userinfo close

  ,

آلبرکامو


kamooclub

تاسیس: 18 تیر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: لاله ش - معاونان
 

عنوان بحث

امید امیری , omidman
امید امیری - 01:21 1385/05/27

کتاب بیگانه

ایا کسی این کتاب رو خونده؟ اگه خوندین نظرتون چیه ؟ فکر نمی کنید خیلی هامون بیگانه ایم؟
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
علی صادقی , ali_richi
علی صادقی - 16:29 1389/06/19
10
واقعا این کتاب بیگانه ست. اصلا نمیشه با معیار های عام ادبیات داستانی و شخصیت شناسی و غیره بررسیش کرد. به نظر من یه اثر خاصه که شاید فقط یک بار در طول تاریخ همچین چیزی ممکن باشه که به وجود بیاد.
پریسا گریت , parisa__m
پریسا گریت - 14:25 1389/03/3
9

منم سه بار خوندمش هر سه بارم لذت بردم

ظاهرا مأیوس كننده هست ولی جذابه و در عین ساده بودن مفهوم عمیق زندكی رو میكه

مانی  خوبان , jouls
مانی خوبان - 19:04 1389/02/7
8
بیگانه . . . هولناک. از اولین کتابایی که منو زیر و رو کرد. تکان دهنده.
ر  مردمانیم , ppain
ر مردمانیم - 18:54 1389/02/7
7

پوچی تسلی بخشی در آن به چشم میاد

mehrane ghasemi , khapch
mehrane ghasemi - 13:47 1388/08/15
6
kheili ketabesh bahal b nazaram shakhsiat kheilihashabih naghsh avalshe
مهرداد رستمی , mehrdad_pesar_tanha
مهرداد رستمی - 13:51 1388/08/14
5
رمان، آغازی ضربه‌زننده دارد: «امروز مامان مرد. شاید هم دیروز، نمی‌دانم. تلگرامی از آسایش‌گاه سالمندان به دستم رسید: "مادر درگذشت؛ خاک‌سپاری فردا. احترامات فائقه". این معنایی ندارد. شاید دیروز بود».
مورسو، دروغ‌گفتن را بلد نیست و به‌قول خود کامو: «در بازی همگانی شرکت نمی‌کند»؛ او عادت ندارد که ماسک روی صورت بگذارد و مثل دیگران نقش بازی کند؛ به‌همین‌خاطر برای مرگ مادرش قطره‌ای اشک نمی‌ریزد و حتا حاضر نمی‌شود که از قتل مالیخولیایی‌ای که پس از مرگ مادرش مرتکب می‌شود، ابراز پشیمانی کند.او انسانی‌ست که تن به قواعد عمومی نمی‌دهد و احساس‌اش را پنهان نمی‌کند. «مورسو» به‌واقع یک انسان راست‌گوست و به‌همین دلیل، وقتی از مرگ مادرش غمگین نمی‌شود، بیهوده سعی نمی‌کند که خود را متاسف نشان بدهد و در جایی دیگر نیز در پاسخ به دوست‌دخترش «ماری» که از مورسو می‌پرسد آیا او را دوست دارد، به‌صراحت پاسخ می‌دهد: «نه».
مورسو، در طول محاکمه‌اش هرگز حاضر نمی‌شود بازی دیگری را آغاز کند و از عمل‌اش ابراز پشیمانی و تقاضای بخشش کند و همین باعث می‌شود که دادگاه برای او که «ذره‌ای از عمل پلیدش ابراز پشیمانی نمی‌کند» و یک‌روز پس از مرگ مادرش آن‌چنان که گویی اتفاقی نیفتاده به خوش‌گذرانی پرداخته است، مجازات مرگ درنظر بگیرد. جامعه، این «بیگانه» را نمی‌پذیرد و بدین‌گونه است که مورسو به مرگ به‌وسیله‌ی جداکردن سر، محکوم می‌شود ...


میلاد                                 , the_unforgiven
میلاد - 00:55 1388/03/11
4
فضا سازی و توصیفات زیبایی داشت  ولی  بی تفاوتی و بعضی وقتها حماقت قهرمان داستان در عین قوه ی ادراك قویش و تجزیه تحلیل روان شناسانه و دقیقش از افراد و موقعیت ها ، منو خیلی  اذیت میكرد  و ترجیح میدادم در قالب سوم شخص روایت میشد چون همزاد پنداری لازم رو با قهرمان نداشتم ...یك بیگانه ی تمام عیار !!!
لاله ش , laleh373
لاله ش - 20:12 1385/07/1
3

به نظر من كامو در این كتاب یاس و ناامیدی انسانها را به نمایش می گذارد.یك جور بی تفاوتی و سرخوردگی

 بی تا فیلد , bita_poison
بی تا فیلد - 07:53 1385/05/31
2
بیشتر به جای اینکه فکر کنم منم چقد بیگانه هستم تو فکر اینم که چقد زندگی با یه بیگانه سخته ! تا حالا تجربش رو داشتین ؟؟؟؟؟؟
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.