| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
951
|
5388
|
91/3/4 (14:23)
|
|
||
|
|
26
|
276
|
90/4/26 (23:24)
|
|
||
|
|
728
|
3665
|
90/7/22 (22:54)
|
|
||
|
|
200
|
516
|
90/6/29 (22:06)
|
|
||
|
|
330
|
2970
|
90/2/23 (14:23)
|
|
||
|
|
504
|
4671
|
90/2/23 (14:21)
|
|
||
|
|
174
|
1919
|
90/2/23 (14:20)
|
|
||
|
|
287
|
2456
|
90/2/23 (14:19)
|
|
||
|
|
327
|
2601
|
90/1/2 (12:32)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
89/12/29 (11:16)
|
|
||
|
|
45
|
272
|
89/11/23 (14:15)
|
|
||
|
|
0
|
28
|
89/11/21 (22:35)
|
|
||
|
|
262
|
1720
|
89/10/26 (18:25)
|
|
||
|
|
234
|
1550
|
89/6/3 (21:37)
|
|
||
|
|
387
|
11939
|
89/3/18 (16:37)
|
|
||
|
|
10
|
99
|
89/3/18 (16:37)
|
|
||
|
|
135
|
932
|
89/3/18 (16:36)
|
|
||
|
|
154
|
686
|
89/3/18 (16:36)
|
|
||
|
|
65
|
671
|
89/3/18 (16:35)
|
|
||
|
|
0
|
62
|
89/3/18 (16:35)
|
|
نویسنده : مانس اشپر بر
ترجمه : کریم قصیم
انتشارات دماوند
چاپ اول - شهریور 1363
از ماه ها پیش در نظر بود قسمت هایی از این کتاب رو در اینجا برای دوستان آورده شود . حال فرصتی شد تا آنرا معرفی نماییم.
لطفا دوستان هم در اینمورد بحث کنند و هم از متن کتاب اشاره نمایند...
البته بر سر این کتاب و مترجم و ناشرش چه ها که نیامد بماند برا ی سخن بعد ...
نتیجه فصل 3
مقدمات جباریت
از آنچه شرحش رفت ؛ به این نتیجه می رسیم که : همانطور که " ترس با مخاطب اجتماعی " و " ترس تهاجمی " در جای و هنگامی به وجود می ایند که جبران کاستی و ضعف ضرورت یافته ؛ ولی حاصل نیامده است .
جباریت نیز حد اقل از نظر روانشناسانه - زمانی مستقر می شود که ملتی ؛ به اظطرار مخاطره آمیز دچار آمده ، ولی قادر به رفع و پشت سر گذاشتن آن نشده است .
برای مثال ؛ زمانی این وضعیت پیش می آید که بحرانی سخت خبر از ختم دوره ای از تکامل و ضرورت گشایش دورانی نوین می دهد ؛ در حالی که نیروهای موجود برای از میان برداشتن و رفع وضعیت فرسوده و خلق موقعیتی جدید به حد کفایت نرسیده اند .
از این دیدگاه جباریت نظام آن دوره کوتاهی است که در فاصله دو پرده و دو دوره تکامل اجتماعی جای می گیرد .
شخص جبار - دست کم برای مدتی -نیاز جادویی عوام الناس را ارضائ می کند . او که خود در بند نظامی از افکار و افسون های سحر امیز گرفتار است ؛ نسبتا خوب از پس این کار بر می آید . جادوی افکارش ؛ او را به رسالت خویش مومن میکند ؛ ولی باعث خوف و و حشتش نیز می شود .
فصل 3
مقدمات جباریت
* جبار به آدم خرده پا ؛ نوعی احساس بود و ثبات و بقا ئ می بخشد . جبار به او می گوید : " تو و من ؛ ما ، که با هم باشیم ؛ بخوبی از پس معضلات بر می آییم . هیچ کس جز من در غم وضع تو نیست . "
وقتی چنین تداعی های دلنوازی در شیوه تبلیغاتی جبار جای می گیرد ؛ طبیعی است که تاثیرات درخشانی بر جای می گذارد . آن خر ده پا نمیداند که ان هاله درخشان که جبار را در بر گرفته و او را بدانسان تابان و شایان تحسین جلوه می دهد ؛ از نور مشعل هایی که خودشان بالا گرفته اند ؛ ساطع شده است .
... عوام فریب ظاهرا راهبر عوام جلوه می کند ؛ ولی در واقع گمراه کننده عوام است .
عوامفریب که همان شخص جبار است ؛ با علاقه روی هیجانات انگشت می گذارد . سخن گفتنش ؛ گاه با خشم و فریاد ؛ لیکن پیوسته آکنده از احساس ... درست به دل شنوندگان می نشیند .
او همانطور که آنان می خواهند صحبت می کند ...
تصادفی نیست که مقارن فرا رسیدن دوره ای از جباریت ؛ بازار رمالان و کف بینان نیز گرم میشو د .معجزه ؛ امید بی عملان مستمند و رنجبران بی عمل است ؛ امید انسان های جبون .
این ها به کسی دل می بندند که به جای همه آنها صاحب جرات و قدرت عمل باشد .
به این ترتیب روشن میشود که فقدان بصیرت و و روشن بینی و نبودن جرات و شهامت نزد مردم ؛ از جمله مفروضات و مقدمات مهم پیدایش و استقرار نظام جباریت به شمار میرود .
از آنچه گفته شد ؛ بسادگی میتونا ن در یافت که هر چه خود اگاهی و بصیرت سیاس ملت بیشتر و پخته تر باشد ، امکان روی آوردنش به جبار و گرو گذاشتن آزادی در چنگ وی ؛ بعید تر خواهد بود .بی سبب نیست که جبار سالاری ها ی نوین در میان ملت هایی بروز کرده و مستقر شده است که با تاخیر به قافله بیداری و خود آگاهی و وحدت ملی رسیده اند.
اندیشه ها و نقشه های فتج و فرمانروایی بر جهان ؛ در واقع افکار جبران کننده و ما بازای عقده حقارت ملی است .
فصل 3
مقدمات جباریت
* جبار بشارت رفع بحران و وعده رفاه و اسایش ابدی می دهد .
* جبار عنصر بسیار مهمتر و اساسی تری را مطرح می کند : اسطوره خصم ! کیست این دشمن ؟ همسایه نزدیک ... خصم نامبرده همان تفاله های حقارت و دغل کاری هاست .
* جبار جهان پیچیده و غامض را از دو شق سیاهی و سفیدی ؛ بدی و خوبی ؛ خیر و شر ؛ مرکب میداند .
* جبار احساس کینه توزی مردم را بر می انگیزاند .و به آن مشروعیت میدهد . جبار با ارتقاء این احساس به مرتبتی اعتقادی ؛ آنرا احساسی اصیل و شریف جلوه میدهد .
*
فصل 3
مقدمات جباریت
" بالاترین خطر سقوط و واژگونی در خود رم کمین کرده بود ؛ جایی که تضاد بین غنی و فقیر از همه جا شدید تر بود ... تنها تلنگری کافی بود تا شهر به دامن آن کسی افتد که جرات اقدام به واژگونی نظام را از خود نشان داده بود ؛ چرا که شهر تا مغز استخوانش فاسد شده بود " (پلوتارخ : سیسرون )
* ... پیدایش جباریت ؛ محصول وضعیت اجتماعی خاصی است .
* کسی که در شرف نیل به مقام جباریت است ؛ چنان آتش آمال و آرزو ها را دامن میزند و چنان امید هایی در دل مردم زنده میکند که مافوق هر گونه تصوری هست .
* اما پس از کسب قدرت ؛ وعده و وعید های جبار ؛ تنها برای چند هزار نفری به واقعیت می پیوندد و از اینجا به بعد است که جبار دچار بیم و وحشت از دیگران میشود . پیروی خیل عظیم مردمان از او ؛ در طلب تغییر ی صورت میگیرد .
* و تا ریخ گواه است که هیچ حکومت جبار سالاری نتوانسته وضعیت اجتماعی را به شکلی مترقی تغییر دهد . جباران همیشه ؛ رسیدن به آستان عصر جدیدی را جار زده اند ؛ اما در پایان کار ؛ آنچه مردم از سر گذرانیده اند ؛ جز دو ره ای آکنده از ظلم و تلخکامی نبوده است .
فصل ششم
رهبریت و جباریت
" قدرت زیاده از حد و طولانی ؛ حتی شریف ترین انسان ها را نیز فاسد می کند " نا پلئون بنا پارت
" هیچ چیز به اندازه ضعف و حقارتی که به حمایت زور و خشونت پشت گرم میدارد ؛ سلطه طلب نیست ." ناپلئون بنا پارت
1- پیشگیری از وقوع جباریت :