userinfo close

  ,

فقط خدا


just_godclub

تاسیس: 6 مرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: شهاب الدین محجوبی - معاونان
توی همه لحظات زندگیمون میگیم خدا پس این کلوب تقدیم شد به فقط خدا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
7
89/12/10 (11:44)
0
10
88/9/23 (13:14)
15
186
88/8/5 (14:53)
39
273
88/8/5 (14:39)
9
77
88/8/5 (14:31)
9
83
88/8/5 (14:14)
5
158
88/3/13 (13:15)
8
60
87/11/20 (20:08)
3
167
87/9/9 (09:44)
10
82
87/8/28 (10:26)
9
87
87/8/28 (10:17)
18
120
87/8/27 (12:21)
1
12
87/8/27 (12:19)
22
174
87/8/27 (12:16)
9
64
87/8/4 (13:18)
16
48
87/6/7 (18:44)
17
144
87/5/28 (23:22)
24
185
87/5/27 (02:26)
25
429
87/4/30 (14:09)
14
94
87/4/14 (16:08)

عنوان بحث

شهاب الدین محجوبی , shahab_un

دلیل سختی ها و آزمایشات چیست

چرا باید همیشه سختی کشیده شود تا ایمان سنجیده شود چرا به جای این همه آزمایش عطوفت و فداکاری را فقط نداد چرا ظلم را آفرید چرا خشم را آفرید تا برابر ظلم خشمگین باشیم.آیا نمی شد فقط صفات والای انسانی و الهی را به ما هدیه کند. که بعد ما دنبال  حق و عدالت بگردیم تا چیز دیگر تا او نیز از ما خشنود باشد.
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سیمرغ قاف , simorghe_ghaf
سیمرغ قاف - 23:22 1387/03/21
14
نقل قول از : پدرام مسلم

 

تا صف راستگویان و دروغگویان از هم جدا شود


و تا .....

بهترینها از بد ترینها جدا شوند .....

                                                      ..... تا سوی بهترینها گیرید

و از بد ترینها جدا شوید

                            ..... تا شاید رستگار شوید

 

لعلکم تفلحــــــــــــــون

 

پدرام مسلم , pedram_muslim
پدرام مسلم - 00:57 1387/03/19
13

 

تا صف راستگویان و دروغگویان از هم جدا شود

سارا واشقانی فراهانی , sara_v_f
12

در پرده ی زندگی، بازی هایی در کار است؛ غم مخور! هرگز خاموشی نمیگیرد چراغ دلی که خدا آن را افروخته باشد.

شاید می توان  گفت مصائب همانند بازیهایی باشند که در راه آدمی قرار می گیرند

سیمرغ قاف , simorghe_ghaf
سیمرغ قاف - 22:55 1387/03/13
11
سختی ها و آزمایشات = بی دلیل پدید می آیند و با دلیل تو را می برند ..
گامهای  متین , gamhaye_matin
گامهای متین - 22:15 1387/03/9
10

مشخص شدن گم گشتگان

معروف شدن لایقان

قدر شناسی از قدر داران

 یوسف  مصر , yosofe_mesr
یوسف مصر - 15:00 1387/03/9
9
ابتلایی برای یک شدن
سیمرغ قاف , simorghe_ghaf
سیمرغ قاف - 14:22 1387/03/9
8
نقل قول از : دامون علی عمرانی

چون دریای آرام ناخدا نمی سازد


دامون علی عمرانی , domrany
7
چون دریای آرام ناخدا نمی سازد
اسرار نهان سایلنس , ava65
6

هر كه در این بزم مقرب تر است

جام بلا بیشترش می دهند

منا م , monmo
منا م - 20:07 1387/02/19
5

تا به خدا نزدیک بشیم و همیشه به یادش باشیم!

وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ یَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَلِكَ ...

و چون انسان را آسیبى رسد ما را به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده مى‏خواند و چون گرفتاریش را برطرف كنیم چنان مى‏رود كه گویى ما را براى گرفتاریى كه به او رسیده نخوانده است ... (سوره یونس - آیه 12)

زیبا ا , ziba5assd
زیبا ا - 10:43 1387/02/19
4

تا نشون بدی می تونی اشرف بشی و

نشون بدی که شایسته این بودی که خدا وقتی خلقت کرد به خودش تبریک بگه

سیمرغ قاف , simorghe_ghaf
سیمرغ قاف - 00:27 1387/02/17
3

نوعی پختن

و

پخته شدن

                     و سپس ... پرداختن ......

 

شهاب الدین محجوبی , shahab_un
2
: می خواستم زندگی کنم، راهم را بستند ستایش کردم، گفتند خرافات است عاشق شدم، گفتند دروغ است گریستم، گفتند بهانه است خندیدم، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید، می خواهم پیاده شوم ! « دکتر علی شریعتی
شهاب الدین محجوبی , shahab_un
1
 
یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟"
خداوند آن مرد روحانی رابه سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درستدر وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بویخوبی داشت که دهانش آب افتاد!

افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغرمردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی بادسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کداماز آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُرکنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستنددستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با دیدن صحنهبدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی!"

آنها به سمتاتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گردبا یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!
افرادِ دور میز، مثل جای قبلهمان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند ومی خندیدند. مرد روحانی گفت: "نمی فهمم!"

خداوند جواب داد: "ساده است! فقطاحتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، درحالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.