نام کلوب :عیسی مسیح زنده!
نام انگلیسی : jesuschrist
تاسیس : 10 تیر 1384
465 عضو ، 115 بحث ، 7 آلبوم ، 1 مقاله ، 2 لینک

عیسی مسیح زنده!

__
لیست بحث ها
  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1
2
87/6/7 (00:04)
1
2
87/6/7 (00:04)
1
2
87/6/7 (00:03)
1
2
87/6/7 (00:03)
0
0
87/6/6 (02:30)
2
8
87/5/6 (10:07)
2
3
87/5/6 (10:06)
0
3
87/4/31 (14:36)
8
53
87/4/6 (19:12)
0
13
86/11/30 (21:30)
عنوان بحث
کیفر خروج از دین در مذهب مسیح
20 فروردین 86 - 02:27

به نام یکتای بی همتا

دوستان یه پرسش دارم اگه کسی میدونه کمکم کنه آیا در دین مسیح نیز برای خروج از دین آنچنان که در اسلام وجود دارد کیفری هست (ارتداد )لطفا با ذکر منبع بیان کنید با سپاس

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
20
24 بهمن 1386 ساعت 16:58

سلام

به همه مسیحیان عزیز

خواستم بگم که تاپیک جالبیه

 

19
16 بهمن 1386 ساعت 08:03
سرنوشت ستم‌پیشگان- قست سوم    
وی پس از شهادت سیدالشهدا ارواحنا فداه در کوفه بانگ می‌زد:«آیا او را نمی‌بینید که خداوند او را به سبب بیعت نکردن با یزید کشت؟» به ناگاه دو شیء از آسمان افتاد و به چشمانش خورد. او تا پایان عمرش کور ماند.




  • 10. اسحاق بن حوبه/حویه/حوی/حنوه/حیوه حضرمی
پس از شهادت سیدالشهدا ارواحنا فداه، عمر سعد از سپاهیانش پرسید که چند نفر حاضرند سواره بر پیکر آن حضرت بتازند؛ ده نفر که همگی زنازاده بودند(لهوف،ص182و183؛مثیر الاحزان، ص79) برای این رفتار وحشیانه داوطلب شدند. یکی از آنان اسحاق بن حوبه حضرمی بود(فخری منتخب طریحی،ج2 ص456؛حاشیه وقعه الطف،ص258؛مقتل الحسین علیه السلام، ص202؛ المناقب، ج4، ص111).وی که در برابر ابن ابن زیاد ماجرای با افتخار ماجرای این گستاخی را تعریف کرده و از او جایزه گرفته (لهوف،ص182و183) پیراهن ایشان را از تن مبارکشان درآورده است(لهوف،ص178؛الثاقب فی المناقب،ص337 ). اسحاق به محض آنکه پیراهن ایشان را بر تن کرد مبتلا به پیسی شد و تمام موهایش ریخت(لهوف،ص178؛مثیرالاحزان،ص76؛الثاقب فی المناقب،ص337).
مختار که قسم خورده بود به سرعت انتقام خون سیدالشهدا ارواحنا فداه را بگیرد با سپاهیانش پیش از دیگران به سراغ این ده نفر رفته و آنها را دستگیر می‌کنند (مدینه المعاجز،ج4،ص90). مختار دستور می‌دهد آنان را که به شکستن دنده‌های سیدالشهدا ارواحنا فداه با سم اسبانشان افتخار می‌کردند به پشت خوابانده و با میخ‌های آهنین دست و پاهایشان را به زمین بچسبانند. سپس سپاهیان را گفت که به مانند خودشان آنقدر با اسبانشان بر ایشان بتازند که اعضای بدنشان از هم گسیخته گردد. پس از آن هم مختار دستور داد جنازه‌های آنان را سوزاندند(بحارالانوار، ج45، ص374؛ مدینه المعاجز، ج4، ص90؛ مثیر الاحزان،ص79).

  • 11. اسید بن مالک
او نیز یکی از آن ده جنایتکار بود که به همان سرنوشت مبتلا شد(لهوف،ص182و 183؛فخری منتخب طریحی،ص 456؛ مثیر الاحزان،ص79؛بحارالانوار،ج25،ص374؛مدینه المعاجز،ج4،ص90).

  • 12. اسدی(از قبیله بنی اسد)
ابى حصین نقل کرده از شیخى كه از قوم او (بنى اسد)بود كه او گفت: من رسول اللَّه صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم كه نشسته و طشتى از خون پیش نهاده و مردمان را بر آن حضرت عرض مى‏كنند و هر یكى را به عقوبتى معاقب می‌سازند؛ چون نوبت من رسید مرا پیش‏بردند. گفتم: والله پرد و مادرم به فدایتان من در لشكر ابن زیاد بودم اما تیرى نینداختم و نیزه نرسانیدم و تكثیر لشكر نكردم. ایشان فرمود كه دروغ می‌گویى سیاهى لشكر بودى و قتل حسین را می‌خواستى؛ پس با انگشت به سوى من اشاره كردند.صبح برخاستم نابینا بودم و دیگر خوشى ندیدم(كشف الغمه، ج‏2، ص57).

  • 13. اسماء بن خارجه
وی یکی از افرادی  بود که در شهادت مسلم بن عقیل نقش داشت. مختار با عباراتی مسجع قسم خورده بود که خانه او را آتش بزند. جمله مختار به گوش اسما رسید و با طعنه گفت:«اینجا (خانه من) که جای سجع نبود.» اسما از خانه‌اش به بیابان گریخت. مختار خانه او و عموزادگانش را ویران ساخت(مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی،ج2،ص224؛ بحارالانوار،ج45،ص377).

  • 14. اسود اوسی
او در حمله پس از شهادت سیدالشهدا ارواحنا فداه به پیکر ایشان، نعلین حضرت را دزدید. مختار هم او را پس از دستگیری در آتش سوزاند(المناقب،ج4،ص111).

  • 15. اسود بن حنظله
در حمله فوق، شمشیر حضرت را فلافس از بنی نهشل و بنی دارم یا جمیع بن خلق اودی و بنا بر برخی نقل‌ها اسود بن حنظله برداشت. مختار او را نیز سوزاند( المناقب،ج4،ص111؛ لهوف، ص179 و 180).
لازم به یاد آوری است این شمشیر غیر از ذوالفقار است. ذوالفقار در روایات از جمله ودایع امامت معرفی شده که دست به دست میان ائمه علیهم السلام منتقل می‌شود و اکنون در دستان مبارک امام عصر علیه السلام قرار دارد و به امید خدا به زودی برای در هم شکستن هیمنه تمام ظالمان و ستم پیشگان به کار خواهد رفت.

  • 16. ام هجام
سپاهیان ابن زیاد که کاروان اسرا را در کوچه پس کوچه ‌های کوفه عبور می‌دادند زنی به نام ام هجام از پشت بام خانه‌اش شاهد منظره بود. او تا چشمش به سر مبارک سیدالشهدا ارواحنا فداه بر روی نیزه افتاد شروع کرد کرد به گستاخی و اهانت به ایشان. حضرت زینب سلام الله علیها به محض آنکه صدای او را شنیدند وی را نفرین کردند. ام هجام همان دم از پشت بام افتاد و هلاک شد(سیمای حضرت زینب سلام الله علیها،ص92).

  • 17. ایاس بن مضارب
از جمله اقدامات ابراهیم بن اشتر در خون‌خواهی سیدالشهدا ارواحنا فداه این بود که ابراهیم سه‌شنبه بعد از مغرب با گروهى متوجه مختار شدند كه زره پوشیده و روى زره قبا پوشیده بودند. پاسبانان بازار و قصر را احاطه كرده بودند. وقتى چشم ایاس بن مضارب به یاران ابراهیم افتاد كه مسلح بودند به ابراهیم گفت: «این اجتماع براى چیست!؟ من به تو بد بینم. تو را رها نمى‏كنم تا وقتی تو را  نزد امیر ببرم.» ابراهیم سخن او را نپذیرفت و دچار مشاجره شدند. ابراهیم به مردى از همدان كه با ایاس و به نام ابو قطن بود گفت: «نزدیكم بیا!» چون وى دوست ابراهیم بود این طور پنداشت كه ابراهیم مى‏خواهد او را براى نجات آن گروه شفیع قرار دهد. ولى بر عكس آن تصور ابراهیم آن نیزه طولانى را كه در دست ابو قطن بود گرفت و پس از اینكه گلوى ایاس را هدف قرار داد او را از پاى درآورد و به سرعت به یاران خود دستور داد سر او را جدا كنند.
پس از آن یاران ایاس فرار کردند و ابراهیم به نزد مختار رفت و با اظهار تأسف او را از این جریان آگاه كرد؛ زیرا او برنامه‌اش برای آغاز ماجرا در پنجشنبه بود. بر خلاف توقع او، مختار خوشحال شد و این عمل را به فال نیك و نصرت و ظفر بر دشمن گرفت. سپس دستور داد تا دسته‏هاى نى را آتش زدند و از طرفى ندا در دادند:یا لثارات الحسین! یعنى اى خون‏خواهان حسین! و بعد از آن مختار زره و سلاح خود را پوشید و قیام مختار به طور رسمی آغاز شد(مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی، ج2، ص209-211؛ تجارب الامم،ج2،ص127؛بحارالانوار،ج45،ص367).

  • 18. بجدل/ نجدل بن سلیم کلبی
او همان جنایتکاری است که به هوای انگشتری سیدالشهدا ارواحنا فداه انگشت ایشان را قطع کرد. مختار او را دستگیر کرد و دستان و پاهایش را برید. به یاران دستور داد او را رها کنند که تا لحظه هلاکت در خون خویش غوطه‌ور باشد(لهوف،ص178؛ مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی، ج2،ص220؛ بحارالانوار،ج45،ص376).

  • 19. بحیر بن عمر/عمرو/عمیر جرمی
او در آن حمله ناجوانمردانه پس از شهادت سیدالشهدا ارواحنا فداه به پیکر ایشان شلوار رویی حضرت را دزدید. به محض آنکه بحیر شلوار را به پا کرد زمین‌گیر شد و تا آخر عمر از راه رفتن ناتوان. مختار او را نیز دستگیر کرده و به یارانش دستور داد وی را بسوزانند(مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی،ج2،ص37؛المناقب،ج4،ص57 و 111).

  • 20. بشر/بشیر بن مالک
عصر عاشورا عمر سعد لعین سر مبارك آن حضرت را که خولی جدا کرده بود به بشر بن مالك داد تا به نزد ابن زیاد بى‏بنیاد ببرد؛ ابن مالک وقتی آن سر مبارک را در پیش عبید اللَّه لعین بر زمین نهاد رو به او کرده و ضمن اشعاری گفت :« یعنى پر كن ركاب چهار پایان مرا از نقره و طلا زیرا من کشتم پادشاه محجب را (یعنى به واسطه عظمت شأن از مردم در نقاب و حجاب بود) و آنكه نماز گذارد به دو قبله در كودكى و بهترین ایشان است گاهى كه ذكر كنند نسب مردم را، كشتم بهترین مردمان را هم از جانب مادر و هم از جانب پدر».
عبید اللَّه لعین غضب كرد و گفت: چون چنین بود پس چرا او را كشتى؟ و اللَّه كه تو از من‏ خیرى نخواهى دید و اكنون تو را به وى ملحق می‌گردانم و او را پیش خویش كشید و گردنش را زد (كشف الغمه، ج‏2، ص51؛ مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی، ج2،ص39-40).

  • 21. بلهجیمی/جهمی/هجیمی/هذیلی
وی پس از شهادت سیدالشهدا ارواحنا فداه در کوفه بانگ می‌زد:«آیا او را نمی‌بینید که خداوند او را به سبب بیعت نکردن با یزید کشت؟» به ناگاه دو شیء از آسمان افتاد و به چشمانش خورد. او تا پایان عمرش کور ماند(احقاق الحق، ج11،ص547-548 به نقل از مناقب احمد بن حنبل، تاریخ دمشق و الصواعق المحرقه؛ینابیع الموده،ص389؛الثاقب فی المناقب،ص336-337؛ مدینه المعاجز، ج4، ص85؛المناقب،ج4،ص58


سید هاشم ناجی موسوی جزایری
 تلخیص و ترجمه : محمود مطهری نیا

منبع: وبلاگ ترویج فرهنگ غنی مهدویت

Mahdi313.blogfa.com

اللهم عجل لولیک الفرج

18
14 بهمن 1386 ساعت 08:04

سرنوشت قاتلان و دشمنان سید الشهدا علیه السلام
بنا بر نقل منابع متعدد، پس از ماجرای کربلا دستان ابن کعب در تابستان چنان خشک می‌شد گویا که چوب خشکی بیش نیست. در زمستان نیز آن‌قدر عفونت می‌کرد که به طور مرتب از آن خون و چرک می‌آمد. او تا آخر عمر به این مرض مبتلا بود.




عاشورا عجیب ترین و سیاه ترین روز تاریخ حیات بشری به پایان رسید. جمعی محدود و انگشت شمار از بهترین فرزندان آدم هر آنچه زیبایی را توانستند به تصویر کشیدند. در برابر آنان نیز جمعی از قابیلیان به هوای نام و نان و اوهام خویش هر آن قدر سیاهی و تباهی و سنگدلی را از دستهای ناپاکشان برآمد به نمایش گذاشتند. به خیال خام آنان این ماجرا پایان یافت و  شیرینی‌های ناشی از آن آغاز گشت. این جمعیت به قدری کثیف و پلید و خون خوار بودند و در نوشیدن جام زهر دنیا عجله داشتند که برای بردن انگشتری، انگشت را نیز به همراه آن می‌بردند. برای برداشتن گوشواره به هیچ گوشی رحم نکردند. اینان حیا نکرده و از سر پیر و جوان خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آله حجاب برداشتند و تمام لباسهای جگرگوشه‌اش را پس از شهادت از تنش درآوردند. عجیب بود این همه قساوت و سنگدلی و حماقت؛ واقعا جادارد از آنان بپرسیم مگر لباس کهنه و پاره قیمتی داشت یا قابل استفاده بود که چنین نمودید؟ اگر در آن شرایط شیعیان قدر و وقت ناشناسی کردند و با کوتاهی‌های خود زمینه ساز بروز و ظهور این فاجعه بی‌مانند شدند لیک اندک زمانی بعد که آتش شرم تمام وجودشان را در برگرفت سعی در تسکین جان خویش با انتقام از عملان و مسببان این ماجرا شدند. سرافکندگان و شرمندگان چنان انتقامی از آنان گرفتند که کم از رفتار آنان نداشت اما چه سود؟ آنچه نباید اتفاق می‌افتاد اتفاق افتاده بود و حرمت خندان رسول خدا به بدترین و شدیدترین حالت شکسته بود و تا قیامت قابل جبران نبود؛ آتشی برپا شده بود که هیچ گاه از شعله‌اش کاسته نشد و الآن پس از گذشت قریب به چهارده قرن آتش حزن و حسرت تا سادقات عرش بالا می‌رود شاید با ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه و آله این درد اندکی تسکین یابد.

موعود طی سلسله مطالب به تفکیک نام (به ترتیب حروف الفبا)، جرم و در نهایت سرنوشت شوم جمعی از مشاهیر ستم‌پیشگان حاضر در کربلا می پردازد. امید است مورد عنایت ناحیه مقدس سید الشهدا علیه السلام واقع گردد.

1.     ابن کعب

نام او را در منابع به شکل ابحر، بحر و  ابجر می‌توان یافت. علت این اختلاف ظاهرا ناشی از آن است که دستانش به مرضی مبتلا شده و در عربی دستان بحر و ابحر چنین نوشته می‌شود: یدا بحر و یدا ابحر و احتمال حذف یا افزودن الف در هنگام توالی دو الف پشت سر هم وجود دارد.

وی همان کسی است که لباس از تن سیدالشهدا ارواحنا فداه پس از شهادت ایشان برون آورد.لازم به ذکر است آن حضرت لباسی را به عنوان لباس رو بر تن داشتند و لباسی را نیز زیر آن پوشیده بودند. امام علیه السلام پیش از آنکه به میدان قدم نهند لباسی از جنس برد یمانی(اللهوف،ص174) طلب کرده و پوشیدند. گفته شده این به خصوص هنگام شهادت حضرتش لباس زیبا و چشم نواز بوده است(مقتل خوارزمی،ج2،ص38؛مثیر الاحزان،ص174).

ابن کعب لباس زیرین را که امام علیه السلام پیش از پوشیدن آن را پاره پاره کرده بودند شاید که مانع از بیرون آوردنش شود از تن ایشان درآورده و پیکر مقدس ایشان را عریان بر زمین رها می‌کند.

بنا بر نقل شیخ مفید رحمه الله علیه ابن کعب در لحظات پایانی حیات امام حسین علیه السلام عبدالله بن الحسن المجتبی علیهماالسلام را نیز در حالی که تلاش می‌کرد با قرار دادن دستانش در برابر شمشیر ابن کعب از جان عموی خویش محافظت کند به شهادت رساند(الارشاد،ج2،ص110-111).

جنایات او محدود به آنچه گفتیم نمی‌شود. در برخی گزارش‌ها آمده وقتی سپاهیان ابراهیم بن مالک اشتر برای خونخواهی شهدای کربلا قیام کردند از جمعی از یزیدیان کربلا انتقام گرفتند که ابن کعب یکی از آنان بود. ابراهیم پس از دستگیری ابن کعب شرح تباه‌کاری‌هایش در کربلا را از خود او پرسید.آن ملعون می‌گوید که  حجاب از سر (حضرت) زینب(سلام الله علیها) برداشتم و گوشواره‌های ایشان را چنان کشیدم که گوش‌هایشان زخمی شد.این گونه بود که توانستم آن گوشواره‌ها را بردارم. ابراهیم در حالی که می‌گریست به او گفت: «وای بر تو ایشان به تو چه فرمودند؟» گفتند:

خداوند دستان و پاهایت را قطع کند و پیش از آتش جهنم تو را به آتش دنیا بسوزاند.

ابراهیم او را عتاب کرد که آیا از خداوند شرم نکردی؟ از جد بزرگوارشان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نترسیدی؟ و هیچ احساس رأفت و ترحمی در دلت حس نکردی؟

سپس ابراهیم به یارانش دستور داد ابتدا دستانش را باز نموده و آنها را قطع کنند و پس از آن پاهایش را بریدند.چشمانش را درآوردند و او را با روش‌های مختلف عذاب دادند (حکایه المختار فی اخذ الثار، ص46).

بنا بر برخی نقل‌ها او پیش از درگیری‌ها فلج شده و تا مدت‌ها زمین‌گیر بود(اللهوف، ص178). ظاهرا این گزارش مربوط به بحیر بن عمرو است که لباس رویی سیدالشهدا ارواحنا فداه را برداشته بود؛ زیرا همان طور که دیدیم ابن کعب با خون‌خواهان سیدالشهدا علیه السلام جنگیده و دستگیر شده بود و به طور طبیعی کسی که زمین‌گیر شده باشد نمی‌تواند در میدان نبرد حاضر شود. علاوه بر آن سرنوشت زمین‌گیری برای بحیر بن عمرو به صراحت در منابع آمده است (مناقب، ج4، ص57). البته  برای جمع کردن میان گزارش‌ها و با توجه به آن که مطلب فوق را ابن طاوس نقل کرده می‌توان این فرض را در نظر گرفت که سپاهیان ابن زیاد او را به همره خود آورده بودند و او را در محملی حمل می‌نموده‌اند.قبول این فرض با توجه به دو دلیل فوق چندان بعید به نظر نمی‌رسد و بالاخره در برخی گزارش‌ها نیز گفته شده در نهایت مختار او را سوزاند(مناقب، ج4، ص111).

بنا بر نقل منابع متعدد، پس از ماجرای کربلا دستان ابن کعب در تابستان چنان خشک می‌شد گویا که چوب خشکی بیش نیست. در زمستان نیز آن‌قدر عفونت می‌کرد که به طور مرتب از آن خون و چرک می‌آمد. او تا آخر عمر به این مرض مبتلا بود( اعلام الوری،ج1،ص468؛ الارشاد، ج2، ص111؛ مقتل خوارزمی، ج2، ص38؛ مثیر الاحزان،ص174)

سید هاشم ناجی موسوی جزایری
بازنویسی: محمود مطهری نیا

منبع: وبلاگ ترویج فرهنگ غنی مهدویت

Mahdi313.blogfa.com

اللهم عجل لولیک الفرج
17
16 اردیبهشت 1386 ساعت 05:45

سلام

در ایران تا اونجایی که من میدانم تغییر دین در مسیحیت برخورد فیزیکی نداردو فقط سمت یا خدمتی که در کلیسا داشتیداز شما گرفته میشود و لی باز میتوانید مثل یک مهمان وارد کلیسا شوید  زیاد موضوع را پیچیده نکنید کسی با مسیح ارتباط دارد و این عشق در ان موج میزند و نمیتواند بدون اون زندگی کند وکس که ندارد فرقی ندارد که تغیر فکر یا دین داده باشد یا نه ان رابطه را ندارد و خودش بطور اتوماتیک ار کلیسا خارج میشود مثل دریای که مرده را در خود نگه نمیدارد

خدا برکتت بده

16
14 اردیبهشت 1386 ساعت 18:55

بنام یکتای بی همتا

دوست من تا اندازه ای قانع شدم اما میخواهم بدانم که اگر همکنون کسی بخواهد از دین مسیح خارج شود کلیسا یا مسیحیان برای او مشکلی ایجاد نمیکنند.

میبخشید من اینهم پرسش میکنم

15
12 اردیبهشت 1386 ساعت 16:55

در رساله امام خمینی که زمانی مرجع تقلید من بود حکم خروج از دین مرگ است  البته ایه ان هم در قران وجوددارد

در مسیحیت کی گفته فرد کشته میشود مسیح با پطرس که 3 بار اون رو انکار کرد چیکار کرد و یا با یهودا که اون رو به 30 پاره نقره فروخت کمی فکر کنید بعداظهار نظر کنید

مسحیت یک دوستی با خداست  اگر دوست نداری با خدا دوست باشی خوب نیستی نیازی نیست مثل دیگر ادیان تهدید به مرگ کنی

کمی فکر کنید

14
7 اردیبهشت 1386 ساعت 18:43

برادر کاش قادر بودی کلام روح را درک کنی اما چون اصرار داری از کلام بشنوی این سه آیه را مرتبط با خواست تو دیدم:

هرکه نزد مردم مرا اقرار کند,من نیز در حضور پدر خود که در آسمان است اورا اقرار خواهم کرد؛اما هرکه مرا نزد مردم انکار کند،من نیز در حضور پدرخود که در آسمان است، اورا انکار خواهم کرد متی 10 :32

زیرا هرکه در میان این نسل زناکار و گناهکار از من و سخنانم عار داشته باشد، پسر انسان نیز آنگاه که در جلال پدر خود همراه با فرشتگان مقدس آید،از او عار خواهد داشت مرقس 8 :38

آنکه به پسر ایمان دارد ،حیات جاویدان دارد؛اما آن که از پسر اطاعت نمیکند ،حیات را نخواهد دید ،بلکه خشم خدا بر او بر قرار می ماند یوحنا 3 :36

13
3 اردیبهشت 1386 ساعت 17:53

اماسیدمحسن ابوطالبی گرامی پیش از هر چیز درمورد واژه سید که بر خود نهاده ای یک توضیح کوچک بدهم

اعراب هنگامی که بر سرزمین ایران مسلط شدند از ایران همسرانی برای خود برگذیدند و چون خود را برتر و آقای ایرانیان میدانستند  از افراد تحت سلطه خود میخواستند که فرزندانشان را سید بچم آقا صدا کنند.

اما درباره پرسش من من هنوز پاسخ قانع کننده ای دریافت نکرده ام سخنان شما بسیار زیباست اما این برداشت شماست من سخنی یا بندی از انجیل که به این مسئله بپردازد میخواهم ویا یکی از گفته های مورد تائید عیسی مسیح البته من خود باور دارم که عیسی کامل ترین و برترین انسانی بو ده که خداوند آفریده است و خداوند هیچ انسان دیگری را به مرتبه ای که عیسی را آفریده نیافریده.

12
3 اردیبهشت 1386 ساعت 17:43

به نام یکتای بی همتا

شریف جان در باره شروع جنگهای صلیبی که موضوع آنقدر روشن است که فکر نمیکنم نیاز به گفتن مجدد داشته باشد فقط کافی شما سرحداد مرزهای اسلام از زمان ابوبکر تا جنگهای صلیبی را نظری بیفکنید تا آغاز گر جنگ بر شما معلوم شود راستی آیا شما کشتار میلیونها آدم بیگناه در همین سرزمین و به وسیله عربهای متجاوز را فراموش کرده اید ترورهای مختلفی که در دنیا هر روزه اتفاق میافتد که یکسوی آن مسلمانان هستند نیز پیشکش

11
29 فروردین 1386 ساعت 05:53

بابك جان آیا مسلمانان در جنگهای صلیبی  و یا جنگ ها جهانی اول و دوم نقش آغازگر داشتند

آیاجنگ افغانستان و عراق را و كشتار بی گناهان را مسلمانان شروع كردند

سید جان من هیچ وقت  حضرت مسیح را  با مسیحیان فعلی مقایسه نمی كنم

10
29 فروردین 1386 ساعت 05:21

برادر دیدگاهت از مسیحیت به عنوان یک شریعت که دارای اعمال و آداب خاصیه اشتباست.تمام پایه و اساس مسیحیت بر ایمان و اعتقاد استوار هست نه اعمال.عیسی مسیح بار بر روی روح و روان کسی نمیگذارد و کسی را در بندی اسیر نمی کند بلکه بارها را بر میدارد و آزادی به روح و روان می بخشد. نه هر که نام مسیحی دارد در طریق عیسی مسیح است و نه هر که از او دم میزند از نجات و وعده های او برخوردار میشود.

 با این وجود آیا رواست که هر عملی را که عده ای به نام مسیحی انجام میدهند به پای مسیح نوشت و به کل مسیحیت نسبت داد؟

 

9
28 فروردین 1386 ساعت 05:06

به نام یکتای بی همتا

البته شریف جان بیشتر این خون ریزی از جانب مسلمانان عادل و دوستدار صلح میباشد

8
28 فروردین 1386 ساعت 04:03

عیسی می بخشید و مهربان بود اما آیا  مسیحیان هم همینطوری هستند؟؟؟

اگر چنین بودند و پیرو راستین آن حضرت بودند دیگر این همه خون در زمین جاری نمی شد

7
28 فروردین 1386 ساعت 02:08

آیا عیسی مسیح در طول ایام زیستنش بر زمین جز محبت وسیله دیگری بکار برد؟

آیا او که مرده گنهکار را زنده میکند جان انسانی را به دلیل اعتقاداتش میگیرد؟

آیا شریعت عیسی مسیح در کلامش جز محبت و برداشتن بارهای دیگران چیز دیگری معرفی شده است؟

به صورت ظاهر و تنگ نظری قضاوت نکنید بلکه جانب انصاف را نگاه دارید.

آیا بخشنده حیات,حیات را بگیرد؟



پیام در تاریخ 86/1/27 ویرایش شده است.
6
25 فروردین 1386 ساعت 19:56

کیفر خروج از مسیحیت اعدام است چنانچه چه اخیرا دوست شهید آیلی (ادواردو) در ایتالیا توسط جوخه های اعدام دادگاه تفتیش عقاید کلیسا وابسطه به واتیکان به شهادت رسید؟؟

__