userinfo close

  ,

آیین یهود


judaism

تاسیس: 20 آبان 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: عامر - معاونان
توهین و بی حرمتی به مقدسات ادیان و مذاهب، شخصیت ها، اعضا و ... اکیدا ممنوع است
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1
17
91/3/1 (16:06)
2
33
90/11/12 (22:05)
11
153
90/10/22 (17:36)
1
39
90/10/22 (16:43)
10
95
90/10/22 (16:39)
52
349
90/10/22 (16:17)
4
53
90/10/22 (15:39)
14
104
90/9/17 (15:17)
15
261
90/8/28 (12:56)
15
117
90/8/11 (04:01)
2
80
90/8/11 (04:01)
43
282
90/4/29 (14:19)
19
259
90/4/29 (14:17)
2
37
89/12/17 (03:49)
11
119
89/7/20 (17:40)
38
306
89/4/11 (21:16)
3
67
89/3/5 (09:58)
7
60
88/4/24 (14:06)
4
53
88/4/24 (13:36)
0
7
88/2/27 (18:08)

عنوان بحث

عاشق ایرونی , 123ashegh
عاشق ایرونی - 17:58 1387/11/8

هولوکاست


سلام دوستان. در این بحث در مورد هولوکاست خواهیم خواند و نوشت...

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
تفنگدار دریایی  , tofangdar
11

هولوكاست‏

هولوكاست به معناى«سوزاندن با آتش است كه به طور كامل از میان برود»  و«از واژه‏هاى‏ یونانى«holos به معناى تمام و Kalein به معناى سوزاندن است»  و به جریان كشتار وسیع‏[!!!!؟؟؟؟؟] یهودیان در جنگ دوم جهانى اطلاق مى‏شود كه توسط فردى به نام الى ویزل  براى اولین بار ابداع شد. معادل این واژه در عبرى كلاسیك،اولم كالیل  و در عبرى مدرن شوآه است  .

به عنوان مثال در اعلامیه به اصطلاح«استقلال دولت صهیونیستى در سال 1948 از كلمه‏ هولوكاست در نسخه انگلیسى استفاده مى‏كند و از كلمه شوآه در نسخه عبرى  ».

بسیارى از مورخین و صاحبنظران بكارگیرى اختصاصى بعضى از اصطلاحات و واژه‏هاى‏ فرهنگ لغات را براى بیان بعضى از وقایع خاص نپذیرفته و نظرات مخالف خود را به طرق مختلف‏ بیان مى‏كنند.ولى تبلیغات و رسانه‏ها و پیروزمندان جنگ كه وسایل ارتباطى در اختیار آنان‏ است به زعم خود تاریخ را مى‏نویسند،لغات را به یك واقعه اختصاص مى‏دهند و آنرا از طریق‏ رسانه‏ها تكرار مى‏كنند تا همه گیر و ماندگار شود.

[آنچه‏]به یهودیان مربوط مى‏شود،حتى استفاده از كلماتى كه براى نامیدن قتل عام‏ آنها بكار مى‏رود،نشان دهنده مطالبات هویتى است.در حالى كه مدت زمان درازى‏ اصطلاح راه حل نهایى  - اصطلاح نازى‏ها- ورد زبان‏ها بود،در سال 1944، حقوق‏دان لهستانى را فائل لمكین واژه نسل كشى  را بكار برد.یهودكشى (پیشنهاد شده از سوى آرنومه یر،مورخ) و بعد هولوكاست (كه به لطف یك سریال تلویزیونى به‏ همین نام معروف شد) واژه‏هایى بودند كه در پى آمدند.اما كلمه شوآه‏[...]كه یك‏ كلمه عبرى و به معناى فاجعه است،واژه مورد علاقه همان كسانى است كه بر منحصر به فرد بودن قتل عام یهودیان تأكید دارند.این واژه نیز به لطف فیلم كلود لانزمن معروف گردید. قبل از ورود به بحث هولوكاست،خاستگاه و زمینه‏هاى پیدایى این قضیه مى‏بایست مورد مداقه قرار گیرد كه در این میان اندیشه‏هاى رایج و مورد استفاده در آلمان دوره نازى از اهمیت‏ بسیارى برخوردار است.از آن جمله مى‏توان به ایده‏هاى هوستون استوارت چمبرلین  (1855-1927) انگلیسى كه بعدها آلمانى شد،اشاره كرد.وى در كتاب خود به عنوان یك‏ دكترین نژادى كه«در سال 1899 در مونیخ آلمان به چاپ رسید[...]بر آن است كه«ردپاى تاریخ‏ اروپا را باید منطبق با ایدئولوژى نژادى آن یافت.چمبزلین،تیوتن‏ها  را از قدیمى‏ترین نژادهاى‏ آلمانى مى‏داند.موجوداتى با خلقتى كه قدرت احیاءكنندگى دارد.او به یهودیان بر چسب‏ خارجى یا بیگانه مى‏زند كه داراى نفوذ ویرانگرى هستند.» آبا ابان در این مورد مى‏نویسد: اساس عقیده برترى نژادى آلمانها بوسیله كتابى كه یكنفر عیسوى مرتد انگلیسى، به نام‏[...چمبرلین‏]نوشته شده بود،پایه گذارى گردید.این كتاب‏[...]در قرن نوزدهم‏ منتشر شد.در این اثر چمبرلائین‏[چمبرلین‏]كوشش كرده بود،تاریخ و سابقه نژاد ژرمن را با مدارك متیقن‏[متقن‏]جستجو كند.بنظر او حتى عیسى مسیح به نژاد آریایى تغییر شكل داده بوده است.به عقیده او نژاد یهودى از همه نژادها پست‏تر و بى‏ارزشتر بوده و او استكه‏[است كه‏]نژاد ژرمن را آلوده و ملوث كرده و یك دسته‏ تازه عبرى نما در بین ملت آلمان بوجود آورده است.این نویسنده معتقد بود قوم‏ یهود ذهنا و اخلاقا فاقد روح و جسم است. مى‏گویند كه«وى روابط دوستانه‏اى با ریچارد واگنر  (1883-1813) داشته و حتى با دختر وى نیز ازدواج كرده است».  واگنر از جمله شخصیت‏هاى مهم و قابل تأمل در نظرات اساسى‏ یهود ستیزى است.  این موسیقى‏دان شهیر آلمانى نیز مخالف سلطه فرهنگى یهودیان بر آلمان‏ و خواستار از بین رفتن حقوق سیاسى آنان بوده است.

 او مى‏گوید: ما باید حقیقتى را اعتراف و اقرار كنیم:موجبات خرابى و فساد ملت آلمان نفوذ قوم‏ یهود در میان ما و رخنه رفتار ایشان در تمدن و فرهنگ ما است كه در مقابل آن‏ بیدفاع شده‏ایم. یكى دیگر از مهمترین نظریه‏پردازان نژادى كه نازى‏ها بسیار متأثر از او بودند،جوزف آرتور دوگوبینو  (1882-1816) است.

وى در مهمترین اثر خود به نام رساله نابرابرى نژادهاى انسان  معتقد است: بین نژادهاى انسانى اختلاف و تمایز وجود دارد و این امر را تاریخ باستانشناسى و زبانشناسى تأیید مى‏كند.آریائیان هندى از نژاد عالى هستند.اما بین آنها،سامیان با نژاد پست‏تر سیاه آمیخته شده‏اند.از نژادهاى اروپائى،سلت‏ها و اسلاوها هم بعلت‏ آمیزش با نژاد زرد،پست و فاسد شده‏اند.تنها یك نژاد خالص باقى مى‏ماند كه ژرمنها هستند،منظور ژرمنهایى نیستند كه با اسلاوها و سلت‏ها آمیزش پیدا كرده‏اند،بلكه‏ نژاد بور و چشم آبى كه در انگلستان،بلژیك و شمال فرانسه سكونت دارند، مى‏باشند. بر اساس این نظریه«نژاد آریا از میان سفیدپوستان تمدن ساز و داراى خلوص والاى انسانى‏ در سعادت،عشق به آزادى و غیره است».  در واقع در این كتاب چهار جلدى عمدتا در ضمن‏ بحث پیرامون نژاد برتر،به معرفى نژاد پست‏تر نیز پرداخته شده بود. این دیپلمات و مقاله نویس‏ فرانسوى با تمام فعالیت‏هاى ادبى،تنها از روى همین كتاب به شهرت رسیده است؛آن هم پس از مرگش  و توسط ریچارد واگنر كه رفاقت خاصى با گوبینو داشت  و موجبات این شهرت را جامعه‏ ادبى (Bayreuth) متشكل از نویسندگان و دانشمندان علوم انسانى در سال 1894 فراهم نمود. بدون شك وى از جمله افرادى بود كه با كتاب خود،مستمسك مناسبى جهت یهود ستیزى‏ در آلمان را فراهم نمود چرا كه سیاستمداران آلمانى با الهام از نظریه نژادى گوبینو و چمبرلین، نظریه‏اى پى‏ریزى كردند كه به«نظریه آلمانى ملت»معروف شد.

اساس این نظریه بر یكى بودن ملت و نژاد است و مى‏گوید،نژادها بنیان ملت است.این تفكر تا سال 1945 در میان مردم آموزش داده شد.بر طبق این نظریه در قله هرمى كه نژادها پیرامون‏ آن به صورت سلسله مراتب وجود دارند،نژاد آریایى ناب است و نژادهاى رنگین و دو رگه در پایه‏ هرم قرار دارد.نژاد آریایى ناب كه از روزگار كهن تا به امروز پاكى خود را حفظ كرده،نژاد ژرمن یا آلمانى است كه ملت آلمان را پدید آورده است. آشنایى با نظریات مذكور و اطلاع از ابعاد و استفاده از نتایج آن،گام بعدى سیاست‏مداران‏ آلمانى بود كه با الگوسازى و فعالیت‏هاى فرهنگى موثرى همچون سینما پى‏گیرى شد.سه فیلم‏ زوس جهود،سهم روچیلدها در واترلو و یهودى بى‏مرگ (سرگردان) از جمله مهم‏ترین‏ فعالیت‏هاى هنرى و سینمایى است كه در جهت تقویت تفكر نژادى دستگاه نازى تولید شد. به روشنى معلوم نیست كه یهود ستیزى در اروپا،به ویژه در دوره معاصر،خاستگاهى آلمانى‏ داشته باشد اما بسیار واضح است كه پیامدهاى این جریان در آلمان،ثمرات بسیار مثبتى براى‏ جنبش صهیونیسم در برداشته است؛یعنى از آن زمان كه بیسمارك در سال 1873 جبهه‏اى‏ سیاسى به نام Kultur Kapt بر خلاف متعصبین مذهبى یهودى برانگیخت.  و در سال 1879 به‏ دنبال یكسرى از وقایع داخلى،مبارزه‏اى به نام ضد سامیگرى را آغاز كرد.

 در آن زمان این گونه تبلیغ مى‏شد: هر آلمانى وطن پرست و خوب باید از این قوم دورى جسته و از آنها بپرهیزد.طولى‏ نكشید كه این ضدیت و مخالفت با یهودى‏ها بشكل احساسات آنتى سمیتیزم‏ [آنتى سمیتیسم‏]بین ملت آلمان رواج پیدا كرد و حملات دامنه‏دارى بر ضد یهودى‏ها آغاز گردید.  برخى محققین دلایل رواج یهود ستیزى را در این زمان موارد ذیل بیان مى‏دانند:

 1- حملات بى‏باكانه به اصول عقاید،شخصیت‏ها،احزاب،افتخارات تاریخى و مفاخر مذهبى مسیحیان در بسیارى از روزنامه‏هایى                 كه در ملكیت یهودیان بود و یا توسط سردبیران یهودى اداره مى‏شد و بیشتر در برلین انتشار مى‏یافت.

2- برخوردارى كلیمیان از موقعیت ممتاز اجتماعى كه تا اندازه‏اى هم بر اثر بى‏توجهى مسیحیان بود.

3- رسوخ غیر عادى یهودیان در بسیارى از زمینه‏هاى فعالیت‏هاى گوناگون مانند نویسندگى روزنامه،تئاتر،موسیقى،بازرگانى و صنعت (پارچه بافى و دوزندگى و بسیارى لوازم پیش ساخته) .

4- رفتار خودپسندانه بسیارى از نودولتان یهودى كه بر اثر بورس بازى به نوایى‏ رسیده بودند.

5- انحصارى شدن برخى از فعالیت‏هاى بازرگانى و صنعتى در دست یهودیان.

6- پشتیبانى مادى و معنوى كلیمیان از حزب سوسیال دموكرات‏[...]

 7-همبستگى یهودیان در سراسر جهان.

8- حساسیت یهودیان در برابر هر گونه انتقاد و اشاره به موارد ضعف و ناتوانى‏ ایشان.

9- احساس عمومى دایر بر اینكه یهودیان بیگانه و بیگانه پرست هستند.زیرا در محله مخصوص خود به سر مى‏برند.از نظر خوراك و پوشاك مجزا هستند،با مسیحیان ازدواج نمى‏كنند و فلسطین را وطن اصلى خود مى‏شمارند. در میان دلایل فوق آنچه اهمیت بیشترى دارد آن است كه مردم آلمان بر این تصور بودند كه‏ اقتصاد آلمان تحت كنترل یهودیان است.

سرمایه گذارى یهودیان در بانك‏هاى اروپایى و افتتاح‏ شعب متعدد بانك‏هاى خاندان روتشیلد در پایتخت‏هاى مهم كشورهاى اروپایى،این تصور را قوى‏تر مى‏كرد.در واقع آنها با دیدن وضع رو به بهبود یهودیان و اوضاع وخیم معیشتى خود، روحیه‏اى ضد پول پرستى پیدا كرده بودند كه مصداق آن را در یهودیان مى‏دیدند.

آنچه ذهن دولتمردان آلمان را متوجه خود كرده بود،ریشه كن كردن سیطره یهودیان بر مقدرات ملت آلمان بود.نام این برنامه و طرح به زعم آنان«راه حل نهایى»بود كه به استراتژى‏ نازى‏ها جهت انهدام دشمن خود اطلاق و پس از نتیجه ندادن سایر روش‏ها،اتخاذ مى‏شد. هیتلر به عنوان رهبر این جریان خواستار آن شد كه«یهودیان باید اروپا را ترك كنند و بهترین‏ راه این است كه همه آنها به روسیه بروند.»

از سوى دیگر هیملر اظهار امیدوارى مى‏كرد«كه‏ روزى برسد كه با تخلیه یهودیان از اروپا و فرستادن آنها به سوى آفریقا و یا مستعمره‏اى دیگر، ملت یهود به طور قطعى از بین برود.» در واقع آنان خواستار خروج یهودیان از آلمان و ثانیا رفتن آنها به یك جاى دیگر بودند.در ابتدا روسیه و بعد آفریقا و در مراحل بعدى مكان‏هاى دیگر.

یكى از روش‏هایى كه بدین منظور اتخاذ شد،«بلوایى بود كه علیه یهودیان در 9 نوامبر 1938 اجرا گردید.طى تحقیقات كه موثق بودن آن قطعى نیست،یك خشونت همه جانبه علیه‏ یهودیت،در رأس كار دولت آلمان قرار گرفت.در تمام شهرهاى آلمان،نظامیان آلمانى حمله‏اى‏ را به خانه‏ها،فروشگاه‏ها،كنیسه‏ها،آغاز كردند.

در نتیجه خیابان‏هاى آلمان مملو از شیشه‏ شكسته بود.درخشش دروغین در آن خیابانها،شبى را بوجود آورد كه آنرا كریستال ناچ،  به‏ معناى شب بلورین  یا شب شیشه‏هاى شكسته  نامیده‏اند.» جالب این كه هرمان گورینگ و وكیلش در محاكمه نورنبرگ،در خصوص این واقعه مدعى‏ شدند كه در این ماجرا هیچ ضررى متوجه یهودیان نشد،چون بیمه آرین تمام زیان‏هاى وارده به‏ آنها را جبران كرد و این دولت آلمان بود كه ناچار شد بابت شب بلورین تاوان سنگینى را بپردازد.

تا اینجا بحثى بر سر كشتار نیست و اینكه راه حل نهایى لزوما باید با محو یهودیان از صحنه‏ روزگار،اتخاذ شود.در حقیقت اگر این راه حل با محو یهودیان از صفحه آلمان به انجام برسد،براى‏ آلمان‏ها كفایت مى‏كند.آنها معناى راه حل نهایى را از طرق متون مختلف،اخراج تمام یهودیان از اراضى تحت حاكمیت هیتلر،ذكر كرده‏اند.و حتى در اساسنامه حزب ناسیونال سوسیال هم آمده‏ است كه تمام یهودیان مى‏بایست از آلمان و سپس از كل اروپا (زمانى كه بر این قاره چیره‏ مى‏شوند) اخراج شوند و هیچ یهودى نمى‏تواند شهروند كامل آلمانى به حساب آید. در باب ضرورت اجراى چنین سیاستى،«روزنامه نیویورك تایمز،قابل اعتمادترین شواهد را در مورد سیاست هیتلر درباره یهودیان چاپ كرد و آمارى به دست داد كه در آن گفته شده بود هیتلر حدود چهار صد هزار نفر از یهودیان آلمان را از سرزمین رایش به مهاجرت وادار نمود.

از این رو اگر وى حقیقتا بر نابودى یهودیان مصمم بود،دیگر به این چهار صد هزار نفر اجازه‏ مهاجرت نمى‏داد.» نازى‏ها این رویه خود را در كنفرانس معروف ونسى،  براى اجرا به تصویب رساندند.این‏ كنفرانس در 20 ژانویه 1942 در كنار دریاچه ونسى،به منظور هماهنگى كلیه فعالیت‏هاى اجزاء و سازماندهى كسانى كه در طرح راه حل نهایى شركت دارند،تشكیل شد. این كنفرانس متشكل از وزیرانى بود كه در حل قضیه یهود مرتبط بودند و در آن،پیرامون‏ انتقال یهودیان به شرق اروپا توافق حاصل شده بود و هیچ بحثى در مورد اتاق‏هاى گاز و نه از قلع و قمع یهودیان نشد. پرده ساك نیز در كتاب خود به عنوان یك تجدید نظر طلب تاریخى  ،اظهار مى‏دارد كه راندن یهودیان به سوى مشرق زمین،محور اصلى گفتگوهاى ونسى بوده است. ریمون آرون و ژاك فوره نیز پس از یك كنفرانس در سوربن در مراسم اختتامیه،به عنوان نتایج‏ بررسى‏هاى خود،اظهار داشتند كه«برغم دقیق‏ترین تحقیقات كارشناسى انجام شده،به یافتن‏ دستورى مبنى بر قتل عام یهودیان موفق نشدیم». 

 علیرغم وجود بسیارى از شواهد و اسنادى كه بر انكار قتل عام یهود در آلمان نازى دلالت‏ دارد،تبلیغات صهیونیستى به دلیل انتفاعى كه از این رهگذر نصیب آرمان صهیونیسم مى‏شود، همواره به افسانه قتل عام یهودیان ابعاد تازه‏ترى مى‏بخشد.

«قتل عام شش میلیون یهودى»این جمله‏اى است كه تمام مردم دنیا باید در ذهن خود حك‏ كنند،تا هیچ وقت،آن را از یاد نبرند و اگر فراموش كردند كه بیش از 50 میلیون نفر،قربانى منافع‏ قدرت‏ها در جنگ جهانى دوم بوده‏اند،ایرادى ندارد؛چرا كه بر اساس تعالیم تلمودى این شش‏ میلیون یهودى بشر هستند و 50 میلیون دیگر غیر یهودى بوده و احكام مربوط به آنها نیز در فقه تلمودى روشن است.و اگر افرادى همچون گاستون پرونو،دكتر حقوق و فرمانده لژیون دنور این سئوال را مطرح كردند«كه چرا فقط باید از قربانیان یهودى صحبت و درباره غیر یهودیان مهر سكوت بر لب زد؟آیا غیر یهودیان حق یادبود ندارند؟»  هیچ نباید گفت چرا كه تعاریف در مورد نوع بشر متفاوت است.

حال این سئوال مطرح است كه آیا واقعا شش میلیون یهودى در جنگ دوم جهانى و در اردوگاه‏هاى آلمان نازى قتل عام شده‏اند؟ همانطور كه پیش از این نیز بیان شد،هیچ دستور و یا فرمانى از سوى سران حزب نازى مبنى‏ بر قتل عام یهود وجود ندارد.«كسانى كه در دادگاه نورنبرگ محكوم شدند،مكررا و با وجدانى‏ آسوده مى‏گفتند كه در تمام دوران جنگ،آنان چیزى راجع به قتل عام‏هاى جمعى یهودیان و یا زندان آشویتس  و یا تربلینكا  نمى‏دانستند و اولین بارى كه نام آنها را شنیدند از دهان دادستان‏ همین دادگاه بوده است. از سوى دیگر تنها توافق حاصله علیه یهود هم در كنفرانس ونسى بوده كه تنها بر تبعید یهودیان به سوى شرق،تأكید داشته است و هیچ كس در آن زمان از نابودى صنعتى یهودیان‏ سخنى نگفته  و بالطبع از این طریق نمى‏توان ادعایى را ثابت كرد.
در خصوص آثار به جاى مانده از قتل عام نیز بیان نتایج تحقیق یك افسر یهودى سازمان‏ اطلاعات آمریكا در سال 1949 گویاى این مقصود است كه اصلا در این اردوگاه‏ها صنعت‏ سوزاندن و یا خفه كردن از طریق گاز وجود نداشته.این افسر یهودى،«اطلاعاتى‏[...]از یك‏ لهستانى‏[...]به دست آورده بود[كه بر اساس آن‏]به حفارى و كاوش در باغ سبزیجات یك اردوگاه‏ در مقیاس وسیع اقدام كرد.اما على رغم همه زحمات سنگین و خستگى‏ناپذیر وى و بودجه‏ زیادى كه خرج این كار كرد هیچ گونه اثرى از خاكسترهاى فوق الذكر و یا اجساد یهودیان به دست‏ نیامد،كه البته جاى تعجبى هم نبود!به خصوص این كه یكى از كوره‏هاى اردوگاه را اصلا پس از جنگ و براى فیلمبردارى صحنه‏هاى فیلم«آسیاب مرگ»ساخته بودند.» پیرامون تعداد كشته شدگان در جنگ نیز،روى رقم شش میلیون از سوى بسیارى از محققین تشكیك شده است.از جمله روژه گارودى در«محاكمه آزادى»بیان مى‏كند كه رقم شش‏ میلیون را كه تا سال 1971 واقعى مى‏پنداشته،با ناهوم گلدمن  ،رئیس كنگره جهانى یهود، مطرح كرده و گلدمن نیز اعتراف كرده است كه این رقم را وى تعیین كرده است آن هم براى این كه‏ مقدار بیشترى غرامت بابت كشته شدگان یهودى دریافت نماید.

در واقع گلدمن اذعان نموده‏ است كه هیچ سندى در این خصوص وجود ندارد. حتى در دادگاه نورنبرگ نیز یك افسر یهودى‏ مرموز آمریكایى به نام ویلهلم هوتل  به عنوان شاهد پیگردهاى آمریكایى‏ها رقم شش میلیون را بدون هیچ سندى گواهى كرده و این گواهى تنها دلیل این ادعا بود. آشویتس یكى از بزرگترین اردوگاه‏هایى است كه در كنار اردوگاه‏هایى همچون چل منو  ، میدانك  ،تربلینكا،داخائو  و بلزك  كار به اصطلاح قتل عام را در كوره‏ها و یا اتاق‏هاى گاز انجام‏ مى‏داد.

در مورد تعداد كشته شدگان در این اردوگاه گزارشات ضد و نقیضى ذكر شده است از جمله:

1- بنا به گزارش شوروى و باز بینى‏هاى پیوسته مورخین،چهار میلیون نفر در اردوگاه‏ آشویتس كشته شده‏اند.

2- بنابر اظهار نظر پولیاكف،مورخ صهیونیست،در كتابش با عنوان«ادعیه نفرت» دو میلیون نفر در این اردوگاه،قتل عام شده‏اند.
3- بنا به گفته رائول هیلبرگ،  یكى دیگر از مورخین صهیونیست،یك میلیون و دویست و پنجاه هزار نفر در این اردوگاه به قتل رسیده‏اند.

4-بداریدا،مدیر موسسه تاریخ معاصر در مركز پژوهشهاى علمى فرانسه،در این باره مى‏نویسد:از آنجا كه رقم چهار میلیون نفر بر هیچ قاعده محكمى استوار نیست،قابل قبول نیست.

او همچنین در روزنامه لوموند مورخ 23 ژوئیه 1996 مى‏نویسد:اگر به قابل اعتمادترین آمار و ارقام اعتماد كنیم،به رقم تقریبى یك‏ میلیون كشته خواهیم رسید. جالب اینجاست كه نتایج این گزارش‏ها منجر به تعویض تابلویى شد كه در آن رقم چهار میلیون كشته در اردوگاه آشوتیس را نشان مى‏داد و به جاى آن تابلویى نصب شد كه رقم یك‏ میلیون كشته را جایگزین كرده بود. هم اكنون در اصل رقم به صورت جدى مباحث مستندى وجود دارد و«اشغالگران آمریكایى‏ نیز به آن رسیده‏اند.آنها براى آگاهى از رقم حقیقى كسانى كه در اردوگاه‏ها جان باخته بودند، گزارشى تهیه كردند كه رقم كلى براى تمام اردوگاه‏ها را 1/2 میلیون نفر ذكر كرده بود. و این‏ در حالى است كه رقم ذكر شده در مورد آشویتس فقط یك میلیون بوده است.این تناقض،زمانى‏ آشكارتر مى‏شود كه خبر یك روزنامه آلمانى در 12 ژوئن 1946 را با هم مرور كنیم.

خبر این‏ روزنامه حاكى از برگزارى كنفرانسى خبرى با شركت اعضاء برجسته كنگره جهانى یهود بود كه در آن دكتر ام.پرلزولیگ  نماینده نیویورك در این كنگره،عبارت زیر را به زبان آورده بود: بهاى سقوط ناسیونال سوسیالیسم و فاشیسم این حقیقت است كه در نتیجه یك‏ یهودستیزى بى‏رحمانه و ظالمانه،هفت میلیون نفر از یهودیان جان خویش را از دست دادند.امروزه تعداد یهودیانى كه در اروپا باقى مانده‏اند حدود یك و نیم‏ میلیون نفر است.

 این ادعاى محیر العقول،روزنامه را واداشت كه در این خصوص گزارش و تحقیقى را تهیه‏ نماید و در شماره بعد خود چنین بنویسد: چنانچه این رقم ادعایى صحیح باشد،در آن صورت باید گفت لطمات جانى قوم یهود در جنگ بیشتر از مجموع تلفات نیروهاى آمریكایى،انگلیسى،استرالیایى،كانادایى، نیوزلندى،فرانسوى،بلژیكى،هلندى،دانماركى بوده است.

مارشالكو با ارائه آمار ادامه مى‏دهد كه:كل تعداد یهودیان اروپا در سال 1933 بالغ بر5600000 نفر بوده است و این رقم مورد تأكید یهودیان امریكا نیز مى‏باشد.از این تعداد یك‏ میلیون یهودى بیرون خط مولوتف-روبین تروپ،اگر كسر شود و اگر یهودیان ساكن در كشورهاى‏ بى‏طرف و متفقین را هم كسر كنیم،رقم دو میلیون و پانصد هزار باقى مى‏ماند؛در حالى كه بنابر نظر كارشناسان،كل یهودیان ساكن در قلمرو هیتلر و هیملر به نیم میلیون هم نمى‏رسید.  «دقیق‏ترین بر آورد[ادعایى‏]از شمار یهودیان كه در داخل و خارج از اردوگاه‏هاى كار اجبارى، به دلیل فجایع نازى‏ها،بى‏غذایى،بیمارى،عوامل مرتبط با جنگ‏[نه اتاق گاز و كوره‏هاى‏ آدم سوزى‏]جان خود را از دست دادند،300 هزار نفر است» و اگر بخواهیم این تناقض و ادعاها را با وسواسى افزونتر ادامه دهیم،ارقام تفاوت بیشترى پیدا خواهد كرد.از جمله اینكه بنابر نظر روژه گارودى«در آوریل 1944،هیتلر پس از یازده سال قدرت مطلق‏[...]،نتوانسته بود،یهودیان‏ را از بین ببرد،زیرا دست كم یك میلیون یهودى را همچنان در اختیار داشت» 

 در فرانسه این‏ تعداد به گفته هانا آرنت محقق معروف در موضوع یهود ستیزى،به 250 هزار نفر یهودى مى‏رسید و در جاى دیگر«ناهوم گلدمن در كتابى تحت عنوان«تناقض یهودى»مى‏نویسد كه در سال‏ 1945 حدود 600 هزار یهودى بازمانده از اردوگاههاى نازى وجود داشتند كه هیچ كشورى مایل‏ به پذیرش آنها نبود.» اما بشنویم از آن عده یهودیانى كه از مهلكه به اصطلاح هیتلرى جان سالم بدر برده‏اند و جهانیان آنها را كشته مى‏پنداشتند.لوئیس لوین  رئیس شوراى یهودیان آمریكا در 30 اكتبر 1946 در كنفرانسى در شیكاگو اظهار مى‏كند كه در«ابتداى جنگ،یهودیان در زمره اولین‏ گروههایى بودند كه از نواحى غربى شوروى كه در معرض تهدید مهاجمان هیتلرى قرار داشت، تخلیه و با كشتى به مناطق امن شرق كوههاى اورال فرستاده شدند.بدین ترتیب جان دو میلیون‏ یهودى حفظ گردید»ولى آمار آنها جزو قربانیان ثبت شد.

انتفاع طرفین از هولوكاست‏

هانا آرنت معتقد است كه«سیاست ناسیونال سوسیالیست‏ها در مورد یهودیان،سیاستى بود كه كاملا طرفدار صهیونیسم بود»  مؤید چنین نظرى از سوى هاینتس هوهنه،روزنامه‏نگار آلمانى،بیان شد كه مى‏گوید«صهیونیست‏ها استقرار فاشیسم در آلمان را نه به مثابه یك مصیبت‏ ملى بلكه به عنوان فرصتى تاریخى و بى‏مانند در وصول به هدف‏هاى صهیونیستى خویش‏ مى‏دیدند.» در واقع مى‏توان چنین ارتباط دو جانبه سودمندى را در موارد ذیل خلاصه نمود:

 1-انعقاد قرارداد هاوارا  كه تسهیلات لازم جهت مهاجرت یهودیان به فلسطین را از طریق‏ انتقال سرمایه‏شان با صدور كالاهاى آلمانى فراهم مى‏نمود.

2-همكارى گروه صهیونیستى بتار با نازى‏ها.

3-مهاجرت وسیع یهودیان آلمان از طریق كمیته«رستگارى»كه فردى با نام كاستنر مسئولیت آن را بر عهده داشت و در قبال آن خدماتى به نازى‏ها ارائه مى‏كرد.

4-اخذ غرامت از آلمان از 1952 به انحاء مختلف و ادامه آن تا سال 2002 به بازماندگان‏ به اصطلاح قتل عام یهود.

بر اساس توافق‏هاى حاصله«دولت آلمان زیر فشارهاى باج خواهانه صهیونیست‏ها مجبور شد،موافقت خود را با اعطاى سالانه 50 میلیون مارك تا سال 2002 به رژیم صهیونیستى‏[...] اعلام نماید.

 این غرامت‏ها آنقدر مهم و مورد نیاز دولت صهیونیستى بود كه كسب آن براى سران‏ صهیونیستى را مى‏توان در بیان بن گوریون خطاب به گلدمن (مجرى طرح) دریافت.وى‏ مى‏گوید: تو و من این سعادت را داشته‏ایم كه دو معجزه را تجربه كنیم،ایجاد دولت اسرائیل و امضاى توافقنامه با آلمان.من مسئول اولى بودم و تو مسئول دومى.  گلدمن به عنوان فعال اصلى در تحقق این طرح مى‏گوید: هدف از این افسانه سازى‏ها و دروغ پردازى‏ها صرفا گرفتن غرامت براى قربانیان‏ جنگ نبود.بلكه هدف از آن تهیه بودجه لازم در جهت پایه ریزى حكومتى بود كه‏ كوچك‏ترین حقى در این رابطه نداشت زیرا زمانى كه این جنایات انجام شد چنین‏ دولتى وجود خارجى نداشت.اما از این مسئله براى فراهم آوردن تسلیحات لازم‏ براى جنایات جدید بهره گرفت.

احیاء هولوكاست‏

مقوله هولوكاست به عنوان یكى از مصادیق یهودستیزى از منظر صهیونیست‏ها،فرصت‏ مغتنمى را به وجود آورد كه به طرق مختلف و در مقاطع مناسب به كمك سیاست‏هاى بى‏پایه و بى‏منطق صهیونیسم آمده،اهداف مورد نظر آنها را محقق سازد.

یهودیان با استفاده از شیوه‏ها و بسترهاى مناسب ذیل در مسیر احیاء هولوكاست اقدامات‏ گسترده‏اى را انجام داده‏اند تا این موضوع همچنان در مخیله جهانیان زنده بماند:

1- انجام فعالیت‏هاى علمى تحقیقاتى گسترده و تهیه اسناد جهت اثبات هولوكاست.

2- برپایى موزه‏هاى یادبود در سراسر جهان به ویژه در فلسطین اشغالى (یادواشم) ،آمریكا و اروپا.

3- ساخت فیلم‏ها و سریال‏هاى متعدد و استفاده از فرصت‏هاى هنرى دیگر جهت‏ تأثیر گذارى عمیق بر روى مخاطبان.

4-اعلام روز یادبود و توافق بر آن در كشورهاى مختلف،به ویژه در اروپا و آمریكا.

5-تعقیب نازى‏ها با هدف زنده نگه داشتن كینه و نفرت و اثبات مظلومیت.

6-تأسیس سازمان‏هاى متعدد به منظور صیانت از این دستاوردها،همچون لیكرا و یا سیمون ویزنتال.

7-محاكمه و مجازات كسانى كه در این موضوع شك كنند.

انكار هولوكاست‏

با تمام تدابیر و امكانات به كار گرفته شده جهت اثبات یك واقعه كذب تاریخى،عده‏اى با استناد به شواهد و یافته‏هاى تحقیقى این داعیه صهیونیست‏ها مبنى بر وقوع هولوكاست را زیر سؤال برده‏اند.این عده عمدتا با«مؤسسه بازنگرى تاریخى»  در ارتباط بوده و به‏ «تجدید نظر طلبان»مشهور هستند.

افرادى همچون مارك وبر،روبرت فوریسون،فردریك توبن،روژه گارودى،دیوید ایروینگ، آرمان امادروس و داریوژ راتایژاك معتقدند كه هولوكاست مهمترین حربه صهیونیستى است كه‏ واقعیت آن یقینا با اسناد موجود زیر سؤال رفته و مدارك و شواهد ادعایى یهودیان بدون اعتبار و ابطال پذیر است.

یهودستیزى به عنوان یك حربه صهیونیستى‏

اسرائیل شاهاك از هم كیشان یهودى خود تمنا مى‏كند كه به خاطر تحمل تاریخ ترسناك‏ یهود ستیزى،حق ندارند كه آنچه مى‏خواهند انجام دهند.تنها به این دلیل ساده كه رنج‏ برده‏اند. ولى صهیونیست‏ها خود در بوق یهود ستیزى مى‏دمند و اتفاقا همین كارى كه نباید،انجام‏ مى‏دهند.آنها مى‏خواهند به واسطه وقوع آشویتس خود را مستحق برپایى یك دولت بنمایانند؛ به همین دلیل نیز آبراهام هشل مى‏گوید كه دولت اسرائیل پاسخ خدا به آشویتس است  و یا موشه زیمرمن،رئیس گروه مطالعات آلمانى در دانشگاه عبرى اورشلیم تأكید مى‏كند كه‏ «هالوكاست‏[هولوكاست‏]توجیه اصلى تأسیس دولت اسرائیل است».  در واقع برپایى دولت‏ اسرائیل بنا بر عقل سلیمى كه آنها ترویج مى‏كنند،نتیجه منطقى ظلمى است كه بر یهودیان در هولوكاست رفته است.

در این خصوص آیزا برلین  در كتاب فلسفه سیاسى خود این مفهوم را چنین بیان مى‏كند: یهودیان هم مثل همه انسان‏هاى دیگر[نیازى‏]دارند.این نیاز را در مورد یهودیان‏ باید در بستر تاریخى درك كرد كه،تاریخ مردمى تحت تعقیب و آزار است. بنابر همین دلیل و همین نیاز،برلین«خواست تأسیس وطنى براى یهودیان را خواستى‏ قاطع و پاسخ ناپذیر مى‏داند.چنین وطنى باید تأسیس شود،زیرا بدون آن یهودیان در هر جاى‏ جهان هرگز نمى‏توانند از تعقیب و آزار مصون بمانند.» و بنا بر همین منطق و ضرورت است كه صهیونیسم،همواره باید مایه حیات خود به نام‏ یهود ستیزى را همراه خود داشته باشد و این دو باید آن چنان با هم تلفیق شوند كه هیچ كس توان‏ و جرأت جدا كردن آنها را از یكدیگر نداشته باشد.یعنى حتى اگر به صهیونیسم انتقادى وارد بود، دیگر نمى‏توان آن را مطرح كرد.چون منتقد به مثابه یهودستیز مطرح مى‏شود و یهودستیز به‏ عنوان كسى كه حق مسلم یك یهودى مظلوم و ستمدیده را محترم نشمرده است،محكوم است.

مخالفین سیاست‏هاى صهیونیستى در طول تاریخ حیات این جنبش همواره با انگ‏ یهود ستیز مواجه بوده‏اند«و این امر باعث شده است همه از ترس اینكه مبادا به یهود ستیزى‏ متهم شوند از افشا كردن انحراف طرح صهیونیسم خودارى كنند»  و این فضا وقتى سنگین‏تر مى‏شود كه یهودیان نیز بر آن تصریح مى‏كنند.همچون«خاخام آیزنبرگ كه معتقد است انتقاد از صهیونیسم یعنى یهود ستیزى...زیرا یهودیت بدون صهیونیسم قابل تصور نیست».

  افرادى كه‏ با این منطق از سوى صهیونیست‏ها مورد هجمه قرار گرفته‏اند،در تاریخ 50 ساله اخیر كم‏ نیستند.در انگلستان كه تفكر صهیونیسم در آن متولد شد،شخصیت‏هایى همچون ارنست‏ بیون،وزیر خارجه حكومت كارگرى اتلى است كه به جرم حمایت از منافع استعمارى انگلیس در مناطق نفت‏خیز عربى و مخالفت با طرح‏هاى دشمن‏زاى صهیونیستى در كشورهاى عربى، یهود ستیز  لقب گرفت.و یا مى‏توان از جیمز فورستال وزیر دفاع سابق آمریكا یاد كرد كه به دلیل‏ صیانت و دفاع از منافع ملى كشورش در مناطق استراتژیك دنیا همچون فلسطین،یهودستیز نامیده شد و زندگى خصوصى‏اش صحنه تاخت و تاز صهیونیست‏ها قرار گرفت،به طورى كه دیگر توان ادامه زندگى برایش نماند و خودكشى كرد. از میان یهودیان نیز اگر عده‏اى باشند كه از سیاست‏هاى صهیونیستى حمایت نكنند، مشمول این منطق مى‏شوند.

خاخام یهودى شهر اودسا در شوروى نمونه،موید این گفتار است‏ كه تنها به این علت كه حاضر به سخنرانى به سود اسرائیل در كنیسه نشده بود،وى را آنتى سمیتیست خواندند. در اسرائیل نیز شكایت بر ضد صهیونیست‏ها از سوى خود یهودیان نیز جرأتى ستودنى‏ مى‏خواهد و بعضى از احزاب همچون ماتزپن نیز بر آن اعتراف داشته،از آن ترسان‏اند.این سازمان‏ خاطر نشان مى‏سازد كه همه«از این ترس همگانى آگاهند و بدین جهت است كه همواره در این‏ ساز مى‏دمند.این نغمه خوانى را نمى‏توان از شانتاژ عاطفى باز شناخت.» در حقیقت رمز موفقیت صهیونیست‏ها همواره این بوده است كه حقایق را قلب و تعریف كنند.در قبال چنین روش بى‏منطق و بى‏استدلالى مى‏توان رویه‏اى مناسب در پیش گرفت تا این‏ ترفند صهیونیستى بى‏اثر شود.

الگوى عملى این رویه را باید از زبان كشیش پى‏یر خطاب به روژه‏ گارودى در خلال محاكمه‏اش دریافت،كه مى‏گوید: من فكر مى‏كنم تو باید ابتدا كلمه صهیونیسم را تعریف كنى.در این صورت مخالفان‏ تو نخواهند توانست كوچكترین اتهامى مبنى بر یهودستیزى به تو وارد كنند. یعنى رویه‏اى كه آنها براى آمیختگى آن دو در پیش گرفته‏اند،بالعكس شده و سعى شود كه‏ این دو مفهوم از یكدیگر به صورتى جداگانه بازشناخته شود و آنگاه در خصوص هر كدام‏ موضع گیرى مستدل منطقى و مستند صورت گیرد.

 

جواد  , javad_17
جواد - 15:56 1389/04/18
10
نقل قول از : حاج الیاس عاشق

حتی اگه تو هولوکاست یک یهودی هم کشته باشند و سوزانده باشند عمل زشت و پستی بوده. چه طور شما پس از این همه سال از جنگ ایران و عراق این همه شهید تو هرسال پیدا میکنید. این آمار غلط نیست؟تو جنگ ایران و عراق مگه چند نفر کشته شدن که بعد از این همه سال هنوز جنازه از زیر خاک در میارید و اسم گمنام روشون میزارید؟ اون وقت تو جنگ جهانی با این همه مدرک معتبر انکار میکنید که چه بر سر یهودیان اومد؟


تو جنگ ایران و عرق هزاران جوان شهید شدند و هنوز هم  هزاران مادر چشم به انتظار فرزند مفقودشان هستند.......
این انکار نشدنی هست ....

شما  هم به قول خودت یه دونه از اون مدرکای معتبرت بیار راجع به هولوکاست! البته به غیر از عکسهایی که نتانیاهو و نوچه هاش با فتوشاب درست کردن

جواد  , javad_17
جواد - 15:53 1389/04/18
9
امروزه بسیاری از دانشمدان هولوکاست رو دروغ میدانند و هرکسی چنین حرفی بزند به زندان میرود!
آیا سند درست و موثقی وجود دارد که نازی ها یهودیان رو کشته اند؟

حتی اگر بر فرض هم که باشد ،موضوع سر این است که هولوکاست چه ربطی به مردم فلسطین دارد؟ یکی دیگه جنایت کرده، یکی دیگه باید تاوانش رو پس بده؟


مهران  آ , elipsis
مهران آ - 08:59 1389/03/30
8

به خاطر داشته باشید انکار هولوکاست میتواند فاجعه بار تر از خود هولوکاست باشد.

کسری آریایی , kasrakasra
کسری آریایی - 15:57 1388/09/16
7
حالا فرض کنیم اصلا هولاکاست راست باشه ، و جنازه ی 6 ملیون یهودی تیفوس گرفته سوزانده شده ، مشکلش چیه؟  اصلا مگه نازی ها آریایی نبودند . شما میگید آریایی ها (آلمانی ها) 6 ملیون یهودی را کشتند؟ مرض که نداشتند، لابد یهودی ها هم  قبلش یه کاری کرده بودن که  نازی ها(آریایی ها) را عصبانی کرده.
آریل بری , jewish_a
آریل بری - 13:32 1388/06/14
6
برخی مطالب کاملاً دروغ و خنده داری که در مورد هولواست نشوته می شود معلوم نیست با چه نیتی هستند

که دوستان هم هر از گاهی آنها را فقل نقل کرده و یا کپی می کنند


کاملاً کذب و شرم آور هستند
نیلوفر            , hooman_khoshgele
نیلوفر - 00:20 1388/06/11
5
نقل قول از : عاشق ایرونی


اندیشمند اروپایی: "هولوکاست" دروغ بزرگ است

یکی از شخصیت‌های تجدید نظر طلب در موضوع هولوکاست، گفت: معتقدین به هولوکاست، شریک جرم اصلی اسرائیل و دشمن حقیقت هستند.


"فردریک توبن" روز سه شنبه 8 بهمن 1387 در کنفرانس خبری، هولوکاست را دروغ بزرگ عنوان کرد و افزود: همه  سردمداران غربی می‌دانند، که اگر کذب بودن هولوکاست ثابت شود، موجودیت اسرائیل به خطر می‌افتد. او گفت: آنان می‌دانند، اگر این مساله مطرح شود، دیگر نمی‌توانند از هولوکاست به عنوان سلاح قدرتمندی بر ضد فلسطین استفاده کنند.

 

وی تاکید کرد: امروز، هر کس که در دنیای به اصطلاح دموکراتیک غربی است و از هولوکاست حمایت می‌کند، شریک اسرائیل در هولوکاست و نسل کشی فلسطین است. این اندیشمند آلمانی با اشاره به اینکه افسانه هولوکاست در فرهنگ غرب قضیه محوری است که اگر کسی منکر آن باشد، محکوم به زندان است، گفت: اگر فردی در غرب هولوکاست را زیر سوال ببرد، باید در زندان‌های غربی زندانی شود و افکار خود را تغییر دهد.

 

توبن افزود: مردم در کشورهای غربی می‌توانند وجود خدا را انکار کنند، ولی انکار هولوکاست مساوی با نادانی و دشمنی آنان محسوب می‌شود.

 

او هولوکاست در اروپا را دارای سه ستون اصلی دانست و افزود: در غرب، باید همه معتقد باشند که آلمانی‌های نازی، در جنگ جهانی دوم، شش میلیون یهودی را کشتند. این کشتار توسط دولت انجام شد و کشتار در اتاق های گاز و کوره های آدم سوزی انجام می‌شده که عدم اعتقاد به این موضوع‌ها، بی آبرویی و بدنامی‌برای افراد به همراه دارد.

 

این محقق که به دلیل زیر سوال بردن هولوکاست بارها مورد تعقیب بوده و در کشورهای آلمان و اتریش به مدت 18 ماه زندانی بوده است می‌گوید: در کشورهای غربی، بعد از سوال کردن فردی درباره هولوکاست، اورا به نژاد پرست نازی، ضد هولوکاست، بیگانه گریز و تروریست متهم می‌کنند.

 

او مهم‌ترین عامل تحریک‌های نژاد پرستی در کشورهای مختلف را، اسرائیلی‌ها معرفی کرد و افزود: اسرائیلی‌ها در بسیاری از کشورها، درگیری‌های نژادهای مختلف را ایجاد می‌کنند که بتوانند از این درگیری‌ها بهره برداری کنند.

 

توبن اظهار داشت: رفتار اسرائیلی‌ها با مردم فلسطین، نمونه کامل نژاد پرستی است و کشتار و جنایت آنان در فلسطین، نسل کشی است.

 

این محقق در ادامه بیان کرد: اسرائیلی‌ها باید بدانند که آلمان‌های نازی، درجنگ جهانی دوم به معنای کنونی اسرائیلی‌ها نژاد پرست نبودند و چنین کشتار وحشیانه ای انجام نمی‌دادند.

 

وی با اشاره به اینکه در جنگ جهانی دوم، بیش از 150 هزار یهودی در ارتش آلمان می‌جنگیدند، اظهار داشت: با وجود این افراد در ارتش آلمان‌ها، چه طور امکان داشت که هولوکاست اتفاق افتد.

 

وی گفت: همان طور که امروز موضوع 11 سپتامبر و یافتن سلاح‌های کشتار جمعی در عراق، توسط آمریکایی‌ها تحریف شده است، موضوع هولوکاست نیز توسط آنان تحریف شده است.

 

توبن گفت: پوچ بودن وقایع 11 سپتامبر و سلاح‌های کشتار جمعی عراق زود برای مردم فاش شد، ولی دروغ هولوکاست 60 سال است که هنوز دوام آورده و نمی‌گذارند برای کسی فاش شود.

 

این محقق که دارای مدرک دکتری دانشگاه اشتوتگارد است و نویسنده چهار کتاب می‌باشد در ادامه می‌گوید: همه می‌دانند که هولوکاست یک دروغ بزرگ است، ولی از لحاظ سیاسی امکان بازگو کردن آن وجود ندارد.

 

او گفت: تا زمانی که آمریکا حامی‌اسرائیل باشد، قدرت طلبی و نسل کشی آنان ادامه دارد، مطمئنا حضور اوباما نیز نمی‌تواند کاری از پیش ببرد و تا زمانی که لابی‌های قدرتمند صهیونیستی حاکم بر آمریکا باشد، اسرائیل به جنایت‌هایش ادامه می‌دهد.

 

او با اشاره به اینکه رییس جمهور ایران تعبیر درستی از هولوکاست ارائه داده است، گفت: احمدی نژاد فکر بزرگی دارد، او می‌گوید، اگر افسانه هولوکاست واقعیت دارد، چرا نباید در موردش تحقیق و سوال کرد.

 

وی تاکید کرد: رسانه های غربی به نقل از احمدی نژاد نوشته اند اسرائیل باید محو شود، در حالی که او گفته اسرائیل محو می‌شود همان طور که شوروی محو شد. او اظهار داشت: ایرانیان باید به داشتن چنین رییس جمهور باکفایتی بر خود ببالند.




ahmadi az hitler defa nakone ki bokone? oon khodesh noee hitler albate hitler be marateb behtar bood
khejalat bekesh vase inke yahoodi ha ro kharab koni az hitler defa mikoni?

او با اشاره به اینکه رییس جمهور ایران تعبیر درستی از هولوکاست ارائه داده است، گفت: احمدی نژاد فکر بزرگی دارد، او می‌گوید، اگر افسانه هولوکاست واقعیت دارد، چرا نباید در موردش تحقیق و سوال کرد.

 

وی تاکید کرد: رسانه های غربی به نقل از احمدی نژاد نوشته اند اسرائیل باید محو شود، در حالی که او گفته اسرائیل محو می‌شود همان طور که شوروی محو شد. او اظهار داشت: ایرانیان باید به داشتن چنین رییس جمهور باکفایتی بر خود ببالند.

khoda in bichara ro ham shafa bede


دلارام ر , delaram007
دلارام ر - 13:50 1388/04/24
4
tamamie etela'ati ke neveshti az manabe dorughin va bekol mardod ast
++++++++++++++++

عاشق ایرونی , 123ashegh
عاشق ایرونی - 11:08 1387/11/11
3

اندیشمند اروپایی: "هولوکاست" دروغ بزرگ است

یکی از شخصیت‌های تجدید نظر طلب در موضوع هولوکاست، گفت: معتقدین به هولوکاست، شریک جرم اصلی اسرائیل و دشمن حقیقت هستند.


"فردریک توبن" روز سه شنبه 8 بهمن 1387 در کنفرانس خبری، هولوکاست را دروغ بزرگ عنوان کرد و افزود: همه  سردمداران غربی می‌دانند، که اگر کذب بودن هولوکاست ثابت شود، موجودیت اسرائیل به خطر می‌افتد. او گفت: آنان می‌دانند، اگر این مساله مطرح شود، دیگر نمی‌توانند از هولوکاست به عنوان سلاح قدرتمندی بر ضد فلسطین استفاده کنند.

 

وی تاکید کرد: امروز، هر کس که در دنیای به اصطلاح دموکراتیک غربی است و از هولوکاست حمایت می‌کند، شریک اسرائیل در هولوکاست و نسل کشی فلسطین است. این اندیشمند آلمانی با اشاره به اینکه افسانه هولوکاست در فرهنگ غرب قضیه محوری است که اگر کسی منکر آن باشد، محکوم به زندان است، گفت: اگر فردی در غرب هولوکاست را زیر سوال ببرد، باید در زندان‌های غربی زندانی شود و افکار خود را تغییر دهد.

 

توبن افزود: مردم در کشورهای غربی می‌توانند وجود خدا را انکار کنند، ولی انکار هولوکاست مساوی با نادانی و دشمنی آنان محسوب می‌شود.

 

او هولوکاست در اروپا را دارای سه ستون اصلی دانست و افزود: در غرب، باید همه معتقد باشند که آلمانی‌های نازی، در جنگ جهانی دوم، شش میلیون یهودی را کشتند. این کشتار توسط دولت انجام شد و کشتار در اتاق های گاز و کوره های آدم سوزی انجام می‌شده که عدم اعتقاد به این موضوع‌ها، بی آبرویی و بدنامی‌برای افراد به همراه دارد.

 

این محقق که به دلیل زیر سوال بردن هولوکاست بارها مورد تعقیب بوده و در کشورهای آلمان و اتریش به مدت 18 ماه زندانی بوده است می‌گوید: در کشورهای غربی، بعد از سوال کردن فردی درباره هولوکاست، اورا به نژاد پرست نازی، ضد هولوکاست، بیگانه گریز و تروریست متهم می‌کنند.

 

او مهم‌ترین عامل تحریک‌های نژاد پرستی در کشورهای مختلف را، اسرائیلی‌ها معرفی کرد و افزود: اسرائیلی‌ها در بسیاری از کشورها، درگیری‌های نژادهای مختلف را ایجاد می‌کنند که بتوانند از این درگیری‌ها بهره برداری کنند.

 

توبن اظهار داشت: رفتار اسرائیلی‌ها با مردم فلسطین، نمونه کامل نژاد پرستی است و کشتار و جنایت آنان در فلسطین، نسل کشی است.

 

این محقق در ادامه بیان کرد: اسرائیلی‌ها باید بدانند که آلمان‌های نازی، درجنگ جهانی دوم به معنای کنونی اسرائیلی‌ها نژاد پرست نبودند و چنین کشتار وحشیانه ای انجام نمی‌دادند.

 

وی با اشاره به اینکه در جنگ جهانی دوم، بیش از 150 هزار یهودی در ارتش آلمان می‌جنگیدند، اظهار داشت: با وجود این افراد در ارتش آلمان‌ها، چه طور امکان داشت که هولوکاست اتفاق افتد.

 

وی گفت: همان طور که امروز موضوع 11 سپتامبر و یافتن سلاح‌های کشتار جمعی در عراق، توسط آمریکایی‌ها تحریف شده است، موضوع هولوکاست نیز توسط آنان تحریف شده است.

 

توبن گفت: پوچ بودن وقایع 11 سپتامبر و سلاح‌های کشتار جمعی عراق زود برای مردم فاش شد، ولی دروغ هولوکاست 60 سال است که هنوز دوام آورده و نمی‌گذارند برای کسی فاش شود.

 

این محقق که دارای مدرک دکتری دانشگاه اشتوتگارد است و نویسنده چهار کتاب می‌باشد در ادامه می‌گوید: همه می‌دانند که هولوکاست یک دروغ بزرگ است، ولی از لحاظ سیاسی امکان بازگو کردن آن وجود ندارد.

 

او گفت: تا زمانی که آمریکا حامی‌اسرائیل باشد، قدرت طلبی و نسل کشی آنان ادامه دارد، مطمئنا حضور اوباما نیز نمی‌تواند کاری از پیش ببرد و تا زمانی که لابی‌های قدرتمند صهیونیستی حاکم بر آمریکا باشد، اسرائیل به جنایت‌هایش ادامه می‌دهد.

 

او با اشاره به اینکه رییس جمهور ایران تعبیر درستی از هولوکاست ارائه داده است، گفت: احمدی نژاد فکر بزرگی دارد، او می‌گوید، اگر افسانه هولوکاست واقعیت دارد، چرا نباید در موردش تحقیق و سوال کرد.

 

وی تاکید کرد: رسانه های غربی به نقل از احمدی نژاد نوشته اند اسرائیل باید محو شود، در حالی که او گفته اسرائیل محو می‌شود همان طور که شوروی محو شد. او اظهار داشت: ایرانیان باید به داشتن چنین رییس جمهور باکفایتی بر خود ببالند.


عاشق ایرونی , 123ashegh
عاشق ایرونی - 11:05 1387/11/11
2


• هولوکاست در لغت:
هلوكاست یعنی قربانی بزرگ یا قتل عام.

• منشا و ریشه هلوكاست:
در سال 1946 بعد از جنگ جهانی دوم از سوی دادگاه بین المللی نظامی در نورنبرگ به استناد شهادت رودولف هس افسر نیروی مخصوص پلیس آلمان نازی (ss) كه فرماندهی آشویتس را بر عهده داشت اظهاراتی را كه بعدها مشخص شد تحت شكنجه شدید اعلام كرده بود، مورد بهره برداری سیاسی و امتیازگیری قرار گرفته است.

هس مدعی شد زمانی كه دستور تأسیس مركز نابودی یهودیان را در آشویتس به وی داده اند كشتار در اردوگاهی به نام ولزیك انجام شده است و بعد از آن اظهارات در دادگاه نورنبرگ متفقین ادعا كردند كه آلمانها چهار میلیون نفر را در آشویتس كشته اند.

• اظهارات هس تحت شكنجه:
اظهارات هس به زبان انگلیسی نوشته شده است در صورتی كه وی اصلاً انگلیسی نمی دانست و از طرف دیگر روی برگه های اعترافات هس لكه های خون مشاهده می شود. شكنجه های متفقین بر این افسر آلمانی جهت كسب اطلاعات نظامی می تواند گویای عاری از حقایق بودن آن باشد و صرفاً تحت شكنجه های جسمی و روحی اظهار داشته است. این نكته را باید متذكر شد كه چرا سندهای اظهارات هس را كه در موزه نگهداری می شوند و در معرض دید عموم قرار نمی دهند؟

از زمان مطرح شدن این مسئله ابتدا صهیونیست ها مدعی بودند تعداد كشته شدگان 12 میلیون نفر است. در حال حاضر یهودیان مدعی اند در جنگ جهانی دوم تعداد 500 هزار قتل عام شده اند.

• اظهارات بعضی از مورخین اروپایی:
1. پروفسور رائول هیل برگ نویسنده كتاب مرجع «نابودی یهودیان اروپا» كشتار یهودیان را 1/5 میلیون نفر اعلام كرد.
2. جرالدو تیل وینگر نویسنده ی كتاب «راه حل نهایی» نیز تعداد كشته شدگان زمان جنگ را حداكثر 6/4 میلیون نفر دانسته و این را هم از فقدان اطلاعات موثق و فرضی می داند.
3. مقامات لهستان رقم احتیاط آمیز 1/1 میلیون كشته در آشویتس را اعلام كردند.
4. ژان كلود پرساك محقق فرانسوی در كتاب خود در مورد آشویتس خاطرنشان كرد حدود 775 هزار نفر در سالهای جنگ كشته شده اند.

• جمعیت یهودیان:
در جنگ جهانی دوم در كل اروپا سه میلیون و یكصدو بیست هزار نفر یهودی ساكن بودند.

• جمعیت كل یهود در آلمان:
در آلمان كل جمعیت یهود 600 هزار نفر بودند كه به دستور هیتلر 400 هزار نفرشان از آلمان اخراج شدند. و این مسئله قبل از جنگ اتفاق افتاده بود. یعنی در آلمان 200 هزار یهودی ساكن بودند.

در اردوگاههای اسیران در خاك آلمان و بخشی از خاك لهستان امروز و اواخر جنگ بیماری تیفوس شیوع پیدا كرد و عكسهای آن زمان نشانگر و گویای این مسئله می باشد. در آن زمان و آن موقعیت امكانات پزشكی آلمان اجازه نمی داد كه آنها بتوانند جلوی شیوع این بیماری را بگیرند و خود پزشكان آلمانی هم به این امر اعتراف كردند و ناگزیر بودند از راههای مختلف این بیماری را در اردوگاهها مهار كنند. لذا با مجوز پزشكان اجساد و البسه شان را می سوزاندند تا خاكستر شوند و چیز عجیبی هم نبود و همه هم می دانستند؛ ولی بعد از جنگ جهانی دوم زمزمه بلند شد كه این اتاقها، اتاقهای آدم سوزی بوده است. بعداً گفتند كه این اتاقها، اتاقهای گاز بوده كه یهودی ها را در آن خفه می كردند.

• اظهارات محققین:
پروفسور فوریسون؛ این پروفسور كه بعدها مورد غضب كانونهای صهیونیستی قرار میگیرد، به صراحت می گوید كه این حرفها (كشتار یهودیان) را حتی ما باور كرده بودیم ولی بعداً وقتی تحقیق كردم و تمام اسناد به جا مانده مثل اسناد دادگاه نورنبرگ و آرشیو محرمانه یهود در فرانسه را بررسی كردم متوجه شدم كه همه این موارد دروغ است.

• روشهای فوریسون:
1. تحقیق روی اسناد كه تخصص وی بوده است.
2. گفتگوی بسیار با سم شناسان كه معتقد بودند چنین كشتاری اساساً مقدور نیست.
3. وی می گوید من در لوموند روزنامه فرانسوی نامه نوشتم كه اگر حتی یك نفر هم وجود دارد كه بازمانده هلوكاست است و اتاقهای گاز را به چشم خودش دیده، خود را معرفی كند كه پیدا نكردم.


• محكومیت محققین درباره نقد هلوكاست از سوی دولتهای مهد دموكراسی اروپا:

1. افرادی مثل پل راسینیها و مورگان گراف و استاگلیچ و فوریسون و روژ گارودی و... از دانشگاه اخراج شدند.
2. عضو شورای شهرلیون فرانسه به خاطر انكار هلوكاست به زندان محكوم شد.
3. فردریك توبن، كارشناس استرالیایی به اتهام زیر سؤال بردن هلوكاست زندانی شده است، زیرا وی در تحقیقاتی كه از اردوگاه آشویتس كرده مدعی است این محل برای كشتار یهودیان نبوده بلكه یك اردوگاه انتقالی بوده و كشتار در این اردوگاه غیر ممكن بود.
4. وقتی اسلام شناس فرانسوی روژ گارودی در تحقیقات انجام داده بر هلوكاست نسبت به حقایق آن اعتراض كرده و آنرا امری غیر ممكن دانسته است. كه سرانجام از سوی دولت فرانسه وی محكوم به زندان می شود.
5. بعضی از اروپایی ها و آمریكایی ها و برخی آلمانیها و اتریشی ها درباره ی این موضوع تحقیقاتی انجام داده اند به صرف اظهارات حق طلبانه محكوم به زندان و تبعید شده اند.


• قوانین اروپایی درباره هرگونه اظهار یا سؤال شبهه انگیز در مورد هلوكاست:
فرانسه در سال 1990 زمان نخست وزیر فابیوس قوانینی را مبنی بر سه وجه
1. اصل كشتار
2. اتاقهای گاز و كوره های آدم سوزی
3. در مورد رقم 6 میلیون كشته كسی حق اظهار نظر ندارد.اگر كسی در این مورد صحبتی كند بین 2 هزار تا 300 هزار فرانك جریمه دارد. بعدها مشخص شد که هم نخست وزیر فرانسه (فایبوس) یهودی بوده و هم قاضی كه آن قانون را به تصویب رساند.


• دادستان جعلی و طلبكاری از اروپا:
برای این داستان جعلی یهودیان از اروپا طلبكار شدند و قانونهایی در بعضی از این كشورها مثل سوئیس، اتریش و آلمان وضع شد و به این شكل این كشورها بخاطر ظلمی كه در حق یهودی ها انجام داده بودند و آنها را كشتند، باید به بازماندگان شان غرامت پرداخت كنند. بله برای واقعه ای كه هیچ وقت اتفاق نیفتاده بود قرار شد برخی از كشورهای اروپایی به كانونهای متولی یهودیان و صندوق ملی یهود غرامت بدهند. همین الان هم آلمان خسارت پرداخت می كند و این قرار داد تا سال 2030 ادامه دارد.


• دستاورد اقتصادی یهودیان:
1. تاكنون دولت آلمان صد میلیارد مارك خسارت پرداخت كرده است.
2. طلاهایی كه آمریكا و انگلیس بعد از ساقط شدن آلمان نازی به تاراج بردند یا سپرده های آلمان در سوئیس، بعدها گفتند این پولها مال یهودی ها است و آنرا تصاحب كردند.

و همین الان مشكل طلاهای آلمان كه هزاران تن است حل نشده است و در بانك های انگلیس نگهداری می شود و سود آن را به تشكلهای یهودی می دهند. جامعه یهودیان و عوامل آنها در كشورهای اروپایی افكار عمومی غرب را بدهكار خودشان كردند. به شكلی كه اشك آنها را هم در آورده اند و خیلی از غربی ها هم باور كرده اند كه علیه یهود ظلم كرده اند و لذا بایستی با امتیاز بخشی این قوم را نسبت به اروپا خوش بین كنند.


• امتیاز بخشی سیاسی به یهودیان از سوی اروپا و تشكیل دولت یهود در سرزمین فلسطین:
پس از جنگ جهانی دوم بنا شد انگلیس در سال 1948 دوره قیومیت خودرا تمام شده اعلام كند و فلسطین را تخلیه كند و لذا تمام نقاط حساس پادگان ها، سرزمین ها و مناطقی كه دولت سرپرستی آن را در اختیار داشت همه را به صهیونیست ها واگذار كند و قبل از خروج انگلیس دولت یهودی در سرزمین فلسطین اعلام موجودیت كند و دولت اسرائیل اعلام شود. ودر رأس آن بن گورین اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی بیانیه ی تشكیل دولت اسرائیل را صادر می کند.


• سازمانهای مخفی و سری:
بعد از تشكیل دولت سازمانهای مخفی توسط رژیم اسرائیل غاصب اوج گرفت تا از این طریق به سركوب و غصب زمین های اعراب فلسطین اقدام نمایند كه این سازمانهایی در جهت تقویت بنیه دولت بن گورین فعالیت می كردند عبارتنداز:

1. سازمان ارتش اسرائیل
2. سازمان مخوف ایال
3. سازمان كاهانامی
4. سازمان داب
5. سازمان حراب دیویه
6. سازمان سیكریكون

این سازمان ها جزو خطرناك ترین سازمانهای تروریستی اسرائیل هستند. كه در ثبات بخشیدن این رژیم تلاش دارند.


• حمایت همه جانبه ی اروپا و آمریكا از تشكیل دولت اسرائیل در سرزمین فلسطین:
كشورهای اروپایی و خصوصاً آمریكا بعد از اعلام تشكیل دولت اسرائیل، حمایت همه جانبه ای از بدو اعلام آن داشته و از تمامی جنایتهای رژیم غاصب اسرائیل بر علیه مردم عرب فلسطین حمایت و توجیه می كردند و در سازمان ملل نیز نسبت به این كشتار و اشغالگری و خشونت و ترور، همیشه در جهت تقویت آن رژیم تصمیم گرفته شده است. در حال حاضر هم اروپا و هم آمریكا بعنوان بازوان مستحكم رژیم صهیونیستی در مجامع بین المللی هستند.

مواضع كشورهای عربی و اسلامی در طول سالهای 1946 تا 2005 فقط حمایتهای بسیار ساده و معمولی و بی رنگ نسبت به كشتار و ترورهای مردم بی پناه و بی گناه و مظلوم فلسطین بوده است. زیرا این كشورها بعلت وابستگی به غرب هیچگاه نتوانسته اند حامی دلسوز برای مردم ستمدیده و اعراب فلسطین باشند. برقراری كنفرانس ها و همایش ها و اعلامیه و بیانیه فقط و فقط در حد یك تعارف معمولی بوده است.


• نقش جمهوری اسلامی ایران:
پس از سقوط رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی ایران به زعامت امام (ره) در حمایت همه جانبه و قرار گرفتن در خط مقدم تهاجمات بر علیه رژیم صهیونیستی از هیچ كوششی دریغ نكرده و سالهاست بر این سیاست اهتمام خاصی ورزیده است. در حال حاضر یكی از كانونهای توجه مردم مسلمان جهان متوجه ایران اسلامی می باشد و جهان اسلام نسبت به اظهارات مقامات ایرانی حساب خاصی داشته و دارند.


• اظهارات ریاست جمهوری ایران در عرصه بین المللی:
وقتی ریاست جمهوری ایران آقای دكتر محمود احمدی نژاد چند مسئله مهم بین المللی كه مرتبط به جهان اسلام است مطرح كرد موجب خشنودی مسلمانان جهان و ستیزگری سران اروپایی و آمریكایی شده است. این مسائل بدین شرح می باشد:
1. حذف اسرائیل ازصحنه بین المللی.
2. غیر واقعی بودن داستان هلوكاست.
3. هجرت صهیونیست ها از فلسطین به اروپا و سكنی گزیدن و تشكیل دولت اسرائیل در آنجا.

این اظهارات پویایی دوباره عرصه سیاست خارجی ج.ا.ا كه منبعث از استراتژی می باشد را در دل فرزندان امام (ره) و دوستداران ایران اسلامی بوجود آورد. گرچه بعضی ها در داخل همیشه به دنبال یك سیاست انزواطلبی هستند ناخرسندی خود را به گونه ای ابراز می كنند. ولی باید به استراتژی ها و اهداف ایران اسلامی توجه كرد كه همانا كوشش برای نجات جهان اسلام از دست سردمداران مستبد می باشد.


• حرفهای آقای احمدی نژاد كلیشه رایج نیست:
دکتر احمدی نژاد از افسانه كشتار 6 میلیون یهودی توسط نازی ها در جنگ جهانی دوم (هلوكاست) یك نتیجه منطقی استخراج كرد و جهانیان را بر تأمل و داوری درباره آن فراخواند. سخن احمدی نژاد آنقدر ساده و صریح بود كه جای هیچ بحث و مجادله باقی نمی گذاشت. زیرا وی دو گفتار بسیار منطقی به افكار عمومی در سطح اروپا مطرح كرد.


اگر به راستی آلمانی ها، چند میلیون یهودی را قتل و عام كرده اند چرا باید فلسطینی ها تاوان آن را بپردازند؟ برای یهودی های مظلوم جایی در خاك اروپا اختصاص بدهند تا كشور خود را در آن بنا كنند. ما هم حمایت می كنیم.

این سخن در جهان، خصوصاً دنیای اسلام همچون حقیقتی فاش جلوه كرد كه تا آن روز مجال طرح نیافته بود. و برای ماشینهای تبلیغاتی غرب بی جواب ماند. این اظهارات از ریاست جمهوری ایران یكی از معتبرترین و محبوب ترین شخصیتهای جهان اسلام در سطح افكار عمومی كشورهای اسلامی و غیر اسلامی قرار گرفت زیرا حرفهایش تكرار كلیشه های رایج گذشته نبوده است.


• عدم اتخاذ سیاست انفعالی:
سیاستمداران غربی با طرح موضوعاتی بی اساس ایران را در موضع انفعالی قرار داده و مجبور ساختند اسناد و مداركی برای رد ادعاهای غرب ارائه كند. اكنون آقای احمدی نژاد در حال پیمودن یك راه معكوس است. راهی كه غرب را وادار به مواضع عكس العملی كرده همان راه و روشی كه در دوران حضرت امام (ره) بود. امام امت همیشه حركت می كردند و دشمن در غرب از مواضع عكس العملی برخوردار بود.


• رئیس دولت اصولگرا چه می خواهد؟
آقای احمدی نژاد می داند فضای ایجاد شده در جامعه بین المللی مسموم است و در این فضا نمی توان تنفس به حق داشت. زیرا غرب پرونده هایی كه معمولاً بی پایه و توخالی است را علیه ایران دست و پا كرده و با جنجال بر سر آن برای زمانی طولانی هزینه ای گزاف روی دست دولت ها و ملتها می گذارد. چرا ما نباید پرونده های واقعی غرب را رو كنیم؟ چرا غرب نباید با همان شیوه و با همان منطق به چالش كشیده شود كه تا امروز که ما را تحت فشار و آزار قرار داده است.


• اظهارات متفكران جهان نسبت به مواضع دکتر احمدی نژاد:
خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس
اظهارات مسئولان ایران شجاعانه، جسورانه و بر حق است و حرف دل ملتها را می زنند و ملت ها همیشه این گونه موضع گیری ها را می پسندند. وی افزود رژیم صهیونیستی ظالم و نامشروع است و جنایتهای آن مشمول مرور زمان نمی شود و جایز نیست مشكل یهودی ها از جیب فلسطین خرج شود.

دكتر نجم عبدالكریم نویسنده كویتی ابو ظبی
كوره های آدم سوزی یهودیان معروف به هلوكاست كه در دنیا آن را باور كرده است دروغ بزرگ است.


• مورخان غربی:
1. فردریك توبن - محقق استرالیایی
2. ارنست رندان – محقق آلمانی (در انتظار محاكمه است)
3. گرمار رودولف - شیمیدان آلمانی
4. گانتر كگل - محققین تجدید نظر طلب
5. ولفگانگ - از سوی صهیونیست تهدید شده است
6. مانفرد رودر - مدافع تجدید نظر طلبان
7. دیوید دیروینگ - مورخ انگلیسی (زندانی است)
8. روبر فوریسون - پروفسور فرانسوی بارها محاكمه شده است

همگی اظهارات ضد صهیونیستی احمدی نژاد را عین واقعیت می دانند.

این مورخین كه سال هاست به مطالعه و تحقیق درباره هلوكاست و افسانه های مربوط به اتاق های گاز، كشتار سیستماتیك یهودیان، دستور هیتلر برای راه حل نهایی درباره یهودیان و دیگر افسانه های هلوكاست مانند استفاده از گاز (زیكلون بی) و ساختن صابون از جنازه یهودیان پرداخته اند، اظهارات رئیس جمهور ایران را عین واقعیت توصیف كردند. این مورخین با صدور بیانیه ای اظهارات اخیر احمدی نژاد را پیام كریسمس از یك مسلمان شجاع دانسته كه ترسی از صهیونیسم ندارد.


• نویسنده آلمانی:
هزیك ام برودر نویسنده آلمانی كه مقاله اش در مجله اشپیگل درباره هلوكاست بازتاب فراوانی داشت بار دیگر تاكید كرد: آنچه كه در حمایت از مواضع رئیس جمهور ایران و انتقاد از اروپایی ها به عنوان مسببان اصلی یهودی سوزی عنوان كرده ام كاملاً جدی بوده است. و احساس من همان احساس رئیس جمهور ایران است.


• روزنامه پاكستانی اكسپرس:
شهامت رئیس جمهور ایران موجب سربلندی امت اسلامی است.


• اثرات و پیامدهای اظهارات آقای احمدی نژاد:
1. استقبال كشورهای اسلامی از اظهارات شجاعانه و محبوبیت یافتن ریاست جمهوری ایران در جهان اسلام.
2. استقبال و خرسندی روشنفكران غربی كه نسبت به این موضوع زندانی و محكومیت كشیده اند.
3. رسوایی برای جامعه ی اروپا كه نسبت به حقایق موضوع سرپوش گذاشته بودند.
4. ناخشنودی آمریكا و رژیم صهیونیستی نسبت به جو تبلیغاتی این موضوع در اروپا.
5. ایجاد فضای تحقیق و تفحص دوباره برای نویسندگان و روشنفكران غربی نسبت به حقایق این موضوع.
6. نسل های جدید در اروپا منتظر جواب صحیح از سوی مسئولین نظام خود هستند.
7. سردرگمی در بین مقامات عالی رتبه رژیم صهیونیستی نسبت به این موضوع.
8. باز شدن فضای جدید در بین مردم مسلمان جهان.
9. فراهم شدن زمینه انزوای رژیم صهیونیستی در جهان.
10. اشتغال اروپا و آمریكا و رژیم صهیونیستی با موج جدید.


• طرح دو موضوع در سرزمین غرب:
1. حقایق هلوكاست
2. عودت مهاجران از فلسطین به اروپا

مقامات جامعه اروپا بایستی نسبت به دو موضوع فوق پاسخ روشنی ارائه دهند. زیرا افكار عمومی جامعه اسلامی و غربی نسبت به حقایق آن در انتظار به سر می برند. تدابیر و پیگیری این سیاست از سوی ج.ا.ا اهرمی است بر علیه مقامات غربی، تا بیش ازحد در اتخاذ سیاستهای خشن بر علیه ج.ا.ا اصرار نورزند.


• ابطال سیاستهای گذشته:
دردوره های گذشته ج.ا.ا همیشه در معرض اتهامات خیالی از سوی مقامات غربی قرار داشته است. و همین امر سبب اتلاف وقت جهت جواب گویی و روشنگری برای مسئولین ج.ا.ا را فراهم می كرد. تا جاییكه بعضی اوقات از سوی ستون پنجم غرب در داخل به آن معضل دامن زده می شد. و زمینه ی نفاق را در بین مردم ایجاد می كرد. كه در ادامه با درایت، هدایت و صلابت مقام معظم رهبری همه آن دسایس خنثی گردید.


• دوران سیاست جواب خواهی:
سیاستهای اعلام شده در چند ماه اخیر از سوی آقای احمدی نژاد حاكی از اتخاذ روشی است بر عكس سیاستهای گذشته که دال بر پاسخگویی مقامات عالی رتبه جامعه غرب و خصوصاً آمریكا نسبت به بعضی از مسائل گوناگون جهانی كه این روند سبب گردید تا آنان در جواب گویی دچار مشكل گردند. پیگیری ها و سوالات مكرر و تأكید و روشنگری متعدد از سوی ریاست جمهوری ایران باعث شده تا مسئولین اروپایی و آمریكایی نسبت به آن موضوع حساسیت نشان داده تا به دنبال پاسخگویی در فرصت مناسب باشند. زیرا افكار عمومی در بین كشورهای اسلامی و تاحدودی جامعه غرب نسبت به مواضع اعلام شده آقای احمدی نژاد بسیار حساس شده و پیگیر آن موضوع نیز می باشند. لذا انتظار جواب خواهی برای موضوعات مطروحه باید به گونه ای باشد تا مردم جهان را اقنا نماید. این تدابیر كاملاَ بر روحیه مقاومت غرب خدشه وارد كرده است.

لذا شایسته است یكپارچگی امت اسلامی از سوی مقامات ایرانی فراهم آید تا این فرصت ایجاد شده مورد بهره برداری قرار گیرد. و از طرفی فضای داخلی جمهوری اسلامی نیز باید با وحدت و یكدلی و یكپارچگی در حمایت از سیاستهای آقای احمدی نژاد باشد. زیرا گفته ها و نظرات وی منطبق با سیاستهای نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد. همانطوری‌كه  مرحوم آیت الله مشكینی فرمودند: پیشنهاد رئیس جمهور حرف دل امت اسلامی است.
والسلام