userinfo close

  ,

امپراطورکلوبها


irancloobsempire

تاسیس: 26 آبان 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امپراطور کلوبها - معاونان
امـــــــــپراطور کلوبها با تغییرات جدید از سال جدید (1390) کار خودش رو آغاز خواهد کرد. منتظره بم ادامه »
امـــــــــپراطور کلوبها با تغییرات جدید از سال جدید (1390) کار خودش رو آغاز خواهد کرد.

منتظره بم خبری از طرف مدیر و معاون های کلوب باشین(طرحهای ویژه برای کوروب باران شدن اعضای کلوبهام)


تبادل لینك با كلوبهای بالای 20 هزار عضوی پذیرفته می شود.(جهت هماهنگی به آیدی كلوب مدیریت یادداشت ارسال كنید).
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
929
3105
90/9/16 (03:34)
13
201
90/2/19 (14:52)
1189
3283
90/11/21 (02:52)
42
115
90/10/12 (19:34)
722
2397
90/4/22 (01:00)
71
477
90/2/19 (14:54)
1222
2292
90/12/24 (13:55)
53
230
90/12/22 (15:23)
1757
3705
90/11/28 (21:28)
917
2263
90/11/21 (20:43)
5
28
90/11/2 (14:40)
1753
3152
90/8/1 (09:30)
25
215
90/5/7 (23:06)
20
101
90/4/22 (01:14)
36
146
90/4/22 (01:06)
249
788
90/2/19 (14:55)
793
2527
90/2/19 (14:54)
15
57
90/1/16 (17:26)

عنوان بحث

آرزووووووووو ووووووووووو , ashege_arezu

بحث مبادله اطلاعات با رعایت قوانین کلوب همه نوع مطالب می تونین

بچه ها این بحث برای تبادل اطلاعات بین همدیگه ایجاد شده اینجا میتونین انواع لینک ها(البته از نوع مجاز) رو با بقیه تقسیم کنین  1.gif

                         هر هفته  |||||||||| ||1000 کروب|||||||||||||||

                          1075084ocdlcupnl9.gif
 جدیدترین مطالب ها و نرم افزار ها و موزیك های روز


 به اعضایی که بهترین و جدیدترین نرم افزار و آهنگ ها رو بزار هر هفته 1000 کوروپ به حسابش واریز خواهد شد.



 6113e16hpe4atm.gif

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مدیریت پرسپولیس , cloob_perspolis
25
دوستان به این سایت یه سری بزنید
http://ads.inpersia.com/users/ref/50646
جالبه
مینا محدسی , fa1992
مینا محدسی - 13:05 1389/11/11
24
حرف‌های تکان‌دهنده اولین بازیگر زن سینما و تلویزیون ایران که تغییر جنسیت داد و مرد شد!+عکس
سامان ارسطو که تا یکسال قبل با نام فرزانه ارسطو شناخته میشد، بعد از عمل جراحی جسارت آمیزی که امسال انجام داد، رویای ۴۲ ساله خود را تحقق بخشید و با تغییر جنسیت، به جسمی دست یافت که به گفته خود سالها مجبور به انکار آن بود. او در فیلمهایی چون «سربازهای جمعه»، «تیغزن»، «تسویه حساب» و «استشهادی برای خدا» با چهره ای زنانه و در «آناهیتا» با چهره ای مردانه بازی کرده است.
ارسطو در بخشی از این گفتوگو درباره تغییر روحیه اش بعد از این عمل جراحی، اظهار داشت: «حالا کاملاً خوبم. آن وقتها توی چشمهایم فقط و فقط ترس و افسردگی بود. یک پنهان کردن خودم بود. همه اش در حال توجیه کردن خودم بودم که ببین من این نیستم که تو میبینی…»
بقیه+ عکس  در ادامه مطلب …

او در فیلمهایی چون «سربازهای جمعه»، «تیغزن»، «تسویه حساب» و «استشهادی برای خدا» با چهره ای زنانه و در «آناهیتا» با چهره ای مردانه بازی کرده است…

فرزانه ارسطو

او در ادامه سخنانش اظهار کرد که از بچگی متوجه شده که بدنش متعلق به خودش نیست و گفت: «یادم می آید پنج سالم بود. خواهرم مدام برای دخترانش و من لباس سفارش میداد و من اصرار داشتم برایم شلوارک بخرد. یک روز یک پیراهن چیندار صورتی برایم خرید و تنم کرد. حالم خیلی بد بود و مدام میگفتم اگر این لباس را درنیاوری پاره اش میکنم. کسی حرفم را گوش نکرد و من در آخر لباس را توی تنم پاره کردم…»
ارسطو یکبار در ۲۴ سالگی به اصرار خانواده ازدواج کرد و بعد از یک روز زندگی با شوهر، از او جدا شد. او در این مقطع به قطعیت رسید که جنسیت او باید تغییر کند و با روانشناس و روانپزشکان نیز گفتوگوهایی داشته اما او جسارت عمل جراحی و تغییر جنسیت را سالها بعد یافته.
سامان ارسطو اظهار کرد: «من از تنهایی میترسیدم. هنوز هم رگه هایی از ترس از تنهایی در من وجود دارد. من آدم نترسی هستم، آنقدر نترس هستم، که الان نشسته ام روبرویت و با تو حرف میزنم. ولی آدمها این ترس نهفته ذاتی را دارند. من از تنهایی میترسم.»
او در مورد هزینه عمل جراحی و عملی که باید انجام دهد، گفت: «عمل جراحی مکملی را باید انجام میدادم که به خاطر مشکلات مالی نتوانستم. حالا هم دکتر کهنزاده که جراح من هستند گفتند اگر تا اردیبهشت ماه ۸۹ این عمل را انجام ندهم، او دیگر مرا عمل نمیکند. چون سنم بالا رفته و ریسک کار بالاست… برای عمل به وسایلی نیاز دارم که هزینه آن حدود ۱۲ میلیون میشود. عملهای قبلی هم خیلی هزینه داشت که با لطف مهتاب کرامتی هزینه هایم پایین آمد.»
سامان ارسطو که بعد از عمل با همسر خود هدی،زندگی میکند. باید عمل دوم را انجام دهد تا شناسنامه دریافت کند. او گفت: «آرزو دارم شناسنامه داشته باشم، جراحی کنم. بتوانم زندگی ام را به خودم و همسرم اثبات کنم. دعا کنید پول عمل جراحی ام جور شود. دعا کنید…»

مینا محدسی , fa1992
مینا محدسی - 13:04 1389/11/11
23
عکس:: بد مستی دانشجویان دختر ایرانی در هند

دو دختر ایرانی به اتهام رانندگی در حال مستی و حمله به پلیس، تحت پیگرد قضایی هند قرار گرفته اند.

به گزارش فرارو به نقل از روزنامه “ایندیا تایمز”، هفته گذشته دو دختر دانشجوی ایرانی ساعت ۱۱و سی دقیقه شب در حال رانندگی در یکی از خیابان های شهر “بنگلور” در جنوب هند، از سوی پلیس متوقف شدند تا مورد آزمایش الکل قرار گیرند.

پس از مثبت بودن آزمایش الکل، پلیس از “فریما”ی ۲۶ ساله که رانندگی خودرو را بر عهده داشت خواست تا مدارک خودرو و گواهینامه رانندگی خود را تحویل دهد. وی که گواهینامه اش همراه نبود، مدارک خودرو را تحویل پلیس داد.

عکس ها + بقیه در ادامه مطلب …

در این لحظه “آذر”، ۲۹ ساله، از خودرو پیاده شد و تلاش کرد تا مدارک را از پلیس باز پس گیرد.

پلیس گزارش کرده است که “آذر” برای بازپس گیری مدارک دوست خود، با مشت به صورت پلیس کوبیده و دست وی را به شدت گاز گرفته است!

آزمایش الکل نشان می دهد که در خون “فریما” ۵۹ درصد و در خون “آذر” ۸۳ درصد الکل وجود داشته است.

پس از این اقدام نابهنجار، هر دو دانشجوی ایرانی به مرکز پلیس برده شده اند تا مورد پیگرد قرار گیرند. در آن جا، وقتی “آذر” مست با خبرنگاران دوربین به دست مواجه می شود، به یکی از آنان حمله ور می گردد و دوربین او را می شکند!

این ماجرای تاسف بار، از هفته پیش تا کنون مورد توجه شبکه های تلوزیونی و مطبوعات هند قرار دارد.دادگاه شهر بنگلور ، گذرنامه ی آذر و فریما را ضبط و اعلام کرده است که این دو دانشجوی متخلف ایرانی هم اکنون مراحل قضایی را طی می کنند و به زودی باید در دادگاه نهایی حاضر شوند.


مینا محدسی , fa1992
مینا محدسی - 13:03 1389/11/11
22
نیکبخت به اوین منتقل شد/ عاقبت شوم ستاره فوتبال در پارتی شبانه !! +عکس

این ستاره سرشناس سال های نچندان دور فوتبال کشور که بارا به دلیل مسائل انضباطی با جریمه هایی روبرو شده بود و بارها شانس حضور در تیم ملی و بازی در بهترین تیم های اروپایی را به دلیل همین حاشیه های شانس بازی در سرشناس ترین تیم های اروپایی را از دست داد و سرانجامش در این سال ها به نیمکت نشینی در تیم های نیمه جدولی لیگ برتر تبدیل شده بود ، پس از بازداشت در یک پارتی شبانه ، به ندامتگاه اوین منتقل شد.

بقیه  در ادامه مطلب …

این بازیکن سرشناس «علیرضا واحدی نیکبخت» به دلیل این تخلف از باشگاهش هم اخراج شده و پس از سه روز بازداشت موقت در نیروی انتظامی با تکمیل پرونده اش به دادستانی تهران معرفی شد و از سوی دادستانی به زندان منتقل شد تا جلسه دادگاهش تشکیل شود.

همچنین در این پارتی شبانه سه مربی و سه بازیکن سرشناس لیگ برتری ، دو هنرپیشه و یک مجری معروف تلویزیون هم حضور داشته اند که پرونده آنها در دست بررسی است و بزودی آنها هم تحویل سیستم قضایی کشور می شوند.

کمیته تخلفات اخلاقی فدراسیون فوتبال پیش از این اعلام کرده بود با این متخلفان برخوردی سخت خواهد کرد.


مینا محدسی , fa1992
مینا محدسی - 13:02 1389/11/11
21
دختر ۲۱ ساله ای که با ۱۳ بازیکن ارتباط نا مشروع داشت + عکس

مطمئنا ارتباط وین رونی با یک دختر ۲۱ساله را خوانده و شنیده‌اید. رونی با دختری به نام جنیفر به مدت ۴ ماه در ارتباط بوده و همین امر موجب شد که همسرش تلاش خود را برای جدایی از وین رونی آغاز کند.

اما تصویری را که در این مطلب به آن اشاره می‌کنیم مربوط به جنیفر است، دختری که آبروی بسیاری از بازیکنان فوتبال را خواهد برد!


مینا محدسی , fa1992
مینا محدسی - 13:00 1389/11/11
20

خشونت علیه زنان :

اصطلاحی تخصصی است که برای توصیف کلی کارهای خشونت‌آمیز علیه زنان به کار می‌رود. همانند Hate Crime، این شکل از خشونت بر علیه گروه خاصی از مردم اِعمال می‌شود و جنسیت قربانی پایه اصلی خشونت است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد  خشونت علیه زنان را «هرگونه عمل خشونت آمیز بر پایه جنسیت که بتواند منجر به آسیب فیزیکی (بدنی) ، جنسی یا روانی زنان بشود» تعریف کرده است که شامل «تهدید به این کارها، اِعمال اجبار، یا سلب مستبدانهٔ آزادی (چه در اجتماع و چه در زندگی شخصی)» می‌شود. اعلامیه رفع خشونت علیه زنان در سال ۱۹۹۳ بیان می‌کند که این خشونت ممکن است توسط افرادی از همان جنس، اعضای خانواده، و حکومت اعمال شود.

 

سازمان بهداشت جهانی در اولین مطالعه خود درباره خشونت علیه زنان نتیجه گرفته است که در هر 18 ثانیه یک زن مورد حمله یا بدرفتاری قرار می گیرد. حتی باردار بودن، زنان را از خشونت مردان مصون نمی دارد.

30 تا 35 درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی شوهرانشان قرار می گیرند و 15 تا 25 درصد آنها به هنگام بارداری نیز مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. همچنین از هر 10 قربانی زن سه نفر توسط شوهر یا سایر مردان کشته شده است. در شیلی 63 درصد زنان مورد آزار جسمی قرار می گیرند. 41 درصد زنان هند بر اثر آزار جسمی همسران خود دست به خودکشی می زنند. در بنگلادش بیش از 50 درصد قتل ها ناشی از خشونت مردان است.

به گفته سازمان عفو بین الملل خشونت در خانواده بیش از ابتلا به سرطان و تصادفات جاده ای عامل مرگ یا معلولیت جسمانی زنان اروپایی در گروه سنی 16 تا 44 سال است.

از سال ۱۹۸۱، ۲۵ نوامبر هر سال (معادل چهارم یا پنجم آذر) به عنوان روز جهانی رفع خشونت علیه زنانبرگزیده شده است. این روز برای یادآوری عزم همگانی برای مبارزه با خشونت علیه زنان انتخاب شده است. شورای عمومی سازمان ملل متحد در ۱۷ اکتبر ۱۹۹8 نامگذاری این روز را به عنوان روزی جهانی تصویب کرد این تاریخ به خاطر قتل وحشیانه سه خواهران میرابال، فعالان سیاسی اهل جمهوری دومینیکن انتخاب شده است.

مینا محدسی , fa1992
مینا محدسی - 13:00 1389/11/11
19

خشونت هایی روانی و کلامی:

نوع دیگری از خشونت هایی است که در خانه علیه زنان استفاده می شود، که عبارت است از: به کار بردن کلمات رکیک و دشنام، بهانه گیری های پی درپی، داد و فریاد و بداخلاقی، بی احترامی، رفتار آمرانه و تحکم آمیز و دستور دادن های پی درپی، قهر و صحبت نکردن و... از این بابت زنان اصفهانی در طول یک سال بیشتر و زنان بوشهری کمتر از سایر زنان ایرانی تحت این نوع خشونت واقع شده اند.

براساس یافته های «پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی » تعدادی از مردان ایرانی با استفاده از تهدید و برقراری محدودیت برای همسران خود مخاطره ایجاد می کنند. رفتارهایی از قبیل تهدید و شکایت به پلیس و دادگاه علیه زن و اقوامش، تهدید به آزار و اذیت و یا تهدید به کشتن زن و فرزندان، تهدید به طلاق و یا ازدواج مجدد، تصاحب، مخفی کردن و از بین بردن مدارک شخصی و مورد نیاز زن مانند شناسنامه، دفترچه پس انداز، اوراق مالکیت و... بیگاری کشیدن از زن در انجام امور و وظایفی که مربوط به او نیست، مانند: تیمارداری پدرشوهر و مادرشوهر و بالاخره تحت نظر قرار دادن و ایجاد محدودیت در تماس های تلفنی و رفت و آمدهای روزانه برای زن. زنان بندرعباس، زاهدان و خرم آباد بیش از سایر زنان ایران توسط شوهرانشان تهدید می شوند و زنان سمنان، ساری و یاسوج کمترین تهدیدها را تجربه کرده اند. تعدادی از مردان ایرانی با استفاده از عوامل اقتصادی و مالی زنان را مورد خشونت قرار می دهند. این مردان از استقلال مالی همسران خود جلوگیری و در اموال شخصی آنها دخل و تصرف می کنند و با ندادن خرجی خانه و پول کافی برای زنان مضیقه های مالی ایجاد می کنند.

اگرچه زنان زاهدانی و بوشهری از اول زندگی مشترک شان تاکنون بیشترین خشونت های اقتصادی و مالی را تجربه کرده اند، اما در میان زنانی که قربانی این نوع خشونت هستند، زنان اصفهانی در طول یک سال به دفعات بیشتری تحت این خشونت همسران قرار گرفته اند. البته این را هم باید اضافه کرد که زنان سمنان و یاسوج کمتر از سوی شوهران خود تحت مضیقه های مالی و اقتصادی قرار می گیرند. پژوهشگران طرح ملی بررسی پدیده خشونت خانگی علیه زنان، خشونت های حقوقی و مرتبط با طلاق را نیز در 28 استان کشور مورد سنجش قرار داده اند. این پژوهشگران خشونت های حقوقی را شامل امتناع مرد از طلاق برخلاف اصرار زن به متارکه، ازدواج مجدد شوهر و جلوگیری از نگهداری فرزندان توسط زن دانسته اند.

اگرچه زنان بندرعباس از اول زندگی مشترک شان تاکنون بیش از سایر زنان ایران مورد این نوع از خشونت قرار گرفته اند، زنان زاهدان در طول یک سال بیشتر این خشونت را تجربه کرده اند و البته زنان رشت کمتر از سایر زنان ایرانی درگیر این خشونت هستند .

مینا محدسی , fa1992
مینا محدسی - 12:59 1389/11/11
18

خشونت فیزیکی:

این خشونت ها شامل گاز گرفتن، گرفتن و بستن، زندانی کردن، چنگ انداختن و کشیدن مو، اخراج از خانه، کتک کاری مفصل، محروم کردن از غذا و... می شود. از این لحاظ زنان در خرم آباد در طول یک سال بیش از سایر زنان ایران مورد خشونت واقع می شوند و زنان در شهرکرد دفعه های کمتری مورد خشونت نوع اول قرار می گیرند. پژوهشگران طرح ملی بررسی پدیده خشونت خانگی «سیلی، لگد و مشت زدن، کشیدن و هل دادن، محکم کوبیدن در، به هم زدن سفره و میز غذا و شکستن اشیای منزل» را خشونت فیزیکی نوع دوم نام داده اند و وضع زنان ایران را در 28 مرکز استان در این باره بررسی کرده اند. در میان زنانی که تحت خشونت نوع دوم بوده اند باز هم زنان بندرعباس به دفعات بیشتری آن را تجربه کرده اند و زنان کرمانی در طول سال کمتر مورد این خشونت قرار گرفته اند.

سلماز خانم , solmaz_hoseini
سلماز خانم - 07:03 1388/12/24
17

آنچه دختران ایرانی تمایل دارند پسران بدانند

 

این می تواند احساس خیلی از شماها باشد: خسته شده اید. احساس می کنید که هر کاری که لازم است را برای به دست آوردن زنی بااصالت با ویژگی های ممتاز انجام می دهید اما خانم ها به شما جواب نمی دهند. تصور شما این است که خانم ها معمولاً دنبال مردی کامل هستند که در واقعیت وجود خارجی ندارد.

اما اگر از دوستان دخترتان سؤال کنید، مطمئناً پاسخ دیگری دریافت خواهید کرد. درست است که آنها زیبایی ظاهری، جذابیت و رمانتیک بودن را در مرد ایدآلشان دوست دارند، اما آنقدرها هم که شما فکر میکنید درگیر این مسائل نیستند. اگر میخواهید بدانید واقعاً به چه فکر میکنند، به مطالب زیر توجه کنید.


کمی احترام بگذارید. وقتی نوبت به احترام گذاشتن به خانم ها می رسد، مردهای ایرانی فرقی با بقیه مردهای جهان ندارند. خانم ها وقتی بشنوند که طرفشان در مورد زنان دیگر غیرمحترمانه صحبت می کند، خیلی سریع عقب می کشند. من با مردان زیادی روبرو بوده ام که به خاطر اینکه علاقه ای به من نداشتند، به خودشان اجازه میدادند که وقتی زن زیبایی می بینند آنها را جذاب قلمداد کنند یا زنانی که جذابیت کمتری دارند را به عناوین ناخوشایند بخوانند. حتی اگر این نحوه صحبت کردن به صورت شوخی هم بیان شود، باز اگر خانم ها ببینند که طرفشان زنان را نوعی شیء قلمداد میکند، آزرده خاطر خواهند شد.

مردها به صورت های دیگر هم می توانند احترامشان را به خانم ها نشان دهند. وقتی در را برای خانم ها باز می کنند، به آنها صندلی تعارف می کنند، یا او را تا اتومبیلش همراهی می کنند، در نظر خانم ها بسیار مؤدبانه می آید. اکثر مردها وقتی با یک خانم قرار ملاقات میگذارند، چنین رفتارهایی از خود نشان می دهند، اما با دوستان دختر معمولیشان چنین برخوردی ندارند.

با همه مهربان باشید. ممکن است تعجب کنید اگر بفهمید که خانم ها شما را حتی در عادی ترین برخوردهایتان با دیگران هم ارزیابی می کنند. آنها نه تنها به رفتار شما با خودشان، بلکه به نحوه برخورد شما با دیگران هم توجه می کنند. مهربانی، بخشندگی، و خدمت رسانی، از دیدگاه آنها خصوصیاتی قابل تحسین است.

به دنبال مشاوره و راهنمایی های معنوی باشید. خیلی از مردها از اینکه میبینند خانم ها به دنبال مردان باایمان و معنوی هستند تعجب می کنند. آنها تصور می کنند که ایدآلی که خانم ها دنبال آنند، وجود ندارد اما من از زبان خانم های زیادی شنیده ام که این ویژگی برایشان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. خانم ها معتقدند که افراد باایمان و متقی، در ازدواج هم کمتر مرتکب گناه می شوند و بیشتر می توان به آنها اعتماد کرد.

خانواده تان را دوست داشته باشید. خانم ها همچنین به نحوه برخورد آقایون با مادر، خواهر و حتی مادربزرگشان هم دقت میکنند. آنها از اینکه می بینند مردی با زنان خانواده خود نیز رفتار خوبی داشته و به آنها علاقه دارد، احساس امنیت بیشتری میکنند و تاحدودی مطمئن می شوند که با آنها نیز رفتاری پایین تر از آن نخواهند داشت.

ازدواج را جدی بگیرید. برای خیلی از آقایون، ازدواج چیزی است که هیچوقت از آن صحبت نمی کنند. حتی اگر در خیالشان باشد که یک روز ازدواج کنند، معلوم نیست که هیچ برنامه ای برای آن داشته باشند.

یکی از دوستان من یکسال پیش ازدواج کرد. کمی بعد از ازدواجشان اتفاقی برای آنها افتاد که مجبور می شدند به فرانسه رفته و آنجا زندگی کنند. بعد از سه ماه دیدم که آماده رفتن شده اند. وقتی از او پرسیدم که چطور به این سرعت توانستند مشکلات مادیشان را حل کرده و برنامه رفتن را جور کنند، دوستم رازی را با من در میان گذاشت. او گفت که همسرش از سالها قبل از ازدواج برای زندگی خانوادگی خود در آینده پس انداز میکرده است، به همین ترتیب بوده که توانسته بود بدهی شهریه دانشگاه او و همچنین ماشین های هردوشان را بپردازد.

من واقعاً چنین دوراندیشی را تحسین می کنم. بااینکه همه ی آقایون ممکن است قادر به رسیدن به چنین اهداف مالی نباشند، اما برداشتن قدم هایی کوچک هم که به خانم ها نشان دهد خود را برای ازدواج آماده می کنند، هم خوب است.

یکی دیگر از نشانه های میل به ازدواح، آمادگی پذیرفتن مسئولیت است. خیلی از مردها می خواهند با همان آزادی و بی بند وباری که در دوران دانشگاه داشتند، تا آخر عمر زندگی کنند و از قبول مسئولیت های جدید سر باز می زنند. این آدم ها باید بدانند که خانم ها دنبال یک پسربچه نیستند، آنها دنبال مرد زندگیشان هستند، کسی که بتواند از آنها حمایت کرده و از خیلی جهات تامینشان کند.

پیشقدم شوید. وقتی از خانمی خوشتان می آید و احساس او را نسبت به خودتان نمی دانید، این شما هستید که باید پیشقدم شوید. خیلی از مردها را می شناسم که از روی غرور هیچوقت جلو نمی روند و از باب آشنایی را با زن مورد علاقه شان باز نمی کنند. خیلی دیگر از اینکه طرف مورد نظر دست رد به سینه شان بزند می ترسند و جلو نمیروند. گروه اول باید بدانند که با غرور هیچوقت به آنچه میخواهند، نمی رسند و گروه دوم هم باید به خدا توکل داشته باشند و بدانند اگر خواست خدا در آن باشد، حتماً موفق می شوند.

ریسک کنید. خیلی اوقات مردها باعث می شوند که رابطه شان بر هم بخورد چون وقتی که نوبت به تصمیم گیری می رسد، اقدامی نمی کنند. آنها باید بدانند که شجاعت و جسارت مردان برای خانم ها ارزش زیادی دارد. با طرفتان روراست باشید و حرفی که می خواهید بزنید را بدون این پا و اون پا کردن به او بگویید. رک و راست بودن همیشه مورد تحسین خانم ها بوده است.


شما آقایونی که فکر میکنید خانم ها به دنبال مرد کامل و رویایی توی قصه ها هستند، بدانید که اشتباه می کنید. شما تصور درستی از خواسته های خانم ها ندارید. آنها به دنبال مهربانی و محبت، احترام و توجه، و صداقت و ابتکار عمل هستند. آنها به دنبال آن مرد کاملی هستند که درون شما وجود دارد، پس معطل نکنید

علی رضا ن , setarebaran64
علی رضا ن - 07:46 1388/12/21
16
نقل قول از : نازنــــــــــــــــــــــین بایبوردی

چرا دانشجوها  دختر خودکشی می کنند؟ گفتگو به همراه یک  دانشجوی دختر
به عادت هر روز غروب، خوی گرم شهرستانی بودن دختر گل می کند و دلش که تنگ می شود با دوستان «هم خوابگاهی اش» بیرون می رود. آن روز تصمیم بر این می شود که به کافی شاپ بروند. در کافی شاپ نشسته اند که یک پسر با لباس هایی شیک، اتومبیل بنزش را دم کافی شاپ پارک می کند و وارد می شود.
پسر بنزسوار مستقیم سر میز دخترها می آید:" اجازه هست اینجا بنشینم؟" می نشیند و حاصل نشستن یک ساعته اش، دوستی با مینا می شود. آرش آن چنان خودش را موجه و مهربان نشان می دهد که مینا مطمئن می شود مرد رؤیاهایش را پیدا کرده است.
هنوز یک ماه از این آشنایی نمی گذرد که: "مینا ازت می خوام بیای خونه ما تا مامانم تو رو ببینه؛ خیلی از تو پیشش تعریف کردم؛ نمی دونی چقدر مشتاقه تو رو ببینه".
مینا به هر صورت می پذیرد. اما وقتی وارد خانه می شوند از مادر اثری نمی بیند. آرش از او می خواهد که کاملا" به حرف هایش گوش بدهد چرا که اگر سرپیچی کند به راحتی او را می کشد.
چند روز بعد، مینا در حمام خوابگاه خودکشی می کند و دیگر چشم هایش را باز نمی کند. همین.
چند قدم آن طرف تر، بیرون از خوابگاه دانشجویی ساعت ۹ شب؛ با لباس هایی پاره و ناتمیز و سر و صورتی نظافت ندیده، دم یکی از مغازه های بلوار کشاورز دراز کشیده بود تا بخوابد. کنارش نشستم و از سن و کار و بارش پرسیدم. ۲۷
ساله و بیکار بود. یعنی بیکار بیکار که نه! شیشه اتومبیل های پشت چراغ قرمز را پاک می کرد. یادش نمی آمد که تا حالا به خودکشی فکر کرده یا نه ولی اصلا" دوست نداشت خودش را بکشد. به نظر او فقط کسی خودکشی می کند که مخش تاب بر داشته باشد؛ و این آخرین جمله اش بود:"تا حالا گذشته از این به بعد هم خدا بزرگ است".
هر چند بر اساس آموزه های ادیان آسمانی، خودکشی، عملی غیر قابل بخشش است اما شاید این دختر دانشجو دلیل موجهی برای این کار داشته است. اما به راستی مهم ترین دلیل خودکشی دانشجویان ایرانی اعم از پسر و دختر چیست؟
راستی می دانید که سالانه چند نفر از دانشجویان دختر و پسر ایرانی خودکشی می کنند؟
بر اساس بررسی های انجام شده از سوی دفتر مشاوره وزارت علوم، "خودکشی" دومین علت اصلی مرگ در بین دانشجویان ایرانی است و طبق گفته های رئیس حراست کل وزارت علوم از هر ۲۸ مورد خودکشی دانشجویی در ایران، ۷ مورد مربوط به پسران و ۲۱ مورد دیگر مربوط به دختران است.
شاید کمی غیر قابل باور باشد اما بر اساس آمار اعلام شده از سوی نهادهای دولتی، سالانه ۴۲۰۰ دانشجوی ایرانی خودکشی می کنند.
اما چرا؟ چه می شود که قشر فرهیخته و روشنفکر جامعه بهترین راه حل را انتخاب گزینه "مرگ" می بیند؟
بر اساس نظریه های جامعه شناسانی همچون "امیل دورکیم" و "جورج زیمل"، خودکشی از عواقب و عوارض "شهرنشینی" به شمار می آید. این نظریه پردازان بر این باورند که اساس زندگی شهری بر رقابت و کشمکش است و همبستگی و همدلی به شدت در جوامع شهری کاهش پیدا می کند.
این اندیشمندان بر این باورند که بیگانگی، گوشه گیری و انزوا در فضای زندگی شهری افزایش می یابد. فارغ از این نظریات، عوامل خطر ساز و تسهیل کننده خودکشی در بین دانشجویان را می توان به صورت زیر دسته بندی نمود؛
الف) عوامل خطر ساز محیطی
همچون؛ بی کاری و مشکلات مالی، شکست در روابط عاطفی، مشکل در روابط اجتماعی و یا از دست دادن جایگاه اجتماعی، ناکامی ها و شکست های تحصیلی، تراکم بیش از اندازه دانشجویان در خوابگاه های دانشجویی، فضای فیزیکی نامناسب خوابگاه ها، برخوردهای نامناسب سرپرستان خوابگاه ها با دانشجویان، زندگی با هم اتاقی دچار بیماری های روانی- اجتماعی، نبود مراکز مشاوره و مددکاری حرفه ای و...
ب) عوامل خطرساز زیستی و روانی
از قبیل؛ اختلالات روانی به ویژه اختلالات خلقی، اضطرابی، اسکیزوفرنی و اختلالات شخصیتی خاص، آلودگی به مصرف الکل یا مواد مخدر، مشکل در سازگاری با تغییرات و رویدادها، سابقه اقدام به خودکشی، نداشتن مهارت لازم برای مدیریت استرس ها، داشتن روابط با جنس مخالف، تنهایی و دوری از خانواده و...
پ) عوامل خطرساز فرهنگی اجتماعی
همچون؛ به بن بست رسیدن در افکار و اندیشه های بنیادین اجتماعی و فلسفی (یأس فلسفی)، کمبود حمایت اجتماعی و احساس انزوا ، باورهای نادرست درباره خودکشی و...
کاملا" آشکار است که تلاش در جهت رفع این مشکلات و حل این مسائل می تواند رشد پدیده خودکشی در بین دانشجویان را متوقف کرده و کمیت آن را کاهش دهد. البته پیش از تلاش برای جلوگیری از گسترش رفتار خودکشی در بین دانشجویان باید به این سئوال پاسخ داد که آیا خودکشی قشر نخبه و فرهیخته جامعه برای مسئولان، سیاستگذاران و خانواده ها مهم است یا نه؟
طبیعی است مبارزه با پدیده نابهنجار خودکشی دانشجویی نیازمند همت و برنامه ریزی مسئولان، خانواده و خود دانشجویان است و بی توجهی به این مسئله، تبعات بسیار دردناک و غیرقابل جبرانی را برای کشور در پی خواهد داشت.

حسین سواعدی , slove304
حسین سواعدی - 07:37 1388/12/21
15

عکسهای فوق العاده از افسانه پاکرو بازیگر خوش چهره سینما

871203485_2.jpg


  عكس افسانه پاكرو
  عكس افسانه پاكرو
  عكس افسانه پاكرو
  عكس افسانه پاكرو
  عكس افسانه پاكرو

@};-@};-@};-@};-

@};-@};-@};-@};-@};-

@};-@};-@};-@};-

@};-@};-@};-

@};-@};-

@};-

سلماز خانم , solmaz_hoseini
سلماز خانم - 12:50 1388/12/19
14

جلوی قاچاق دختران ایرانی را بگیرید مطالبی بر گرفته از سایت CNN

290720_orig.jpg

 

 
  
آفتاب :پدیده قاچاق دختران و زنان ایرانی در سالهای اخیر به تراژدی غم انگیزی تبدیل شده است. انتشار اولیه اخبار قاچاق دختران ایرانی و فروش آنان در کشورهای عربی ،به خصوص در شیخ نشین فجیره ،با تکذیب مقامات مسئول همراه بود.اما آمار و اخباری که در خصوص دستگیری شبکه های قاچاق زنان توسط نیروی انتظامی اعلام می شد و در جراید انعکاس می یافت ،خود تاییدی بود بر رواج این پدیده شوم در کشور اسلامی ایران.
در حالیکه برخی از مسئولان ،طرح این مبحث را نوعی سیاه نمایی برای مخدوش کردن چهره نظام می دانستند ،دادستان عمومی و انقلاب تهران در پاسخ به سوالی در خصوص برخورد با قاچاق دختران تاکید کرده بود :به اعتقاد من برخورد و مجازات با این گونه جرایم و عاملان آن باید همان مجازاتی باشد که با مفسدان فی الارض صورت می گیرد.وی گفته بود :اشاعه این جرایم ،غرور و حیثیت ملی ما را مخدوش می کند . 

اما برغم تاکید مسئولان و دستگیری چندین باند قاچاق ،هنوز فروش دختران ایرانی ادامه دارد تا انجا که نماینده آذربایجان در مجلس هفتم در نطق پیش از دستور روز سه شنبه خود ،خواستار توجه و رسیدگی ویژه مسئولان به قاچاق دختران شد و گفت :قاچاق دختران به پدیده وحشتناک و ضد ناموس ملی تبدیل شده است . 

بنا بر آمار اعلام شده از سوی سازمان های مختلف حقوق بشری، سالانه بیش از 700 هزار نفر در جهان که اکثر آنها را زنان جوان و کودکان تشکیل می دهند برای سوء استفاده جنسی به کشور های مختلف جهان قاچاق می شوند.
 
با وجود آنکه آمار اعلام شده در جهان در خصوص قاچاق زنان و دختران ، بیشتر در کشورهای اروپایی و آسیای شرقی است اما در چند سال اخیر با اهمیت یافتن نقش سود و سرمایه در تجارت بین المللی ، ایجاد شاخه های جدید در حوزه اشتغال بین المللی و ... در رشد پدیده قاچاق زنان و دختران اغلب در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران نقش بسیار مهمی داشته است. 

در سال های اخیر تغییرات وضع اقتصادی و افزایش فقر و وضعیت زندگی اجتماعی را دگرگون کرده است، به نحوی که بسیاری از دختران جوان به خیال یک زندگی بهتر،فریب وعده های دلالان باندهای قاچاق را خورده و برای دست یابی به آرزوهای خود با آنها همراه می شوند. 

با بررسی پرونده های باندهای قاچاق دختران از کشور، مشخص شده که بسیاری از فعالیت های قاچاقچیان دختر در کشور در پوشش فعالیت های دیگری از جمله فعالیت های تجاری بوده است. 

ازدواج اجباری، اعتیاد والدین و مهمتر از همه مشکلات و مسائل مالی از جمله دلایلی است که سبب شده بسیاری از این دختران قاچاق شده به کشور امارات با میل و رضایت خاطر تن به سفر به این کشور را می دهند. 

همچنین گزارش ها نشان می دهد سن قربانیان در برخی از موارد حتی کمتر از 14 سال است که این بیانگر میزان آسیب پذیری کودکان دختر در برابر جرم قاچاق و ضرورت برخورد سریع با این پدیده شوم است. 

اما پدیده قاچاق زنان و دختران ایرانی را می توان به دو نوع کاملا متفاوت تقسیم بندی کرد ؛ قاچاق زنان به پاکستان و قاچاق زنان به کشورهای حاشیه خلیج فارس و از همه مهمتر امارات متحده عربی. 

در هر کدام از این دو گروه قاچاق ، نوع به دام کشیده شدن قربانیان قاچاق،طریق انتقال آنها و شرایط زندگی پس از قاچاق قربانیان از یکدیگر متفاوت است.

قاچاق زنان در استان های خراسان و سیستان و بلوچستان،در واقع استان های همجوار کشور با پاکستان و افغانستان رایج است و شیوه کار قاچاقچیان عمدتا به این صورت است که دختران رااز خانواده هایشان که غالبا در شرایط نابسامان اقتصادی به سر می بر ده اند ،خواستگاری کرده و به عقد خود در می آوردند و سپس آنها را به خانه های فساد در پاکستان که به خرابات موسومند می فروختند.
 
این قاچاقچیان،خانواده های فقیر را شناسایی کرده و با معرفی خود به عنوان اهالی زاهدان که صاحب مال و مکنتی نیز هستند دختران را از خانواده هایشان خواستگاری می کردند.این دختران همراه آنها به زاهدان انتقال می یافتند و در شهرهای کویته،کراچی و راولپندی به کنیزی و یا روسپی گری کشانده می شدند.

 در واقع همه قربانیان به صورت کاملا رسمی ازدواج کرده بودند و تنها چند روز بعد از ازدواج همراه با اجبار ،زور،تهدید و فریب و نیرنگ به زاهدان و سپس پاکستان انتقال داده شده بودند.
متاسفانه پدیده فروختن دختران توسط خانواده هایشان یا شوهرانشان در شهرهای مختلف مرزی رواج یافته است. 

اما معمولا دخترانی که به دوبی قاچاق می شوند بین 10 تا 16 سال سن دارند و برای دو مناسبت عمده عید فطر و عید قربان منتقل می شوند .انتقال آنها هم به دو شکل است:عده ای از آنها بطور رسمی خواستگاری می شوند،به نام شیوخ بزرگ عرب و درازای پرداخت مبالغی به خانواده شان از مرز عبور داده می شوند.و عده دیگر دخترانی هستند که برای این منظور ربوده می شوند و بدون اجازه پدر و مادر از کشور خارج می شوند. 

اگر شیوخ عرب در مراسم حفله دختران رابرای همسری بپسندد مشکل زیادی وجود ندارد.مشکل از زمانی بوجود می آید که دختران وارد شده توسط شیوخ مورد استقبال قرار نمی گیرد،بنابراین افراد وارد بازار کار شده و به روسپی گری در کلوپها و کاباره ها مشغول می شوند. 

تفاوت عمده ای که این عده از دختران قاچاق شده با قربانیان قاچاق به پاکستان دارند،این است که اغلب اوقات ظاهرا قاچاق دختران با رضایت و آگاهی قربانیان انجام می شود.در واقع قربانیان از همان ابتدا از مقصد و نحوه کار خود آگاهی دارند .یک نوع رضایت ظاهری که البته به اعتقاد بسیاری از کارشناسان این رضایت ظاهری نمی توانند مانع از این امر شود که ما آنها را در زمره افراد قربانی قاچاق محسوب کنیم.در واقع این افراد قربانی شرایط نابسامان اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی هستند. 

و اما نکته تامل برانگیز اینست که اکثر قریب به اتفاق قربانیان تمایلی به بازگشت به ایران ندارند .در واقع بیشتر انها ترجیح در همان شرایط غربت و روسپی گری در دوبی بمانند به جای اینکه به ایران بازگردند. 

هرچند افزایش سطح آکاهی های خانواده ها و دختران و زنان در معرض خطر می تواند تا حدودی از عواقب این پدیده شوم بکاهد ولی آیا براستی وقت آن نرسیده است که با وضع قوانین جدید و حمایت از خانواده های فقیر و کم در آمد و تشدید مجازاتهای سرکردگان اصلی باندهای قاچاق انسان ،چاره ای برای رفع این معضل اندیشییده شود؟
نازنــــــــــــــــــــــین بایبوردی , f1990
13
نسخه چاپیارسال به دوستان
جهان پهلوان تختی؛ خودكشی یا شهادت؟

خبرگزاری فارس: تنها كافی است كه گزارش روزنامه كیهان روز دوشنبه 18 دی ماه 46 درباره جریان شهادت تختی را در اینجا بیاوریم تا ببینید چه تناقض آشكار و رسوایی در آن وجود دارد، كه آن روزنامه و دستگاه‌های تبلیغاتی آن روز ایران در انجام كوشیدند زیرا مأمور بودند تا دروغ‌پردازیهای رژیم شاه را با فوت و فن تبلیغاتی بیارایند .

A0158184.jpg

ملت ایران در بامداد روز دوشنبه 18 دی ماه 1346 (7 شوال 87)، به طور ناگهانی خبر درگذشت تختی را شنید. روزنامه‌های وابسته به رژیم شاه با تیتر درشت و تكان دهنده به دروغ نوشتند: "غلامرضا تختی خود را كشت " و طبق دیكته ساواك علت خودكشی او را "اختلاف خانوادگی " وانمود كردند و محل آن را "هتل آتلانتیك " واقع در خیابان طالقانی گزارش دادند.

شاه به دنبال تاجگذاری كه خود را امپراطوری بی‌همتا می‌دید به پایه‌ای از غرور رسیده بود كه به خود اجازه می‌داد هر كسی را به هر جرمی، به هرنحو كه بخواهد، از پا درآورد و از میان بردارد و سر به نیست كند. خواه به وسیله صحنه‌های تصادف ساختگی در خیابان باشد، یا با به دار آویختن در زیر درختی و یا مسموم كردن در هتلی به اسم خودكشی و یا به صورت رسمی با محاكمه در دادگاه‌های فرمایشی و اعدام. او بر آن بود كه مخالفان خود را از میان بردارد، زیرا خود را امپراطور ایران زمین، شاه شاهان، یكه‌تاز و یكه‌بزن منطقه می‌پنداشت. كودتاهای سیا و استعماری در اندونزی، غنا، الجزایر، علیه سوكارنو، قوام نكرومه و بن‌بلا و نیز شكست جبران‌ناپذیر جمال عبدالناصر در جنگ 1346 كه در حقیقت توطئه شوم "C.I.A " و صهیونیسم بین‌المللی به منظور واژگون ساختن رژیم ضد امپریالیستی ناصر بود، دست شاه را در سركوبی بی‌رحمانه ملت مستضعف ایران باز می‌گذاشت،‌زیرا آن كابوس وحشت از جمال عبدالناصر كه خواب و استراحت را از او باز ستانده بود، با شكست ناصر در جنگ با صهیونیسم دیگر وجود نداشت و از خارج خطری او را تهدید نمی‌كرد. او می‌پنداشت كه اوضاع و شرایط جهت یك سره كردن كار مخالفان و ریشه‌كن كردن حركتهای مردمی، كاملا مساعد است. از این رو با بكار بستن وحشتناكترین و بی‌رحمانه‌ترین شیوه پلیسی، تختی را از پا در آورد و ملت ایران را در سوك و عزای بزرگی فرو برد.
به دنبال شهادت تختی به دست آدمكشان ساواك رسانه‌های گروهی به ویژه روزنامه‌های وابسته در صدد برآمدند كه با فوت و فن روزنامه‌نگاری جنایت وحشتناك ساواك را در مورد كشتن تختی پوشیده دارند و به مردم بباورانند كه "تختی خودكشی كرده است " لیكن با وجود مهارت روزنامه‌نگاران درباری در وارونه جلوه دادن واقعیت‌ها، در جریان قتل تختی آن چنان وحشت‌زده،‌مضطرب شده بودند و شتاب‌زده عمل كردند كه نه تنها نتوانستند دروغ ساواك را به مردم بقبولانند، بلكه با گزارشهای ضد و نقیض، رسوایی ساواك را بیشتر آشكار ساختند.
تنها كافی است كه گزارش روزنامه كیهان روز دوشنبه 18 دی ماه 46 درباره جریان شهادت تختی را در اینجا بیاوریم تا ببینید چه تناقض آشكار و رسوایی در آن وجود دارد، كه خود نمایانگر وارونه كردن واقعیت مرگ تختی است، كه آن روزنامه و دیگر روزنامه‌ها و دستگاه‌های تبلیغاتی آن روز ایران در انجام كوشیدند زیرا مأمور بودند تا دروغ‌پردازیهای رژیم شاه را با فوت و فن تبلیغاتی بیارایند و حقیقت‌ها را واژگونه جلوه دهند:
"... مسئول هتل می‌گفت: غلامرضا تختی روز شنبه 16 دی ماه وارد هتل شد و تا امروز او را كسی ندید كه از اطاقش خارج شود... "

چند سطر پایین‌تر:
"... مدیر هتل می‌گفت: عصر همان روزی كه تختی وارد هتل شد از اطاق بیرون آمد و كاغذ و مداد خواست و یكی از خدمتگزاران هتل مداد و دسته‌ای از كاغذهای هتل را به او داد و تختی بعد از گرفتن كاغذ و قلم به اطاقش رفت و در را بست ... "

و چند سطر پایین‌تر:
"... یكی از پیش خدمتهای‌ هتل گفت او فقط یك وعده در هتل غذا خورده بود ... "

و چند سطر بعد:
"... مدیر هتل امروز به خبرنگار ما گفت: غلامرضا تختی سه شب قبل با اتومبیل به هتل مراجعه كرد و به تقاضای او اطاقی در هتل در طبقه دوم در اختیارش گذاشتیم او صبح پریروز از اطاقش خارج شد و از هتل بیرون رفت. ساعت ده و نیم شب بود كه دوباره بازگشت و اطاق دیگری در اختیارش گذاشتیم تختی یك بار نیز از هتل بیرون رفت و دوباره به هتل بازگشت اما از ساعت 11 پریشب كه وارد اطاق خود شد دیگر بیرون نیامد و ساعت 11 صبح امروز جسدش پیدا شد... یكی از بستگان تختی به خبرنگار كیهان گفت: ... تختی از چهار شب قبل به خانه نیامده بود او ظاهرا به عنوان قهر از خانه خارج شده بود تختی قبل از ترك خانه‌اش ظاهرا با خانمش شهلا گفتگو و مشاجره داشت من نمی‌دانم بین آنها چه گذشت فقط می‌دانم تختی قهر كرد و از خانه بیرون رفت ....

و چند سطر پایین‌تر:
"... در ساعت نیم بعدازظهر یكی از خبرنگاران ما تلفنی با خانم شهلا تختی تماس گرفت و پس از معرفی خود پرسید: خانم آقای تختی هستند؟
همسر مرحوم تختی با تعجب پرسید با تختی چه كار دارید مگر نمی‌دانید به سفر شمال رفته است. خانم شهلا تختی كه بی‌خبر از مرگ شوهرش بود افزود تختی چند روزی است كه در شهسوار به سر می‌برد او رفته با باغش سری بزند و مقداری گل برای تزیین خانه‌مان به تهران بیاورد ".
برای پیگیری گزارش ضد و نقیض روزنامه‌های سانسور شده رژیم شاه بخش‌هایی از گزارش‌های دیگر روزنامه‌ها را نیز می‌آوریم:

"... یكشنبه هفته گذشته مقارن ظهر اطلاع حاصل شد كه جسد تختی قهرمان كشتی جهان را در یكی از اطاقهای هتل آتلانتیك پیدا كرده‌اند. از قرار معلوم تختی كه از سه روز قبل ناپدید شده بود به عنوان یك ناشناس در این هتل اقامت كرد... " (1)

"... خانم زری امیری اضافه كرد: در ساعت 8 بعدازظهر روز یكشنبه تختی به دفتر هتل مراجعه كرد و قلم و كاغذ خواست و سپس بدون صرف شام به اطاقش رفت و ظاهرا خوابید. ولی ساعت 7 صبح كه من طبق دستور خودش برایش صبحانه بردم با وضع غیرعادی مواجه شدم. صورت تختی باد كرده و كبود شده بود و از گوشه لبانش شیار باریكی از خون به روی متكا خشكیده بود من بلافاصله این وضع غیرعادی را به اطلاع مدیر هتل رسانیدم و چند دقیقه بعد آمبولانس و مأمورین شهربانی و دادسرا به هتل آمدند و در حدود ساعت 30/8 جنازه تختی از هتل خارج شد... "(2)

"... مدیر هتل افزود چون در این مدت تختی از اطاقش خارج نشده بود صبح امروز به اطاقش مراجعه كردم اما هر چه در زدم كسی جواب نداد بعد وقتی به در فشار آوردم متوجه شدم كه در از پشت بسته شده است. ناچار به كلانتری مراجعه كردم و جریان را اطلاع دادم ... " (3)

"... ساعت 8 صبح شد... عقربه 9 را نشان داد از نه و نیم و ده نیز گذشت اما از اطاق تختی به خارج تلفن نشد. دفتردار و یكی از مستخدمان هتل به پشت در رفتند، در زدند و چون جوابی نیامد با كلید یدك كه همراه داشتند خواستند در را باز كنند،‌اما دریافتند كه در اطاق از داخل بسته است، دلشورشان زیاد شد و ناگزیر در را شكستند ... و هنگامی كه پا به درون اطاق نهادند مشاهده كردند مردی كه یك روز رسما رستم ایران لقب داشت ... " (4)

چرا تختی شهید شد؟
اكنون این سؤال مطرح می‌شود كه رژیم شاه چرا به قتل تختی دست یازید؟ از كشتن او چه انگیزه‌ای داشت؟ و چه خطری از ناحیه او احساس می‌كرد؟ برای دریافت پاسخ این پرسش بخشهایی از كتاب "قهرمان ملی جهان پهلوان تختی " را كه به مناسبت یكمین سال شهادت تختی از طرف "انجمن دانشجویان ایرانی سانتاكروز، كالیفرنیا " در تاریخ 16 دی ماه 1348 منتشر شده است، در اینجا می‌آوریم:
"... در سال 1339 به علت وجود یك آزادی نسبی جبهه ملی دوم به طور علنی تشكیل شد و میتینگ صد هزار نفری میدان جلالیه از اولین تظاهرات پرشور آن بود. تختی به طور پیگیر در مبارزات شركت نمود و در ایجاد سازمان ورزشی كارگران جبهه ملی و ایجاد سازمان كارگری آن فعالیت ثمربخشی نمود و در كلیه فعالیتهای جبهه ملی ایران از شركت در حوزه تا پخش اعلامیه و حضور در تظاهرات شركت داشت...

... استعمار و دست‌نشاندگان داخلی آن برای ادامه تسلط خود بر كشورهای به زنجیر كشیده شده سعی می‌كنند كه هر دشمن احتمالی را نابود كنند و هر نهضت آزادی‌بخشی را در نطفه خفه نمایند. به همین علت رژیم بعد از قلع و قمع احزاب سیاسی و رهبران نهضت دانشگاه و بازار ... در 15 خرداد به سراغ روحانیون رفت، زیرا روحانیت ریشه‌ای عمیق در اجتماع ایران داشت (و دارد)‌و قدرتی بزرگ به حساب می‌آمد. و در اكثر قیامها و نهضت‌های قبلی همیشه جناحی از روحانیت سهمی به سزا داشته است و لذا آیت‌الله خمینی را به خارج تبعید كردند و رهبران مجاهد مذهبی را به زندان كشیدند. تختی نیز خود به خود یك پتانسیل خطر برای رژیم شده بود. از یك طرف به علت شهرت و محبوبیت فوق‌العاده تختی رژیم نمی‌توانست او را به زندان بفرستد و از طرف دیگر آزادی او موجب خطر بود. همان طور كه روزنامه‌های دولتی نوشتند تختی در ماشین خود تفنگ داشته، روزهای تعطیلی برای شكار با عده‌ای از دوستان ورزشكار به كوههای شمال می‌رفته و حتی هنگام مرگ در جیب‌هایش فشنگ یافته‌اند... اینها همه دلالت بر این دارد كه تختی خود را برای كارهای عمیق‌تری آماده می‌كرده است. چون بدون شك تطور سیستم مبارزه از پارلمانی به انقلابی كه در ده سال گذشته به شدت خود رسیده حتما تختی مبارز را نیز تحت تأثیر قرار داده است. مشكل بتوان پذیرفت كه تختی با آن روح لطیف و تواضع و جوانمردی كه اذیتش به مورچه‌ای نمی‌رسد، تفنگ به دست گیرد و آهوان مظلوم و بی‌گناه را بكشد،‌ ولی تربیت انقلابی و تشكیل كادر پارتیزانی توسط تختی، خیلی معقول و منطقی به نظر می‌رسد. به خصوص كه تختی مسئول سازمان ورزشی جبهه بود و از نظر قدرت بدنی و جوانی جزء‌ گارد محافظ جبهه به شمار می‌رفت و الحق كه چه هیجانی به پا می‌شد اگر تختی پهلوان به كوه می‌رفت، و تفنگ به دست می‌گرفت و مسلحانه می‌جنگید ... تختی می‌توانست ابومسلم گردد، یعقوب لیث باشد ... به همین علت رژیم از تختی وحشت داشت و نمی‌توانست این قهرمان ملی را زنده بگذارد. ولی چطور؟ چطور ممكن بود كه چنین پهلوان محبوبی را كشت؟ چه جنایتكاری می‌توانست دست خود را به خون او بیالاید رژیم شاه به مراتب آزموده‌تر از قدیم است، بی‌گدار به آب نمی‌زند، اشتباه 15 خرداد را تكرار نمی‌كند، اگر كسی مغضوب شد، بدون سرو صدا ناگهان ناپدید می‌شود، برای محكومیت مبارزان، دیگر، دادگاه تشكیل نمی‌دهد، غوغا نمی‌كند، بهانه به دست كسی نمی‌دهد، ولی در خیابان ماشینی با آن فرد مبارز تصادف می‌كند و یا چاقوكشی در نیمه شب او را ضربه می‌زند...

سال گذشته در یكی از دهات اطراف تهران،‌یك شهری با دوست دهاتیش در مزرعه‌ای قدم می‌زند... ناگهان ملاحظه می‌كنند كه از دور. جیپی كه ارتشی می‌نمود فرا رسید. سرنشینان جیپ پیاده شدند و یكی را از آن میان زدند و ناسزا گفتند... سپس طنابی به گردش انداخته به درختی آویزانش كردند و یكی از آنان كاغذ و مدادی از جیب در آورد و چیزی نوشت و كاغذ را در جیب محكوم گذاشت .... و سپس رفتند. مرد شهری و دهاتی كه از دور نگران این صحنه جنایت بودند،‌نگران شدند،‌می‌خواستند خود را به سرعت برسانند و آن بیچاره را نجات دهند ولی ترش و وحشت آنها را فرا گرفته بود،‌ ترس از قاتلان، ترس از تهمت قتل ... باعث می‌شود كه آنها فورا به ژاندارمری محل كه نزدیك آنجا بود مراجعه كنند. از اتفاق مرد دهاتی با رییس ژاندارمری سابقه آشنایی و دوستی داشت و واقعه را آن طور كه دیده بود تشریح كرد. رییس به دوست دهاتی خود گفت، تو اشتباه می‌كنی، چطور چنین چیزی ممكن است؟ مرد دهاتی قسم خورد كه خودش دیده و دیگری هم شاهد بوده است .... ریس كاغذ را از جیب مرده بیرون كشید، خواند و گفت این مرد خودش خودكشی كرده است. مرد دهاتی، قسم می‌خورد كه ما خود دیده‌ایم او را به زور به دار كشیدند و كاغذ را دیگری نوشته و در جیب او گذاشتند. رییس ژاندارمری تكرار می‌كند این مرد خودكشی كرده است و شما اشتباه می‌كنید و بالاخره در مقابل لجاجت مرد دهاتی می‌گوید: به خاطر سابقه آشنایی به تو اجازه می‌دهم مرخص شوی ولی به رفیقت هم بگو اگر جایی از این حرفها زدید، به شدت مجازات خواهید شد، مرد دهاتی و شهری حرفهای رییس را تصدیق كردند،‌هنگام خروج رییس ژاندارمری، دوست دهاتی خود را صدا زد و پرسید: آن مرد چطور مرد؟ مرد دهاتی جواب داد همان طور كه سر كار فرمودید خودكشی كرد،‌رییس می‌گوید حال بروید.

كاروانیان صحرای مركزی ایران این طرف و آن طرف اجساد مردانی را یافتند كه از هواپیما یا هلی‌كوپتر آنها را بیرون انداخته‌اند. اجساد بعضی از مبارزان در رودخانه‌ها یافت شده است، اینها روشهای جدید سازمان امنیت برای نابودی مبارزان و آزادیخواهان است كه بی‌سر و صدا بدون آنكه كسی بفهمد سر مخالفین را زیر آب كرده خفه می‌كند. تختی قهرمان نیز قربانی چنین جنایت شومی شد... " (5)
مردم ایران در سوگ تختی قهرمان
ساعت یازده صبح روز دوشنبه 18 دی ماه 46 خبر شهادت تختی برق‌آسا در سراسر تهران پخش شد. مردم بدون در اختیار داشتن هیچ وسیله ارتباطی جز تلفن این خبر دردناك را دهان به دهان و گوش به گوش به یكدیگر می‌رساندند. دیری نپایید كه صدها نفر از مردم كوچه و بازار به سوی پزشك قانونی به حركت درآمدند، دانش‌آموزان مدارس را ترك گفتند، دانشجویان كلاسها را تعطیل كردند و به خیابانها ریختند. در حدود ساعت 3 بعدازظهر هزاران نفر از مردم تهران پزشك قانونی را محاصره كرده بودند و از یكدیگر درباره علت مرگ تختی سؤال می‌كردند.
هیئت حاكمه ایران،‌بر آن بودند پیش از آنكه مردم خبردار شوند، جنازه تختی را به گورستان برسانند و به خاك بسپارند، از این رو در آن روز خبر مرگ او را از رسانه‌های گروهی پخش نكردند. لیكن این خبر برق‌آسا در سراسر تهران پیچید و مردم را به خیابانها كشانید.
در ساعت 5 بعدازظهر پلیس تهران جنازه تختی را شتاب زده در آمبولانس گذارده روانه گورستان كرد. در محل خروجی پزشك قانونی، هجوم مردم به طرف آمبولانس چنان شدید بود كه آمبولانس را از حركت بازداشت. پلیس وارد عمل شد و به هر نحوی بود آمبولانس را از دست مردم رها ساخت و به سرعت به طرف ابن بابویه حركت كرد. در ابن بابویه نیز مأموران انتظامی، از نزدیك شدن مردم به غسالخانه و دیدن جنازه جلوگیری كردند. در هنگام دفن نیز پافشاری مأموران برای بازداشتن مردم از دیدن جنازه شدید بود و سرانجام پیش از آنكه مردم بتوانند دریابند كه چه حادثه‌ای رویداده است، جنازه تختی را در گور نهادند و روی آن را پوشاندند.
آن گاه كه جسد تختی به گورستان برده می‌شد، نخست چند نفر شعار "تختی ما كشته شد " را زمزمه كردند و به تدریج این شعار همگانی شد و همه آنهایی كه در تشییع جنازه آن شهید شركت كرده بودند، این شعار را تكرار می‌كردند.
برخورد مرموزانه دولت با این حادثه و شتابی كه در به خاك سپردن او از خود نشان دادند و پافشاری مأموران انتظامی در دور كردن مردم از جنازه آن مرحوم بدگمانی مردم را نسبت به دولت در این جریان بیشتر كرد و آن گاه كه روزنامه‌ها گزارش‌های ضد و نقیضی درباره چگونگی مرگ او درج كردند، این بدگمانی زیادتر شد و رفته رفته ملت ایران دریافت كه تختی قهرمان با توطئه‌ای حساب شده و از پیش طرح‌ریزی شده ساواك به شهادت رسیده است. و این حقیقت در مراسم یادبود و گرامی‌داشت تختی از طرف گویندگان متعهد با اشاره مطرح شد و بیشتر پرده‌ها را بالا زد.
ساواك گزارش داد كه:
"فخرالدین حجازی واعظ غیرمعمم در مسجد ارشادیه قلهك مطالبی در مورد مرگ تختی اظهار داشته و عنوان نموده كه تختی با این همه قدرت جسمانی امكان نداشته از نظر روحی تا این حد ضعیف باشد و تلویحا نتیجه‌گیری نموده كه وی را كشته‌اند ... رحمةالله یاوری ... طلبه مدرسه بروجردی كرمانشاه در مجلس ختم غلامرضا تختی كه از طرف دانش‌آموزان دبیرستان محمدرضا شاه كرمانشاه برگزار شد، اظهاراتی كه مفهوم آن عدم خودكشی تختی بوده ایراد نموده است ... روز جمعه 22/10/46 در یكی از مساجد تهران یك واعظ در روی منبر بعد از اشاره به اینكه انتحار از نظر اسلام و شرع و عرف پسندیده نیست گفته تختی چون باتقوا و جوانمرد بود خودكشی نكرده بلكه وی را كشته‌اند، همان شب واعظ مزبور دستگیر شد... " (6)

مردم در هر كوی و برزن از شهادت تختی به دست ساواك گفتگو می‌كردند و خودكشی تختی را قاطعانه و بدون كوچكترین تردید، دروغ می‌دانستند و اظهار نظر می‌كردند:
"تختی بچه نبود كه بر سر یك مقدار اختلافات جزیی خانوادگی دست به خودكشی بزند، او یك قهرمان بود و اگر زنش بد بود طلاقش می‌داد، برخی دیگر می‌گفتند: تختی از همه چیز زندگی به خاطر هدفش گذشت و با توجه به محبت شدیدی كه به مادرش داشت بعید به نظر می‌رسید كه به خاطر مادرش هم شده به این كار دست بزند،‌ حتما او را در جای دیگری مسموم كرده‌اند و بعد جسدش را به هتل آتلانیك آورده‌اند... "
در مراسم شب هفت تختی چند نفر با هم درباره مرگ تختی به طور خصوصی صحبت می‌كردند. یكی از آنان اظهار داشت: "این مملكت كه من می‌بینم هر كس حرف حسابی بزند فورا هلاكش می‌كنند و عنوانی پوچ برایش می‌تراشند. تختی این همه مدال و افتخار برای ایران كسب نمود، آیا سزایش این بود كه او را مخفیانه بكشند و بنویسند از دست زنش خودكشی كرده كه مردم فكر كنند حتما زنش فاسد بوده است؟! تف بر این بی‌شرمی ...
طبق اظهار آقای امیری نامه‌رسان جمعیت شیر و خورشید، همسر تختی را، در آرامگاه آن شهید دیده كه می‌گفته: تختی عزیز به تو گفته بودم اینها بالاخره تو را می‌كشند... عده‌ای از روحانیان به مسجد جامع آمده بودند، شیخ نجات اظهار داشت: خانم من با چند نفر زن به مجلس ترحیم تختی رفته بودند،‌زن تختی در حالیكه گریه می‌كرد گفت: چندی قبل تختی گفت به من پیشنهاد شده كه از عقیده خود دست بردارم یا مرا از بین خواهند برد...
راننده تاكسی در حالی كه عكس تختی را بر شیشه ماشین خود زده بود اظهار داشت او فرد مسلمانی بود و كسی كه قرآن می‌خواند، خودكشی نمی‌كند. چون جزء‌ جبهه ملی بود از طرف دولت او را كشته‌اند...
یك كارگر خط لوله نفت ری در قهوه‌خانه جنب انبار نفت ری اظهار می‌داشت كه تختی خودكشی نكرده و در كشتن او دولت دست داشته است ....
اكبر پیغامی كارگر خبازخانه سیمان تهران در مورد فوت تختی اظهار داشت خبر مرگ تختی را آن طوری كه در روزنامه‌ها چاپ و منتشر ساختند نبوده و اشخاصی در قتل او دست داشته‌اند... به طور كلی در بین مردم شایع است كه تختی به دستور اعلیحضرت و والاحضرت غلامرضا به وسیله سازمان امنیت به قتل رسیده است ... " (7)
دانشجویان دانشكده صنعتی پلی‌تكنیك تهران نیز با پخش اعلامیه‌ای "از دست دادن غلامرضا تختی را به عموم طبقات "‌تسلیت گفته بودند و با آوردن شعری شهادت تختی به دست رژیم را گوشزد كرده بودند آن شعر چنین است:
"هر شب ستاره‌ای به زمین می‌كشند و باز این آسمان غم‌زده غرق ستاره‌هاست "
پذیره شگرف و گسترده مردم در مراسم گرامی‌داشت تختی و موج خشم آنان علیه رژیم شاه كه دست به خون آن جهان پهلوان آلایید، ساواك را سخت به وحشت افكند و بر آن داشت كه با اشاعه هر چه بیشتر "خودكشی تختی "!‌و تكیه روی این نكته كه خودكشی در اسلام حرام است، از محبوبیت تختی در میان توده‌های مسلمان بكاهد و شخصیت او را پایین آورد! از این رو، رییس ساواك دستور داد:

"توجه روزنامجات و مردم باید جلب شود كه طبق موازین شرعی و قرآن خودكشی قتل نفس است، این آیه قرآن را پیدا كنید و مقالاتی در این مورد نوشته شود " .(8)

به دنبال آن، روزنامه‌های وابسته و قلم به دستان جیره‌خوار هر یك به نوبه خود در مورد خودكشی تختی قلمفرسایی كردند و آن جهان پهلوان شهید را با اتهام دروغی و ساخته دست ساواك محكوم ساختند و كوشیدند كه با این توطئه اذهان را آلوده كنند و از محبوبیت تختی در میان مردم بكاهند!

مجله مكتب اسلام كه زیر نظر آقای سیدكاظم شریعتمداری دیگر عوامل دارالتبلیغ اداره می‌شد، پیرایه بی‌مایه ساواك درباره شهادت تختی را چنین انعكاس داد:
"در ماه گذشته غلامرضا تختی با یك تصمیم شتابزده‌ای خودكشی كرد، این كار او بی‌شك كار غلط بود و ما امیدواریم كه جوانان مسلمان هرگز از این عمل سرمشق نگیرند... "

مجله مكتب اسلام ضمن "نقل سطوری چند درباره زندگی شرافتمندانه او از جرائد و مجلات تهران " در پایان مقاله خود چنین آورده است:
"ما از خودكشی او بسیار متأسفیم و امیدواریم كه جوانان ورزشكار ایرانی اخلاق نیك او را سرمشق خود قرار دهند و هرگز به خاطر مشكلات زندگی به دنبال خودكشی نروند " (9)


لیكن با وجود این گونه جوسازی‌ها و سمپاشی‌ها علیه تختی شهید،‌هر روز كه از شهادت او می‌گذشت، شور و احساسات مردم بیشتر برانگیخته می‌شد و نفرت و انزجار توده‌ها نسبت به مسببین قتل او فزونی می‌یافت. اعلامیه‌ها و تراكتهایی پی در پی در تهران و شهرستانها، پیرامون شهادت تختی نشر می‌شد،‌در یكی از آن تراكتها می‌خوانیم:
دشمنان خون قلب ما را ریختند تا شعله زندگی ما را خاموش سازند اما در رگهای ملتها، خون كافی هست كه باز هم فریاد خود را به آسمان برساند ".

در تراكتی كه از طرف دانشجوها، پخش شده بود می‌خوانیم:
"شهادت قهرمان بزرگ ملی را به عموم هموطنان خصوصا دانشجویان تسلیت عرض می‌نماییم.
دانشجویان دانشگاه ملی ایران "


تظاهرات مردمی در سوگ تختی
روز شنبه 23/10/46 كه مصادف با هفتمین روز شهادت تختی بود،‌ جمعیت انبوهی در آرامگاه ابن‌بابویه اجتماع كردند و برای شادی روح آن شهید، طلب آمرزش نمودند و نشان دادند كه دروغ‌پراكنی‌های ساواك و دستگاه‌های تبلیغاتی وابسته به رژیم شاه نتوانسته مردم را بفریبد و به آنان بباوراند كه تختی خودكشی كرده است. مردم در این مراسم یك صدا فریاد می‌زدند: "دروغ شاخدار سال خودكشی قهرمان "

دانشجوهای دانشگاه‌های تهران، پلی‌تكنیك، ملی و صنعتی در مراسم هفت تختی فعالانه شركت كردند و هر یك عكس تختی را سر چوبی كوبیده با خود حمل می‌كردند و در صفی منظم به طرف آرامگاه ابن‌بابویه رفتند. آنها شعار می‌دادند:
"ای دشمن خائنین،‌ای تختی مبارز
مرگ بر دشمنانت
درود بر روانت
تختی قهرمان
دشمن خائنین بود
مرگ بر دشمنانش
درود بر روانش
ای عزیز فاطمه تختی بود مهمان تو
جان ما قربان تو "


مقامات دولتی در این مراسم كه از اوج تظاهرات شركت كنندگان علیه رژیم،‌ سخت به وحشت افتاده بودند، در صدد برآمدند كه هر چه زودتر، پایان مراسم را اعلام كنند و شركت كنندگان را متفرق سازند،‌از این رو، به وسیله بلندگو مرتب از مردم درخواست می‌شد كه آرامگاه را ترك كنند و متفرق شوند،‌لیكن دانشجوها مشتهای خود را گره كرده فریاد می‌زدند: خفه شو، خفه شو!‌ در این موقع یكی از دانشجوها، سخنرانی كرد و در این سخنرانی اظهار داشت:
"... تختی یگانه رادمرد مبارز ایران را نمی‌دانم مستقیم، یا غیرمستقیم، كشتند... خلاصه ما دانشجویان دانشگاه‌ها با تمام ملت ایران هم عقیده و می‌گوییم كه تختی قهرمان در راه آزادی شهید شد ولی تختی نمرده است بلكه همیشه در قلب فردفرد ملت ایران به خصوص دانشجویان زنده است و ملت ایران راه تختی عزیز و مرام او را دنبال خواهد كرد... "


آن گاه یك گوینده روحانی به نام احمدی به سخنرانی پرداخت و شهادت تختی را به عموم شركت كنندگان و ورزشكاران تسلیت گفت و درباره نقش اسلام در مبارزه با ظلم و ظلمه صحبت كرد و اظهار داشت كه اسلام یك دین انقلابی است و مسلمان باید انقلابی باشد.


آن گاه نماینده دانشجویان به سخنرانی پرداخت و برای شادی روح تختی یك دقیقه سكوت اعلام كرد. با پایان سخنرانی او شركت‌كنندگان به طرف در خروجی راه افتادند و همگی شعار می‌دادند:
"سلام بر خمینی،‌درود بر مصدق،‌درود بر فاطمی، فاطمی فاطمی راهت ادامه دارد ".

آن گاه كه شركت كنندگان از آرامگاه بیرون رفتند، این شعار به گوش می‌رسید: "مسیر ما مجلس قانونشكن " و آن گاه شعار دادند: "مرگ بر این دولت قانونشكن " و تظاهركنندگان با این شعار و شعار "سلام بر خمینی درود بر مصدق " به سوی تهران راه افتادند.

از دیگر شعارهای آن روز مردم در آن مراسم چنین بود:
"دیكتاتور نابود است
استبداد محكوم است
مرگ بر این دیكتاتور پوسیده
تختی شهید گشته تا مرگ قاتلینش از پا نمی‌نشینیم
تختی به تو سوگند كه ما راه تو آییم
خمینی بت‌شكن خدا نگهدار تو بمیرد بمیرد دشمن خونخوار تو
خمینی بت‌شكن ملت تو را می‌خواهد
اسراییل نابود است
فلسطین پیروز است
ویت‌كنگ پیروز است
جانسون نابود است
مسیر ما مجلس قلابیه
مسیر ما مجلس قانون‌شكن "


تظاهركنندگان در میدان شوش مورد حمله پلیس و كماندوها قرار گرفتند، مأموران نظامی و انتظامی با باتون و قنداق تفنگ به ضرب و جرح مردم پرداختند و شماری را نیز دستگیر كردند. دستگیرشدگان در شكنجه‌گاه‌های ساواك طبق معمول زیر شكنجه‌های وحشیانه قرار گرفتند و شماری از دانشجویان را به جرم افشاگری درباره شهادت تختی، روانه سربازخانه كردند.


آنچه در این تظاهرات مردمی بیش از هر چیز دیگر جلب نظر می‌كند، آگاهی، موقع‌شناسی و استفاده شایسته از فرصتها از طرف مردم مسلمان ایران در آن روز می‌باشد، كه با وجود خفقان شدید و استقرار حكومت وحشت و ترور، مردم از فرصتی كه دست داده حداكثر بهره‌برداری را می‌كنند و نه تنها جنایت رژیم شاه درباره تختی را برملا می‌سازند، بلكه با شعارهای كوبنده و انقلابی پشتیبانی و وفاداری خود را از امام امت،‌ بار دیگر اعلام می‌كنند. و تنفر و انزجار خود را از دولت قانون‌شكن ابراز می‌دارند. با شعار "مرگ بر دیكتاتور پوسیده "‌نفرت خود از شاه را نیز می‌نمایانند و موضع خود را در برابر اشغالگران فلسطین، جنایتكاران ویتنام رزمندگان فلسطین و ویت‌كنگ نیز نشان می‌دهند و كوتاه سخن آنكه در مراسمی كه به مناسبت چهلمین روز شهادت یكی از عزیزان ملت برگزار می‌گردد ملت بیدار و روشن‌ضمیر ایران، از فرصت استفاده كرده سیاست درون‌مرزی و برون‌مرزی خود را به نمایش می‌گذارند و به رژیم شاه می‌فهمانند كه تبلیغات شبانه‌روزی و توطئه‌های همه جانبه آن رژیم نتوانسته است ملت ایران را از راه، خط و اندیشه اسلام و امام دور سازد و به بی‌تفاوتی، سردی و سستی بكشاند.


رژیم شاه ادعا داشت كه تختی خودكشی كرده و ساواك در مرگ او دست نداشته است،‌بنابراین، چند سؤال در اینجا مطرح می‌شود:
1. تختی برای خودكشی چرا به هتل "آتلانتیك " كه هتلی لوكس و یكی از مراكز فعالیت ساواك بوده است و از پشت، به حیاط یكی از ادارات ساواك راه داشته است (10) می‌رود و چه نیازی به سكونت در آن هتل دارد؟ آیا در منزل خود در تهران، در باغ خود در شمال، و یا در گوشه‌ای از بیابان دور دست،‌و یا در دل كوهی نمی‌توانست سم بخورد و خود را از بین ببرد؟ با آنكه تختی فرزند كوه و صحرا است؟

2. با در نظر گرفتن آنكه مردم از اول با خبر خودكشی تختی با شك و تردید روبرو شدند چرا روزنامه‌های دولتی و وابسته نتوانست گزارش صحیح و درستی از جریان به اصطلاح خودكشی تختی ارائه دهد تا بتواند شك و تردید مردم را برطرف كند؟‌ و برعكس در گزارشات خود دچار آن چنان تناقض‌گویی آشكار و رسوایی شد كه به سوءظن و ناباوری مردم دامن زد؟ آیا گزارشات ضد و نقیض روزنامه‌های وابسته به رژیم شاه در مورد مرگ تختی، بازگو كننده این حقیقت نیست كه جریان به آن صورتی كه رژیم شاه و رسانه‌های گروهی وابسته به آن ادعا می‌كردند نبوده است؟


3. چرا رژیم شاه پیش از آن كه خبر خودكشی تختی را رسما اعلام كند برنامه خاك‌سپاری او را با شتاب هر چه بیشتر به مرحله اجرا گذارد؟ و جسد او را به دست خانواده او نداد؟ و حتی از نشان دادن جسد او به آنان خودداری كرد؟

4. عده‌ای از آنان كه جسد تختی را در غسالخانه دیده بودند،‌ نقل كردند كه پشت سر تختی شكاف برداشته و در بدنش آثار ضرب و جرح نمودار بوده است. (11)


5. چرا ساواك دستور جمع‌آوری عكس‌های تختی را در سراسر كشور صادر می‌كند و حتی پس از گذشت حدود سه سال از شهادت او وقتی می‌بیند عكس او در سالن ورزش دانشگاه شیراز نصب شده است،‌دستور می‌دهد: "به نحوی كه دخالت ساواك افشا نگردد نسبت به برداشتن عكس غلامرضا تختی از سالن فوق اقدام نمایند ".

رژیم شاه پس از گذشت چند سال از شهادت تختی،‌ از عكس او وحشت دارد و در صدد برمی‌آید كه آن عكس را دور از چشم مردم برباید آیا از خود او وحشت ندارد؟ و آیا در دوران زندگی آن قهرمان،‌در صدد برنمی‌آید كه او را دور از چشم مردم برباید و از بین ببرد؟ و چراهای دیگری كه به خوبی روشن می‌كند، تختی قهرمان به دست آدمكشان ساواك به شهادت رسیده است.

متن دستور ساواك در مورد برداشتن عكس تختی از سالن ورزش دانشگاه شیراز چنین است:
"خواهشمند است دستور فرمایید به نحوی كه دخالت ساواك افشا نگردد نسبت به برداشتن عكس غلامرضا تختی از سالن فوق اقدام و نتیجه را به اداره كل اعلام نمایند. ضمنا بهتر است مسئولین دانشگاه در جریان قرار گیرند و از آن طریق اقدام گردد ".
مدیر كل اداره سوم، مقدم

نازنــــــــــــــــــــــین بایبوردی , f1990
12
چرا دانشجوها  دختر خودکشی می کنند؟ گفتگو به همراه یک  دانشجوی دختر
به عادت هر روز غروب، خوی گرم شهرستانی بودن دختر گل می کند و دلش که تنگ می شود با دوستان «هم خوابگاهی اش» بیرون می رود. آن روز تصمیم بر این می شود که به کافی شاپ بروند. در کافی شاپ نشسته اند که یک پسر با لباس هایی شیک، اتومبیل بنزش را دم کافی شاپ پارک می کند و وارد می شود.
پسر بنزسوار مستقیم سر میز دخترها می آید:" اجازه هست اینجا بنشینم؟" می نشیند و حاصل نشستن یک ساعته اش، دوستی با مینا می شود. آرش آن چنان خودش را موجه و مهربان نشان می دهد که مینا مطمئن می شود مرد رؤیاهایش را پیدا کرده است.
هنوز یک ماه از این آشنایی نمی گذرد که: "مینا ازت می خوام بیای خونه ما تا مامانم تو رو ببینه؛ خیلی از تو پیشش تعریف کردم؛ نمی دونی چقدر مشتاقه تو رو ببینه".
مینا به هر صورت می پذیرد. اما وقتی وارد خانه می شوند از مادر اثری نمی بیند. آرش از او می خواهد که کاملا" به حرف هایش گوش بدهد چرا که اگر سرپیچی کند به راحتی او را می کشد.
چند روز بعد، مینا در حمام خوابگاه خودکشی می کند و دیگر چشم هایش را باز نمی کند. همین.
چند قدم آن طرف تر، بیرون از خوابگاه دانشجویی ساعت ۹ شب؛ با لباس هایی پاره و ناتمیز و سر و صورتی نظافت ندیده، دم یکی از مغازه های بلوار کشاورز دراز کشیده بود تا بخوابد. کنارش نشستم و از سن و کار و بارش پرسیدم. ۲۷
ساله و بیکار بود. یعنی بیکار بیکار که نه! شیشه اتومبیل های پشت چراغ قرمز را پاک می کرد. یادش نمی آمد که تا حالا به خودکشی فکر کرده یا نه ولی اصلا" دوست نداشت خودش را بکشد. به نظر او فقط کسی خودکشی می کند که مخش تاب بر داشته باشد؛ و این آخرین جمله اش بود:"تا حالا گذشته از این به بعد هم خدا بزرگ است".
هر چند بر اساس آموزه های ادیان آسمانی، خودکشی، عملی غیر قابل بخشش است اما شاید این دختر دانشجو دلیل موجهی برای این کار داشته است. اما به راستی مهم ترین دلیل خودکشی دانشجویان ایرانی اعم از پسر و دختر چیست؟
راستی می دانید که سالانه چند نفر از دانشجویان دختر و پسر ایرانی خودکشی می کنند؟
بر اساس بررسی های انجام شده از سوی دفتر مشاوره وزارت علوم، "خودکشی" دومین علت اصلی مرگ در بین دانشجویان ایرانی است و طبق گفته های رئیس حراست کل وزارت علوم از هر ۲۸ مورد خودکشی دانشجویی در ایران، ۷ مورد مربوط به پسران و ۲۱ مورد دیگر مربوط به دختران است.
شاید کمی غیر قابل باور باشد اما بر اساس آمار اعلام شده از سوی نهادهای دولتی، سالانه ۴۲۰۰ دانشجوی ایرانی خودکشی می کنند.
اما چرا؟ چه می شود که قشر فرهیخته و روشنفکر جامعه بهترین راه حل را انتخاب گزینه "مرگ" می بیند؟
بر اساس نظریه های جامعه شناسانی همچون "امیل دورکیم" و "جورج زیمل"، خودکشی از عواقب و عوارض "شهرنشینی" به شمار می آید. این نظریه پردازان بر این باورند که اساس زندگی شهری بر رقابت و کشمکش است و همبستگی و همدلی به شدت در جوامع شهری کاهش پیدا می کند.
این اندیشمندان بر این باورند که بیگانگی، گوشه گیری و انزوا در فضای زندگی شهری افزایش می یابد. فارغ از این نظریات، عوامل خطر ساز و تسهیل کننده خودکشی در بین دانشجویان را می توان به صورت زیر دسته بندی نمود؛
الف) عوامل خطر ساز محیطی
همچون؛ بی کاری و مشکلات مالی، شکست در روابط عاطفی، مشکل در روابط اجتماعی و یا از دست دادن جایگاه اجتماعی، ناکامی ها و شکست های تحصیلی، تراکم بیش از اندازه دانشجویان در خوابگاه های دانشجویی، فضای فیزیکی نامناسب خوابگاه ها، برخوردهای نامناسب سرپرستان خوابگاه ها با دانشجویان، زندگی با هم اتاقی دچار بیماری های روانی- اجتماعی، نبود مراکز مشاوره و مددکاری حرفه ای و...
ب) عوامل خطرساز زیستی و روانی
از قبیل؛ اختلالات روانی به ویژه اختلالات خلقی، اضطرابی، اسکیزوفرنی و اختلالات شخصیتی خاص، آلودگی به مصرف الکل یا مواد مخدر، مشکل در سازگاری با تغییرات و رویدادها، سابقه اقدام به خودکشی، نداشتن مهارت لازم برای مدیریت استرس ها، داشتن روابط با جنس مخالف، تنهایی و دوری از خانواده و...
پ) عوامل خطرساز فرهنگی اجتماعی
همچون؛ به بن بست رسیدن در افکار و اندیشه های بنیادین اجتماعی و فلسفی (یأس فلسفی)، کمبود حمایت اجتماعی و احساس انزوا ، باورهای نادرست درباره خودکشی و...
کاملا" آشکار است که تلاش در جهت رفع این مشکلات و حل این مسائل می تواند رشد پدیده خودکشی در بین دانشجویان را متوقف کرده و کمیت آن را کاهش دهد. البته پیش از تلاش برای جلوگیری از گسترش رفتار خودکشی در بین دانشجویان باید به این سئوال پاسخ داد که آیا خودکشی قشر نخبه و فرهیخته جامعه برای مسئولان، سیاستگذاران و خانواده ها مهم است یا نه؟
طبیعی است مبارزه با پدیده نابهنجار خودکشی دانشجویی نیازمند همت و برنامه ریزی مسئولان، خانواده و خود دانشجویان است و بی توجهی به این مسئله، تبعات بسیار دردناک و غیرقابل جبرانی را برای کشور در پی خواهد داشت.
نازنــــــــــــــــــــــین بایبوردی , f1990
11
گالری عکس های گلشیفته فراهانی ،

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

عکس های گلشیفته فراهانی

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.