| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
0
|
87/5/1 (22:56)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
87/4/31 (23:26)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
87/4/30 (21:01)
|
|
||
|
|
14
|
59
|
87/4/28 (19:44)
|
|
||
|
|
8
|
28
|
87/4/27 (23:19)
|
|
||
|
|
4
|
29
|
87/4/27 (12:25)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
87/4/23 (23:07)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
87/4/23 (23:07)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
87/4/23 (23:06)
|
|
||
|
|
5
|
52
|
87/4/22 (20:50)
|
|
عنوان بحث نا مه ای به سید خندان 12 اردیبهشت 87 - 16:39 | |
نامه ای به یك سید خندان سلام ، حالت خوبه ؟ اوضاع . احوال چطوره ؟ (اوضاع احوال خودتو می گم نه ایرانو) خوش میگذره ؟... ما هم بد نیستیم (خوب هم نیستیم ) اعصابمون كه مثل نمودار sin ولی اشكال نداره. می دونیم كه پشت تمام این فراز و نشیب ها ثباتی هست كه تمام مردم كشورمون دنبالش هستند. از مدتها پیش به این فكر می كردم كه اصلاحات نباید به تو وابسته باشه چون تو كه همیشه نیستی و جنبش ما باید استوار بمونه ، یا به قول خودت دنبال قهرمان نباشیم . داشتم به این قضایا فكر میكردم و گزینه های پیش رو برای انتخابات دهم رو بر انداز میكردم كه انتخبات مجلس هشتم رسید و كلیه تصوراتم و بهم زد . اون كه از اولش قربونشون برم كه همه رو زدند و ریختند .اون كه از دومش كه كه یكسری رو آوردند اون كه از سومش كه بچه های برای انتخابات خودكشی كردند و اون كه از چهارمش كه با ما چه كردند ؟ و این از تو كه جدیدا یه چیزهایی گفتی ؟ كه مغزم جواب كرد . مگه سید با این سنت حق بیمه نمی دادی كه تازه می خوای باز نشسته بشی .بابا حقوق باز نشستگی چیز دندون بگیری هم نیستا 183 هزار تومانه. اوخ راستی این سیاسیشو از كجا آوردی . وای جون سید شوخی میكنی . می خوای ما رو بذاری و بری. سید با ما از این شوخی ها نكن ما قلبمون ضعیفه. سید این دیگه چیه بازنشستگی سیاسی اونم تو این شرایط ایرانمونو دارند ........مردم از گرونی ......سید تو رو خدا شوخی نكن. سید بچه ها سرمای 86 بخاطر بهار 88 تحمل كردند . سید می دونی با دل این بچه ها می خوای چیكار كنی ؟ سید آخه كی می تونه جلوی اقتدار شونو بگیره كی می تونه دستهای كثیف متخلفشونو از كار بندازه . سید با اومدنت امید به زندگی برمیگرده . ایرانمون ایران میشه و سید تو رو خدا با ما شوخی نكن. از خرداد 76 اسیرت بودم باسن كمم (8 سالم بود كلاس دوم دبستان ) عكست یه بار نجاتم داد. مشقام و یك در میون نوشتم عكست لای دفترم بود . تا آقای معلم اومد مشق و تحویل بگیره عكستو دید خندید و دفترم و امضا كرد .(اون موقع به بزرگیت پی بردم ) . تو خرداد 80 خندان شده بودی چه اشكهایی كه همرا اشكهات نریختم . سید جواب اون گریه ها رو كی میده ؟ سید تو رو خدا شوخی نكن. سید با اومدنت تفرقه بین بچه ها كنار می ره، همه دوباره دست به دست هم میدن و برای اومدنت جاده ها رو گلبارون میكنن صدای یار دبستانی تو میدون آزادی طنین انداز میشه. سید خودت گفتی باید نقشه هاشونو بهم زد . خوب می دونی چه نقشه هایی برامون دارن با اومدنت بهمشون بزن اصلا نقشه هاشونو پاره كن. سید بهت قول میدم اینبار با 10 تن دینامیت پشتتم هرجا برات سد ساختن می تركونمش و از كوه ها برات تونل میزنم كه زودتر برسی . سید قضیه داره جدی میشه شوخی رو بذار كنار وضعیت خطریه .قلبامون ضعیفه اعصابمون بهم ریخته دستهامون خالیه و چشمهامون منتظر . سید می خوام ازت یه قولی بگیرم سالگرد تحول عظیمت نزدیكه ازت می خوام دوم خرداد اعلام كنی كه میای تا چشمهای منتظر و دستهای خالی اعصابهای بهم ریخته همه با هم دیگه تو جشن اومدنت آستین بالا بزنند و سرو سامانی به این آب و خاك بدن . چون كه می خوای تو بیای همراه خنده های قشنگت . (اگر اینارو به سنگ بگم آب میشه . پس بیا ) سید همیشه كه نمی شه تو شوخی كنی طاقت شوخی مار رو هم داشته باش . و آخرین جمله این كه : معنای زنده بودن من با تو بودن است سید خندانم. منتظرت هستم. محسن بیگلربیگی | |
پاسخ ها






