userinfo close

  ,

انجمن ایران زمین


iran_zaminclub

تاسیس: 23 اسفند 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: تیرداد کاویانی - معاونان
*******جشــــــــــــــن های بهمـــــــــــــــــن ماه******* دوم بهمـــن مــاه ، بهمـــن روز : جشن ادامه »
*******جشــــــــــــــن های بهمـــــــــــــــــن ماه*******

دوم بهمـــن مــاه ، بهمـــن روز :
جشن بهمنگان

پنجم بهمن ماه ، سپندارمذ روز :
نوسده ، پیرشالیار

دهم بهمــن مــــاه ، آبــــان روز :
جشن سده

چهـــاردهــــم بهمــــن مــــــاه :
طوبی شباط

پانزدهم بهمن ، دی به مهـر روز :
بهار کردی - میانه ی زمستان

بیست و دوم بهمن ماه ، باد روز :
بادروزی

بیست و چهـــارم بهمـــن مـــاه :
درندز

سی ام بهمـن ماه ، انـــارام روز :
آفریجگان


 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
5
259
90/2/9 (19:27)
1072
2941
90/12/14 (00:02)
393
1436
90/12/18 (11:07)
487
1349
91/3/2 (16:51)
731
2508
90/11/16 (20:10)
* *
335
1602
90/11/15 (23:25)
5
33
90/11/3 (12:59)
* *
249
1027
90/2/9 (20:02)
1053
3095
90/2/9 (19:21)
21
199
89/7/25 (23:11)
86
231
88/5/26 (14:31)
31
139
88/5/24 (15:46)

عنوان بحث

* * , choshal
* * - 06:50 1388/02/20

سروده های میهنی


 سروده های میهنی 

اینجا ، جایی است برای نهادن سروده هایی که برای میهن و بزرگان میهن سروده شده اند ، به هر سبک و روش و زبانی که سروده شده باشند


تنها خواهشمندم و بهتره که نخست اونها رو در تارنگارتون (وبلاگتون) در کلوب ویرایش کنید و پس از ویراست اندازه و رنگ و یا گذاشتن فرتور (عکس) وابسته به اون ، از همه ی اونها رونوشت (Copy)گرفته و به اینجا آورده و در ویرایشگر یادداشت بچسبانید (Paste) تا نمای زیباتری  داشته باشه



چو ایران نباشد تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد






  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
آتوسا دختر کوروش بزرگ , atousa_iran_parast
335

زپوچ جهان هیچ اگر دوست دارم

تورا ، ای کهن بوم و بر دوست دارم

تو را ، ای کهن پیر جاوید برنا

تو را ، ای گرانمایه ، دیرینه ایران

تو را ، ای گرامی گوهر دوست دارم

تو را ، ای کهن زاد و بوم بزرگان

بزرگ آفرین نامور دوست دارم

گمان های تو چون یقین دوست دارم

عیان های تو چون خبر دوست دارم



شیفته اریا , shifteh_arena
شیفته اریا - 23:16 1389/10/12
334
بخوان ای هم کلاسی
 این سرود سرد غربت را
 که دور از آشیان 
پاها شکست و بر زمین زد تا
بخوان ای هم کلاسی
 آخرین روز ِ همآواییست 
که مردان ِ نکوکاری نباشند و زمین خالیست
بخوان آن شعر ظلمت را
که از رشد گیاه ِ زشت
محبت مرد و بر سنگ دلِ مردان
خدا نام شما بنوشت
بخوان آن کودک غمگین و تنها را
که از جرم پدر مرده
و از داغِ دل مادر
سم از صد کهکشان خورده
بخوان ای هم کلاسی تا رها گردد
کهن مرد معلم پا به پا گردد
بخوان تا عینک ِ استاد و ناظم ها
ز گریه گریه ها از چشم جداگردد
بخوان شعری که خون دارد
دلت هرچه جنون دارد
بگو در وادی ِ مردااااان، گداااایی ضعف ِ نون دارد
بزن با ترکه و خط کش
که شاگردان تهی مغزند
بزن با نیزه ی آتِش که پاها ریسه می لغزند
بزن بر فرقِ نامردی
که مردانی بیاموزند
بزن بر حکم ِ بی دردی
که دردی را بیاموزند
بخواااان ای هم کلاسی
ساعت پایان ِ تنهاییست
که اکنون هر کدام از ما به راه دیگری جاریست
ببین ای هم کلاسی
ترکه ی انجیر و گردو را
که از ناظم نمی ترسم و خوردیم ترکه ی اورا
بخوان مغزم جنون دارد
دلم داغ از کنون دارد
بخوان خون ِ دل ِ مارا
که استادی فنون دارد......
شیفته آریا
شیفته اریا , shifteh_arena
شیفته اریا - 23:10 1389/10/12
333
در وادی ِ شقایق
گم گشته بود ، قایق
ما مردم ِ نظر بین
در جستجوی ِ قایق
دریای بیکران را
گویی نبود رحمی
بر آسمان آبی
گویی نبود رنگی
ما در خیال ِ خامی
سیل و غریق بودیم
اینک بدون ِ قایق
آه ِ دریغ بودیم
ناگاه از پس ِ ما
فریاد ِ خر برآمد
عر عر کنان و خندان
نزدیک ِ ما سرآمد
ما دستگی پی ِ او
دهکده را دویدیم
اما نشان ز قایق
رنگی به چشم ندیدیم
میرزا رضای ِ عطار
دیگر نداشت نایی
از جمعیت عقب ماند
بنشست پیشِ چاهی
عبدالحمید ِ نقاش
مارا زهم جدا کرد
یک دسته در پی ِ خر
یک دسته را صدا کرد
من قاسم ِ نگهبان
همراه ِ ممدلی خان
باشیر مرد ِ چوپان
راهی شدیم پی ِ خان
عبدالحمید می گفت:
قایق برای ِ ما جان
قایق برای ما آب
قایق برای ما نان
فریاد می زدیم ما
قایــــــــق برای ما جان
قایــــــــــق برا ما آب
قایــــــــق برای ما نان
نزدیک ِ مِلک گَل خان
خر را دوباره دیدیم
با دسته ی دگر ما
دنبال ِ خر دویدیم
او در پی ِ علف بود
ما کشف سِر ِ قایق
او مست بوی گُل بود
ما خسته از دقایق
کل تمام ِ ده را
ما ابلهان دویدیم
آخر کنار دریا
قایق به آب دیدیم
بند طویل ِ قایق
ببریده و روانه
قایق روان ِ آب و
ما گِرد ِ خر روانه....
شیفته آرِِِِِِِِِِِِیـــــــــــا
شیفته اریا , shifteh_arena
شیفته اریا - 22:54 1389/10/11
332
مادر فرزندهای بی کفن 
   میهنم ایران ِ من،ایران ِ من
می چکد بر دست هایت خون ِ  ما
 گو،کجایند مردهای آریا
تشنه بودیم کاسه هامان پر شدند
 از غم ِ خون ِ برادر ها ی من
می کِشانند خونِ ما بر خِشت خویش 
 ما همه مست از می ِ خونین ِ خویش
.
.
.
.
.......
شیفته اریا , shifteh_arena
شیفته اریا - 18:13 1389/09/21
331
اینجا ایران است

نسیم بوی
کهن سالان تمدن مرا می دهد
من گیسوانم را
شانه در باد میزنم
و باد می افشاند از لبخندم
بر گلبرگ های تشنه...

اینجا بوی خاکش
بوی پیراهن مادران مرا
می دهد...
اینجا هوایش
هوای دلدادگیست....
اینجا ایران زیبای من است
من ریشه در تو دارم....
و تار و پودم از گوشت و خون توست
ایران من
بوسه بر خاک آریاییت...
باتو در فراز و نشیب
درختها،جنگل ها، دریا ها،
کوه ها.....
نفس به نفس
و قدم به قدم... تا آخرین نفس
جانم فدای تو بلند آوازه ی مهر آفرینم...
     شیفته آریا
آتوسا دختر کوروش بزرگ , atousa_iran_parast
330

با تو هستم ای وطن ، با تو هستم ای وطن

ای خورشید جاوید من

ای صدای گرم آبشارت

ای شب مهتاب کوهستان

او چون بهاری بهار بی پاییز

ز عطر خاک تو گشته ام لبریز

به سینه ی من کلام جاویدی

به چشم من تو چون نور خورشیدی

آه ای وطن نام تو همیشه بر لبم

با مهر تو ستاره درخشد بر شبم

به دشت تشنه شکوه بارانی

سرود پاکی شعر بهارانی

غروب مارا پیام خورشیدی

طلوع بودن طلوع امیدی

تو سرود فصل سبز ما

بر لبم جاری چنان دریا

تو چون بهاری بهار بی پاییز

ز عطر خاکت گشته ام لبریز

به سینه ی من کلام جاویدی

به چشم من تو چون نور خورشیدی


تیرداد کاویانی , tirdad59
تیرداد کاویانی - 21:49 1389/09/13
329
بسیار زیبا بود ، سپاسگزارم شیفته جان


شیفته اریا , shifteh_arena
شیفته اریا - 18:11 1389/09/13
328
باز کن چشمت را
و ببین آرش را که کمان از کف او دزدیدند....
در هر خانه کسی بر دار است..... روزگار دوره ی استبداد است...
باز کن چشمت را و بیین رستم را
شده اسطوره ی یک مرز دگر
بر کتاب من و تو می نویسند کنون
       قصه ی گریه و زاری و جنون
..............
شاید این روز اگر بود فروغ....... یا اگر بود ابوالقاسم فردوسیمان
می شد از غصه یکی چون من و تو.......
هرگز از عشق نمی گفت سهراب؛
باز کن چشمت را بین که نقشی ز وطن بر جا نیست
وطن از ازل ایرانی من
خانه ی بومی نسل ما نیست.........
بوی باروت جهالت لبریز
نم نم  خون عزیزان جاری
لب خونین جگران زندانی..........
گوش آزاد دلان در بند است
چشم ایرانی من بیدار است          گرچه بر چوبه ی دار آوار است
  روزگار   دوره ی استبداد است
باز کن چشمت را ....
لیلی قصه شده زندانی
حبس مادام گرفته فرهاد
خودکشی کرده شقایق در دشت
بسکه فریاد کشید: ای ایران.........
باز کن چشمت را وطن از ازل ایرانی من....
آریا مرز همیشه بیدار  باز کن چشمت را....
سر هر کوچه کسی بر دار است.....   روزگار دوره ی استبداد است.....  
.....<< شیفته آریا>>.....
                    @};-@};-@};-
 عاطفه آریامنش , atefeh_t
عاطفه آریامنش - 12:34 1389/09/11
327

خوش آن روزگار همایون ما

خوش آن بخت پیروز و میمون ما

کجا رفت هوشنگ و کو زرتشت؟

کجا رفت جمشید فرخ سرشت؟

کجا رفت آن کاویانی درفش؟

کجا رفت آن تیغهای بنفش؟

کجا رفت آن کاوه نامدار؟

کجا شد فریدون والا تبار؟

کجا شد هخامنی کجا شد مدی؟

کجا رفت آن فره ایزدی؟

کجا رفت آن کورش دادگر؟

کجا رفت کمبوجی نامور؟

کجا رفت آن داریوش دلیر؟

کجا رفت دارای بن اردشیر؟

دلیران ایران کجا رفته اند؟

که آرایش ملک بنهفته اند

بزرگان که در زیر خاک اندراند

بیایند و بر خاک ما بگذرند

بپرسند از ایندر که ایران کجاست؟

همان مرز و بوم دلیران کجاست؟

بینند که اینجای مانده تهی

ز اورنگ و دیهیم شاهنشاهی


شادروان ملک الشعرا بهار

 

شیفته اریا , shifteh_arena
شیفته اریا - 21:44 1389/09/8
326
ما برای آنکه ایران خانه‌ی خوبان شود

رنج دوران برده ایم


ما برای آنکه ایران گوهر تابان شود


خون دلها خورده‌ایم


ما برای بوییدن بوی گل نسترن


چه سفرها کرده‌ایم


ما برای نوشیدن شورابه های کویر


چه خطرها کرده‌ایم


ما برای بوسیدن نام گلی ناشناس


چه سفرها کرده‌ایم


ما برای بوسیدن خاک سر قله‌ها


چه خطرها کرده‌ایم


ما برای خواندن این قصه عشق به خاک


رنج دوران برده‌ایم


ما برای جاودان ماندن این عشق پاک


رنج دوران برده‌ایم.


 
 
شیفته اریا , shifteh_arena
شیفته اریا - 19:47 1389/09/7
325

IranCrowd3.jpg 

 

در این خاك زر خیز ایران زمین/نبودند جز مردمی پاك دین

 

همه دینشان مردی و داد بود/وزان كشور ازاد و اباد بود

 

نگفتند حرفی كه ناید به كار/نكشتند تخمی كه ناید به بار

 

چو مهر و وفا بود كیششان/گنه بود ازار كس پیششان

 

همه بنده پاك یزدان پاك/همه دل پر از مهر این اب و خاك

 

پدر در پدر اریایی نژاد/ز پشت فریدون نیكو نهاد

 

بزرگی به مردی و فرهنگ بود/گدایی در این بوم و بر ننگ بود

 

كجا رفت ان دانش و هوش ما/كه شد مهر میهن فراموش ما

 

كه انداخت اتش در این بوستان/كز ان سوخت جان و دل دوستان

 

چه كردیم كین گونه گشتیم خوار/خرد را فكندیم زین سان ز كار

 

نبود این چنین کشور و دین ما/كجا رفت ایین دیرین ما

 

به یزدان كه این كشور اباد بود/همه جای مردان ازاد بود

 

در این كشور ازادگی ارز داشت/كشاورز خود خانه و مرز داشت

 

گرانمایه بود انكه بودی دبیر/گرامی بد انكس كه بودی دلیر

 

نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت/نه بیگانه جایی در این خانه داشت

 

اگر مایه زندگی بندگیست/دو صد بار مردن به از زندگیست

 

بیا تا بكوشیم و جنگ اوریم/برون سر از این بار ننگ اوریم

 

به یزدان كه هرگز جهان افرین/نه با بنده مهر ورزد نه كین

 

ز نیك و بدت هر چه اید به سر/ز خود بین و ز كرده خود شمر

 

از ان روز دشمن به ما چیره گشت/كه مارا روان و خرد تیره گشت

 

از ان روز این خانه ویرانه شد/كه نان اورش مرد بیگانه شد

 

چو ناكس به ده كدخدایی كند/كشاورز باید گدایی كند

 

چو دانش پژوهنده بیند زیان/كه بندد به دانش پژوهی میان

 

به یزدان كه ما گر خرد داشتیم/كجا این سرانجام بد داشتیم

 

بسوزد در اتش گرت جان و تن/به از بندگی كردن و زیستن

 

اگر مایه زندگی بندگیست/دو صد بار مردن به از زندگیست

 

بیا تا بكوشیم و جنگ اوریم/برون سر از این بار ننگ اوریم

 

بیاریم ان اب رفته به جوی/مگر زان بیابیم باز ابروی

 

شود مردمی كیش و ایین ما/نگیرد خرد خرده بر دین ما

 

ز فردوسی ام امد این گفته یاد/كه داد سخن را چو او كس نداد

 

چو ایران نباشد تن من مباد/بدین بوم و بر زنده یك تن مباد

 

سرشت من از میهن من بود/من از میهن و میهن از من بود

 عاطفه آریامنش , atefeh_t
عاطفه آریامنش - 14:26 1389/08/3
324

تیر آرش در کمانم...نام ایران بر زبانم...

قله ها در زیر پایم...کهکشانها آشیانم...

سرکشم چون کوه آتش آتشم... آتشفشانم...

چون سیاوش پاک پاکم...

همچو رستم پهلوانم... کاوه ام آزاده مردم...

تار و پود کاویانم... من زماد و از هخایم...

از ارشک ساسانیانم... مازیارم...بابکم...

من رهبر آزادگانم... جشن یلدا جشن نوروز...

هم سده هم مهرگانم...

نور خورشید نور چشمم...

آسمانها زیر پایم...

زاده پاک اهورا...

از نژاد آریایم

 عاطفه آریامنش , atefeh_t
عاطفه آریامنش - 18:51 1389/08/2
323

...

نگاه به نام ایزد جان
با یاد وطن خجسته  ایران
آن تیر گزیده در کمان کرد
قربان شرف تن و توان کرد
آمیخت همه روان پاکش،
با سختی تیر تیز پران
وان تیر همه روان و جان شد
گویی که روان آرش وتیر
پیچید بهم چو آذرخشی
توفنده و جان شکار و سوزان
بر جانب اهرمن روان شد....
آرش، به فروغ و نور ایمان،
آن روز بلند  تیرگان را، بنوشت به قلب سرخ تاریخ
با خامه‌ی عشق و جوهر جان
بنهاد یکی نشان جاوید
بر سینه‌ی افتخار انسان
یعنی که: زجان گذر توان کرد،
در آتش خشم وکین خطر کرد،
وز بازی آسمان حذر کرد
لیکن دل خود زمهر ایران
هرگز نتوان برید آسان

 عاطفه آریامنش , atefeh_t
عاطفه آریامنش - 14:47 1389/07/26
322

کهن سغد و خوارزم را، با کویرش
که شان باخت دوده ی قجر دوست دارم
عراق و خلیج تورا، چون ورازورد
که دیوار چین راست در دوست دارم
هم اران و قفقاز دیرینه مان را
چو پوری سرای پدر دوست دارم
چو دیروز افسانه، فردای رویات
بجان این یک و آن دگر دوست دارم
هم افسانه ات را، که خوشتر ز طفلان
برویاندم بال و پر دوست دارم
هم آفاق رویائیت را؛ که جاوید
در آفاق رویا سفر دوست دارم
چو رویا و افسانه، دیروز و فردات
بجای خود این هر دو سر دوست دارم
تو در اوج بودی، به معنا و صورت
من آن اوج قدر و خطر دوست دارم
دگر باره برشو به اوج معانی
که ت این تازه رنگ و صور دوست دارم
نه شرقی، نه غربی، نه تازی شدن را
برای تو، ای بوم و بر دوست دارم
جهان تا جهانست، پیروز باشی
برومند و بیدار و بهروز باشی

آتوسا دختر کوروش بزرگ , atousa_iran_parast
321

کروب ها پرداخت شد :


-------------------------------

نام : جاوید

شناسه ی کلوب : javid12

200 کروب





 


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.