| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
16
|
62
|
87/4/17 (00:59)
|
|
||
|
|
98
|
798
|
87/4/16 (23:41)
|
|
||
|
|
12
|
46
|
87/4/16 (23:23)
|
|
||
|
|
4
|
8
|
87/4/16 (23:11)
|
|
||
|
|
50
|
355
|
87/4/16 (16:08)
|
|
||
|
|
9
|
42
|
87/4/16 (11:56)
|
|
||
|
|
10
|
70
|
87/4/16 (08:07)
|
|
||
|
|
3
|
39
|
87/4/15 (17:25)
|
|
||
|
|
1
|
23
|
87/4/14 (12:31)
|
|
||
|
|
0
|
30
|
87/4/13 (13:40)
|
|
عنوان بحثسوالاتی درباره نظام ولایت فقیه 24 اردیبهشت 87 - 10:39 | |
سلام دوستان . من چندتا سوال برام وجود داره که اگر امکانش هست بهشون جواب بدین : 1 - آیا نظام ولایت فقیه معادل ولایت پیامبر و امامان معصوم است ؟ 2 - آیا انتقاد از نظام ولایت فقیه انتقاد از اسلام است ؟ 3 - آیا حکم ولی فقیه بر حکم سایر مراجع تقلید ارجحیت دارد ؟ اگر اینگونه است دلایل وجود مراجع تقلید گوناگون چیست؟ 4 - آیا برای انتخاب شخصی به عنوان رهبر ، تنها شرایط اسلامی آن شخص و پرهیزکاری او کافیست یا شرایطی مانند قدرت درک سیاسی ، هوش اقتصادی و ... نیز لازم است ؟ 5 - پیامبر و امامان معصوم آیا نقش مجهتد جامع الشرایط را در حد راهنمای جامعه اسلامی میدانند یا فرمانروایی جامعه اسلامی ؟ 6 - از نظر پیامبر و امامان معصوم آیا رهبر جامعه باید از طرف مردم انتخاب شود یا اشخاصی خاص ؟ 7 - آیا ولی فقیه به حرفی که میزند باید حتما عمل کند یا به دلیل عدم عصمت وی ، لزومی به این کار نیست ؟ 8 - چند نمونه از فواید نظام ولایت فقیه را برای جامعه ایران ذکر کنید | |
24 4 خرداد 1387 ساعت 17:13 | |
بابا یواش چه خبره ، یکی یکی ،- خوب داداش این همه سئوال که پرسیدید . توقّع که نداری کسی به همشون بیاد اینجا جواب بده درسته !! خوب ولی یه کار می شه کرد. اون هم اینکه شما که ان شا الله اهل مطالعه هستید. به سراغ کتاب های مناسب در این زمینه بروید. مثل کتاب ارزشمند ولایت فقیه امام خمینی ، یا کتاب پرسش ها و پاسخ ها از حضرت آیت الله مصباح یزدی ، کتاب ولایت فقیه آقای محمّد مهدی نادری ،..... که البته توصیه می کنم همه رو بخونی ولی اگه به هر دلیل همه رو نمی تونی . کتاب پرسش ها و پاسخ ها ( مجموعه 4 جلدی) از آیت الله مصباح رو بخون. راستی حجمش زیاد نیست به سئوالات هم به طور مختصر و بسیار مفید جواب داده. .من هم اگر وقت کردم مطالبی اینجا می نویسم. یا علی التماس دعا |
23 3 خرداد 1387 ساعت 23:19 | |
نقل قول از : جعفر گنجی من اصلا فراموش می كنم. تا اینجا هم من مغلطه كردم. قبول!! باز گردید به پست 13 من (اگر تا چند دقیقه دیگر حذف نشود) و به هر سوال پاسخ دهید. چرا از جوابی که دادم فرار می کنید؟ شتر سواری که دولا دولا نمیشه!!! پست 13 شما رو که من تو پست 16 جواب دادم. لطفاً جواب پست 16 رو بدید. |
22 3 خرداد 1387 ساعت 17:07 | |
من اصلا فراموش می كنم. تا اینجا هم من مغلطه كردم. قبول!! باز گردید به پست 13 من (اگر تا چند دقیقه دیگر حذف نشود) و به هر سوال پاسخ دهید. |
21 3 خرداد 1387 ساعت 15:54 | |
نقل قول از : جعفر گنجی
ببخشید ملا بد بود یا سواد ملا؟ شاید از این به شما برخورده كه وظایف اصلی شما را كه حفاظت از دین و نه منحرف كردن آن است را به شما یاداوری كرده ام؟ امثال شما را در احادیث جانشین امام عصر معرفی نكرده اند؟ بد گفتم، یا تند گفتم؟ ... تند گفتم اما آیه و حدیث را دستاویزی جهت كوبیدن طرف مقابلم قرار ندادم. مجبور نیستید آیه ای را در جواب ( نقل قول) من بكار برید كه بعد بگویید منظورم شما نبودید.. بخشید مگر شما متنتان را خطاب به كس دیگری نوشته بودید؟ تلویحا به من تهمت مرض و میل به باطل می زنید و بعد می گویید ضمیر مرجعش را پیدا كرد.. اقا جان چینن حرفی را وقتی می زنند كه در جمع بدون اینكه در گفتگوی با كسی باشند چیزی گفته باشند و كسی كه داخل بحث نبوده اعتراض كند... در این زمان می گویند كه ضمیر مرجع خودش را پیدا كرد... نه اینكه شما خطاب به من بنویسید و بعد بگویید كه منظورم شما نبودید. تعجب می كنم كه ظلم خاندان ستم شاهی چنان بود كه آقای خمینی جرات انتقاد در هر زمینه ای را داشته باشد ( از اسراییل بگوید از شاه بگوید از اصلاحات ارضی بگوید... اما نتواند از ولایت مطلقه فقیه حرفی بزند؟! (كه البته مطلقه اش در باز نگری قانون اساسی كشف شد) البته شما برای اینها جوابی نخواهید داشت. جواب دارید؟ بسیار خوب یك نوشته فقهی كه صریحا از ولایت مطلقه فقیه با همین نام و همین كاركردها كه امروزه بر مبنای نظرات نجف آقای خمینی طرح شده را در تاریخ شیعه به من آدرس دهید.
همانگونه كه خودتان گفتید، شما از همه دنیا بهتر می دانید كه جواب به یك بحث را چگونه با تبلیغات روانی به تاخیر انداخته و از جوابگویی پرهیز كنید. گرنه به جای این ایرادهایی كه هیچ كدام در پاسخ پست 13 من نبوده می بایست به ارسال صریح جوابهایتان در پاسخ به سوالات آن پست اقدام می كردید. گویا شما نمی خواید وارد اصل بحث بشید و می خواید بحث رو با حواشی که مطرح می کنید از اصل موضوع منحرف کنید. اگه فکر می کنید مغالطه گر حرفه ای هستید و می تونید اینجا مخاطبتونو دست بندازید، باید بگم که اشتباه گرفتید! اگه راست میگید وارد بطن بحث و جنبه علمی اون بشید. من آیه قرآن نیورده بودم که به کسی چیزی نسبت بدم؛ بلکه آیه قرآن رو مطرح کردم برای بحث علمی. برداشتی که شما از آیه اوردن من کردید، یکی از مغالطه های شماس؛ اگرچه حرفهای شما سر تا پا مغالطه هست! باز هم تأکید می کنم. اینجا محل کوبیدن و محکوم کردن نیست که شما بخواید شخصیت طرف مقابلتونو خراب کنید و به خیال خودتون اعتبارشو با تبلیغات روانی خدشه دار کنید تا نتونه تو بحث اعتماد دیگرانو جلب کنه! بلکه اینجا محل بحث کردنه و من هم تا آخر پای این مناظره هستم و نیازی هم به تأیید کسی ندارم که شما بخواید با این نحوه بیانتون منو از چشم کسی بندازید! پس اگه راست میگید به جای اینکه از روی فرار از بحث تو انگیزه من از استدلال به این آیه شبهه ایجاد کنید، به آیه ای که اوردم توجه کنید و بحث علمی پیرامون این آیه رو دنبال کنید. شما هر ولی فقیهی رو در زمان غیبت بشناسید، دغدغه و آرزوی او ایجاد حکومت اسلامی بوده؛ اما شرایط مهیا نبوده. همونطور که از 30 سال امامت حضرت علی، فقط تو 5 سال آخر شرایط حکومت داری برای حضرت مهیا بوده. اما در زمان امام راحل مردم آمادگی لازم رو پیدا کرده بودن و هوشیار شده بودن و دیگه شرایط شرایطی نبود که امام به سرنوشت شیخ فضل الله نوری دچار بشه. ولایت فقیه هم ساخته و پرداخته قانون اساسی نیست که بخواد تعیین کنه ولی فقیه مطلقه هست یا نه؛ بلکه مطلقه بودن ولایت فقیه رو خود دین به ما اعلام می کنه و اصلاً حجت ما برای مشروعیت قانون اساسی اینه که ولی فقیه اون رو تدوین و تأیید کرده. کتاب ولایت فقیه امام خمینی، مجموعه سخنرانی های ایشون در باره ولایت فقیه در سال 42 هست که موضوع ولایت فقیه در اون هم به صورت عقلی و هم به صورت نقلی(فقهی) اثبات شده. |
20 2 خرداد 1387 ساعت 00:16 | |
نقل قول از : سعید ح،ز اولاً تو نوع صحبتتون تجدید نظر کنید و احترام طرف مقابلتونو تو بحث داشته باشید. اگه قرار به نسبت دادن و تبلیغات روانی باشه، ما بهتر از شما بلدیم؛ اما اینجا محل بحثه و نه محل محکوم کردن افراد! من تو پستهای قبلی خودم ضمیر به هیچ کس برنگردوندم؛ حال اگه شما خودتون به خودتون شک دارید مشکل خودتونه. مثل اینکه ضمیر ناخواسته مرجع خودشو پیدا می کنه که شما نگران شدید. اما اگه راست میگید، آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟! ثانیاً وقتی ما رو متهم به مغالطه می کنید، لا اقل خودتون همون موقع اقدام به مغالطه نکنید و چیزی که ما رو از اون نهی می کنید، خودتون مرتکب نشید! به گونه ای بحث نکنید که مخاطبین شما نسبت به نیت شما تو بحث شک کنن. رابطه مجتهد یا مرجع تقلید با ولایت فقیه رابطه عموم و خصوص مطلقه. اینطور نیست که هرکی مجتهد یا مرجع تقلید شد، ولی فقیه هم باشه؛ اما هرکی می خواد ولی فقیه باشه، حتماً باید مجتهد باشه. اجتهاد از شروط ولایت هست. بله کسانی که قبل از انقلاب ما به عنوان ولی فقیه نام بردیم مرجع تقلید هم بودن و این 2 عنوان باهم تضاد نداره. اگرچه شرایط خفقان نظام شاهنشاهی مجال طرح عنوان ولایت فقیه رو به صورت رسمی و در ملأ عام نمیداد. اما گواه ما همینه که بسیاری از علما عوض فتوا حکم می دادن و مصلحت مردم رو به صورت غیر مستقیم رقم می زدن. دین 1 عرصه تخصصیه و کسی که تخصصشو نداره، حق دخالت در اونو نداره؛ همونطور که تو رشته های علمی دیگه همینطوره.
ببخشید ملا بد بود یا سواد ملا؟ شاید از این به شما برخورده كه وظایف اصلی شما را كه حفاظت از دین و نه منحرف كردن آن است را به شما یاداوری كرده ام؟ امثال شما را در احادیث جانشین امام عصر معرفی نكرده اند؟
بد گفتم، یا تند گفتم؟ ... تند گفتم اما آیه و حدیث را دستاویزی جهت كوبیدن طرف مقابلم قرار ندادم.
مجبور نیستید آیه ای را در جواب ( نقل قول) من بكار برید كه بعد بگویید منظورم شما نبودید.. بخشید مگر شما متنتان را خطاب به كس دیگری نوشته بودید؟ تلویحا به من تهمت مرض و میل به باطل می زنید و بعد می گویید ضمیر مرجعش را پیدا كرد.. اقا جان چینن حرفی را وقتی می زنند كه در جمع بدون اینكه در گفتگوی با كسی باشند چیزی گفته باشند و كسی كه داخل بحث نبوده اعتراض كند... در این زمان می گویند كه ضمیر مرجع خودش را پیدا كرد... نه اینكه شما خطاب به من بنویسید و بعد بگویید كه منظورم شما نبودید.
تعجب می كنم كه ظلم خاندان ستم شاهی چنان بود كه آقای خمینی جرات انتقاد در هر زمینه ای را داشته باشد ( از اسراییل بگوید از شاه بگوید از اصلاحات ارضی بگوید... اما نتواند از ولایت مطلقه فقیه حرفی بزند؟! (كه البته مطلقه اش در باز نگری قانون اساسی كشف شد) البته شما برای اینها جوابی نخواهید داشت. جواب دارید؟ بسیار خوب یك نوشته فقهی كه صریحا از ولایت مطلقه فقیه با همین نام و همین كاركردها كه امروزه بر مبنای نظرات نجف آقای خمینی طرح شده را در تاریخ شیعه به من آدرس دهید.
همانگونه كه خودتان گفتید، شما از همه دنیا بهتر می دانید كه جواب به یك بحث را چگونه با تبلیغات روانی به تاخیر انداخته و از جوابگویی پرهیز كنید. گرنه به جای این ایرادهایی كه هیچ كدام در پاسخ پست 13 من نبوده می بایست به ارسال صریح جوابهایتان در پاسخ به سوالات آن پست اقدام می كردید.
|
19 1 خرداد 1387 ساعت 23:32 | |
نقل قول از : جعفر گنجی نقل قول از : سعید ح،ز هیچ وقت اینکه کسی که تو رشته شیمی تخصص داره، دلیل نمیشه که تو رشته فیزیک هم دخالت کنه و همچنین هیچ وقت کشی که تو رشته ریاضی تخصص داره، دلیل نمیشه که تو مباحث تخصصی علم دین دخالت کنه. اگه قبل از انقلاب هیچ کدوم از فقها ولی نبودن، پس شخصیتی مثل آقای بروجردی چکاره بود؟ شخصیتهائی مثل شیخ طوسی، شیخ فضل الله نوری و از این قبیل علما ولی فقیه زمانشون بودن. اشکال شما تو بحث حکومت مثل اینه که بگید پیامبر که تو 13 سال اول تو مکه حکومت رو به دست نداشت، چطور بعد از ورود به مدینه حکومت اسلامی تشکیل داد؟!!! و اما ادامه جواب به اشکالات شما: سوره آل عمران، آیه 7:« هُوَ الَّذِی أَنزَلَ عَلَیكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آیاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیغٌ فَیتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ وَمَا یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا یذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ». یعنی:« او کسی است که قرآن را بر تو نازل کرد که برخی آیات آن محکم هستند که مرجع و مفسر آیات قرآن هستند و ما بقی متشابه هستند؛ تا کسانی که در دلهایشان میل به باطل هست، در تبعیت اشتباه این آیات و شبهه پراکنی امتحان شوند و حال آنکه تفسیر این آیات را جز خدا و راسخون در علم که می گویند به او ایمان آوردیم و هر آنچه هست از سوی پروردگار ما هست، نمی دانند و آگاه نیستند مگر اولو الالباب». ملای با سوادی هستید، هیچ كدام از سوالهای من را كه نمی توانید با استدلال عقلی جواب دهید مغلطه هم می كنید. آن افرادی كه نام بردید را به روزنامه ها و كتب و ... منتشر شده قبل از انقلاب مراجعه كنید. به گفتگوها و نامه های علما به هم نگاه كنید ببینید كه چه نوشته اند... مرجع تقلید یا ولی فقیه؟ خودتان را به خواب زده اید و فراموشی گرفته اید دلیل نمی شود كه ماهم بیماری فراموشی شما را بگیریم. این اصلا مهم نیست كه شما دوست دارید امروز آن آقایانی كه در بالا نام برده اید را چه بنامید! مرجع تقلید و یا ولی فقیه... اما انچه كه واضح است. اینست: این افراد خود را به عنوان مرجع تقلید می شناخته اند. نه ولی فقیه. این چند كلمه ریاضی و فیزیك و شیمی از كجا سر براورد، باز هم ارتباطی با متن و سوالات من داشت؟ آما نمی دانم چرا در حوزه به شما یاد نداده اند كه در بحث ایات قرآن را بر ضد حریف استفاده نكنید. آقای حافظ دین، آقای همه چی دان... جانشین امام عصر غیبت و... آیات قرآن به جز تهمت زدن به طرف بحثتان كاربرد دیگری نیز برای شما دارد؟ اولاً تو نوع صحبتتون تجدید نظر کنید و احترام طرف مقابلتونو تو بحث داشته باشید. اگه قرار به نسبت دادن و تبلیغات روانی باشه، ما بهتر از شما بلدیم؛ اما اینجا محل بحثه و نه محل محکوم کردن افراد! من تو پستهای قبلی خودم ضمیر به هیچ کس برنگردوندم؛ حال اگه شما خودتون به خودتون شک دارید مشکل خودتونه. مثل اینکه ضمیر ناخواسته مرجع خودشو پیدا می کنه که شما نگران شدید. اما اگه راست میگید، آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟! ثانیاً وقتی ما رو متهم به مغالطه می کنید، لا اقل خودتون همون موقع اقدام به مغالطه نکنید و چیزی که ما رو از اون نهی می کنید، خودتون مرتکب نشید! به گونه ای بحث نکنید که مخاطبین شما نسبت به نیت شما تو بحث شک کنن. رابطه مجتهد یا مرجع تقلید با ولایت فقیه رابطه عموم و خصوص مطلقه. اینطور نیست که هرکی مجتهد یا مرجع تقلید شد، ولی فقیه هم باشه؛ اما هرکی می خواد ولی فقیه باشه، حتماً باید مجتهد باشه. اجتهاد از شروط ولایت هست. بله کسانی که قبل از انقلاب ما به عنوان ولی فقیه نام بردیم مرجع تقلید هم بودن و این 2 عنوان باهم تضاد نداره. اگرچه شرایط خفقان نظام شاهنشاهی مجال طرح عنوان ولایت فقیه رو به صورت رسمی و در ملأ عام نمیداد. اما گواه ما همینه که بسیاری از علما عوض فتوا حکم می دادن و مصلحت مردم رو به صورت غیر مستقیم رقم می زدن. دین 1 عرصه تخصصیه و کسی که تخصصشو نداره، حق دخالت در اونو نداره؛ همونطور که تو رشته های علمی دیگه همینطوره. |
18 30 اردیبهشت 1387 ساعت 11:24 | |
نقل قول از : سعید ح،ز هیچ وقت اینکه کسی که تو رشته شیمی تخصص داره، دلیل نمیشه که تو رشته فیزیک هم دخالت کنه و همچنین هیچ وقت کشی که تو رشته ریاضی تخصص داره، دلیل نمیشه که تو مباحث تخصصی علم دین دخالت کنه. اگه قبل از انقلاب هیچ کدوم از فقها ولی نبودن، پس شخصیتی مثل آقای بروجردی چکاره بود؟ شخصیتهائی مثل شیخ طوسی، شیخ فضل الله نوری و از این قبیل علما ولی فقیه زمانشون بودن. اشکال شما تو بحث حکومت مثل اینه که بگید پیامبر که تو 13 سال اول تو مکه حکومت رو به دست نداشت، چطور بعد از ورود به مدینه حکومت اسلامی تشکیل داد؟!!! و اما ادامه جواب به اشکالات شما: سوره آل عمران، آیه 7:« هُوَ الَّذِی أَنزَلَ عَلَیكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آیاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیغٌ فَیتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ وَمَا یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا یذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ». یعنی:« او کسی است که قرآن را بر تو نازل کرد که برخی آیات آن محکم هستند که مرجع و مفسر آیات قرآن هستند و ما بقی متشابه هستند؛ تا کسانی که در دلهایشان میل به باطل هست، در تبعیت اشتباه این آیات و شبهه پراکنی امتحان شوند و حال آنکه تفسیر این آیات را جز خدا و راسخون در علم که می گویند به او ایمان آوردیم و هر آنچه هست از سوی پروردگار ما هست، نمی دانند و آگاه نیستند مگر اولو الالباب».
ملای با سوادی هستید، هیچ كدام از سوالهای من را كه نمی توانید با استدلال عقلی جواب دهید مغلطه هم می كنید. آن افرادی كه نام بردید را به روزنامه ها و كتب و ... منتشر شده قبل از انقلاب مراجعه كنید. به گفتگوها و نامه های علما به هم نگاه كنید ببینید كه چه نوشته اند... مرجع تقلید یا ولی فقیه؟ خودتان را به خواب زده اید و فراموشی گرفته اید دلیل نمی شود كه ماهم بیماری فراموشی شما را بگیریم. این اصلا مهم نیست كه شما دوست دارید امروز آن آقایانی كه در بالا نام برده اید را چه بنامید! مرجع تقلید و یا ولی فقیه... اما انچه كه واضح است. اینست: این افراد خود را به عنوان مرجع تقلید می شناخته اند. نه ولی فقیه.
این چند كلمه ریاضی و فیزیك و شیمی از كجا سر براورد، باز هم ارتباطی با متن و سوالات من داشت؟
آما نمی دانم چرا در حوزه به شما یاد نداده اند كه در بحث ایات قرآن را بر ضد حریف استفاده نكنید. آقای حافظ دین، آقای همه چی دان... جانشین امام عصر غیبت و... آیات قرآن به جز تهمت زدن به طرف بحثتان كاربرد دیگری نیز برای شما دارد؟
به این لینك هم سری بزنید بد نیست، توضیحی است در مورد محكم و متشابه: http://www.mellimazhabi.org/articles/taleghani_khoshgou/taleghani_khoshgou02.htm
|
17 30 اردیبهشت 1387 ساعت 08:36 | |
آیا مرجع دینی، جایگزین پیامر تبلیغی است؟ آیا كسی كه درس مرجعیت خوانده، میتواند مدیر هم باشد؛ یعنی، جامعه را هدایت و رهبری كند؟ مرجعیت واداره جامعه |
16 30 اردیبهشت 1387 ساعت 04:10 | |
نقل قول از : جعفر گنجی
اولا كه مخاطب این گفتار شما نبودید و پست مربوط سوال از ارسال كننده قبلی خود بوده نه شما. دوم اینكه آیا مردم عادی دست به تشكلیل حكومت می زنند و یا بروكراتها و دانشمندان علوم سیاسی و حقوق. در چنین بحث هایی گرچه از لفظ كلی مردم استفاده می شود اما مقصود تمامی اقشار و طبقات اجتماعی نیست. بلكه آن دسته از مردمی است كه بالقوه توانایی تشكلیل حكومت را با پیشینه دانشگاهی و شغلی خویش دارند. اما منظور من علمای سیاسی و حقوق خوانده و كاركشته مسلمانی بود كه در این كشور به دنیا آمده اند. آیا اگر این افراد از بطن جامعه مدارج ترقی را طی كنند و با توجه به پشتوانه فكری و حمایتهای مردمی تشكلیل حكومت دهند حكومتشان مسیحی از آب در می آید؟ امیدوارم كه به سه سوت مرا به عواقب نظام شاهنشاهی آدرس ندهید ... كه نظام شاهنشاهی برخاسته از طبقه اشراف و مورد حمایت زمین داران و لشكریان بوده تا مردم. به حكومت بالایی می گویند دموكراسی به حكومت پایینی می گویند مونارشی و... اولی قدرت مدام در حال گردش و امكان اجرایی شدن نظر و ایده آل طبقات مختلف اجتماعی از جمله مذهبیون فراهم است ( بنا به پذیرش اجتماعی) در دومی قدرت از ازل در دست پادشاهانی از یك خانواده ایزوله از اجتماع بوده كه هیچ آمیختگی فرهنگی با توده مردم نمی توانست ایجاد كند. در مورد قسمت دوم كه شما عینا نوشته آقای خمینی را كپی كردید... ممنون. اما من متوجه نشدم آیا برای یك حكومت فقط عدالت و فقاهت لازم بوده است .. پس تخصص چه می شود؟ مثل اینكه آقای خمینی به علت اینكه مورد نقد قرار نگیرد عمدا از واژه تخصص فرار كرده. و بعد بدون توضیحی دارنده این دو شرط را دارنده ولایت حضرت رسول هم دانسته اند!!! خوب به چه علت زمانی كه مطابق احادیث معتبر و خود قران كه كار انبیا و امامان را تنها هدایت خلق و تذكر به آنان اعلام شده یك فقیه كه وظیفه اش بیشتر از پیامبران و امامان نیست ( پست 6) می بایست در صورت تشكیل حكومت حكومتش را در شان حكومت رسول خدا بدانند؟ همان علی (ع) با آن كرامات و فضایل زمانی كه خوارج از پذیرش حاكمیت او سرباز زدند. داغ و درفش نشدند و حضرت به ایشان اجبار در پذیرش ولایت او نداشتند. آنوقت چگونه است كه تبعیت از حكومت فقیه بر همه مردم لازم است؟ بعد از این توضیح آقای خمینی بدون هیچ مقدمه ای به سراغ مقایسه كمالات و فضایل پیامبر و علی (ع) پرداخته اند.. اخر یكی نیست كه این بین بپرسد: سید اولاد پیغمبر تو هنوز ولایت را ثابت نكرده پریده ای به اختیارات حكومتی این دونفر باهم و بعد آنرا چسبانده ای به حكومت فقیه؟؟!! حدود اختیارات پیامبر در قران مشخص شده همچنین علما و دانشمندان. چگونه است كه ایشان بدون ارایه هیچ سند قرانی اختیارات فقیه را از جانب خداوند عالم تایید می فرمایند؟ بیش از این پرداختن به نوشته این پیرمرد جماران جز سردرگمی و گیجی و حیرت چیزی به ارمغان نخواهد اورد...
اما در مورد آن ادعایتان كه در قبل از انقلاب اسلامی كسانی بودند كه ولایت جامعه اسلامی را بر عهده داشتند اما حكومت غصب شده بود.. این از بقیه جالب تر شد. اگر قرار باشد كه ولایت به معنی حكومت باشد كه قبل از سال 57 فقیهی حاكم نبود كه شما چنین ادعایی می كنید. اگر هم به معنی ولایت دینی و سرپرستی و مرجعیت گفته باشید كه ربطی به نظریه كنونی ولایت مطلقه فقیه ندارد. مرجعیت به واسطه رجوع مردم به یك فرد فقیه ایجاد می شده و هر چقدر آن رجوع و استناد طلابی چون شما به آن فقیه بیشتر می شد. به آن فقیه می گفتند مرجع .. محل رجوع ... اما نه به این دلیل كه دیگران مرجع و مورد استناد نیستند.. به این معنی كه میزان رجوع و اعتبار نظرات فقهی آن فقیه بیشتر از بقیه مورد توجه مردم ( طبقات مختلف مردم از عوام تا خواص) قرار گرفته است. اما این به هیچ عنوان برای او قداستی حاصل نمی كرد. چون تنها به اعتبار نظراتش به اوج می رسید و اگر هم روزی فرد دیگری نظرات علمی بحث انگیز تری طرح می كرد او به صورتی كاملا ناخواسته فقط به دلیل اعمال و نظراتش مورد توجه قرار می گرفت.
به همین آقای موسی صدر نگاه كنید... اگر به واسطه اقدامات و سخنرانی ها و موسسه سازی هایش نبود آیا این امام موسی صدری بود كه ما می شناختیم. اگر آن كارها و آن حرفها را نمی زد آیا بیشتر از یك روحانی معمولی بود؟
اما فتوای تنباكو نه همان حكم تحریم تنباكو... ایا این یك بخشنامه دولتی از سوی آن مرحوم بود یا یك درخواست اجتماعی (دستور) اگر اكثریت مردم ایران مسلمان معتقد نبودند آیا اجرای آن عملی بود؟ همین فردا یك تشكل سیاسی از همفكران و هوادارانش می خواهد كه فلان كار را انجام ندهند... عده ای از آن افراد چنان كار را هم انجام نمی دهند .. آیا این یك حركت اجتماعی نامیده می شود یا یك حركت حكومتی؟؟ كجای كارشان به ولایت به معنی تشكیل حكومت تعبیر می شود؟
می بینی برادر زیاد هم فقه و مكاسب و ایمان و شب زنده داری و اشك ریختن برای امام حسین و ... نیاز ندارد. فقط كافی است كه انسان عقل كه در نهاد او به ودیعه گذاشته شده را كمی استفاده كند و به جای نقل مطالب غولهای عصر ما چه نیچه نامیده شده باشند چه طالقانی و خمینی و بازرگان و سیستانی، كافی است كه كمی مقدمات و قضایای ابتدایی را بشناسد. كمی قران و احادیث را بدون تفسیر دیگران نگاه كنید. كمی فارسی این متون را بخوانید... ببینید واقعا اینها در بزرگی خداوند و بهشت و حوری صحبت كرده اند و یا حتی به پیامبرش وقتی كه نهیب زده كه تو بر مردم مسلط نیستی و اگر هم می خواهی تذكر بدهی باید تذكرت مطابق بر قرانی باشد كه به تو داده ایم یعنی چه؟ غیر از اینست كه گفته از خودت من درآوردی تذكر نده؟ شما هم من دراوردی های دیگران را فراموش كنید... به اصل متن نگاه كنید هدایت را بی پرده در خواهید یافت. اگر خداوند رب (مربی) و تربیت كننده شما باشد! در غیر اینصورت همان به كه نظرات و اقوال دیگر مربیانتان را برای مردم كپی كنید. --شرمنده ام از خدای خود كه گاهی و یا شاید بیشتر، با بندگانش مطابق شان مخلوقات الله صحبت نمی كنم-- هیچ وقت اینکه کسی که تو رشته شیمی تخصص داره، دلیل نمیشه که تو رشته فیزیک هم دخالت کنه و همچنین هیچ وقت کشی که تو رشته ریاضی تخصص داره، دلیل نمیشه که تو مباحث تخصصی علم دین دخالت کنه. اگه قبل از انقلاب هیچ کدوم از فقها ولی نبودن، پس شخصیتی مثل آقای بروجردی چکاره بود؟ شخصیتهائی مثل شیخ طوسی، شیخ فضل الله نوری و از این قبیل علما ولی فقیه زمانشون بودن. اشکال شما تو بحث حکومت مثل اینه که بگید پیامبر که تو 13 سال اول تو مکه حکومت رو به دست نداشت، چطور بعد از ورود به مدینه حکومت اسلامی تشکیل داد؟!!! و اما ادامه جواب به اشکالات شما: سوره آل عمران، آیه 7:« هُوَ الَّذِی أَنزَلَ عَلَیكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آیاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیغٌ فَیتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ وَمَا یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا یذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ». یعنی:« او کسی است که قرآن را بر تو نازل کرد که برخی آیات آن محکم هستند که مرجع و مفسر آیات قرآن هستند و ما بقی متشابه هستند؛ تا کسانی که در دلهایشان میل به باطل هست، در تبعیت اشتباه این آیات و شبهه پراکنی امتحان شوند و حال آنکه تفسیر این آیات را جز خدا و راسخون در علم که می گویند به او ایمان آوردیم و هر آنچه هست از سوی پروردگار ما هست، نمی دانند و آگاه نیستند مگر اولو الالباب». |
15 29 اردیبهشت 1387 ساعت 12:20 | |
كاش این آقای مطهری قبل از اینكه اعلام كنه ولایت فقیه (اون موقعه ها كه بحث مطلقه هنوز مطرح نشده بود. هنوز جا داشت) بله قبل از اینكه اعلام كنه كه: " ولایت فقیه بدان معنی نیست كه فقیه، خودش، دولت را اداره می كند. نقش فقیه در یك مملكت اسلامی، نقش یك ایدئولوگ و نه یك حاكم است" (مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، چاپ اول، ص 6-85) بله كاش ایشان قبل از اینكه به نشر چنین اعتقاداتی در باب ولایت فقیه اقدام كردند می دانستند كه فردایش ترور خواهند شد. به هر حال خدا بیامرزدش. این موسسات تنظیم و نشر آثار چه كارا كه بلد نیستند. چه چیزایی رو كه برجسته نمی كنند و چه چیزایی رو كه درصد انتشارش رو كم نمی كنند. خدا پدر اونها رو هم بیامرزه كه چنین فرزندان رشیدی تربیت كردند.
|
14 29 اردیبهشت 1387 ساعت 08:22 | |
ولایت فقیه از دیدگاه ایت الله مطهری
نیاز به رهبرى
فصل اول: مفاهیم و اصطلاحات پیشوایى در چند مورد است كه در بعضى از موارد، اهل تسنن هم قائل به پیشوایى و امامت هستند ولى در كیفیت و شخصش با ما اختلاف دارند. اما در بعضى از مفاهیم امامت، اصلًا آنها منكر چنین امامتى هستند نه اینكه قائل به آن هستند و در فردش با ما اختلاف دارند. امامتى كه مورد قبول آنها هم هست ولى در كیفیت و شكل و فردش با ما اختلاف دارند، امامت به معنى زعامت اجتماع است كه به همین تعبیر و نظیر همین تعبیر از قدیم در كتب متكلمین آمده است. خواجه نصیرالدین طوسى در «تجرید»، امامت را این طور تعریف مى كند: «ریاسه عامه» یعنى ریاست عمومى. در اینجا ذكر یك مطلب لازم به نظر مى رسد: |













