچک شکلات تیره بیندازید دهانتان و تغییر را احساس کنید.
دو لیوان آب خنک بنوشید
منظورمان از آن لیوان های خیلی بزرگ نیست—دو فنجان آب هم کافی است. یکی از دلایل اصلی خستگی کم آب شدن بدن است (خیلی وقت ها متوجه نمی شوید که بدنتان کم آب شده، فقط احساس خستگی می کنید). یکی از معلم های دبیرستانم ما را مجبور می کرد که بعد از ناهار سر کلاس حساب دیفرانسیل دو لیوان آب بخوریم و قسم می خورم که باعث می شد تا آخر کلاس کاملاً هوشیار باشیم و به هیچ وجه خسته نشویم.
نقاشی های بی معنی بکشید
اگر مدام خمیازه می کشید و نمی توانید روی کنفرانسی که در آن شرکت کرده اید تمرکز کنید، یک تکه کاغذ و خودکار از کیفتان بیرون بکشید و روی آن شروع به نقاشی کردن کنید: قلب، تک شاخ، رنگین کمان و ...هرچیز مسخره ای که به ذهنتان می رسد. چند وقت پیش با متخصصی مصاحبه کردم که گفت اینکار کمک می کند مغز بتواند بهتر تمرکز کند. خیلی جالب است، نه؟ و وقتی بتوانید روی کاری که می کنید تمرکز کنید، کمتر خمیازه خواهید کشید و فکر چرت زدن دیگر به سرتان نمی زند.
چیزی حاوی ویتامین C بخورید
یک پرتقال را از وسط نصف کنید یا در کافه شرکت یک لیموناد سفارش دهید. مهم این است که کمی ویتامین C به بدتان برسانید. تحقیقات نشان می دهد که ویتامین C موجب سرزندگی می شود . علائم سندرم خستگی را کاهش می دهد.
خودتان را بکشید
طبق علم پزشکی چینی، کمی خم شدن و کشیدن خودتان به سمت جلو ذخیره باقیمانده انرژی که بین کلیه هایتان مانده را فعال می کند.

با همکاران حسود در محل کار چطور کنار بیاییم؟

چطور با حسادت در محل کار کنار بیاییم؟
4. تحسین کنید.
خیلی از همکاران به این خاطر حسادت می کنند که اعتماد به نفس بالایی ندارند. چون احساس حقارت می کنند وقتی می بینند که یکی کاری را بهتر از آنها انجام می دهد طبیعی است که حسادت کنند. شما می توانید با تعریف و تمجید از کارهای آنها وضعیت را بهتر کنید. وقتی کار خوبی از آنها مشاهده کردید از آن تعریف کنید و اینکار مداوم باشد. این باعث می شود انگیزه بیشتری برای انجام کارهای بهتر پیدا کنند. اعتماد به نفسشان بالا می رود و مطمئناً پیشرفت می کنند. بعد وقتی خود را با شما برابر ببینند دیگر دلیلی برای حسادت کردن پیدا نمی کنند.
7. به دیگران اعتبار بخشید.
هرزمان که موقعیت این را داشتید که اعتبار یک تصمیم یا پروژه ای که خوب بوده را با دیگران تقسیم کنید، حتماً اینکار را بکنید. وقتی هر از گاهی باعث شوید که دیگران هم بدرخشند برایشان سخت تر خواهد بود که به شما حسادت کنند. فقط گفتن چیزهایی به همین سادگی، "بله این سخنرانی خیلی خوب پیش رفت. می توانید از آقای X به خاطر گرافیک های عالی که برایمان درست کرده بودند تشکر کنید" فضای محیط را تغییر می دهد.
8. از مقامات بالا دوستانی دست و پا کنید.
همکاران حسود ممکن است محل کار را به یک میدان جنگ برای شما تبدیل کنند به خاطر همین لازم است که حتماً دوستانی در محل کار برای خودتان داشته باشید. اگر بتوانید در پست های بالاتر از خودتان دوستانی داشته باشید خیلی بهتر خواهد بود. با کمک آن دوستان می توانید بدون اینکه به اعتبار تان در محل کار صدمه ای وارد شود، توطئه های ناشی از حسادت آنها را خنثی کنید.
سایتAbout ، به منظور اجتناب از برخورد با مشکلات سرمایه گذاران جهان در رابطه با تخمین نرخ رشد کمپانی ها ،نحوه ریسک برای تجارت های پر بازده ومدیریت خرید سهام ،هفت نکته کلیدی را پیشنهاد کرده است.
به گزارش ام بی ای نیوز و به نقل از سایت About.com راهنمایی های معرفی شده برای آغاز یک سرمایه گذاری موفق به شرح زیر است:
1.در ارزیابی های خود ،رفتاری محافظه کارانه در پیش بگیرید.
سرمایه گذاران معمولا رفتاری ویژه در برقراری ارتباط میان حوادث جدید و آینده در پیش میگیرند. وقتی شرایط خوب باشد آنها به آینده خوشبینانه مینگرند. ریسک اصلی، پرداخت هزینه بیش از حد برای تجارت های پر بازده نیست بلکه صرف هزینه ای فراوان برای شرکت هایی با سود دهی متوسط در روزهای خوب احتمال خطر را افزایش میدهد.
به منظور اجتناب از برخورد با چنین مشکلاتی باید احتیاط را رعایت کنید. این امر به خصوص در رابطه با تخمین نرخ رشد یک کمپانی در آینده در کنار بررسی احتمال بازگشت سرمایه اهمیت زیادی پیدا میکند.
2.تنها سرمایه هایی را خریداری کنید که با یک تخفیف قابل توجه نسبت به ارزیابی شما از قیمت اصلی فروخته میشوند.
پس از بررسی قیمت اصلی یک سهام خاص شما باید بر روی امتیاز اضافه به عنوان ضمانت اصرار بورزید. برای مثال چنانچه ارزیابی شما از قیمت سهام یک شرکت 14 دلار و 29 سنت باشد، قیمت 12 دلار و 86 سنت راضی کننده نخواهد بود زیرا 10 درصد تخفیف ،ضمانتی مطمئن برای شما به شمار نمیرود.
3.محدودیت های خود را شناخته و فقط سهامی را بخرید که اطلاعات کافی درباره آن به دست آوردهاید.
شما چگونه میتوانید آینده وضعیت سهام یک شرکت را حدس بزنید. برای مثال در مورد کوکا کولا شما میتوانید با نگاهی به مصرف سرانه محصولات این شرکت در کشور های مختلف جهان، هزینه های مصرف شده مانند قیمت شکر، سابقه مدیریت بر روی سرمایه اولیه و مسایل دیگر به یک ارزیابی شخصی از عملکرد این برند و به تبع آینده آن دست یابید. این کار امکان یک تصمیم گیری منطقی را برای شما فراهم میکند.
فقط شناخت و بررسی وضعیت اقتصادی یک برند و پیش بینی آینده آن در پنج تا 10 سال آینده میتواند زمینه ساز خرید بخشی از سهام آن کمپانی شود. در بسیاری از موارد ترس از بر باد دادن یک شانس بزرگتر شما را در بر میگیرد. در این گونه موارد استفاده از اطلاعات موجود در تکنولوژی های جدید نظیر اینترنت یا تلویزیون میتواند بر دانش شما در این زمینه بیفزاید.
4.نگاهی منطقی به قیمت بیندازید.
یک قانون در ریاضیات وجود دارد که عمل به آن اجتناب ناپذیر است: هر چه بیش از میزان بازدهی یک سرمایه برای آن هزینه پرداخت کنید، سوددهی آن به مراتب برای شما کمتر خواهد شد.
فرض کنید که خانهای با قیمت 500 هزار دلار در یک منطقه بسیار خوب خریداری کردهاید. یک هفته بعد کسی بر در خانه کوبیده و پیشنهاد خرید خانه به قیمت 300 هزار دلار را به شما ارائه میدهد. شما حتما به توصیه او خواهید خندید. به همین ترتیب در بورس نیز شما ممکن است تحت تاثیر دیدگاههای منفی دیگران قرار گرفته و سرآسیمه سهام خریداری شده را دوباره به فروش بگذارید. این قبیل افراد ممکن است به شما بگویند که هزینه پرداختی از طرف شما بسیار بیشتر از ارزش واقعی سهام مورد نظر بوده است.به منظور خرید سهام پس از یک ارزیابی منطقی شما باید تخفیف بزرگ در قیمت سهام را به عنوان یک فرصت مناسب برای سرمایه گذاری در نظر بگیرید.
5.هزینه های اضافی را به حداقل کاهش دهید.
معاملات تجاری به طور مکرر میتواند ضمن بالا بردن هزینه های کمیسیون و مالیات ها موفقیتهای پیش بینی شده شما را در طولانی مدت کاهش دهد.
به طور مثال تصور کنید که در سن بیست ویک سالکی برنامه ای برای کار و فعالیت تا سن شصت و پنج سالگی خود پیش بینی میکنید. به این تریتب هر سال میتوانید 10 هزار دلار برای آینده خود پس انداز کنید. اگر محاسبات شما به همین روند ادامه پیدا کند، تا زمان بازنشستگی 10 درصد به سرمایه شما افزوده خواهد شد. حال اگر کاری کنید که بتوانید مانع از پرداخت یک سری هزینه های اضافی بشوید، این سود دهی دو درصد رشد داشته و به 12 درصد خواهد رسید.
6.در تمام مدت چشمان خود را باز نگه دارید.
با نگاهی دقیق در تمام طول مدت سرمایه گذاری میتوانید به نوعی احساس رضایت از سرمایه گذاری خود دست پیدا کنید. جستجو و بررسی تمام شرکت هاٰ، بررسی درآمدها و سود دهی آنها، آشنایی با نحوه مدیریت آنها و توجه به نکات راهنما در خرید سهام میتواند در این راه کمک شایانی به شما بکند.
7.به محض مواجهه با یک فرصت مناسب سرمایه خود را به آن اختصاص دهید.
فرض کنید که یک سرمایه گذار خواهان سرمایه گذاری در بخش مسکن در مناطق شهری است. او ممکن است سولاتی از این قبیل را از خودش بپرسد: آیا رشد قیمت این خانه در مقایسه با هزینه خرید آن بیشتر خواهد بود؟ چنانچه پاسخ مثبت است آیا تغییرات آماری دراین منطقه نسبت به شرایط کنونی افزایش قابل توجهی یافته و در نتیجه موجب رشد قیمت این خانه ها خواهد شد؟ آیا از این کار سوددهی کلانی نصیب او خواهد شد یا منافع بسیار کمی برای او به بار خواهد آورد؟
یک سرمایه گذار دور اندیش با اطمینان از نتایج مثبت این کار خود فرصت را مغتنم شمرده و در اولین فرصت بدون هیچ گونه شک و تردید تصمیم خود را به اجرا در میآورد.
اگر رئیس جدیدتان یک زن است، یا اگر به قسمتی از اداره مـنـتـقل شـده اید کـــه مجبورید با همکاران خانم کار کنید،اگر منشی خانم دارید ، اگر در فروشگاه یا کارگاه با خانم ها همکار هستید ، زمـانـش رسیـده است که مهارت هایی را برای کار کردن با آنها یاد بگیرید.مـردهـا و زن هـــا در یک محیط اجتماعی به طرق مختلفی فکر و عمل می کنند.
اما بـا مسـائـل کـــاری چگونه برخورد مینمایند؟
همه ما تغییر کرده ایم
مرد ها و زن ها از قالب های پیشین خود درآمده اند، اما بعضی از این خلق و خو ها هنوز به جا مانده است. مهم نیست چقدر زن ها جدی، خشن و جاه طلب باشند، کار تعلیم و تربیت فرزندان و بار آوردن بچه از قدیم بر عهده آنهاست. مردها معمولاً هدفمند و اهل رقابت اند. هر چند باید راه درازی پیمود تا احساسات آن ها نیز نشان داده شود. آگاه بودن از تفاوت های بین دو جنس برای پیشرفت شغلی شما بسیار ضروری است.
در اینجا به چند نکته اساسی در روابط کاری با خانم ها اشاره می کنیم:
1- برای صحبت کردن با آنها وقت بگذارید
مردها برای تبادل اطلاعات صحبت و مذاکره می کنند، البته زن ها هم همینطور هستند. اما آنها از این گفتگو ها به عنوان یک رابطه متقابل برای برقراری ارتباط استفاده می کنند. اگر رئیس خانم شما گفتگوی کوتاهی را آغاز می کند، با او صحبت کنید هر چند که خیلی مشغول باشید. ممکن است فکر کنید که وقت خود را تلف خواهید کرد اما نتایج آن ارزشش را خواهد داشت.
2-یاد بگیرید که به حرفهایشان گوش دهید
سوال کنید تا مطمئن شوید همه مطالبی که رد و بدل می شود را کاملا فهمیده اید. خیلی کم پیش می آید که خانمی فراموش کند که همکارش صحبت هایش را گوش نداده است یا اظهار نظری در موردشان نکرده باشد.
3-حرف هایتان را سبک و سنگین کنید
دقت کنید که چه می گویید زیرا که ممکن است هر آن نظری در ارتباط با حرفتان داده شود و شما را در راس گفتگو بکشاند. دقت کنید که لطیفه هایتان مضامین جنسی نداشته و اهانت آور نباشند. هیچگاه موضوعاتی مانند حاملگی را پیش نکشید مگر اینکه همکارتان خود موضوع را مطرح کند.
4-با دقت انتقاد کنید
قبل از عصبانیت خوب فکر کنید. در مورد کار نظر دهید نه انجام دهنده آن. خانم ها معمولاً انتقاد ها را خیلی شخصی برداشت می کنند، پس شما سعی کنید که بهانه ای دستشان ندهید. در رابطه با هر مشکلی مثال مطرح کنید و فرد را تشویق کرده و نظرات مثبت بدهید. این به این معنی نیست که خانم ها را جدی نگیرید، فقط مشکلات را با دیدی مثبت و سازنده بررسی کنید.
5-به جزئیات دقت کنید
اگر چه کنجکاوی کردن در مورد زندگی خصوصی کسی صحیح نیست، اما اگر رئیس یا همکار خانم شما گاهاً در مورد فرزندانش با شما صحبت می کند، شما نیز هر از چند گاهی حال آنها را جویا شوید. علاقه شما به این مسئله نشان می دهد که شما برای این ارتباط ارزش قائل هستید. اگر چه این راه درستی است، اما دقت داشته باشید که بین مسائل خصوصی و کاری تعادل برقرار کنید. و هرگز سـوالات خیـــلی خــصوصی مثل "چرا فلان روز مرخصی گرفته بودید؟" نپرسید.
6- در تصمیم گیری عجله نکنید
خانم ها سعی می کنند که مشکلات را با بحث کردن حل کنند. برای درست کردن مسئله ای هیچگاه عجله نکنید. رئیس جدید شما، اگر چه تصمیم خود را گرفته باشد، به دیگران هم اجازه خواهد داد تا نظراتشان را ابراز کنند و پیشنهاد ارائه دهند. اگر با تعداد بسیاری خانم کار می کنید، از این تاکتیک استفاده کنید.
7- همکاری کنید
با هم کار کنید و در کارها با هم مشورت کنید. اگر می خواهید مدیرتان را تحت تاثیر قرار دهید، دیگران را در کارهایشان یاری دهید. در نظر او یک مشاور و رفیق همیشه بهتر از یک تک خور است. احساسات و استعدادهای دیگران را بشناسید. خانم ها معمولاً در ایجاد رابطه با مشتریان بسیار مهارت دارند. بنابراین فرصتی به آنها بدهید تا برای بهتر شدن موقعیت کاری خودشان و شما از استعدادها و دانششان استفاده کنند.
8- استعداد هایش را تحسین کنید نه ظاهرش را
هیچگاه به همکار خانمتان نگوئید که چقدر زیبا و خوشگل است. حتی مطرح کردن طرز لباس پوشیدن، بوی عطر و مدل مویش هم ممکن است در نظر او بد باشد. در مورد هر نظریه ای که می دهید بسیار دقت کنید.
9- صادق باشید هر زمان که ممکن بود، اطلاعاتتان را با آنها در میان بگذارید.
خانم ها احساس فوق العاده ای دارند، و نادرستی و دغل بازی را به خوبی تشخیص می دهند. به همکارانتان اطمینان دهید کهمی توانید هر نوع اطلاعاتی که نیاز دارند را برایشان مهیا کنید. صداقت و رو راستی از نظر خانم ها بسیار ارزشمند است.
10-غیبت نکنید
گوش هایتان را بر روی غیبت ها ببندید. اکثر شایعات از روی ترس ساخته شده اند. شما می توانید جلوی پچ پچ ها، فرضیات و شکایات را بگیرید و آنها را به نفع خود تمام کنید. اطلاعات خیلی زود پخش می شوند، پس سعی کنید شایعات مثبتی به وجود آورید.
11- سعی کنید افکارش را بفهمید
خانم ها اطلاعات را به سبکی کاملاً متفاوت با آقایان تحلیل می کنند. در حالیکه آقایان معمولاً به نتایج مسئله فکر می کنند. اگر هنگام صحبت هایتان خانمی سر خود را تکان می دهد به این معنی نیست که با حرفهایتان موافق است، اما مردها اگر حس کنند مطلبی را اشتباه بیان کرده اید و یا با تصمیمی مخالف باشند، بلافاصله عکس العمل نشان می دهند. اما خانم ها در ابتدا خود را موافق جلوه می دهند ولی بعد دوباره همان بحث را پیش می کشند. آنها ذاتاً دوست دارند که واقعیات را بفهمند. در مورد هر چیز خیلی خوب فکر می کنند و گاهاً نیز احساسات خود را در آن واردمی کنند.
12-رابطه تان را فقط در حد کار نگاه دارید
عشق هایی که در محیط های کاری به وجود آمده ، معمولاً کم دوام بوده اند. مراقب ژست های جوانمردانه خود باشید چون ممکن است خانم ها برداشت نادرستی از آنها بکنند.
زنده باد اختلاف عقیده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از تصورات غلط دوری کنید. به تفاوت های بین خانم ها و آقایان توجه داشته باشید. به اینکه چطور عمل کرده و عکس العمل نشان می دهند دقت کنید. خوب گوش کنید و قبل از صحبت کردن در مورد آن خوب فکر کنید. کار گروهی را رواج دهید. مطمئن باشید که استعداد ها و مهارت های یک فرد مهم و قابل بررسی است. به احساسات انسان ها توجه کنید.
منبع:سایت مدیر آگاه
مهارتهای مدیریتی آداب مذاكره حضوری! ...
تعیین وقت مذاکره:
هیچ وقت بدون اطلاع و آمادگی قبلی با كسی مذاكره نكنید و هیچ كسی را نیز در چنین موقعیتی قرار ندهید.
تعیین افراد مذاكرهكننده:
قبل از مذاكره بدانید كه با چه كسانی و با چه سمتی مذاكره دارید تا شما نیز بتوانید پیشبینیهای لازم، برای همراهی همكاران لازم برای مذاكره را داشته باشید.
تاییدیه زمان ملاقات:
حداقل 24 ساعت قبل از شروع مذاكره، مجددا برای برگزاری مذاكره تاییدیه بگیرید.
زمان حضور در قرار ملاقات:
بهتر آن است كه حدود 10 دقیقه قبل از شروع مذاكره، در محل مذاكره حضور پیدا كنیم. اگر خیلی زود به محل قرار رسیدیم، بهتر آن است كه در محلی كه دیده نشویم، وقتگذرانی كنیم.
همراه داشتن برخی لوازم ضروری:
یك مذاكرهكننده حرفهای برخی لوازم ضروری را همیشه همراه خود دارد تا در صورت وقوع اتفاقات پیشبینی نشده، بتواند با آن مقابله كند.
رعایت تناسب در پوشش:
نوع پوشش با توجه به نوع مخاطب تعیین میشود، البته كلیاتی وجود دارد كه در مورد همه محیطها صادق است
كه به شرح زیر است:
1 - نوع پوشش باید رسمی باشد.
2 - در مذاكرات مختلف از رنگهای مختلف استفاده كنید. هیچوقت چند جلسه مذاكره را با یك رنگ ثابت برگزار نكنید.
3 - در ملاقات با شركتهای دولتی، مراقب استفاده از پوششهای مخصوص كشورهای خارجی همانند كراوات یا پیراهن آستینكوتاه باشید، این مطلب را به یاد داشته باشید كه همیشه فرهنگ و عرف مقدم بر استاندارد است.
4 - هنگامی كه مثلا وظیفه فروش به یك قشر آسیبپذیر جامعه را بر عهده دارید، از پوشیدن لباسهای گرانقیمت كه شبهه اعمال پرستیژ یا فخرفروشی را داشته باشد، خودداری كنید.
5 - در هر نوع مذاكراتی، استفاده از لباسهای اسپرت نظیر شلوار لی، تیشرت، كفشهای ورزشی و ... فاجعه است!
6 - استفاده از خودكار و همراه داشتن یك دفترچه یادداشت كوچك.
7 - اتومبیل؛ نوع اتومبیل نیز ارتباط كامل با هدف جلسه دارد كه باید به آن توجه شود.
نحوه ورود به اتاق:
اگر با كسی از قبل قرار ملاقات دارید و نوبت داخل شدن شما فرا رسیده است، با ضربه زدن به در وارد اتاق شوید و به باز و بسته بودن در دقت نكنید.
مكان نشستن در اتاق:
محل نشستن در اتاق باید رو به روی طرف مقابل، با رعایت فاصله رسمی باشد. یك مذاكرهكننده حرفهای نه بالاتر قرار میگیرد نه پایینتر و از نشستن در جایی كه موقعیت وی را پایین میآورد خودداری میكند.
نحوه دست دادن:
دست دادن صحیح یكی از مهمترین روشهای ایجاد ارتباط اولیه با طرف مقابل است. دست دادن نباید نه شل باشد كه حاكی از بیعلاقگی و بیارادگی است و نباید آنقدر محكم و سفت باشد كه ایجاد درد كند.
دادن كارت ویزیت:
از مواردی كه قبل از مذاكرات باید به آن توجه شود داشتن كارت ویزیت است. امروزه طفره رفتن از ارائه كارت ویزیت به دلایلی همچون آماده نبودن كارت، تمام شدن كارت، فراموشی و غیره از دلایل سوخته به شمار میآید و شایسته نیست فرد مذاكرهكننده كارت ویزیت نداشته باشد.
قوانین استفاده از تلفن همراه:
1- كسی كه در حال حاضر با او هستید مقدم است؛ بنابراین هنگام برقراری ارتباط با تلفن همراه به شخص پشت خط اعلام كنید بعدا با وی تماس میگیرید و بلافاصله تلفن را قطع كنید.
2 - در هنگام حضور در جلسات رسمی یا تجاری، تلفن همراه خود را حتما خاموش كنید.
3 - از دریافت یا خواندن و توجه كردن به پیامهای كوتاه در حین مذاكره خودداری كنید.
4 - زمان مناسبی را برای زنگ زدن انتخاب كنید. مثلا از زمان تنفس استفاده كنید.
5 - مكان خصوصی یا نسبتا خلوتی را برای صحبت كردن انتخاب كنید.
6 - با تن صدای متعادل حرف بزنید و از حرف زدن با صدای بلند به شدت خودداری كنید.
امكان استفاده از تسهیلات ارتباطی در محل مذاكره:
در هنگامی كه مذاكره در محل شما انجام میشود باید امكان برقراری ارتباط میهمانان با شركت خودشان شامل تلفن، فكس، پست الكترونیكی و غیره وجود داشته باشد.
ضبط مذاكرات:
ضبط مذاكرات اصلا معمول نیست، بنابراین از گذاشتن وسائلی كه شائبه ضبط كردن سخنان را دارند شامل موبایل، كیف و غیره روی میز خودداری كنید.
نصب ساعت:
در سالن مذاكره حتما باید ساعت وجود داشته باشد تا بتوان گذران وقت را كنترل كرد.
پذیرایی:
به عنوان قاعده كلی باید پذیرفت كه میز مذاكره میز پذیرایی نیست، بنابراین در صورت طولانی شدن مذاكرات سعی كنید هرگونه پذیرایی منحصرا در ساعت تنفس اتفاق بیفتد.
در هنگام پذیرایی باید قواعد زیر را رعایت كرد:
1 - قبل از شروع مذاكره گرسنه تا تشنه نباشید.
2- در صورتی كه در انتخاب نوع خوراكی حق انتخاب داشته باشید آن نوع را انتخاب كنید كه از پرستیژ بیشتری برخوردار باشد.
3- از خوردن خوراكیهایی كه مصرف آنها سخت است یا در هنگام خوردن احتمال كثیف شدن پیراهن یا لباس شما وجود دارد، خودداری كنید.
4- در هنگام نوشیدن یا خوردن، مراقب صدای دهان خود باشید.
5- اگر به وقت ناهار نزدیك شدید، به هیچ وجه سنگین غذا نخورید.
6- در هنگام استفاده از كارد، چنگال، یا قاشق، پس از تمام شدن غذا یا خوراك، این وسایل را با دهان پاك نكنید.
7- تا انتهای خوراكی را میل نكنید.
8- در حین مذاكرات استفاده از سیگار به كلی ممنوع است.
استفاده از دستور جلسه:
در مذاكرات حتما سعی كنید دستور جلسه داشته باشید و قبل از شروع مذاكره، آن را برای طرف مقابل نیز مطرح كنید تا در مورد موضوع جلسه توافق به عمل آمده باشد.
داشتن دستورجلسه چند فایده دارد كه میتوان به آنها اشاره كرد:
الف: احتمال بروز موارد غافلگیر كننده را در جریان مذاكره كاهش میدهد.
ب: اطلاعات مربوط به فهرست خواستههای طرف مقابل را در اختیارتان میگذارد.
ج: از پراكنده شدن مطالب و از هر دری سخن گفتن جلوگیری میشود.
د: امكان رسیدن به نتیجه و استفاده بهینه از وقت را افزایش میدهد.
تنظیم كردن صورت جلسه پس از مذاكرات فواید زیادی دارد، شامل:
1 - در جلسات آینده مانع از بحث روی مواردی میشود كه قبلا توافق شدهاند.
2 - تعهد طرفین را به اجرای بندهای توافق شده بیشتر میكند. اصولا كسانی كه حاضر هستند پای برگهای را امضا كنند، بهطور طبیعی احساس مسوولیت بیشتری را در خود حس خواهند كرد.
3 - چون امكان دارد در حین مذاكره روی مباحث مختلفی بحث شود با تنظیم صورت جلسه روی نكات كلیدی مذاكره توافق همگانی انجام میگیرد.
علائم هشداردهنده و نشانههای فرسودگی شغلی
فرسودگی شغلی، فرآیندی آهسته است که در دورهای طولانی از زمان رخمیدهد. اگر به علائم هشداردهنده توجه نکنید، میتواند شما را تحت سیطرهی خود قراردهد.
فرسودگی شغلی، فرآیندی آهسته است که در دورهای طولانی از زمان رخمیدهد. اگر به علائم هشداردهنده توجه نکنید، میتواند شما را تحت سیطرهی خود قراردهد. علائم و نشانههای فرسودگی در ابتدا جزئی هستند اما با گذشت زمان،بدتر میشوند. به علائم فرسودگی مانند یک علامت هشداردهنده یا زنگخطر نگاه کنید. تصورتان این باشد که چیزی اشتباه است و نیاز به توضیح و اصلاح دارد. اگر شما به این علائم هشداردهندهی اولیه توجه کنید، از یک ازکارافتادگی عظیم جلوگیری میکنید. درحالیکه اگر از آنها چشمپوشی کنید، درنهایت فرسوده خواهید شد.
علائم و نشانههای جسمی فرسودگی:
احساس خستگی و فرسودگی و در بیشتر اوقات، سردرد زیاد، کمردرد، درد ماهیچه، امنیت کم و احساس بیماری زیاد و تغییر در عادات خواب و اشتها
علائم و نشانههای روانی فرسودگی شغلی:
احساس شکست و شک نسبت به خود، از دستدادن انگیزه، احساس بیکسی دائم، افتادگی و سرماخوردگی، بهطور فزایندهای بدگمانی و دید منفی نسبت به اطرافیان، کسالت روانی و احساس تنهایی در دنیا، کاهش رضایت و شکست
علائم و نشانههای رفتاری فرسودگی شغلی:
فرار از مسؤولیت، استفاده از غذا، دارو و... برای کنارآمدن با موضوع، کنارهگیری از جمع، انتقال فرسودگی خود به دیگران، به تعویقانداختن و زماندار بودن انجام کارها، فرار از کار با دیرکردن و زود رفتن و...
جلوگیری از فرسودگی:
اگر شما علائم قریبالوقوع فرسودگی را در خود تشخیص دادید، بهیاد داشته باشید که اگر آنها را رها کنید، وضعیت بدتر خواهد شد اما اگر برای بازگرداندن زندگی خود به سوی تعادل قدم بردارید، میتوانید از تبدیلشدن فرسودگی به یک انحطاط کامل، جلوگیری کنید.
نکاتی برای جلوگیری از فرسودگی شغلی:
- روز را با تشریفات آرامشدهنده شروع کنید: بهجای پریدن از رختخواب، بهمحض بیدارشدن، دستکم 5دقیقه صرف مراقبه کنید، یادداشتهای خود را بنویسید، نرمشهای ملایم انجام دهید یا عادت به خواندن چیزی کنید که شما را تحریک کند.
- عادتهایی همچون خوردن منظم و سالم، تمرینکردن و خوابیدن را بهکار بگیرید: وقتی خوراک درستی داشته باشید، در فعالیتهای منظم فیزیکی شرکت نموده و استراحت کافی میکنید، انرژی کافی برای مقابله با مشکلات زندگی را خواهید داشت.
- ایجاد حد و حدود: خود را زیاد پرمشغله نسازید. یاد بگیرید که چطور به درخواستهایتان به وقت خودش جواب (نه) بدهید. اگر این امر برای شما مشکل است، بهیاد داشته باشید که گفتن (نه) به بعضی چیزها، به شما اجازه میدهد که به چیزهایی که واقعاً میخواهید انجام دهید، جواب (بله) بدهید.
- گرفتن یک وقت استراحت از کار و تکنولوژی: هر روز، ساعاتی را برای انفصال کامل در نظر بگیرید. تبوتابتان را کنار بگذارید، تلفن و رایانه را خاموش کنید و چککردن ایمیل را متوقف سازید.
- قسمت فعال خود را تغذیه کنید: فعالیت، یک پادزهر برای افراد فرسوده است. وضعیت جدید را امتحان کنید، یک پروژهی سرگرمکننده را شروع کنید یا یک سرگرمی مورد علاقه را از سر بگیرید؛ فعالیتهایی که هیچ ارتباطی به کارتان ندارند را انتخاب کنید.
- یاد بگیرید چطور استرس را مدیریت کنید: وقتی شما در مسیر فرسودگی هستید، ممکن است احساس ناتوانی کنید اما بیش از آنچه فکر میکنید، روی استرس کنترل دارید. یادگرفتن اینکه چطور استرس را مدیریت کنید، به شما کمک مینماید که دوباره تعادل خود را بهدست آورید.
بهبود فرسودگی شغلی:
بعضیاوقات خیلی دیر است که از فرسودگی جلوگیری کنید (شما هماکنون از خط قرمز عبور کردهاید). در این مورد، خیلی مهم است که فرسودگی خود را جدی بگیرید. تلاش کنید که از حالت خستگی بگذرید چراکه ادامهی وضعیتی که در آن هستید، منجربه خسارت فیزیکی و روانی خواهد شد.
بهبودیافتن به برداشتن گامهای بعدی نیاز دارد:
- آرامش: وقتی به مرحلهی آخر فرسودگی شغلی رسیدید، تعدیل ذهنیت یا مراقبت از سلامت شما، مسأله را حل نخواهد کرد. شما نیاز دارید تا خود را وادار به آرامش یا استراحت کنید. هر اندازه که میتوانید، از تعهدات و فعالیتهای خود بکاهید و برای استراحت و درمان، به خودتان زمان بدهید.
- دریافت حمایت: وقتی فرسوده هستید، تمایل طبیعیتان اینست که با گوشهگیرکردن خود، از مقدار انرژی که بهجا گذاشتهاید، محافظت کنید اما دوستان و خانوادههای شما در طول این زمان، بیشتر از همیشه مهم هستند. برای دریافت حمایت، بهسوی کسانی که بیشتر از همه دوستدارید، دست دراز کنید.
- ارزیابی مجدد اولویتها: فرسودگی شغلی، بیانگر اینست که عامل مهمی در زندگیتان درست کار نمیکند. شما به زمان نیاز دارید تا در مورد هدفها، امیدها و رؤیاهای خود فکر کنید. آیا در حال فراموشکردن چیزی هستید که برای زندگیتان مهم است؟ فرسودگی بهعنوان یک فرصت برای کشف دوبارهی اینکه چهچیزی واقعاً شما را شاد میکند و تغییر وضعیت مطابق با آن تلقی میشود.
فرسودگی با خود، از دستدادن چیزهای زیادی را بههمراه میآورد که معمولاً ناشناخته است.
ناشناختهها مقدار زیادی از انرژی شما را میگیرد:
- از دستدادن ایدهآل یا رؤیایی که شما در کار خود وارد کردهاید.
- از دستدادن نقش یا شخصیتی که ابتدا به شغل شما میآمد.
- از دستدادن انرژی فیزیکی و روانی
- از دستدادن دوستان، سرگرمیها و احساس اجتماعیبودن (همکاری)
- از دستدادن اعتمادبهنفس
- از دستدادن شادی، معانی و هدفهایی که کار و زندگی را معنادار میسازد.
کنارآمدن با فرسودگی شغلی:
مؤثرترین شیوه برای مبارزه با فرسودگی شغلی، دستکشیدن از کار فعلی و انجامدادن کار دیگر است؛ البته اگر قصد تغییر شغل دارید اما این کار برایتان عملی نیست، هنوز میتوانید برای بهبود وضعیت خود یا دستکم وضعیت ذهنی خود، اعمال زیر را انجام دهید:
- مقابله با استرس محیط کار: بهمنظور جلوگیری از فرسودگی شغلی، خیلی مهم است که استرس را در محیط کارتان مدیریت کنید. این کار را با شناسایی عوامل استرسزا شروع کنید؛ سپس شما میتوانید برای برخورد با مسائل، با تغییر محیط کار تغییر نحوهی برخورد با عوامل استرسزا قدم بردارید. فعالانه مسائل را توضیح دهید. از یک رهیافت معلوم بهجای رهیافت مجهول در محیط کار خود استفاده کنید. اگر نیازهای خود را بیان کنید، کمتر احساس عدم حمایت میکنید. درنهایت، اگر قدرت و منابع لازم برای حل مسأله را نداشتید، با یک مشاور روانشناس صحبت کنید.
- برنامهی کاری خود را اعلام کنید: از رئیس خود برای تشریح مسؤولیتها و وظایف کاری روزانهتان، درخواست ملاقات و گفتوگو کنید، به آنچه که بخشی از کار شماست و انتظار میرود که انجاماش دهید، اشاره کنید.
- درخواست وظایف جدید کنید: اگر مشغول انجام یک کار ثابت برای مدت طولانی هستید، درخواست یک کار تازه کنید؛ مانند سطح کاری متفاوت، محدودهی فروش مختلف و...
- گرفتن مرخصی: اگر فرسودگی شغلی شما حتمی بهنظر میرسد، یک مرخصی کامل از محل کار بگیرید؛ به تعطیلات بروید، روزهای بیمار خود را سپری کنید و برای ترک موقعیت، هرچیزی که شما را از این وضعیت نجات میدهد، درخواست کنید؛ بهطور کلی، از زمانی طولانی برای شارژ دوبارهی باتریهای خود و رسیدن به چشماندازی جدید استفاده کنید.
10روش عالی برای شادابی در كار
![]()
واقعیت این است كه دستیابی به شادابی یا دستکم خرسندی، خیلی مشكل نیست اگر به توصیههای زیر توجه كنید:
شادباش ای عشق خوشسودای ما ای طبیب جمله علتهای ما
ای دوای نخوت و ناموس ما ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسم خاك از عشق بر افلاك شد كوه در رقص آمد و چالاك شد
«مولانا»
گاهیاوقات ایجاد شادابی در محیط كار، دشوار است. ایرادها و سرزنشهای مدیران بهخاطر تأخیر كارها یا نحوهی رفتار همكاران و یا حتی طرز نگرش منفی خودتان، مانعی جدی در مسیر شادابیست اما واقعیت این است كه دستیابی به شادابی یا دستکم خرسندی، خیلی مشكل نیست اگر به توصیههای زیر توجه كنید:همواره بهخاطر داشته باشید که شادمانی در محیط كار، نیازمند تلاشهای مستمر است. شما نمیتوانید نظارهگر اطراف باشید و هیچ كاری نكنید و فقط با آرزوی شادی، انتظار رخ دادن آن را داشتهباشید. رضایتمندی و شادمانی در محیط كار، نیازمند برداشتن گامهای اساسیست كه روزانه باید انجام دهید. شادمانی را باید ایجاد و سپس آن را حفظ كرد. با استفاده از این استراتژیها و تلاش آگاهانه، بهسادگی میتوانید شادی را در محیط كارتان به ارمغان آورید.
حکایت اول
یک روز آفتابی در جنگلی سرسبز شیری بیرون غارش دراز کشیده بود و حمام آفتاب میگرفت. روباهی که در حال گذر از آنجا بود با دیدن شیر توقف کرد...
- آقا شیره میشه بگی ساعت چنده؟... ساعت من خرابه...
- خرابه؟ خوب بده برات سریع تعمیرش میکنم.
- جدی؟... اما ساعت من خیلی ظریفه و مکانیسم پیچیده ای داره. فکر کنم پنجه های بزرگ تو پاک خرابش کنه.
- اوه نه دوست من... بدش به من تاببینی چه جوری برات راست و ریسش میکنم.
- مسخره است. هر احمقی میدونه که شیرای تنبل با پنجه های بزرگ و تیز نمیتونن ساعتهای پیچیده و ظریف رو تعمیرکنن.
- میدونی بابت همینه که احمقها، احمقن ... ساعتتو بده حرف اضافه هم نزن.
بعد ساعت روباه رو گرفت وارد غارش شد و پنج دقیقه بعد با ساعت که حالا دقیق و مرتب کار می کرد برگشت. روباه بهت زده ومتعجب ساعت رو گرفت و راهش را کشید و رفت. چند دقیقه بعد سروکله گرگ پیدا شد.
- هی آقا شیره میتونم امشب بیام غارت باهم تلویزیون تماشا کنیم... تلویزیون من خراب شده... لامپ تصویرش سوخته انگار...
- قدمت روی چشم ... البته اگه بخوای من میتونم تلویزیونت رو درست کنم.
- ببین درسته که من حیوونم اما توقع نداری که همچین حرف چرندی رو قبول کنم. امکان نداره یه شیر تنبل با پنجه های بزرگ بتونه یه تلویزیون مدرن رو تعمیر کنه.
- امتحانش مجانیه... به هرحال خودت خوب میدونی تو این جنگل درندشت لامپ تصویر گیرت نمیاد.
گرگ قانع شد و تلویزیونش را برای شیر آورد. شیر تلویزیون را داخل غار برد و نیم ساعت بعد با تلویزیون سالم برگشت.
صحنه غافلگیرکننده:
درون غار شیر نیم دو جین خرگوش با هوش و نابغه که مجهز به مدرن ترین اسباب و ابزار هستند مشغول کارند و خود شیر با لذت دراز کشیده و از مدیریتش لذت می برد.
نتیجه: گه می خوای بدونی چرا یک مدیر موفقه، ببین که چه کسایی زیر دستش کار میکنن؟!
حکایت دوم
بک روز آفتابی در جنگلی سرسبز خرگوشی بیرون لانه اش نشسته بود و با جدیت مشغول تایپ مطلبی با ماشین تحریر بود. روباهی که از آن حدود رد میشد توجهش جلب شد.
- هی گوش دراز... داری چی کار میکنی؟
- ها ؟ پایان نامه مینویسم !
- چه بامزه! موضوعش چیه؟
- راستش دارم در مورد اینکه خرگوشها چه طور روباه رو میخورن تحقیقی انجام میدم.
- مسخره است. هر احمقی میدونه که خرگوشا روباه ها رو نمیخورن یعنی نمی تونن بخورن.
- جدی؟! با من بیا تو خونه تا بهت نشون بدم.
هردو وارد لانه خرگوش می شوند.. پنج دقیقه عد خرگوش درحالیکه مشغول خلال کردن دندانش با یک استخوان روباه است از لانه اش خارج میشود و دوباره مشغول تایپ می شود. چند دقیقه بعد گرگی از آنجا رد میشود.
- هی! داری چی کار میکنی؟
- روی تزم کار میکنم.
- هاها... چه با نمک... تزت در مورد چیه؟... انواع هویج؟
- نه. درباره اینه که خرگوشا چه طور گرگا رو میخورن.
- عجب پایان نامه چرندی... کدوم احمقی پروپوزال تورو قبول کرده... حتی این مگس هم میدونه که خرگوش نمی تونه گرگ بخوره
- جدی؟... امتحانش مجانیه... بیا تو خونه تا بهت نشون بدم
هردو وارد لانه خرگوش می شوند و درست مثل صحنه قبلی خرگوش درحالیکه مشغول لیس زدن استخوان گرگ است خارج میشود.
صحنه غافلگیرکننده: یک شیر درنده که از شانس خرگوش فقط علاقه به گوشت روباه و گرگ دارد داخل غار لمیده و خرگوش با خیال راحت در گوشه دیگری روی موضوع پایان نامه اش کار میکند.
نتیجه: مهم نیست که موضوع پایان نامه تو چقدراحمقانه است، مهم این است که استاد راهنمای تو کیست
جمله روز:برای آنکه کاری امکانپذیر گردد دیدگان دیگری لازم است، دیدگانی نو. (یونک)
كوتاه و خواندنی درمورد آشپز شركت گوگل!
گوگل به كارمندانش اجازه داده تا 20 درصد از وقت كاری روزانه شان - و یا یك روز كامل در هفته - را به پروژه ها و كارهای مورد علاقه خودشان، كه ربطی به شغل شان ندارد، اختصاص بدهند تا فكرشان ...
گوگل به كارمندانش اجازه داده تا 20 درصد از وقت كاری روزانه شان - و یا یك روز كامل در هفته - را به پروژه ها و كارهای مورد علاقه خودشان، كه ربطی به شغل شان ندارد، اختصاص بدهند تا فكرشان باز و رابطه شان با دنیای غیر كامپبوتری بیشتر شود.
بهنگام حاملگی هم تا 75 درصد حقوق را به خانم ها میپردازند. بطور كلی كار كردن در گوگل بیشتر شبیه زندگی غیر رسمی در محیط دانشگاه و خوابگاههای دانشجویی است.
چند تا ماجرای جالب و خوندنی

مصاحبه شغلی
در پایان مصاحبه شغلی برای استخدام در شركتی، مدیر منابع انسانی شركت از مهندس جوان صفر كیلومتر ام آی تی پرسید: « برای شروع كار، حقوق مورد انتظار شما چیست؟»
مهندس گفت: «حدود 75000 دلار در سال، بسته به اینكه چه مزایایی داده شود.»
مدیر منابع انسانی گفت: «خب، نظر شما درباره 5 هفته تعطیلی، 14 روز تعطیلی با حقوق، بیمه كامل درمانی و حقوق بازنشستگی ویژه و خودروی شیك و مدل بالا چیست؟»
مهندس جوان از جا پرید و با تعجب پرسید: «شوخی میكنید؟ »
مدیر منابع انسانی گفت: «بله، اما یادت باشه اول تو شروع كردی.
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----
كارمند تازه وارد
مردی به استخدام یك شركت بزرگ درآمد. در اولین روز كار خود، با كافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یك فنجان قهوه برای من بیاورید.»
صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با كی داری حرف می زنی؟»
كارمند تازه وارد گفت: «نه»
صدای آن طرف گفت: «من مدیر اجرایی شركت هستم، احمق.»
مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: «و تو میدانی با كی حرف میزنی، بیچاره.»
مدیر اجرایی گفت: «نه»
كارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت.
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----
اشتباه موردی
كارمندی به دفتر رئیس خود میرود و میگوید: «معنی این چیست؟ شما 200 دلار كمتر از چیزی كه توافق كرده بودیم به من پرداخت كردید.»
رئیس پاسخ می دهد: «خودم میدانم، اما ماه گذشته كه 200 دلار بیشتر به تو پرداخت كردم هیچ شكایتی نكردی.»
كارمند با حاضر جوابی پاسخ می دهد: «درسته، من معمولا از اشتباه های موردی می گذرم اما وقتی تکرار می شود وظیفه خود می دانم به شما گزارش كنم.»
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----
زندگی پس از مرگ
رئیس: شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید؟
كارمند: بله!
رئیس: خوب است. چون ساعتی پیش پدربزرگتان به اینجا آمده و میخواهد شما را ببیند،
همان که دیروز برای شركت در مراسم تشییع جنازه اش مرخصی گرفته بودید.
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----
تصمیم قاطع مدیریتی
روزی مدیر یكی از شركت های بزرگ در حالیكه به سمت دفتر كارش می رفت چشمش به جوانی افتاد كه در راهرو ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میكرد.
جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق دریافت میكنی؟»
جوان با تعجب جواب داد: «ماهی 2000 دلار.»
مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از كیف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت: «این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجا پیدایت نشود، تو اخراجی !
ما به كارمندان خود حقوق میدهیم كه كار كنند نه اینكه یكجا بایستند و بیكار به اطراف نگاه كنند.»
جوان با خوشحالی از جا جهید و به سرعت دور شد. مدیر از كارمند دیگری كه در نزدیكیش بود پرسید: «آن جوان كارمند كدام قسمت بود؟»
كارمند با تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد: «او پیك پیتزا فروشی بود كه برای كاركنان پیتزا آورده بود.»
نکته
برخی از مدیران حتی كاركنان خود را در طول دوره مدیریت خود ندیده و آنها را نمیشناسند. ولی در برخی از مواقع تصمیمات خیلی مهمی را در باره آنها گرفته و اجرا میكنند.
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----
زنگ تفریح
مردی به یك مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یك طوطی كرد. صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره كرد و گفت: «طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است.»
مشتری: «چرا این طوطی اینقدر گران است؟»
صاحب فروشگاه: «این طوطی توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی را دارد.»
مشتری: «قیمت طوطی وسطی چقدر است؟
صاحب فروشگاه: طوطی وسطی ۱۰۰۰ دلار است. برای اینكه این طوطی توانایی نوشتن مقاله ای كه در هر مسابقه ای پیروز شود را دارد.»
و سرانجام مشتری از طوطی سوم پرسید و صاحب فروشگاه گفت: « ۴۰۰۰ دلار.»
مشتری: «این طوطی چه كاری می تواند انجام دهد؟»
صاحب فروشگاه جواب داد: «صادقانه بگویم من چیز خاصی از این طوطی ندیدم ولی دو طوطی دیگر او را مدیر صدا می زنند.»