userinfo close
  ,

جمعه‌ی غریب


jomeh_gharib

تاسیس: 31 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: میلاد سلیمی راد - معاونان
نردبان این جهان ما و منی است. عاقبت این نردبان افتادنی است لاجرم آنکس که بالاتر نشست. است ادامه »
نردبان این جهان ما و منی است.

عاقبت این نردبان افتادنی است


لاجرم آنکس که بالاتر نشست.

استخوانش سخت تر خواهد شکست


 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
950
5381
89/12/28 (11:39)
26
264
90/4/26 (23:24)
728
3556
90/7/22 (22:54)
200
506
90/6/29 (22:06)
330
2950
90/2/23 (14:23)
504
4656
90/2/23 (14:21)
174
1860
90/2/23 (14:20)
287
2406
90/2/23 (14:19)
327
2585
90/1/2 (12:32)
0
11
89/12/29 (11:16)
45
260
89/11/23 (14:15)
0
26
89/11/21 (22:35)
262
1703
89/10/26 (18:25)
234
1520
89/6/3 (21:37)
387
11921
89/3/18 (16:37)
10
89
89/3/18 (16:37)
135
921
89/3/18 (16:36)
154
672
89/3/18 (16:36)
65
667
89/3/18 (16:35)
0
54
89/3/18 (16:35)

عنوان بحث

اسی مسافر , hamester2007
اسی مسافر - 22:59 1386/06/12

جوان ایرانی و وبلاگ نویسی

 

 

وبلاگ یك دفترچه یادداشت به شكل آن لاین است كه دیگران هم می توانند آن را بخوانن

 

ایران از نظر وبلاگ نویسی در رتبه سوم جهان بعد از آمریكا و كویت قرار داره و بر مبنای آمارهایی كه بلاگ دات كام اعلام می كنه وبلاگ های فارسی در دنیا مقام سوم را دارن و تهران لقب پایتخت وبلاگ دنیا را به خود اختصاص داده

 

 

 موضوع وبلاگ های فارسی در ایران واكنش وبلاگ نویس به مسایل روز است و در وبلاگ ها هزاران نوع نگاه و طرز تلقی را می توان مشاهده كرد.وبلاگ های فارسی شامل موضوعات سیاسی، فرهنگی، ادبی، ورزشی و اجتماعیست و بیشترین وبلاگ ها به حوزه نویسندگی اختصاص داره.....

 

 

 

از این بحث برای به اشتراك گذاشتن  دست نوشته های خود یا دیگران و معرفی وبلاگها استفاده كنیم




 

 

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مرتضی  , marefat_2
مرتضی - 14:07 1388/05/4
657
نقل قول از : Zain

زنده باد احمدی نژاد ! زنده باد قهرمان ملی ! شماها یه عده عقده ای که هیچی از سیاست نمیدونید از موسوی هم نمیدونید فقط اومدین خود نمایی و دختربازی ، پسر بازی - من بسیجی و ... نیستم ولی از شما ها که هیچی از سیاست نمیدونید فقط اومدین خودتونو نشون بدین خوشم نمیاد


درود بر یاران

آقای زاین ننگ بر شما ننگ ملت بر شما و رهبران و دولت شما، شما را عقل در سر نیست امیدورام نگرشتان با بزرگتر شدنتان عوض شود امیدورام

سپاس

ص         م          د مشاور حقوقی دعاوی کار , padshah
656
نقل قول از : Zani@R

زنده باد احمدی نژاد ! زنده باد قهرمان ملی ! شماها یه عده عقده ای که هیچی از سیاست نمیدونید از موسوی هم نمیدونید فقط اومدین خود نمایی و دختربازی ، پسر بازی - من بسیجی و ... نیستم ولی از شما ها که هیچی از سیاست نمیدونید فقط اومدین خودتونو نشون بدین خوشم نمیاد


زانیار جان

طرفدارای اقای موسوی همشون هموطن ما هستند و همینقدر كه من و تو از كشورمون سهم داریم اونا هم دارند.

درسته كه تو انتخاب با اونها همعقیده نبودیم. ولی این یك مسئله ی كاملا طبیعی هست كه حتی 2 تا برادر با هم اختلاف سلیقه داشته باشند. خب اینا با دلایلشون اونو انتخاب كردن و ما با دلایلمون اقای احمدی نژاد رو.  همه این دوستان از مردم شریف و با غیرت ایران عزیزمان هستند. فقط متاسفانه عده ای قلیل از این دوستان تحت تاثیر تحریك های دشمنهای قسم خورده كشورمون قرار گرفتند و حرف اونها و به خصوص رسانه های اونها مانند بی بی سی رو برای خودشون مرجع قرار دادند. و صد البته مطمئن هستم الان متوجه شدند كه اونها هیچ وقت پیشرفت ما رو نخواستند.

و ما و امثال ما باید همه سعیشون رو بكنند تا به این دشمنهای همیشگیمون اجازه ندیم از اختلاف نظر و سلیقه ما با همدیگه سو استفاده كنند.  زنده باید ایـــــــــران

شهرام اویسی , shahram_oveisi
شهرام اویسی - 00:16 1388/04/18
655
نقل قول از : Zani@R

زنده باد احمدی نژاد ! زنده باد قهرمان ملی ! شماها یه عده عقده ای که هیچی از سیاست نمیدونید از موسوی هم نمیدونید فقط اومدین خود نمایی و دختربازی ، پسر بازی - من بسیجی و ... نیستم ولی از شما ها که هیچی از سیاست نمیدونید فقط اومدین خودتونو نشون بدین خوشم نمیاد


سلام

از لطفت ممنونم و اینكه القابی كه دادی را به دیده احترام می نگرم

امیدوارم كه در دولت دهم همیشه موفق باشی و سرزمینت كردستان همیشه اباد و خر م باشد

از اینكه راهنمایی كردید هم بسیار ممنونم و سعی میكنیم كه از این پس نه سخن بگوییم و نه از سیاست حرفی بزنیم فقط در التزام ركاب شما خواهیم ماند

موفق باشی و سلامت

زا  تا , 0_0
زا تا - 22:25 1388/04/17
654
زنده باد احمدی نژاد ! زنده باد قهرمان ملی ! شماها یه عده عقده ای که هیچی از سیاست نمیدونید از موسوی هم نمیدونید فقط اومدین خود نمایی و دختربازی ، پسر بازی - من بسیجی و ... نیستم ولی از شما ها که هیچی از سیاست نمیدونید فقط اومدین خودتونو نشون بدین خوشم نمیاد
ص         م          د مشاور حقوقی دعاوی کار , padshah
653

رئیس‌جمهور چه كسانی را خس و خاشاك خواند+ فیلم

 

رئیس‌جمهور چه كسانی را خس و خاشاك خواند+ فیلم

روز یكشنبه رئیس‌جمهور پس از آنكه در مصاحبه مطبوعاتی خود با خبرنگاران داخلی و خارجی، از اغتشاشگران و تخریب‌گران اموال عمومی را با عنوان "خس و خاشاك" یاد كرد و با جدا كردن حساب آنان از ملت و استفاده از این تعبیر، عملاً‌ آن‌ها را تحقیر كرد، برخی رسانه‌های نزدیك به این جریان آشوب‌گر ادعا كردند احمدی‌نژاد كسانی را كه به فردی غیر از وی رأی داده‌اند، خس و خاشاك خوانده است.

به گزارش رجانیوز، این دروغ رسانه‌ای آن‌قدر تكرار شد كه حتی برخی چهره‌های موجه جریان اصولگرا مانند حبیب‌الله عسگراولادی نیز فریب آن را خوردند و وی در سخنرانی خود از دكتر احمدی‌نژاد انتقاد كرد و گفت نباید بندگان خدا را كه مخالف ما هستند، خس و خاشاك نامید.

این انتساب كذب به رئیس‌جمهور اما توسط رسانه‌ها و تجمع‌كنندگانی كه در حمایت از موسوی اعتراضات خود را به شیوه غیرقانونی ادامه می‌دادند، دنبال شد، به طوری كه عكس صفحه اول روزنامه اعتمادملی پنج‌شنبه كه مربوط به تجمع غیرقانونی میدان 7 تیر بود، به این مسئله و پلاكارد بزرگی اختصاص داشت كه روی آن نوشته شده بود "حماسه‌ی خس و خاشاك"

اما ماجرای واقعی از این قرار بود كه رئیس‌جمهور اتفاقاً حساب 40 میلیون رأی‌دهنده را در سخنان خود از آشوب‌گران جدا كرده بود. متن و فیلم این بخش از سخنان دكتر احمدی‌نژاد در میدان ولی‌عصر(عج) تهران در ادامه آمده است:


ملت ایران یك ملت متحد است، امروز خبرنگاری سؤال كرد، گفت بعضی‌ها گوشه و كنار، كارهایی انجام می‌دهند، اغتشاش است، شورش است، اعتراض است، واژه‌های تندی را به كار برد، من یك مثال زدم، یك نتیجه‌گیری كردم، برای شما عرض می‌كنم، گفتم شما اشتباه می‌كنید، ملت ایران یكپارچه است، در یك مسابقه‌ی فوتبال، 50 هزار، 70 هزار تماشاچی می‌روند، آن كسی كه تیمش باخته، وقتی می‌آید بیرون، عصبانی است و به هر دری می‌زند.

در ایران، در انتخابات 40 میلیون نفر، خودشان بازیگر اصلی و تعیین‌كننده اصلی بودند، حالا چهار تا خس و خاشاك این گوشه‌ها كاری می‌كنند، بدانید این رودخانه‌ی زلال ملت جایی برای خودنمایی آنها نخواهد گذاشت.

بریذ اینجا ببینید

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=31349

ص         م          د مشاور حقوقی دعاوی کار , padshah
652

مظلوم‌ترین رئیس‌جمهور

ماه رجب است، ماه ولادت علی علیه‌السلام، ماه ولادت عدالت، ماه ولادت مظلومیت، و ما ملت ایران، ملت شیعه علی علیه‌السلام، شاهد تكرار مظلومیت علی در انتخابات ریاست‌جمهوری هستیم. ده روز از انتخابات می‌گذرد. احمدی‌نژاد با 5/24 میلیون رای پیروزی شگفت‌آوری كسب كرده است، و البته مشاركت 40 میلیونی مردم، بی‌سابقه‌ترین رای اعتماد به یك دولت در جمهوری اسلامی بوده است.

این یعنی احمدی‌نژاد پاك‌ترین و مطمئن‌ترین رئیس‌دولت‌ها در طول سی‌سال عمر جمهوری اسلامی، اما: هاشمی رفسنجانی، مافیای قدرت و ثروتش را از قبل از انتخابات به راه انداخت تا ملت را و نظام و اسلام را در صورت شكست ناپاكی‌ها، تبعیض‌ها، ثروت‌اندوزی‌ها و قدرت‌مداری‌های خود و خانواده و مدیرانش از پای درآورد. چنین است كه خانواده او دست به جنایات خیابانی زدند و خود او در مخفی‌گاه نظاره‌گر و فرمانده سیاست‌های این كارزار.

موسوی خون ریخت، چرا كه خونخوار شده است، از بغض عدالت و پاكی احمدی‌نژاد.

كروبی و خاتمی به همراه او كاسه‌های خون مردم را سر می‌كشیدند، چرا كه از فرط كینه مردم به دلیل آرای آنها به پاكی و صداقت احمدی‌نژاد تشنه خون شدند.

لاریجانی و باهنر، فتنه‌گرانه به مصاف عدالت و پاكی آمدند تا دَینشان به هاشمی ادا كنند و البته در كارزار تباهی‌ها با صداقت‌ها شریك.

اما آنها نمی‌دانند كه مردم، می‌بینند، می‌شنوند، می‌فهمند، و در كارنامه آینده این قدرت‌طلبان نمره می‌گذارند. نمره‌هایی با كمی و فقط كمی فاصله با نمره هاشمی، موسوی و خاتمی. این است راست ناراست، شریك و رفیق قافله چپ منحرف. الهی ما را قرار بده، غیر مغضوبین و ضالین.

در مقابل این طیف مهاجم، برانداز و بنیان‌فكن، تیرانداز و فتنه‌گر، احمدی‌نژاد راست‌قامت ایستاده است و همراه او و در كنار او، یك ملت، و او با پشتوانه ولایت‌فقیه. ملتی طالب عدالت، دوستدار صداقت، خواهان پاكی‌ها، و البته شیفته اقتدار. چنین است كه احمدی‌نژاد در تكرار تاریخ صدر اسلام، می‌شود نماد پاك‌ترین‌ها، مقتدر‌ترین‌ها، اما مظلوم‌ترین‌ها.

اف بر این قدرت‌پرستی شرك‌آلود و اف بر این دسته‌بندی عدالت‌ستیز، دروغ‌گو و اجیر.

اینك در تاریخ ایران، مهد فرهنگ و تمدن و تنها كشور شیعی، ثبت می‌شود كه: احمدی‌نژاد، پاك‌ترین، مقتدرترین اما مظلوم‌ترین رئیس‌جمهور است، زیرا شمشیر عدالت را به تبعیت از علی علیه‌السلام، علیه برندگان بیت‌المال و آقازاده‌های فاسد و پیرشده از خوردن و بردن، از نیام بركشیدند، ولی امروز هزار و چهارصد سال پیش نیست، مظلومیت علی علیه‌السلام، حقانیت همه عدالت‌خواهان راستین را در تاریخ شیعه، ثبت كرده است. به همین جهت ملت ایران احمدی‌نژاد پاك و مظلوم را در اقتدار علیه مافیاگران حمایت می‌كند، تا ظهور حجت حق علیه این دجال‌ها و سفیانی‌ها را بسترسازی نماید و آن روز این گروه مهاجم عدالت‌ستیز را ندا دهد: «بگو بسوز كه مهدی دین‌پناه رسید»

مریم ه , m61s
مریم ه - 15:51 1388/04/17
651

آقایان مراجع آن قدر سکوت کنید تا مردم (ایران و جهان) باور کنند اسلام دین دروغ و تقلب و فریب است.




آقایان مراجع مگر شما نبودید که در سال 57 می گفتید: سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن؟! نکند خدایی نکرده امپراتوری شکر دهان ها و ایمان ها را شیرین کرده است؟ چه شده است که حالا در برابر دروغ های آشکار، خرافه های بی سابقه، تقلب های میلیونی سکوت کرده اید؟ نکند عمامه ی اجتهاد آن قدر گشاد شده است که دیگر دروغ و تقلب و خون ریزی و شکنجه و کلاه برداری گناه نیستند؟ شاید هم برای ما گناه است برای شما ها گناه نیست! نکند آیه ی قران که اگر یک نفر کشته شود انگار همه ی آدمیان کشته شده اند از قران شما برداشته شده است؟ نکند خدای نکرده بجای نگرانی در باره ی دین خدا نگران قطع شدن برخی خمس و زکات های دولت تقلبی و بودجه های گم شده هستید؟ نکند مجمع تشخیص مصلحت گناه تشکیل داده اید و طبق فرمان ولایت مطلقه حرام را حلال و منکر را مباح می کنید؟ و یا نکند شما هم اسلام و تشییع برایتان ارزشی ندارد و به جای آن به فکر حفظ نظام دروغ و تقلب و ظلم هستید؟


مگر موسوی یک دیندار معتقد و شناخته شده نیست؟ مگر او با احترام و تکریم خدمتتان نرسید؟ و مگرها و سئوال های فراوان دیگر. باری، امروز مردم ایران هوشیارانه شما را می نگرند. اگر شما بتوانید چنین راحت اسلام و ایمان را بفروشید مطمئن باشید مردم هم راحت تر شما را به باوری بهتر و الگوهایی شایسته تر خواهند فروخت. این پیام تاریخی امروز مردم ایران است. آن را جدی بگیرید.



http://harfehesaaby.blogspot.com/2009/07/blog-post_08.html

علی علی , ali_ali200093
علی علی - 00:53 1388/04/7
650

تلـفات» یك ملّت«چپــاول» شده!

1348

بامداد سرد بهمن ماه بدنیا می آیم. پنج خواهر و یك برادر 14 ساله، در خانه منتظر و به گوش مانده اند و تا خبر تولدم را می شنوند، هلهله می كنند. برادرم قلك كوچكش را می شكند و  همان شبانه پولهایش را بر می دارد و به امامزاده «معطوك» خرمشهر می برد و نذرش را در ضریح می اندازد. خدا به او یك «برادر» داده. در آن روزها «برادری» هنوز قیمت داشت!

 

1357

انقلاب است. كوچه ها را می دَوَم. وقتی به خانه می رسم، كسی نیست. همه رفته اند خانه «خدیجه خانم» پای تلویزیون نشسته اند:«هیس! بیا امام رو ببین! امام اومد!» زنها و بچه ها، یكی یكی «صورت امام» را بر صفحه تلویزیون می بوسند. مادرم كه زن سّیده و معتقدی است، دستی بر صفحه تلویزیون می كشد و «قل هوالله» می خواند و مرا فرا می خواند. جلو می روم. دستش را مسح می كشد روی صورتم. در آن روزها «ایمان» هنوز  قیمت داشت!

 

1363

بحبوحه جنگ است. مادرم چادر به سر از دور می آید. نگاهش ناامید اما مهربان است. كتابهایم را به او میدهم تا پولش را از دستش بگیرم و بروم برای ناهار، نان بخرم. اما می بینم آن كاغذ، پول نیست! «كوپن» است. كوپن روغن یا قند یا برنج. دارد می رود آن را به «محمودآقای بقال» بفروشد و با پولش، نان و پنیر بخرد! پدرم از یك وانت پیاده می شود، زیرلب به راننده غُر میزند كه كرایه اضافه گرفته. راننده كرایه اش را به پدرم پس می دهد و هر دو می خندند.«همدلی» قیمت داشت.

 پدر 40 تومان به مادر می دهد. مادرم می گوید: «با این كه نمی شود چیزی خرید!» پدرم می گوید:«توكل برخدا! فردا هم خدا كریمه!» در آن روزها «امید» هنوز قیمت داشت.

 

1365

بمباران های دشمن بعثی به شیراز هم رسیده... پدرم سالهاست «عزادار» شهر دوست داشتنی مان «خرمشهر» است. اینجا و آنجا مردم می گویند باید كاری برای وطن بكنیم.آن روزها «وطن» هنوز قیمت داشت!

یك شب تابستانی سر شام می گویم:«من با حسن میخوایم بریم جبهه!» زبان مادرم بند می آید! «حسن» همكلاسی ام به «شوخی و جدی» به من می گوید تصمیم گرفته «شهید» شود  تا خانواده فقیرش «بیمه» شوند! جایی شنیده ام:«نگویید انقلاب برای من چه كرده؟ بگویید من برای انقلاب چه كرده ام؟» فكر می كنم. اما معنایش را نمی فهمم. من هم می خواهم همراه حسن به جبهه بروم تا وقتی كسی پرسید:«تو برای انقلاب چه كاری كرده ای؟» جوابی داشته باشم! چون هنوز انقلاب برای خانواده فقیر  ما كاری نكرده و نمی توانی این سئوال را بپرسی؛ مگر آنكه به سئوال دومی، جواب داده باشی!

از طرفی به قول «حسن» در آن شرایط سخت، «یك نان خور» هم كمتر، بهتر! «حسن» را بعد از «شبیخون امُبردستی» ستون پنجم در جزیره مجنون هرگز نمی بینم! مفقودالاثر شده و جز پلاكش چیزی از او باقی نمانده است! در برگشت، حجله اش را سر خیابان شان می بینم. می شنوم خانواده اش، پول اهدایی «بنیاد شهید» را قبول نكرده و گفته اند:«حسن جانش را برای اسلام و وطنمان داده، نه برای پول!» هنوز هم وقتی فاتحه می خوانم، یاد«حسن» هستم و به یاد «مرام» خانواده فقیرش. آن روزها «مرام» هنوز قیمت داشت.

 

1368

یك سال بعد از جنگ، «كار» كم است. اما هنوز «امید» هست. پول نیست، اما هنوز «توكل» هست. «خوشبختی» نیست، ولی هنوز «خنده» در خانه ها هست. «پدر» چندماهی است «رفته» و بین ما نیست، ولی «وطن» همچنان هست.ما هرچه توانستیم برای انقلاب كرده ام، ولی انقلاب هنوز كاری از دستش برنیامده! خانواده هنوز در فقر است.آن روزها هنوز «فقر» زینت مؤمنان است و مسابقه ثروت اندوزی شروع نشده!

پدرم در خاك سوخته خرمشهر «جان» داده  و من از اینكه جنازه اش را از شهرش انتقال دادیم و در شیراز دفنش كردیم، هنوز احساس گناه می كنم. می گویم خرمشهری كه ما رفتیم و دیدیم، نه گورستان داشت.نه غسالخانه داشت و نه حتی «قبركن»! چاره ای نداشتیم مادرم می گوید اینجا هم جزو خاك وطنشه. «خاك پاك» ایرانه. فرقی نداره! آن روزها هنوز «خاك» قیمت داشت.

در خرمشهر، آن قدر «بیكاری» هست  كه راننده ماشینی كه كنُترات می كند تا ما و جنازه پدر را به شیراز ببرد، تا خود شیراز سرخوش است كه مسافری گیر آورده و با صدای كم،ترانه های «آغاسی» را زمزمه می كند! بعد به خود می آید و آهی می كشد و زیرلب فاتحه ای می خواند. دست آخر «نصف» پولش را بابت شرمندگی یا همدردی نمی گیرد.آن روزها هنوز «معرفت و همدردی» قیمت داشت!

 

1371

می آیم تهران.روزنامه «سلام» و خبرنگاری می كنم و در اتاقی در طبقه آخرش، شبها می خوابم و روزها می نویسم. اما كم خوابی همیشگی را دارم. هنوز هم می نویسم و هنوز هم كم می خوابم. با خودم می گویم باید كاری بكنیم. هنوز می دانم باید كاری برای «ایران» بكنیم.تا روزی كه ایران برای ما «كاری» بكند! با این حال؛ «ایران» هنوز قیمت داشت.

«تكه نانی» داشتیم. «خرده هوشی»، ایمانی، دینی،... و صدای اذان مرحوم مؤذن زاده، همیشه به یادمان می انداخت كه هرچه نباشد، آن بالاها یك «خدایی»هست! خدایی كه خیلی كارها برایمان كرده، بی آنكه پرسیده باشد:«تو برای خدای خود چه كرده ای؟»

 

... واكنون؛ خردادماه 1388

می نویسم: در دوره انقلاب و جنگ و بعد از آن، از بمباران و گرسنگی وسختی ها عبور كردیم و با «زردی فقر» ساختیم و زنده ماندیم.. «امید»داشتیم. می دانستیم روزی ایران «ساخته» خواهد شد. حالا گویا سالهاست مُرده ایم و دیگر زندگی نمی كنیم. فقط زنده ایم. یكی آمده و زده به سیم آخر و می گوید همه آنها كه در این سالها معتمدان ما و رهبران كشور بودند، مشتی «دزد» بوده اند. رهبران كشور می گفتند «مسئولان» دارند ما را به سمت «ارزشها» می برند! و كشور را به «بهشت» تبدیل خواهند كرد! اما حالا یكی آمده و می گوید از همه این سی سال، 27 سالش ما توسط «منتخبین مردم» و «معتمدین امام و رهبری»، «چاپیده» شده ایم! «چپاول» شده ایم! او مسئولان قبل از خود را به «فساد و دزدی» متهّم می كند و ما را برای «حماقت» انتخاب مشتی دزد و فاسد! سرزنش می كند و رأی می خواهد! در مناظره تلویزیونی، روبروی نخست وزیر سالهای جنگ می نشیند و با تهدید می پرسد:«بگم؟ بگم؟» و عكس همسر او را نشان می دهد تا «پرده از تخلف تحصیلی!» او بردارد! ولی فراموش كرده تا همین چندماه قبل یك «دكتر جعلی» را وزیر كشور كرده بود و تا آخر از او حمایت كرد تا همین انتخابات را آن دكتر فریبكار برگزار كند! او به جز همین «اتهامات كلی» و افشای مافیاهای خیالی، چیزی ندارد كه بگوید.اما ما را «بهت زده» می كند!

به آن 27 سال و ادعای دزدی های میلیاردی و صحت و سقم این افتراها كاری نداریم. اما به چیزهایی فكر می كنم كه اكنون سالهاست مُرده اند. در همین چهارسال، ما چند فقره «تلفات ارزشی» داده باشیم كافی است؟ مایی كه در آغوش بمباران و گرسنگی و فقر، «زندگی» می كردیم. در كنار «نفرت از دشمن» به وطن و خانواده و خدا عشق داشتیم وعاشقی می كردیم. در اوج مشكلات، «گذشت» را می شناختیم و فداكاری می كردیم. در بحبوحه بی نانی، ما دین داشتیم. مسجد و زیارتگاه و امامزاده می رفتیم. نذر می كردیم. اخلاق داشتیم. برادری داشتیم. مرام داشتیم. در تمام آن 27 سال ما «دل» داشتیم. در دل مان، عشق به «ایران» داشتیم.و در ایران مان، یك دنیا اخلاق و «ایمان» داشتیم! و حالا یكی آمده و در پایان چهارسال دولتش، سكوتش را شكسته تا به زعم خودش دوباره افشاگری كند! چون «ترس از شكست» در انتخابات را به طور جدی تری لمس كرده است! حالا او، بعد از چهارسال،دوباره با جذابیت های «افشاگری» آمده و به ما خبر می دهد كه ما ملتی «دزد زده ایم».«چپاول شده ایم». اما نمی گوید بزرگترین چیزهای ما را در دوره «خود او» دزدیده اند! نمی گوید در دوران خود او، «اعتماد» ما را دزدیدند. «ایمان» ما را ربودند. «اخلاق» ما را چاپیدند..... «برادری» را در دل برادران كشتند. «وطن پرستی» را به سُخره گرفتند! غرورملی ما را پایمال كردند! ایثار را در دل ما كشتند! و عاشقی را، غارت كردند! دین و دنیا و آخرتمان را كه از روز ازل «قیّم» بودند! بعد از اینهمه «تلفات» كه داده ایم، با خود می اندیشم:«ما را به سخت جانی خود، این گمان نبود!»

علی علی , ali_ali200093
علی علی - 17:22 1388/04/6
649
Myflower new_win کارل اشمیت: حتی به فرض نبود دشمن باید آن را ایجاد و خلق کرد تا سیاست ادامه یابد. ـ۰ کلیک
Language koolebaar.blogspot.com

دشمن بهترین و مهم ترین واژه ایست که سیاست مداران و دولت مردان یک کشور توسط آن مردم معترض و منتقدشان را ساکت می کنند. در واقع وجود دشمن واقعی یا فرضی بزرگترین موهبت برای سیاست مداران است. ترساندن مردم از وجود دشمنی نامرئی که همه جا حضور دارد و منتظر کوچکترین فرصت برای حمله است محدود به حکومت های دیکتاتوری و غیر مردمی نمی شود بلکه حکومت های سرمایه دار پیشرفته ای مثل آمریکا، انگلیس، کانادا و ... هم مدام مردمشان را از وجود دشمن می ترسانند. البته نوع دشمن نسبت به شرایط موجود و جو حاکم بر جامعه های مختلف متفاوت است و هر حکومتی بر اساس احتیاج خودش و جو حاکم بر جامعه اش از نوعی خاص از دشمن صحبت می کند. کشورهای سرمایه داری ( امپریالیست ) در حال حاضر از تروریست های مسلمان حرف می زنند. کشورهای کمونیستی همچنان از امپریالیسم جهانی می گویند. حکومت های مذهبی متحجر از سلطه کفار می گویند. بعضی از کشورها از سرکار آمدن نازیسم و فاشیسم هشدار می دهند. بعضی از سرکار آمدن کمونیسم و بعضی از سرکار آمدن سکولاریسم. در کل دشمن با نام کلی " دشمن " در هر جامعه ای شکل و رنگی متفاوت به خود می گیرد اما در واقع فقط بیانگر یک چیزست: " دست از انتقاد و مخالفت با حکومت بردارید چون دشمن خواستار اختلافات داخلی ست تا بتواند به ما حمله کند و استقلال و امنیت و آرامش ما را ازمان بگیرد. بنابراین ما باید هوشیارانه با هم متحد باشیم ( مردم خود را با حکومت هماهنگ و متحد کنند ) تا بتوانیم بر دشمن پیروز شویم. پس از آن خود را اصلاح خواهیم کرد. " در نتیجه حکومت ها عجالتاً مخالفان و منتقدان و معترضین را با نام" مزدوران دشمن " به زندان می اندازد. از دید یک سیاست مدار دشمن دوست داشتنی همیشه باید ضعیف و زنده بماند تا علاوه بر اینکه به واقع خطری برای حکوت محسوب نشود، با نام آن بتوان حکومت کرد.

علی علی , ali_ali200093
علی علی - 01:55 1388/03/30
648

Subject:Kadivar (Best Analysis(

 

  

آقای خامنه ای با حرکت اخیرش در شطرنج سیاسی ایران کاری کرده است که در نظر اول به نفع او باید تمام شود اما در واقع امر خدمتی بزرگ به همه ما ست و اگر در تصحیح آن نکوشد بی تردید به کیش و مات شدن خود او منجر خواهد شد. به بیان دیگر، وضع حاضر وضع برنده برای همه ما ست چه او به همین حرکت ادامه دهد یا ناچار به تصحیح آن تصمیم بگیرد.

مدل ساده ماجرا این است: برای درگیر کردن بیشترین مردم با مساله خودکامگی در نظام رهبری ایران چندین سال است که روشنفکران و فعالان مختلف تلاش کرده اند. موفقیت نظام در مشی پنهانکارانه اش بوده است و حفظ ظاهر. یعنی با همه قوا تلاش کرده است چهره اش تخریب نشود. در این سالها تمام ترورها و اعدام ها و زندانها انجام شده اما باعث بی آبرویی برای نظام در یک سطح فراگیر داخلی نشده است. حتی ماجرای میکونوس در خارج و یا بر ملا شدن قتل های زنجیره ای در داخل نتوانست نگاه عموم مردم را متوجه کانون اصلی یعنی آقای خامنه ای کند. زندانی شدن اکبر گنجی مشهورترین و صریح اللهجه ترین منتقد آقای خامنه ای و نوشته های جسورانه او در نقد نظام سلطانی هم نتوانست همدردی و همفکری وسیعی در داخل برانگیزد. ماجرای ترور سعید حجاریان هم طوری مدیریت شد که به جایی نرسید و به قول داخلی ها جمع شد. در این سالها تنها ماجرای 18 تیر بود که به نوعی همدردی عمومی را با خود داشت. اما آنهم در شکل محدود در تهران و یکی چند شهر دیگر و در محیط های دانشجویی. حرکت اخیر آقای خامنه ای اما همزمان بزرگترین حرکت او در بیست سال اخیر و پردامنه ترین آن از نظر تاثیر و حساس کردن مردم بوده است. این شکل و محتوای کاملا تازه ای ایجاد کرده است که محاسبه پیامدهای آن بی تردید از عهده او و طراحان سیاست هایش خارج است. این حساس شدن عمومی به رفتار آقای خامنه ای بزرگترین خدمت حرکت اخیر او به همه منتقدان و مخالفان او به عنوان رهبر یک نظام شبه سلطانی است.

در خبرهایی که این روزها خبرگزاری های سپاه و دولت می نویسند نکته های باریکی هست. یکی از آنها این است که دیدم نوشته اند دیگر کسی نمی تواند به اسم پیروی از امام خمینی آرای ضد نظام بیاورد و این رابطه با انتخابات اخیر قطع شده است. از نظر من معنای این حرف خیلی روشن است: آقای خامنه ای اکنون پس از بیست سال احساس می کند به آن اعتماد به نفسی که لازم داشته رسیده است. او تمام این بیست سال را زیر سایه آیت الله خمینی زندگی کرده است و باید از زیر آن سایه در می آمده است. به همین ترتیب او باید خود را از شر کسانی که در دستگاه آیت الله خمینی محبوب و مقرب بودند نجات می داد. هم آن سایه سنگین و هم این مقربان رهبر پیشین مانع حرکت آزادانه و دلبخواه او بوده اند. بیست سال طول کشید تا او توانست با انواع طراحی ها و حیله ها جایگاه مقربان دوره اول انقلاب را تضعیف کند یا آنها را بکلی از صحنه خارج کند و به هر حال به آنها بفهماند که حرف اصلی و نهایی را او می زند. آقای خامنه ای نسل تازه ای از مدیران دست دوم و میانی را تربیت کرد که در چند سال اخیر به پستهای مهم رسیدند. گرایش اصلی بین آنها هم این است که معمم و روحانی نباشند تا هیچیک نتوانند با او در سیاست و مدیریت و رهبری دست به تنافس بزنند. آقای خامنه ای که از روز اول رهبری اش به دلیل مرجع نبودن و آیت الله نبودن دارای ضعف بود تلاش کرده است در این بیست سال آدمهای خود را تربیت کند. به نظر من حتی گرایش او به مداحان به جای عالمان اسلامی هم ناشی از همین ضعف است. او رهبر مطلق مداحان است که فرسنگها از نظر سواد با او فاصله دارند اما با عالمان اسلامی که بسیاری همسطح او یا از او برترند طبعا نمی تواند دم از برتری و رهبری بزند. به همین دلیل آقای خامنه ای که خود زمانی به طبقه روشنفکر و اهل قلم تعلق  داشت ناچار شد گروههای کم سوادتر و عوام تر و مطیع تری را دور خود جمع کند و به آنها بها بدهد. گرچه دور و بر او آدمهای با هوش و تیز هم هست اما بدنه مدیران او چیزی در ردیف آقای احمدی نژادند. سبب علاقه او به احمدی نژاد هم همین است. در واقع باید گفت او احمدی-نژادگرا ست. برای همین در نظام او می توان احمدی-نژادیسم را همچون اصل فکری و گزینشی تشخیص داد. به بیان دیگر، هم از نظر شعور اجتماعی هم از نظر عقاید دینی و هم از باب گفتار سیاسی احمدی نژاد نمونه تیپیک این گرایش است.

آقای خامنه ای حتما خوابهای عجیبی دیده است. خود را در حصن حصین یک رهبری بیست ساله می بیند که ظاهرا هیچ گزندی متوجه آن نیست. اما او درست در همین زمان در حالی که همه مهره های خود را چیده است و همه آنها را زیرفرمان دارد و خود را برای بازی بزرگ آماده کرده است بزرگترین خطای خود را می کند که بزرگترین خدمت است به همه ما که نظام سلطانی-احمدی-نژادیستی او را بر نمی تابیم. او که می توانست باز هم در پس پرده بماند و با برگ شورای نگهبان و وزارت کشور و حتی مجمع تشخیص مصلحت نظام بازی کند یکباره بی پروا و با اتکا به آن اعتماد به نفس بازیافته از پس سالها به میدان آمد و با تمام قوا پشت سر احمدی نژاد و محصولی و تقلب بزرگ ایستاد تا به خیال خود، کار را تمام کند یا امتیاز تمام شدن کار را به خود اختصاص دهد و برای اولین بار این وسوسه را بیازماید که وقتی او می گوید نه همه بگویند تسلیم هستیم. اما این وسوسه کار دست او داده است. او مردم را همه مردمی را که به نظام اعتماد کردند مساله دار کرده است. حجم باورنکردنی بالای 80 درصد مشارکت به معنای تایید نظام نیست به معنای آلوده شدن 80 درصد از مردم به بی اعتمادی به نظام است. الان همه مردم حتی بیشتر کسانی که رای شان احمدی نژاد بوده است بسادگی حس می کنند که خطای آشکاری اتفاق افتاده است و انگشت اتهام را متوجه دولت می کنند و از همه بدتر برای اولین بار انگشت اتهام را متوجه رهبری می کنند که بی آنکه اجازه دهد روال قانونی طی شود تمام قد پشت احمدی نژاد ایستاد و انتخابات را تایید کرد.

فرستادن پلیس ضدشورش هم برای ساکت کردن مردم حساس-شده و مساله-دار-شده خطای بعدی اوست که باز هم خدمت است به ما. مردمی که دیدید وقتی پلیس را دستگیر می کنند با او مهربان می شوند - که او هم فرزندی از فرزندان ما و وبرادری از برادران ما ست. این رفتار، پلیس را خلع سلاح می کند. وانگهی مگر ما چه خواستیم؟ مردم می پرسند. ما خواستیم رای مان با امانت خوانده شود و به نتایج اش گردن گذاشته شود. در واقع در داخل یک پیمان اجتماعی که مورد قبول نظام هم بود عمل کردیم. جواب ما از طرف رهبر عادل و ولی امر مسلمین چه بود؟ تقلب و نقض عهد و پیمان و فرستادن پلیس به خیابان و دستگیری آدمهای صالح مملکت مان و در یک کلام تلاش برای کودتا. برای راندن همین مردمی که از بام تا شام از او دم می زند. مردمی که مشارکت 40 میلیونی آنها را می خواهد اما رای آنها را بر نمی تابد. خیلی خیلی طبیعی است که مردم حساس شوند. ذهن عمومی بسیار ساده توانسته است بین دو حرکت رای دادن  و تقلب کردن به نتیجه برسد که پس نظام دروغ می گوید. نظام خودکامه است. نظام مردمفریب است. همین ها کافی است که چیزی بر بساط آقای خامنه ای نگذارد. این علم حضوری اکنون همه گیر شده است. کاری که هزاران روشنفکر و فعال سیاسی سالها تلاش می کردند انجام دهند حال انجام شده است. من تردید ندارم که در چنین وضعی پیروزی از مردم است. آقای خامنه ای ناچار به عقب نشینی و پیدا کردن راه حل میانی است. ناچار است اعتبار از دست رفته خود را به نحوی به دست آورد و گرنه این پایان کار او ست. او تمام این سالها کوشید با مردم روبرو نشود. حالا شده است.
خودکرده را تدبیر چیست؟ 

محسن کدیور

علی علی , ali_ali200093
علی علی - 01:36 1388/03/28
647

 احترام به هوادارن شهروند احمدی نژاد:

شاید در این بلبشور طرح این موضوع به مذاق تعدادی از دوستان خوش نیاید . اما بهتر است این نكته رو هم  در

ذهنمان داشته باشیم كه اكثر كسانی كه به احمدی نژاد رای داده اند ؛ به استثنای گروه های خاص ؛ جزو مردمان

شریف این مملكت هستند . و بر حسب دیدگاه و شرایطی كه در آن قرار داشته اند و بدون هیچگونه رفتار و

 اندیشه دون رای خود را به عنوان یك شهروند  اعلام داشته اند.

 

پس هشیار باشیم كه كه نگرش ما و طرز برخورد ما با آنان منطبق با اصول انسانی باشه .

 

 

علی علی , ali_ali200093
علی علی - 23:04 1388/03/22
646

مطرح کردن این موضوع به شکل پروپوزال هست .و نیاز به نقد داره و حتی تجدید نظر در تعربف و استنباط و برداشت ها .

تعریف عدل : عدل در لغت به معنی قرار گرفتن هر چیز سر جای خود ( قرار گرفتن هر شیئ در مکان ذاتی خود ) می باشد.

ادامه مطلب بر روی لینک وبلاگ ...

علی علی , ali_ali200093
علی علی - 12:08 1388/03/22
645
 

" چال عاشئق چال سازئ سسلندیر آماندئر /

یوخی آلئپ گوزومی /

گون قارانلئق سو بولانلئق / اولوب ائلین یوردو دومانلئق / سوندوروپ یل كوزومی / قهرمان اوغلون عاشئق داهی یوخدور دوزومی /

سؤنؤ موش اودلاری میضرابیله اودلاندئر عاشئق / سو یؤ موش قانلارئ قایناد گویه داشلاندئر عاشئق /

قوی نفس گلسین ائله / باغلایاخ شالئ بئله / دایاناخ سئل قاباغئندا بابالارئمئز سایاقئندا /

هایلا گلسین نبی نی الده توفنگین ها بئله /

قوچ كوروغلو دلیر لر له قلعه بابك دیریله

هامئ وئرسین ال اله

قوی سنین دوشمانئوئن نسلی كوكوننن قوروسون

چال ظفر نغمه سینی سس بو دیاری بورو سون

اویان ستار خان ائلی

اونون هر بیر فامئلی

بوسحر وقتی قیام ایلیه لر

صوب نامازئن قئلالار بحثی تمام ایلیه لر

خواننده : یعقوب ظروفچی در مایه ماهور

شهرام اویسی , shahram_oveisi
شهرام اویسی - 23:33 1388/03/21
644
دولت مطلع
ایده ای برای پایان دادن به دعوای نمودارها
 *محسن کچویی 

 روی سخن من با کسی است که به او میگویند رییس جمهوری دهم  ، همان کسی که در روز ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸ با رای مردم ایران انتخاب می شود .
 جنگ اعداد بعنوان یکی از پایه ای ترین جنگ ها به دایره ادبیات سیاسی کشور ما وارد شد و سی سال پس از بر پایی نظام جمهوری اسلامی در ایران ،اعداد اعلام شده از سوی کاندیدا ها مورد مناقشه طرفین رقابت قرار گرفت .

به خودی خود این اتفاق یک گام به جلو و فرصت تازه ای را برای کشور ما بوجود آورده است . فرصتی که تاخیر  در استفاده از آن ، نه مفید است و نه بی ضرر!

 امروز به نظر می رسد اعداد و نمودارها اندک اندک به یکی از پایه ای ترین دارائی های نامزدان انتخاباتی و طرفداران آنها بدل شده است . اتفاق نادری که نشان می دهد کشور از مرحله نگرش فلسفی به یک موضوع منطقی به نگرش منطقی به یک موضوع منطقی روی آورده است .
 این اتفاق بزرگ را باید به نامزدهای شرکت کننده در این دور از انتخابات تبریک گفت، همان اتفاق بزرگی که سال ها قبل در غرب و کشورهای داعیه دار مدیریت و دانش های وابسته به آن نمودار شده ، چنانچه بر این باورم حتی اگر این حرکت صرفا به منظور انجام رقابت های انتخاباتی هم طراحی شده باشد به خودی خود اتفاق مبارکی است .

امروزه اگر از مدیران مجموعه های بزرگ و کوچک جهان ، یعنی از حد یک فروشگاه کوچک  تا یک دولت، دفترچه اعداد و حساب و کتاب یا مرکز اعداد و حساب و کتاب را بگیریم ، تمامی ساختار رفتاری و تصمیم گیری آن مدیریت دچار تزلزل و بی ثباتی می شود ، امری که انکار آن به صورت مستقیم یا غیر مستقیم تاثیری بر درستی آن ندارد و به عنوان امری بدیهی در نظام مدیریت به خودی خود پذیرفته شده است .

اگر گام اول را ایجاد مراکز حساب وکتاب یا آمار بدانیم ، در کشور ما سالهاست که این اتفاق افتاده است ، سالهاست که نهادهایی همچون مرکز اطلاعات و آمار بانک مرکزی ایران ، مرکز ملی آمار ایران و مراکز مشابه در برخی سازمانها و نهادهای دیگر دولتی به تولید اعداد و انتشار آن هریک به فراخور ماموریت خود دست می زنند.
 اما در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری، نحوه متفاوت نگاه به اعداد و ارقام باعث شد تا یا اصل اعداد یا چگونگی محاسبه و اعلام آنها زیر سئوال برود و هر کاندیدا تلاش کند با فراهم آوردن نمودارهای مخالف آن ، اعتبار آن یکی را خدشه دار نماید.

اما مساله اینجاست که این مناقشه برای ناظران و اشخاص ثالث ،گاه بسیار خسته کننده و بی حاصل به نظر می آمد چرا که هر روز موج تازه ای از واکنش های موافق و مخالف به یک نمودار سبب بی توجهی به اصل موضوع و آثار و تبعات آن را فراهم می ساخت . این وضعیت و اساسا آنچه تا کنون بر این حوزه از رفتار مملکت داری ما رفته است سبب این ایده پردازی و نگارش متن حاضر شده است .

نهادهای مستقل آماری و اطلاعاتی ، که حتی می توانند به عنوان شرکت های کاملا خصوصی ایجاد و اداره شوند راه کار برگزیده تمامی کشورهای بزرگ  و موفق در عرصه مدیریت است و در ایران نیز جای بحث و تامل دارد .

این نهادها یا شرکت ها اساسا نباید وابسته به مراکز قدرت یا سیاست باشند . اینها مجموعه های کوچکی هستند که در پناه صداقت و بیان شفاف اعداد می توانند به مجموعه های برزگ اقتصادی بدل شوند؛ اتفاقی  که در دنیا در مورد تعدادی از این مجموعه ها افتاده است و امروز فصل الخطاب اعداد ، گزارش های صادره یا منتشره از سوی اینگونه نهاد هاست .

دولت در ایجاد یا اداره این نهادها صرفا نقش حمایت کننده دارد و با خرید گزارش ها و اطلاعات و آمار منتشره از آنها به ادامه حیات شان کمک می کند و خود نیز در سایه این برون سپاری از بسیاری هزینه ها و دردسرها رهایی می یابد.

 از سوی دیگر این مجموعه ها برای آنکه همچون یک تولید کننده محصولات صنعتی نام ونشان تجاری خود را به روشی برای قبول یا رد محصولات خود تبدیل کنند، چاره ای جز صداقت و عدم وابستگی ندارند و البته بکار گیری روشهای علمی غیر قابل تردید نیز همانند یک تولید کننده به ارزشگذاری بهتر مصرف کنندگان بر محصولات آنها می انجامد . اتفاقی که امروزه در کنار نشانهایی مانند : مرسدس بنز در خودرو ، مایکروسافت در نرم افزار ، ایرباس در هواپیما سازی ، گالوپ در نظر سنجی ، نیلسون ریپورت در صنعت کارت های اعتباری و دهها نام و نشان معتبر تجاری  دیگر افتاده است .

این امر باعث شده این نامها به گوش  فعالان در آن حوزه و حتی مردم عادی به نامهایی کاملا آشنا و مورد اعتماد بدل شوند. به گونه ای که مشاهده نشان شرکت بنز بر روی یک خودرو ، مشتری را از تحقیق در خیلی موضوعات اساسی مربوط به خودرو بی نیاز می کند.

در ایران رسیدن به این مرحله به یک عزم جدی مقدماتی نیاز دارد و آن قائل شدن به تفکیک میان جاسوسی و کسب و ثبت اطلاعات در حوزه های مختلف میباشد ،‌ موضوعی که اساسا باعث نگرانی تمامی کسانی است که ممکن است بخواهند در این حوزه ها وارد شوند.

 این گلوگاه می تواند همواره مسئله حساب و کتاب دار شدن کشور و مستقل شدن منابع اطلاعات و آماری را به یک مسئله لاینحل و غامض بدل نماید.

بهترین خریدار این اطلاعات بعضا همان نهادهایی هستند که اتفاقا نهاد نظارتی در این بخش ممکن است باشند ولی همگان باید طی قانونی که باید بدست بیاید و نوشته بشود حد و حدود خود را بشناسند و به آن احترام بگذارند ؛ از دولت گرفته تا همان شرکت های فعال در عرصه آمار و اطلاعات !

از اینها گذشته امروزه روش های جمع آوری اطلاعات هم تغییر کرده است ، دوران نظر سنجی های میدانی و تعمیم دادن یک نتیجه جزئی به یک کشور حتی با اجرای دقیق و اصولی مراحل مقدماتی آن به پایان رسیده است .

 هر چند که این امر فعلا در حد یک نظریه مطرح است ولی تغییرات بوجود آمده در مقوله هایی مانند فن آوری اطلاعات و ارتباطات و گسترش و پیشرفت سریع و مداوم اینگونه زمینه ها می تواند دورنما و سرانجام موضوعی مانند آمار را نیز بر ما روشن سازد و همچان باید بپذیرند که آمار نیز همانند سایر علوم از علوم دیگر تاثیر می پذیرد . این موضوع نیز با مهندسی آغاز نمی شود ، این موضوع بدواً به یک معماری احتیاج دارد . 

البته موسساتی در این حوزه ایجاد شدند که هرگز به سامان نرسیدند ، هر چند هنوز صاحبان آن فکر و ایده ها بر درستی کار خود ایمان دارند اما تو گویی هنوز کسی نیامده که هم ، هم نظر آنها باشد و هم حامی آنها و نه البته رقیب آنها . اتفاقی که در کشور ما بسیار اندک است ، به عبارت دیگر صاحبان ایده همواره با نگرانی ایده های خود را افشا می کنند چرا که می دانند نهادهای برزگی وجود دارند که به راحتی با سرمایه خود ایده آنها را به سرقت برده و بنام خود و البته ناقص و نا کامل به اجرا میرسانند. امری که شاید شما به عنوان دهمین رئیس جمهور باید برای آن فکری بکنید !
شهرام اویسی , shahram_oveisi
شهرام اویسی - 00:17 1388/03/21
643
نقل قول از : ساناز ..

ایكاش این جوانانی كه شبها خیابانها را اشغال میكنند آزادی جلوه ها و بهروز ها را فریاد میزدند




http://i39.tinypic.com/20sdeg2.jpg


 

این روزها كه فضا ، فضای انتخاباتی است از ساعتهای 6 ~ 7 بعد از ظهر به بعد خیابانها شلوغ میشود از تجمع مبلغین انتخاباتی ، كارناوال هایی كه در تبلیغ از این و آن میشود و مردمی كه كه به خیابانها آمده و فضا را شلوغ تر می نمایند.


راه ها برای تردد خودرو ها بسته میشوند و خودروها به سختی به حركت در می آیند. بیچاره خانواده ای كه در این شرایط مریضی اورژانسی داشته باشد و قصد بردن مریض خود به مراكز درمانی را داشته باشد و یا آتش نشانانی كه باید به محل وقوع حادثه بروند


و... ایكاش هرچه زودتر این انتخابات برگزار شود و این فضای انتخاباتی تمام شود ، شاید دیگر تزویر و ریا مشاهده نشود.


امروز خانم زهرا رهنورد از یكی از روزنامه های تهران بازدید به عمل آورد . جای شوربختی است  هرگز نمیخواهم بگویم باید با تجملات به اینگونه مراسم رفت ، اما از تزویر نیز بیزارم ، آیا خانم زهرا رهنورد كه استاد دانشگاه هستند ، سالها در تلاش و كار هستند آنقدر توان مالی ندارند كه یك خودرو جدید بخرند ؟ و با یك پیكان مدل 1354 به بازدید و مناظرات و ... میروند ؟


راستی تزور و ریا تا چه حد؟ آیا اگر نامزدی با یك خودرو لوكس در انتخابات شركت كند رای نخواهد آورد ؟ و یا شاید هم مردم به خودرو نامزدها  نگاه میكنند و اگر فقیرانه بود به آن رای میدهند و اگر لوكس بود رای به دیگری میدهند ؟ (بی احترامی به مردم تا چه حد؟)


تجمل اصلا خوب نیست اما تزویر صد برابر از تجمل بدتر است.. بیچاره جوانانی كه در راه آزادی ملت ایران قدم برداشته اند و فریب این تزویر و ریا را می خورند.



حضرات چه امیدی نسبت به این ملت داشته اند كه این ملت اینگونه خام نامزدها شده اند ، بیچاره بهروز جاوید تهرانیها ، بیچاره جلوه جواهریها و حیف از خون اكبر محمدیها.


ایكاش این جمعیت انبوهی كه همه روزه در خیابانها جمع میشوند یكصدا فریاد میزدند برای آزادی بهروز جاوید تهرانی ها ، برای جلوه جواهری ها برای آزادی دانشجویان زندانی امیركبیر برای آزادی همه دانشجویان زندانی ، برای زنانی كه فریاد زدند آزادی و برابری را ، ایكاش ایكاش ایكاش




خیابان بهشت



من هم موافقم
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.