| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1
|
17
|
91/3/1 (16:06)
|
|
||
|
|
2
|
33
|
90/11/12 (22:05)
|
|
||
|
|
11
|
153
|
90/10/22 (17:36)
|
|
||
|
|
1
|
39
|
90/10/22 (16:43)
|
|
||
|
|
10
|
95
|
90/10/22 (16:39)
|
|
||
|
|
52
|
349
|
90/10/22 (16:17)
|
|
||
|
|
4
|
53
|
90/10/22 (15:39)
|
|
||
|
|
14
|
104
|
90/9/17 (15:17)
|
|
||
|
|
15
|
261
|
90/8/28 (12:56)
|
|
||
|
|
15
|
117
|
90/8/11 (04:01)
|
|
||
|
|
2
|
80
|
90/8/11 (04:01)
|
|
||
|
|
43
|
282
|
90/4/29 (14:19)
|
|
||
|
|
19
|
259
|
90/4/29 (14:17)
|
|
||
|
|
2
|
37
|
89/12/17 (03:49)
|
|
||
|
|
11
|
119
|
89/7/20 (17:40)
|
|
||
|
|
38
|
306
|
89/4/11 (21:16)
|
|
||
|
|
3
|
67
|
89/3/5 (09:58)
|
|
||
|
|
7
|
60
|
88/4/24 (14:06)
|
|
||
|
|
4
|
53
|
88/4/24 (13:36)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
88/2/27 (18:08)
|
|
کتاب تورات متعلق به چند هزار سال پیش و زمان موسی است و در این بین بارها معبد سلیمان تخریب شده و حتی چند بار با خاک یکسان شده است (یکی حمله بخت النصر بابلی و دیگری حمله تیتوس رومی)
1- در حمله اول دیگر از تابوت عهد و الواح خبری نبود و آنها گم شدند و یا شاید هم نابود شدند و یهودیان تبعید شدند و بعد دوباره عزری نبی سالها بعد از بازگشت از اسارت تورات را نوشت و باز این سیر تکرار شده و نسخی خطی تورات نابود شدند
2- و جالب است آخرین نسخه کامل تورات عبری که داریم مربوط به قرن 3و4 هجری است یعنی بعد اسلام
3- ازکتب اندیشمندان مسلمانان (من جمله بوعلی و طبری)ب خش هایی از تورات را داریم که امروزه در تورات نیست؟
4- در قرآن از پسر خدا خواندن عزیر صحبت شده که امروزه در تورات نیست؟و جالب است که آن زمان هرگز یهودیان ادعا نکرده اند که این بخش ها در تورات نیست و قران کذب گفته بلکه حتی مدعی اند پیامب راسلام دین یهود را بخوبی می شناخته و تورات را دقیق خوانده و دین جعلی اسلام را با الهام از ادیان مختلف من جمله یهودیت ایجاد کرده است؟
5- در مناظره های زمان پیامبر و یا خلفا و یا در زمان مامون بین یهودیان و امام رضا به بخش هایی از تورات اشاره می شده است که امروزه در تورات نیست؟ آیا یودیان آن روز توراتی متفاوت از امروز داشته اند
6- حتی حضور یهود در مدینه در عربستان بی آب و علف بواسطه نشانه های دقیقی بوده که در تورات برای پیامبر آخر الزمان ذکر شده بوده است اما امروزه از آن نشانه ها اثری در دست نیست؟ چرا؟ آیا یهودیان عربستان تورات متفاوتی با امروز داشته اند؟
7- یونانیان از یهودیان می خواهند که توراتشان را به زبان یونانی ترجمه کنند تا آنها با متن آن آشنا شوند ولی ترجمه نسخه تورات یونانی که امروزه مورد قبول مسیحیان است با تورات کنونی که عبری است و مورد قبول اکثر یهودیان است تفاوت می کند؟
در سال 1945 توسط یک چویان مسلمان در نزدیکی بحر المیت (Dead SEA) در غاری یک تورات پیدا شد که با تورات کنونی بخش های متفاوتی دارد حتی برخی فصول اضافه دارد و برخی بخش ها را اساسا ندارد. همچنین برخی از بخش های آن از بین رفته است؟ امروزه این تورات در موزه اسرائیل است که شاید نبود برخی بخش هایش بی حکت هم نباشد؟
-------------------------------------------------------------
به هر حال سوال اصلی من این است؟ مرجع استناد پیروان یک دین کتاب مقدس آن دین است که منشا و ملاک تفسیر سایر بخش های دین شده و نظرات درست و غلط با تطبیق با آن مشخص می شوند
اما اگر آن کتب تحریف شده باشد و یا دلیلی بر عدم تحریفش نداشته باشیم دیگر حقانیت آن دین تا چه حد قابل اثبات است؟ و پیروان آن باید چه کنند؟ بنظرم دین یهود یت و مسیحیت (چون تورات را قبول دارند) گرفتار چنین سرنوشتی هستند ؟
منتظر پاسخ یهودیانم
لطفا با هم علمی و در دایره ادب صحبت کنیم و هرگز به هم توهین نکنیم
یکی از وظایف پیامبران به جا گذاشتن کتاب است.اگر کتاب تحریف شود ماموریت پیامبر ناقص میماند پس کتابهای الهی قابل تحریف نیستند.
اگر موسی را به عنون پیامبر قبول دارید باید کتاب او را هم جاودان و غیر قابل تحریف بدانبد.

دوستان لطفل نظر ندین . من تو نظر ها ندیدم حتی یکی از شما ها یهودی باشه .یا از یهود بدونه .کافیه .بسه تمام کنید این نظر دادن های بی معنی رو .
تا حالا شنیده کسی که یهودیان ایران دست به خلافی زده باشند؟؟؟دین یهود از ریشه ی ابراهیمی است و اسلام هم ابراهیمی هست .
ما هم ایرانی هستیم .بابا ول کنین به خدا ما دشمن شما که نیستسم .حالم از هرچی ایرانیه به هم میخوره
...........ادامه مطلب از پست قبلی .....
3.در تورات وقتی می خواهد حضرت موسی را خطاب کنداز ضمیر سوم شخصاستفاده کند:
"و موسی این تورات را نوشته، آن را به بنیلاوی كَهَنه كه تابوت عهد خداوند را برمیداشتند و به جمیع مشایخ اسرائیل سپرد."(سفر تثنیه 31 : 10)
بدین ترتیب این کلمات را نمی توان به موسی نسبت داد و باید از نویسندهدیگری باشد، چراکه اگر این سخنان از خود حضرت موسی(ع) بود باید میفرمود "و من این تورات را ..." نه اینکه به این شکل با ضمیر سوم شخص از خود یاد کند.
مشابه این نوع سخن گفتن در بخشهای دیگر تورات: خروج ۹:۳۳، خروج ۱۱:۳۳، اعداد ۳:۱۲، اعداد ۱۴:۳۱، تثنیه ۱:۳۳، تثنیه ۶:۳۴،لاویان ۱:۱۲ و خروج ۹:۱۱
4. ما می د انیم که هیچوقت مولف یک کتاب داستان مرگ خود و حوادث بعد از فوتش رابا ذکر جزئییات در کتاب خود ذکر کند اما خلاف این مطلب را در اینجا میابیم:
"و موسی چون وفات یافت، صد و بیست سال داشت، و نه چشمش تار، و نهقوتش كم شده بود و بنیاسرائیل برای موسی در عربات موآب سیروز ماتم گرفتند. پس روزهای ماتم و نوحهگری برای موسی سپری گشت. و یوشع بننون از روح حكمت مملو بود، چونكه موسی دستهای خود را براو نهاده بود. و بنیاسرائیل او را اطاعت نمودند، و برحسب آنچه خداوند به موسی امر فرموده بود، عمل كردند."(سفر تثنیه 34: 9-7)
شاید برخی بگویند این سخنان جنبه پیشگویی داشته است ولی با کمی دقت میبینیم که افعال جمله ماضی هستند و گوینده این جملات اگر میخواست پیشگویی کند از فعل مستقبل استفاده میکرد و نه ماضی. گوینده دارد از این ماجرا گزارشی میدهد و لازم است که خود آنجا بوده و شاهد باشد.
5. در کتاب مقدس آمده که تمام کتاب موسی را بر دیوار مذبح (سنگ)دمی نوشتند
"چنانكه موسی، بنده خداوند، بنیاسرائیل را امر فرمودهبود، به طوری كه در كتاب تورات موسی مكتوب است، یعنی مذبحی ازسنگهای ناتراشیده كه كسی بر آنها آلات آهنین بلند نكرده بود و برآن قربانیهای سلامتی برای خداوند گذرانیدند و ذبایح سلامتی ذبح كردند"(صحیفهیوشع ۳۲:۸)
اگر به حجم تورات فعلی بنگریم که مشتمل بر ۲۶۰ صفحه و تقریبا ۱۳۰۰۰۰کلمه می باشد بعید می نماید که این تورات را با این حجم بتوان بر ۱۲ سنگ نوشت.
خب آقایان و خانمهای یهودی و همچنین مسیحی؛ از این آیات چیزی جز اینکه بخشهایی از تورات هست که توسط حضرت موسی نوشته نشده است و همچنین حجم تورات اولیه با تورات فعلی خیلی فرق داشته و خیلی کمتر بوده است به دست نمیاید. پس بدون شک تورات تحریف شده است.
1.یکی از مسلمات تورات و کتاب مقدس این است که حضرت موسی از رود اردن عبور نکرد و در همینسوی رود در گذشت(سفر تثنیه ۲:۳۱و1 همچنین نگاه کنید به یوشع ۱ :۱ و ۲):
"و موسی رفته، این سخنان را به تمامی اسرائیل بیان کرد و به ایشان گفت: «من امروز صد و بیست ساله هستم و دیگر طاقت خروج و دخول ندارم، و خداوند به من گفته است كه از این اردن عبور نخواهی كرد" (سفر تثنیه31: 2و1)
حال وقتی ما در تورات متنی رابیابیم(تثنیه ۱:۱) که بگوید این سخنانی است که موسی در آنطرف رود اردنگفته باید گفت نویسندۀ این متن از رود اردن گذشته تا بگووید در انطرف رود وگرنهمعنی ندارد حضرت موسایی که از رود اردن نگذشته باشد در انطرف رود سخن بگوید:
"این است سخنانی كه موسی به آنطرف اردنّ، در بیابان عَرَبه مقابلسوف، در میان فاران و توفَل و لابان و حَضیروت و دیذَهَب باتمامی اسرائیل گفت" (سفر تثنیه 1:1)
2.نویسنده تورات حتی باید با زمانی بسیار بعد از موسی زیسته باشد تا بتواند اورا با پیامبران بنی اسرائیل مقایسه کند:
" و پیامبری مثـل موسی تا بحـال در اسرائیلبرنخاسته است كه خداوند او را روبرو شناخته باشد"(سفر تثنیه 34: 10)
حال آنکه می دانیم موسی(ع)اولین پیامبر بنی اسرائیل بوده و نویسنده این کتاب باید قرن ها بعد از موسی زیستهباشد تا بتواند چنین مقایسه ای را انجام دهد.
..........................ادامه ..................بسم الله الرحمن الرحیم
مهدی موعود در تورات
در میان کتب دینی یهود، آیات مربوط به منجی کمتر دستخوش تحریف ودستبرد متخاصمان قرار گرفته است.
برخی این امر را ناشی از گرایش شدید یهودیان به منجی دانسته آنچنان که "هارامبام" (موشی بن میمون) از بزرگان و اکابر یهود می گوید:
"هر فرد یهودی که به ماشیح معتقد نباشد و یا چشم به راه آمدنش نباشد منکر بیانات موسی و سایر پیامبران بنی اسرائیل است(1)
برخی نیز خنثی بودن و عدم دخالت این آیات ، در زندگی خاخام ها و حاکمان یهود را عامل در امان ماندنشان از تحریف می دانند .
عده ای بر این عقیده هستند که آنچه یهودیان را در تمام برهه های تاریخ پر فراز و نشیبشان هماره متحد نگاه داشته اعتقاد ایشان به ظهور منجی (ما شیح) بوده است برخی دیگر نیز این امر- مصون ماندن نسبی آیات مربوط به آخر الزمان- را از معجزات الهی می پندارند .
دلیل هرچه باشد نتیجه این است که در میان کتب دینی یهود و پیامبران بنی اسرائیل شاهد فراز های بسیاری هستیم که به موضوع آخر الزمان ، نشانه ها ، و شخص موعود اختصاص دارد و حتی در برخی کتب مانند زبور حضرت داوود(ع) مسائل آخر الزمانی و نشانه های منجی یک سوم این کتاب را در بر گرفته است.
تعدادی از این آیات ، به ظهور حضرت مسیح (ع) دلالت داشته و با شخص ایشان تطابق فراوان دارد لیکن در بررسی شکلی و محتوایی برخی آیات عهد عتیق به مواردی بر می خوریم که به طرز عجیب و باور نکردنی با مسائل مربوط به منجی شیعیان حضرت بقیه الله الاعظم (عج) همخوانی کامل دارد.
به گونه ای که جای هیچ تردیدی را برای هر انسان منصفی باقی نمی گذارد.
از اسفار پنجگانه تورات در سفر(sefr) پیدایش آمده است:
آیاتی از این دست سبب شده است تا برخی یهودیان ، تمامی زمین را ارث پدری خود دانسته و اندیشه های صهیونیستی مستخرج از این آیات تجاوز به دیگر سرزمین ها را جایز بشمارد.
و در جایی دیگر خطاب به ابراهیم (ع) داریم:
ودر فرازی دیگر خداوند خطاب به حضرت ابراهیم اورا پدر امتها می نامد:
در آیه ای دیگر خداوند علاوه بر اشاره به وراثت زمین به صالحان در آخر الزمان سخن از ذریه کثیر ابراهیم (ع) می کند:
4. به سوی آسمان بنگر- ستارگان را بشمار اگر خواهی ذریه تو نیز چنین خواهد بود ، تورا از کلدانیان(بین النهرین) بیرون آوردم تا زمین را به ارث تو بخشم (4)
چنان که مستحضر هستید در آیه اول خداوند متعال وعده حکمرانی ذریه حضرت ابراهیم بر جهان را می دهد و در آیه بعدی آنرا عهدی بین خود و ابراهیم (ع) معرفی می نماید.
به راستی عهد میان حضرت ابرهیم و خداوند متعال چیست؟ در خواست این نبی الهی از خدا چه بوده است؟ وراثت زمین به ذریه او؟
بی شک بهترین راه پاسخ به چنین سوالاتی نگاه به کلام الله مجید است چنانکه قرآن برخی موارد فوق را تایید نموده و پرده از رازی بزرگ برمی دارد، آنجا که در تایید آیه سوم :
"تورا پدر امتهای فراوان گردانیدم "
می فرماید:
"...مله ابیکم ابراهیم و هو سمئکم المسلمین من قبل و فی هذا ..."
"از آیین پدرتان ابراهیم پیروی کنید ،خداوند شمارا در کتابهای پیشین ودر این کتاب مسلمان نامید".(5)
ولی نکته بسیار بسیار مهم در آیه چهارم است که سخن از عهدی بین خدا و ابراهیم (ع) می رود، این موضوع به طرز عجیبی در قرآن پاسخ داده شده است چنانکه می خوانیم:
" و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمت فاتمهن قال انی جاعلک لناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین"
"هنگامی که پروردگار ابراهیم،اورا با دستوراتی آزمود و او به طور کامل از عهده آنها برآمد،خداوند به او فرمود:من تورا امام و پیشوای مردم قرار دادم.ابراهیم گفت:از دودمان و ذریه من نیز امامانی قرار بده ، خداوند فرمود عهد من به ستمکاران نمی رسد"(6)
پس در واقع عهد بین حضرت حق و پیامبرش رسیدن افرادی خاص از ذریه ابراهیم (ع) به مقام امامت است که شامل ستمکاران نمی شود، چرایی پاسخ خداوند نسبت به در خواست حضرت ابراهیم مبنی بر امام قرار دادن ذریه اش را می بایست اینگونه واکاوی نمود.
پسران حضرت ابراهیم دو تن بودند ،یکی اسحاق که از همسرش ساره ، و دیگری اسماعیل که از کنیزی به نام هاجر بود ، دلیل ازدواج حضرت ابراهیم با هاجر نازایی ساره بود که البته خداوند بعد ها حاجت ساره را نیز مستجاب نموده و از او اسحاق به دنیا آمد.
یهودیان خود را از نسل اسحاق می دانند چراکه لقب فرزند اسحاق ، یعنی یعقوب "اسرائیل به معنای بنده خدا" بود لذا بنی اسرائیل یعنی فرزندان یعقوب.
در ضمن یهودیان فرزند حضرت ابراهیم را که وسیله آزمایش او قرار گرفت (قربانی شدن) اسماعیل نمی دانند بلکه معتقدند اسحاق بوده است که به چنین مقامی نائل گشته.
این در حالی است که رسول الله و امیر المومنین و به تبع آن ائمه و سادات از نسل اسماعیل (ع)هستند.
حال سوالی که پیش می آید این است که کدام دسته از ذریه حضرت ابراهیم (ع) هستند که به سبب ستمکاری مقام والای امامت که خدا در قرآن آن را بالاتر از پیامبری می داند را از دست داده و این مقام به آنها نمی رسد؟ ودیگر اینکه این دلایل را چون از قرآن است برای بحث با یهودیان کافی ندانید لیکن پاسخ به این دو مسئله را در فصل 17 آیه 20 از کتاب پیدایش تورات جستجو می کنیم ، آیه ای که دل هر انسان حقیقت طلبی را با نور الهی منور ساخته و لرزه بر اندام و بنیانهای فکری دشمنان اهل بیت (ع) می اندازد:
" اما در مورد اسماعیل تقاضای تورا اجابت فرمودم ،اینک او را برکت داده بار ور گردانم، او را بسیار کثیر گردانم و12 امام از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی بوجود آورم"
آری تقاضای حضرت ابراهیم مبنی بر نائل آمدن افرادی از ذریه ایشان به مقام امامت اینگونه در خود تورات پاسخ داده می شود ،و جالب تر اینکه کلمه امام در قرآن مجید ۱۲ مرتبه تکرارشده است! کدام انسان جوینده معرفت وحقیقت است که با این لایل به حقانیت تشیع پی نبرد؟
آری خداوند عهدش با ابراهیم و پاسخ به خواست او را در ذریه اسماعیل قرار داد و جالب اینجاست که با آوردن عبارت" ... و امتی عظیم از وی بوجود آورم " مشخصا به اسلام عزیز اشاره می فرماید چراکه تعداد کل یهودیان جهان (فرزندان اسحاق) تنها 14 میلیون نفر تخمین زده می شود در حالی که امت مسلمان با یک میلیارد و نیم نفر انسان پس از مسیحیت بیشترین پیروان در جهان را به خود اختصاص داده و حتی اگر تعداد شیعیان جهان (تقریبا 200 میلیون نفر) را در نظر بگیریم باز هم شاهد فاصله ای آشکار هستیم.
مگر نه اینکه خدا در تورات خطاب به ابراهیم فرمود :
"به سوی آسمان بنگر، ستارگان را بشمار، اگر خواهی ذریه تو نیز چنین خواهد بود "
گویا این آیه در تورات تفسیر سوره کوثر است . آری کلامی نورانی تورات و قرآن منشا یکسان دارد و البته اشاره به حقانیت تشیع و ظهور امام زمان فقط به سفر پیدایش مربوط نمی شود چنانکه در دیگر کتب عهد عتیق نشانه های فراوان آخر الزمانی داریم که عینا مصادیق آنها در آیات و روایات اسلامی نیز موجود است برای نمونه به موارد زیر توجه فرمایید:
"و نهالی از تنه "یسی"( از نام های پدر حضرت داوود) بیرون آمده ،شاخه ای از ریشه هایش خواهد شکفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت، مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین ،به راستی حکم خواهد نمود...کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت .... گرگ با بره سکونت خواهد نمود و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر با هم و طفل کوچکی آنها را خواهد راند... در تمامی کوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند کرد،زیرا که جهان از معرفت خدا پر خواهد شد". (7)
* گفتنی است نسب حضرت حجت از سمت مادر بزرگوارشان نرجس خاتون به شمعون ابن هممون صفا می رسد که وی پسر عمه حضرت مریم مادر حضرت عیسی (ع) بوده است و جالب اینکه هردو این بزرگواران از نسل داوود پیامبر بوده اند . سایر موارد مطروحه در این آیه را نیز عینا در روایات اسلامی داریم به عنوان نمونه امام حسن مجتبی (ع) میفرمایند: در هنگام ظهور درندگان با هم به سادگی خواهند زیست (و التسلعت السباع) و بز شاخدار به بز بدون شاخ حمله نخواهد کرد و...
"یهوه صبا یوت چنین می گوید: یک دفعه دیگرآسمانها و زمین و دریا و خشکی را متزلزل خواهم ساخت و تمامی امت ها رامتزلزل خواهم ساخت و آنگاه فضیلت جمیع امت ها خواهد آمد ... این خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت."(8)
"امیر عظیمی که برای پسران تو ایستاده نامش "ایستاده" است خواهد برخاست... بسیاری از آنان که در خاک خوابیده اند،بیدار خواهند شد..."(9)
* در این آیه به وضوح به لقب حضرت بقیه الله به نام "قائم" به معنی "ایستاده" اشاره می شود و در ادامه نیز رجعت مومنان هنگام ظهور امام زمان (عج) مطرح می گردد (فراز هایی از دعای عهد: خدایا اگر مرگ ، که آنرا برای تمامی بندگانت مقدر فرموده ای میان من و او – امام زمان- فاصله انداخت ، پس مرا-هنگام ظهورش- زنده گردانده از قبرم خارج کن ... )
"آناکه بسیاری را به راه عدالت رهبری می کنند(یاران امام زمان)، مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالاباد. اما تو ای دانیال کلام را مخفی دار کتاب را تا زمان آخر مهر کن بسیاری به سرعت "تردد" خواهند کرد."(10)
"خوشا به حال آنان که انتظار کشند"(11)
* افضل الاعمال انتظار الفرج(از روایات شیعی : انتظار فرج از بهترین اعمال است)
"سلطنت و جلال و ملکوت به او داده شده تا جمیع قوم ها و امت ها و زبانها او را خدمت کنند.سلطنت اوجاودانی و بی زوال است و ملکوت او زایل نخواهد شد."(12)
"از کتاب حیقوق نبی : اگر چه تاخیر نماید، برایش منتظر باش زیراکه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد نمود... بلکه جمیع امت ها را نزد خود جمع می کند و تمامی قوم ها را برای خویشتن فراهم می آورد."(13)
* در عیون الاخبار ج 1 ص 134آمده است حضرت حیقوق نبی که در تویسرکان مدفون است از منتظران سرسخت حضرت حجت بوده و شعار دائمش "الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم " بوده است . ایشان در کتاب خود که شامل سه باب است با مضامینی واضح به رستگاری مومنین و بعثت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان خاتم النبین بشارت می دهند.امام رضا (علیه السلام) نیز در مجلس مامون از جاثِلیق که ازعلما و بزرگان قوم یهود بوده است، سوال می فرمایند: آیا سخن او را درباره ظهور حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در تورات دیده ای؟ گفت آری و تصدیق می کنم.گفتنی است پیکر مطهر آن نبی بزرگ و منتظر حضرت صاحب الزمان (عج) به شکلی معجزه آسا در سال ۱۳۷۲ (ه.ش) در جریان حفری های چند تن یهودی در مرقد مطهرشان در تویسرکان سالم نمایان شد.
شاید بیشترین اشارات به ظهور و آخر الزمان را باید در زبور حضرت داوود (ع) جستجو نمود تاجایی که از 150 بخش آن 35 و برخی 55 بخش را مربوط به آخر الزمان می دانند.
لذا بی سبب نیست که خداوند متعال در کلام الله مجید هنگام اشاره به سرنوشت مومنان در آخر الزمان توجه ما را به زبور جلب می نماید:
" و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون "
"و به راستی در زبور پس از تورات نوشتیم که بنگان صالح ما وارثان زمین خواهند بود"(14)
لذا جای شگفتی ندارد اگر مضمون همین آیه قرآن را در زبور هم ببینیم:
" شروران منقطع خواهند شد اما منتظران خدا وارث زمین خواهند گشت ، بعد از اندک زمانی شروری نخواهد بود و حلیمان وارث زمین خواهند گشت و میراث آنها خواهد بود تا ابد الاباد. خداوند صالحان را تایید می کند ، خدا روزی کاملان را می داند و روزی ایشان خواهد بود ، تا ابد نسل شروران منقطع شده صالحان وارث زمین خواهند شد و در آن تا ابد سکونت خواهند نمود ، جان او در نیکویی شب را به سر خواهد برد و ذریه او وارث خواهند شد."(15)
"و او قوم تو را به عدالت داوری خواهد نمود و مساکین تو را انصاف و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد و ظالمان را زبون خواهد ساخت. در زمان او صالحان خواهند شکفت و وفور سلامتی خواهد بود و حکمرانی خواهد کرد از دریا تا در یا و از نهر تا اقصای جهان."(16)
* در بحارالانوار علمه مجلسی ج 53 ص 62 آمده است: پس از ظهور بر روی زمین کور،فلج و زمینگیری باقی نخواهد ماند(وفور سلامتی).
"جمیع سلاطین او را تعظیم خواهند کرد و جمیع امتها او را بندگی خواهند نمود.زیرا چون مسکینی استغاتثه کند،او رهایی بخشد و جان های مساکین را نجات خواهد داد."(17)
"اسم او تا ابد بماند،اسمش چون آفتاب باقی بماند،در او مردمان برکت خواهند یافت و تمامی قبایل او را خجسته خواهند گفت، و نام او تا ابد متبرک باد و تمامی زمین از جلالش پر شود."(18)
"برای خداوند منتظر باش ، قوی شو، او دلت را تقویت خواهد کرد...ای همگان که برای خدا انتظار می کشید منتظر خدا باش طریق اورا نگه دار تا تو را به وراثت زمین بر افرازد."(19)
"امتها شادی و تنرنم خواهند کرد زیرا که قوم ها را به انصاف حکم خواهد کرد،آنگاه زمین محصول خود را خواهد داد،اما صالحان شادی کنند و در حضور خدا به وجد آیند و به شادمانی خرسند شوند.
او قوم تورا به عدالت داوری خواهد نمود. و مساکین تو را به انصاف ،مساکین قوم را دادرسی خواهد کرد و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد. در زمان او صالحان خواهند شکفت و وفور سلامتی خواهد بود.
او حکمرانی خواهد کرد از دریا تا دریا و از نهر تا اقصی نقاط جهان،فراوانی غله در زمین برقله کوه ها خواهند رسید، اهل شهر ها مثل علف زمین نشو و نما خواهند کرد،جمیع امتهای زمین او را خوشحال خواهند خواند."(20)
* اشاره به برخی از نشانه های آخر الزمان که در روایات شیعی نیز موجود است مبنی بر افزایش جمعیت شهر نشینان نسبت به جمعیت روستایی و یا فراوانی نعمات و محصولات کشاورزی پس از ظهور و...
"شمشیر دو دمه در دست ایشان است تا از امتها انتقام بکشد ."(21)
* در این فراز نیز به طرز شگفتی به ذوالفقار امیرالمومنین (ع)که طبق روایات شیعی دردست حضرت بقیه الله (عچ)است اشاره می شود.
هرچند دشمنان خدا ۱۱ امام بزرگوار از ذریه ابراهیم (ع)را به خاک و خون کشیدند و حق الله و بندگانش زائل نمودند لیکن دوازدهمین ایشان همو که آخرین ذخیره الهی است پرچم حق را بر بام را گیتی خواهد کوفت.
آنچه از نظر گرامیتان گذشت مشتی بود نمونه خروار وگرنه نشانه هایی از این دست برای اهل فهم و حق طلبان بسیار است ان شا الله به زودی به نشانه ها و حقانیت وجودی حضرت در دیگر ادیان نیز اشاره خواهد شد.
به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت صاحب الزمان (عج)که صد البته نزدیک است .
علی اکبر رائفی پور porsman@yahoo.com
پینوشت:
دوستان لطفل نظر ندین . من تو نظر ها ندیدم حتی یکی از شما ها یهودی باشه .یا از یهود بدونه .کافیه .بسه تمام کنید این نظر دادن های بی معنی رو .
تا حالا شنیده کسی که یهودیان ایران دست به خلافی زده باشند؟؟؟دین یهود از ریشه ی ابراهیمی است و اسلام هم ابراهیمی هست .
ما هم ایرانی هستیم .بابا ول کنین به خدا ما دشمن شما که نیستسم .حالم از هرچی ایرانیه به هم میخوره
بادرود
علیرضا جان گفتی خودتان را بی دین فرض کنید من در واقع یک لاادری و بی دین هستم با خواندن مطالبت کم بود از خنده سکته کنم
اخه عزیز من کسی که بی دینه مثل من یا خداباوره رادیکال هست یا اگنوستیک هست که در هر دو صورت نظریات شما برایش خنده دار خواهد بود
شما بهتر بود میگفتید خودتان را مسلمان و یا بهودی ندانید اما با اعتقاد به اصول مشترکی که در ادیان سامی هست این مطلب را مطالعه کنید


یکی از وظایف پیامبران به جا گذاشتن کتاب است.اگر کتاب تحریف شود ماموریت پیامبر ناقص میماند پس کتابهای الهی قابل تحریف نیستند.
اگر موسی را به عنون پیامبر قبول دارید باید کتاب او را هم جاودان و غیر قابل تحریف بدانبد.

حضرت موسی(ع) در زمان حیات خود 13 طومار تورات نوشتند كه 12 تای آنرا به 12 اسباط بنی اسراییل سپرده و یكی را در صندوق عهد نهادند و از حضرت موسی (ع) تا حدود هزار سال پس از آن بنی اسراییل ، انبیای متعدد داشته كه از انحراف تورات جلوگیری نموده اند. طی این مدت یهودیان در بسیاری از نقاط دنیا پراكنده شده كه در صورت تحریف تورات می بایست نمونه های متنوع و متفاوت از تورات وجود داشته باشد در حالیكه تورات یك نمونه بیشتر ندارد.
همچنین در قرآن آمده (نمیدانم کجا آما آمده) که کتابی برتر از تورات و قرآن نیست
قرآن هم تورات را تایید کرد
حالا شما که مدعی تحریف تورات هستید برای اثبات ادعای خود دلیل بیاورید.

سلام به دوستان یهودی . لطفا اگه کسی جواب این تناقض رو میدونه بنویسه .
با درود
به دو بخش از کتاب مقدس اشاره کردید این 2 بخش به صورت زیر است :
پیدایش باب 1 ایات 12 الی 26:
و زمین نباتات را رویانید، علفی كه موافق جنس خود تخم آورد و درخت میوه داری كه تخمش در آن، موافق جنس خود باشد. و خدا دید كه نیكوست.هه ۱۳ و شام بود و صبح بود، روزی سوم.?
۱۴ و خدا گفت: «نیرها در فلك آسمان باشند تا روز را از شب جدا كنند و برای آیات و زمانها و روزها و سالها باشند.هه ۱۵ و نیرها در فلك آسمان باشند تا بر زمین روشنایی دهند.» و چنین شد.ه ۱۶ و خدا دو نیر بزرگ ساخت، نیر اعظم را برای سلطنت روز و نیر اصغر را برای سلطنت شب، و ستارگان را.ه ۱۷ و خدا آنها را در فلك آسمان گذاشت تا بر زمین روشنایی دهند،ه ۱۸ و تا سلطنت نمایند بر روز و بر شب، و روشنایی را از تاریكی جدا كنند. و خدا دید كه نیكوست.هه ۱۹ و شام بود و صبح بود، روزی چهارم.?
۲۰ و خدا گفت: «آبها به انبوه جانوران پر شود و پرندگان بالای زمین بر روی فلك آسمان پرواز كنند.»هه ۲۱ پس خدا نهنگان بزرگ آفرید و همه جانداران خزنده را، كه آبها از آنها موافق اجناس آنها پر شد، و همۀ پرندگان بالدار را به اجناس آنها. و خدا دید كه نیكوست.ههه ۲۲ و خدا آنها را بركت داده، گفت: «بارور و كثیر شوید و آبهای دریا را پر سازید، و پرندگان در زمین كثیر بشوند.»ه?
۲۳ و شام بود و صبح بود، روزی پنجم.?
۲۴ و خدا گفت: «زمین، جانوران را موافق اجناس آنها بیرون آورد، بهایم و حشرات و حیوانات زمین به اجناس آنها.» و چنین شد.هههه ۲۵ پس خدا حیوانات زمین را به اجناس آنها بساخت و بهایم را به اجناس آنها و همۀ حشرات زمین را به اجناس آنها. و خدا دید كه نیكوست.ه ۲۶ و خدا گفت: «آدم را بصورت ما و موافق شبیه ما بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی زمین و همۀ حشراتی كه بر زمین میخزند، حكومت نماید.»هههه"
پیدایش باب 2 ایات 5 الی 9 :
و هیچ نهال صحرا هنوز در زمین نبود و هیچ علف صحرا هنوز نروییده بود، زیرا خداوند خدا باران بر زمین نبارانیده بود و آدمی نبود كه كار زمین را بكند.ه ۶ و مه از زمین برآمده، تمام روی زمین را سیراب میكرد.هه ۷ خداوند خدا پس آدم را از خاك زمین بسرشت و در بینی وی روح حیات دمید، و آدم نَفس زنده شد.هههه ۸ و خداوند خدا باغی در عدن بطرف مشرق غَرس نمود و آن آدم را كه سرشته بود، در آنجا گذاشت.هه ۹ و خداوند خدا هر درخت خوشنما و خوش خوراك را از زمین رویانید، و درخت حیات را در وسط باغ و درخت معرفت نیك و بد را.هه
در پیدایش باب 1 ایات 12 الی 26 گفته شده زمین نباتات را رویانید و این مربوط به قسمت های مرطوب زمین می شود که از اب بر خوردار بودند و پس از ان در ایات بعدی ادم را می افریند.
اما در قسمت دوم یعنی در پیدایش باب 2 ایات 5 الی 9 فلش بکی به اونچه در باب 1 پیدایش گفته شده می زند تا افرینش و جریان ادم و حوا را بیشتر توضیح دهد و در این قسمت میگوید در صحرا ها نهالی وجود نداشت و هیچ علفی در صحرا نروییده بود چرا که ابی بر صحرا وجود نداشت رطوبتی وجود نداشت و بعد با ایجاد مه و باریدن اون بر زمین زمین سیراب می شود و ادم هم افریده می شود . امیدوارم متوجه قضیه شده باشید چرا که تفاوت است میان زمین مرطوب و صحرای نا مرطوب .
سلام به دوستان یهودی . لطفا اگه کسی جواب این تناقض رو میدونه بنویسه .