| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1
|
26
|
90/7/4 (19:46)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
89/12/11 (00:25)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
89/12/11 (00:22)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
89/12/11 (00:20)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
89/10/4 (22:24)
|
|
||
|
|
14
|
126
|
89/10/1 (11:18)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
89/5/30 (18:49)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
89/4/18 (18:47)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
89/1/5 (15:58)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
88/8/11 (18:06)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
88/6/18 (10:43)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
88/1/24 (12:55)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
88/1/23 (23:17)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
87/5/2 (23:57)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
87/4/29 (18:38)
|
|
||
|
|
0
|
22
|
87/4/16 (20:00)
|
|
||
|
|
0
|
21
|
86/11/18 (12:10)
|
|
||
|
|
1
|
29
|
86/9/23 (01:13)
|
|
||
|
|
2
|
18
|
86/9/5 (05:10)
|
|
||
|
|
3
|
16
|
86/9/3 (21:57)
|
|
جشنواره یا انجمن پرسش و پاسخ؟
حداقل ما رو هم مثل شاگردان آقای مسعود حبیبی (یکی از
داوران هیئت ژولی ) در جریان بگذارید که اوضاع از چه قراره!
فکر می کنم جالبِ که همگی بدونیم در جشنواره ملی جوان ایرانی (بخش نهایی موسیقی ، ساز های کوبه ای) چه گذشت...
البته شاید اخباری از حواشی به گوشتون رسیده باشه ولی مطمئنن این مطلب جالب تر از اونچه که شنیدید هست :
ساعت 8:30 صبح روز 13/4/89 بود که وارد حیاط فرهنگسرای نیاوران شدیم. ابتدا طبق برنامه جشنواره وارد سالن گوشه و پس گذشت 30 الی 45 دقیقه توسط دوستان به سالن خلیج فارس هدایت شدیم. رقابت نوازندگان دف و تنبک آنجا برگزار می شد. آقایان کیوان ساکت ، پشنگ کامکار ، استاد حسن ناهید ، یداللهی و مسعود حبیبی و یکی دو نفر دیگه که نامشون دقیقا خاطرم نیست در ردیف اول نشسته بودند. خلاصه نام اولین نفر خوانده شد : "آقای فلان نوازنده ی تمبک" و ایشون روی سن رفتن. بنده خدا!!! وجدانن دلم براش سوخت. آخه بد جوری از نحوه داوری جالب آقای حبیبی و یداللهی شوک شده بود. و البته خود ما هم بسیار شگفت زده شده بودیم! ای بابا این دیگه چه جورشه؟ شاید سالن رو اشتباه اومدیم!
بله! همه ما خودمون رو آماه کرده بودیم تا طبق روال همیشه جشنواره ها بریم و سازمون رو بزنیم که با یک روند نا درست و البته غیر معمول رو به رو شدیم! بله... این آقا روی صندلی نشستند ، خودشون رو معرفی کردند و آماده شدند تا ساز بزنند که یک دفعه آقای حبیبی شروع کردند به پرسش و پاسخ!!!!
- خوب شما بفرمائید میزان 2/3 رو تعریف کنید...
- میزان 2/3 ؟؟!!!
تا حالا این جوریش و ندیده بودیم به خدا!! تازه این اولش بود .
ایشون این روند رو تا آخر در پیش گرفتند. اون هم با چه سوالاتی!!!
- خوب حالا 8/7 رو تعریف کن . حالا یه 8/7 بزن چنگ برابر با چنگ تبدیلش کن به 4/7 .
بخش دیگه هم برخورد بد ایشون با شرکت کنندگان بود. یکی نبود قبلا به ایشون بگه آخه آقای محترم این بندگان خدا از کنار خیابون نیومدند. از 2700 اثر کلا 300 نفر انتخاب شدند و قطعا کسانی که انتخاب شدند آدم هایی هستند که نسبت به دیگران برتری دارند. به این مرحله رسیدن اصلا کار ساده ای نیست خصوصا وقتی که کسانی از قبیل شهرداد روحانی (البته در بخش آهنگ سازی) کار ها رو داوری کردند. حد اقل سعی کنید که اینجا درست برخورد کنید. مثلا کسی که نمی داند تریوله چیست ، گناه که نکرده. اصلا شاید هول شده ؛ یا شاید یادش رفته! این دیگه زدن نداره!!!!
حالا با این شرایط حسی هم برای ساز زدن می مونه؟ نوازنده تمام ذهنش رو برای زدن قطعه ش آماده کرده ، بعد که میاد روی سن باید فکر کنه که فلان ریتم رو چه جوری با فلان شیوه تلفیق کنم با اون یکی ریتم! و قطعا اگه این سوال و جواب ها نبود همه شرکت کننده ها حد اقل 30 درصد بهتر از این ساز می زدند. تازه یکسری از سوالات مربوط به ساز های کوبه ای نمیشه چون کاری باهاش ندارن . یا مثلا ریتم 2/3 در ساز دف زیاد استفاده نمیشه. چجوری انتظار دارید که هنرجوی 4 سال کار این ریتم رو انقدر خوب بشناسه که تلفیقش هم بکنه با مثلا 4/2؟ آخه اینم شد سوال؟!!!
جالب اینجاست که همین آقا برگشتن به یکی از نوازنده ها میگن یه جوری 8/5 و 8/6 رو با هم تلفیق کن انقدر شفاف ساز بزن که ما هم بفهمیم!
خوب حالا خودتون قضاوت کنید که ایراد از کجاست!
مدتی گذشت و همین روال ادامه داشت. همه ناراحت و ناراضی بودند و هیچ کس هم چیزی نمی گفت. یک جو کاملا خفقان گرفته. کم کم چند نفر در سالن مشغول نوشتن اعتراضات شدند.
یکی از آقایون که نوازنده دف بودند روی سن رفتند. به سوالات آقای حبیبی پرسیدند پاسخ دادند و همان گونه که ایشون خواستند تلفیقی از ریتم 8/7 و 16/7 زدند. و سنکوپ رو هم توضیح دادند. اشتباه این آقا این بود که تلفیق این دو ریتم را بسیار ظریف و در عین حال پیچیده زدند طوری که من شخصا در دل ایشون رو تحسین کردم. اما می دونید نکته جالب اینجاست که آقای حبیبی فرمودند شما که همه رو 16/7 زدید!!! من گفتم دو لاچنگ برابر دولاچنگ!! که البته اون آقا هم نامردی نکرد و در جواب گفت : آقای حبیبی طبق اونچه که من دیدم خیلی از ما منظور شما رو از این اصطلاح متوجه نمیشیم!! یعنی چی دو لا چنگ برابر دولاچنگ؟؟؟!!!
کاش ایشون در ادامه صحبتش اضافه می کرد که : خواهشا از اصطلاحات شخصی تون استفاده نکنید... شاگردان کسان دیگر هم اینجا حضور دارند!!
بعد آقای حبیبی که دیگه حرفی برای گفتن نداشت با لحن نه چندان جالبی گفت : خیلی خوب قطعه تون رو بزنید.
ایشون شروع کردن به ساز زدن. از حق نگذریم بسیار قوی هم ساز می زدن که دوباره آقای حبیبی ما رو شگفت زده کرد و وسط قطعه ساز زدن ایشون رو متوقف کرد. که این کار واقعا توجیه نا پذیره . من نمی دونم دلیل این کار چی بود؟ شاید دلیلش این بود که اون آقا با زدن تکنیک دست جدا سمت و سوی خودش رو مشخص کرد و نشون داد که کدوم وریه ، و خوب قطعا این به مزاج آقای حبیبی خوش نمیاد!!!
پس از چندی یک دختر 18 ساله روی سن رفت. خودش رو معرفی کرد و گفت که کمتر از دو سال ساز زده.
حبیبی : ممکنه میزان های ترکیبی رو تعریف کنید؟
- میزان های ترکیبی؟
- بله خواهش میکنم...
................
- نه ..... ممکن نیست!!.......
صدای تشویق تماشاگرا گوش سالن خلیج فارس رو کر کرد و بالاخره خفقان و سکوت حاکم در سالن شکست...
حبیبی : ممکن نیست؟
- من برای شما توضیح دادم که دو سال هم نیست که کار کردم...
- ببینید سوالات تئوری نمره داره و اگه نتونید جواب بدید منفی می گیرید
- شما درست می فرمائید ، ولی حداقل در حد کار کرد من سوال بپرسید!
- خواهش میکنم ! من اصلا جسارت کردم از شما سوال پرسیدم!
و دوباره تشویق و صدای پراکنده مردم که می گفتند :
(آهان! این درسته)
(یکی حرف دل ما رو زد)
( و...............)
اون خانم هم در برابر تشویق های مردم از صندلیش بلند شد و به مخالفین این نحوه ی داوری تعظیم کرد...
حبیبی : این تشویق ها خوب نیست ها این ها همه برات منفیه
همچنین آقای حبیبی اضافه کردند که : من واقعا برای جوون هامون متاسفم که تئوری بلد نیستند و بی سوادند
جالب اینجاست وقتی که شاگرد خود ایشون روی سن رفتن پس از این که خودشون رو معرفی کردن و گفتن که 10 ساله که ساز میزنن سوال تئوری رو جواب ندادن و جوری شد که خود آقای حبیبی که میدونستن جریان از چه قراره بهش گفتن می خوای ازت تئوری نپرسم و سازت رو بزنی ؟ و شاگردشون با اشتیاق از این ایده استقبال کردند.
آقای حبیبی اینجوری دلت برا جوونا میسوزه که شاگردت بعد از 10 سال نمی دونه ضد ضرب چیه؟!!
عجیب نیست؟؟؟
البته این قضیه باز هم تکرار شد و ما نتیجه دلسوزی های آقای حبیبی رو هم دیدیم!!!
دیگه از اون جا بود که دریچه رو به اعتراضات باز شد. خصوصا که بعد از این قضیه آقا پسری که از سنندج اومده بود روی سن رفت...
وای اون که دیگه نفس برای حبیبی نگذاشته بود... هرچی که می گفت یه جوری جوابش رو می داد و حرف های به حقی هم میزد. این آقا فارغ التحصیل موسیقی بود و به سوالات تئوری پاسخ کامل داد و برای آقای حبیبی توضیح داد که آقای استاد دف!! بزرگان موسیقی ما اصلا نت بلد نیستند یا این که ساز دف یک ساز مقامی ست . آیا از کسی در باره مقام های دف سوال پرسیدی؟ حبیبی در جواب گفت شما اصلا میدونی مقام چیه؟ یکی ازبین جمعیت گفت میخواین من توضیح بدم؟!!!
راست میگن که هر کسی شخصیتش دست خودشه!!
به هر حال گفتگوی این دو نفر قریب به نیم ساعت طول کشید و کار به جایی رسید که آقای حبیبی گفت اصلا یک جلسه ی پرسش و پاسخ بگذاریم تا من جواب این مردم رو بدم!
خلاصه حبیبی از جوان سنندجی خواست که ریتمی رو بزنه و اون هم شروع کرد با ضرب شصتی قوی به زدن . آقای حبیبی با لحنی بد به ایشون گفت که چرا فورته میزنی؟
او هم گفت که استاد من کرد هستم و خانقاهی ام و فرم ساز زدن ما به این شکل هست.
بعد آقای حبیبی ادعا کرد که من خودم بچه خانقاهم!
اون وقت زمانی که ایشون توضیح داد که آقای حبیبی ما در خانقاه ضربه ای داریم به نام ضربه شلاقی! چه طور به ساز زدن من میگی فورته؟ آقای حبیبی در جواب به او گفت : پس همه ضربه ها رو شلاقی بزن و پدر دف رو در بیار دیگه!!!
کسی که خانقاهی باشه هرگز نمیگه پدر دف رو در بیار! این حرف خیلی توهین بزرگیه!!
جوان سنندجی از روی شرم و حیا و برای این که بیش از این به سازش توهین نشه قطعه ش رو زد و به قدری زیبا زد که ما به افتخارش بلند شدیم و براش دست زدیم...
پس از این همه جار و جنجال آقای روزبه نعمت اللهی (دبیر بخش موسیقی) تشریف آورد توی سالن و در گوش هیئت داوران پچ پچ کرد...
بعد از استاد ساکت خواستند که صحبت کنند (و در اصل نحوه داوری رو توجیه کنند...) آقای ساکت هم ضمن تقدیر از اساتید نام هر یک را خواندند تا مردم تشویقشان کنند. مثلا نام استاد پشنگ کامکار رو خواندند و از آقای ناهید قدر دانی کردند و ما به افتخارشان از جا برخواستیم و پس از چندی هم که آقای حبیبی وارد سالن شدند و می رفتند تا روی صندلی شان بنشینند آقای ساکت از حضار خواستند تا دستی هم برای قد رعنای آقای حبیبی بزنند!!!
پس از توضیحات استاد ساکت همان رویه ادامه پیدا کرد با این تفاوت که دیگر آقای حبیبی کمتر سوال می پرسیدند و انگار میدان را به دوستان دیگر از جمله آقای یداللهی دادند.
به هر حال اگر اعتراضی هست به نحوه ی داوری ست. و اگر نه ما برای آقای حبیبی هم احترام بسیاری قائل هستیم. به هر حال ایشون تحصیل کرده هستند و مدرک پیانو دارند و شاید فکرشان بیشتر سمت و سوی کلاسیک دارد! و شاید این سوالات هم از همانجا سر چشمه می گیرد. در هر صورت به قول آقای ساکت یکی از خدماتی که ایشون به ساز دف کردند همین بود که این ساز های ارزون قیمت رو توی بازار ریختند!!! خوب این خودش قابل تقدیره!!!....
در هر صورت این جشنواره متعلق به جوانان ایرانی ست و باید در نظر بگیریم که کسی هم هست که مثلا از سنندج از پای خانقاه اومده و تا به حال رنگ نت را هم ندیده ولی چنان ساز میزنه که مو به تن انسان راست میشه... و به قول دوستی سواد در موسیقی یعنی نوازندگی... شاید همان آدم نتواند در لفظ تعریف کند که ریتم لنگ چیست ولی در عمل آن را به زیبایی بنوازد! همان طور که این اتفاق همان روز افتاد... و مطمئنا به وفور این اتفاق تا به امروز بسیار افتاده و از این پس نیز خواهد افتاد...
پس از تکنوازی ها بخش محلی و آئینی بود که بسیار قوی و زیبا بود. به گونه ای که داور های این بخش می گفتند که انتخاب نفر اول بسیار سخته ، این ها همه اول اند!!!
برنامه تا ساعت 12:30 شب ادامه داشت... ولی باید اعتراف کنیم که بخش دوم اعم از داوری و نوازندگی بسیار قوی بود و خلاصه جوانان ایرانی خسته نباشید....