userinfo close

  ,

جوداس پریست


judas_priest

تاسیس: 9 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: نیما حاجی موسایی - معاونان
Fantasy / Sci-Fi, Independence, Rock / Metal, Sex
 

عنوان بحث

مهیار م , zen
مهیار م - 10:35 1384/12/15

با چه هیولا هایی رانده شدیم آن روزگار


خودنگاری کوتاه یک خوره ی موسیقی از وضعیت گوش هایش

 


اواخر جنگ بود در برابر رنج و ملال و وحشت آن روز گارهیچ چیز برای لذت گوش وجود نداشت ..تلویزیون 2 کانال داشت با برنامه هایی از ساعت 5 عصر تا 11 شب که برای افسردگی آن نسل وحشت زده کافی بود .ویدئو جرم بود .حمل نوار کاست موسیقی پاپ جرم بود.ماهواره رویایی ژول ورنی بود کامپیوتر را می شد فقط در عکس دید اینتر نت که هیچ .کتابهایی هم که بازار می رسید بهتر از کیهان و اطلاعات نبود.تکلم با جنس مخالف جرم بود نزدیک محل ما کمیته زنجان یادآور خاطراتی ست که 40 سال دیگر برای نوه ها باور نکردنی جلوه خواهد کرد.از همه روحانی تر فضای مدرسه راهنمایی و دبیرستان بود که گاهی حال و هوای گوانتانامو و آشوویتس را پیدا می کرد.وصف شدت کتک هایی که آن زمان در ان دوره فقط برای شلوغ کاری می خوردیم برای نسل بعد از من که حدودا متولدین بعد از سال 1356هستند باورکردنی نیست . فقط یکبار در مدرسه فرزین در خیابان سلسبیل به جرم زیاد کردن گرمای بخاری نفتی که رو به خاموشی بود دم دفتر توسط ناظم وقت 80 ضربه شلنگ خوردم محل فرود آمدن شلنگ تا جایی که در تحمل فرد بود در کف دست سپس کمر به پایین تنه و بعد از زانو زدن فرد در پشت او بود.فقط بدن من که بر اثر ورزش زیاد قوی شده بود می توانست در برابر این نوازش ها دوام بیاورد وگرنه خیلی ها با همان نوازشهای اول زار می زدند . کار نسل ما که بعد ها نسل سوخته نام گرفت (من با این اصطلاح مخالفم چون همه ی نسل ها سوختند ) عزاداری (تعداد زیادی از بهترین دوستان همکلاسیها کشته شدند) و یا ایستادن در صف نفت ونان و گوشت و رو غن وبرنج و شیر و ...بود .وقت مدرسه که می شد جایمان را در صف به برادر دیگر که از مدرسه آمده بود می دادیم و به کلاس درس مشرف میشدیم .بعدا سعی کردم جبهه هم بروم تا عیش تکمیل شود اما چون برادر بزرگه اسیر بود و سن من هم زیاد نبود گوشمان را پیچاندند یادم هست مجتبی بغل دستی من گفت من میرم .عملیات مرصاد بود با لبخندی بر لب رفت و 3 روز بعد با شکافی در گلو برگشت .

این مقدمه را گفتم نه اینکه دوباره بازگو شود قوم ایران اهل فراموشیند بلکه مقدمه ای باشد بر شرح لذت ما از موسیقی در آن سالها .از انقلاب که چند سالی گذشت گذشت تهرانیها خیلی زود به موسیقی پاپ زمان شاه نوستالوژی پیدا کردند شوهای رنگارنگ و ویدیو طلا و جواهر شده بود چیزی هم که از کالیفرنیا می رسید یارای عرض اندام با پاپ زمان شاه را نداشت.داریوش و گوگوش که شاه و ملکه پاپ بودند مقامی اسطوره ای پیدا کردند مخصوصا داریوش که برای دبیرستانی هابه یک انسان کاریزما و یک شبه فرزانه تبدیل شده بود داشتن عکس هایش افتخار بود و ترانه ی آهنگ هایش برای خیلی ها آیه روشنگری و وحی منزل بود.در این زمان معین ظهور کرد که سلطان بلا منازع پاپ دهه 60 شد اما به خاطر اهنک های عاشقانه های صرف مثل گوگوش بر شخصیت جوانها بی تاثیر بود.بگذریم جز موسیقی سنتی که بعد از انقلاب به خاطر ممنوعیت بقیه سبکها رشد کرد موسیقی بسان روسپی پیراز کار افتاده ای بود که روزهای جوانی اش را در ذهن مرور می کرد و به حال جوانانی که از سر شهوت درب خانه اش را می کوبیدند می گریست.

خب دراین شرایط برای امثال من که خوره موسیقی هستیم واز کودکی با الویس و تام جونز و بانی ام و داریوش و گوگوش بزرگ شده بودیم چیز مناسب تری لازم بود تا سختی آن روزگار برایمان آسان شود گروه های خارجی محبوب ان روزها کارهایشان را بیشتر از SW2 می شنیدیم یا به دلیل فقدان ضبط 2 کاسته مناسب با کیفیتی بد از این دست به ان دست می شد .

سال آخر جنگ بود که من کم وبیش با موسیقی هوی متال آشنا شدم و خدا می داند از شنیدن موسیقی هیولاهایی مثل DIO.DEEP PURPLE. Annihilator. alice Cooper. SLAYER .Cannibal Corpse . war lock .Kreator . Tiamat Meatloaf. Megadeth . Omega . Overkill . Morgoth . Nirvana . Obituary SODOM Iced Earth Fight Foreigner Fear Factory Death Deep Purple BLACK SABBATH .RAIN BOW .IRON MAIDEN.WASP.SAVATAGE.چه حال و روزی پیدا کردیم چون ما به کارهایی عمیق وسنگین و خاص نیاز داشتیم وتا آن زمان تصور می کردیم قوی ترین و حرفه ای ترین باند های غرب گروه های سبک هارد راک هستند غافل از اینکه هیو لاهای موسیقی غرب در سبک های مختلف متال هستند

اواخر جنگ بود یک گروه خوره موزیک بودیم که دور هم جمع می شدیم وجه مشترکمان هم گوش و نت و معرفت و بد بختی بود .یادش به خیر با روح انگیز ترین باند آن زمان یعنی depeche mode آشنا شدم که به طرز عجیبی بر شخصیت من تاثیر خوبی داشت.sade adu شاید تنها خواننده ی زنی بود که صدا و سبکش برایمان قابل پرستش بود.(البته الان مرضیه و لیزا جرارد ملکه ی صدای دنیای ماست) gary moore خدای گیتارمان در راک بود .اواخر جنگ بود که با هیولای هیولاها یعنی JUDAS PRIESTآشنا شدم در حقیقت judas priest مثل پادشاهی بود که میان افسران آمده بود وقتی جوداس پریست می شنیدیم اندوه و خشم و عقده های عمیق نسل جنگ زده و محروم خود را فراموش می کردیم و واقعا نیرو می گرفتیم و شارژ می شدیم دومین گروه PANTERA بود که رسما بی رقیب بودند سومین گروه ُTESTAMENT که یگانه ی دوران خود بودند و هستند و چهارمی NAPALM DEATH که گمان می کردیم این یکی با سبک بی نظیرش HARD GRIND CORE نهایت سهمگینی و صلابت و حرفه ای گری متال باشد .

آن زمان فقط موسیقی بود الان هم فقط موسیقیست و تا رنج هست موسیقی هست و موسیقی برایند انسان است در فرایند رنج .رنجی که همه از جهل است.وقتی در حال نوشتن این یادداشت بودم از خودم پرسیدم اگر بخواهی احساس آن سالها را در جمله ای به نسل بعد از خودت منتقل کنی جه می گویی ?



می گویم :کاش به دنیا نمی آمدم.


  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
میکاییل  ایاندو , ayandoo
میکاییل ایاندو - 20:40 1386/07/24
1

بعد از اینکه مطلب را تا آخر خوندم

زبانم بند امد

زنده باد

زنده باد

و باز هم زنده باد

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.