userinfo close

  ,

تاریخ ایران


iranhistory

تاسیس: 20 آذر 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: محمد ر - معاونان
تاریخ ایران را در بحث تاریخ سیاسی معاصر محدود خواهیم کرد. حافظه مان را به یاد خواهیم آورد!
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1
11
89/11/23 (00:05)
3
194
88/1/29 (00:17)
13
131
87/11/7 (11:54)
2
29
87/8/5 (16:44)
10
54
87/5/8 (21:34)
8
110
86/10/27 (16:36)
46
751
86/9/29 (02:48)
6
83
86/8/21 (01:20)
0
0
90/11/27 (12:15)
0
0
90/9/8 (09:39)
1
11
89/12/14 (22:15)
89
338
89/11/23 (00:01)
3
7
89/4/21 (18:59)
47
297
89/1/25 (17:27)
2
5
88/11/9 (11:52)
0
1
88/8/7 (09:29)
1
6
88/3/5 (20:30)
0
3
88/1/17 (14:08)
0
3
88/1/12 (01:20)
0
3
87/8/17 (15:31)

عنوان بحث

-- - , maheno1
-- - - 06:10 1386/07/28

ستون آزاد (گلناز)

 

 

 

 

دوستان

در این مبحث، نقل قول ، اخبار ، تبلیغ ، سالگردها ، روزشمارها و ... را می توانید بیاورید.

 

 

شاد و سربلند باشید

گلناز

 

 

 

 

 

 

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
اشکان سروستانی , ashkan_sarvestani
اشکان سروستانی - 00:01 1389/11/23
89

راهپیمایی برزگ مردمی از ساعت سه تا پنج روز 25 بهمن برگزار خواهد شد. مسیر راهپیمایی در تهران ازمیدان امام حسین تا آزادی خواهد بود:
http://www.facebook.com/25bahman
سبز باشید

لطفا اطلاع رسانی کنید

-- - , maheno1
-- - - 20:42 1387/06/31
88

 

 

 

سی تیر
25 مرداد 87 - 23:09

واقعه ی سی اُم تیر

.... در اینجا نگاهی به وقایع پیش از سی ام تیر ماه 1331 تا واقعه ی "قیام 30 تیر" می اندازیم. اوضاع جامعه ی ایران، به قدرت رسیدن مصدق در مجلس شانزدهم، مسئله ی نفت و روابط ایران با دول خارجی. مسیری که دولت مصدق و جبهه ی ملی برای حل مسایل ایران طی کردند، تکاپوی قوام برای بازگشت به قدرت و سرانجام نقطه تلاقی این مسائل در واقعه ی سی ام تیر، موضوع بررسی این پژوهش است. ...

 

واقعه ی سی اُم تیر

 

این روز نقطه ی عطفی در تاریخ سیاسی ایران بود. سیاست عوام فریبی به اوج خود رسید و سیاست «محقق کردن ممکنات»، «مهدور الدم» شد. حزب توده توانست عرصه را برای حضور پر رنگ خود تشخیص دهد و با مانوری از قدرت، حزب کمونیسم قدرتمندی را در ایران به جهان غرب معرفی کند. مصونیت پارلمانی نمایندگان دیگر مطرح نبود چرا که قانون ملعبه ی دست خیابان های «توسعه نیافته» شده بود. کاشانی توانست پس از سالها مذهب را با احکامش وارد به عرصه ی سیاست و قضاوت کند. قوه ی مقننه کار قوه ی قضاییه را انجام داد و حکم به مصادره ی اموال شهروندی ایرانی داد. نه تنها پا در کفش قوه ای دیگر کرد که قوانین عرفی که سالها ایرانیان دلسوخته در برپا نمودن آنان تلاش کرده بودند به قوانین شرعی تبدیل کرد و حکم به مهدور الدم بودن فردی را در صحن علنی «مجلس شورای ملی» تصویب کرد. دولت بر مبنای حکم شرعی حلال بودن خون مهدور الدم، قاتل نخست وزیر رزم آرا را از زندان آزاد کرد. اجتماع ناهمگون جبهه ی ملی شاید آخرین فریاد مشترکش را در سی تیر بر سر قوام کشید و از آن روز به بعد روزگار تیره روزی جبهه ی ملی و دولت مصدق، به واسطه پایه های سست قدرتش و تضادهای بنیادین عقاید طرفدارانش شروع شد. مصدق که از آن روز وی را چون هیتلر، پیشوا می خواندند، بر اوج قله ی قدرتی قرار گرفت که بر پایه ی سست هیجان عمومی بنا شده بود. از آن روز تا سال بعد از آن که دولت مصدق ساقط شد، می توان نتیجه ی سیاست های خیابانی را به خوبی دید. به وجود آمدن بستری که در آن هر فرد در جایگاهی که نه چندان لایق آن است قرار می گیرد. شاید این جمله ی قوام که در روزهای بیماری به ارسنجانی می گوید، نقطه ی تاکیدی بر این مطلب باشد که ارسنجانی در یادداشت هایش نقل می کند از قوام: " می بینی چه مملکتیست؟من وطن فروش شدم و سید ابوالقاسم وطن پرست ... من خائن شده ام و بقایی خادم..."


ادامه ی نوشته

 

 

 

-- - , maheno1
-- - - 20:26 1387/06/31
87

 

 

 

عنوان بحث

اعلام موجودیت شورای همبستگی کلوب ها علیه دشمنان همبستگی ایران...
20 شهریور 87 - 23:07

با درود و احترام - با توجه به شرایط حساس کشورمان بلحاظ نفوذ دشمنان میهن با اهدافی مانند ایجاد تفرقه ، تجزیه و . . . بدینوسیله این کلوب "فرهنگ یکپارچه" از مدیران تمام کلوب هایی که اعتقاد به ایران یکپارچه و تمامیت ارضی میهن عزیزمان دارند دعوت می نماید ضمن ثبت نام و لینک کلوب خود در این مبحث، همبستگی خود را رسماً اعلام تا مشتی کوبنده شویم بر دهان دشمنان یکپارچگی میهن.

نکات مهم:

1- این اعلام همبستگی ورای هر اعتقاد سیاسی و مذهبی می باشد لذا از تمام مدیران کلوب اعم از طرفداران جمهوری اسلامی ، جمهوری خواه ، مجاهد ، سلطنت طلب و . . . ، مسلمان ، مسیحی ، یهودی و . . .  کرد و ترک و بلوچ و فارس و . . . دعوت می گردد تا دعوت حقیر را بپذیرند تا دشمنان ایران بدانند ما علیرغم همه اختلافات عقیدتی وسیاسی در موضوع یکپارچگی ایران یکدل و همصدا هستیم.

2- این مبحث فقط مختص مدیران و معاونین تام الاختیار کلوب هاست و سایر عزیزان محبت فرموده و پست ارسال نفرمایند.

3- دوستان عزیزلطف بفرمایند لینک این مطلب را جهت تسریع در نتیجه گیری در کلوب های مختلف قرار دهند (بویژه مدیران و معاونین کلوب ها).

با سپاس از مهر دوستان

پاینده ایران یکپارچه و سرافراز همه اقوام ایرانی

http://www.cloob.com/clubname/iranuniquecalture

 

 

 

علی ف , a_hosseini61
علی ف - 21:11 1387/04/18
86
روز 18 تیـر ماه سال 1378 چه گذشت ؟

صبح روز سه شنبه 15 تیرماه 1378، عابرانی که در تب وتاب فضای دگرگون شده پس از دوم خرداد 76، بیشتر از همیشه به پیشخوان روزنامه فروشی ها سر می کشیدند، دیدند که یک روزنامه با تیتری سراسر متفاوت از تمامی روزنامه های آن روز صبح، پیش رویشان است.
روزنامه سلام با این تیتر منتشر شده بود: "سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است"

روزنامه سلام (۱۵ تیر ۷۸)


در آن روزها، که بحث تصویب قانون جدید مطبوعات در مجلس پنجم داغ تر از همیشه بود، کمتر کسی را می شد پیدا کرد که درباره سعید اسلامی یا امامی چیزی نشنیده باشد یا نداند.
او که سال ها معاون وزیر اطلاعات بود، در پی وقوع قتل های زنجیره ای در پاییز 1377، به عنوان متهم ردیف اول معرفی و بازداشت شده بود. اما پس از مدتی گفته شد که در زندان با استفاده از داروی نظافت خودکشی کرده است....

و اما ادامه ماجرای ۱۸ تیر ۷۸ :

سعید امامی در مرکز دایره ای از رازها و ابهام ها نشسته بود و هرآنچه به او مربوط می شد، جذاب تر یا مهم تر از آن بود که کسی به سادگی از کنارش بگذرد.
و "سلام" بانگی رها کرده بود که پژواکش تا روزها ادامه داشت. نمایندگان اکثرا محافظه کار مجلس پنجم، که در کش و قوس محدود ساختن قانون قبلی مطبوعات بودند، از نسبت دادن طرح آنان به سعید امامی برآشفتند و وزارت اطلاعات از مدیر مسوول روحانی "سلام"، به دلیل چاپ سند محرمانه، به دادگاه ویژه روحانیت شکایت برد.
به این ترتیب، یک تیتر تکان دهنده، نقطه آغاز ماجرایی پر حادثه شد.
غروب روز بعد، معلوم شد که چاپ چنین جمله ای می تواند به بهای تعطیلی روزنامه ای، حتی به اهمیت و وزن سیاسی "سلام" تمام شود.
صبح پنج شنبه، بدون "سلام" آغاز شد و شب آن روز آبستن رویدادهای حیرت آور دیگری بود.
و به این ترتیب ... :

۱۵ تیر ۱۳۷۸: انتشار نامه فوق محرمانه سعید امامی در روزنامه سلام.
۱۶ تیر ۱۳۷۸: تصویب کلیات طرح اصلاح قانون مطبوعات.
۱۷ تیر ۱۳۷۸: توقیف روزنامه سلام.
۱۸ تیر ۱۳۷۸: ...

اولین جرقه نا آرامی ها

پنج شنبه شب، تعدادی از دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران در خیابان کارگرشمالی (امیر آباد شمالی)، در اعتراض به توقیف روزنامه سلام گرد هم می آیند. دانشجویان، خواستار رفع توقیف از سلام و عدم تصویب طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس هستند.

ادامه اعتراض از محوطه کوی دانشگاه به خیابان کشیده می شود. ماموران نیروی انتظامی و پس از مدتی، نیروهای دیگری که " لباس شخصی" خوانده شده اند، نیز از راه می رسند.
نیمه های شب، درگیری مختصری میان دانشجویان و ماموران نیروی انتظامی روی می دهد. دانشجویان پس از سنگ پرانی، یکی از سربازان نیروی انتطامی را به گروگان با خود به داخل خوابگاه دانشجویی می برند و پس از مدتی، رهایش می کنند. به نظر می رسد که ماجرا پایان گرفته، اما حوادث مسیر دیگری دارد.
نیروهای انتظامی، که گفته می شود لباس شخصی ها نیز همراه آنان بوده اند، در نخستین ساعات بامداد جمعه 18 تیر ماه وارد محوطه کوی دانشگاه می شوند تا از آن پس 18 تیر، در تقویم ها معنای دیگری داشته باشد.
بسیاری از دانشجویان کتک می خورند و بازداشت می شوند. چیزی به صبح نمانده، اما در مدتی اندک، کوی دانشگاه به هم ریخته و دگرگون شده است. مهاجمان رفته اند و دانشجویان زخمی را در اتاق های آشفته، کنار وسایل و در ها و پنجره های شکسته به حال خود رها کرده اند.


تصویری از اتاقهای خوابگاه کوی دانشگاه پس از حمله پلیس و انصار.

راهروهای خوابگاه كه توسط دانشجویان دیوارنویسی شده است
احتمالا تصویر یکی از اتاقهای ساختمان ۲۲ کوی.
محسن جمالی، چشم خود را در اثر برخورد گاز اشک آور از دست داد
مسجد کوی

شهر، جمعه با خبری هولناک از خواب برمی خیزد و پس از آن درگیری ها تا پنج روز ادامه می یابد.
امیر آباد شمالی، خبر سازترین نقطه ایران است، اما موج تطاهرات و اعتراضات به سایر خیابان ها هم کشانده شده. نیروهای ضد شورش در سراسر شهر حاضرند و روزنامه ها در روز، گاه تا سه نوبت چاپ می شوند.
خبرهای ضد و نقیض، لحظه به لحظه منتشرمی شوند و مقامات می کوشند با حضور در جمع دانشجویان، آنان را متقاعد کنند که پیشرفت اصلاحات، محتاج دوری از تنش و خشونت است.

محتشمی پور و هادی خامنه ای برای سخنرانی در جمع دانشجویان حاضر می شوند


دانشجویان شنبه در امتحان های آخر ترم شرکت نمی کنند و به نشانه اعتراض در کوی متحصن می شوند. دانشجویان ، دختر هاشمی رفسنجانی، رییس جمهور پیشین جمهوری اسلامی را بین خود نمی پذیرند. موسوی لاری، وزیر کشور برای دانشجویان سخنرانی می کند اما دانشجویان انتظار حضور خاتمی در بین خود را دارند.
درگیری، به ویژه در اطراف کوی دانشگاه، میدان انقلاب و دانشگاه تهران ادامه دارد.

بر اساس آخرین خبرها، کشته شدن یک نفر، عزت ابراهیم نژاد که آن شب مهمان کوی دانشگاه بوده، قطعی است. اما اطلاع دقیقی از میزان مجروحین و بازداشت شدگان در دست نیست، گرچه گفته می شود یک دانشجوی پزشکی، چشم راست خود را در جریان حملات از دست داده است.

پدرعزت ابراهیم نژاد، که در نا آرامیهای تیر ماه 1378 جان خود را از دست داد :
پس از این حادثه درگیری ها شدت بیشتری می گیرد :

مقامات دانشگاه تهران، از میلیاردها ریال خسارت به کوی دانشگاه سخن می گویند. وزیر علوم استعفا کرده، اما محمد خاتمی، رییس جمهوری با این استعفا موافقت نکرده است.
همه مسوولان از محکومیت حوادث روی داده و حمله به خوابگاه دانشجویان سخن می گویند. آیت الله خامنه ای، رهبر نظام، دانشجویان را فرزندان خود می خواند ! و می گوید که قلبش از این اتفاق جریحه دار شده. اما حوادث سر باز ایستادن ندارد.


تصویر صفحه اول روزنامه خرداد - 19 تیر :

و سپس اعتراضات بالا گرفت...
اعتراض دانشجویان ابتدا متوجه حمله به کوی دانشگاه تهران بود اما رفته رفته حاکمان جمهوری اسلامی هدف اعتراض های تند قرار گرفتند
یکی از ساختمانهای کوی که مشرف به خیابان کارگر است :
احمد باطبی پیراهن خونین دوستش را بر سر دست گرفته است. این عکس در صفحه اول مجله انگلیسی زبان اکونومیست چاپ می شود. احمد باطبی در ابتدا به اعدام محکوم می شود! او چندروزی است که به آمریکا رفته است (پس از تحمل ۹ سال عذاب)...
عکس تاریخی احمد باطبی كه روی صفحه اول مجله اكونومیست چاپ شد
عكس جدید احمد باطبی مقابل كنگره آمریكا
سید علی خامنه ای طی یک سخنرانی حمله به کوی دانشگاه را به ورود افراد به خانه دیگران تشبیه می کند. وی در جمع بسیجیان می گوید : «حتی اگر عکس مرا پاره کردند شما واکنشی نشان ندهید» و صدای گریه بسیجیان از بلندگوی مسجد دانشگاه تهران به گوش می رسد.

اما اعتراضات همچنان ادامه دارد و پس از این سخنرانی شدت عمل نیروها بیشتر می شود ؛ گوئی سناریو از سوی حكومت به گونه ای دیگر نوشته شده است !
اما پاسخ اعتراضات از سوی لباس شخصی ها و ماموران اینگونه داده شد :
غروب سه شنبه 22 تیر ماه، دانشگاه تهران را دود به تمامی گرفته است. شلیک گاز اشک آور و آتش های برافروخته، چشم ها را می سوزاند.دانشگاه تهران تقریبا در محاصره است و دانشجویان راهی برای خلاصی و رسیدن به کوی دانشگاه می جویند. نیروی انتظامی و لباس شخصی ها از میدان انقلاب و دانشگاه ، راهی کوی دانشگاه شده اند و دانشجویان به داخل کوی عقب می نشینند.


شهر با حضور نیروهای نظامی و بسیج رنگ و بوی حکومت نظامی را دارد.دیگر نمی توان به کوی یا دانشگاه رفت. تلویزیون انحصاری جمهوری اسلامی خبر از پایان یافتن آشوب های چند روز اخیر می دهد. شیشه های شکسته یک بانک، ملاک آشوب است و حضور نیروهای مسلح بر سر هر چهار راه نشان نظم. اخبار با نشان دادن یک موتور آتش گرفته، ترس از هرج و مرج را به مردم القا می کند. حالا نیروهای نظامی کنترل شهر را به طور کامل در دست می گیرند.



شلیک هوایی یکی از لباس شخصی ها


با پیام سید علی خامنه ای و تبلیغات تلویزیون قرار می شود تا روز چهارشنبه « اقشار مختلف مردم » برای اثبات همبستگی مردم و نظام به خیابان بیایند.
امروز چهارشنبه است و آن ها به خیابان آمده اند... چهارشنبه 23 تیر، کسان دیگری در خیابان هستند. آنها عکس های آیت الله خامنه ای را در دست دارند و در حمایت از وی و نظام شعار می دهند.
شب در کوی دانشگاه ساکت تر از همیشه است و دانشجویان در اتاق های نامرتب، ناباورانه به آنچه پشت سر گداشته اند، فکر می کنند. نیروهای انتظامی در بیرون کوی مشغول نگهبانی هستند.
شهر آرام گرفته، اما طنین حوادث این چند روز، تا مدت ها ادامه دارد.
**********
پایان ماجرا
.
.
پس از حادثه، چند نفر به عنوان رهبران تظاهرات خیابانی در تلویزیون ظاهر شدند!!!

و سرانجام، چند تن از ماموران نیروی انتظامی به خاطر حمله به کوی دانشگاه تهران، محاکمه شدند. تنها یک سرباز ساده به جرم سرقت خودسرانه یک ماشین ریش تراش به 90 روز زندان محکوم شد. مقامات جمهوری اسلامی اعلام کردند تنها کشته این جریانات عزت الله ابراهیم نژاد، مهمان ساکنان خوابگاه بوده است و هرگز معلوم نشد چه کسی چشم شاگرد برتر کنکور را کور کرده است، چه کسی با لباس شخصی در خوابگاه تیراندازی می کرده، چه کسی دستور حمله به کوی را صادر کرده...

یكی دیگراز قربانیان این حوادث اكبر محمدی است كه پس از تحمل شكنجه و زندان به دست ماموران دراوین كشته شد؛
آخرین وداع اکبر محمدی با مادرش :

پدر و مادر اكبر محمدی در مراسم خاكسپاری فرزندشان :

منوچهر محمدی در مراسم برادرش اكبر لباسهای او را به تن كرده است :


مادر اکبر محمدی به همراه خواهر عزت ابراهیم نژاد :

و تحرکات سالهای پس از سال 78 !

جعفر گنجی , jafar_ganji
جعفر گنجی - 15:27 1387/03/28
85
  رسوایی های اخلاقی پی در پی در  كشور

http://video.google.com/videoplay?docid=4268689156174233965&ei=TZVXSN_AM4TeigK_0r3tDg&hl=en

 فیلم رسوایی اخلاقی معاون دانشگاه زنجان

 http://www.www.iran-uk.com/article.php?id=28795

مدت ویدئو یك و نیم  دقیقه بدون فیلتر

   

باز هم به طرحهای امینت حجابی پلیس اعتراض خواهید كرد؟

 

 

جعفر گنجی , jafar_ganji
جعفر گنجی - 14:14 1387/03/19
84

فیلم افشاگری دبیر كمیته تحقیق و تفحص قوه قضاییه و

http://www.archive.org/details/efshaghari

متن پیاده شده از فیلم

 http://manshoma.wordpress.com/2008/06/06/افشاگری-عباس-پالیزدار-در-دانشگاه-بوعل/

 

متن پیاده شده در كلوب هواداران نهضت آزادی تاپیك خبر نیز موجود می باشد.

جهت دسترسی به متن بر روی بنر زیر كلیك كنید.

 

30962_8876.gif

 

 

جعفر گنجی , jafar_ganji
جعفر گنجی - 17:43 1387/02/29
83

گفت و گوی رادیو زمانه بادكتر ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی ایران:

تاریخ انتشار: ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷

مریم محمدی

«مجلس باید احمدی‌نژاد را استیضاح کند»

 

مشکلاتی که دولت نهم با آن مواجه است، روز به روز ابعاد بزرگ‌تری به خود می‌گیرند؛ به ویژه مشکلات اقتصادی که بازتاب مستقیم آن در زندگی روزمره مردم و قبل از همه اقشار کم‌درآمد جامعه است.

دولت نهم و در راس آن آقای احمدی‌نژاد، رییس‌جمهور نشان می‌دهند که به این مشکلات آگاه هستند؛ ولی در تلاش برای خروج از این بحران‌ها، به راه‌هایی متوسل می‌شوند که نه تنها مخالفین دولت را قانع نمی‌کند، بلکه موجبات دیگری برای مخالفت و مواجهه با آن را در اختیارشان می‌گذارد.

اشاره آقای رییس‌جمهور به وجود مافیای اقتصادی که مانع پیش‌برد اصلاحات اقتصادی دولت می‌شود، باعث شد که منتقدین، ایشان را به فرافکنی، ناتوانی و ناکارآمدی دولت خود در مقابل مشکلات متهم کنند.

این روزها استیضاح وزیر بازرگانی که باید در مجلس صورت بگیرد، اظهارات وزیر نفت که خبر از 7.5 میلیارد دلار واردات اضافی بنزین، بدون مجوز مجلس می‌داد و آخرین خبر «انحلال هیأت امنای حساب ذخیره ارزی» مسایلی هستند که صفحات رسانه‌ها و مطبوعات داخلی را پر کرده‌اند. درباره این موضوعات، با دکتر ابراهیم یزدی، دبیر کل نهضت آزادی ایران و اولین وزیر خارجه ایران بعد از انقلاب گفت و گو کردم.

آقای یزدی، می‌دانید که آقای احمدی‌نژاد در سخنرانی‌های اخیری که داشتند به وجود یک مافیای قدرت، مافیای اقتصادی اشاره کردند که مانع پیشبرد برنامه‌های دولت می‌شود و بخشی از مشکلات اقتصادی را ناشی از این دانستند. شما به این موضوع چه طور نگاه می‌کنید؟

در این‌که یک مافیای قدرت یا به تعبیر دیگری طاغوتیان جدیدی بر اقتصاد ایران دست‌اندازی کرده‌اند، شکی نیست. اما وظیفه یک رییس‌جمهور این نیست که فقط به طور مبهم بگوید عده‌ای طاغوتی اقتصاد ایران را کنترل می‌کنند؛ مافیای اقتصادی، مافیای قدرت! بلکه او وظیفه دارد تا اگر با چنین چیزی برخورد می‌کند، وزارت اطلاعات که این همه امکانات دارد، این اطلاعات را باید در اختیار قوه قضاییه قرار بدهند اگر قوه قضاییه عمل نکرد، آن وقت مدعی شوند.

چندین بار رییس‌جمهور به مردم گفته است من این‌ها را افشا می‌کنم. اما چرا افشا نمی‌کنند؟ فقط زورشان به چند تا دانشجو می‌رسد. به چند تا زنان ما که برای حقوق اولیه خودشان می‌خواهند یک نامه امضا کنند یا کارگران و معلمانی که از شدت فقر و استیصال و فشار اقتصادی به تنگ آمده‌اند. چرا آقای رییس‌جمهور این‌ها را اعلام نمی‌کند؟

یعنی در صورت وجود چنین مافیایی، به نظر شما رییس‌جمهور قادر است که آن‌ها را افشا و با آن‌ها برخورد کند؟

خود ایشان ضوابطش را با این گروه معین بکند. چه طور ممکن است یک چنین مافیای قدرتی بر سرکار باشد و ایشان بتواند به کارهای خودش ادامه بدهد؛، بدون این‌که جرأت کند آن‌‌ها را معرفی کند.

به این ترتیب چنین مافیایی وجود ندارد؟

نخیر، وجود دارد.

آقای یزدی، در اخبار بود که هیأت امنای حساب ذخیره ارزی از طرف دولت منحل شده و اختیارات آن به کمیسیون اقتصادی دولت سپرده شد. این خبر به موضع‌گیری‌های منفی در رسانه‌های متعلق به اصلاح‌طلبان منجر شد. نظر شما در این خصوص چیست؟

رفتاری که آقای احمدی‌نژاد و دولت ایشان با صندوق ذخیره ارزی و برنامه‌های مصوب قبلی دارد، به کلی خلاف قانون است. هنگامی که یک نهاد اداری با تصویب مجلس تأسیس می‌شود، مثل برنامه و بودجه یا صندوق ذخیره ارزی، هیأت امنا دارد، دولت به تنهایی نمی‌تواند آن‌ها را منحل کند.

اگر دولت ضرورتی برای انحلال آن‌ها می‌بیند، باید به صورت یک لایحه به مجلس بفرستد و این مجلس است که باید تعیین تکلیف بکند که منحل بکند یا نکند.

اما ظاهراً آقای احمدی‌نژاد می‌خواهد تمام موانع، حتی موانعی که از طرف دوستان او بر سر راه تصمیم گیری‌های فردی ایشان وجود دارد، این‌ها را از سر راه بردارد. عملی که انجام می‌دهند، هم خلاف قانون است و هم خلاف مصالح عام کلی نظام و مملکت.

چیزی که مورد سؤال واقع می‌شود، این است که در ترکیب فعلی یا بهتر است بگوییم در ترکیب سابق این هیأت امنا هم، اعضای دولت بودند؛ رییس کل بانک مرکزی و سایر اعضای هیأت دولت.

بله، اعضای دولت بودند؛ اما وقتی که ایشان سازمان برنامه و بودجه را منحل می‌کند، وزیر اقتصادی او اصلاً با این برنامه‌ها مخالفت کرده و در نتیجه مجبور به استعفا می‌شود و رییس بانک مرکزی او می‌گوید که این کارهایی که شما می‌کنید، خلاف است و موجب تورم‌زایی است، معلوم است که آن هیأت امنا را نمی‌تواند تحمل کند.

ایشان به جای این‌که خودش را با قانون و با نظر هیأت امنا تطبیق بدهد، آن‌ها را تغییر می‌دهد تا بتواند کسانی که با نظر او موافق هستند و از موضع اقتدارگرایانه نظامی با آن‌ها سخن می‌گوید، بتوانند بر سر کار باشند و حرف‌های او را فقط اجرا کنند.

مساله دیگر اظهارات وزیر نفت است که در مجلس اعلام کردند بدون اطلاع و مجوز مجلس، 7.5 میلیارد دلار بنزین اضافی وارد کردند. آقای وزیر نفت توضیح دادند که این به علت 7.5 میلیارد دلار صادرات اضافی نفت است که این پول باید به ترتیبی به بانک مرکزی واریز می‌شد.

ابداً، چنین چیزی نیست که چون درآمد اضافی نفت داشتیم، پس حتماً باید به هر قیمت آن را هزینه کنیم. اگر آقای وزیر نفت چنین استدلالی کرده باشند، استدلال غیر‌موجهی است.

صندوق ذخیره ارزی در سال ۷۹ به وسیله آقای خاتمی برای همین به وجود آمد که این مازاد درآمدهای نفتی در آن‌جا ذخیره شود و برای موارد فوق‌العاده مشخص که در خود آیین‌نامه‌ها و قانون پیش‌بینی شده است، هزینه شود.

این‌که وزیر نفت بیاید صرفاً دستور رییس‌جمهور را ملاک قرار بدهد و کار خلاف بکند، خود این خلاف قانون است و غیر قابل قبول. به خصوص که پولی که از صندوق ذخیره ارزی برداشت شده، برای واردات است و این واردات تبدیل به تزریق پول و نقدینگی به سیستم مالی کشور (شده) و این تورم عنان‌گسیخته‌ای است که امروز کشور ما شاهد آن است.

انتقاد از دولت نهم و شخص آقای رییس‌جمهور ابعاد خیلی بارزی در کشور پیدا کرده. از نظر شما نتیجه این انتقادات به این وسعت و تقریباً بی‌سابقه چه خواهد شد‌؟

مطبوعات باید انتقاد بکنند و حق دارند. مطبوعات چشم و گوش به تعبیری مردم هستند. حالا مطبوعات ما تا چه اندازه آزاد هستند که بتوانند همه مطالب را بگویند‌، یک امر دیگری است. اما انتظار این است که مجلس در چارچوب قانون اساسی رییس‌جمهور را استیضاح کند.

رییس‌جمهور در هنگام داوطلب شدن برای ریاست جمهوری، با هیچ معیاری، نه جزو رجال سیاسی بود و نه جزو رجال مذهبی و دینی. حالا که آمده انتخاب شده، تمام همکاران و وزرایی که خودش انتخاب کرده، کسانی که در مجمع تشخیص مصلحت مثل وزیر اقتصاد، که خود ایشان سال‌ها در تدوین چشم انداز بیست‌ساله و چهار برنامه پنج‌ساله نقش داشتند، به عنوان اعتراض به برنامه‌های نادرست رییس‌جمهور استعفا می‌دهد، مجلس باید این رییس‌جمهور را استیضاح بکند؛ اجازه ندهد که مملکت بیش از این به سمت و سوی ویرانی برود. متأسفانه مجلس در وظایف خودش غفلت می‌کند یا قصور یا تقصیر دارد

-- - , maheno1
-- - - 19:58 1387/02/2
82
کلوب آی دی : barayazadi
نام : برای آزادی ایران
تولد : 22 بهمن 1357
محل سکونت : Iran غیره... ایران
مرد ، مجرد
وقتی مهران مدیری سیاسی می شود!!!
30 فروردین 87 - 11:34

 

 

مهران مدیری

 

وقتی مهران مدیری سیاسی می شود!!!

در اعیام عید احتمالاً سریال طنزی با نام مرد هزار چهره را دیده اید،سریالی که به مانند چند سال اخیر به ظاهر طنز گونه ولی در باطن حاوی پیام های گوناگون اجتماعی و بیان مشکلات اجتماعی .

اما این بار این سریال پا را فراتر گذاشته و درعرصه سیاست نیز وارد شد.

 سریال های مهران مدیری که در گذشته ساخته شده حاوی  نکاتی اجتماعی و فرهنگی بود که فقر فرهنگی جامعه را بیانگر میشد.

اما این بار داستان چیز دیگری بود ؛ داستان در قالب سریال و ظاهری طنز گونه پا را از نقد هم گذارنده وبه تمسخر و توهین فعالین عرصه سیاسی می پردازد.

حال چرا در قالب سریالی طنز؟

متن کامل در وبلاگ

http://d-a.blogfa.com/post-24.aspx

-- - , maheno1
-- - - 19:57 1387/02/2
81
 
888909.jpg
کلوب آی دی : barayazadi
نام : برای آزادی ایران
تولد : 22 بهمن 1357
محل سکونت : Iran غیره... ایران
مرد ، مجرد
غوغای ایرانیان در امریکا!!!
30 فروردین 87 - 11:40

ببینین ایرونیهای توی آمریكا چیكارمیكنن واسه نشون دادن فرهنگ ملت ایران.

این است فرهنگ بی نظیر ایران زمین

فرهنگ ایرانیان ،نوروز ایران

فرهنگ ایرانیان ،نوروز ایران

فرهنگ ایرانیان ،نوروز ایران

 

عکس های کامل در وبلاگ

http://d-a.blogfa.com/

جعفر گنجی , jafar_ganji
جعفر گنجی - 22:36 1386/12/12
80

سه شنبه 14 اسفند:آیین بزرگداشت دکتر مصدق در احمدآباد برگزار می گردد

 

آیین بزرگداشت دکتر محمد مصدق آیین بزرگداشت چهل و یکمین سال درگذشت بزرگمرد تاریخ معاصر ایران، بنیانگذار و رهبر جبهه ملی ایران، در روز چهاردهم اسفند 1386، در آرامگاه مصدق بزرگ واقع در قلعه احمدآباد برگزار خواهد شد.

برابر با برنامه همه ساله، اتوبوس های جبهه ملی ایران از میدان توحید، اول ستارخان و از خیابان توانیر، روبروی کوچه ساقی، سر ساعت 8 بامداد به سوی احمدآباد حرکت خواهند کرد.

 روابط عمومی جبهه ملی ایران 9 اسفند 1386

جعفر گنجی , jafar_ganji
جعفر گنجی - 03:10 1386/12/7
79

به نام خدا

28/11/1368

سرکار خانم دكتر ستاره درخشش،

مجری محترم بخش فارسی تلویزیون صدای آمریکا

با سلام

بازگشت به تماس‌ تلفنی سرکار و درخواست مصاحبه به مناسبت سال‌روز پیروزی انقلاب اسلامی 1357، ضمن اظهار تشکر به خاطر توجهی كه نشان دادید، بدینوسیله توضیح می دهم كه علت عدم پذیرش درخواستتان، به تصمیم شورای مرکزی نهضت آزادی ایران به عنوان اعتراض به سیاست ها و مشی كلی ناظر بر مواضع آن رسانه و عملكرد برخی هم‌كاران جنابعالی باز می گردد.

همان‌طور که استحضار دارید، طی دو سال گذشته، فشار حاكمان تمامیت خواه ایران 
بر فعالان سیاسی و اجتماعی داخل كشور، از جمله حزب ما ، به نحو بی‌سابقه‌ای شدت یافته است. تا آنجا که امسال حتی از برگزاری مراسم سنتی سال‌روز تاسیس 
نهضت آزادی ایران و سیزدهمین سالگرد درگذشت دبیر كل فقید آن شادروان مهندس مهدی بازرگان در حسینیه ارشاد جلوگیری شد. محدودیت های اطلاع رسانی نیز به شدت افزایش یافته است. در چنین شرایطی، شاید مصلحت ظاهری این بود كه برای استفاده از هر امكان رسانه‌ای و از هر نوع ابزار اطلاع‌رسانی، از دعوت و درخواست شما استقبال می‌کردیم. اما مشی و باور سیاسی نهضت آزادی ایران در طول سالیان دراز فعالیت و مبارزه‌ی مستمر برای تحقق حقوق و آزادی‌های اساسی ملتمان و پاسداری از استقلال میهن عزیزمان، هرگز این نبوده است که از هر وسیله وامكانی برای دستیابی به هدفهایمان استفاده کرده ، آن را توجیه کنیم.

متاسفانه شیوه‌ی اطلاع‌رسانی تلویزیون صدای آمریکا از محدوده‌ی تعاریف پذیرفته شده برای یک رسانه‌ی خبری خارج شده است. بنا بر استانداردهای رایج اطلاع‌رسانی، شأن یک رسانه‌ی خبری، حفظ بی‌طرفی در انتقال و پخش مطالب و اخبار است که با رفتار رسانه‌ی ارگان یک حزب سیاسی – ایدئولوژیک تفاوت دارد.

در مقام پاسخ‌گویی ممکن است استدلال شود که " صدای آمریکا " رسانه‌ی دولت آمریکاست و با بودجه‌ی آن دولت، اداره می شود و سیاست‌های دولت آمریکا تلاشی در راستای پنهان‌سازی مخالفت و ضدیت خود با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران ندارد. و صدای آمریکا لاجرم رسانه‌ای‌ است با اولویت‌های معین در راستای نظرات و برنامه‌های دولت آمریکا و غیر از این هم نباید انتظار داشت. در پاسخ به این ایراد باید گفت كه آیا دولت آمریكا علاوه بر خصومت با نظام جمهوری اسلامی ایران، اصراری دارد كه سیاست‌های خود را در تعارض با باورهای عمومی و منافع ملی ملت شریف ایران نیز معرفی كند؟

نهضت آزادی ایران حداقل در دو محور زیر، سیاست‌گزاری حاكم بر دولت آمریكا و رسانه‌ی تلویزیون صدای آمریكا را در تعارض با منافع ملی ایران ارزیابی می‌كند:

نخست: اسلام‌ستیزی

مخالفت با سیاست‌ها و عملکرد مسوولان نظام جمهوری اسلامی ایران، یک مساله و استفاده از امکانات رسانه‌ای و میدان دادن به کسانی که به باورها و اعتقادات میلیون‌ها ایرانی توهین می‌کنند، مسئله دیگری است. من هیچ‌گاه در شان انسانی و در چارچوب باورهای دینی خود نمی‌یابم كه درباره باور‌های دینی شما و همکارانتان تفتیش كنم. بنا بر بدیهی‌ترین اصول مندرج در اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، هر کس در انتخاب دین و راه و روش زندگیش آزاد است، از سوی دیگر نیز، مبانی اندیشه‌ی دمكراتیك، ما را به پذیرش این اصل، متعهد می‌سازد كه هیچ کس حق ندارد كه به بهانه‌ی اختلافات فکری و سیاسی فردی ، گروهی یا بین‌دولتی، به باورها و اعتقادات دیگران توهین روا دارد، مضافا آن كه كسانی كه مورد توهین واقع می‌شوند، اكثریت مطلق جمعیت كشوری با سابقه‌ی تمدنی شش هزار ساله مانند ایران باشند. بنابراین، ایراد و اعتراض ما، تنها متوجه سیاست‌های اسلام‌ستیزانه‌ی " صدای آمریکا " نیست، بلکه در واقع به سیاست‌های اسلام‌ستیزانه‌ی دولت آمریکا است. البته در این جا مخاطب من مسوولان و مجریان تلویزیون صدای آمریکا هستند. باید توجه داشت كه سیاست‌ها و برنامه‌های اسلام‌ستیزانه‌ی خارجی ، عملا به نفع گروه‌های، تمامیت‌خواه و محافظه‌کار حاكم در ایران تمام شده است و می‌شود. زیرا آنها كه خود را متولی ومدافع دین خدا می‌دانند، از سیاست‌ها و عملكردهای دین‌ستیز‌انه رسانه های خارجی، برای توجیه رفتارها یشان نسبت به منتقدان داخلی بهره‌برداری می‌کنند. ما دامن زدن به اختلافات فرقه‌ای، مذهبی و قومی را در تعارض با منافع و مصالح ملی کشورمان ارزیابی می‌كنیم. خرد سیاسی و تجربه‌ی تاریخی حداقل یكصد سال گذشته‌ی این سرزمین، حكم می‌كند كه تنها با تغییر حكومت‌ها فرآیند تحقق دمكراسی تقویت نمی‌شود و از این رو مخالفت و اعتراض ما به سیاست‌ها و عملکرد حاکمان جمهوری اسلامی ایران به این معنا یا با این هدف نیست که آن‌ها با هر وسیله‌ی ممکن بروند و گروه دیگری بر سر كار بیاید و همین نوع کارها را انجام دهد. هدف ما تحقق حقوق و آزادی‌های اساسی ملتمان و حفظ استقلال کشورمان است که اصیل‌ترین آرمان‌های انقلاب جنبش مشروطه و جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و انقلاب اسلامی 1357 نیز بوده است.

دوم: عدم رعایت بی‌طرفی

نکته‌ی دوم این که، یک رسانه‌ی جمعی نباید در پخش اطلاعات و ارایه‌ی خدمات خبری به مخاطبانش، به ابزاری برای تسویه حساب های فردی و گرو‌هی تبدیل شود. متاسفانه، در كارنامه‌ی برنامه‌سازان " صدای آمریکا " بارها، دیده شده است كه آرا و مواضع سیاسی افرادی را علیه افراد و گروه‌های دیگر به طور یكسویه منتشر کرده‌است ، بی‌ آن كه بیان‌گر دفاعیات و یا اعلام نظرهای طرف مقابل باشند و یا حتی فرد مدعی را ملزم به ارایه‌ی سند و مدرك كنند. به عنوان نمونه، چندی پیش در " صدای آمریکا " گفته شد که مهندس بازرگان شخصا دستور بستن دانشگاه‌ها را صادر کرده بود. این یک ادعای بی‌پایه است و هیچ حقیقتی در آن وجود ندارد. مصاحبه شونده‌ی محترم درآن برنامه، در زمره کسانی است كه از آغلز نسبت به مهندس بازرگان و دولت موقت نظر موافق و مثبتی نداشت. البته، مخالف بازرگان بودن قابل درک است، ولی تحریف تاریخ چرا؟ این مدعی اگر واقعا سندی برای اثبات ادعایش دارد، آن‌ را منتشر كند.

نمونه‌ی دیگر پخش كردن ادعاها و ناسزاهای برخی از هواداران " پهلوی‌ها "، در مورد اعدام تیمسار رحیمی، فرماندار نظامی تهران در روزهای انقلاب، است . اگر صدای آمریکا، لازم دیده است ، نظرات و مواضع مخدوش و ساختگی یک گروه سیاسی را که پیرامون رویدادی تاریخی منتشر كند، بی‌طرفی و انصاف در اطلاع رسانی به مخاطبان حکم می‌کند كه توضیحات کسی را که به ناحق مورد زشت‌ترین حملات و در واقع ترور شخصیت قرار گرفته است، برای شنوندگان و بینندگان برنامه هایش پخش كند و داوری نهایی را به صاحبان اصلی کشورمان، یعنی ملت ایران، وا گذارد. تبدیل یک رسانه‌ی خبری به ابزار تسویه حساب‌های سیاسی شخصی یا گروهی، موجب بی اعتباری آن رسانه می شود. بدیهی است كه برای رسانه‌ای با امكانات صدای آمریكا حتی چنان‌چه فرد مورد توهین حاضر به مصاحبه‌ی مستقیم با آن رسانه نباشد، به جهت روشن‌ ساختن برخی ابهامات تاریخی، بسیار آسان است كه به طور غیر مستقیم و البته منصفانه، پاسخ‌های فرد را از سایر منابع تهیه كند و در اختیار مخاطبان خود قرار دهد و در این موارد نیز تا كنون توضیحات فراوانی از سوی اینجانب ارایه شده است و همچنین اطلاعات زیادی از برخی اسناد و نشریات نهضت آزادی ایران قابل استخراج است.

پخش گزارشهای ساختگی که پایه آنها بر دروغ و تهمت بنا نهاده شده باشد سودی به حال سازندگان و پخش‌کنندگان آنها ندارد. یک ضرب المثل فارسی می‌گوید:  
" چراغ کذب را نبود فروغی ". اگر قرار بود كه کسی یا گروهی با دروغ گویی، تهمت و پرونده سازی به جایی می‌رسید یا بقای قدرتی تضمین می شد، تاریخ شاهد فروپاشی و نابودی هیچ‌ یک از نظام‌های استبدادی مدعی مردم محوری نبود. کسانی که خود را  
" پهلوی طلب " می‌دانند و نه " مشروطه‌خواه "، در قبال اعتراف محمد رضا شاه که خطاب به مردم ایران گفت"صدای انقلابتان را شنیدم"، چه پاسخی دارند. اما گویی این مدعیان هنوز آن را نشنیده اند و باور نکرده‌اند.

واقع امر آن است كه حاكمیت جمهوری اسلامی ایران طی این سی سال گذشته در تحقق آرمان‌های انقلاب 1357 عملكرد موفقی نداشته است، اما این موضوع، اصل انقلاب را كه مبتنی بر خواست ملی اكثریت مطلق ایرانیان و ناشی از مشكلات نظام پهلوی و بحران‌های عمیق سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی آن دوران بود، نمی‌تواند زیر سوال ببرد. این كه حاكمان امروز چه می‌كنند، مساله‌ای قابل طرح است اما این كه از یاد ببریم و یا بی‌توجه باشیم كه عملكرد حاكمیت در نظام سابق چه بود و حتی شاه برخلاف نص قانون اساسی مشروطه، حكومت می‌كرد و نه سلطنت و مجالس شورای ملی فرمایشی ایجاد می‌كرد، تشكیلات مخوف ساواك مستقیما زیر نظر ایشان اداره می‌شد و هر صدای مخالفی را در هم می‌شكست و سركوب می‌كرد و صدها معظل دیگر كه بحث جداگانه‌ای را می‌طلبد، امروز نه تنها دردی از طرفداران نظام پهلوی را حل نمی‌كند كه ملت ایران را از دستیابی به حقایق مسلم تاریخی باز می‌دارد و چنان‌چه تاریخ را چراغ راه آیندگان بدانیم، با لاپوشانی مشكلات گذشته و توجیه حاكمیتی كه تا بدان‌جا فاسد بود و خودكامگی روا داشت كه ملت ایران را یك‌پارچه، علیه خود برانگیخت، ملت ایران را در تاریكی و ناآگاهی‌ای قرار داده‌ایم كه در تصمیم‌گیری‌های بعدی نیز نتواند درست گام بردارد و بدیهی است كه این مشی نیز برخلاف مصالح و منافع ملی ایران است.

چنین رفتار هایی از سوی " صدای آمریکا " ممکن است موجب جلب توجه برخی از افراد شود و دل خیلی از دردمندان و معترضان را به اصطلاح خنک کند، اما در دراز مدت محصولی در راستای منافع ملی، تقویت فرآیند دمكراسی و تحقق حقوق و آزادی‌های اساسی ملت ما نخواهد داشت.

در خاتمه، امیدوارم كه سركار به این تذكرات خیرخواهانه توجه بفرمایید و به همکارانتان نیزتجدید نظر در دیدگاه ها و روش‌ها را توصیه کنید.

با احترام

ابراهیم یزدی

 

جعفر گنجی , jafar_ganji
جعفر گنجی - 12:22 1386/12/4
78
انتشار مكاتبات اخیر دبیران كل احزاب نهضت آزادی ایران و مؤتلفه اسلامی
 
 

  جناب آقای دكتر ابراهیم یزدی، دبیركل نهضت آزادی ایران، در نامه مورخ 11/9/86 به جناب آقای محمدنبی حبیبی دبیركل محترم حزب مؤتلفه اسلامی، در باره برگزاری كنفرانس احزاب اسلامی كه به ابتكار حزب یاد شده در تهران برگزار شد و اخبار آن از رسانه‌ها پخش شد، چند پرسش مطرح كردند كه در همان موقع در رسانه‌ها بازتاب یافت. جناب آقای حبیبی در 2/10/86 به آن نامه پاسخ دادند و در پی آن، آقای دكتر یزدی نامه‌ای به تاریخ 11/11/86 به دبیر كل محترم حزب مؤتلفه اسلامی فرستادند.

  باتوجه به اهمیت این گونه گفتگوهای بین احزاب و روشن شدن مواضع آنها، با هماهنگی و موافقت جناب آقای حبیبی، مجموعه مكاتبات یاد شده همراه با این اطلاعیه برای آگاهی عموم منتشر می‌شود.

                                                            روابط عمومی

                                                            نهضت آزادی ایران

پیوست 1- نشریه شماره 2041 مورخ 11/9/86 نهضت آزادی ایران

پیوست 2- نامه شماره 3177/10/الف مورخ 2/10/86 حزب مؤتلفه اسلامی

پیوست 3- نشریه شماره 2048 مورخ 11/11/86 نهضت آزادی ایران 

 
 

جناب آقای محمد نبی حبیبی

دبیرکل محترم حزب موتلفه اسلامی

با سلام و احترام،

  از طریق اخبار روزنامه‌ها مطلع شدیم که حزب موتلفه اسلامی در حرکتی نوآورانه و شایان تحسین از احزاب اسلامی دیگر کشورها برای شرکت در کنفرانس احزاب اسلامی دعوت كرده و در روزهای اخیر، اجلاس مقدماتی این کنفرانس را با حضور احزابی از كشورهای آذربایجان، فلسطین، عراق، لبنان، كویت و بحرین برگزار نموده است .

  نهضت آزادی ایران با تقدیر از توجه حزب موتلفه اسلامی به تقویت فرآیند تحزب در کشورهای اسلامی و رویکرد مدیران آن تشکل به اهمیت و نقش تحزب در برنامه های توسعه كشورها، به رغم تبلیغات و موضع گیری های حزب گریزانه دولت نهم، توجه جنابعالی و دیگر مسئولان محترم حزب موتلفه اسلامی را به دو سوالی که پس از اطلاع یافتن از برگزاری چنین همایشی در اذهان به وجود آمده بود جلب می كنیم و امیدواریم كه پاسخ به آنها را در عملکرد آینده آن حزب بیابیم:

  1. آیا مسئولان و اعضای همه احزاب دعوت شده به همایش از نظر شرعی مانند حزب موتلفه می‌اندیشند و ازجمله معتقد یا قائل به ولایت مطلقه فقیه و ملزومات آن هستند؟ یا بعضا از احزاب اسلامی خارجی که در این مقولات نگرشی متفاوت با دیدگاهها و اعتقادات حزب موتلفه اسلامی دارند هم دعوت شده است؟ كه در این صورت، آیا بجا نمی‌بود كه از دیگر احزاب اسلامی با سابقه‌ای که در داخل کشور با دوستان حزب موتلفه در زمینه‌های یاد شده اختلاف نظر دارند نیز دعوت می‌شد؟ چرا که با مروری بر اخبار به نظر می رسد كه نه تنها 
    نهضت آزادی ایران، بلکه احزابی چون حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم در زمره احزاب دعوت شده قرار نداشته اند.
  1. دومین سوال این است که معیارهای حزب موتلفه اسلامی برای دعوت از احزاب چه بوده است؟ آیا همه احزاب دعوت شده پروانه فعالیت از وزارت کشور و سایر نهادهای مربوط داشته اند یا، مطابق عرف رایج بین الملل، احزاب شناخته شده و شناسنامه دار، بدون دارا بودن کاغذی ممهور به مهر وزارت کشور یا وزارتخانه و نهاد حکومتی دیگری نیز رسمی تلقی شده و به همایش دعوت شده‌اند؟ در این صورت، نهضت آزادی ایران به برادران مسئول حزب موتلفه اسلامی توصیه می کند كه برای پرهیز از دوگانگی در رفتار ـ که به هیچ وجه زیبنده حزب با سابقه موتلفه اسلامی نیست ـ از حقوق احزاب و گروههایی که بعضا با کارشکنی برخی از اعضای شورای مرکزی حزب موتلفه از دریافت پروانه محروم شده اند دفاع کرده، خواستار رفع تضییقات ایجاد شده و بهره‌مند شدن این احزاب از حقوق مدنی، مطابق با قانون اساسی و دیگر قوانین ذی‌ربط، شوند.

                                          ومن الله التوفیق و علیه التکلان

                                          ابراهیم یزدی

                                          دبیرکل نهضت آزادی ایران

 
 
 
 
پاسخ موتلفه:

جناب آقای دكتر ابراهیم یزدی

 

سلام علیكم؛

 

نامه شماره 2041 بتاریخ 11/9/86 جنابعالى در مورد ابتكار و نوآوری حزب مؤتلفه اسلامى براى برگزارى اجلاس احزاب اسلامى را دریافت كردم. از حسن نظر شما نسبت به چنین نشستهایى كه انشاءاله به تعمیق مناسبات اسلامى بین احزاب كشورهای اسلامى بیانجامد تشكر مى‌كنم. در خصوص مطالبى كه فرمودید چند نكته را یادآور مى‌شوم :

1. چندى پیش موضع‌گیرى جنابعالى در مورد رژیم صهیونیستى و شكست كنفرانس آناپلیس را به نقل از خبرگزارى فارس ملاحظه كردم در آنجا فرموده بودید، "غده چركین اسرائیل باید ریشه‌كن شود" با خود گفتم در تفاوت مبانى برخى از دیدگاههاى ما با شما تردیدى نیست. اما اینكه شما خواستار ریشه‌كنى غده چركین رژیم صهیونیستى شدید این خود مى‌تواند یكى از توافقات ما با شما باشد.

جهت اطلاع جنابعالى توضیح میدهم كه ضرورت برگزارى اجلاس مقدماتى احزاب اسلامى در جلسات اوائل سال 1385 حزب مؤتلفه اسلامى مورد بحث و بررسى قرار گرفت و در سال 1386 باتوجه به نامگذارى این سال از طرف مقام معظم رهبرى مدظله‌العالى تحت عنوان اتحاد ملى و انسجام اسلامى، با تلاش چندماهة ما این اجلاس برگزار گردید.

برقراری روابط بین‌ المللى یك حزب رسمی شناسنامه‌دار در چهارچوب سیاستها و اهداف مورد نظرش حق هر حزبى است و اگر قرار باشد دعوت یا شریك كردن همه احزاب داخلى و خارجى در این اقدام بین‌المللى الزام‌آور باشد هیچ حزبى در هیچ شرایطى موفق به تحقق این هدف نخواهد شد. بخصوص اینكه از ابتدا، مقدماتى بودن این اقدام جزء ضرورت‌هاى شروع آن باشد. البته ضرورت تعامل بین احزاب ولو با سلیقه‌هاى مختلف و حتى متضاد مورد قبول حزب مؤتلفه اسلامى است و ما باز بودن فضای تضارب فكرى، با رعایت قواعد خاص آن را در مجموع به نفع نظام جمهوری اسلامى و یكى از نعمت‌هاى آن مى‌دانیم ولى نوع، چگونگى و هدف از تعامل در هر فعل سیاسى علی‌القاعده باید ویژه‌گیهاى خودش را داشته باشد. البته ما در این اجلاس اعضاء هیأت رئیسه محترم خانه احزاب را كه اولاً نمایندگان رسمى احزاب كشور هستند و ثانیاً اكثریت قاطع آنها در سلیقه‌هاى سیاسى با ما متفاوت هستند، دعوت كردیم. این دعوت هم به اعتبار عضویتشان در هیأت رئیسه خانه احزاب و هم به اعتبار مسؤولیتشان در حزب متبوعشان بوده است.

2. ما امیدواریم مشكلات قانونى شدن تشكل شما حل شود اگر به قانون اساسى التزام عملى دارید قاعدتاً باید در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامى عمل كنید. اگر قرائت شما از برخى از مبانى بسیار مهم در قانون اساسى و قوا نین عادى جمهورى اسلامى و عرف سیاسى با قرائت مسئولان نظام بالاخص حضرت امام خمینى (ره) همچنان متفاوت باشد ـ كه چنین است ـ در هیچ دولتى نمى‌توانید مشكل قانونى شدن حزب خود را حل كنید. مگر آنكه با تجدید نظر در برخى از مبانى و استعانت از رهبرى معظم خواستار بررسی مجدد باشید.

3. در نامه تأكید فرمودید؛ خواستار رفع تضییقات ایجاد شده و بهره‌مند شدن از حقوق مدنى، مطابق قانون اساسى و دیگر قوانین ذیربط هستید. قانون اساسى یك بسته حقرقى است كه همه اجزاء آن به هم مرتبط است و در دو رفراندوم مردم به آن رأى داده‌اند.

حقوق مدنى احزاب بخشى از قانون اساسى است و كسى نمى‌تواند با قانون اساسى برخورد دو یا چندگانه داشته باشد. اصول 5 و 57 و 107 و177 قانون اساسى از اصول تغییر ناپذیر قانون اساسى است در حالى كه در بند یك نامه، خود شما از آن با بى‌مهری یاد كردید شما تا این تناقض را در آموزه‌هاى نظرى و عملى تشكل خود حل نكرده‌اید عملاً نمى‌توانید با احزاب اسلامى معتقد به قانون اساسی هم جهت باشید. ما امیدواریم با تدابیر جدیدى كه مى‌اندیشید، مشكل قانونى شدن تشكل متبوعتان را مرتفع نمایید.

4. اجلاس یاد شده مقدماقى بوده و ما قصد داریم بزودى به توسعه آن اقدام نمائیم. در قدم اولیه، احزاب مدعو به لحاظ مبانى فكری و عملى مورد مطالعه قرار گرفتند. مهمترین ویژگى آنها به شرح ذیل بوده است :

الف ـ اعتقاد به حاكمیت خداى یگانه.

ب ـ اعتقاد به انسجام اسلامى براى مقابله با زیاده خواهیهاى آمریكا در منطقه و جهان.

ج ـ پذیرش گفتمان انقلاب اسلامى به عنوان اصلى‌ترین گفتمان مسلط در عصر ما در جهان اسلام.

د ـ اعتقاد به راه امام خمینى (ره) و مشى رهبر معظم انقلاب اسلامى به عنوان اصلى‌ترین طریق مبارزه با استكبار جهانى با اتكاء به باورهاى اسلامى.

هـ ـ اعتقاد به مبارزه با محورهاى اصلى شرارت در جهان، یعنى آمریكا و اسرائیل.

5. در سطور آخر نامه جنابعالى راجع به پرهیز از دوگانكى در رفتار حزب مؤتلفه اسلامى و كارشكنى برخى از اعضاء شوراى مركزى این حزب براى صدور پروانه فعالیت تشكل خودتان اشاراتى نموده‌اید كه دفاع مكرر و مستدل حزب ما از اصل تحزب (با صرفنظر از سلیقه‌هاى احزاب) آنقدر آشكار و صریح است كه احتیاج به توضیح ندارد و علامت بارز صداقت در رفتار ما است.

در مورد كارشنكى مورد ادعاى جنابعالى از طرف برخى از اعضاء شوراى مركزى حزب مؤتلفه اسلامى در موضوع صدور پروانه براى تشكل متبوع شما به نظر مى‌رسد اشاره جنابعالى به یكى از شخصیتهاى شناخته شدهء عضو شوراى مركزى، جناب آقای دكتر بادامچیان باشد كه توجه جنابعالى را به نكات ذیل جلب مى‌نمایم :

الف ـ جناب آقاى دكتر بادامچیان به عنوان نماینده قوه قضائیه در كمیسیون ماده 10 احزاب شركت داشته‌اند نه به عنوان عضو شوراى مركزی حزب مؤتلفه اسلامى. بنابراین اصل موضوع ارتباطى به حزب مؤتلفه اسلامى نداشته است. البته، معتقدیم در صدور پروانه فعالیت احزاب از طرف كمیسیون مزبور همة موازین قانونى باید رعایت شود و دلیلى هم بر، خلاف قانون بودن آن رأی نداریم.

ب ـ اعضاء كمیسیون ماده 10 احزاب در آن مقطع زمانى دارای سلیقه‌هاى متفاوت سیاسى بوده‌اند و نمونه آن علاوه بر جناب آقاى دكتر بادامچیان، جناب آقای مبلغ به عنوان نماینده وزارت كشور مى‌باشند.

ج ـ اعضاء كمیسیون ماده 10 احزاب با استناد به دلایل قانونى به صدور رأى منفى در موضوع پروانه فعالیت تشكل شما پرداخته‌اند و جالب است كه در این موضوع اتفاق نظر هم داشته‌اند.

 و الی‌الله المصیر

محمدنبی حبیبی

دبیركل حزب مؤتلفه اسلامی

 

 

پاسخ مجدد دکتر یزدی:

جناب آقای محمد نبی حبیبی

دبیر كل محترم حزب مؤتلفه اسلامی

با سلام و آرزوی توفیق جلب رضایت حق و خدمت به خلق  نامه شماره 3177/10/الف مورخ 2/10/86 جنابعالی را دریافت كردیم و از توضیحاتی كه پیرامون مطالب نامه شماره 2041 مورخ 11/9/86 نهضت آزادی ایران به حزب متبوعتان داده‌اید، تشكر می‌كنیم.

    لازم می‌دانیم كه درباره مطالبی كه در نامه جنابعالی آمده است توضیحاتی به ‌شرح  زیر بدهیم.

  1. شما به موضع نهضت آزادی ایران درباره حق مردم فلسطین و محكوم كردن عملكردهای دولت اسرائیل اشاره كرده، آن را از موارد اتفاق نظر با ما دانسته‌اید. از این بابت خوشحالیم. مطمئناً آگاهی دارید كه این نخستین بار نیست كه نهضت آزادی ایران یا فعالان و مسئولان آن چنین مواضع به حقی را اتخاذ و اعلام كرده‌اند. از نظر ما فاجعه مردم فلسطین تنها یك مسئله عربی یا حتی اسلامی نیست، بلكه یك فاجعه انسانی است و هیچ انسانی نمی‌تواند با آن موافق باشد یا در برابر آن سكوت كند. نهضت آزادی ایران مواضعش را در فرصت های متفاوت و به شكل های گوناگون اعلام كرده است. 

اما امیدواریم كه طرح چنین موضوعی به این معنا نباشد كه خودتان را تنها دراین موضوع با ما موافق یافته‌اید. اگرچه قرائت حزب شما از اسلام با قرائت نهضت آزادی متفاوت است، در مبانی اعتقاد به خدای واحد، كتاب واحد، رسول واحد و موارد اساسی دیگر اشتراك های جدی و زیربنایی بین ما وجود دارد.

  1. در نامه شما آمده است: " ضرورت تعامل میان احزاب ولو با سلیقه های مختلف و حتی متضاد مورد قبول حزب مؤتلفه اسلامی است" و این كه فضای باز تضارب فكری را به نفع جمهوری اسلامی می‌دانید. از بیان چنین موضع مترقی ازسوی شما بسیار خرسندیم. اما از حزبی كه در درون ساختار قدرت قرار دارد و از امكانات فراوان برای باز نگهداشتن فضای تضارب سیاسی ـ فكری برخوردار است توقع و انتظار این است كه در مسیری كه حق آزادی فعالیت سیاسی و فكری منحصربه موافقان قدرت حاكم، ازجمله حزب موتلفه اسلامی، نباشد گام بردارد و تلاش كند. اتحاد ملی و انسجام اسلامی، كه به آنها اشاره كرده اید، هنگامی تحقق خواهد یافت كه همه اندیشه های گوناگون، و بعضاً متضاد، قادر به حضور در مبادلات و معادلات سیاسی – فكری باشند. قطعاً شما هم با ما موافقید كه با شعار به تنهایی نمی‌توان به اتحاد ملی و انسجام اسلامی، به عنوان ارزشهای والای ملی و دینی، دست یافت.

نهضت آزادی ایران، با تأكید بر موضع ابرازشده در نامه شما، یعنی ضرورت تعامل میان همه احزاب، اگرچه با سلیقه ها و نگرش های متفاوت یا متضاد، اضافه می‌كند كه نهادینه شدن ركن جمهوریت نظام در گرو پذیرفتن و تن در دادن به حق حضور آزادانه تمام اندیشه ها و تضارب دیدگاه های سیاسی معتقد به خدمت به كشور و ملت است. بویژه، در شرایطی كه خطرهای خارجی كیان كشورمان را تهدید می‌كند، وفاق ملی یك ضرورت سیاسی عقلانیت محور است. ایجاد هماهنگی و تفاهم میان احزاب و گروه های سیاسی پیش شرط اولیه وفاق ملی است.

  1. حزب مؤتلفه اسلامی از یك‌سو با گروه های دگر اندیش ـ حتی مسلمان و معتقد، مانند نهضت آزادی ایران ـ مرزبندی‌های مشخص دارد و از هر نوع تعامل با این احزاب پرهیز می‌كند و ازسوی دیگر، با نمایندگان احزاب غیراسلامی و حتی ضد دین، مانند حزب كمونیست چین، دید و بازدیدهای رسمی دارد و به مبادله تجارب سیاسی می‌پردازد. به راستی وجه مشترك میان حزب مؤتلفه اسلامی و حزب كمونیست چین چیست؟ و یك حزب كمونیست با كدام یك از اولویت ها یا قرائت دینی حزب مؤتلفه اسلامی هماهنگی دارد؟
  1. نهضت آزادی ایران بر این باور است كه جامعه بشری علی‌الاصول یك جامعه متكثر از جهت فكری و عقیدتی است. در یك جامعه درحال انتقال تاریخی، مانند ایران، تنوع و تكثر آراء و عقاید به مراتب بیشتر از یك جامعه‌ی عادی می‌باشد. پدیدار شدن و پایداری احزاب سیاسی درگرو این است كه معرف جریانهای فكری، سیاسی و اجتماعی واقعی و عینی درون جامعه باشند. در جامعه‌ی درحال انتقال ایران، دو جریان سیاسی ـ فكری با ویژگی های متفاوت وجود دارند. در یك سو، افكار و اندیشه های سنتی یا سنت گرایان دینی و درسوی دیگر، قرائت های جدید و نواندیشی دینی وجود واقعی دارند. درحالی كه حزب مؤتلفه اسلامی جریان اول را تا حدود نسبتاً زیادی نمایندگی می‌كند، نهضت آزادی ایران خود را معرف و سخنگوی غیرمنحصر به فرد جریان روشنفكری دینی و نواندیشی دینی می‌داند. رمز ماندگاری هر دو حزب در این است كه هر یك از آنها در حد و سهم خود معرف یك جریان ریشه دار فكری، فرهنگی و اجتماعی است. نه نهضت آزادی ایران و نه روشنفكران دینی می‌توانند واقعیت وجود و حضور جریان سنت گرای دینی و حزب مؤتلفه اسلامی را نادیده بگیرند و نه این جریان و حزب معرف آن می‌توانند جریان روشنفكری دینی و نهضت آزادی را نادیده گرفته، آنها را حذف كنند یا حتی بی اعتنا از آن عبور كنند.

تضارب افكار و تعامل میان گروه ها هنگامی مفید و مؤثر واقع می‌شود كه احزاب سیاسی، چه در قدرت و چه بیرون از قدرت، حق حیات گروههای مخالفشان را با صداقت بپذیرند و بالاتر از آن، با صداقت و صراحت از حق حضور این افكار و احزاب حمایت كنند.

در رابطه با كسب و حفظ قدرت، احزاب اسلامی باید به آیه شربفه قرآن: " وَ تِلْكَ الْأَیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَینْ‏َ النَّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ یَتَّخِذَ مِنكُمْ شهَُدَاءَ وَ اللَّهُ لَا یحُّب الظَّالِمِین‏ " (آل‌عمران 140) توجه كنند. تعامل مطلوب و سالم احزاب سیاسی نمی‌تواند در چارچوب شرایط زودگذر سیاسی محصور، منحصر و محدود بماند. چنین تعاملی هرگز پویا و رشد یابنده نخواهد بود.

نهضت آزادی ایران، به سهم خود و در حد توان و امكاناتش، از هر فرصتی برای تضارب فكر و اندیشه با احزاب سیاسی دیگر استفاده كرده است و می‌كند. در چارچوب همین سیاستی است كه ما با شما به همكنشی پرداخته‌ایم.

  1. در نامه تان، تصمیم كمیسیون ماده 10 قانون احزاب علیه نهضت آزادی ایران را تأیید كرده‌اید. به راستی، اگر قانون اساسی و قانون احزاب معیار است، نه تمایلات و گرایشهای سیاسی – حزبی، در كجای آنها حق فعالیت آزاد احزاب مشروط به كسب پروانه یا مجوز شده است ؟ 
    اگر به مشروح مذاكرات مجلس اول، در هنگام بحث پیرامون قانون احزاب، مراجعه كنید، به آسانی در خواهید یافت كه رسمیت یافتن یك حزب سیاسی و ثبت آن در وزارت كشور شرط قانونی بودن حزب نیست، بلكه به معنای پیدا كردن شخصیت حقوقی است. همانگونه كه می‌دانید، در كارهای گروهی اقتصادی، افراد حق دارند كه آزادانه شركت تشكیل دهند و به فعالیت پردازند. اما اگر بخواهند شركت آنان شخصیت حقوقی بیابد و از مزایای رسمی بهره‌مند شود، باید شركتشان را در اداره ثبت شركت ها به ثبت برسانند. احزاب سیاسی نیز، درصورت تمایل به كسب شخصیت حقوقی باید از وزارت كشور پروانه دریافت كنند. كمیسیون ماده 10 قانون احزاب یك واحد حقوقی با وظیفه دادرسی در باره احزاب نیست. خودداری وزارت كشور و كمیسیون ماده 10 از صدور پروانه فعالیت نهضت آزادی ایران تخلف آشكار از قانون اساسی و قانون احزاب است. كمیسیون یادشده مستندات قانونی برای عدم صدور پروانه ارایه نكرده است. اتفاق نظر داشتن اعضای كمیسیون هم ملاك قانونی بودن تصمیمات آنها نیست. متاسفانه، قوه قضاییه به شكایت نهضت آزادی ایران از وزارت كشور و كمیسیون ماده 10ـ كه بر طبق قانون احزاب صورت گرفته بود ـ رسیدگی نكرد و از ایفای وظیفه قانونیش سرباز زد. شما در توجیه غیرقانونی دانستن نهضت آزادی ایران نوشته‌اید: " التزام به قانون اساسی كافی نیست" و " اگر قرائت شما از برخی از مبانی بسیار مهم در قانون اساسی و قوانین عادی جمهوری اسلامی و عرف سیاسی با قرائت مسئولان نظام، بالاخص حضرت امام خمینی (ره)، همچنان متفاوت باشد، در هیچ دولتی نمی‌توانید مشكل قانونی شدن حزب خود را حل كنید، مگر آنكه در برخی از مبانی تجدید نظر كنید."

از دبیركل حزب مؤتلفه اسلامی، با سابقه‌ای طولانی در فعالیت سیاسی، چنین استدلالی  تعجب انگیز است. در كجای قانون اساسی، در كدام یك از قوانین جاری كشور، یا در كدام عرف یا سنت سیاسی پذیرفته شده، اختلاف در قرائت از مبانی قانون اساسی و قوانین عادی موجب محرومیت از حق فعالیت رسمی و آزادانه یك حزب شناخته شده است ؟ در ادامه همین نگرش، نوشته‌اید: " شما تا این تناقض را در آموزه های نظری و عملی تشكل خود حل نكنید، عملاً نمی‌توانید با احزاب معتقد به قانون اساسی هم جهت باشید. " این سخنان وجاهت قانونی ندارد. بسیاری ازعناصرفعال و سرشناس متعلق به جریان اسلامی سنتی به اصل جمهوریت، رأی مردم و انتخابات اعتقاد ندارند و بارها آن را ابراز كرده‌اند. مراجعه به مشروح مذاكرات مجلس بازنگری پیش نویس قانون اساسی در سال 1358 نشان می‌دهد كه بسیاری از اصول قانون اساسی با اكثریت آرا، و نه اتفاق آرا، تصویب شده است. به عنوان مثال، هشت نفر به اصل پنجم قانون اساسی رأی منفی دادند. نمایندگانی كه به این اصول رأی موافق ندادند، بی تردید به آنها اعتقاد نداشتند. اما پس از رأی گیری و تصویب قانون، همه باید به آن التزام داشته باشند. اعتقاد یك امر درونی است و بررسی و قضاوت درباره اعتقاد اشخاص مصداق تفتیش عقاید است، در حالی كه التزام یك اصل حقوقی است. رهبر فقید انقلاب در مصاحبه ها و سخنرانی‌هایشان در پاریس به كرات اعلام كردند كه در جمهوری اسلامی حتی كمونیست ها می‌توانند آزادانه فعالیت داشته باشند، به شرط آنكه از قانون تمكین كنند، یعنی التزام به رعایت قانون داشته باشند. در مجلس بررسی پیش نویس قانون اساسی، هنگام بحث درباره اصل 26، كه ناظر بر فعالیت احزاب است، مسئله فعالیت آزادانه احزاب كمونیست نیز مطرح شد و مرحوم دكتر بهشتی از آن دفاع كرد. چگونه است كه اینك، پس از گذشت 30 سال از پیروزی انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی، نه تنها كمونیست های وطنی، بلكه مسلمانانی كه قرائت آنان از اسلام با قرائت رسمی و دولتی همخوانی ندارد، حق فعالیت ندارند؟ و نه فقط از برگزاری مراسم سالگرد تأسیس نهضت آزادی ایران، بلكه از برگزاری نماز عید فطر، نماز عید قربان و مراسم سالگرد درگذشت شادروان مهندس بازرگان هم جلوگیری می‌شود؟ آیا، در صورت تداوم این وضعیت، ما حق نداریم كه علاوه‌بر نگرانی از آینده نظام جمهوری اسلامی، درباره كیان كشورمان نگران باشیم؟ ما داوری در این امر را به خدای بزرگ، كه بهترین داور است، وامی‌گذاریم.

                                               با احترام ـ ابراهیم یزدی

                                               دبیركل نهضت آزادی ایران

http://www.mizanews.com/fa_default.asp?rp=M_ShowNews.asp&nid=3177

محمد  , mohamadsadr
محمد - 23:41 1386/12/2
77
جعفر گنجی , jafar_ganji
جعفر گنجی - 22:53 1386/12/2
76

همایش «امام موسی صدر؛ سرشار از مفاهیم راهگشا»

موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر با همكاری فرهنگسرای ابن سینا همایش امام موسی صدر؛ سرشار از مفاهیم راهگشا را برگزار می‌كنند.


به گزارش خبرگزاری فارس موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر با همكاری فرهنگسرای ابن سینا ششم اسفند همایش «امام موسی صدر؛ سرشار از مفاهیم راهگشا» را در محل دانشكده الهیات دانشگاه تهران برگزار می‌كنند.
بنابر این گزارش در این مراسم حجت الاسلام سید باقر خسروشاهی از طرف موسسه امام موسی صدر، اسقف اعظم سیبوه سركسیان اسقف اعظم ارامنه، محمدباقر قالیباف شهردار تهران، غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس شورای اسلامی، محمود سریع‌القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی، محمدمهدی مظاهری استاد دانشگاه سوربون و معاون فرهنگی دانشگاه آزاد، سید جواد میری جامعه شناس و استاد پژوهشگاه علوم انسانی و سید محمدصادق طباطبایی سخنرانی خواهند داشت.


این همایش یك روزه دوشنبه 6 اسفندماه در دانشكده الهیات دانشگاه تهران برگزار می‌شود و فیلم و كلیپ‌هایی از فعالیت‌های امام موسی صدر در لبنان به نمایش گذاشته می‌شود.

جعفر گنجی , jafar_ganji
جعفر گنجی - 17:50 1386/11/22
75
فیلمی از خاطرات انقلاب؛ ابراهیم یزدی: هویدا اعدام نشد.

"یکی از آقایان روحانی که آن جا بوده و من مایل نیستم الان اسم او را ببرم در راهرو با هفت تیر کمری خودش او را می کشد. بدین ترتیب آقای هویدا را می برند روی صندلی اش می نشانند و عکس بر می دارند و حکم اعدامش را برایش قرائت می کنند و بعد می برند. اصلا چنین چیزی نبود که اعدامش بکنند."

 

دوشنبه 22 بهمن 1386
Mon 11 Feb 2008
index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5taXphbmV3cy5jb20vaW1hZ2VzL3ByaW50MS5naWY= نسخه قابل چاپ  


میزان نیوز: دکتر ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی ایران در سالگرد انقلاب اسلامی در فیلم کوتاهی در خلال بیان خاطراتش مطالب جدیدی را از اعدام هویدا مطرح کرده است.

وی در این فیلم می گوید: وقتی هویدا را از پادگان جمشیدیه به مدرسه ی رفاه آوردند به من گفت که فلانی من حرف های زیادی دارم که باید بزنم. این خیلی طبیعی بود فردی که 14 سال نخست وزیری یک نظام را کرده است اطلاعات بسیار گسترده ای از درون نظام داشته باشد. پیش فرض من این است که می خواست راجع به نظام گذشته حرف بزند.

من با توجه به این که اطرافیان شاه یک عداوت خاصی با هویدا پیدا کرده بودند و به همین دلیل او را به زندان انداخته بودند نگران بودم که در آن اتاقی که همه ی فرماندهان نظام قبل در آن بودند او را در آن اتاق خفه اش بکنند.

بنابراین من در مدرسه ی رفاه یک اتاق دیگری را ترتیب دادم که هویدا را آن جا تنها نگهداری کنند. من به آقای خمینی گفتم که هویدا اسرار زیادی دارد. زمانی می شود که ما می گفتیم خاندان پهلوی فاسد بودند و روابط کثیفی داشتند، خب ما مخالف بودیم و می توانستیم هر حرفی را بزنیم. اما نخست وزیری که 14 سال مسئول بود است می خواهد حرف بزند .باید بگذاریم حرفش را بزند. آقای خمینی پیشنهاد من را پذیرفت. به خلخالی گفت همان جور که فلانی می گوید عمل کنید.

دکتر یزدی در جواب سوالی در مورد نحوه ی اعدام هویدا می گوید: هنگامی که هویدا شروع کرد که بگوید در دوران 14 ساله زمامداری او به عنوان نخست وزیر شاه چه اتفاقاتی افتاده است و خاطراتش را بیان بکند، رییس جلسه به دادگاه تنفسی کوتاه می دهد. موقعی که هویدا به راهروی دادگاه می آید یکی از آقایان روحانی که آن جا بوده و من مایل نیستم الان اسم او را ببرم در راهرو با هفت تیر کمری خودش او را می کشد. بدین ترتیب آقای هویدا را می برند روی صندلی اش می نشانند و عکس بر می دارند و حکم اعدامش را برایش قرائت می کنند و بعد می برند. اصلا چنین چیزی نبود که اعدامش بکنند.

دکتر یزدی در ادامه با تاسف از این که با مرگ زود هنگام هویدا مملکت ما را از یک سری حقایق تاریخی اش محروم کردند بیان می دارد: اگر هویدا سخن می گفت به نفع چه کسی و به ضرر چه کسانی بود!؟ قطعا اگر هویدا مجال پیدا می کرد که سخن بگوید سخنانش به نفع شاه و اطرافیان حاکم او نبود. بنابراین من این احتمال را مردود نمی دانم که کسانی که نفوذ کرده بودند در آن جا برای آن که هویدا حرف و سخنی نگوید به دست آن فرد او را کشتند. تا در همین جا پرونده مختومه بشود. هویدا به این ترتیب کشته شد.

لینک فیلم مصاحبه:

http://www.youtube.com/watch?v=Qn7EoeJSzUo


http://www.mizanews.com/default.asp?nid=3235  

خبر های جالب این هفته فقط در سایت میزان نیوز

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.