userinfo close

  ,

جامعه زنان متشخصه!


jameyezananemotashakhes

تاسیس: 19 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علی رضا - معاونان
اهل ایرانم. زن ایرانی. خانه ام ایران است. سهم من از ایران ، هیچ...
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
23
74
87/4/5 (23:04)
0
2
90/8/24 (12:10)
0
3
89/11/6 (20:09)
1
24
89/5/8 (17:33)
0
16
87/4/5 (23:03)
0
10
87/3/16 (09:54)
0
31
87/3/5 (18:07)
0
6
87/3/3 (13:15)
0
20
86/11/8 (23:56)
0
8
86/11/8 (10:41)
0
29
86/10/7 (17:32)
0
19
86/9/15 (23:02)
5
33
86/7/23 (17:28)
2
15
86/7/18 (14:02)
0
10
86/5/16 (13:47)
1
4
86/5/9 (15:17)
0
12
86/5/4 (15:49)
2
10
86/5/4 (11:06)
0
16
86/5/3 (10:45)
0
1
86/5/2 (10:20)

عنوان بحث

علی رضا , alks
علی رضا - 10:45 1386/05/3

طرح تشدید سرکوب زنان به بهانه "بدحجابی"

طرح تشدید سرکوب زنان به بهانه "بدحجابی"

اراذل و اوباش حکومتی موسوم به نیروی انتظامی از روز دوشنبه گذشته اذیت و آزار و دستگیری زنان و دختران را به بهانه "بدحجابی" بویژه در شهر تهران از سرگرفته اند.

خبرگزاری ایسنا: ساعت 18 ــ میدان ونك و ... ازدحام جمعیت

چندین اكیپ در چهار ضلع میدان ونك با خودروهای ون و بنز مستقر شده بودند و اطراف هر گروه، جمعیت زیادی به چشم می‌خورد.

قبل از حضور خبرنگاران در میدان ونك نیز گویا میان یكی از شهروندان و پلیس زن حرف‌های تندی رد و بدل شده بود كه همین موضوع به ازدحام جمعیت و بندآمدن پیاده‌رو منجر شده بود. همان گروه از ماموران گشت ارشاد نیز با بازداشت تعدادی از دختران و زنان بدحجاب به سمت پلیس امنیت تهران بزرگ حركت كردند.

داخل یكی از این ون‌های گشت ارشاد، چهار دختر جوان نشسته بودند. وضعیت ظاهریشان از نظر پلیس نامناسب بود، برگه‌ای به دست این دختران كه سن آنها بیشتر از 25 سال نبود، دادند تا متعهد شوند كه دیگر با آن نوع پوشش در سطح شهر تردد نكنند.

از چسب سفید روی بینی‌اش كاملا مشخص بود كه به تازگی جراحی زیبایی كرده است، اشك در چشمانش حلقه زده بود. مرتب به مامور زن می‌گفت: «خانم من الان باید چكار كنم؟ می‌گفت: «به خاطر قد مانتوام با من برخورد شده است. كفش‌هایش كتانی بود و مقنعه‌ای به سر داشت. معتقد بود كه ظاهرش ایرادی ندارد».

دیگری می‌گفت: «قدم بلند است و به همین خاطر مانتوام كوتاه به نظر می‌رسد.»، مامور زن در حالی كه برگه تعهد را به دستش می‌داد، جواب داد: «خوب به همین خاطر خیلی تو چشمی، باید مانتو بلندتر تنت كنی».

دختر دیگر شال و مانتو روشنی به تن داشت، می‌گفت: «تازه از تنگه واشی به تهران آمدم و مینی‌بوس در میدان ونك نگه داشت. برای رفتن به این منطقه كه نمی‌توانستم مانتوی بلند تنم كنم».

او هم به خاطر قد مانتو داخل خودرو قرار گرفته بود و در مقابل پلیس زن مبنی بر دادن تعهد مقاومت می‌كرد و می‌گفت: «تعهد نمی‌دهم، اگر لازم باشد پدر و مادرم می‌آیند اینجا، اما تعهد نمی‌دهم». مامور گفت: «همین كه برگه تعهد را به تو دادم كلاهت را بنداز هوا!»

ساعتی بعد، این خودرو نیز به سمت مقصد خود كه پلیس امنیت بود به راه افتاد ...

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.