| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
951
|
5388
|
91/3/4 (14:23)
|
|
||
|
|
26
|
276
|
90/4/26 (23:24)
|
|
||
|
|
728
|
3665
|
90/7/22 (22:54)
|
|
||
|
|
200
|
516
|
90/6/29 (22:06)
|
|
||
|
|
330
|
2970
|
90/2/23 (14:23)
|
|
||
|
|
504
|
4671
|
90/2/23 (14:21)
|
|
||
|
|
174
|
1919
|
90/2/23 (14:20)
|
|
||
|
|
287
|
2456
|
90/2/23 (14:19)
|
|
||
|
|
327
|
2601
|
90/1/2 (12:32)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
89/12/29 (11:16)
|
|
||
|
|
45
|
272
|
89/11/23 (14:15)
|
|
||
|
|
0
|
28
|
89/11/21 (22:35)
|
|
||
|
|
262
|
1720
|
89/10/26 (18:25)
|
|
||
|
|
234
|
1550
|
89/6/3 (21:37)
|
|
||
|
|
387
|
11939
|
89/3/18 (16:37)
|
|
||
|
|
10
|
99
|
89/3/18 (16:37)
|
|
||
|
|
135
|
932
|
89/3/18 (16:36)
|
|
||
|
|
154
|
686
|
89/3/18 (16:36)
|
|
||
|
|
65
|
671
|
89/3/18 (16:35)
|
|
||
|
|
0
|
62
|
89/3/18 (16:35)
|
|
به علت ناپدید شدن صفحه ی قبلی چه خبر؟! صفحه ی چه خبر؟! ( جدید) احداث شد!

.jpg)
در گوشهای از اتاق
داروهای این جانباز از جمله سرنگ بزرگی به چشم میخورد كه به نوعی ظرف غذای
ابراهیم است؛ در معده این جانباز عزیز دستگاهی به نام «پیگ» كار گذاشته
شده است كه از این طریق تغذیه میشود؛ این زن فداكار در ابتدا مواد مغذی
ماهی، گوشت یا مرغ را به همراه سبزیجات و برنج پخته، از صافی عبور میدهد
سپس این مواد یا داروهایی را كه در آب محلول شده است را با سرنگ وارد معده
همسرش میكند
.
.jpg)
كنار
این مادر و زن مهربان مینشینیم تا از زندگی خود برایمان بگوید و این گونه
اظهار میدارد: در امیریه تهران بزرگ شدم؛ از سوم ابتدایی چادر و
روسری سر میكردم؛ چادر سرمهای با گلهای ریز سفیدرنگ كه به خاطر آن
حرفها و كنایههای زیادی شنیدم به طوری كه گاهی مرا با این چادر به عنوان
كارگر منزل صدا میزدند اما تا امروز بر آن افتخار كردم و خواهم كرد
.
.
.
.jpg)
* دخترم هیچ گاه نمیخواست با پدر خداحافظی كند
او از
روزهای پرالتهاب جنگ تحمیلی برایمان میگوید: قصرشیرین در دست دشمن بود؛
ابراهیم و ابراهیمها نیز برای آزادسازی آنجا به منطقه رفتند؛ او
سال 1362 مجروح شد و به محض بهبودی مختصر دوباره به منطقه رفت؛ هر بار كه
او به جبهه اعزام میشد، دخترم مرضیه خود را در گوشهای از اتاق پنهان
میكرد تا لحظه خداحافظی با پدرش را نبیند.
او در پادگان ابوذر تكنسین اتاق عمل بود؛ یكبار كودكی تركش خورده را در
بیمارستان معالجه اولیه كرد تا زنده بماند؛ پس از آن میخواست آن كودك را
به مادرش بدهد تا دست نوازشی بر سر او بكشد ناگهان كودك به شهادت میرسد،
دیدن چنین صحنهای با شرایطی جسمی و روانی به قدری برای همسرم سخت بود كه
همان لحظه سكته كرد و حدود 44 روز در بیمارستان قلب 502 ارتش بستری شد.
همسرم
در جبهه به قدری مهربان بود كه همرزمان و دوستان او میگویند «مهرانراد
وقتی برای مرخصی به تهران میآمد، همه میگفتند یتیم شدیم تا مهرانراد از
مرخصی برگردد».
وی
ادامه میدهد: در یكی از شبهای برفی و زمستانی ابراهیم در منطقه جنگی
بود؛ برای پارو كردن پشتبام مجبور بودم خودم اقدام كنم؛ وقتی پدر متوجه
این موضوع شد گفت «به من میگفتی تا خودم هزینه كارگران را برای پارو
كردن برفها میدادم» به وی گفتم «میخواستم كمتر دلتنگی كنم به همین خاطر
برفها را پارو كردم
».
.jpg)
* خنده تلخ من از گریه غمانگیزتر است
این
روزها هوا گرم است؛ امروز شیرین و ابراهیم از تفریحی كه به بیمارستان
داشتند، برگشته بودند؛ او خیلی خسته بود اما با این حال برای اینكه حرارت
بدن ابراهیم زخمهایش را اذیت نكند، آب هندوانه را گرفت و از طریق سرنگ
وارد معده همسرش كرد.
دلهای
ما میزبان اشكها و لبخندها در این سفر كوتاه به یك سرزمین آسمانی بود؛
گاهی قطرات اشك از گونههای شیرین جاری میشد و میگفت «خنده تلخ من از
گریه غمانگیزتر است؛ كارم از گریه گذشته بدان میخندم».
او
ادامه میدهد: خدا صدام را لعنت كند؛ اینها یادگاریهای جنگ هستند؛ شبهای
یلدا و عید بچههای من دوست دارند، به منزل ما بیایند اما به خاطر اینكه
سر و صدا و شلوغی پدرشان را اذیت میكند، اینجا نمیآیند.
دستهای
این همسر جانباز بوی زحمت میدهد؛ در حالی كه اشك روی گونههایش سوسو
میكند، خاطرهای از شب یلدا را برایمان اینگونه روایت میكند: انار روی
میز بود؛ نیمه شب یادم افتاد كه نكند سردار من، انار را دیده و دلش خواسته
باشد؛ از رختخواب دل كندم؛ انار را با دستهایم فشار دادم تا آبی از آن
چكانده و به او بدهم؛ دیدم او خواب است اما با سرنگ برایش گاواژ كردم تا
این محبت به مغزش برسد و به او بگویم كه تنهایش نمیگذارم؛ گاهی آب میوه و
غذاها را بر لبهای او میزنم تا طعمها فراموشش
نشود.
.jpg)
* سالهاست عطر غذا در این خانه نپیچیده است
تمام
اعضای خانواده همیشه دوست دارند، حداقل یك وعده غذا را دور هم بنشینند
اما چندین سال است كه این زن به تنهایی در گوشه آشپزخانه غذا میخورد طوری
كه حتی صدای چیدن میز غذا به گوش همسرش نرسد؛ او خیلی وقت است
كه غذای عطردار درست نمیكند و میگوید «من چگونه چنین غذایی را بخورم در
حالی كه ابراهیمام نمیتواند از آن بخورد».
ابراهیم یك بار با زبان بیزبانی از من نان و پنیر خواست؛ نان و پنیر و
چایی را میكس كردم و برایش آوردم تا وارد معدهاش كنم؛ او از این موضوع خیلی ناراحت شد و آن را كنار زد
.
.jpg)
* به مونسم افتخار میكنم؛ از دیدن دردهایش ذره ذره میمیرم
این
زن ایثارگر هر روز صبح مانند سرباز وظیفه بیدار میشود و میگوید
«فرمانده! در خدمتم؛ فرمان بده تا سربازت اجرا كند»؛ او میگوید: این راه
زندگی را كه با ابراهیم طی كردیم خیلی ناهمواری داشت اما از این جهت كه
مونسم یك جانباز است افتخار میكنم و گاهی از دیدن دردهای او ذره ذره
میمیرم.
زمان
عقد دخترش میرسد؛ او به امیر نهاوندی و خرمطوسی میگوید پدر بچهها قدرت
تكلم ندارد، شما در مراسم عقد حضور پیدا كنید بلكه دل دخترم كمی آرام
گیرد.
همسر
جانباز مهرانراد، روحی لطیف و احساس شاعرانهای دارد؛ برای پرندهها و
یاكریمهایی كه پشت پنجره مینشینند، دانه میپاشد و به آنها میگوید برای
شفای تمام مریضها دعا كنید
.
.
عصرایران - اخراج کامران نجف زاده توسط دولت فرانسه که بعنوان اقدام متقابل اخراج نماینده خبرگزاری فرانسه از ایران عنوان شده است این فرصت را برای رسانه ملی فراهم ساخته است تا با استفاده از ظرفیت کم نظیر نجف زاده در انتقاد مداوم از عملکرد دولت ها ونمایش مشکلات وناکارامدی ها بخشی از جریان خبری یکسویه در صداوسیما را جبران کند.|
همه چیز درباره انرژی های مثبت و هاله های انرژی یه وقتایی دارین تو خیابون راه میرید. حس می کنید که یکی داره نگاه تون می کنه. برمی گردید می بینید که واقعا داره نگاه تون می کنه. شما چطور حس کردی که یکی داره نگاه تون می کنه؟ قبول دارین کسی که به شما نگاه می کنه، داره به شما فکر هم می کنه؟ تمام اتفاق هایی که دور و بر ما میوفته، نتیجه ی انرژی هاست .دوست مون انرژی! شغل مون انرژی! همسر مون انرژی! اتفاقات، دونه دونه، انرژی! قانونی داریم در فیزیک به اسم قانون "دوبروی"! قانون دوبروی به زبان ساده میگه که: هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است. خودکار ، مداد، پرده، بدن من و شما و خلاصه همه چیز در حال ساطع کردن مداوم انرژی از خودشون هستند. این انرژی ها چه هستند؟ چه کار می کنند؟ بحث مفصلی است که تا جایی که به تکنیک های موفقیت مربوط میشه، برایتان توضیح میدهیم. از این انرژی ها حتی عکس و فیلم تهیه شده که می بینید : همهچیزدربارهانرژیهایمثبتوهالههایانرژیهمهچیزدربارهانرژیهایمثبتوهالههایانرژی دستگاه عکاسی از هاله های انرژی همهچیزدربارهانرژیهایمثبتوهالههایانرژیهمهچیزدربارهانرژیهایمثبتوهالههایانرژی هاله های انرژی انسان همهچیزدربارهانرژیهایمثبتوهالههایانرژیهمهچیزدربارهانرژیهایمثبتوهالههایانرژی در ادامه ویژگی هاله ها را بررسی خواهیم کرد! هاله های انرژی انسان دو ویژگی دارند که این دو ویژگی رو بقیه انرژی ها ندارند. 1) انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است. اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره. خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه: - "چه خوب شد زنگ زدی!" - " داشتم بهت زنگ می زدم!" - "داشتم بهت فکر می کردم!" - "حلال زاده!" - "دل به دل لوله کشی شده!" و نکته فوق العاده جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری شدن زمان. اصلا مهم نیست که من ایران باشم و طرف مقابل آمریکا باشه. در فیزیک به این میگن "جهش کوانتومی". یعنی انرژی ما از زمان عبور می کند. پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است. یه وقتایی دارین تو خیابون راه میرید. حس می کنید که یکی داره نگاه تون می کنه. برمی گردید می بینید که واقعا داره نگاه تون می کنه. شما چطور حس کردی که یکی داره نگاه تون می کنه؟ قبول دارین کسی که به شما نگاه می کنه، داره به شما فکر هم می کنه؟ انرژی اون شخص رو دریافت می کنید و نتیجه تحلیلی که مغز شما از اون انرژی می کنه، میشه حس شما. شکل پر رنگ این رو میگن "تله پاتی" که آدم ها یاد می گیرن با تبادل انرژی فکر همدیگه رو بخونن. 2) انرژی من و شما مثبت و منفی میشه ولی انرژی اجسام همیشه خنثی است. اگر ما حالمون خوب باشه، اگر آرام باشیم، اگر داریم مهر ورزی می کنیم، اگر داریم لطفی می کنیم، اگر داریم دعا می خونیم انرژی ما مثبت است. اگر حالمون بد باشه، اگه داریم غر میزنیم، اگه داریم بد و بی راه میگیم، اگه عصبانی هستیم، اگه استرس داریم، اگه نگران هستیم، اگه اضطراب داریم انرژی ما منفی است. و اما انرژی اجسام خنثی است ولی انرژی من و شما میتونه انرژی اجسام رو هم مثبت و منفی بکنه. آدم هایی که مثبت هستن (فکر های خوب می کنن - روحیه عالی دارن) انرژی شون مثبت است. آدم هایی که منفی هستن (روحیه داغونی دارن) انرژی شون منفی است. یکی از بحث های مهم موفقیت اینه که: تا جایی که میتونی "از آدم های منفی حذر کن" و تا جایی که می تونی "بچسب به آدم های مثبت" چرا؟ چون انرژی اونها روی من و شما اثر می گذارد. آدم مثبت دیدی، چی کار می کنی؟ بچسب بهش! آدم منفی هم دیدی، در رو! چون "افسرده دل، افسرده کند انجمنی را" یک ماه با یه آدم غرغرو راه برو، بعد از یک ماه خودت هم راه میری، غر میزنی. قدیم یه موضوعی بود به نام "مجاورت". اگر عارفی و یا پهلوانی بود، عده ای به نام "مرید و نوچه" دور و بر اینها بودن. این مرید ها و نوچه ها همش حس خوبی داشتن. این حس خوب به خاطر چی بود؟ به خاطر انرژی فوق العاده مثبت اون عارف و پهلوان! هاله های انرژی در پیرامون دو قسمت از بدن ما تراکم بیشتری دارند. چشم ها و دست ها. دوست من زمانی که: - حالمون خوب نیست - عصبانیم - غر میزنیم چشم های ما دروازه ی انتقال انرژی منفی اند. دوست من وقتی حالت خوب نیست حق نداری وارد خونه بشی. به محض اینکه شما با حالت منفی وارد خونه میشی و شروع به سلام کردن به دیگران می کنید، انرژی منفی رو از طریق چشم هاتون به اعضای خونه منتقل می کنید. نتیجه این میشه که نیم ساعت بعد یا دارید میزنید تو سر همدیگه یا هر کدوم خسته و کوفته و داغون یه گوشه خونه ولو شدید! اول کیسه زباله انرژی های منفی رو بذار پشت در، بعد وارد شو. یه خانمی در تهران تعریف می کرد می گفت: " من تو خونه مون یه دونه گلدون داشتم و این گلدون رو خیلی دوست داشتم. یه سفر 4 ماهه پیش اومد که من مجبور شدم برم آمریکا و به خواهرم گفتم من که میرم مسافرت تو هر روز بیا و این گلدون رو آب بده. خواهرم هم قبول کرد. من رفتم سفر و اومدم دیدم گلدون خشک شده! من به خواهرم میگم تو گلدون رو آب ندادی و اون میگه به خدا آب دادم! " من گفتم: " من حق رو به خواهرتون میدم. قول میدم که به گلدونه آب داده. " بعد از خواهرش پرسیدم: " خانم محترم، از خونه تون که بیرون میومدی و یه مسافت طولانی رو می رفتی که بری و یه گلدون رو آب بدی، خداییش چپ چپ گلدونه رو نگاه نمی کردی؟ " خواهرش گفت: "دقیقا یه همچین حالتی داشتم." گفتم "شما با انرژی منفی چشمت، گل رو خشک کردی!" عکس این هم صادق است. وقتی حالمون خوبه، چشم های ما دروازه انتقال انرژی های مثبت است. وقتی حالتون بده، به عزیزاتون نگاه نکنید. وقتی حالتون خوبه، تا می تونید به عزیزاتون نگاه کنید. هلند بزرگترین صادر کننده ی گل جهان است. دانشمندای هلندی تستی رو انجام دادن. بچه های مهد کودکی رو بردند در مزارع گل و گفتن شما در بین مسیر هایی که بین ردیف های گل وجود داره بازی کنید و راه برید و بدوید ولی به گل ها صدمه نزنید. دیدند جاهایی که بچه ها رو بردن و بچه ها اونجا بازی کردند، گل های اونجا هم با نشاط تر شدند و هم شاداب تر، و زود تر هم رشد کردند. نتیجه ی تحقیقات شون رو به دولت هلند اعلام کردند. هلند بخشنامه ای رو داد به مهد کودک ها که هر مهد کودک موظف است هفته ای یک روز، مهد کودک رو تعطیل کنه و بچه ها رو ببره در مراکز پرورش گل و بچه ها اونجا بازی کنن. دوستان عزیز، چشم های ما اگه حالمون خوب باشه، دروازه ی انتقال انرژی مثبت است و اگر حالمون بد باشه، دروازه ی انتقال انرژی منفی است. و اما چشم زخم چیست؟ وقتی ما از درون حالمون خراب و از بیرون می خوایم نشون بدیم حالمون خوبه، نتیجه چیزی میشه به نام چشم زخم! به موضوع چشم زخم در دین مبین اسلام و در بعضی روایات بزرگان اشاراتی شده است . بخشی از این چشم زخم،از نظر علمی نیز بوسیلة سیاله مغناطیسی مخصوصی که از چشم بیرون میپرد، قابل توجیه میباشد، هر چند عوام الناس آنرا با مقدار زیادی از خرافات آمیختهاند.» اثر عمیق چشم در دیگران که موجب هلاکت یا بیماری آنها شود از نظرعقلی محال نیست. چه اینکه بسیاری از دانشمندان امروز معتقدند در بعضی از چشمها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته شده که کارایی زیادی دارد حتی با تمرین و ممارست. میتوان آن را پرورش داد. خواب مغناطیسی از طریق همین نیروی مغناطیسی چشمهاست. مثلا: من یه نوزاد دارم، هر چی میدم میخوره، لپ از لپ دونش نمیزنه بیرون! مثل آدم های استخونی. میرم خونه فامیل. اون ها یه نوزاد دارن هم سن نوزاد من، ولی لپش مثل دو تا هلو! اونم از این هلو زعفرونی ها! میرم لپش رو میکشم و میگم "تپل مپل عمو چطوره؟" ولی تو دلم میگم "بچه بترکی! چی میدن تو میخوری! وقتی از درون حالتون بد باشه و از بیرون بخواید نشون بدید که حالتون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنن. من 20 ساله کارمند یک اداره ام. همین جور کارمند موندم. پسر عموم 5 ساله اومده توی اون اداره استخدام شده. پسر عموی من پارتی داره توی اون اداره و بعد از 5 سال بهش حکم "معاون مدیر کل" دادن! من 20 ساله اونجام ولی هنوزم کارمندم! از این گل ها دیدین که انقدر بزرگه که آدم پشتش دیده نمیشه! یه دونه از اون گل ها میخرم و میرم دم در اتاق پسر عمو، در میزنم میگم: "پسر عمو مبارکه! حقت بود! لیاقتش رو داری! خدا رو شکر یکی از خاندان ما به جایی رسید!" تو دلم دارم چی میگم؟ "بمیری الهی! حق من رو خوردی!" زمانی که از درون حال مون خراب و از بیرون میخوایم نشون بدیم که حال مون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنه و اون انرژی منفی یه اتفاقاتی رو رقم می زند که ما بهش میگیم "چشم زخم"! دوستان چشم خیلی قدرتمند است. مرتاض ها یه کارایی می کنن با چشم! مثلا با چشم به قطاری که داره با سرعت 80 کیلومتر میره نگاه می کنن و قطار یه دفعه متوقف میشه! این توقف ناگهانی قطار هم چشم زخم است! پس چشم زخم وجود داره برای رفع این چشم زخم چه بکنیم؟ بعضی ها میگن نعل اسب به خودت آویزون کن! بعضی ها میگن عینک به خودت آویزون کن! بعضی ها میگن نمک بزار تو جیبت! بعضی ها ... بعضی ها ... بعضی ها ... و اما انرژی دست ها بیشترین مقدار انرژی در دست ها است. بیشترین مقدار انرژی رو اول دست ها دارن و بعد چشم ها. تا به حال کسانی رو که انرژی درمانی می کنن دیدید؟ با چی انجام میدن؟ با دست. چرا؟ چون بیشترین مقدار انرژی در کف دو دست است. ما وقتی یه جایی از بدن مون درد می گیره، روش دست میزاریم و بعدش هم درد مون آروم میشه. در حقیقت خودمون داریم به خودمون انرژی میدیم، بدون اینکه متوجه بشیم! در آمریکا یه عده نوزادانی رو انتخاب کردن و به مادرها شون گفتن که روزانه حداقل 20 دقیقه این بچه ها رو نوازش کنید. بچه هایی که نوازش میشدن، نفخ شکمشون، بی تابی هاشون، چیزهایی که بچه های کوچک رو در این سن اذیت میکنه و باعث گریه شون میشه، به شدت کمتر از بقیه بچه ها شد! دوستان بچه هایی که زود به دنیا میان رو میگن "نارس" و این بچه ها رو میزارن توی دستگاه تا به رشد مطلوبی برسن و زنده بمونن. اما متاسفانه بیشتر این بچه ها می میرند! در آمریکا تحقیق جالبی شد، از مادران بچه های نارس خواستند که روزانه در کنار محفظه ی شیشه ای قرار بگیرند و از سوراخ هایی که در محفظه وجود داره سر و بدن بچه شون رو نوازش کنن. نتیجه تحقیق نشون داد که مرگ و میر بچه های نارسی که توسط مادرشون نوازش میشدن فوق العاده کمتر از بچه های نارسی بود که نوازش نمی شدند! چرا؟ چون این بچه ها انرژی مثبت رو از طریق دست های مادرانشون دریافت می کردن. و این قضیه به صورت کاملا علمی اثبات شده که نوازش سر کودکان در رشد مغز اون ها شدیدا تاثیر مثبت دارد. |
| : | ||
| |

تیم مدیریتی واعضا كلوب محترم جمعه غریب
باسلام احتراما اینجانب مدیر كلوب آخرالزمان از تون تقا ضا دارم در مطلبی با عنوان آداب وسنن اسلامی ودستورات شرع مطهر نبوی كه موضوع مبحث اعمال وفضایل روزجمعه می باشدلذا از شما كلوب منقش بنام جمعه خواهشمند است دراین خصوص در این مطلب اظهار نظر فرمایدتا سرافرازمان نماید
لینك بحث
http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/akhar_ol_zaman/topicid/2226957/wrapper/true
با تشكر مدیر كلوب آخرالزمان
