| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
10
|
30
|
90/10/12 (12:07)
|
|
||
|
|
37
|
123
|
90/8/17 (16:59)
|
|
||
|
|
59
|
228
|
90/1/23 (18:19)
|
|
||
|
|
20
|
31
|
90/9/6 (18:55)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
90/8/13 (16:42)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
90/8/13 (16:37)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
90/8/13 (12:25)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/8/13 (11:41)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/8/13 (11:38)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/8/13 (11:23)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/8/13 (11:12)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
90/8/13 (11:09)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/8/13 (11:01)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
89/9/20 (20:11)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
89/8/22 (02:09)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
89/7/24 (22:50)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
89/7/17 (00:30)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
89/7/8 (01:47)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
89/7/6 (16:08)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
89/6/27 (15:22)
|
|
مقایسه آخرین رتبه های شخصیتهای اصلاحات با شخصیتهای محافظه كار در نظرسنجی سایت محبوبترین شخصیتها:
سیاست: موسوی (جنبش سبز) = 1 و احمدی نژاد (جنبش قهوه ای) = 47
ورزش: ساعی (جنبش سبز) = 3 و رضازاده (جنبش قهوه ای) = 49
موسیقی: شجریان (جنبش سبز) = 1 و افتخاری (جنبش قهوه ای) = 116
سینما: مخملباف (جنبش سبز) = 1 و ده نمكی (جنبش قهوه ای) = 48


خوشکلم میشه منبع تو بدی ماام مطلع شیم؟؟؟؟
به نظر من هیچکدام اما از نظر حفظ منافع ملی حزب حاکم(نه محافظه کاران) بهتره البته اقای خاتمی هم خیلی عالی بود
مقایسه آخرین رتبه های شخصیتهای اصلاحات با شخصیتهای محافظه كار در نظرسنجی سایت محبوبترین شخصیتها:
سیاست: موسوی (جنبش سبز) = 1 و احمدی نژاد (جنبش قهوه ای) = 47
ورزش: ساعی (جنبش سبز) = 3 و رضازاده (جنبش قهوه ای) = 49
موسیقی: شجریان (جنبش سبز) = 1 و افتخاری (جنبش قهوه ای) = 116
سینما: مخملباف (جنبش سبز) = 1 و ده نمكی (جنبش قهوه ای) = 48


یاشاسین اوغوز یوردو آذربایجان
زنده باد میهن همیشه آزادمان ایران
با سلام به عزیزان هموطن
نظر شخصی بنده از سوال اقا البرز هیچکدام است !
بسیاری در بعد های مختلف زمانی سعی در ایجاد نفاق و تفرقه از طرق مختلف بر مردم ایران زمین کرده اند ...
به جز در چند مورد هیچگاه موفق نشده اند که به قول بابک خرمدین خدای پاکی ها نگهدار این ملت و مرز و بوم در تمامی تاریخ است.
در یک طایفه ی نه چندان بزرگ(جمهوری اسلامی) جنگ و دعوای خانوادگی پیش امده است که حل ان مستلزم دادن هزینه های برای هر سه طرف می باشد !
بله هر سه طرف به خاطر اینکه به نظر بنده در این گیر و واگیر سه گروه با هم درگیرند نه دو گروه اصلاح طلب و اصولگرا...
ببینید اقای احمدی نژاد نیامده است تا راه انقلاب را پیش گیرد یا به قول خود ایشان کج روندگان انقلاب را به راه راست هدایت کند !
ضمنا نیامده است تا برای امام زمان سرباز جمع کند ... حتی برای نابودی اسرائیل وامریکا هم نیامده است !
از تحلیل های عمیق برامده میتوان فهمید ایشان حتی با رهبری که نماد انقلاب هست هم زیاد در یک مسیر حرکت نمیکند...
بسیاری از برنامه های ایشان در دور اول مسکوت ماند تا برای ریاست در دور دوم نیز موفقیت کسب کند تا بتواند برای برنامه های اصلی خویش که زمینه را از قبل حاضر کرده است برنامه ریزی کند
به نظر شخص بنده اقای احمدی نژاد و اطرافیان ایشان(نه حامیان ایشان) برای هدفی بس بزرگتر نقشه چینی میکنند.
در این میان بسیاری از کارها که مطابق میل رهبر بود را انجام داده اند تا سرمایه پشتیبانی رهبر را با خود داشته باشند
اقای احمدی نژاد جز گروه سومی هستند که در دور دوم حتی از رهبری نیز فاصله میگیرند !
چه بسا یکی از برنامه های ایشان نیز تغییر ماهیت رهبری به چیزهای قویتری مثل خلیفه گری باشد که راه را برای پیش برد اهداف بلند مدت خویش حتی بعد از پایان ریاستش باز میکند .
فعلا به این بسنده کنیم که اکنون ایران عزیز دچار بحران شدیدی شده است که نیاز به ترمیم سریع برای سقوط نکردن دارد . که شاید در فردای دیر از این اب گل الود بعضی ها موفق به گرفتن ماهی شوند
از دید ملی هیچکدام
اما به نظر من زمان زمانی هست که می توان با انتخاب افراد عملگرا شرایط را در جهت مثبت تغییر داد
این بحث رای دادن خوب مسئله ای جدی است بله خوب با توجه به شرایطی که پیش امد اساسا به نظر من انتخاب گزینه مناسب سخت است.اصلا گزینه مناسبی به نظر من وجود ندارد.تحریم هم کاری شاید پیش نبرددر هر حال در جامعه ما افرادی هستند که به دلایل گوناگون از جمله اقتصادی و سیاسی و اینکه اوضاع بدتر نشود می روند و رای می دهند البته همیشه یک جمعیتی 20 میلیونی بوده اند که تحریمی هستند ولی خوب این در همه جای دنیا صادق است که برخی پای صندوق رای نمی روند و طبیعتا جامعه جهانی ان را به شکل اعتراض جامعه ایران تلقی نمی کند..شما در نظر بگیرید انتخابات شوراهای دوره دوم را که ازاد ترین انتخابات بود و حتی شورای نگهبان در ان رهبران ملی مذهبی را تائید صلاحیت کرد متاسفانه اپوزوسیون در یک حرکت بچه گانه اعلام تحریم کرد و دیدیم در انتخاباتی که 45 میلیون واجد شرایط رای دادن تنها 20 میلیون شرکت کردند و نتیجه ان این شد که این دارو دسته اقای چمران با نام ابادگران پیروز انتخابات شد و از شورای شهر تهرانی که 150 هزار نفر رای پشتش بود این دار و دسته اقای احمدی نزاد بالا امد و اینها از همان انتخابات دستشان امد چطوری انتخابات را مدیریت کنند و متاسفانه بی عرضگی این اقایان اصلاح طلب جایی رسید که اینها حتی در انتخابات دست هم می بردند و اینها همینطور عین قارچ سمی دارند رشد می کنند.البته گزینه هایی دیگر هم هستند مثل اقای عبدالله نوری یا اقای قالیباف ولی خوب من فکر نمی کنم حاکمیت به هیچ کدام اینها رضایت بدهد اقای نوری که تکلیفش مشخص است اقای قالیباف هم که خوب قبلا گفته بود من رضا خان اسلامی هستم و همین حرف بهای زیادی برای او تا امروز داشته است.هر چند اینها هم جزیی از این سیستم هستند.البته اقای قالیباف باز هم امیدی در موردش وجود دارد.به هر حال زمان به سرعت می گذرد و ما فرصتها را داریم از دست می دهیم.اقای اوباما پیام نوروزی اش را داد و خود را اماده مذاکره معرفی کرد ولی خوب من فکر نمی کنم اینطرف فعلا حاضر به مذاکره باشد و اصولگرایان تندرو انقدر فضا را تیره می کنند که اصلا مسئله مذاکره منتفی شود اگر هم بخواهد مذاکره ای صورت گیرد اصولا اینها یک خرایکاری مثل دفعات قبل راه می اندازند تات بحث مذاکره منتفی شود.اقای میر حسین هم فکر نمی کنم اصلا توی این حال و هوای مذاکره باشند ایشان گویا هنوز در ان فضای دهه 60 سیر می کنند و هنوز ان شعارهای مبارزه با استکبار جهانی و صدور انقلاب در ذهنشان استدر واقع فرقی ایشان با اقای احمدی نزاد ندارند و حتی می توان گفت اقای موسوی نسخه اورجینال احمدی نزاد است..تنها کسیکه به نظر من می تواند این گره مذاکره با امریکارا باز کند هاشمی رفسنجانی است که او هم بعید است پا به صحنه انتخابات بگذارد مگر انکه کارگزاران و مشارکت و سازمان مجاهدین و مجمع روحانیون از او خواهش کنند چون اینها تمایلی به میر حسین ندارند.تازه باز هم معلوم نیست که دار و دسته احمدی نزاد چه بلایی سرش بیاورند این بار مسئله تشتت ارا را هم باید در نظر گرفت و اینکه حتی ممکن است این بار کاری کنند که دو نامزد اصولگرا به دور دوم بروند.
ولی خوب راه دیگری هم می تواند وجود داشته باشد اینکه نامزدی که دارای وجه ملی تری است انتخاب شود مثلا اقای امیر انتظام یا همین عبدالله نوری طبیعتا شورای نگهبان انها را رد صلاحیت خواهد کرد ولی خوب ایرادی ندارد مردم ایران یکصدا بروند به همان نامزد رای دهند.بله ممکن است اینها به روی خود نیاورند چنین مسئله ای را ولی چنین حرکتی انها را به وحشت می اندازد این مسئله به نظر من باعث ایجاد شور در جامعه و بیرون امدن از این فضای یخی است و می تواند باعث اتحاد ملی در جامعه ما شود.البته این نیاز به این دارد که این اقایان اصلاح طلب یک مقدار جرات پیدا کنند و دست از این بزدلی بر دارند اصلا همینکه چنین نامزی به جامعه معرفی شود خود موجی را در جامعه به وجود می اورد و رد صلاحیت او می تواند خیلی هزینه برای اصولگرایان داشته باشد.
من این اقای شهرام همایون را زیاد قبول ندارم ولی خوب همینکه یک شعاری انتخاب شده به نام ما هستیم و این را می توان در جاهای مختلف دید که بر روی دیوارها نوشته شده است خود حرکت جالبی است شاید بتوان گفت این اولین حرکت پلاکارد دار مردم ایران است خوب این خود نشان می دهد که می توان به حرکتهایی شبیه این امید داشت و مردم ایران به نوعی اماده بسیج شدن در چنین حرکتهایی را دارند.این جنبش را می توان به شکل های دیگر در انتخابات نشان داد.ولی خوب این نیاز به یک برنامه ریزی کلی دارد همینکه کسی در انتخابات وجود ندارد که بتواند به عنوان نماد ملی انتخاب شود خود می تواند زمینه ساز چنین حرکتی باشد.
شرایط سختی است این سیاست چماق و هویج اقای اوباما خیلی خطر ناک تر از سیاستهای ابلهانه بوش است چون اقای اوباما بر عکس بوش روی حرفها و سیاستهای خود خوب فکر می کند و می داند چه کار کند.انها تقریبا مدلی که برای روسیه پیاده کردند را برای ما در نظر گرفته اند و حتی بدتر از ان امثال اقای احمدی نزاد نمی توانند حریف چنین فرد باهوشی شوند.برای اینکه به ان سرنوشت روسیه مبتلا نشویم نیاز به شخصی داریم که بتواند نماد ملی ما باشد.کسیکه در عین حال سیاستمدار ورزیده ای باشد.
عبدالله نوری... سید محمد باقر قالیباف....اکبر هاشمی رفسنجانی..... عباس امیر انتظام .............
در مورد دریای مازندران من قبلا هم توضیح دادم که به هر حال اقای متکی و چندین مشاور رییس جمهور چندین بار اعلام کردند که قرار داد 1941 اعتباری ندارد و حتی اقای متکی ادعای حق 11.4 درصدی کرد.من هم می دانم که دیگر نمیشود حق 50 درصدی را مطالبه کرد ولی ایا حق ما از دریای خزر 11.4 درصد است یا حتی 17 درصد.روسیه هم مثل ما مالکیت 50 درصدی داشت ولی با این حال 35 درصد از حق خود را حفظ کرده است در حالیکه این انها هستند که تجزیه شدند نه ما و انها باید سهم بیشتری به کشورهای تجزیه شده بدند.حالا ما نمی گوییم که ان سهم 50 د رصدی مطالبه شود ولی به هر حال ما لااقل می توانیم مطالبه 30 درصدی از حق خود در دریای خزر داشته باشیم.یا قرار داد 1941 می تواند مدرکی برای اثبات حق بیشتر ما نسبت به سایرین در دریای خزر باشد.در هر حال من کار ندارم ولی خوب صدای امریکا به دلیل برد وسیعش تاثیر بسیار زیادی روی این مسئله گذاشت و باعث شد برخی از ملیون در این زمینه فعال شوند و اگر در این مورد بحث نمیشد معلوم نبود که چه مسئله ای پیش می امد.رزیم هایی اینچنینی که منافع ایدئولوزیک خود را بر منافع ملی ترجیح می دهند و حفظ نظام را اوجب واجبات می دانند بعید نیست که برای حفظ خود دست به حراج قطعه ای از خاک میهن بزنند.در هر حال همه افرادی که به صدای امریکا می روند جاسوس سیا نیستند که بخواهیم با بدبینی نسبت به اظهار نظر های انها نگاه کنیم افراد ملی هم انجا هستند.
اتفاقا سیاست شاه در حمایت از کردهای عراق سیاست خوبی بود ولی اشتباه شاه این بود که پس از قرار داد الجزایر پشت کردها را خالی کرد و صدام با خیال راحت به قلع و قمع کردها پرداخت پس از انکه کردها ضعیف شدند و در واقع اهرم ایران در عراق از کار افتاد صدام امد و قرار داد الجزایر را پاره کرد و زیر همه تعهدات خود زد و جنگ را اغاز کرد.در حالیکه اگر کردها در عراق بودند شاید هیچ گاه صدام چنین جراتی پیدا نمی کرد.در واقع قرار داد الجزایر یک تله بود.الان هم منافع ما در دفاع از کردهای عراق است و باید سعی در گسترش وابمان با انها باشیم نه گروههای تندروی اسلامی.این حتی در مورد کردهای ترکیه هم می تواند در مواردی صدق کند چون به هر حال کردها جزیی از دایره تمدن ایرانی هستند.چسبیدن به گروههای اسلام گرای تندوری اسلامی نسبتی با منافع ملی ما جز هدر دادن بودجه عمومی کشور ندارد.
در مورد بحرین دیگر باید قبول کنیم که این کشور سالیان سال بود که از ایران جدا شده بودید و دارای هویتی عربی شده بود و باز گرداندن ان غیر ممکن شده بود.
اگر شما به خوبی تحولات 3 دهه گذشته بنگرید می بینید که گروههای تندروی اسلامی و حکومتهای دیکتاتور و غیر پاسخگو به جامعه جهانی همیشه بهانه خوبی برای قدرتهای غربی برای لشگر کشی به خاورمیانه بوده اند و در واقع این حکومتها و گروهها نقش مهمی در بازگرداندن استعمار نوین به منطقه داشته اند و بیخود نیست که برخی گروههای اسلامی را در واقع شاخه ای از فراماسونیسم و در واقع دست پرورده خود کشورهای غربی می دانند.در حالیکه در زمان شاه مسئله حضور نیروهای غربی در منطقه کم کم توجیه خود را از دست داده بود.
بله اینکه روسیه هیچ گاه انرزی اتمی را به ما نداد و ما با کمک عبدالغدیر خان به چنین مسئله ای دست یافتیم کاملا صحیح است ولی خوب نیروگاه بوشهر را متخصصین روسی در حال ساختش هستند و چند سال است که ما را حسابی سر کار گذاشته اند و تا توانسته اند جیبمان را خالی کرده اند.روسیه هیچ گاه دوست ما نبوده ولی خوب کاش مسئولین ما هم به این مسئله واقف بودند.
در مورد اصلاح رزیم و اینکه تکنوکراتها می توانند چنین رزیمی را اصلاح کنند هم کاملا با شما واقفم ولی کدام تکنو کرات؟؟اقای کرباسچی یادتان هست که چه بلایی سرش اوردند.کارگزاران به عنوان اولین نسل از تکنوکراتهای بعد از انقلاب الان کجا هستند.همین اقای احمدی نزاد همینکه امد روی کارامد تمام مدیرانی که به هر حال در این سالها تجربیاتی را کسب کرده بودند و برخی مدیران قابلی بودند را بدون هیچ دلیلی فقط از روی احساسات و انقلابی عمل کردن و از روی بغض و کینه و مسائل جناحی بسیاری از تکنوکراتهای ورزیده را بر کنار کرد.شما حتی نگاه کنید اینها برای اینکه مبادا اقای قالیباف برایشان رقیبی جدی در انتخابات شوند او را هم می زنند که مبادا همانطور که شهرداری نردبانی برای اقای احمدی نزاد برای ورود به ساختمان ریاست جمهوری شوند همین مسئله هم برای اقای قالیباف صدق کند.در چنین سیستمی که نظامیها به راحتی در سیاست دخالت می کنند و سایه تکنوکراتها را با تیر می زنند چگونه می توان به اصلاحش امید داشت؟؟سیستمی که خصوصی سازی را بر نمی تابد و نهادهای نظامی دارای قدرت اقتصادی هستند و حاضر به قدرت گرفتن دیگر نهادهای خصوصی نیستند چگونه می تواند مدیران تکنو کرات را در خود رشد دهد.اصلا بر فرض که تکنوکراتها هم توانستند رشد کنند با شورای نگهبان چه کار کنیم؟؟با نهادهای غیر پاسحگویی چون قوه قضاییه سپاه بنیاد مستضعفان و.... چه کار کنیم؟/شورای نگهبانی که اجازه کاندید شدن به افراد شایسته را نمی دهد چه کار کنیم؟مجلس و دولتی که عملا هیچ کاره هستند را چه کار با انها می توان کرد؟/
اقتصاد مسئله مهمی برای ما ایرانیها بوده است.در ابتدای دهه 50 ما شاهد رشد قینمت نفت بودیم دولت در ان زمان با تزریق مستقیم پول به بازار در واقع باعث رشد بخشی از طبقات متوسط در جامعه شد ولی در عین حال به تدریج تورم نیز افزایش یافت نتیجه چنین سیاستی وقوع انقلاب 57 بود.چنین رویه ای دقیقا در چهار سال گذشته تکرار شده است و حالا ما با بحرانی اقتصادی روبروییم.بحرانی که زمینه خارجی هم دارد و تازه دارد امواجش به ما می رسد.اقتصاد همیشه عامل مهمی در توازن قدرت ما در منطقه داشته است ولی حالا کشورهای همسایه ما دارای رشد اقتصادی بالایی هستند و این در حالی است که ما....... چین ترکیه امارات....... این از قدرت ما در منطقه می کاهد
یک مسئله دیگر یکه من لازم می دانم در اینجا توضیح دهم در مورد همین مسئله ابر قدرت شدن ماست.ببینید باید در این مورد مسائل واقع بین باشیم اینکه حالا فلان سیاستمدار خارجی امد و از ما تعریف کرد . گفت که ایران ابر قدرت است ما را نباید به اشتباه بیاندازد.برخی از این اظهار نظر ها برای ان است که باد به قب قب ما بینادازند تا ما متوجه ایرادات خود نباشیم.همین کار را هم در جنگ سرد با روسیه می کردند تا باتلاخره ان بلا را سرش اوردند.این مسئله ابر قدرتی ما مثل همین فوتبالمان می ماند اینکه همیشه می گوییم فوتبال ما فراتر از اسیاست ولی می رویم از یک تیم درجه دوی اسیایی مثل بحرین و کویت می بازیم.می گوییم فراتر از اسیا هستیم ولی هنوز اولین امکانات فوتبال روز دنیا را نداریم و بیش از 30 سال است که هنوز در این کشوری ورزشگاهی مجهز ساخته نشده است.یا بسیاری از تیم های باشگاهیمان از داشتن یک زمین معمولی تمرین محروم هستند.این مسئله در دیگر امورمان صدق می کند از جمله سیاست خارجیمان و اینکه گاهی اوقات خیلی رویایی فکر می کنیم و دچار غرور می شویم و خود را قدرتی جهانی می پنداریم در حالیکه کشور کهایی چون بحرین و امارات می ایند و به ما زور می گویند و ما هیچ ابزار دیپلماتیک قوی برای مقابله با انها نداریم.یا حتی کشورهایی چون افغانستان و عراق ادعاهای مرزی می کنند و ما..... ان وقت ما با این همه مشکلات حل نشده می خواهیم خودمان را با امریکا درباندازیم و حق فلان کشور را بگیریم.(حالا اگر این در افتادن با امریکا برای پس گرفتن ان طلبمان از امریکا بود یک چیزی)
باید واقع بین بود من نمی گویم ما کشوری ضعیف هستیم ولی ان ابر قدرتی که دیگران یا خودمان تصویر می کنیم هم نیستیم.کشوری هستیم با شرایط بالقوه و استعداد ابر قدرتی را داریم ولی نه با چنین سیستمی و نه با احمدی نزادهاو نه با گروهکهای اسلامی چون حماس.اینها بدتر امکانات و فرصت های ما را هدر می دهند.
با سلام
به همه اعضاء گل کلوب
تعطیلات نوزیتان را در شهرستان طارم سپری کنید.پشیمون نمیشید.
برای تصمیم گرفتن از چند عکس و مطلب دیدن فرمائید.