| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1039
|
2306
|
91/3/9 (14:24)
|
|
||
|
|
1091
|
3552
|
91/2/20 (11:29)
|
|
||
|
|
1918
|
3776
|
91/3/9 (10:44)
|
|
||
|
|
83
|
98
|
91/3/2 (23:50)
|
|
||
|
|
478
|
669
|
91/2/30 (06:36)
|
|
||
|
|
5
|
7
|
91/2/26 (10:37)
|
|
||
|
|
11
|
31
|
91/2/21 (10:34)
|
|
||
|
|
37
|
118
|
90/12/28 (22:31)
|
|
||
|
|
77
|
195
|
91/3/11 (22:01)
|
|
||
|
|
314
|
590
|
91/3/2 (23:51)
|
|
||
|
|
59
|
188
|
91/3/2 (23:51)
|
|
||
|
|
18
|
204
|
91/2/16 (21:32)
|
|
||
|
|
8
|
101
|
91/1/24 (22:33)
|
|
||
|
|
29
|
200
|
91/1/22 (22:39)
|
|
||
|
|
14
|
120
|
91/1/19 (08:36)
|
|
||
|
|
12
|
113
|
91/1/1 (11:21)
|
|
||
|
|
23
|
126
|
90/12/15 (13:34)
|
|
||
|
|
10
|
51
|
90/11/21 (22:03)
|
|
||
|
|
15
|
36
|
90/10/16 (23:13)
|
|
||
|
|
351
|
497
|
91/2/12 (22:36)
|
|


اما دوست گرامی محب صادق شما امده اید میخواهید قهرمان بازی راه بیندازید که مثلا علی با فضیلتتر است یا ابوبکر اولا این موضوع بسیار بیمورد است سخن ما بر سر اثبات امامت الهی علی در قران بود که دوستانتان از هر جا گفتند و نوشتند الا این موضوع تازه هیچ یک از علمایتان نیز نتوانسته اند برای این موضوع به قران نزدیک شوند فقط تا توانسته اید گردو خاک کرده اید و با پیش کشیدن بحث اصحاب
از این موضوع طفره رفته اید
دوما سراسر تاریخ اهل سنت ابوبکر با فضیلتترین فرد امت اسلام بعد از پیامبر است شما کدام کتاب اهل سنت را دیده اید که فضایل ابوبکر را بعد از فضایل علی نقل کرده باشد ؟ این را هم فراموش نکنید وقتی پیامبر مبعوث گردید علی 10 سال داشت و کودکی در حد چهارم ابتدایی این زمان بود ولی ابوبکر از تجار قریش بود و همسن پیامبر ایا در ان خفقان پیامبر را کودکی 10 ساله یاری میکرد یا تاجری 40 ساله ؟ پس دوران مکه پیامبر بیشتر با ابوبکر و عمر و عثمان و دیگر اصحاب تاثیرگذار نشست و برخاست داشت و مشورت مینمود و طبیعی هم بود مگر امروز اقای خامنه ای با کودکان نشست و برخاست دارد یا همسن و سالان خودش !!
ولی شیعه از تاریخ چه به ما میدهد !فقط پیامبر بود و علی بود و فاطمه بود بقیه همه دو رو و دشمن و منافق و کافر... بله تاریخی که شیعه از 23 سال پیامبر به ما ارزانی میدارد
از اینها بگذریم قران مرجع همه ماست بعد از پیامبر کل پیروانش با درجات مختلف ایمان و علم و تقوا یک نقش داشتند ! انهم تبعیت از محمد و بین این قضیه هیچ فرقی بین ابوبکر و عمر و علی و غیر نبود
و خدا هم همه را مرتبا باهم ذکر میکند در هیچ جا خدا مهاجرین و انصار و اصحاب صدر اسلام را از هم جدا نکرده است
در تشیع علوی، دورهی غیبت است که دورهی دمکراسی است و برخلاف نظام نبوت و امامت، که از بالا تعیین میشود، رهبری جامعه در عصر غیبت، بر اصل تحقیق و تشخیص و انتخاب و اجماع مردم مبتنی است و قدرت حاکمیت از متن مردم سرچشمه میگیرد.
دکتر شریعتی مجموعه آثار9 – تشیع علوی و تشیع صفوی – ص ۲۲۴
در پی اهانت بی شرمانه به ساحت مقدس و نورانی امام علی النقی علیه السلام که مشعل دار هدایت بشر و متصل به دریای بیکران علم الهی می باشند بر آن شدیم تا در طرحی همگانی قرائت زیارت جــــــــــــامعه کبیـــره که به یقین سرمایه شیعه و حاوی بلند ترین تعالیم عرفانی ، درس های عقیدتی و چشمه ای جوشان از معارف اهل بیت علیهم السلام است و یادگار مدوّن امام علی النقی علیه السلام است را به ساحت این امام بزرگوار هدیه نماییم .
لطفا اطلاع رسانی کنید تا هزارن جامعه کبیره ارمغان ما محبین باشد به ساحت این امام همام
وعده ما جمعه 5 خرداد 1391 مصادف با شهادت امام علی النقی علیه السلام

اول) غیرمسلمانان و غیرشیعیانی كه مبنای ولایت فقیه را نمیپذیرند.
دوم) شیعیانی كه ولایت مطلقه فقیه را از روی اجتهاد یا تقلید نمی پذیرند.
سوم) كسانی كه با پذیرش اصل ولایت مطلقه فقیه، شخص ولی فقیه را قبول ندارند.
چهارم) كسانی كه حتی با اعتقاد به صلاحیت شخص ولی فقیه، پارهای از احكام حكومتی صادره از وی را نادرست مینگارند.
البته حكم ولی فقیه برای همه افراد حوزه ولایت او، چه موافق و چه مخالف، نافذ و از دیدگاه اسلام لازم الاجرا است.
سلام افرین 
نمونش شما ! ازشیعه بودن چیزی کم نگذاشتید ؟!
اول) غیرمسلمانان و غیرشیعیانی كه مبنای ولایت فقیه را نمیپذیرند.
دوم) شیعیانی كه ولایت مطلقه فقیه را از روی اجتهاد یا تقلید نمی پذیرند.
سوم) كسانی كه با پذیرش اصل ولایت مطلقه فقیه، شخص ولی فقیه را قبول ندارند.
چهارم) كسانی كه حتی با اعتقاد به صلاحیت شخص ولی فقیه، پارهای از احكام حكومتی صادره از وی را نادرست مینگارند.
البته حكم ولی فقیه برای همه افراد حوزه ولایت او، چه موافق و چه مخالف، نافذ و از دیدگاه اسلام لازم الاجرا است.
سلام افرین 
نمونش شما ! ازشیعه بودن چیزی کم نگذاشتید ؟!
چطور علی خود نیز در سراسرتاریخ به این ولایت خودش استناد نکرد ! شما همیشه گله مندید
که چرا علی در شورای سقیفه راه داده نشد
!! ولی چرا وقتی در شورای شش نفری عمر نامزد خلافت شد از این حق خدایی چیزی نگفت پس از این جلسه و سه روز بعد باز و قتی عبد الرحمان ابن عوف او را در جلوی چشم هزاران نفر در مسجد برای بیعت فرا خواند علی حتی یک کلمه هم از حق خدایی خود و غدیر خم نگفت
بلاخره باید کی از این حق خدایی خود میگفت لابد زیر پتو !!
بهتر است کمی تامل کنید چطور این همه مردم یعنی 70 هزار نفر یکجا این ولایت علی را فراموش کردند ؟؟؟؟{ ایا میشود تصور کرد در یک بزرگراه همه ماشینها همزمان خراب شوند }
پس چگونه انهمه اصحاب محمد همزمان خراب شدند ؟؟؟
چطور در ان کشمکشهای انتخاب خلیفه یک نفر هم نگفت ! مگر علی جانشین پیامبر نیست ؟؟؟
چطور به نظر شما مسخره است پیامبر در ان گرمای سوزان { البته فراموش کرده اید که در عربستان همیشه گرمای سوزان وجود دارد }
سخن از دوستی علی بگوید ولی این مسخره نیست که 70 هزار نفر بعد از 80 روز امر مهم ولایت علی را فراموش کنند ؟؟؟؟
بسم الله الرحمن الرحیم اما بعد جواب دوستان گرامی را خواندم
در مورد اقای شاکری باید بگویم ایشان بیشتر روضه خوانی کرده تا بحث
ولی یک نکته توجهم را جلب نمود وی فرموده اند :
{آیا
رسول الله اون همه آدم رو در غدیر خم معطل و جمع كرد تا به اونها بگه علی
دوست منه و بعد از من دوست همه شما ؟ چه كار بیهوده ای !!!} من متاسفم برای شما شیعیان عزیز که تاریخ را انقدر نصفه نیمه بخورد شما میدهند
قضیه غدیر مربوط به سرپیچی افراد تحت فرمان علی در یمن بخاطر تقسیم اموال زکوی بود که بر علی خورده میگرفتند لطفا بروید قضیه را در منابع اصیل تاریخی بخوانید نه تاریخی که با محوریت بغض و کینه شیعه اختراع کرده است { زمان بیخبری از تاریخ اسلام تمام شد با یک کلیک انچه میخواهید
ولى فقیه به عنوان عالىترین مقام حكومتى، ضمن آنكه در برابر قانون با آحاد ملت یكسان است و داراى هیچگونه امتیاز شخصى و برترى ذاتى و یا استثنایى ویژه در مسؤولیت حقوقى و كیفرى و سیاسى نمیباشد، در عین حال داراى اختیارات فرادستورى است . [منظور از قواعد فرادستورى در اصطلاح حقوق اساسى، آن دسته از قواعد و مقررات قانون اساسى است كه حاكم بر سایر اصول قانون اساسى و قوانین و مقررات دیگر است ،مثل: احكام شریعت مقدس اسلام بر طبق اصل چهارم قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران و یا رعایت موازین بین المللى حقوق بشر در قوانین اساسى مردم سالار (در تعریف ساده تر مثل مقدم بودن دستور پلیس بر چراغ راهنما یا تابلوهای راهنمایی) .
كلمه مطلق
به رژیمهای فاقد قانون اساسی و با حكومت سلطنتی نیز مطلقه گفته میشود، ولی در نظام ولایت مطلقه فقیه، ولایت مطلقه، مقید به مصالح عام مسلمانان و احكام الهی است و چنین نیست كه بدون هر قید و بندی باشد، از این رو قابل كنترل است.
معنای مطلق بودن ولایت این است كه
اولاً: فقیه ملتزم است همه احكام اسلام را تبیین نماید.
ثانیاً: ملتزم به اجرای احكام الهی باشد.
ثالثاً: برای تزاحم احكام چاره اندیشی نماید؛ یعنی اگر دو حكم الهی با یكدیگر تزاحم داشته باشند، ولی فقیه حكم اهم را اجرا میكند.
نكات:
1) ولى فقیه حق حاكمیت ندارد، بلكه ریاست كشور و قواى عمومى را به عهده دارد و حاكمیت تنها در انحصار خدا و قوانین الهى است . بنابراین، او نیز زیرمجموعه قوانین الهى است; یعنى، مثل بقیه شهروندان در اجراى قانون الهى له یا علیه او یكسان است . بنابراین، هیچ امتیاز ویژه و موقعیت استثنایى و یا مصونیت كیفرى و حقوقى و سیاسى فوقالعاده و فراتر از معیارهاى شریعت ندارد
2)این ریاست فراگیر است; یعنى، ولایت فقیه هم ریاست كشور را به عهده دارد و هم ریاست عالیه قواى عمومى كشور اعم از مقننه، قضائیه و مجریه . نظیر این ریاست فراگیر نیز براى ریاست جمهورى، در نظامهاى ریاستى، وجود دارد كه رئیس جمهور هم رئیس كشور است و هم رئیس هیات دولت و در نظامهاى پارلمانى كه همه قواى عمومى از پارلمان ناشى میشود و ریاست كشور با پادشاه و یا رئیس جمهور است .
3)چون انسانها داراى شان برابر هستند و هیچ كس حق ندارد بر دیگرى فرمان براند و امر و نهى حكومتى با مقوله وكالتسازگارى ندارد، پس باید ریاست عالیه مقامات عالى حكومت متكى به یك مقام برتر باشد.براساس عقاید دینى و كلامى كسى كه خالق است، مالك نیز هست و مالك سرپرستى و ربوبیت دارد و این ویژگىها تنها زیبنده حضرت حق، جل و على، است، لذا منشا اوامر و نواهى حكومتباید حاكمیت تكوینى و تشریعى خدا بر جهان و انسان باشد، تا از نظر عقل اطاعت از آن حكومت صحیح باشد و آن اوامر و نواهى بر آحاد انسانها جنبه الزام داشته باشد; از این جهت اعتقاد داریم كه اوامر و نواهى مقامات عالى حكومتباید ناشى از «فقه و شریعت» باشد .
4)تنها اوامر و نواهى ناشى از «فقه و شریعت» براى آحاد جامعه اسلامى الزامآور است و نفوذ دارد و فقیه ضامن اجراى محتواى فقه و شریعت و عدم انحراف حكومت و مقامات عالى آن از اسلام است و هم به موجب ادله فقهى و كلامى، خود باید در راس حكومت سیاسى قرار گیرد .
5)در اسلام، رهبرى قانونمند است و در چارچوب ضوابط و مقررات و قوانین الهى است . رهبر بر اساس میل و سلیقه شخصى و بدون در نظر گرفتن مصالح عمومى الهام گرفته شده از شریعت و مشخص شده با كاوش استدلالى و فقیهانه حق ندارد كه عمل كند و در این صورت از چارچوب الهى ترسیم شده خارج گشته، حقانیت خود را از دست مىدهد .
6)تعیین و عزل رهبری بر عهده گروه ناظر به انتخاب عام مردم میباشد.

بسم الله الرحمن الرحیم اما بعد جواب دوستان گرامی را خواندم
در مورد اقای شاکری باید بگویم ایشان بیشتر روضه خوانی کرده تا بحث
ولی یک نکته توجهم را جلب نمود وی فرموده اند :
{آیا رسول الله اون همه آدم رو در غدیر خم معطل و جمع كرد تا به اونها بگه علی دوست منه و بعد از من دوست همه شما ؟ چه كار بیهوده ای !!!} من متاسفم برای شما شیعیان عزیز که تاریخ را انقدر نصفه نیمه بخورد شما میدهند
قضیه غدیر مربوط به سرپیچی افراد تحت فرمان علی در یمن بخاطر تقسیم اموال زکوی بود که بر علی خورده میگرفتند لطفا بروید قضیه را در منابع اصیل تاریخی بخوانید نه تاریخی که با محوریت بغض و کینه شیعه اختراع کرده است { زمان بیخبری از تاریخ اسلام تمام شد با یک کلیک انچه میخواهید
در حضور ایت الله گوگل برایتان فراهم میشود }
بهتر است کمی تامل کنید چطور این همه مردم یعنی 70 هزار نفر یکجا این ولایت علی را فراموش کردند ؟؟؟؟{ ایا میشود تصور کرد در یک بزرگراه همه ماشینها همزمان خراب شوند }
پس چگونه انهمه اصحاب محمد همزمان خراب شدند ؟؟؟
چطور در ان کشمکشهای انتخاب خلیفه یک نفر هم نگفت ! مگر علی جانشین پیامبر نیست ؟؟؟
چطور به نظر شما مسخره است پیامبر در ان گرمای سوزان { البته فراموش کرده اید که در عربستان همیشه گرمای سوزان وجود دارد }
سخن از دوستی علی بگوید ولی این مسخره نیست که 70 هزار نفر بعد از 80 روز امر مهم ولایت علی را فراموش کنند ؟؟؟؟
چطور علی خود نیز در سراسرتاریخ به این ولایت خودش استناد نکرد ! شما همیشه گله مندید
که چرا علی در شورای سقیفه راه داده نشد
!! ولی چرا وقتی در شورای شش نفری عمر نامزد خلافت شد از این حق خدایی چیزی نگفت پس از این جلسه و سه روز بعد باز و قتی عبد الرحمان ابن عوف او را در جلوی چشم هزاران نفر در مسجد برای بیعت فرا خواند علی حتی یک کلمه هم از حق خدایی خود و غدیر خم نگفت
بلاخره باید کی از این حق خدایی خود میگفت لابد زیر پتو !!
پس کار بیهوده ادعای شما شیعیان است
فرموده اید {آیا اصحاب رسول الله فقط اونهایی بودند كه شما قبول دارید ؟ آیا ابوذر و سلمان و مقداد و عمار و ... كه مورد آزار و تعرض قرار گرفتند اصحاب رسول و از نزدیكترین یاران ایشان نبودند ؟}
باز بنازم به روضه خوانی سراسرافترای شما دوست عزیزم هم سلمان هم مقداد هم یاسر در زمان ابوبکر و عمر در پستهای حساس مملکتی مسئول بودند در ضمن شما این سه نفر را نه به خاطر صحابی پیامبر بودن بلکه بخاطر صحابی علی بودن !! دوست میدارید و الا چرا نمیگویید سلام بر اصحاب محمد همچنان که میگویید سلام بر اصحاب حسین !! پس ریگی به کفشتان هست
این از جواب بسیار مختصر شما
اما دوست گرامی محب صادق شما امده اید میخواهید قهرمان بازی راه بیندازید که مثلا علی با فضیلتتر است یا ابوبکر اولا این موضوع بسیار بیمورد است سخن ما بر سر اثبات امامت الهی علی در قران بود که دوستانتان از هر جا گفتند و نوشتند الا این موضوع تازه هیچ یک از علمایتان نیز نتوانسته اند برای این موضوع به قران نزدیک شوند فقط تا توانسته اید گردو خاک کرده اید و با پیش کشیدن بحث اصحاب
از این موضوع طفره رفته اید
دوما سراسر تاریخ اهل سنت ابوبکر با فضیلتترین فرد امت اسلام بعد از پیامبر است شما کدام کتاب اهل سنت را دیده اید که فضایل ابوبکر را بعد از فضایل علی نقل کرده باشد ؟ این را هم فراموش نکنید وقتی پیامبر مبعوث گردید علی 10 سال داشت و کودکی در حد چهارم ابتدایی این زمان بود ولی ابوبکر از تجار قریش بود و همسن پیامبر ایا در ان خفقان پیامبر را کودکی 10 ساله یاری میکرد یا تاجری 40 ساله ؟ پس دوران مکه پیامبر بیشتر با ابوبکر و عمر و عثمان و دیگر اصحاب تاثیرگذار نشست و برخاست داشت و مشورت مینمود و طبیعی هم بود مگر امروز اقای خامنه ای با کودکان نشست و برخاست دارد یا همسن و سالان خودش !!
ولی شیعه از تاریخ چه به ما میدهد !فقط پیامبر بود و علی بود و فاطمه بود بقیه همه دو رو و دشمن و منافق و کافر... بله تاریخی که شیعه از 23 سال پیامبر به ما ارزانی میدارد
از اینها بگذریم قران مرجع همه ماست بعد از پیامبر کل پیروانش با درجات مختلف ایمان و علم و تقوا یک نقش داشتند ! انهم تبعیت از محمد و بین این قضیه هیچ فرقی بین ابوبکر و عمر و علی و غیر نبود
و خدا هم همه را مرتبا باهم ذکر میکند در هیچ جا خدا مهاجرین و انصار و اصحاب صدر اسلام را از هم جدا نکرده است
و باز تاکید میکنم پیامبر همه انسانها را شخصیت میداد و با توجه به تخصصشان انها را به کارها وا میداشت و مثل شما شیعیان فکر نمیکرد که مردم را گله گوسفندان میپندارید که همیشه عصای امام بالای سرشان باشد ؟؟مبادا به راه غلط بروند
ایا نیندیشیده اید قران چقدر در مورد تعقل و تفکر سخن میگوید و ایا ذره ای اندیشیده اید که چگونه میشود پیامبر راه تعقل و تفکر را بر مردم ببندد و بگوید شما دست امام بالای سرتان نباشد ادم نمیشوید بخدا ماتم از این تفکر استعداد بر انداز شما
شما در جواب یکی از منتقدان خودتان گفته اید :{فقیه ضامن اجراى محتواى فقه و شریعت و عدم انحراف حكومت و مقامات عالى آن از اسلام است} برای ما بگویید چگونه فقیه که دست پرورده حوزه علمیه و چند اخوند است میتواند از انحراف حکومت اسلامی جلوگیری کند ولی تربیت یافتگان مستقیم پیامبر نتوانستند از انحراف حکومت اسلامی جلوگیری کنند
پس مطمئنا خدا اشتباه کرده است { العیاذ بالله } که بجای محمد یکی از این مراجع را پیامبر نکرد
من نمیدانم چرا در طول تاریخ طرفداران هیچ مرجع شیعی منافق و دروغ گو از اب در نیامدند جز طرفداران محمد مصطفی
من نمیدانم چرا باید همسران پیامبر خیانت کار باشند ولی همسران مراجع محترم همه قدیسه و بانوانی الگو و نمونه و وارسته و
من نمیدانم چرا یاران پیامبر هر چه میگفتند از روی نفاق و زخم زبان و تشر بود
ولی یاران مراجع و رهبر همه صادق ..متقی و و در اوج پرهیزکاری هستند
من نمیدانم چگونه به دستور اقای خمینی میلیونها بسیجی اماده از جان گذشتگی شدند
ولی از دستور محمد همه بغیر از 3 نفر سرپیچی نمودند
پس این پیامبر 23 سال چکار کرد
لابد داخل اتاق تاریکی تا اخر عمر با فاطمه و علی گل گفت و گل شنفت !!!
من نمیدانم چرا همسر و داماد و پدر زنهای محمد و بقیه فامیلهایش همه منافق و توطئه گر از اب در امدند ولی المنه لله زن و فامیل هیچ مرجع و اخوندی منافق و توطئه کار و زیر اب زن از اب در نیامده است
{ سبحانک هذا بهتان عظیم }
از مطالب بالا معلوم میشود که {برای خدا ناراحت نشوید }
روی دیگر تشیع توهین به خود پیامبر است اخر حتی هیتلر هم با انهمه سفاکی صدها یار صادق و جانفدا داشت
حتی در همین دوره خودمان صدام خونریز چقد وفادار داشت ایا این توهین به محمد مصطفی نیست که بگویید هنوز نمرده همه از دورش پراکنده شدند ! انهم با کدام دلیل ؟ تاریخ . خوب تاریخ غلط کرد بیجا کرد . تاریخ را انزمانها هم مثل امروز نوشته اند دیگر
مثلا الجزیره ریز به ریز قیام مردم سوریه را نشان میدهد و از بحرین خبری نیست وایران هم قیام مردم بحرین را نشان میدهد واز سوریه خبری نیست و هر دو 50 درصد دروغگویند و منفعتشان را در نظر دارند نه بشریت را
اری انزمان هم تاریخ را اینگونه به خورد امت دادند جاعلان روایات بیکار ننشستند و انچه در چنته داشتند برای طعنه وارد کردن به نزدیکترین یار ان پیامبر انجام دادند
برای همین خدا در سوره حشر بعد از انکه مهاجرین را صادقین و انصار را رستگاران معرفی میکند مسلمانان بعدی را دستور به محبت انها و عدم داشتن کمترین کینه میدهد
و میفرماید ؟ { وَالَّذِینَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ
[نیز] كسانى كه بعد از آنان [یعنی :مهاجران و انصار] آمدهاند [و] مىگویند پروردگارا بر ما و بر آن برادرانمان كه در ایمان آوردن بر ما پیشى گرفتند ببخشاى و در دلهایمان نسبت به كسانى كه ایمان آوردهاند [هیچ گونه] كینهاى مگذار پروردگارا راستى كه تو رئوف و مهربانى (۱۰)
شیعه کجای این ایه قرار دارد بخاطر خدا به قران برگردید بخاطر خدا یکبار قران را بدون پیش فرض و با ترجمه ای ساده بخوانید و در ان تفکر کنید
وقت ان نرسیده که هر روایتی مخالف قران بود چه در منابع شیعه و چه در منابع سنی له کرد و به سطل اشغال انداخت ؟
وقتی خدا میفرماید کسانی که با محمدند با هم مهربانند
تاریخ و بردگان تاریخ غلط میکنند بیجا میکنند میگویند عمر دنده فاطمه را شکست
پس خدا از مهربانی بین کی سخن میگوید ؟ لابد علی و فاطمه !!! فقط!
عبد خدا باشید و از بردگی تاریخ رهایی یابید
بهر حال در قران چیز ی به نام امام و موضوعی بنام امامت مورد نظر شیعه و دستور به تبعیت از امامان شیعه در قران وجود ندارد که ندارد
روایت هم که هر کس بلند شده میل شکمش روایت ساخته و با روایت نمیشه عقیده را بنیان نهاد
روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز کرد.پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یک لیوان آب درخواست کرد.
دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد.پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی.مادر به ما آموخته که نیکی ما به ازائی ندارد.» پسرک گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.
دکتر هوارد کلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامیکه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد.لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد.در اولین نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری ، پیروزی ازآن دکتر کلی گردید.
آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.
زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد.چیزی توجه اش را جلب کرد.چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:
«بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است»
ولى فقیه به عنوان عالىترین مقام حكومتى، ضمن آنكه در برابر قانون با آحاد ملت یكسان است و داراى هیچگونه امتیاز شخصى و برترى ذاتى و یا استثنایى ویژه در مسؤولیت حقوقى و كیفرى و سیاسى نمیباشد، در عین حال داراى اختیارات فرادستورى است . [منظور از قواعد فرادستورى در اصطلاح حقوق اساسى، آن دسته از قواعد و مقررات قانون اساسى است كه حاكم بر سایر اصول قانون اساسى و قوانین و مقررات دیگر است ،مثل: احكام شریعت مقدس اسلام بر طبق اصل چهارم قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران و یا رعایت موازین بین المللى حقوق بشر در قوانین اساسى مردم سالار (در تعریف ساده تر مثل مقدم بودن دستور پلیس بر چراغ راهنما یا تابلوهای راهنمایی) .
كلمه مطلق
به رژیمهای فاقد قانون اساسی و با حكومت سلطنتی نیز مطلقه گفته میشود، ولی در نظام ولایت مطلقه فقیه، ولایت مطلقه، مقید به مصالح عام مسلمانان و احكام الهی است و چنین نیست كه بدون هر قید و بندی باشد، از این رو قابل كنترل است.
معنای مطلق بودن ولایت این است كه
اولاً: فقیه ملتزم است همه احكام اسلام را تبیین نماید.
ثانیاً: ملتزم به اجرای احكام الهی باشد.
ثالثاً: برای تزاحم احكام چاره اندیشی نماید؛ یعنی اگر دو حكم الهی با یكدیگر تزاحم داشته باشند، ولی فقیه حكم اهم را اجرا میكند.
نكات:
1) ولى فقیه حق حاكمیت ندارد، بلكه ریاست كشور و قواى عمومى را به عهده دارد و حاكمیت تنها در انحصار خدا و قوانین الهى است . بنابراین، او نیز زیرمجموعه قوانین الهى است; یعنى، مثل بقیه شهروندان در اجراى قانون الهى له یا علیه او یكسان است . بنابراین، هیچ امتیاز ویژه و موقعیت استثنایى و یا مصونیت كیفرى و حقوقى و سیاسى فوقالعاده و فراتر از معیارهاى شریعت ندارد
2)این ریاست فراگیر است; یعنى، ولایت فقیه هم ریاست كشور را به عهده دارد و هم ریاست عالیه قواى عمومى كشور اعم از مقننه، قضائیه و مجریه . نظیر این ریاست فراگیر نیز براى ریاست جمهورى، در نظامهاى ریاستى، وجود دارد كه رئیس جمهور هم رئیس كشور است و هم رئیس هیات دولت و در نظامهاى پارلمانى كه همه قواى عمومى از پارلمان ناشى میشود و ریاست كشور با پادشاه و یا رئیس جمهور است .
3)چون انسانها داراى شان برابر هستند و هیچ كس حق ندارد بر دیگرى فرمان براند و امر و نهى حكومتى با مقوله وكالتسازگارى ندارد، پس باید ریاست عالیه مقامات عالى حكومت متكى به یك مقام برتر باشد.براساس عقاید دینى و كلامى كسى كه خالق است، مالك نیز هست و مالك سرپرستى و ربوبیت دارد و این ویژگىها تنها زیبنده حضرت حق، جل و على، است، لذا منشا اوامر و نواهى حكومتباید حاكمیت تكوینى و تشریعى خدا بر جهان و انسان باشد، تا از نظر عقل اطاعت از آن حكومت صحیح باشد و آن اوامر و نواهى بر آحاد انسانها جنبه الزام داشته باشد; از این جهت اعتقاد داریم كه اوامر و نواهى مقامات عالى حكومتباید ناشى از «فقه و شریعت» باشد .
4)تنها اوامر و نواهى ناشى از «فقه و شریعت» براى آحاد جامعه اسلامى الزامآور است و نفوذ دارد و فقیه ضامن اجراى محتواى فقه و شریعت و عدم انحراف حكومت و مقامات عالى آن از اسلام است و هم به موجب ادله فقهى و كلامى، خود باید در راس حكومت سیاسى قرار گیرد .
5)در اسلام، رهبرى قانونمند است و در چارچوب ضوابط و مقررات و قوانین الهى است . رهبر بر اساس میل و سلیقه شخصى و بدون در نظر گرفتن مصالح عمومى الهام گرفته شده از شریعت و مشخص شده با كاوش استدلالى و فقیهانه حق ندارد كه عمل كند و در این صورت از چارچوب الهى ترسیم شده خارج گشته، حقانیت خود را از دست مىدهد .
6)تعیین و عزل رهبری بر عهده گروه ناظر به انتخاب عام مردم میباشد.
اول) غیرمسلمانان و غیرشیعیانی كه مبنای ولایت فقیه را نمیپذیرند.
دوم) شیعیانی كه ولایت مطلقه فقیه را از روی اجتهاد یا تقلید نمی پذیرند.
سوم) كسانی كه با پذیرش اصل ولایت مطلقه فقیه، شخص ولی فقیه را قبول ندارند.
چهارم) كسانی كه حتی با اعتقاد به صلاحیت شخص ولی فقیه، پارهای از احكام حكومتی صادره از وی را نادرست مینگارند.
البته حكم ولی فقیه برای همه افراد حوزه ولایت او، چه موافق و چه مخالف، نافذ و از دیدگاه اسلام لازم الاجرا است.