userinfo close

  ,

اسلام


islamclub

تاسیس: 30 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: حسین محب امام هادی - معاونان
با شرکت در مباحث کلوب اسلام عقاید دینی مان را واکاوی کرده و استحکام بخشیم.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1039
2306
91/3/9 (14:24)
1091
3552
91/2/20 (11:29)
1918
3776
91/3/9 (10:44)
83
98
91/3/2 (23:50)
478
669
91/2/30 (06:36)
5
7
91/2/26 (10:37)
11
31
91/2/21 (10:34)
37
118
90/12/28 (22:31)
77
195
91/3/11 (22:01)
314
590
91/3/2 (23:51)
59
188
91/3/2 (23:51)
18
204
91/2/16 (21:32)
8
101
91/1/24 (22:33)
29
200
91/1/22 (22:39)
14
120
91/1/19 (08:36)
12
113
91/1/1 (11:21)
23
126
90/12/15 (13:34)
10
51
90/11/21 (22:03)
15
36
90/10/16 (23:13)
351
497
91/2/12 (22:36)

عنوان بحث :: این بحث را 33 نفر دنبال می کنند.

حسین محب  امام هادی  , ham_sohbati

سوالات اعتقادی

همه ما می دونیم که اعتقاد به دین را در ابتدا از پدرانمان آموخته ایم ...



و می دانیم که اصول دین را باید تحقیقا فرابگیریم و الا از ما پذیرفته نخواهد شد...

خیلی هامون شبهاتی در زمینه اعتقاداتمون داریم که جایی برای طرحش پیدا نمی کنیم...

اینجا مجالی است تا هر سوالی در زمینه اعتقادات دینی داریم مطرح کنیم...



لطفا سوالات واضح و دقیق باشد تا پاسخ ها نیز شفاف داده شود...

توجه داشته باشیم که هدف جستجوی پاسخ برای سوالات ذهنی مان است و نه جدل برای پیروزی یا فرار از شکست...


  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
محمد، محب امام صادق علیه السلام , md_jafary
1039
نقل قول از : سالار الف


اما دوست گرامی محب صادق شما امده اید میخواهید قهرمان بازی راه بیندازید  که مثلا علی با فضیلتتر است یا ابوبکر  اولا این موضوع  بسیار بیمورد است  سخن ما بر سر   اثبات  امامت الهی علی در قران  بود  که دوستانتان از هر جا گفتند و نوشتند الا این موضوع تازه هیچ یک از علمایتان نیز نتوانسته اند برای این موضوع به قران نزدیک شوند فقط تا توانسته اید گردو خاک کرده اید و با پیش کشیدن بحث اصحاب

از این موضوع طفره رفته اید

دوما  سراسر تاریخ اهل سنت  ابوبکر با فضیلتترین فرد امت اسلام بعد از پیامبر است  شما کدام کتاب اهل سنت را دیده اید  که فضایل ابوبکر را بعد از فضایل علی نقل کرده باشد ؟ این را هم فراموش نکنید وقتی پیامبر مبعوث گردید علی 10 سال داشت و کودکی در حد چهارم ابتدایی این زمان بود ولی ابوبکر از تجار قریش بود  و همسن پیامبر   ایا در ان خفقان پیامبر را کودکی 10 ساله یاری میکرد یا تاجری 40 ساله  ؟ پس دوران مکه پیامبر بیشتر با ابوبکر و عمر و عثمان  و دیگر اصحاب تاثیرگذار  نشست و برخاست داشت و مشورت مینمود  و طبیعی هم بود  مگر امروز اقای خامنه ای با کودکان نشست و برخاست دارد یا همسن و سالان خودش !!

ولی شیعه  از تاریخ چه به ما میدهد !فقط پیامبر بود و علی بود و فاطمه بود بقیه همه دو رو و دشمن  و منافق و کافر...  بله تاریخی که شیعه از 23 سال پیامبر به ما ارزانی میدارد

از اینها بگذریم قران مرجع همه ماست بعد از پیامبر کل پیروانش با درجات مختلف ایمان و علم و تقوا یک نقش داشتند ! انهم تبعیت از محمد و بین این قضیه هیچ فرقی بین ابوبکر و عمر و علی و غیر نبود

و خدا هم همه را مرتبا باهم ذکر میکند  در هیچ جا  خدا مهاجرین و انصار  و اصحاب صدر اسلام را از هم جدا نکرده است

 


سلام عزیز دل!
بنده یك بی دین ملحد. كه تازه خدا رو قبول كردم و اسلام آورده ام، عصمت امامان هم برام غیر منطقیه.

و مطمئن هستم تمام شیعیان امام و رهبرشون رو با پیاز داغ اضافی وصف میكنند (و هكذا سنی ها).

عرضم این هست كه این آدم ها چی دارن كه افتادیم دنبالشون؟و چرا باید دنبالشون بیفتیم؟

كدامیك از اینهارو میشه به عنوان رهبر و امام قبول كرد؟
یه مثال ساده میزنم:
به عنوان یك مسیحی از اصحاب و حواریون حضرت مسیح:  راه و  روش و انجیل منسوب به یوحنا رو مطالعه میكنم؟  یا كلمات و عبارات و روشی كه یهودا داشت؟(كسی كه مسیح رو تسلیم دشمنان كرد) .
بالاخره یوحنا و لوقا شخصیت و كردارشون افضل تر از یهودا بود

سئوالم رو بر اساس جوابهاتون میپرسم(بدون هیچ پیش فرضی).
1-اسم كدامیك از خلفا تو قرآن اومده؟ اگر نیومده چه چیزی باعث میشه این چهار نفر رو بعنوان رهبر و امام دینی قبول كنم؟شاید هزار سال پیش نشستن پارتی بازی كردن یكی رو بردن بالا!!!
2-در مورد فضیلت های اصحاب: چرا 3 خلفیه اول مورد توجه افكار جهانی قرار نگرفتند(با اون همه فضیلت و منقبتی كه فرمودید)؟ اگر گرفتند مثال بیارید تا پی به شخصیتشون ببریم.
3-ا الان چه استفاده ای میشه ازشون كرد؟ چه چیزی ازشون مونده كه به درد زندگی امروز من بخوره؟

مجید    اف        توحید اسلامی , takhat2600
1038

در تشیع علوی، دوره‌ی غیبت است که دوره‌ی دمکراسی است و برخلاف نظام نبوت و امامت، که از بالا تعیین می‌شود، رهبری جامعه در عصر غیبت، بر اصل تحقیق و تشخیص و انتخاب و اجماع مردم مبتنی است و قدرت حاکمیت از متن مردم سرچشمه می‌گیرد.

دکتر شریعتی مجموعه آثار9 – تشیع علوی و تشیع صفوی – ص ۲۲۴

بتول حائری , yaqoot
بتول حائری - 23:49 1391/03/2
1037

بسم الله الرحمن الرحیم

یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

در پی اهانت بی شرمانه به ساحت مقدس و نورانی امام علی النقی علیه السلام که مشعل دار هدایت بشر و متصل به دریای بیکران علم الهی می باشند بر آن شدیم تا در طرحی همگانی قرائت زیارت جــــــــــــامعه کبیـــره که به یقین سرمایه شیعه و حاوی بلند ترین تعالیم عرفانی ، درس های عقیدتی و چشمه ای جوشان از معارف اهل بیت علیهم السلام است و یادگار مدوّن امام علی النقی علیه السلام است را به ساحت این امام بزرگوار هدیه نماییم .

لطفا اطلاع رسانی کنید تا هزارن جامعه کبیره ارمغان ما محبین باشد به ساحت این امام همام

وعده ما جمعه 5 خرداد 1391 مصادف با شهادت امام علی النقی علیه السلام

2_imam_hadi_shahadat_88_1.jpg

حمید حمیدی , 550631
حمید حمیدی - 11:12 1391/02/28
1036
نقل قول از : مجید اف توحید اسلامی

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : Arthas Menethill

نقل قول از : مجید اف توحید اسلامی

مخالفان ولایت‏ فقیه چند دسته‏ اند:


اول) غیرمسلمانان و غیرشیعیانی كه مبنای ولایت‏ فقیه را نمی‏پذیرند.

دوم) شیعیانی كه ولایت مطلقه فقیه را از روی اجتهاد یا تقلید نمی‏ پذیرند.

سوم) كسانی كه با پذیرش اصل ولایت مطلقه فقیه، شخص ولی فقیه را قبول ندارند.

چهارم) كسانی كه حتی با اعتقاد به صلاحیت شخص ولی فقیه، پاره‏ای از احكام حكومتی صادره از وی را نادرست می‏نگارند.


 مخالفت در هر یك از صور بالا دو گونه متصور است:

الف) مخالفت اعتقادی (قلبی)؛ یعنی در اعتقاد و بینش خود مسأله را نمی‏ پذیرد و آن را صحیح نمی‏داند. چنین مخالفتی فی‏نفسه از دیدگاه اسلام موضوع حرمت نیست و از نظرگاه قانونی نیز جرم به شمار نمی‏آید و مسلما منافاتی با مسلمانی شخص ندارد.

ب) مخالفت عملی، این گونه مخالفت مسلما حرام و جرم است. البته مخالفت عملی نیز اقسام و مراتبی دارد كه حكم هر یك جداگانه قابل بررسی است، لیكن رعایت اختصار ما را از بررسی تفصیلی آن معذور می‏دارد


البته حكم ولی فقیه برای همه افراد حوزه ولایت او، چه موافق و چه مخالف، نافذ و از دیدگاه اسلام لازم‏ الاجرا است.

خوب، به این ترتیب امام حسین (ع) هم چون عملاً با ولی مطلقه فقیه زمان خودش مخالفت کرد، کاری حرام انجام داد و مجرم بود. پس چرا شما 1400 ساله که چنین از دین برگشته ای رو میستایید و بر ولی زمان او لعن و نفرین میفرستید؟؟؟
آیا با این حرف، فرقه و مذهب شیعه رو خودتون به تمسخر نگرفته اید؟




یکی دیگر از گروه هایی که با نظریه ولایت فقیه مخالف هستند, مسلمانان , شیعیان و کسانی هستند که بر اساس قران, سنت و عقل, دلیل و منطقی برای اثبات این نظریه بدست نیاورده اند.

سلام افرین

نمونش شما ! ازشیعه بودن چیزی کم نگذاشتید ؟!


دوست عزیز از  تعریف و تایید شما متشکرم. مسلما" این دسته و گروه  که از قران , سنت و عقل تبعیت می کنند, اکثریت مسلمانان و شیعیان راستین  را شامل می شود.
مجید    اف        توحید اسلامی , takhat2600
1035
نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : Arthas Menethill

نقل قول از : مجید اف توحید اسلامی

مخالفان ولایت‏ فقیه چند دسته‏ اند:


اول) غیرمسلمانان و غیرشیعیانی كه مبنای ولایت‏ فقیه را نمی‏پذیرند.

دوم) شیعیانی كه ولایت مطلقه فقیه را از روی اجتهاد یا تقلید نمی‏ پذیرند.

سوم) كسانی كه با پذیرش اصل ولایت مطلقه فقیه، شخص ولی فقیه را قبول ندارند.

چهارم) كسانی كه حتی با اعتقاد به صلاحیت شخص ولی فقیه، پاره‏ای از احكام حكومتی صادره از وی را نادرست می‏نگارند.


 مخالفت در هر یك از صور بالا دو گونه متصور است:

الف) مخالفت اعتقادی (قلبی)؛ یعنی در اعتقاد و بینش خود مسأله را نمی‏ پذیرد و آن را صحیح نمی‏داند. چنین مخالفتی فی‏نفسه از دیدگاه اسلام موضوع حرمت نیست و از نظرگاه قانونی نیز جرم به شمار نمی‏آید و مسلما منافاتی با مسلمانی شخص ندارد.

ب) مخالفت عملی، این گونه مخالفت مسلما حرام و جرم است. البته مخالفت عملی نیز اقسام و مراتبی دارد كه حكم هر یك جداگانه قابل بررسی است، لیكن رعایت اختصار ما را از بررسی تفصیلی آن معذور می‏دارد


البته حكم ولی فقیه برای همه افراد حوزه ولایت او، چه موافق و چه مخالف، نافذ و از دیدگاه اسلام لازم‏ الاجرا است.

خوب، به این ترتیب امام حسین (ع) هم چون عملاً با ولی مطلقه فقیه زمان خودش مخالفت کرد، کاری حرام انجام داد و مجرم بود. پس چرا شما 1400 ساله که چنین از دین برگشته ای رو میستایید و بر ولی زمان او لعن و نفرین میفرستید؟؟؟
آیا با این حرف، فرقه و مذهب شیعه رو خودتون به تمسخر نگرفته اید؟




یکی دیگر از گروه هایی که با نظریه ولایت فقیه مخالف هستند, مسلمانان , شیعیان و کسانی هستند که بر اساس قران, سنت و عقل, دلیل و منطقی برای اثبات این نظریه بدست نیاورده اند.

سلام افرین

نمونش شما ! ازشیعه بودن چیزی کم نگذاشتید ؟!

تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
1034
نقل قول از : سالار الف

چطور علی خود نیز در سراسرتاریخ به این ولایت خودش استناد نکرد !  شما همیشه گله مندید

 که چرا علی در شورای سقیفه راه داده نشد

 !! ولی چرا وقتی در شورای شش نفری عمر  نامزد خلافت شد  از این حق خدایی چیزی  نگفت پس از این جلسه و سه روز بعد  باز و قتی عبد الرحمان ابن عوف او را در جلوی چشم هزاران نفر در مسجد برای بیعت فرا خواند  علی حتی یک کلمه هم  از حق خدایی خود و غدیر خم نگفت

بلاخره باید کی از این حق خدایی خود میگفت  لابد زیر پتو !!


اما اینكه گفته اید چرا علی بن ابیطالب(ع) در طول تاریخ هیچگاه به حق الهی خود به ماجرای غدیر استدلال نكردند،ایكاش كمی به خودتان زحمت می دادید و به جایی اینكه بدون ارائه كوچكترین سند و مدركی برای مطالب خود،به شبهه افكنی و دروغ پردازی بپردازید،بقول خودتان در محضر آیت الله گوگل خودتان،حاظر می شدید و در برابر این آیت الله خود ،زانوی ادب می زدید،و جستجو می كردید كه آیا آن حضرت(ع) به غدیر استناد  و استدلال كرده است یا خیر؟؟؟!!!!!!!

  قبل از هر چیز لازم است نكته ای عرض كنم و آن اینكه ما در مورد عدم حضور آن حضرت در سقیفه، گلایه ای نداریم،فقط در ادعای صحابه بودن و یار غار پیامبر بودن برخی از صحابه دچار شك و تردید می شویم كه چطور حاظر شدند برای غصب خلافت،حتی مدتی صبر نكنند تا پیكر مطهر پیامبرخدا(ص) غسل داده و كفن شده و به خاك سپرده شود؟؟؟!!!!!!! آری علی بن ابیطالب(ع) در سقیفه نبودند،چون كار مهمتری داشتند و آن هم غسل و كفن و تدفین بدن مطهر خاتم الانبیاء حضرت محمد(ص) بود.

 اما استدلالهای امام علی(ع) به غدیر خم در مناسبت های مختلف:

به جرات می توان گفت بعد از ارتحال رسول خدا (ص) هیچ کس به اندازه شخص امیرالمؤمنین (ع) در تبلیغ و ترویج حدیث غدیر و انتقال آن به نسل بعدی اهتمام نورزیده و برای حفظ و تبیین آن قدم برنداشته است . در میان ادله و براهینی که حضرت علی (ع) برای اثبات ادعای خویش مبنی بر جانشینی پیامبر (ص) و امامت مسلمانان اقامه فرمود، بیش ترین تاکید بر حدیث غدیر بود . آن حضرت در فرصت های گوناگون بارها به این روایت تمسک جست . شماری از مواردی که امیرالمؤمنین (ع) به حدیث غدیر استدلال کرده،- البته فقط طبق نقل منابع برادران اهل سنت - به اختصار چنین است:

الف: «عن ابی الطفیل، قال: جمع علی(علیه السلام) الناس فی الرَّحبة ثم قال لهم: اُنشد الله کل امرئ مسلم سمع رسول الله(صلی الله علیه و آله) یقول: غدیر خم ما سمع لمّا قام: فقام ثلاثون من الناس» (1)
ابو طفیل گوید: حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) مردم را در کوفه جمع کردند و فرمودند: «هر کس حدیث غدیر را شنیده برخیزد. سی نفر از صحابه برخاستند و شهادت دادند.

به دو نکته توجه کنیم:

1- اهل تسنن همه صحابه را عادل می‌دانند بنابراین سی عادل در این جلسه شهادت به غدیر دادند که آنجا بودند و از حضرت رسول الله الاعظم(صلی الله علیه و آله) جمله «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» را شنیده‌اند.

2- آنها تقیه را قبول ندارند بنابراین سی نفر بدون تقیه شهادت به حدیث غدیر داده‌اند.

ب: پس از حادثه تلخ سقیفه و بی اثر ماندن روشنگری های امیرالمؤمنین (ع) خلیفه اول که در پی فرصتی بود تا از آن حضرت دلجویی کند، روزی نزدش شتافت و به گفت و گو با وی پرداخت . علی (ع) در این مناظره پیوسته سوابق و امتیازات خود را بیان می داشت و خلیفه اول آن را تصدیق می کرد تا آن که حضرت به او فرمود: «تو را به خدا سوگند، آیا با استناد به حدیث رسول خدا (ص) در روز غدیر، من مولای تو و هر مسلمانی هستم یا تو؟ خلیفه اول جواب داد: شما هستید .» این مناظره تا آن جا ادامه یافت که ابوبکر منقلب شد و گریست و از حضرت مهلت خواست تا درباره گفتارش بیش تر بیندیشد.(2)

ج: بعد از مرگ خلیفه دوم، قبل از اعلام رسمی انتخاب عثمان، حضرت علی (ع) فرصتی خواست تا سخنانی را با اعضای شورا در میان بگذارد . این سخنان که حدیث انشاد شهرت دارد، متواتر است و اهل سنت و شیعه نقل کرده اند . (3)

 در این حدیث حضرت برای اتمام حجت بیش از 190 امتیاز و فضیلت اختصاصی خود، را بیان داشت و جانشینی خویش را اثبات کرد . امام (ع) در بخشی از سخنانش فرمود: شما را به خدا سوگند می دهم، آیا در بین خود جز من کسی را سراغ دارید که رسول خدا (ص) در پی اجرای دستور خداوند متعال او را در روز غدیر خم برگزیده و درباره اش گفته باشد: «هر که من مولای او هستم، علی مولای او است . . .» همگی جواب دادند جز تو کسی را سراغ نداریم .

حدیث مناشده را دیگران نیز نقل کرده‌اند:

1. کنز العمّال، الجزء السادس، ص 170، ح 36515.

2. عمرو بن ذی مُرّ، سعید بن وهب و زید بن یثیع حدیث مناشده را نقل کرده‌اند. (میزان الاعتدال، ذهبی/3/158/ح3035).

3. ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، طبری، ص 67.

4. تاریخ الخلفاء، سیوطی، ص 169.

5. مناشده در مسجد رسول الله(صلی الله علیه و آله) : ینابیع المودة قندوزی، باب 32، ص 114.

6. مناشده در شورا : الصواعق المحرقه، ابن حجر هیتمی، ص 75 و 93 و شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 2، ص 61 چ مصر.

7. الخصائص امیرالمؤمنین، نسائی، ص 22 و کفایة الطالب، ص 63.

8. الصواعق المحرقه، ابن حجر هیتمی، ص 64.


د: حضرت علی (ع) در جنگ جمل، هنگام مناظره با طلحه، واقعه غدیر را باز گفت و به آن استناد کرد .(4)


ر: هنگام ورود امیرالمؤمنین (ع) به کوفه، حدود 30 سال از جریان تاریخی غدیر خم می گذشت و مردم کوفه اسلام را به روایت رسمی ای که توسط خلفای وقت ترویج داده شده بود، آموخته بودند . حضرت در میدان بزرگ کوفه به سخنرانی پرداخت; برای اثبات خلافت خود به حدیث غدیر استناد کرد و از اصحاب پیامبر که در غدیرخم بودند خواست تا واقعه را - آن گونه که شنیده بودند - بیان کنند . جریان استشهاد امیرالمؤمنین (ع) به حدیث غدیر در میدان بزرگ شهر کوفه را بسیاری از بزرگان شیعه و سنی نقل کرده اند.(5)


ز: حضرت امیر (ع) بارها در مسجد کوفه سخنرانی فرمود و از صحابه پیامبر درباره حدیث غدیر شهادت گرفت تا تفسیری صحیح و غیر قابل انکار از این واقعه ارائه دهد.(6)


س: روزی امام علی (ع) از صحابه درباره واقعه غدیر شهادت گرفت . شش تن از آن ها از شهادت دادن پرهیز کردند . ظاهرا انگیزه آنان در پرهیز از شهادت به حمایت آن ها از خلفای پیشین باز می گشت . آنان از خلفای پیشین حمایت کرده بودند و چنین شهادتی تکذیب کردار قبلی شان به شمار می آمد . از سوی دیگر، احتمال پیروزی معاویه نیز وجود داشت و آنان نمی خواستند موقعیت آینده خود را به خطر اندازند . حضرت از خدا خواست آنان را به بلایی گرفتار سازد که شناخته شوند و حتی برای برخی از آن ها بلایی خاص در خواست کرد .مانند کتمان کردن انس بن مالک که با نفرین امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) به برص دچار شد. براء بن عاذب مبتلا به کوری گردید و جریر بن عبد الله مبتلا به اعرابی شدن عبد از هجرت و اسلام شد.یعنی دچار سلب توفیق و عدم حضور در دارالاسلام و گرفتار فسق و نفاق گردید.(7)

جناب سالار الف حتماً دقت داشته و در جریان حوادث و شرایط زمانه باشید  كه :

زمان بیخبری از تاریخ اسلام  تمام شد ،دیگر با دروغ پردازی نمی توان حقایق را پنهان كرد.بجای آدرس دادن به محضر آیت الله گوگلتان،كمی وقت صرف كنید و به منابع متعدد اهل سنت مراجعه ای داشته باشید.انشاءالله كه برای زدودن زنگار جهل و تعصب مفید واقع خواهند گردید.


پی نوشتها:

1. مسند احمد،ج4،ص370.

2. تاریخ طبری، طبری، ج 2، ص 236 .

3. تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج 3، ص 113; مناقب، خوارزمی، ص 313.

4. مناقب، خوارزمی، ص 182; مروج الذهب، مسعودی، ج 2، ص 364 .

5. مسند حنبل، ج 1، ص 119 و ج 4، ص 370; اسدالغابه، ابن اثیر، ج 3، ص 307 و ج 5، ص 205 .

6. ینابیع الموده، قندوزی، ج 1، ص 41; شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 2، ص 288.

7. المعارف، ابن قتیبه،ص320 - ؛حلیة الاولیاء،ج5،ص.26   شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید،ج4ص74؛ ج19،ص217.


تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
1033
نقل قول از : سالار الف

بهتر است کمی تامل کنید چطور این همه مردم یعنی 70 هزار نفر  یکجا این ولایت  علی را فراموش کردند ؟؟؟؟{ ایا میشود تصور کرد در یک بزرگراه همه ماشینها همزمان خراب شوند }

پس چگونه انهمه اصحاب محمد همزمان  خراب شدند ؟؟؟

چطور در ان کشمکشهای انتخاب خلیفه یک نفر هم نگفت ! مگر علی جانشین پیامبر نیست ؟؟؟

چطور به نظر شما مسخره است پیامبر در ان گرمای سوزان { البته فراموش کرده اید که در عربستان همیشه گرمای سوزان وجود دارد }

سخن از دوستی علی بگوید ولی این مسخره نیست که 70 هزار نفر بعد از 80 روز امر  مهم ولایت علی را فراموش کنند ؟؟؟؟

 


جناب سالار الف

 در پست قبل مشخص شد كه نه تنها شیعیان بلكه بسیاری از علمای اهل سنت،واقعه غدیر و ماجرای و معرفی شدن امام علی(ع) بعنوان جانشین پیامبر(ص) بیان شد.اما اینكه چطور بعد از مدتی كوتاه مردم این را فراموش كرده و در زمان سقیفه بنی ساعده(ماجرای غصب خلافت)سكوت كردند،مطالبی خدمت شما عرض خواهم كرد،اما قبل از آن لازم است این را یادآوری كنم كه پیامبر خدا(ص) قبل از ماجرای غدیر  به مناسبتهای مختلف از آغاز دعوت عموی تا پایان عمر شریفشان بارها به موضوع جانشینی و ولایت امام علی(ع) تصریح كرده بودند كه در منابع متعدد اهل سنت نقل شده است،و شما هم از آنها با خبرید.پس اعلام ولایت و خلافت امام علی(ع) توسط پیامبر(ص) فقط در غدیر خم نبوده است.

 اما اینكه چه اتفاقی افتاده بود كه مسلمانان و كسانی كه خودشان به تصریح منابع اهل سنت در غدیر خم بعنوان خلیفه و سرپرست،با امام علی(ع) بیعت كرده بودند،درست در همان روز رحلت پیامبر(ص) كه هنوز جنازه مطهر آن حضرت غسل و كفن و دفن نشده بود،خلافت را غصب كردند و كسی هم ماجرای غدیر را متذكر نشد،نیازمند بررسی شرایط وویژگی های جامعه آن روز مدینه می باشد،بنده مطالبی به اختصار عرض می كنم:

اولاً این شبهه از همان زمان مطرح بوده است:

در نهج البلاغه، خطبه162، كسی همین سؤال را از حضرت علی (علیه السلام) كرد. اگر بخواهیم تاریخ این شبهه را مطرح كنیم، به زمان خود حضرت علی (علیه السلام) بر می‌گردد. آما آنجا با یك ادبیات خاصی و امروز هم وهابیت، با ادبیات دیگری مطرح می‌كنند.

یكی از صحابه آمد گفت:

كیف دفعكم قومكم عن هذا المقام و أنتم أحق به؟ فقال: یا أخا بنی أسد! إنك لقلق الوضین ترسل فی غیر سدد و لك بعد ذمامة الصهر وحق المسألة و قد استعلمت فاعلم. أما الاستبداد علینا بهذا المقام و نحن الأعلون نسبا و الأشدون برسول الله صلى الله علیه و آله نوطا، فإنها كانت أثرة شحت علیها نفوس قوم ، وسخت عنها نفوس آخرین. و الحكم الله و المعود إلیه القیامة ... .

چرا مردم و قبیلة قریش كه از قوم تو هستند، تو را تنها گذاشتند و كنار زدند و فرد دیگری به نام ابوبكر را به عنوان خلیفه معین كردند؟

حضرت فرمود: ای برادر بنی اسد! من احساس می‌كنم تو در این زمینه یك دغدغه و شبهه‌ای در ذهن داری، ولی اگر می‌خواهی جوابش را بدانی، بشنو: علت اینكه در حق من استبداد كردند و مرا تنها گذاشتند و حق مرا منكر شدند و  سراغ دیگری رفتند، با اینكه ما از نظر نسب، از همه برتر بودیم و نزدیكی ما با پیامبر اكرم (ص) از همه بیشتر بود، ولی انگیزه این بود ای برادر، این در حقیقت، یك خودخواهی بود و ریاست طلبی و خودكامگی بود. یك دسته به خاطر حسادت، آمدند این زیاده‌خواهی و خودخواهی و انحصار طلبی را بخیلانه و حسودانه، از ما گرفتند  و یك عده هم از كنار غصب خلافت، سخاوتمندانه گذر كردند و حوصله دفاع از حق ما را نداشتند، و از ما و سخنان پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دفاع نكردند. فردای قیامت، خداوند داور است و بازگشت همه به سوی خداست.

ثانیاً اینگونه نبوده است كه كسی به  موضوع جانشینی علی بن ابیطالب (ع) توجه نداشته و آن را یادآوری نكرده باشد:

یعقوبی می‌گوید:

و كان المهاجرون و الانصار لا یشكون فی علی.(1)

حتی در همان سقیفه، مهاجرین و انصار، شك نداشتند كه حق با علی است، خلافت و امامت حق علی است.

طبری و ابن اثیر در تاریخ خود می‌گویند:

فقالت الانصار أو بعض الانصار: لا نبایع إلا علیا.(2)

در همان سقیفه، كه عمر و ابوعبیده، طرح بیعت با ابوبكر را مطرح كردند، انصار گفتند: ما جز با علی، با كسی بیعت نمی‌كنیم.

بزرگان اهل سنت می‌گویند:

بیعت جناب ابوبكر با توسل به زور تشكیل شد. شكل‌گیری بیعت جناب ابوبكر در سایه ظلم بوده است.

ابن ابی الحدید معتزلی در اول كتابش هم می‌گوید:

الحمد لله الذی قدم المفضول علی الأفضل.

خدا را شكر می‌گوییم كه جناب ابوبكری كه فضل ندارد، بر علی كه افضل است، مقدم كرد.

یعنی شكر می‌كند بر مقدم شدن آقای ابوبكر مفضول بر علی كه افضل است.

می‌گوید:

وقتی كه اهل سقیفه از سقیفة بنی ساعده بیرون آمدند، تعدادی در اطراف جناب ابوبكر و عمر، چوب‌ها در دست گرفته و به زور از مردم بیعت می گرفتند:

لا یمرون بأحد إلا خبطوه و قدموه، فمدوا یده فمسحوها على ید أبى بكر یبایعه، شاء ذلك أو أبى.(3)

به هر كسی می رسیدند او را مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند و می‌آوردند جلو و دستش را می‌گرفتند و می‌كشیدند روی دست ابوبكر؛ یعنی چه بخواهند و چه نخواهند.

یعنی اینهایی كه اطراف جناب عمر و ابوبكر بودند، به زور مردم را می‌گرفتند و به عنوان بیعت، دستشان را می‌كشیدند به دست آقای ابوبكر.

 اول کسی که در جلسه عمومی، مسئله حدیث غدیر را مطرح می‌کند، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) است که در مسجد بر سر مهاجرین و انصار فریاد زده، می‌فرماید: «أنسیتم قول رسول الله (صلى الله علیه و سلم) یوم غدیر خم: من كنت مولاه فعلی مولاه؟»؛ (4) آیا فراموش کردید سخن پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که در غدیر خم فرمود: کسی را که من مولای اویم، پس علی مولای اوست».

ثالثاً فلسفه تجمع در سقیفه، مخالفت با ماجرای غدیر بود. اساس شكل گیری آن، گردن ننهادن بر بیعت با علی و خلافت او بود.

رابعاً برخی از صحابه معروف پیامبر همچون عباس بن عبدالمطلب، فضل بن عباس، زبیر بن عوّام، خالد بن سعید، مقداد بن عمرو، سلمان فارسى، ابوذر غفارى، عمار بن یاسر،براء بن عازب و ابى بن كعب،با خلافت ابوبكر مخالفت كردند و در منزل امام علی(ع) تحصن كردند كه ماجرای حمله به خانه آن حضرت و مجروح كردن حضرت زهرا(س) و حداقل تهدید به آتش زدن منزل آن حضرت توسط عمر بن خطاب، بخاطر بیعت گرفتن از امام علی(ع) و دیگر مخالفین با خلافت ابوبكر بود.

خامساً پیش از فتح مكه اسلام به گونه ‏اى روز افزون در میان مردم شهرها و بادیه ‏ها گسترش یافت تا جایى كه سال بعد (سال نهم هجرت) عام الوفود (سال هیأت‏ها) نام گرفت؛ یعنى سالى كه مردم دسته دسته در قالب هیئت‏هاى مختلف نزد پیامبر اكرم(ص) مى ‏شتافتند و اسلام خویش را آشكار مى‏ ساختند. ناگفته پیدا است، انگیزه همه این هیأت‏ها معنوى نبود و همه تازه مسلمانان ایمان قلبى نداشتندفلذا طبیعی بود كه نسبت به رخدادهای جهان اسلام عكس العمل خاصی انجام ندهند.و بعبارتی برای آنها فرقی نمی كرد كه چه كسی خلیفه شود.

سادساً موضوع مهمی كه باید بدان توجه داشته باشیم این است كه نخستین تشكیل دهندگان این جلسه كه با هدف تعیین خلیفه ‏اى جز حضرت على(ع) در سقیفه گرد آمدند، انصار به شمار مى‏ آمدند. آن هم انصارى كه در همه جا به پیروى محض از پیامبر اكرم(ص) زبانزد بودند و دوستى شان با خاندان آن حضرت(ص) به ویژه حضرت على(ع) بر همگان ثابت شده است.


   راستى چرا انصار؟ و چرا با این عجله، آن هم در حالى كه هنوز بدن پیامبر اكرم(ص) غسل داده نشده است؟ شواهد تاریخى، نشان مى ‏دهد انصار هرگز از جانشینى شخصیتى مانند حضرت على(ع) هراسناك نبودند و او را ادامه دهنده راه پیامبر اكرم(ص) مى‏ دانستند.

   اقدام عجولانه آن‏ها در درك نكته ‏اى حیاتى ریشه دارد. آن‏ها با تیز بینى دریافته بودند كه شانسى براى به قدرت رسیدن حضرت على(ع) وجود ندارد. مخالفت یاران بزرگ پیامبر اكرم(ص) با راه افتادن سپاه اسامه و نیز مخالفت آنان با نگارش وصیت از سوى پیامبر اكرم(ص) در آخرین ساعات عمر شریفشان و به احتمال فراوان، حوادث دیگرى كه تاریخ ما را از آن بى خبر گذاشته است، انصار را به این نتیجه رسانده بود كه مهاجران اندیشه به دست گرفتن حكومت را در سر مى‏ پرورانند و احتمال دارد قریشیانى كه سرانشان در نبرد با نیروهاى انصار حامى پیامبر(ص) به قتل رسیدند، با بهره‏ گیرى از پیوند نزدیك قریش و مهاجران در پى انتقام بر آیند. بنابراین، به سقیفه شتافتند تا طرفداران غصب حق على(ع) را دست كم از به دست گرفتن كامل قدرت باز دارند و به منظور حفظ جامعه انصار از توطئه‏ هاى آتى، سهمى از قدرت به دست آورند.

  پس انصار و مردم مدینه همگان حادثه غدیر را به یاد داشتند و دلالت آن بر تعیین جانشین را مسلم مى ‏دانستند؛ امّا مشاهده تلاش‏هاى كسانى كه در جهت مخالفت علنى با غدیر گام بر مى‏ داشتند و حركت طرفداران آن واقعه آسمانى را به شدیدترین روش ممكن سركوب مى ‏كردند، آن‏ها را از هرگونه تلاش در جهت احیاى یاد غدیر باز مى ‏داشت.


   بنابراین، طبیعى است كه در این زمان شاهد اعتراض مردم مؤمن و استدلال آن‏ها به این حادثه مهم تاریخى نباشیم. آن‏ها، با توجّه به زمینه‏ هاى قبلى، تلاش و استدلال خود را آب در هاون كوفتن مى‏ دیدند.

 این موارد برخی از دلایل عدم استدلال عمومی و گسترده به حادثه غدیر توسط مردم زمان سقیفه می باشد،البته دلایل دیگری هم وجود دارد كه بعل طولانی شدن مطالب،از بیان آن خودداری می كنم.

 بنابراین مشخص شد كه عدم استدلال به غدیرخم دلایلی دارد كه این عدم استدلال را امری عادی و طبیعی نشان می دهد،هر چند با این وضع هم عده ای با خلافت ابوبكر مخالفت كرده و خواستار خلافت علی بن ابیطالب(ع) بودند.



پی نوشتها:

1. تاریخ یعقوبی، ج2، ص124.

2. تاریخ طبری، ج2، ص443 -  كامل ابن اثیر، ج2، ص325.

3. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج1، ص219، با تحقیق آقای ابوالفضل ابراهیم.

4. الغدیر،الشیخ الأمینی، جلد 1،ص 197،  به نقل از: أسنى المطالب فی مناقب آل أبی طالب، ص66 - ضوء اللامع سخاوی، ج 9، ص 256 - بدر الطالع شوکانی، ج 2، ص 297.



تاریخی پاسخگوی تاریخی , p_tarikhi
1032
نقل قول از : سالار الف

بسم الله الرحمن الرحیم اما بعد جواب دوستان گرامی را خواندم

در مورد اقای شاکری  باید بگویم ایشان بیشتر روضه خوانی کرده تا بحث

ولی یک نکته توجهم را جلب نمود وی فرموده اند :


{
آیا رسول الله اون همه آدم رو در غدیر خم معطل و جمع كرد تا به اونها بگه علی دوست منه و بعد از من دوست همه شما ؟ چه كار بیهوده ای !!!}  من متاسفم برای  شما شیعیان عزیز که تاریخ را انقدر نصفه نیمه بخورد شما میدهند

قضیه غدیر مربوط به سرپیچی افراد تحت فرمان علی در یمن بخاطر تقسیم اموال زکوی بود که بر علی خورده میگرفتند  لطفا بروید قضیه را در منابع اصیل تاریخی بخوانید نه تاریخی که با محوریت بغض و کینه  شیعه اختراع کرده است { زمان بیخبری از تاریخ اسلام  تمام شد با یک کلیک انچه میخواهید


با عرض سلام و ادب خدمت تمامی دوستان عزیز

 با كسب اجازه از محضر دوستان عزیز،با استناد به منابع تاریخی و روایی و ترجیحاً منابع برادران اهل سنت در پستهای جداگانه مطالبی در پاسخ سخنان جناب سالار الف عرض كنم.

  در مورد هدف پیامبر(ص) از جمع كردن مردم در غدیر خم باید عرض كنم:

 اولاً شما قبل از اینكه در امامت و ولایت علی بن ابیطالب(ع) مشكلی داشته باشید،درباره خود پیامبر خدا(ص) هم اشكال دارید.همین سخنی كه شما نقل قول كرده اید:«آیا رسول الله اون همه آدم رو در غدیر خم معطل و جمع كرد تا به اونها بگه علی دوست منه و بعد از من دوست همه شما ؟ چه كار بیهوده ای !!!» یكی از دلایل شیعیان است كه قطعاً موضوعی كه پیامبر(ص) برای بیان آن آنهمه جمعیت را در آن هوای گرم نگه داشتند،فقط بیان دوستی با علی(ع) نبوده است،چرا كه این موضوع آنقدر اهمیت نداشت كه پیامبر(ص) اینگونه عمل كنند.پس قطعاً امر مهمتری بوده است.

 شما یه نگاهی به منابع تفسیری اهل سنت بیندازید،ببینید شأن نزول آیه «الیوم یئس الذین كفروا من دینكم فلا تخشوهم واخشون الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دینا» را چگونه بیان كرده اند..(1)

همه مفسّران و دانشمندان شیعه و نیز جماعت زیادی از علما و مفسّران و محدّثان معروف اهل سنّت معتقدند كه آیه(الیوم اكملت لكم دینكم) در روز 18 ذی الحجه در غدیر خم نازل شده است و در اینجا به برخی از كلمات علماء و مفسران اهل سنت پیرامون آیه فوق و سبب نزول آن اشاره می كنیم:

جلال الدین سیوطی در تفسیر معروف خود، الدرالمنثور در ذیل آیه مورد بحث در ضمن حدیثی نقل می كند:
هنگامی كه پیامبر اسلام- صلی الله علیه وآله -در روز غدیر علی - علیه السلام - را به امامت نصب نمود و آوای ولایت او را سر داد پیك وحی جبرئیل امین آیه (الیوم اكملت لكم دینكم) را آورد(2).

خطیب بغدادی در تاریخ خود نقل می كند:

هركس روز 18 ماه ذی الحجه را روزه بگیرد برای او روزه ی شصت ماه نوشته می شود و آن روز، روز غدیر خم است. وقتی كه پیامبراسلام- صلی الله علیه وآله - دست علی بن ابی طالب را گرفت و فرمود: آیا من ولی و سرپرست مؤمنین نیستم؟ پاسخ دادند: چرا تو ولی مؤمنان هستی ای پیامبر خدا، آنگاه فرمود: هركس من مولای او هستم علی مولای او است، عمر بن الخطاب گفت: به به، آفرین بر تو ای پسر ابوطالب، از هم اكنون تو مولای من و مولای هر مسلمان هستی! پس خدا آیه(الیوم اكملت لكم دینكم) را نازل كرد(3).

ابن مغازلی كه یكی از بزرگان فقهاء و حفّاظ اهل سنت است در كتاب معروف خود به نام «مناقب علی بن ابی طالب(علیه السلام)» كه در میان كتب مناقب امام علی - علیه السلام - بی نظیر و یا كم نظیر است، حدیثی را نقل می كند كه شبیه حدیث سابق است با مختصر تفاوت و اضافات، و با صراحت می گوید: آیه مورد نظر در روز 18 ذی الحجّه روز غدیر خم نازل شده است.

 حموینی كه یكی دیگر از علما و دانشمندان اهل سنت است در كتاب معروف خود «فرائد السمطین» با اسناد خود نقل می كند:
رسول خدا- صلی الله علیه وآله - در روز غدیر خم مردم را برای معرفی علی - علیه السلام - فراخواند و دستور داد زیر درختی كه در آنجا بود، از خار و علف پاك نمایند و مردم امر آن حضرت را به جا آوردند، و آن روز مصادف با روز پنجشنبه بود. سپس مردم را فراخواند دست علی - علیه السلام - را گرفت، بالا برد، تا جایی كه مردم سفیدی زیر بغل او را دیدند، هنوز رسول خدا- صلی الله علیه وآله - و علی(علیه السلام)از همدیگر جدا نشده بودند، این آیه نازل شد: (الیوم اكملت لكم دینكم...)، پیامبر فرمود: خداوند بزرگ است، همان خدایی كه آیین خود را كامل و نعمت خود را بر ما تمام كرد و از نبوت و رسالت من و ولایت علی - علیه السلام - راضی و خشنود گشت و سپس فرمود: خداوندا دوستان او را دوست بدار، و دشمنان او را دشمن بدار، یارانش را یاری كن و آنها را كه یاریش نكردند از یاری خویش محروم بدار(4)

از ابوهریره نقل شده: «كسی كه روز هیجده ذی حجه روزه بگیرد بر او ثواب 60 ماه روزه نوشته می شود و این روز، روز غدیر خم است كه رسول خدا- صلی الله علیه وآله - دست علی بن ابی طالب را گرفت و فرمود: آیا من سزاوارتر به مؤمنین نیستم؟ گفتند: بله ای رسول خدا، فرمود: كسی كه من تاكنون مولی و پیشوای او بوده ام، بعد از من علی مولی و پیشوای اوست، در این هنگام عمر جلو آمد به علی(علیه السلام)تبریك گفت (بخّ بخّ)، ای علی تو مولای من و مولای همه ی مسلمین شدی، در این هنگام آیهاكمال نازل شد: (الیوم اكملت لكم دینكم...).

  این روایت را خطیب بغدادی در تاریخ بغداد[5] و ابن عساكر در تاریخ دمشق[6] و عاصمی در زین الفتی[7] و حاكم حسكانی در شواهد التنزیل[8] و ابن مغازلی در مناقب الامام علی بن ابی طالب(علیه السلام)[9] و... نقل كرده اند. همچنین كسانی چون سیوطی در الدرالمنثور[10] و ابن كثیر در البدایه و النهایه[11] هم این روایت را نقل كرده اند.

 جناب سالار الف، اگر خوب دقت بفرمایید،بسیاری از علمای معروف اهل سنت،تصریح كرده اند كه آیه اكمال دین در روز غدیر خم و در ماجرای انتخاب علی بن ابیطالب به جانشینی و ولایت بعد از پیامبر(ص) نازل شده است و جالب است كه خود عمر بن خطاب با عنوان ولی و سرپرست به آن حضرت تبریك گفت،و ماجرای غدیر هیچ ربطی به ماجرای یمن ندارد.


 جناب سالار الف،زمان بیخبری از تاریخ اسلام و دروغپردازی برای زیر سوال بردن شیعه تمام شده است.یه نگاه اجمالی به منابع تاریخی و روایی و تفسیری علمای اهل سنت،دروغپردازی های شما را مثل روز روشن می نماید.شما لااقل برای گفته های علمای خودتان كمی ارزش قائل شوید و اینگونه بر خلاف گفته های آنها،دروغ سازی نكنید.

 انشاءالله در پست های بعدی پیرامون موضوعات دیگری كه مطرح كرده اید،با استناد به منابع اهل سنت مطالبی خدمت شما عرض خواهم كرد،به این امید كه زنگار جهل و تعصب و كینه و دشمنی با شیعه با مراجعه به علمای بزرگوار اهل سنت زدوده شود.

پی نوشتها:

1. سوره مائده،آیه 3.

2. تفسیر الدر المنثور، ج 3، ص 19، ذیل آیه ی 3 سوره ی مائده.

3. تاریخ بغداد، ج 8، ص 290.

4. انّ النبی(صلی الله علیه وآله) یوم دعا الناس إلی علی فی غدیر خمّ أمر بما كان تحت الشجره من الشوك فقمّ، و ذلك یوم الخمیس، ثمّ دعا الناس إلی علی فأخذ بضبعه فرفعه حتنی نظر النّاس الی بیاض إبطیه، ثمّ لم یتفرّقا حتّی نزلت هذه الآیه «الیوم اكملت لكم دینكم...» فقال رسول اللّه(صلی الله علیه وآله) الله اكبر علی اكمال الدین و إتمام النعمه و رضی الرّب برسالتی و الولایه العلی(علیه السلام). ثمّ قال: اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خدله. ( فرائد السمطین، ج 1، ص 73، باب 12، ح 39، چاپ اول، سال 1398 هـ مطابق 1978 میلادی، ناشر: مؤسسه محمودی، بیروت. لبنان).

5. تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج 8 ص 290، مكتبه السلفیه.

6 . تاریخ مدینه دمشق ، ابن عساكر، تحقیق محمد باقر محمودی، ج 2، ص 75 رقم 577 ترجمه امام علی(علیه السلام)، چاپ دوم، 1400.

7. زین الفتی، عاصمی، تحقیق محمد باقر محمودی، ،ج 2 ، ص 265، ح 474، مجمع احیاء الثقافه الاسلامی.

8 . شواهد التنزیل، عبیداللّه بن احمد حاكم حسكانی، تحقیق محمد باقر محمودی، ج 1، ص 203، مجمع احیاء الثقافه الاسلامی، چاپ اول، سال 1411 هـ ق.

9 . مناقب امام علی بن ابیطالب، ابن مغازلی، تحقیق محمد باقر محمودی، ص 18، ح 24، دار الأضواء.

10 . الدر المنثور، جلال الدین سیوطی ،ج 3، ص 19، دار الكفر، چاپ دوم، 1409.

11. البدایه و النهایه، ابن كثیر، ج 5 ، ص 188، و ج 7 ، ص 363، دارالكتب العلمیه.



محمد شاكری , niakmohammad
محمد شاكری - 09:30 1391/02/26
1031
بنام خدای بزرگ
حضرت آقای سالار الف بزرگوار خیلی خیلی عرض سلام و ارادت دارم . اول اینكه اگر روضه خواندم افتخار میكنم . اما شما جناب كتاب تاریخی اصیلتون چیه بفرمایید تا بعد من هم كتاب تاریخی بهتون معرفی كنم شاید قدری اطلاعاتتون رو واقعی كنید . در ضمن باید بگم از نحوه نوشتن شما مشخصه كه بیش از بغض و كینه ای كه شیعیان به قول حضرتعالی دارند بغض و كینه دارید . خداوند قلب همه مسلمین رو از بغض و كینه خالی و به جاش مملو از مهر و محبت كنه انشاءالله .
چه كسی ولایت علی رو فراموش كرد ؟ ابوبكر و عمرو عثمان و ... . اون سه تا كه بیش از همه وقوف به نظر رسول الله داشتند . مخصوصا دوتای اول كه پدر همسران پیامبر بودند . آیا شما میخواید كینه عایشه نسبت به علی و زهرا رو كه بعدها به جنگ جمل انجامید كتمان كنید ؟ عایشه تمام تلاششو كرد تا ... عایشه دختر ابابكر بود جناب حتما میدونی البته شاید تو كتابای اصیل تاریخی چیز دیگه ای باشه و من كه تاریخ رو نصفه و نیمه به خوردم دادند دارمئ غلط میگم .
شما مثل اینكه از همه چیز و همه جا بیخبرید . علی بعد از وفات رسول الله همه رو به یاد فرمایشات حضرت انداخت اما همه با وجود اینكه تایید میكردند ، به هر دلیلی حاضر به همراهی علی نشدند و این عجیب نبود چرا كه بد تر از اون اتفاق در كربلا اتفاق افتاد . در حالی كه همه میدونستند كه حسین فرزند رسول الله است بعد از دعوتش روش شمشیر كشیدند .
بنده عرض كردم كه افتخارمه از نسل رسول الله هستم بعد شما میگی كه بخاطر صحابی علی بودن سلمان و مقداد و ابوذر رو دوست دارم بابا تو دیگه كی هستی ؟
من میگم سلام به اصحاب واقعی محمد . سلام به اصحاب واقعی محمد كه از فرمانش سرپیچی نكردند چه زمانی كه زنده بود و چه زمانیكه رحلت كرد . سلام بر اصحاب حسین كه مطیع اوامر حسین و علی و محمد و بالاتر از اون خدا بودند .
در ضمن من به كدوم یكی از سه تای شما تو اون بقول تو روضه خودم توهین كردم اصلا اسمی آوردم كه شما به من میگی افترا بستم پس حتما خودت باور داری كه زهرای اطهر چطور به شهادت رسید .
درمورد ریگ هم بگم اگر من با گفتن سلام بر حسین و اصحاب حسین ریگ به كفشم باشه شما كارت از ریگ گذشته كه هر جور دلت میخواد حرف میزنی و از هر حرفی برداشت غلط خودت رو بیان میكنی و فكر میكنی داری جواب میدی .
شما فقط از ابوبكر و عمر حرف زدی پس عثمانت چی شد ؟ ابوذر چطور جان داد ؟
سلمان و مقداد و ابوذر چطور بیعتونده شدند ؟
گفتم كه نمیخوام در شعله ور تر شدن اختلافات دستی داشته باشم .
اللهم عجل لولیك الفرج
این الطالب بدم المقتول بكربلا ؟
  , jarmen_kell2
Arthas Menethill - 00:21 1391/02/25
1030
نقل قول از : محمد، محب امام صادق علیه السلام

ولى فقیه به عنوان عالى‏ترین مقام حكومتى، ضمن آن‏كه در برابر قانون با آحاد ملت‏ یكسان است و داراى هیچ‏گونه امتیاز شخصى و برترى ذاتى و یا استثنایى ویژه در مسؤولیت‏ حقوقى و كیفرى و سیاسى نمیباشد، در عین حال داراى اختیارات فرادستورى است . [منظور از قواعد فرادستورى در اصطلاح حقوق اساسى، آن دسته از قواعد و مقررات قانون اساسى است كه حاكم بر سایر اصول قانون اساسى و قوانین و مقررات دیگر است ،مثل: احكام شریعت مقدس اسلام بر طبق اصل چهارم قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران و یا رعایت موازین بین‏ المللى حقوق بشر در قوانین اساسى مردم سالار (در تعریف ساده تر مثل مقدم بودن دستور پلیس بر چراغ راهنما  یا تابلوهای راهنمایی) .

كلمه مطلق

به رژیم‏های فاقد قانون اساسی و با حكومت سلطنتی نیز مطلقه گفته می‏شود، ولی در نظام ولایت مطلقه فقیه، ولایت مطلقه، مقید به مصالح عام مسلمانان و احكام الهی است و  چنین نیست كه بدون هر قید و بندی باشد، از این رو قابل كنترل است.

معنای مطلق بودن ولایت این است كه

اولاً: فقیه ملتزم است همه احكام اسلام را تبیین نماید.

ثانیاً: ملتزم به اجرای احكام الهی باشد.

ثالثاً: برای تزاحم احكام چاره اندیشی نماید؛ یعنی اگر دو حكم الهی با یكدیگر تزاحم داشته باشند، ولی فقیه حكم اهم را اجرا می‏كند.

نكات:

1) ولى فقیه حق حاكمیت ندارد، بلكه ریاست كشور و قواى عمومى را به عهده دارد و حاكمیت تنها در انحصار خدا و قوانین الهى است . بنابراین، او نیز زیرمجموعه قوانین الهى است; یعنى، مثل بقیه شهروندان در اجراى قانون الهى له یا علیه او یكسان است . بنابراین، هیچ امتیاز ویژه و موقعیت استثنایى و یا مصونیت كیفرى و حقوقى و سیاسى فوق‏العاده و فراتر از معیارهاى شریعت ندارد

2)این ریاست فراگیر است; یعنى، ولایت فقیه هم ریاست كشور را به عهده دارد و هم ریاست عالیه قواى عمومى كشور اعم از مقننه، قضائیه و مجریه . نظیر این ریاست فراگیر نیز براى ریاست جمهورى، در نظامهاى ریاستى، وجود دارد كه رئیس جمهور هم رئیس كشور است و هم رئیس هیات دولت و در نظامهاى پارلمانى كه همه قواى عمومى از پارلمان ناشى میشود  و ریاست كشور با پادشاه و یا رئیس جمهور است .

3)چون انسانها داراى شان برابر هستند و هیچ كس حق ندارد بر دیگرى فرمان براند و امر و نهى حكومتى با مقوله وكالت‏سازگارى ندارد، پس باید ریاست عالیه مقامات عالى حكومت متكى به یك مقام برتر باشد.براساس عقاید دینى و كلامى كسى كه خالق است، مالك نیز هست و مالك سرپرستى و ربوبیت دارد و این ویژگى‏ها تنها زیبنده حضرت حق، جل و على، است، لذا منشا اوامر و نواهى حكومت‏باید حاكمیت تكوینى و تشریعى خدا بر جهان و انسان باشد، تا از نظر عقل اطاعت از آن حكومت صحیح باشد و آن اوامر و نواهى بر آحاد انسانها جنبه الزام داشته باشد; از این جهت اعتقاد داریم كه اوامر و نواهى مقامات عالى حكومت‏باید ناشى از «فقه و شریعت‏» باشد .

4)تنها اوامر و نواهى ناشى از «فقه و شریعت‏» براى آحاد جامعه اسلامى الزام‏آور است و نفوذ دارد و فقیه ضامن اجراى محتواى فقه و شریعت و عدم انحراف حكومت و مقامات عالى آن از اسلام است و هم به موجب ادله فقهى و كلامى، خود باید در راس حكومت‏ سیاسى قرار گیرد .

5)در اسلام، رهبرى قانونمند است و در چارچوب ضوابط و مقررات و قوانین الهى است . رهبر بر اساس میل و سلیقه شخصى و بدون در نظر گرفتن مصالح عمومى الهام گرفته شده از شریعت و مشخص شده با كاوش استدلالى و فقیهانه حق ندارد كه عمل كند و در این صورت از چارچوب الهى ترسیم شده خارج گشته، حقانیت ‏خود را از دست مى‏دهد .

6)تعیین و عزل رهبری بر عهده گروه ناظر به انتخاب عام مردم میباشد.

از تعریف پادشاه و ماست مالی های مرتبطه کمال تشکر را داریم!




سالار الف , zana_saiid
سالار الف - 20:40 1391/02/24
1029

بسم الله الرحمن الرحیم اما بعد جواب دوستان گرامی را خواندم

در مورد اقای شاکری  باید بگویم ایشان بیشتر روضه خوانی کرده تا بحث

ولی یک نکته توجهم را جلب نمود وی فرموده اند :


{
آیا رسول الله اون همه آدم رو در غدیر خم معطل و جمع كرد تا به اونها بگه علی دوست منه و بعد از من دوست همه شما ؟ چه كار بیهوده ای !!!}  من متاسفم برای  شما شیعیان عزیز که تاریخ را انقدر نصفه نیمه بخورد شما میدهند

قضیه غدیر مربوط به سرپیچی افراد تحت فرمان علی در یمن بخاطر تقسیم اموال زکوی بود که بر علی خورده میگرفتند  لطفا بروید قضیه را در منابع اصیل تاریخی بخوانید نه تاریخی که با محوریت بغض و کینه  شیعه اختراع کرده است { زمان بیخبری از تاریخ اسلام  تمام شد با یک کلیک انچه میخواهید

در حضور ایت الله گوگل  برایتان  فراهم میشود }

بهتر است کمی تامل کنید چطور این همه مردم یعنی 70 هزار نفر  یکجا این ولایت  علی را فراموش کردند ؟؟؟؟{ ایا میشود تصور کرد در یک بزرگراه همه ماشینها همزمان خراب شوند }

پس چگونه انهمه اصحاب محمد همزمان  خراب شدند ؟؟؟

چطور در ان کشمکشهای انتخاب خلیفه یک نفر هم نگفت ! مگر علی جانشین پیامبر نیست ؟؟؟

چطور به نظر شما مسخره است پیامبر در ان گرمای سوزان { البته فراموش کرده اید که در عربستان همیشه گرمای سوزان وجود دارد }

سخن از دوستی علی بگوید ولی این مسخره نیست که 70 هزار نفر بعد از 80 روز امر  مهم ولایت علی را فراموش کنند ؟؟؟؟

چطور علی خود نیز در سراسرتاریخ به این ولایت خودش استناد نکرد !  شما همیشه گله مندید

 که چرا علی در شورای سقیفه راه داده نشد

 !! ولی چرا وقتی در شورای شش نفری عمر  نامزد خلافت شد  از این حق خدایی چیزی  نگفت پس از این جلسه و سه روز بعد  باز و قتی عبد الرحمان ابن عوف او را در جلوی چشم هزاران نفر در مسجد برای بیعت فرا خواند  علی حتی یک کلمه هم  از حق خدایی خود و غدیر خم نگفت

بلاخره باید کی از این حق خدایی خود میگفت  لابد زیر پتو !!

پس کار بیهوده   ادعای شما شیعیان است

فرموده اید {آیا اصحاب رسول الله فقط اونهایی بودند كه شما قبول دارید ؟ آیا ابوذر و سلمان و مقداد و عمار و ... كه مورد آزار و تعرض قرار گرفتند اصحاب رسول و از نزدیكترین یاران ایشان نبودند ؟}

 

باز بنازم به روضه خوانی سراسرافترای  شما دوست عزیزم هم سلمان هم مقداد هم یاسر  در زمان ابوبکر و عمر در پستهای حساس مملکتی  مسئول بودند در ضمن شما این سه نفر را  نه به خاطر صحابی پیامبر بودن بلکه بخاطر صحابی علی بودن  !! دوست میدارید  و الا چرا نمیگویید سلام بر اصحاب محمد  همچنان که میگویید سلام بر اصحاب حسین !! پس ریگی به کفشتان هست

 

 

    این از جواب بسیار مختصر شما

اما دوست گرامی محب صادق شما امده اید میخواهید قهرمان بازی راه بیندازید  که مثلا علی با فضیلتتر است یا ابوبکر  اولا این موضوع  بسیار بیمورد است  سخن ما بر سر   اثبات  امامت الهی علی در قران  بود  که دوستانتان از هر جا گفتند و نوشتند الا این موضوع تازه هیچ یک از علمایتان نیز نتوانسته اند برای این موضوع به قران نزدیک شوند فقط تا توانسته اید گردو خاک کرده اید و با پیش کشیدن بحث اصحاب

از این موضوع طفره رفته اید

دوما  سراسر تاریخ اهل سنت  ابوبکر با فضیلتترین فرد امت اسلام بعد از پیامبر است  شما کدام کتاب اهل سنت را دیده اید  که فضایل ابوبکر را بعد از فضایل علی نقل کرده باشد ؟ این را هم فراموش نکنید وقتی پیامبر مبعوث گردید علی 10 سال داشت و کودکی در حد چهارم ابتدایی این زمان بود ولی ابوبکر از تجار قریش بود  و همسن پیامبر   ایا در ان خفقان پیامبر را کودکی 10 ساله یاری میکرد یا تاجری 40 ساله  ؟ پس دوران مکه پیامبر بیشتر با ابوبکر و عمر و عثمان  و دیگر اصحاب تاثیرگذار  نشست و برخاست داشت و مشورت مینمود  و طبیعی هم بود  مگر امروز اقای خامنه ای با کودکان نشست و برخاست دارد یا همسن و سالان خودش !!

ولی شیعه  از تاریخ چه به ما میدهد !فقط پیامبر بود و علی بود و فاطمه بود بقیه همه دو رو و دشمن  و منافق و کافر...  بله تاریخی که شیعه از 23 سال پیامبر به ما ارزانی میدارد

از اینها بگذریم قران مرجع همه ماست بعد از پیامبر کل پیروانش با درجات مختلف ایمان و علم و تقوا یک نقش داشتند ! انهم تبعیت از محمد و بین این قضیه هیچ فرقی بین ابوبکر و عمر و علی و غیر نبود

و خدا هم همه را مرتبا باهم ذکر میکند  در هیچ جا  خدا مهاجرین و انصار  و اصحاب صدر اسلام را از هم جدا نکرده است

و باز تاکید میکنم  پیامبر همه انسانها را شخصیت میداد و با توجه به تخصصشان انها را به کارها وا میداشت و مثل شما شیعیان فکر نمیکرد که مردم را گله گوسفندان میپندارید  که همیشه عصای امام بالای سرشان باشد ؟؟مبادا به راه غلط بروند

ایا نیندیشیده اید قران چقدر در مورد تعقل و تفکر سخن میگوید و  ایا ذره ای اندیشیده اید که چگونه میشود  پیامبر راه تعقل و تفکر را بر مردم ببندد  و بگوید شما دست امام بالای سرتان نباشد  ادم نمیشوید   بخدا ماتم از این  تفکر استعداد بر انداز شما  

 

شما در جواب یکی از منتقدان خودتان گفته اید :{فقیه ضامن اجراى محتواى فقه و شریعت و عدم انحراف حكومت و مقامات عالى آن از اسلام است}  برای ما بگویید چگونه فقیه که دست پرورده حوزه علمیه و چند اخوند است میتواند از انحراف حکومت اسلامی  جلوگیری کند ولی تربیت یافتگان مستقیم پیامبر  نتوانستند از انحراف حکومت  اسلامی جلوگیری کنند

پس مطمئنا خدا اشتباه کرده است { العیاذ بالله } که بجای محمد یکی از این مراجع را  پیامبر نکرد

من نمیدانم چرا در طول تاریخ طرفداران هیچ مرجع شیعی منافق و دروغ گو از اب در نیامدند جز طرفداران محمد مصطفی

من نمیدانم چرا باید همسران پیامبر خیانت کار باشند ولی همسران مراجع محترم همه قدیسه و بانوانی الگو و نمونه و وارسته و

من نمیدانم  چرا یاران  پیامبر هر چه میگفتند از روی نفاق و زخم زبان و تشر بود

ولی یاران مراجع و رهبر همه صادق   ..متقی و  و در اوج پرهیزکاری هستند

من نمیدانم چگونه  به دستور اقای خمینی  میلیونها بسیجی اماده  از جان گذشتگی شدند

ولی از دستور  محمد   همه بغیر از 3 نفر سرپیچی نمودند

 پس این پیامبر 23 سال چکار کرد

لابد داخل اتاق تاریکی تا اخر عمر با فاطمه و علی  گل گفت و گل شنفت !!!

من نمیدانم چرا همسر و داماد و پدر زنهای محمد و بقیه فامیلهایش همه  منافق و توطئه گر  از اب در امدند  ولی  المنه لله زن و فامیل هیچ مرجع و اخوندی منافق و توطئه کار و زیر اب زن از اب در نیامده است

{ سبحانک هذا بهتان عظیم }

از مطالب بالا  معلوم میشود  که {برای خدا ناراحت نشوید }

روی دیگر تشیع  توهین به خود پیامبر است  اخر حتی هیتلر هم  با انهمه سفاکی صدها یار صادق و جانفدا داشت

حتی در همین دوره  خودمان صدام خونریز چقد وفادار  داشت ایا  این توهین به محمد مصطفی نیست که بگویید هنوز نمرده  همه از دورش پراکنده شدند ! انهم با کدام دلیل  ؟ تاریخ . خوب تاریخ غلط کرد  بیجا کرد . تاریخ را انزمانها هم مثل امروز نوشته اند دیگر

مثلا الجزیره ریز به ریز  قیام مردم سوریه را نشان میدهد  و از بحرین خبری نیست  وایران هم قیام مردم بحرین را  نشان میدهد واز سوریه خبری نیست  و هر دو 50 درصد دروغگویند و منفعتشان  را در نظر دارند نه بشریت را

اری انزمان هم تاریخ را اینگونه به خورد امت دادند  جاعلان روایات بیکار ننشستند  و انچه در چنته داشتند برای  طعنه وارد کردن به نزدیکترین یار ان  پیامبر   انجام دادند

برای همین خدا در سوره حشر بعد از انکه مهاجرین را صادقین و انصار را رستگاران معرفی میکند  مسلمانان بعدی را دستور به محبت انها و عدم داشتن کمترین کینه  میدهد

و میفرماید ؟ { وَالَّذِینَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ

[نیز] كسانى كه بعد از آنان [یعنی :مهاجران و انصار] آمده‏اند [و] مى‏گویند پروردگارا بر ما و بر آن برادرانمان كه در ایمان آوردن بر ما پیشى گرفتند ببخشاى و در دلهایمان نسبت به كسانى كه ایمان آورده‏اند [هیچ گونه] كینه‏اى مگذار پروردگارا راستى كه تو رئوف و مهربانى (۱۰)

شیعه کجای این ایه قرار دارد بخاطر خدا   به قران برگردید  بخاطر خدا یکبار قران را بدون پیش فرض و با ترجمه ای ساده  بخوانید  و در ان تفکر کنید 

وقت ان نرسیده که هر روایتی مخالف قران بود چه در منابع شیعه و چه در منابع سنی  له کرد و به سطل اشغال انداخت ؟

وقتی خدا میفرماید کسانی که با محمدند با هم مهربانند

تاریخ  و بردگان تاریخ غلط میکنند بیجا میکنند  میگویند عمر دنده فاطمه را شکست   

پس خدا از مهربانی بین کی سخن میگوید ؟ لابد علی و فاطمه !!! فقط!

عبد خدا باشید و از بردگی تاریخ  رهایی یابید

 

بهر حال در قران چیز ی به نام امام و موضوعی بنام امامت مورد نظر شیعه و  دستور به تبعیت از امامان شیعه در قران وجود ندارد که ندارد

روایت هم که هر کس بلند شده میل شکمش  روایت ساخته  و با روایت نمیشه عقیده  را بنیان نهاد

 

 

محمد سرخ خواه , laka
محمد سرخ خواه - 14:16 1391/02/24
1028

روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز کرد.پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یک لیوان آب درخواست کرد.

دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد.پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی.مادر به ما آموخته که نیکی ما به ازائی ندارد.» پسرک گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم»

سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.

دکتر هوارد کلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامیکه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد.لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد.در اولین نگاه اورا شناخت.

سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری ، پیروزی ازآن دکتر کلی گردید.

آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.

زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد.چیزی توجه اش را جلب کرد.چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:

«
بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است»

محمد، محب امام صادق علیه السلام , md_jafary
1027

ولى فقیه به عنوان عالى‏ترین مقام حكومتى، ضمن آن‏كه در برابر قانون با آحاد ملت‏ یكسان است و داراى هیچ‏گونه امتیاز شخصى و برترى ذاتى و یا استثنایى ویژه در مسؤولیت‏ حقوقى و كیفرى و سیاسى نمیباشد، در عین حال داراى اختیارات فرادستورى است . [منظور از قواعد فرادستورى در اصطلاح حقوق اساسى، آن دسته از قواعد و مقررات قانون اساسى است كه حاكم بر سایر اصول قانون اساسى و قوانین و مقررات دیگر است ،مثل: احكام شریعت مقدس اسلام بر طبق اصل چهارم قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران و یا رعایت موازین بین‏ المللى حقوق بشر در قوانین اساسى مردم سالار (در تعریف ساده تر مثل مقدم بودن دستور پلیس بر چراغ راهنما  یا تابلوهای راهنمایی) .

كلمه مطلق

به رژیم‏های فاقد قانون اساسی و با حكومت سلطنتی نیز مطلقه گفته می‏شود، ولی در نظام ولایت مطلقه فقیه، ولایت مطلقه، مقید به مصالح عام مسلمانان و احكام الهی است و  چنین نیست كه بدون هر قید و بندی باشد، از این رو قابل كنترل است.

معنای مطلق بودن ولایت این است كه

اولاً: فقیه ملتزم است همه احكام اسلام را تبیین نماید.

ثانیاً: ملتزم به اجرای احكام الهی باشد.

ثالثاً: برای تزاحم احكام چاره اندیشی نماید؛ یعنی اگر دو حكم الهی با یكدیگر تزاحم داشته باشند، ولی فقیه حكم اهم را اجرا می‏كند.

نكات:

1) ولى فقیه حق حاكمیت ندارد، بلكه ریاست كشور و قواى عمومى را به عهده دارد و حاكمیت تنها در انحصار خدا و قوانین الهى است . بنابراین، او نیز زیرمجموعه قوانین الهى است; یعنى، مثل بقیه شهروندان در اجراى قانون الهى له یا علیه او یكسان است . بنابراین، هیچ امتیاز ویژه و موقعیت استثنایى و یا مصونیت كیفرى و حقوقى و سیاسى فوق‏العاده و فراتر از معیارهاى شریعت ندارد

2)این ریاست فراگیر است; یعنى، ولایت فقیه هم ریاست كشور را به عهده دارد و هم ریاست عالیه قواى عمومى كشور اعم از مقننه، قضائیه و مجریه . نظیر این ریاست فراگیر نیز براى ریاست جمهورى، در نظامهاى ریاستى، وجود دارد كه رئیس جمهور هم رئیس كشور است و هم رئیس هیات دولت و در نظامهاى پارلمانى كه همه قواى عمومى از پارلمان ناشى میشود  و ریاست كشور با پادشاه و یا رئیس جمهور است .

3)چون انسانها داراى شان برابر هستند و هیچ كس حق ندارد بر دیگرى فرمان براند و امر و نهى حكومتى با مقوله وكالت‏سازگارى ندارد، پس باید ریاست عالیه مقامات عالى حكومت متكى به یك مقام برتر باشد.براساس عقاید دینى و كلامى كسى كه خالق است، مالك نیز هست و مالك سرپرستى و ربوبیت دارد و این ویژگى‏ها تنها زیبنده حضرت حق، جل و على، است، لذا منشا اوامر و نواهى حكومت‏باید حاكمیت تكوینى و تشریعى خدا بر جهان و انسان باشد، تا از نظر عقل اطاعت از آن حكومت صحیح باشد و آن اوامر و نواهى بر آحاد انسانها جنبه الزام داشته باشد; از این جهت اعتقاد داریم كه اوامر و نواهى مقامات عالى حكومت‏باید ناشى از «فقه و شریعت‏» باشد .

4)تنها اوامر و نواهى ناشى از «فقه و شریعت‏» براى آحاد جامعه اسلامى الزام‏آور است و نفوذ دارد و فقیه ضامن اجراى محتواى فقه و شریعت و عدم انحراف حكومت و مقامات عالى آن از اسلام است و هم به موجب ادله فقهى و كلامى، خود باید در راس حكومت‏ سیاسى قرار گیرد .

5)در اسلام، رهبرى قانونمند است و در چارچوب ضوابط و مقررات و قوانین الهى است . رهبر بر اساس میل و سلیقه شخصى و بدون در نظر گرفتن مصالح عمومى الهام گرفته شده از شریعت و مشخص شده با كاوش استدلالى و فقیهانه حق ندارد كه عمل كند و در این صورت از چارچوب الهى ترسیم شده خارج گشته، حقانیت ‏خود را از دست مى‏دهد .

6)تعیین و عزل رهبری بر عهده گروه ناظر به انتخاب عام مردم میباشد.

  , jarmen_kell2
Arthas Menethill - 12:28 1391/02/24
1026
نقل قول از : حمید حمیدی

یکی دیگر از گروه هایی که با نظریه ولایت فقیه مخالف هستند, مسلمانان , شیعیان و کسانی هستند که بر اساس قران, سنت و عقل, دلیل و منطقی برای اثبات این نظریه بدست نیاورده اند.
دقیقاً



حمید حمیدی , 550631
حمید حمیدی - 10:42 1391/02/24
1025
نقل قول از : Arthas Menethill

نقل قول از : مجید اف توحید اسلامی

مخالفان ولایت‏ فقیه چند دسته‏ اند:


اول) غیرمسلمانان و غیرشیعیانی كه مبنای ولایت‏ فقیه را نمی‏پذیرند.

دوم) شیعیانی كه ولایت مطلقه فقیه را از روی اجتهاد یا تقلید نمی‏ پذیرند.

سوم) كسانی كه با پذیرش اصل ولایت مطلقه فقیه، شخص ولی فقیه را قبول ندارند.

چهارم) كسانی كه حتی با اعتقاد به صلاحیت شخص ولی فقیه، پاره‏ای از احكام حكومتی صادره از وی را نادرست می‏نگارند.


 مخالفت در هر یك از صور بالا دو گونه متصور است:

الف) مخالفت اعتقادی (قلبی)؛ یعنی در اعتقاد و بینش خود مسأله را نمی‏ پذیرد و آن را صحیح نمی‏داند. چنین مخالفتی فی‏نفسه از دیدگاه اسلام موضوع حرمت نیست و از نظرگاه قانونی نیز جرم به شمار نمی‏آید و مسلما منافاتی با مسلمانی شخص ندارد.

ب) مخالفت عملی، این گونه مخالفت مسلما حرام و جرم است. البته مخالفت عملی نیز اقسام و مراتبی دارد كه حكم هر یك جداگانه قابل بررسی است، لیكن رعایت اختصار ما را از بررسی تفصیلی آن معذور می‏دارد


البته حكم ولی فقیه برای همه افراد حوزه ولایت او، چه موافق و چه مخالف، نافذ و از دیدگاه اسلام لازم‏ الاجرا است.

خوب، به این ترتیب امام حسین (ع) هم چون عملاً با ولی مطلقه فقیه زمان خودش مخالفت کرد، کاری حرام انجام داد و مجرم بود. پس چرا شما 1400 ساله که چنین از دین برگشته ای رو میستایید و بر ولی زمان او لعن و نفرین میفرستید؟؟؟
آیا با این حرف، فرقه و مذهب شیعه رو خودتون به تمسخر نگرفته اید؟




یکی دیگر از گروه هایی که با نظریه ولایت فقیه مخالف هستند, مسلمانان , شیعیان و کسانی هستند که بر اساس قران, سنت و عقل, دلیل و منطقی برای اثبات این نظریه بدست نیاورده اند.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.