| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
28
|
106
|
90/2/9 (11:35)
|
|
||
|
|
28
|
79
|
88/12/21 (12:49)
|
|
||
|
|
27
|
36
|
88/12/18 (13:07)
|
|
||
|
|
2
|
21
|
88/12/8 (07:38)
|
|
||
|
|
11
|
78
|
88/11/14 (11:55)
|
|
||
|
|
15
|
46
|
89/1/21 (11:43)
|
|
||
|
|
18
|
40
|
88/11/29 (02:40)
|
|
||
|
|
1
|
17
|
88/11/18 (10:18)
|
|
با سلام خدمت تمام دوستان عزیزم

این روزها دل خیلی از دوستداران امام و رهبری به درد آمده و ماجراهای اخیر امتحان بزرگی برای تک تک مردم ایران است...
وظیفه ما چیست؟ اگر امام الان بین ما بود از ما جوانان چه می خواست؟
شاید رفتن به راهپیمایی و فریاد دفاع از امام و انقلاب کمی دلمان را آرام کند و با خود بیاندیشیم که وظیفه خود را انجام داده ایم اما من فکر میکنم در این دوران حساس بد نیست سری هم بزنیم به آثار و سخنان امام و با مطالعه اونها شناخت کاملی از امام بدست بیاریم...
امیدوارم دفاع ما از امام عزیزمون از روی احساس محض نباشه...اگرچه قلب عاشق ما همواره برای این سید بزرگوار میتپه اما مطالعه در مورد ایشون به خصوص جستجو در آثار خودشون میتونه به خودمون و دیگران کمک بزرگی بکنه...
![]()
به همین منظور این بحث رو ایجاد کردم تا دوستان بیان و بگن که هر کدوم چه کتابهایی از امام رو مطالعه کردن و اگه جمله یا عبارتی به نظرشون جالب اومده که فکر میکنن به درد بقیه میخوره زحمت بکشن و اونو رو دیوار کلوب جوانه یادگاری بنویسن...



سلام...
این هم یکی از سخنان امام خمینی در عصر عاشورا
منبع:صحیفه امام ج1 مخالفت رژیم با اساس اسلام ..... ص : 243
الآن عصر عاشوراست ... گاهى كه وقایع روز عاشورا را از نظر مىگذرانم، این سؤال برایم پیش مىآید كه اگر بنى امیه و دستگاه یزید بن معاویه تنها با حسین، سر جنگ داشتند، آن رفتار وحشیانه و خلاف انسانى چه بود كه در روز عاشورا با زنهاى بىپناه و اطفال بیگناه مرتكب شدند؟ بچه خردسال چه تقصیر داشت؟ زنها چه تقصیر داشتند؟ نظرم این است آنها با اساسْ سر و كار داشتند، بنى هاشم را نمىخواستند، بنى امیه با بنى هاشم مخالفت داشتند، نمىخواستند شجره طیبه باشد
این دو از والاترین و شریفترین واجبات هستند، و به
وسیله این دو واجب، دیگر واجبات بر پا می شوند. وجوب آن دو از ضروریات
دین، و منکر وجوب آن در صورت توجه به لزوم انکار خود و پذیرش آن، کافر
خواهد بود.(تحریر الوسیله- ص 424)
امر به معروف و نهی از منکر دو اصلی است که در اسلام که همه چیز را می
خواهد اصلاح کند، یعنی با این دو اصل همه چیز را می خواهد اصلاح کند،
یعنی با این دو اصل می خواهد تمام قشر های مسلمین را اصلاح بکند، به هم
ماموریت داده. به همه، به تمام افراد زیر پرچم ماموریت داده که باید او
را وادار کنید همه را به کارهای صحیح و جلو گیری کنید از کارهای فاسد.
(صحیفه نور ج9- ص195)
همان طوری که هر شخص هر فرد موظف است که خودش را اصلاح کند، موظف است
که دیگران را هم اصلاح کند اصل امر به معروف و نهی از منکر برای همین
امر است که جامعه را اصلاح کند(ج7- ص285)
انبیای عظام تا آنجا که توانستند جدیت کردند که ظلم را از این بشر ظالم
بزدایند؛ به موعظه، به نصیحت، به امر به معروف به نهی از منکر.(صحیفه
نور ج19 ص19)
نهی از منکر اختصاص به روحانی ندارد، مال همه است، امت باید نهی از
منکر بکند، امر به معروف بکند. (ج8- ص 47)
من مراعات همه شما را بکنم، شما هر یک مراعات همه را. یک همچو برنامه
است که همه را وادار کرده که به همه چرا بگوییم، همه را، هر فردی، به
فردی لازم کرده به اینکه امر به معروف کند (ج 9- ص 194)
امر به معروف و نهی از منکر از اموری است که بر همه کس واجب است یک
چیزی نیست که بر یکی واجب باشد بر دیگری نه، همه ما مکلفیم که همانطور
که مکلفیم خودمان را حفظ کنیم و خارج کنیم از ظلمت به نور، مکلف هستیم
دیگران را همین طور دعوت کنیم (ج11 - ص 84)
امر به معروف و نهی از منکر بر همه ملت واجب است. اگر یک خلاف یکی کرد
باید او را نهی بکنید، باید بازدارید او را از این کار (ج13 - ص 60)
از این جهت که شما می خواهید اطاعت امر خدا بکنید، نهی از منکر
بکنید.(ج6 - ص 116)
از
دیدگاه امام «جوان» چون به فطرت توحیدی و الهی اش نزدیک و به تعبیر معظم
له به ملکوت ، قرب بیشتری دارد راحت تر می تواند به تهذیب نفس بپردازد،
لذا نوشته اند: «در جوانی تهذیب نفس ، بسیار اسهل است از ایام پیری و ضعف
که قدرت از دست می رود و ریشه اخلاق فاسده که اصلش از حب دنیا و نفس است ،
استحکام پیدا می کند و تصفیه و تهذیب بسیار مشکل می شود...».
یا می نویسد: «...تا جوانی در دست تو است کوشش کن در عمل و در تهذیب قلب و در شکستن اقفال و رفع حجب که هزاران جوان که به افق ملکوت نزدیک ترند موفق می شوند و یک پیر موفق نمی شود قید و بندها و اقفال شیطانی اگر در جوانی غفلت از آنها شود، هر روز که از عمر بگذرد، ریشه دارتر و قوی تر می شوند».
لذا امام خمینی (ره) در چند توصیه مهم به جوانان می فرماید:
1- معاشران و دوستان خویش را از اشخاص وارسته و متعهد و متوجه به معنویات انتخاب کنید.
2- از قدرت جوانی استفاده کرده و در ملکوت پرواز کنید.
3- استفاده از نشاط جوانی و قدرت آن.
4- پرهیز از غرور جوانی.
5- جدی گرفتن جوانی و غنیمت شمردن آن.
امام ره در وصیت به فرزندشان مرحوم احمد آقاره نوشته اند: «پسرم ! هیچ گاه دنبال تحصیل دنیا - اگر چه حلال او باشد - مباش ، که حب دنیا - اگر چه حلال باشد - راس همه خطاهاست ، چه خود، حجاب بزرگی است و انسان را ناچار به دنیای حرام میکشد»
امام در وصیت خویش به مرحوم احمد آقا نوشته اند: «پسرم! اکنون با تو که جوانی صحبت می کنم باید توجه کنی که برای جوانان توبه آسان تر و اصلاح نفس و تربیت باطن سریع تر می تواند باشد. در پیران هواهای نفسانی و جاه طلبی و مال دوستی و خود بزرگ بینی بسیار افزون تر از جوانان است. روح جوانان لطیف است و انعطاف پذیر و آن قدر که در پیران حب نفس و حب دنیا است در جوانان نیست. جوان می تواند به آسانی نسبی خود را از شر نفس اماره رها سازد و به معنویات گرایش پیدا کند. در جلسات موعظه و اخلاق آن قدر که جوانان تحت تاثیر واقع می شوند. پیران نمی شوند جوانان متوجه باشند و گول وسوسه های نفسانی و شیطانی را نخورند... پسرم ! فرصت را از دست مده و در جوانی خود را اصلاح کن...»شعر پایانی وصیت نامه امام خمینی رو براتون میذارم
بسیار زیبا و عمیق است و نشان دهنده روح بزرگ این عارف عزیز می باشد
وصیتنامه، متن، ص: 96
حُسن ختام
الا یا أیها الساقى ز مى پر ساز جامم را كه از جانم فرو ریزد هواى ننگ و نامم را
از آن مى ریز در جامم كه جانم را فنا سازد برون سازد ز هستى هسته نیرنگ و دامم را
از آن مى ده كه جانم را ز قید خود رها سازد بخود گیرد زمامم را فرو ریزد مقامم را
از آن مى ده كه در خلوتگه رندان بىحرمت بهم كوبد سجودم را بهم ریزد قیامم را
نبودى در حریم قدس گلرویان میخانه كه از هر روزنى آیم گلى گیرد لجامم را
روم در جرگه پیران از خود بىخبر شاید برون سازند از جانم به مى افكار خامم را
تو اى پیك سبك باران دریاى عدم از من بدریادارِ آن وادى رسان مدح و سلامم را
بساغر ختم كردم این عدم اندر عدم نامه به پیر صومعه برگو به بین حُسن ختامم را
این سوال جالبیه که خبرنگار فرانسوی راجع به جمهوری اسلامی و مقارنت آن با استبداد از امام میپرسه... و پاسخ محکم امام به این سوال...
اونهایی که میگن ما پیرو خط امامیم، چطور جمهوریت و اسلامیت رو از هم جدا میخواهید؟
خبر نگار سوال میکنه:[از قرار، ترجیح شما یك جمهورى اسلامى است. از قول شما گفتهاند كه كار رژیم سلطنتى به استبداد مىكشد، با وجود این هستند رژیمهاى جمهورى اسلامى كه از بعضى از رژیمهاى سلطنتى استبدادى ترند. در این باره چه نظر دارید؟]
امام- دولتهاى استبدادى را كه وجود دارند نمىتوان حكومت اسلامى خواند تا شما بتوانید سلطنتى آن را با جمهورى آن مقایسه كنید. رژیم اسلامى با استبداد جمع نمىشود. آن رژیمهاى جمهورى هم كه استبدادى هستند در اسم جمهورى هستند و در محتوا سلطنتى.
منبع: صحیفه نور ج4 147ص مصاحبه با خبرگزارى فرانسه درباره آینده ایران .....
برای شروع اول خودم یه پست میذارم
صحیفه نور ج13 489 - 488
عمده مسئله این است كه ما فهمیده باشیم در قلبمان كه ما مىخواهیم جمهوریمان اسلامى باشد. باید همان طورى كه با زبان مىگوییم، قلب ما معتقد شده باشد به اینكه ما مىخواهیم اسلام باشد. «ما مىخواهیم اسلام باشد» دیگر با تمام اعوجاجات باید مبارزه بكند انسان. اول از خودش شروع كند، ببیند خودش چه اعوجاجاتى دارد. هر انسانى لا محاله در خودش نقصهایى مىبیند. كم است كسى كه نقص نبیند در خودش. و اگر كسى نقص در خودش نمىبیند، این خودش یك نقصى است كه دارد. انسان باید تربیت بشود، باید به تزكیه تربیت بشود. و انسان از خودش باید شروع بكند، از خانواده خودش باید شروع كند. و شما از خودتان، خانواده هایتان، خودتان همه شروع كنید تا به خارج برسد. دانشجویان ما باید خودشان اول توجه بكنندكه رفتار خودشان، كردار خودشان، گفتار خودشان همه اینها منطبق با موازین اسلامى و اخلاقى باشد تا اینكه اگر مردم را دعوت كردید به اسلام، و باید هم دعوت بكنید، حرف شما مخالف با عمل شما نباشد.
دوستان خوبم...چند نکته ای که میشه از این صحبت امام برداشت کرد:
1- تاکید بر اسلامی بودن این جمهوری
2- اعتقاد قلبی علاوه بر بیان و به زبان آوردن این مطلب
3- اولین گام برای شروع مبارزه با نفس یا همان جهاد اکبر است
4-تزکیه و تربیت قدم به قدم: اول از خود بعد خانواده و بعد اجتماع
5- تطابق قول و فعل انسان(یکی بودن حرف و عمل)