userinfo close

  ,

اسلام


islamclub

تاسیس: 30 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: حسین محب امام هادی - معاونان
با شرکت در مباحث کلوب اسلام عقاید دینی مان را واکاوی کرده و استحکام بخشیم.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1039
2306
91/3/9 (14:24)
1091
3552
91/2/20 (11:29)
1918
3776
91/3/9 (10:44)
83
98
91/3/2 (23:50)
478
669
91/2/30 (06:36)
5
7
91/2/26 (10:37)
11
31
91/2/21 (10:34)
37
118
90/12/28 (22:31)
77
195
91/3/11 (22:01)
314
590
91/3/2 (23:51)
59
188
91/3/2 (23:51)
18
204
91/2/16 (21:32)
8
101
91/1/24 (22:33)
29
200
91/1/22 (22:39)
14
120
91/1/19 (08:36)
12
113
91/1/1 (11:21)
23
126
90/12/15 (13:34)
10
51
90/11/21 (22:03)
15
36
90/10/16 (23:13)
351
497
91/2/12 (22:36)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

 زری , ghadamkhayr
زری - 19:29 1390/10/18

ಠಠ ♥ کشـــــــــــــــــــــــــکول ♥ ಠಠ در این کشکول می یابی زِ هر چیز ...



یا لطیف
به نام خالق زیباییها و به نام خداوندی که تمام آسمانها و زمین را خلق  کرد تا بشر به انسانیت خویش پی ببرد .

__________________________________________


دوســــــــــــتان!

خواهشمندم هر مطلبی که برای استفاده بقیه مفید

می بینید

در این عنوانِ کشـــــــــــــــــکول بیاورید.

(نوشته یا عکس یا شعر و ...)

__________________________________________



ممکن است مطلب شما؛
 یک نکته اخلاقی یا حکایت آموزنده
یا خاطره نکته دار یا شعر خوب یا طنز یا عکس
و یا طرح زیبا و حاوی پیام و نکته خاصی باشد.

  بدیهی است که پاسخها باید با حال و هوای
فرهنگی این فضا هماهنگ باشد.


متشـــــــــــــکرم


  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
بتول حائری , yaqoot
بتول حائری - 23:51 1391/03/2
59

بسم الله الرحمن الرحیم

یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

در پی اهانت بی شرمانه به ساحت مقدس و نورانی امام علی النقی علیه السلام که مشعل دار هدایت بشر و متصل به دریای بیکران علم الهی می باشند بر آن شدیم تا در طرحی همگانی قرائت زیارت جــــــــــــامعه کبیـــره که به یقین سرمایه شیعه و حاوی بلند ترین تعالیم عرفانی ، درس های عقیدتی و چشمه ای جوشان از معارف اهل بیت علیهم السلام است و یادگار مدوّن امام علی النقی علیه السلام است را به ساحت این امام بزرگوار هدیه نماییم .

لطفا اطلاع رسانی کنید تا هزارن جامعه کبیره ارمغان ما محبین باشد به ساحت این امام همام

وعده ما جمعه 5 خرداد 1391 مصادف با شهادت امام علی النقی علیه السلام



2_imam_hadi_shahadat_88_1.jpg

شیدا محب امام هادی علیه السلام , sheida_
شیدا محب امام هادی علیه السلام , sheida_
اروین  رومل , tinalhr
اروین رومل - 08:53 1391/01/23
56
كشكول یعنی منت دیگران را داشتن
دایی مهربون , faez114
دایی مهربون - 22:05 1390/11/18
55

آیت‌الله جوادی‌آملی؛ قرآن اصل دین را حفظ كرده است

آیت الله جوادی آملی خدمت درعرصه فعالیت‌های قرآنی را دارای اجر و ثواب بسیار زیاد و از بهترین اعمال دانسته و گفت: قرآن كتابی است كه توانسته اصل دین را در جهان حفظ كند.


به گزارش «شیعه نیوز» ، معظم‌له در دیدار رئیس دفتر تبلیغات اسلامی و مسئولین مركز فرهنگ و معارف قرآن كریم گفتند: خداوند به نویسندگان و قلم به دستان عنایت ویژه‌ای دارد.

ایشان افزودند: اگر مصدورات و مكتوبات مورد سوگند الهی است، به طور قطع اثربخش است و باید گفت كه قرآن كتابی است كه توانسته اصل دین را در جهان حفظ كند.

این مفسر قرآن ادامه دادند: مرحوم كاشف الغطا نیز می فرمود اگر قرآن نبود دینی در زمان وزمین نمی ماند وبه همین دلیل باید گفت كه قرآن دین را نگه داشته وكتابی جهانی است.

آیت الله جوادی آملی تاکید کردند: اگر قرآن نبود مسیحیت و یهودیت تحریف شده با پیشرفت علم از بین می‌رفتند و این قرآن بود كه آمد و انبیا را تطهیر كرد و از قداست مسیح(علیه السلام) و حضرت مریم سخن گفت و دین را حفظ كرد.

معظم له با بیان اینكه نگاه ما به قرآن نباید همانند نگاه به سایر كتب باشد، اظهار داشتند: قرآن همانند نوشته كلینی، صدوق و بوعلی نیست.

ایشان با اشاره اینكه قرآن تصنیف مصنف، تالیف مولف و كتاب كاتب نیست، بیان داشتند: قرآن تجلی خداوند است ونباید خیال كرد كه شبیه به یك كتاب دیگر، اما مشكل تر از آن است.

آیت الله جوادی آملی با بیان اینكه قرآن را خداوند نازل كرده، اما  نه آن گونه كه باران را نازل كرده است، گفتند: خداوند قرآن را آویخته است؛ یعنی یك طرف قرآن به دست او و طرف دیگر در دست ما قرار دارد وبه همین دلیل باید قداست آن را حفط كنیم.

براساس گزارش روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی، ایشان در پایان خدمت كردن در عرصه فعالیت‌های قرآنی را دارای اجر و ثواب بسیار زیادی دانسته و خاطرنشان كردند: ازبهترین اعمال خدمت در عرصه قرآنی است و كسانی كه در این عرصه كار می كنند باید قدر خود را بدانند.            

منبع : مرکز خبر حوزه
شقایق عارف , b1aref
شقایق عارف - 14:27 1390/11/18
54

حقیقتی کوچک از نگرش صحیح

لطفا با دقت مطالعه فرمایید

حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را صد در صد بسازند

اگر
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
برابر باشد با
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

آیا برای خوشبختی و موفقیت تنها تلاش سخت كافیست؟
تلاش سخت (Hard work)
H+A+R+D+W+O+R+K
8+1+18+4+23+15+18+11= 98 %

آیا دانش صد در صد ما را به موفقیت می رساند؟
دانش (Knowledge)
K+N+O+W+L+E+D+G+E
11+14+15+23+12+5+4+7+5= 96 %

عشق چگونه ؟
عشق (Love)
L+O+V+E
12+15+22+5= 54 %

خیلی از ما فکر می کردیم که اینها مهمترین باشند، مگه نه ؟!
پس چه چیز 100 % را می سازد ؟؟؟

پول ؟
پول (Money)
M+O+N+E+Y
13+15+14+5+25= 72 %

نه
اینها كافی نیستند، پس برای رسیدن به اوج چه باید كرد؟!
.
.
.
نگرش (Attitude)
A+T+T+I+T+U+D+E
1+20+20+9+20+21+4+5= 100 %


آری !
اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم
زندگی 100% خواهد شد
نگرش، همه چیز را عوض می کند
نگاهت را تغییر بده و چشمهایت را دوباره بشوی
همه چیز عوض می شود

شقایق عارف , b1aref
شقایق عارف - 14:25 1390/11/18
53


بهترین ایمیل سال 2011
ترجمه متن
زیبا و پر معنی فوق را به فارسی هم بخوانید
ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم، سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم، بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم، سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم،سپس می تونستم به کار برگردم، اما برای بازنشستگی تلاش کردم، اما اکنون که در حال مرگ هستم، ناگهان فهمیده ام که فراموش کرده بودم زندگی کنم
.
لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود.
قدر دادن موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید.
برای به دست آوردن پول، سلامتی خود را از دست می دهیم
                            سپس برای بازیابی مجدد سلامتی مان پول مان را از دست می دهیم
                                         گونه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد
                                         و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم
اکرم سادات  , mahlan_mahla
اکرم سادات - 11:17 1390/11/17
52
tavakolbargcopy.JPG
دایی مهربون , faez114
دایی مهربون - 07:16 1390/11/14
51
بازخوانی خاطرات نخستین محافظ ورزشکار امام:
اردوی تیم ملی را تبدیل به ستاد سلب آسایش کردم/ به رگ غیرتم برخورد، قید تیم ملی را زدم/ امام گفت تو برو همیشه دعایت می‌کنم
49054.jpg

گروه ورزش - وقتی تصاویر ورود امام خمینی(ره) به میهن اسلامی از رسانه‌های بین المللی روی آنتن رفت، چهره جوانی تنومند کنار حضرت امام کاملا خودنمایی می‌کرد، خیلی‌ها آن روزها نمی‌دانستند این جوان تنومند کیست و چگونه این‎قدر به امام خمینی نزدیک شده بود اما امروز هر وقت تصاویر آن لحظه تاریخی از رسانه‌های داخلی و خارجی پخش می‌شود همه آن چهره را به خوبی به خاطر می‌آورند، محافظ جوان بنیانگذار انقلاب در بدو ورود به میهمن اسلامی کسی نبود جز محمدرضا طالقانی.

به گزارش رجانیوز، محمدرضا طالقانی پیشکسوت کشتی ایران با گذشت سی و سه سال از آن روز به یادماندنی هنوز دوازدهم بهمن ماه 1357 را به عنوان یکی از طلایی‌ترین روزهای زندگی خود می‌داند. روزی که به گفته محافظ حضرت امام خمینی(ره) مردم ایران شدت عشق و و علاقه خود را به رهبر انقلابی خود اثبات کردند و پیمان ناگسستنی با مقتدای خود بستند.

محمدرضا طالقانی همزمان با سالروز ورود تاریخی حضرت امام خمینی(ره) به میهن اسلامی خاطرات خود را از آن روزها با خبرنگار رجانیوز بازخوانی می‌کند، خاطراتی که به گفته خود هرگز از ذهنش پاک نمی‌شود.

آقای طالقانی شاید این سوال را بارها پاسخ داده باشید اما برای جوان‌ترها این نکته جالب است چگونه جوانی کم سن و سال چون شما توانست به عنوان اولین محافظ امام خمینی(ره) انتخاب شود؛ ان روزها شما به عنوان یک کشتی‌گیر ملی‌پوش چگونه به این عنوان انتخاب شدید؟

من در سال 1357 موفق شدم در کشتی ایران خودی نشان دهم و به قول معروف سری بین سرها در بیاورم،پس از این موفقیت از سوی کادر فنی تیم ملی وقت به عنوان ملی پوش تیم ملی کشتی انتخاب شدم، چون به گفته مربیان تیم ملی شانس زیادی برای کسب مدال طلا داشتم، آذرماه 1357 قرار بود در تهران مسابقات بین المللی با حضور کشورهای صاحب قدرت کشتی جهان برگزار شود، به همین دلیل من و سایر کشتی‌گیران تیم ملی مجبور بودیم در اردوی تیم ملی شرکت کنیم، حضور ما به صورت شبانه روزی بود اما روزهای پنج شنبه اجازه داشتیم به خانه برگردیم. آن روزها، اوج تظاهرات‌های مردمی علیه شاه بود. شب‌ها حکومت نظامی بود اما با این حال، مردم همچنان به تظاهرات های اعتراضی خود علیه شاه ادامه می‌دادند. آن موقع در محله ما که یکی از محله های جنوب شهر بود مردم به شدت علیه شاه فعالیت می‌کردند، آن روزها پائین شهر محل تجمع مخالفان شاه بود.


وقتی از اردو به خانه رفتم خیلی‌ از بزرگ‌ترها از من گلایه کردند که چرا در این برهه که همه مردم جان خود را برای امام و آزادی کشور گرو گذاشتند، تو در اردوی تیم ملی شرکت می‌کنی، وقتی صحبت بزرگ‌ترها را شنیدم، به رگ غیرت من و بقیه بچه های تیم ملی برخورد، به همین دلیل تصمیم گرفتم پیام مردم را به بچه‌های تیم ملی برسانم.

وقتی صبح شنبه به اردوی تیم ملی برگشتم، اتاق من در اردوی تیم ملی تبدیل شد به ستاد سلب آسایش حکومت! بچه ها دور هم جمع کردم و پیام مردم را به آنها منتقل کردم. به بچه های تیم ملی گفتم آقا مردم نمی‌خواهند ما کشتی بگیریم، برای همین باید به مردم ملحق شویم تا آنها فکر نکنند ما پشت آنها را خالی کرده‌ایم. به بچه ها گفتم پهلوان واقعی امروز مردم را تنها نمی‌گذارد، آن روز صبح بچه ها را از هر نظر ساختم و همگی آماده تصمیم‌گیری بودند. شب که برای شام به غذاخوری رفتیم، در آنجا با بچه‌های مدرسه عالی ورزش که همگی جزو قهرمانان رشته‌های ورزشی دیگر بودند، در سالن همایش‌ها حرف زدم و به صورت دسته جمعی تصمیم گرفتیم که مسابقات بین المللی آریامهر را لغو کنیم.

بعد از آن جلسه دوباره به اتاق سلب آسایش برگشتیم و دوباره با بچه ها جلسه گذاشتیم صبح که برای صبحانه رفتیم به سمت سالن غذاخوری دیدم تمام دیوارهای  محل اقامت ما پر شده از اطلاعیه‌های اعتراضی که روی آنها نوشته شده بود ورزشکاران به مردم محلق شدند و زیر آن نوشته شده بود محمدرضا طالقانی که به جان مولا من اصلا در جریان نبودم. وقتی از صبحانه برگشتیم سرپرست اردو مرا خواست و با عصبانیت گفت تو اخلال گری کردی! و همین روزهاست که تو را بگیرند و بکشند. گفتند جرم تو این‌است که جام شاه را به هم می‌ریزی! گفتم الان باید چه‌کار کنم که به من گفتند تو را رئیس فدراسیون بیرون کرده و حالا باید از تیم ملی بیرون بروی! من هم آمدم بیرون اما قبل از این که تیم ملی را ترک کنم زرنگ بازی درآورم و گفتم بچه ها مرا بیرون کردند!


واکنش ملی پوشان به موضوع اخراج شما چه بود، آیا آنها به این مساله اعتراض کردند؟

آنها انصافا درس بزرگی به من دادند، وقتی بچه ها متوجه شدند، من به دلیل اعتراض به شاه از اردوی تیم ملی اخراج شدم، از 42 ملی پوش 37 نفر ساک و وسائل خود را جمع کردند و با من از اردو بیرون آمدند. آن وقت ها مثل امروز هر کسی یک ماشین نداشت، با چند ژیان و هیلمن و پیکان از اردو بیرون آمدیم. بلافاصله پس از خروج از اردو به یکی از امام‌زاده های تهران رفتیم. پس از این که دو رکعت نماز خواندیم، با یك‌دیگر هم قسم شدیم که به مردم ملحق شویم، پس از این ماجرا تصمیم گرفتیم که خبر خروج از اردو و اضافه شدن به مردم را به یکی از روزنامه ها بدهیم که فردای آن روز همه روزنامه ها نوشتند، قهرمانان به مردم ملحق شدند. همین مسئله آغاز ورود من به موضوع انقلاب بود.

شما در خاطرات خود بارها گفته‌اید که شهید حاج مهدی عراقی نقش زیادی در حضور شما در رویداد انقلاب اسلامی داشت، در این باره توضیح می‌دهید؟

حاج آقا مهدی عراقی بچه محل ما بود، من یادم می‌آید که پس از خروج از اردو وقتی به خانه برگشتیم، گفتند منزل آقای عراقی دعای کمیل است، برای روضه و دعای کمیل هفتگی به منزل حاج مهدی عراقی رفتیم. من رفتم منزل ایشان که حاج آقا به محض این که مرا دید، برایم چای ریخت و گفت آفرین به تو که به مردم اضافه شدی واقعا دست مریزاد، حالا حاضری با من به پاریس بیایی؟ گفتم چه خبر است، گفتند می‌خواهیم برویم ملاقات آقا، که با جان و دل پذیرفتم و گفتم هر وقت شما بگوید من آماده‌ام. به حاج آقا گفتم یا علی هر وقت شما امر بفرمائید در خدمتیم.

شب که به خانه برگشتم، می خواستم بخوابم که پدرم صدا زد که محمدرضا بیا جلوی در تو را کار دارند، رفتم جلوی در دیدم چند نفر پاسبان با دست‌بند منتظر من هستند. همان جا بلافاصله مرا با خودشان بردند کلانتری و بعد از آنجا به باغ شاه بردند که نزدیک به پانزده روز در آنجا مرا نگه داشتند، از آنجا که تمام مردم بازداشتی را به باغ شاه می‌آوردند، تصمیم گرفتم برای این افراد مسابقات کشتی بگذارم. آن‌قدر نظم آنجا را به هم زدم آقایی که مسوول آنجا بود به نام کمانگیر که بعد اعدام شد، گفت تو باید از اینجا بروی چون نظم و انضباط اینجا را به هم زدی!


بعد از این که از زندان اخراج شدید، چه کردید؟

به محض این که از زندان باغ شاه بیرون آمد، خدمت حاج مهدی عراقی رسیدم که پس از آن یک‌سره به پاریس رفتیم، آنجا بود که وقتی خدمت سید احمد آقای خمینی رسیدم، قرار شد محافظ آقا شدم، من تا قبل از این نمی‌دانستم بادی گارد و محافظ یعنی چه اما وقتی به من این ماموریت را دادند، تصمیم گرفتم که با جان و دل از آقا محافظت کنم. وقتی به تهران آمدیم و آن روز تاریخی را شاهد بودیم، دیگر به خود می‌بالیدیم که محافظ آقا هستم. من آن روز را که هیچ گاه از خاطر نمی‌برم، با حضرت آیت الله طالقانی به فرودگاه رفتیم تا در خدمت امام باشیم اما آنجا آقای رفیق دوست به من گفتند مقابل دانشگاه بروم و خدمت روحانیونی که جلوی مسجد دانشگاه تحصن کرده بودند تا امام به آنجا بروند و سخنرانی کنند، عرض کنم همه به بهشت زهرا سلام الله علیها بیایند تا سخنرانی امام را در آنجا گوش کنند. من هم با موتور خودم را به دانشگاه تهران رساندم تا خدمت آقایان روحانیون متحصن، پیام را بدهم. بعد از آن سوار بلیزر شدم و به بهشت زهرا سلام الله علیها رفتیم. بعد با هلی کوپتر به قطعه 17 شهریور رفتیم و از آنجا بعد از سخنرانی حضرت امام به بیمارستان هزار تخت‌خوابی رفتیم که من آن موقع به تنهایی ماموریت گرفتم که به مدرسه علوی بروم و خبر بدهم که آقا می‌خواهند سخنرانی کنند.

بعد از آن برای نماز ظهر و عصر به منزل آقای پسندیده رفتند. برای نماز مغرب هم که متوجه شدیم حضرت آقا قرار است به محله خیابان ایران بیایند با بچه ها خیابان را گل آرایی کردیم و آذین بستیم تا از امام استقبال کنیم، دقیقا از آن لحظه، نبض انقلاب در کوچه مدرسه علوی زده شد و من هیچ وقت ان روز را از یاد نمی‌برم.

تا چه زمانی به عنوان محافظ حضرت امام فعالیت می‌کردید؟

چند روزی خدمت امام بودم، بعد یکی از روزها خدمت امام رسیدم و به ایشان عرض کردم که من کشتی‌گیر تیم ملی هستم و باید در تمرینات تیم ملی شرکت کنم که ایشان دستور فرموردند که تو برو و همیشه تو را دعا خواهم کرد، من هم پس از فرمایش آقا مسوولیتم را به فرد دیگری واگذار کردم و به تمرینات تیم ملی برگشتم.

آن روزها با چه عقیده‌ای حاضر شدید این مسوولیت سنگین را قبول کنید؟

به عقیده من آن روزها کسانی که جگر شیر داشتند کنار امام یودند در ثانی تمام کسانی که کنار امام بودند عاشق بودند، من هم با عشق و ارادت قبلی این مسوولیت را پذیرفتم و همچنان به این عشق پایدارو با افتخار می گویم چو ایران نباشد تن من مباد.

دایی مهربون , faez114
دایی مهربون - 07:06 1390/11/11
50





˚°◦.♥لطفا در این مکان__̴ı̴̴̡̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡l_ ̡͌l̡̡̡ ̡͌lسیگار (░░(̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅() نکشید♥






دایی مهربون , faez114
دایی مهربون - 21:26 1390/11/10
49
یکی از دوستانم این جملات  قشنگ را روی کتیبه من نوشته بود. حیفم آمد اینجا نیارمش:


دلم گرم خداوندی است ک با دستان من، گندم برای "یا کریم" خانه میریزد! چه بخشنده خدای عاشقی دارم ک می خواند مرا با آن که میداند گنهکارم!!دلم گرم است میدانم بدون لطف او تنهای تنهایم...
برایت من "خــــــــــــــــــــــــدا" را آرزو دارم....
دایی مهربون , faez114
دایی مهربون - 07:03 1390/11/1
48
وشته افسر جنگ نرم بر روی کتیبه خودش ، لحظاتی پیش

اعتراض شدید حسن عباسی به گلشیفته فراهانی

حسن عباسی قبلا در مورد گلشیفته پیش بینی هایی کرده بود که گویا به حقیقت نزدیک شده است.

[http://www.aparat.com/v/da7d1d702f88ade45627510b78a887ce37514]
ویدیو های مشابه
37514_1_b.jpg
ویدیو های مشابه
 زری , ghadamkhayr
زری - 17:18 1390/10/30
47
یالطیف   

السلام علیک یا رسول الله ..... السلام علیک  یا قائم ال محمد

امام علی علیه السلام در جملاتی، تأثیرناپذیری خداوند از آفریده ها را چنین بیان می دارند: «خدا با خلق پدیده ها در برابر عقل ها جلوه کرد. او از مشاهده چشم ها برتر و والاتر می باشد و حرکت و سکون را آفریده است. چگونه ممکن است آن چه را خود آفریده، در او اثر بگذارد یا خود از پدیده های خویش اثر پذیرد؟ اگر چنین شود، ذاتش چون دیگر پدیده ها تغییر می کند و اصل وجودش تجزیه می پذیرد و دیگر اَزلی نمی تواند باشد. هنگامی هم که بر [فرض محال] آغازی برای خدا تصوّر شود، پس سرآمدی نیز خواهد داشت و این آغاز و انجام، دلیل روشن نقص، و نقص و ضعفْ دلیل مخلوق بودن و نیاز به خالقی دیگر داشتن است. پس نمی تواند آفریدگار هستی باشد و از صفات پروردگار که هیچ چیز در او مؤثر نیست و نابودی و تغییر و پنهان شدن در او راه ندارد، خارج می شود».



گل نسترن

دایی مهربون , faez114
دایی مهربون - 11:36 1390/10/30
46



























































 زری , ghadamkhayr
زری - 07:46 1390/10/30
45
یالطیف 



138909071902_LI_0079890158.gif


 

یکی از نگرانی های مهم رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله راجع به امت خویش، پیروی از هوای نفس و در سر پروراندن آرزوهای دور و دراز بود. حضرت در موارد متعدد، این مهم را به مردم گوشزد می نمود؛ چرا که نتیجه طبیعی این دو بیماری اخلاقی، دور شدن از حق و فراموش کردن قیامت است و همین برای سقوط یک فرد یا یک امت کافی است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید: «آن چه بیش از هر چیز بر شما بیم دارم، پیروی از هوای نفس و آرزوی دراز است؛ هواپرستی [آدمی را] از حق باز می دارد و آرزوی دراز، آخرت را از یاد انسان می برد.

السلام علیک یا رسول الله .....السلام علیک یا قائم ال محمد


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.