userinfo close

  ,

ایران وطنم خوی زادگاهم


iran_khoy

تاسیس: 10 شهریور 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دومان وطن اوغلو - معاونان
از مرگ نمی هراسیم.پس در راه وطنمان ایران و آذربایجان و زبانمان تورکی و دیار مادری و شهر عزیزمان خوی ادامه »
از مرگ نمی هراسیم.پس در راه وطنمان ایران و آذربایجان و زبانمان تورکی و دیار مادری و شهر عزیزمان خوی و جان نیز فدا میکنیم...

تورکون قولو بویکولمه ز/تورکون بئلی اگیلمه ز/بیر گوکه قالخان بایراق بیر داها یئره یئنمه ز...
Yaşasin Türk Yürdüo Azərbaycan
Yaşasin Xöy

مهم*بخش توضیحات کلوب{ویرایش جدید این بخش} را حتما مطالعه فرمایید.*مهم

1- به زودی تغییرات اساسی در روند آزادی بیان و عدم نبود قانون در این کلوب{همانند دیگر کلوبها} و قانون هایی محکمه پسند برای کلوب واعضای جدید و قدیم آن تدارک دیده خواهد شد.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
134
1114
88/4/14 (22:50)
11
33
90/7/6 (21:48)
2
44
90/7/5 (19:33)
1
31
90/6/27 (07:57)
1
18
90/6/27 (07:56)
0
27
89/2/28 (00:05)
1
29
89/2/6 (20:27)
10
85
88/10/5 (12:36)
0
22
88/6/28 (10:16)
0
13
88/6/28 (10:13)
3
64
88/6/12 (13:49)
0
32
88/6/2 (00:04)
52
233
88/5/19 (16:59)
4
48
88/4/30 (23:21)
2
17
88/4/8 (16:58)
1
15
88/4/8 (13:37)
29
141
88/3/23 (17:46)
0
27
88/3/20 (14:33)
34
142
88/3/17 (22:20)
5
60
88/3/10 (14:38)

عنوان بحث

کاوه کیانی , ger
کاوه کیانی - 05:12 1385/08/15

حرکت ازاذی بخش ایران شمالی

حركت آزادی بخش ایران شمالی در گذر تاریخ

 

 

* مرکز مطالعات حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

 

اگر چه اكنون بیش از هشتاد سال از انقراض نظام پادشاهی تركان قاجار در ایران و قریب دویست سال از انعقاد قراردادهای «گلستان و تركمن‏چای» می‏گذرد، اما هنوز هم ملت ایران ـ به ویژه آذربایجانی‏ها ـ تاوان امضای این قراردادهای ننگین را پس می‏دهند. ستمی كه دولت قاجار و تجاوزگران تزار در حق ملت ایران و بخصوص آذربایجانی‏ها روا داشتند، از چنان عمق و وسعتی برخوردار است كه گمان نمی‏رود گذشت زمان زخمهای ناشی از این ستم تاریخی را التیام بخشد.

با امضای عهدنامه‏های گلستان وتركمن چای، نه تنها بخش‏های عظیمی از خاك ایران به روسیه منضم شد، بلكه حتی طبق عهدنامة تركمن‏چای، میلیونها سكه زر ناب به عنوان غرامت جنگی از دسترنج مردم آذربایجان ایران به روسها پرداخت شد. در سرزمین‏های جدا شده از خاك ایران نیز ستمهای دهشت باری در حق مسلمانان توسط روسها اعمال شد. سركوب شدید مردم و گسترش فرهنگ مسیحیت در دوران تزارها و گرفتاری مردم آن سامان  به ویژه ساكنان ایران شمالی پس از وقوع انقلاب كمونیستی در روسیه (1917 میلادی) و در دوران جنگ آلمان ـ شوروی (جنگ جهانی دوم) را باید از تبعات امضای قراردادهای ننگین گلستان و تركمن چای دانست...

اگر این قراردادها امضا نمی‏شد بی‏گمان مسلمانان قفقاز و شیعیان ایران شمالی طی سالهای 1316 و 1317 شمسی(1937 و 1938) دچار جنایت‏های خونین استالین و میر جعفر باقراوف‏ها نمی‏شدند. طی سالهای یاد شده، استالین دهها هزار تن از مسلمانان ساكن در اراضی قفقازی ایران را به اتهامات مختلف به شهادت رسانده و صدها هزار تن از آنان را روانة سیبری كرد. اگر این قراردادها امضا نمی‏شد، مسلمانان قفقاز هفتاد سال در حصار دیوارهای آهنین نمی‏ماندند. اگر این قراردادها امضا نمی‏شد، امروز دشمنان سعادت بشریت و مسلمانان بویژه صهیونیست‏ها و سران آمریكا نمی‏توانستند سرزمین‏های قفقاز و ایران شمالی را به پایگاه نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود تبدیل كنند...

استمرار حاكمیت رژیم‏های خودكامة‌ قاجار و پهلوی در ایران طی دویست سال و بی‏كفایتی و ماهیت استبدادی این رژیمها از یك طرف، و از سوی دیگر طرحهای گستردة‌ رژیمهای تزاری و كمونیستی روسیه و شوروی مبنی بر تضعیف و محو فرهنگ اسلامی، و تولید و گسترش احساسات و اندیشه‏های ضد ایرانی در قفقاز باعث شد كه میان ایران و مسلمانان مناطق جدا شده از ایران در آن سوی ارس، روز به روز فاصلة فرهنگی و معنوی ایجاد و بیشتر شود. اگر چه در بروز فاصله و تفاوت‏های فرهنگی میان ایران و مسلمانان جدا شده از خاك ایران، حاكمان مسكو (چه در دوران تزارها و چه در دوران كمونیست‏ها) نقش اصلی را برعهده داشتند، اما دولت‏های ایران (چه در دوران قاجار و چه در دوران پهلوی) نیز با سكوت و انفعال خود و نداشتن سیاست فعال در مقابل روس‏ها و بی‏تفاوتی دربارة سرنوشت مسلمانان قفقاز و بخصوص آذری‏های آنسوی ارس به اجرای سیاست روسها كمك كردند. در حقیقت سیاست حكومت ایران در دوران قاجار و پهلوی‏ها دربارة سرنوشت مسلمانان قفقاز، سیاستی بود كه آن را می‏توان مكمل سیاست روسها دانست. اگر رژیمهای ایران در دوران قاجار و پهلوی سیاست فعال (سیاست فعال فرهنگی و سیاسی) دربارة مناطق جدا شده از ایران را در پیش می‏گرفتند و با عوامل تضعیف كنندة‌ پیوندهای تاریخی، فرهنگی و معنوی ایران و قفقاز مقابله می‏كردند، هنگام فروپاشی شوروی تاریخ منطقه به شكل دیگری رقم می‏خورد. و به احتمال قوی، ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) دوباره به ایران ملحق می‏شد.

البته باید به این نكتة مهم توجه داشت كه روسها بویژه در دوران كمونیست‏ها ـ سیاست تهاجمی فعالی در رابطه با مبحث قراردادهای گلستان و تركمن چای اتخاذ كرده بودند، این سیاست نقش مهمی در اتخاذ سیاست انفعال و سكوت دولتهای ایرانی در قبال سرنوشت مسلمانان قفقاز (ایران شمالی) داشت. سیاست تهاجمی فعال روس‏ها، این بود كه با شیوه‏های تبلیغاتی، سیاسی، فرهنگی، اطلاعاتی و حتی نظامی و تجاوزكارانه (اشغال مناطق شمالی و آذربایجان ایران در سال 1320 شمسی و پدید آوردن غائله فرقة دمكرات در تبریز و فتنة‌ جمهوری كردستان در مهاباد در سال 1324) اجرای طرح تجزیة‌ ایران و جدایی منطقة‌ آذربایجان كشورمان را پیگیری می‏كردند. یعنی علاوه بر آنكه مناطقی را كه طی قراردادهای گلستان و تركمن چای از ایران جدا شده بود، به خاك خود منضم كرده و تحت اشغال داشتند، باز هم سیاست تجزیة‌ بخشهایی دیگر از خاك ایران ـ به ویژه آذربایجان ـ را پیگیری می‏كردند، و در اندیشة تجزیة آذربایجان و الحاق آن به خاك روسیه بودند. روسها این سیاست توسعه طلبانه و به شدت ضد ایرانی را در قالب تئوری تشكیل «آذربایجان واحد!» پیگیری می‏كردند، این سیاست تهاجمی و فعال روسها بخصوص در دوران كمونیست‏ها ـ موجب آن بود كه مسؤولان رژیم‏های وقت ایران نه تنها مناطق جدا شده طی قراردادهای گلستان و تركمن چای را از یاد ببرند، بلكه تنها در اندیشة آن باشند كه بتوانند از تجزیة مجدد كشور جلوگیری كنند.

تبلیغ تئوری «پان آذریسم » از سوی روسها و سرمایه‏گذاریهای سیاسی، فرهنگی، مالی و حتی نظامی در این باره بی‏سبب نبود، آنها با اجرای این طرح اهداف داخلی و خارجی متعددی را دنبال می‏كردند كه عبارت بودند از:

1ـ جایگزین كردن احساسات ضد ایرانی به جای احساسات ضد روسی در بین ساكنان ایران شمالی و مسلمانان قفقاز.

كمونیست‏ها (روسها و كارگزاران آنها در جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی) به شیوه‏های مختلف از جمله جعل و تحریف تاریخ، این فكر ساختگی را تبلیغ می‏كردند كه طی قراردادهای گلستان و تركمن چای «آذربایجان!» بین تزارها و فارس‏ها تقسیم شد و برای بهره‏گیری و برخورداری آذریهای ایران از مزایای زندگی كمونیستی و اشتراكی، بایستی آذربایجان ایران به شوروی ملحق شود!

این در حالی بود كه طرف ایرانی امضا كنندة‌ قراردادهای گلستان و تركمن چای رژیم پادشاهی تركان قاجار بود نه فارس‏ها كه قومی همانند سایر اقوام ایرانی هستند.

اما در ایران شمالی (ارّان / جمهوری آذربایجان) برای تولید و ترویج و تعمیق احساسات ضد ایرانی به راحتی تاریخ را تحریف كرده و این تحریف‏ها و دروغها را با تبلیغات وسیع و مستمر به عنوان واقعیت‏های تاریخی به جامعه القا كرده‏اند. امروز علیرغم اینكه شوروی از هم پاشیده و دیوارهای آهنین فروریخته است، اما به دلیل تداوم تسلط و حاكمیت خاندان غربگرای علی اف‏ها، دیوارهای فكری كه روسها میان مردم ایران شمالی با ایران ایجاد كرده بودند، هنوز فرو نریخته است. با فروپاشی شوروی و گشایش مرزها، هنگامی كه احساس می‏شد این دیوارهای فرهنگی در حال ریزش است، دولتهایی كه ریزش این دیوارها را به ضرر خود می‏دیدند، نه تنها مانع ریزش دیوار شدند، بلكه خشت خشت بر ضخامت و ارتفاع آن افزودند...

2ـ ایجاد تغییرات فرهنگی درسرزمین‏های اشغال شدة ایران به سود فرهنگ روس و بر ضد فرهنگ اسلامی و ایرانی، مانند مبارزه با زبان فارسی و عربی، نابودی مدارس دینی و پیشگیری شدید از ترویج معارف اسلامی و تربیت دین شناسان، تغییر الفبا و بیگانه كردن نسل جدید مسلمانان قفقاز از تاریخ و پیشینة فرهنگی و دینی و هویت ایرانی خود.

3ـ ایجاد گسست فرهنگی میان ایران و قفقاز، و بخصوص میان ایران و آذربایجانی‏های جدا مانده از ایران (مردم ایران شمالی) كه علی‏رغم جدایی جغرافیایی، از لحاظ مذهب، زبان، فرهنگ و پیشینة ادبی و تاریخی جزئی از ملت ایران محسوب می‏شوند و شاعران بزرگی مانند نظامی گنجوی و خاقانی شیروانی از میان آنها برخاسته است. (تأسف اینكه در سایة تغییر الفبا و سیاستهای فرهنگی اعمال شده از سوی روسها، امروز مردم ایران شمالی حتی توانایی روخوانی اشعار این بزرگان را كه به زبان فارسی است ندارند!)

4ـ مشغول كردن مقامات و مسؤولان ایرانی به مسألة‌ رفع خطر تجزیة مجدد ایران و به انفعال كشاندن آنان در قبال سرنوشت مسلمانان قفقاز.

5ـ استفاده از ایدة «پان آذریسم» و مسأله تجزیة ایران به عنوان اهرم فشار برای اخذ امتیازهای اقتصادی و سیاسی از ایران به ویژه در دوران جنگ سرد و رژیم پهلوی كه حكومت ایران متكی به آمریكا بود.

سند ذیل، یكی از صدها سند مربوط به فعالیت كمونیست‏ها برای تجزیة آذربایجان ایران در داخل خاك شوروی است. این سند، گزارش كنسولگری ایران در ایروان به اداره دوم سیاسی وزارت امور خارجة‌ ایران است كه در تاریخ 14 آذر 1305 نوشته شده و در صفحات 12 و 13 كتاب «اسناد روابط ایران و شوروی در دورة‌ رضا شاه /1304 ـ 1318 هـ ش ) درج شده است. كتاب مذكور توسط سازمان اسناد ملی ایران به سال 1374 چاپ شده است. اینكه متن سند:

ادارة ‌دویم سیاسی، سواد راپرت قنسولگری ایروان، 14 آذر 1305، نمرة 18101

« از قرار اطلاع خصوصی كه به این قنسولگری رسیده، چندی است در آذربایجان قفقاز [ایران شمالی] كمیته‏ای تشكیل شده كه مرام آنها یكی نمودن آذربایجان ایران با آذربایجان قفقاز است. به عبارت اخری كمیتة مزبور در تحت این عنوان كه چون اهالی آذربایجان ایران و قفقاز هر دو از طایفة مغول [؟!] بوده، قومیت و ملیت آنها یكی است و به كلی از ملت فارس مجزا می‏باشند. لذا می‏بایستی این دو قسمت با هم متحد گشته، یك حكومت جمهوری شوروی تشكیل دهند و برای نیل به این مقصود هم كمیتة مزبور مشغول عملیات شده، در هر یك از حكومتهای متحدة ‌قفقازیه مثل تفلیس، ارمنستان، نخجوان و غیره شعبه تشكیل داده، همه وقت مبلغین نیز با وجه به تبریز اعزام می‏دارند. چندی قبل هم شخصی موسوم به كریم كریم اف را با یك نفر زن یهودیه و مقداری وجه (پول) برای تبلیغ به تبریز اعزام داشته بودند كه مشارالیه چندین كرت به تبریز رفته و مراجعت كرده است. نظر به اهمیت موضوع حسب الوظیفه مراتب را به عرض رسانده،...»

هدف از ذكر متن سند فوق، این است كه نسل جدید ملت ایران بداند كه توطئه از قفقاز علیه تمامیت ارضی ایران، ریشة دیرینه‏ای دارد و دیگر اینكه علیرغم فروپاشی شوروی و پیدایش یك واحد جغرافیایی جدید به نام جعلی جمهوری آذربایجان(ایران شمالی) سیاست‏هایی كه روسها از قفقاز و به ویژه منطقه ایران شمالی علیه ملت ایران و تمامیت ارضی كشور ما پیاده می‏كردند، همچنان پیگیری می‏شود و فقط و فقط اجراكننده‏های سیاست‏ها تغییر یافته‏اند. اگر دیروز توطئه‏های ضد ایرانی در قفقاز و ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) از كاخ كرملین نشأت می‏گرفت، امروز سر نخ این توطئه‏ها به كاخ سفید ختم می‏شود و مقامات ایران شمالی كه دیروز مجری سیاست روسها بوده‏اند، امروز همان سیاست‏ها را با نظر آمریكایی‏ها و صهیونیستها پیگیری می‏كنند. در هر حال، این نكته مهم است كه در دوران حاكمیت نظام كمونیستی بر شوروی، مناطق آذری نشین قفقاز به عنوان یك پایگاه اصلی جهت تجزیة‌ ایران و نفوذ فرهنگی و سیاسی در كشورمان مورد استفاده روسیه قرار می‏گرفت و امروز دولتهای دیگری از همین پایگاه برای عملیاتهای ضد ایرانی خود استفاده می‏كنند.

« حركت آزادیبخش ایران شمالی» یك حركت نوظهور و پدیدة جدیدی نیست. اگر تاریخ جنگ‏های ایران ـ روس و مقاومت‏های فرهنگی، سیاسی و حتی مسلحانة مردم نواحی مختلف جدا شده از ایران را در مقابل روسهای اشغالگر به دقت بررسی كنیم، خواهیم دید كه این حركت آزادیبخش در همان دوران و در شهرهایی مانند گنجه و باكو شروع شده است. مقاومت شدید و شجاعانة ‌شهید جوادخان گنجه‏ای و مردم قهرمان گنجه در مقابل اردوی روس، مقابله حسینقلی خان (حاكم باكو) ‌در مقابل سیسیانوف (سردار روس) و فرستادن سر این فرمانده روس توسط حسینقلی خان به دربار ایران و شجاعت‏های بی‏دریغ عباس میرزا سردار دلاور ایرانی و اشعار سروده شده توسط شاعران آن سامان درباره جنایت‏های روسها تنها نمونه‏هایی از جلوه‏های حركت آزادیبخش ایران شمالی است. ابیاتی از اشعار معروف شاعر گنجه، عبدالرحمن دیلباز اوغلو كه خود شاهد و ناظر حملات روسها به گنجه و مقاومت مردم آن سامان بوده است، چنین است:

« ییغدی لشگر، گیردی میدانه، عداوت قیلدیلار

قیردیلار كفّاری اول دمده فراغت قیلدیلار

خوب دؤیوشدو گنجه خالقی، بیر حكایت قیلدیلار

حق یولوندا بعضی كس اول دم شهادت قیلدیلار

دؤندو گئری، گیردیلر اول قلعه یه ناچاردن...

 

آه كیم چرخ ائیله‏دی بو دمده ویران گنجه‏نی

بیر عجب شهر مصفا، نقش ایران گنجه‏نی

سالدی رونق دن فلك، قیلدی پریشان گنجه‏نی

گؤرمه‏سین بو حالدا یارب! هئچ مسلمان گنجه‏نی

قیل حذر بو انقلاب و گردش دوّاردن...

 

پس از انعقاد قراردادهای گلستان و تركمن چای، روسها فضای استبدادی خونین و سنگینی را در قفقاز و به ویژه در مناطق آذری نشین به وجود آوردند و با  قتل و شكنجه و تبعید رهبران فكری، شاعران و علما، و نیز تطمیع فئودالها و حمایت از آنها و تبلیغ و گسترش فرهنگ مسیحیت، مانع از رشد و شكوفایی «حركت ایران شمالی» شدند.

همچنین شكست سنگین قاجارها از روس‏ها و حاكم شدن روحیة یأس بر دربار و درباریان ایران و نیز بی‏كفایتی قاجارها موجب شد كه دربار ایران نه تنها حمایتی از حركت و مقاومت مردم سرزمین از دست رفته در مقابل روسها به عمل نیاورد، بلكه حتی این حركت‏ها و مقاومت‏ها در ایران مورد توجه قرار نگرفت و بدینگونه شعله مقاومت و مشعل حركت آزادیبخش ایران شمالی اندك اندك فروكش كرد.

« حركت آزادیبخش ایران شمالی » اكنون چند سالی است كه در مطبوعات آذربایجان ایران مورد توجه قرار گرفته و دربارة نحوة‌ تشكیل و فعالیت آن بحث‏ها و بررسی‏ها انجام شده، در حقیقت همان آتش نهفته‏ای است كه سر برآورده و شعله‏ور شده است.

البته باید این نكتة ‌مهم را یادآور شد كه «حركت آزادیبخش ایران شمالی » چه در آنسوی ارس (ایران شمالی) و چه در ایران، حركتی فراموش شده نبوده است، این حركت به ویژه در ساحت ادبیات و شعر و تاریخ به حیات خود ادامه داده است. پدید آمدن جریان «شعر حسرت» در ایران شمالی بی‏سبب نبوده است. این جریان شعری، پیامد طبیعی جدایی آذریهای آنسوی ارس از ایران بود. اما در دوران حاكمیت كمونیست‏ها ماهیت این جریان را تغییر دادند و با استفاده از شاعران كمونیست و ضد دین مانند سلیمان رستم، صمد وورغون و ... جریان شعری « در حسرت ایران » را به جریان شعری « ضد ایرانی و پان آذریستی» مبدل كردند.

در ایران نیز ـ چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب ـ تاكنون صدها جلد كتاب، صدها مقالة تاریخی و علمی و اشعار زیادی دربارة عهدنامه‏های گلستان و تركمن‏چای و جدایی شهرهای قفقاز ـ‌بویژه شهرهای آذری نشین  نوشته شده است. انتشار این كتابها و مقاله‏ها و اشعار، دلیل انكارناپذیری بر زنده بودن « حركت آزادیبخش ایران شمالی » در ساحت فرهنگ و ادبیات و تاریخ نگاری ایرانیان است. یعنی « حركت آزادیبخش ایران شمالی » از پشتوانة تاریخی و فرهنگی و اجتماعی لازم برای ادامة حیات خود در شكل و شیوه‏ای پویاتر و گسترده‏تر برخوردار است.

با توضیح مختصری كه از نحوة پیدایش «حركت آزادیبخش ایران شمالی» در ایران شمالی و ادامة‌ حیات آن در ساحت فرهنگ و ادبیات و تاریخ داده شد، می‏توان به این نتیجة منطقی رسید كه:‌دور تازه‏ای از فعالیت حركت آزادیبخش ایران شمالی شروع شده است. یعنی این حركت كه به شكل جریانی آرام در ساحت فرهنگ و ادبیات وتاریخ روان بود، اكنون شتاب و تپش افزونتری یافته و مطبوعات و محافل ادبی، فرهنگی و سیاسی آذریهای ایرانی و ایران شمالی را نیز تحت تأثیر خود قرار داده است. اكنون بسیاری از مطبوعات، روشنفكران، علمای دینی، دانشجویان، شاعران و نویسندگان آذری ایرانی توجه خاصی نسبت به سرنوشت اهالی ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) و مسایل این منطقه دارند و از حركت‏های آزادیخواهانه در آن سوی ارس حمایت می‏كنند.

این نشانه‏های روشنی از نیرومندی، شتاب و گسترش «حركت آزادیبخش ایران شمالی» در بین آذریهای ایرانی است.

البته باید دانست كه كوشش در راستای به ثمر رسیدن این حركت آزادیبخش منحصر به آذریهای ایران نیست، این حركتی است كه نیرومندی، شتاب و گسترش آن مساعدت همة‌ نخبگان، قلمداران و هنرمندان ایرانی را می‏طلبد.

خسارت عظیم  و اندوه تاریخی ناشی از انعقاد عهدنامه‏های گلستان و تركمن چای، خسارت و اندوه تاریخی و درد مشترك همة‌ ملت ایران و مردم ایران شمالی می‏باشد.

اما بنا به عللی روشن از جمله هم مرز بودن استانهای آذری‏نشین اردبیل، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی با ایران شمالی ، ارتباطات تاریخی بین دو سوی ارس، همزبانی مردم ایران شمالی با استانهای آذری نشین و روابط فرهنگی و معنوی آذریهای آنسوی ارس با آذریهای ایرانی، آذربایجان ایران بخصوص شهرهایی مانند اردبیل و تبریز می‏تواند پایگاه اصلی و فكری حركت آزادیبخش ایران شمالی باشد. با این همه، حركت آزادیبخش ایران شمالی باید با طرحها و فعالیت‏های فراگیر خود جایگاه شایسته‏ای برای اقلیت‏های قومی در ایران شمالی مانند قوم طالش قایل شود. طالش‏ها كه حدود یك میلیون نفر از جمعیت ایران شمالی را تشكیل می‏دهند، از انتشار روزنامه و كتاب و پخش برنامه‏های رادیو ـ تلویزیونی به زبان طالشی محروم هستند، و علاوه بر این، مناطق طالش نشین مانند آستارا، لنكران و سلیان در مقایسه با دیگر مناطق آذری نشین ایران شمالی از امكانات رفاهی و عمرانی بسیار ناچیزی برخوردار می‏باشند. لزگی‏ها نیز كه اكثریت جمعیت مناطق شمالی ایران شمالی را تشكیل می‏دهند،  وضعیتی مشابه طالش‏ها دارند...

طالش‏ها آنگونه تحت ستم فرهنگی رژیم باكو قرار دارند كه نسل جدید تالش در این سرزمین به تدریج با زبان مادری خود بیگانه شده‏اند...

هدف اصلی حركت آزادیبخش ایران شمالی و پایداری مسلمانان شمال ارس، و مقاومت فرهنگی رهبران فكری، شاعران و علمای دینی، هنگام حملة‌ ارتش روس، رهایی مردم آن سامان از استیلای بیگانگان و دشمنان اسلام بود. امروز نیز همان هدف به قوت خود باقی است. حركت آزادیبخش ایران شمالی كه حركتی برخاسته از متن جامعة‌ ایران شمالی است، باید همان هدف را به عنوان یك رسالت تاریخی، انسانی و دینی دنبال كند. مهم‏ترین و اصلی‏ترین عاملی كه می‏تواند در رهایی ایران شمالی از استیلای استبداد داخلی و استعمار خارجی مؤثر باشد، «بیداری ملی و دینی» مردم ایران شمالی است. بیداری ملی و دینی در ایران شمالی بدین معنی است كه مردم این خطه، دوران بازشناسی و بازیابی مجدد «هویت» خود را آغاز كنند.

گسترش فرهنگ مسیحیت در دوران تزاریسم، ترویج فرهنگ ضد توحیدی و مادیگری در دوران كمونیسم، و استیلای فرهنگ غرب و آمریكایی شدن بعد از فروپاشی شوروی در ایران شمالی، باعث شده است كه فرهنگ اصیل ملی و دینی مردم ایران شمالی دچار آسیب‏ها و تغییرات جدی شود. چندانكه طی هشتاد سال گذشته یك عالم و متفكر دینی از این سرزمین برنخاسته است، حال آنكه پیش از استیلای كمونیسم شهرهایی مانند بادكوبه، گنجه، نخجوان، لنكران و اردوباد از پایگاههای علمی مهم شیعه محسوب می‏شدند و صدها عالم طراز اول از این خطه برخاسته بودند.

امروز در سرزمین نظامی گنجوی، خاقانی شیروانی هیچ كس توانایی روخوانی اشعار این بزرگان تاریخ ادبیات ایران و جهان را ندارد، زیرا برای ایجاد فاصله و دشمنی میان ایران  و مردم ایران شمالی (جمهوری آذربایجان)، «زبان فارسی » را به نابودی كشانده‏اند و به جای دیوان نظامی و خاقانی، ترجمه‏های سست و غیر قابل قبولی از اشعار نظامی و خاقانی را به مردم ارایه كرده‏اند و حتی امروز بسیاری از مردم ایران شمالی نمی‏دانند اشعاری كه در قالب دیوان نظامی و خاقانی و به زبان آذری به آنها ارایه می‏شود، ترجمة اشعار آن بزرگان می‏باشد!

مبارزه با الفبای قرآنی و رسمیت یافتن الفبای كریل و لاتین، و جلوگیری از آموزش زبان عربی و تعلیم قرآن در مدارس و مساجد باعث شده است كه اكثریت قریب به اتفاق مردم، توانایی روخوانی قرآن كریم را هم نداشته باشند، در عین این كه همه مسلمان و شیعه‏اند!

درد عظیم نسل جدید ایران شمالی، این است كه این نسل را از هویت اصیل، ملی و دینی خود بیگانه كرده‏اند. حركت آزادیبخش ایران شمالی جهت آغاز دوران بیداری ملی و دینی در ایران شمالی باید طرحها و تدابیر منطبق با زمان و واقعیت‏ها در دست داشته باشد. این رسالت اصلی و تاریخی حركت آزادیبخش ایران شمالی است.

حركت باید تئوریها و رفتارهای شفاف داشته باشد كه رفته رفته گرایش تودة مردم بدان افزونتر و گسترده‏تر شود و بتواند جایگاه شایسته‏ای در جامعة‌ آذریهای ایرانی، آذریهای قفقاز و آذریهای سراسر جهان داشته باشد.

حركت آزادیبخش ایران شمالی، همچنانكه در دور جدید ظهور و بروز خود از لایة نخبگان، نویسندگان، هنرمندان و فعالان فرهنگی و ادبی آذربایجانیهای ایرانی و نخبگان ایران شمالی شروع شده، باید توسط همین لایه و با مساعدت اهل فكر و فرهنگ و قلم استمرار یابد و باید از دخالت سیاستمداران، احزاب و تشكل‏هایی كه هدفی جز دست‏یابی به قدرت ندارند، در این حركت پیشگیری شود، وگرنه حركت قربانی اهداف قدرت طلبان شده و از طی مسیر صحیح خود باز می‏ماند.

اطلاع‏رسانی صحیح در مورد وضعیت ملت ایران بخصوص جامعة‌ آذریهای ایرانی ـ و آگاه كردن مردم و به ویژه نخبگان و فعالان فكری و فرهنگی ایران شمالی از وضعیت حقیقی ایران و آذریهای ایرانی و نیز آگاه كردن ملت ایران از وضعیت اندوهبار اهلی ایران شمالی، می‏تواند نقش مهم و كارسازی در حمایت عمومی از حركت آزادیبخش ایران شمالی ایفا كند. طی هشتاد سال گذشته تبلیغات گسترده و مستمری علیه ایران و ایرانی در ایران شمالی جریان داشته است كه یكی از علل این تبلیغات سیاه، هراس كارگزاران شوروی از گرایش مردم منطقه به ایران بود، به همین جهت تصویری سیاه از جامعة‌ ایران به ساكنان ایران شمالی ارایه كرده‏اند. با گذشت قریب به  سه دهه از وقوع انقلاب اسلامی و سقوط رژیم شاهنشاهی در ایران، هنوز هم بسیاری از مردم ایران شمالی بر این باور هستند كه صحبت كردن به زبان آذری و انتشار كتاب و مطبوعات بدین زبان در ایران ممنوع است! و حتی می‏پندارند كه در مناطق  آذری نشین ایران تكلم به زبان آذری در ادارات و دستگاهها جرم محسوب می‏شود!

اگر حركت آزادیبخش ایران شمالی بتواند با ایجاد پیوندی گسترده میان نخبگان، روشنفكران و فعالان فرهنگی و ادبی ایران شمالی و ایران ، تصویری شفاف و روشن و حقیقی از وضعیت امروز به آنها ارایه كند، مسلم است كه در جهت نزدیكی ایران و ایران شمالیگام بزرگی برداشته است.

نكتة‌ مهم دیگر اینكه، حركت آزادیبخش ایران شمالی بایستی توجه ویژه‏ای به تولید آثار ادبی و فكری و هنری داشته باشد. و در قالب‏های ادبی و هنری مانند داستان، شعر، رمان، نمایشنامه، فیلم، مقالات ادبی و مباحث نظری و تئوریك ، فعالیت‏ها و اندیشه‏های خود را در ایران شمالی و ایران گسترش و تعمیق بخشد.

شاید برای برخی این سؤال مطرح شود. كه چرا نگاه ما در قفقاز جنوبی در وهلة اول به ایران شمالی و الحاق آن به ایران  معطوف است؟ در پاسخ بدین سؤال به طور مختصر می‏توان گفت كه:

1ـ خاستگاه حركت آزادیبخش، منطقة ایران شمالی است و مقاومت‏های مسلحانه و فكری در برابر استیلای روسهای اشغالگر در این منطقه ظهور و بروز داشته است. حماسة تاریخی مردم غیور گنجه هنگام یورش قشون تزار، فرستادن سر بریدة سیسیانوف (ژنرال روس) توسط حسینقلی خان (حاكم باكو) به دربار فتحعلی شاه، مهاجرت بسیاری از مردم متدین و علمای دینی از ایران شمالی (جمهوری آذربایجان فعلی)  به ایران پس از استیلای روسها و انقعاد عهدنامه‏های گلستان و تركمن چای و ... نشان می‏دهد كه حركت آزادیبخش ایران شمالی ریشه در این دیار دارد و حركت امروزی ادامه آن حركت است.

2ـ قرابت‏های مذهبی (شیعی)، فرهنگی و حتی خونی و خویشی، شخصیت‏های مشترك ادبی مانند شهریار، فضولی، نظامی ، خاقانی و در حقیقت داشتن زبان مشترك فرهنگی و نیز كاربرد زبان شیرین و فخیم آذری در مناطق آذری نشین ایران و نیز در ایران شمالی از عوامل مهم و مؤثری است كه در معطوف كردن نگاه نخبگان ونویسندگان و فعالان سیاسی ـ فرهنگی و مطبوعاتی ما به ایران شمالی نقش عمده‏ای دارد.

3ـ به علت سیاستهای تهاجمی و فعال روس‏ها و كمونیست‏های ایران شمالی علیه ایران، ایران شمالی به كانون فعالیت‏های تجزیه طلبانه علیه ایران تبدیل شده است و امروز دولتهای مخالف ایران مانند آمریكا، اسرائیل و تركیه زمام امور حركتهای ضد ایرانی را در ایران شمالی در دست گرفته‏اند. برگزاری نشست‏های تجزیه طلبان تحت عنوان «كنگره آذری‏های جهان» كه با حضور سران ایران شمالی و حمایت آشكار خاندان علی اف صورت می‏پذیرد، تنها نمونه‏ای از تحركات ضد ایرانی است. حال آنكه مردم ایران شمالی ـ اگر چه اكنون در یك واحد جغرافیایی مستقل زندگی می‏كنند ـ همواره خواهان روابط صمیمانه و برادرانه با ملت ایران هستند. حركت آزادیبخش ایران شمالی با فعالیت‏های خود در جهت ایجاد جنبش بازگشت به فرهنگ اصیل و ملی و در نهایت آغاز دوران نوین بیداری ملی در ایران شمالی ، می‏تواند نقش مثبت و سازنده‏ای در سرنوشت مردم آن و پیوند آنها با ایران داشته باشد و پیروزی این حركت در ایران شمالی می‏تواند مسلمانان قفقاز را نیز به حركتی برای «بازگشت به خویشتن» برانگیزد.

در پاسخ به سؤال دیگر یعنی اینكه: «آیا حركت آزادیبخش ایران شمالی می‏خواهد همانند یك حزب و تشكل سیاسی عمل كند و دارای ساختار حزبی باشد یا نه ؟.» اعتقاد داریم كه این حركت نباید همانند یك حزب دارای ساختار بستة‌ حزبی و اهداف خاصی مانند مشاركت در قدرت از طریق فعالیت‏های انتخاباتی و ... باشد. (چه در ایران شمالی و چه در ایران) حركت آزادیبخش ایران شمالی یك جریان و جنبش فرهنگی ـ سیاسی است كه همة‌ مردم به ویژه نخبگان ، نویسندگان، هنرمندان و فعالان سیاسی می‏توانند با آن همراه باشند، یعنی در این حركت فضا و بستر برای فعالیت همة‌ كسانی كه دارای افكار و سلیقه‏های متفاوت اما هدف واحد هستند، فراهم است. شكست و اندوه تاریخی ناشی از انعقاد عهدنامه‏های گلستان و تركمن چای را همة‌ ملت ایران و مسلمانان قفقاز جنوبی (بخصوص مردم ایران شمالی) متحمل می‏شوند، و همه حق دارند در حركت آزادیبخش ایران شمالی  كه در راستای منافع جهان اسلام و منافع ملی ایرانیان و مسلمانان قفقاز فعال است، مشاركت داشته باشند

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مهدی م , mehdi22849
مهدی م - 07:24 1385/10/27
47

من فعلا نظر نمی دم  برای اینکه از اول تا اخر این بحث رو بخونم بعد بیام کل کل با اقایون هررررررررررررر داد قزوینی ( کاوه )  ولی  خدایش میثم  خیلی وقتها باحال میگی

ضمنا به این بیسواد ( هرداد)   بگین بره نهضت سواد اموزی املائی کلمات رو یاد بگیره   {  آزادی   نه  ازاذی }  

خوب فکریه بشرط اینکه اولا زمام داران این کشور بتونند این کشور رو از این همه طوفان نجات بدن بعد بیان گونده گوزی کنن  یا اون جناب ..... که داداشش داشت اموال دولت و بیت المال رو چپاول میکرد  بهتر نیست اول جلوی داداششو بگیره  بعد بیاد ذرت  بندازه ;)



پیام در تاریخ 85/10/26 ویرایش شده است.
میثم آذران , azerbaijan
میثم آذران - 23:56 1385/10/26
46

منم هستم.

اگر راست میگین اول باید  باکو هر چی دشمن هست گیر میندازیم.

بعد اونجا رو پیوند میدیم به ایران جنوبی؟.

بعد همه با هم متحد میشیم میزنیم به امارات و بقیه کشورای جنوب خلیج همیششه گلگون فارس.

بعد کورش رو از زیر خاک میکشیم بیرون.

بعد اسلام رو منکر میشیم و میچسبیم به آیین مهر.کسروی رو هم میاریم میشه پیغمبر ما.

بعد با طالبان و افغانستان به صلح میرسیم که به ما سرباز بدند.

بعد امپراطوری ایرامن رو تشکیل میدیم واسه دلخوش کنی شما ها هم اسمش رو میزاریم امپراطوری هخامنشیان.

بعدش رو فکر کردین چی میشه؟؟

تومروس انام میاد باز کورشتون رو میندازه توی زباله دان تاریخ.تا دیگه از این غلطا نکنه.

نظر شما چیه؟

ایدین قورد اغلو(بوزقورد) , tarkan_hadi
45

http://yurdman.blogspot.com/

 

mikham nazaretono rajebe in site (alabte site man nist ha man didamesh) mikham dare morede poriyae vali ke gofte chetor azash mohafezat mikonand ro ham javab bedid

ایدین قورد اغلو(بوزقورد) , tarkan_hadi
44

ایلقار لار تانریسی ادیلار

 

سلام به همه دوستان خب یکی میخوام به حرفاتون جواب بدم در حالی که شما هیچ کدوم به حرفایی که زدم کمترین توجهی نکردید و حرف خودتونو باز زدید

 

1-در مورد اقا رسول بگم که منظورم الان نیست که نه الان کسی از توهین استفاده خاصی نکرده من موقعی رو میگم که بعضی ها از کلمات زشت(مثلا خر)و امثال اینها استفاده میکنند منظورم همین مواقع است

منظورم که روشن هست؟

 

2-در مورد اقای سام و اقا رسول حرفه شما اصلا ربطی به موضوع نداشت که یعنی چی که میگید نصف ارتش اذربایجانی بودند یا فرح تورک بوده؟منظورتون چیه؟خب الان هم رهبرمون مثلا تورک خب چی کار کنیم یعنی چون ارتش ایران اون زمان بیشترش تورک بوده یعنی به تورکها اهمیت میدادند؟واقعا شما حرفای منو خوندید؟

 

3- در مورد اینکه میگید وقتی به کشور حمله کردند همه با هم دفاع کردیم و فرق بین تورک و فارس نبود خب معلومه به هر کشوری حمله بشه مردمش از خاکش دفاع میکنند و اجازه تجاوز نمیدند خب مردم اذربایجان از این اصل که مستثنی نیستند  ولی حرف ما اینه که حقوق ضایع شده ما رو بهمون برگردونید نه بیشتر و نه کمتر همینو بس من هم ایرانو دوست دارم ولی اذربایجانو بیشتر و خوی رو خیلی بیشتر منظورمو میفهمید؟

 

4-در مورد اقا هادی هم بگم که من نگفتم تورک از فارس برتر من هم به میگم برابری من میگم همه انسانها با هم برابرند فرقی نمیکنه ولی همه ما میدونیم کسی زیر بار حرف زور نمیره کسی توهینو قبول نمیکنه

 

5-خب در مرد حرفای اقای فرشید حرفی نمیتوانم بزنم چون سخن حق جواب نداره که نمونه اشو تو همین شهر خودمون مبینم (پل قطور)که حالا حالا هم تو ایرون کسی نمیتونه چنین پلی بسازه

ولی اقای فرشید شما به حرفای من توجهی نکردید در اون زمان مخصوصا زمان رضا خان تو ایران اذادی که نبود هیچ همه مردم در بیسوادی و فقر زندگی میکردند در مورد این که کتابهی اذربایجان را اتش زدند حرفی برای گفتن دارید همه اذادیخواه ها را کشتند؟بیشتر فعالان اذربایجان توی زندان بودند پس چرا از اینها حرفی نزدید؟

ایدین قورد اغلو(بوزقورد) , tarkan_hadi
43

سلام دوباره

 

تا حالا به این بحث جواب نمیدادم چون هم امتحان داشتم و هم بحثی است که اخری نداره

 

این اخرین دفعه است که جواب میدم

 

در مورد کتاب اتش زدن بگم که اگه شما راست میگید بیاید تو اذربایجان کتابی پیدا کنید که ترکی باشه نیست

هیچ کتاب شعر یا داستان به زبان ترکی از اون زمونا وجود نداره همشون از بین رفتند

 

در مورد پیشه وری هم بگم که ایشون واقعا جزو کسانی بود که میخواست اذربایجان به ابادانی برسد پس شما نمیتونید این حرفارو در مورد اون بزنید همه اذربایجانیها مرید پیشه وری هستند ولی چون از طرف روس حمایت میشد بعضیا میگند او عماله روسیه است ولی اینطوری نیست خب اگه اینطوری باشه رضاخان هم دست پرورده انگلیس حیله کار بود و محمد رضا هم با امریکا هم پیمان بود

 

ولی بگذریم از این حرفا و یه چیز واقعی میگم هر انقلابی که تو یه مملکت میشه معمولا اون انقلاب فعالین خودشو نابود میکنه چون خودتون میدونید ایران که هیچ تو فرانسه و بقیه کشورا هم معمولا اینطوری شده تو اذربایجان هم حتی میدونم اینطوری میشه و اونایی که واسه اذربایجان کاری انجام میدند با یه برچسب از بین خواهند رفت و مشتی مفت خور کارا ها رو بدست میگیرند حیف ولی من تا اونجایی که بتونم برای اذربایجان کاری میکنم و از اینکه یه روزی از بین برم نمیترسم

 

در ضمن من حرفایی شما رو باور ندارم ولی بازم شعارهایی شما بهتر ا شعارهای پان فارسیست و پان اریایست که به جز خودشون به هیچ قومی ارزش قایل نمیشند واقعا ننگ بر اونها لعنت بر اونها

 

خداحافظی اخر تو این بحث

سام ایرانی , thelastdoubt2000
سام ایرانی - 06:06 1385/10/12
42

همه ایرانی هستیم چون اصلا معلوم نیست كسی كه الان فارسی حرف می زند یا تركی قبلا اجدادش كجایی بودند

 

مورد دیگر

 امروز تلوزیون تهران فیلمی بسیار خوب و مستند از صدام پخش كرد. می خواستم بگویم كسانی كه با فرهنگ ایرانی دشمنی می ورزند و از آن كینه دارند هیچ فرقی با فرزندان صدام و امثال حماس و فتح ندارند كه این روز ها با اعدام صدام كه بس از فرهنگ ایرانی كینه داشت و همیشه در مقابل آن خود را حقیر می دید! فرزندان صدام و حماس كه شعار های ضد شیعی هم می دهند و مثل 1359 كه با غرور كاذب و كینه به خاك ایران حمله كردند خواهان نابودی فرهنگ 7000 ساله هستند. كسی كه "جمله پاینده ایران" را بر نمی تابد حتما به دنبال نابودی این سرزمین است كه از آذربایجان تا سیستان را در برگرفته و قطعا سنخیتی با كسانی كه با بمباران فرودگاه تبریز به دفاع از میهن پرداختند ندارد!



پیام در تاریخ 85/10/11 ویرایش شده است.
یاشاسین تورک اوغلان هادی تورک اوغلان , hadiiraji
41

فارس و ترک همه با هم برابریم

مجتبی زمانی , mojtaba_1986
مجتبی زمانی - 20:11 1385/10/11
40
یاشاسین ایران یاشاسین اذربایجان یاشاسین انایوردوموز خوی...
سام ایرانی , thelastdoubt2000
سام ایرانی - 08:04 1385/10/11
39

در مورد پهلوی ها همین بس که در گارد جاویدانش و همچنین ارتشش از قدیمی تر ها بپرسین که چقدر آذری توش فعال بودند

 

همسر و مادرش هم که آذربایجانی بودند یعنی شاهزاده فعلی هم نیمی آذری هست. جالا هی بدش رو بگین. بابا مردم ایران چه آذری باشند چه نباشند از وطن فروش جماعت متنفر هستند حالا می خواد طرف فارسی خوب بلد باشه یا ترکی یا کردی.

یاشاسین آذربایجان

ایدین قورد اغلو(بوزقورد) , tarkan_hadi
38

سلام میکنم خدمت دوستان

 

1-اول از همه اینکه اقا رسول لطفا اجازه ندهید که کسانی بیاند و از الفاظ رکیک استفاده کنند جون در بحث از الفاظ رکیک استفاده نمیشه و بحث به جاهای بدی کشیده میشه من هم نمیتونم تحمل کنم

 

2-در مورد ایران قبل از 57 بگم که واقعا حرفایی خنده داری زدید در مورد اینکه اون زمان ازادی بود

اصلا هم اینطوری نبود و بیشترین اختناقو در اون زمان بود کسی جرات حرف زدن نداشت و اینکه میگید اون زمان قوم گرایی نبود خب تا حدی قبول دارم که قوگرایی که الان در ایران هست کاره افرادی هست که میخواهند خودشان بر مسند قدرت باشند و یا از حکومت خودشون محافظت کنند منظورم همون اخوندهاست

ولی شما چرا میگید که در زمان پهلوی در مورد اذربایجان هیچ ظلمی نشده واقعا خنده داره

تنها زندانی که در ایران بیشتر از همه در زندان بوده صمد خان بوده که فعال اذربایجانی بوده واینم بگم که تمام کتابهای که به ترکی نوشته شده بودند در زمان رضا خان سوزانده شدند اینو که نمیتونید انکار کنید

و ظلمهای دیگر البته اینو هم بگم که مردم اون زمان اطلاعات کافی نداشتند

 

3-در مورد اینکه تبریز شهر صنعتی هست فقط به خاطر مردم با تعصبش هست که باعث پیشرفت اندکی در این شهر شدند ولی مثلا در مورد اصفهان چرا نیروگاه اتمی ایران در این استان زده شده است چرا همه کارخانه ها در این استان ایجاد میشه . ؟این فقط در مورد تبریز بود شما بیاید شهر ما انگار همون شهر 50 سال پیشه هیچ پیشرفتی توش نیست چرا؟چون حق ما رو خوردن البته ربطی نمیدم به فارسها ولی تا چند سال پیش فرماندار و شهرداری که تو این شهر انتخاب میشد اصلا از این شهر نبود

 

4- اینو بگم که اصلا کاره جالبی نیست که ترکیه و اذربایجانو به باد توهین بگیریم کار خوبی نیست

5-در مورد اینکه ما ترکیم یا اذری ربطی به هیچ کس نداره مردم اذربایجان خودشونو از ترکها میدونند شما هم نمیتونید بین ترکها تفرقه بیاندازید البته این حرف من حمایت از پان ترکها نیست بلکه اینه که شما برای ما هویت طلبی نکنید

امیر   ا م ی  ر , jerusalem
امیر ا م ی ر - 19:20 1385/10/8
37
نگفتی منظورت از جمله ببخشید مزخرف ایران شمالی چیه؟
ایدین قورد اغلو(بوزقورد) , tarkan_hadi
36

 

ایلقار لار تانریسی آدی ایله

سلام عرض میکنم خدمت تمامی دوستان مخصوصا اقای رسول و یه چیزی بگم به اقا رسول من حرفایی که فقط در حد بحث هستند دست نمیزنم من موافق اینم که همه نظرشونو بگند ولی بدون توهین واستفاده از الفاظ رکیک اگه استفاده بشه من حذف میکنم

 

ولی خدمت اقای فرشید بگم که بعضی از حرفاتونو قبول دارم به جز ایران شمالی واذری راو اینکه واقعا حرفایی که در مورد ازادیها زدید مطمئنید که دوروغی در کار نیست من که فکر نکنم شما ها اگه کسی بگه که من ترکم را قبول کنید من عاشق اذربایجانم و هر کاری میکنم برای توسعه اذربایجان لطفا دروغ نگید تا حالا کسی برای اعتلای نام اذربایجان کاری نکرده هست همیشه حق اذربایجان در ایران خورده شده هست و هیچ کس اهمیتی نداده است چرا وقتی توهینی به مردم اذربایجان میشه شماها نیمیاید جلو و چیزی نمیگید یا اینکه چرا میخواهید نامهایی که روی شهرهای ماست رو بردارید یا اسم جزیرههایی ارومیه رو میخواهید که فارسی نامش کنید چرا اصلا زبان دوم در ایران نمگذارید چرا زبان تورکی رو نمیذارید در ایران حداقل به عنوان زبان دوم ملی استفاده بشه از نصف بیشتر ایران تورک هستند ولی چرا تورکی زبان ملی نیست در حالی که تورکی در جهان زبان سوم قانونمند دنیا هست در حالی که فارسی یه لهجه شمرده شده است تمام ماهوارههای دنیا به زبان تورکی متصلند ولی شماها دارید میگید تورکی زبان وحشی هاست میگید مغولها اون زمان حمله کردند و این زبان را به ایران اوردند ولی میتونید دلیل بیاورید که چرا بقیه ایران که که زیر سلطه مغولان بود تورکی نشدند؟چرا شما فقط شاهنامه رو به عنوان کتاب ملی میگید ما تورکها هم کتابهای مخصوص به خو داریم مانند بوزقورد و.....ما میخواهیم به این کتابه هم ارزش قایل شوید هر وقت تونستید کارایی که من گفتم برای اذربایجان کنید اونوقت من هم حرفایی شما و دوستانتونو باور میکنم هر وقت تونستید بین اذربایجان و اصفهان و شیراز فرقی نذارید اونوقت این حرفارو بزنید و خیلی چیزای دیگه که شما و دوستانتون به تورکها میگید در ضمن ما اذری نیستیم ما تورکیم از کلمه اذری استفاده نکنید

دومان وطن اوغلو , doman_vatanoghluo
35
به اقای فرشید هم باید  بگم دوست عزیز مردم اذربایجان محروم هستن.و خواستار رسیدگی به این وضعیت و خواستار حداقل تدریس زبان مادری در دانشگاهای بومی منطقه.در مورد تبریز هم باید بگم که اون شهر یه اثتثنا هست که اونم صنعتی بودن و پیشرفته بودنش از کارای حاکمان صفوی و زندی و افشاری هست بقیه شهرهای اذربایجان از این خبرا نیست.(البته بنده به هیچ وجه جدایی خواه و پان تورک نیستم و با این افراد نیز مخالفم)"مرگ بر ترکیه تفرقه افکن" "لعنت به روح پلید حیدر عی اف" که اینم اگه نمیشه به نظر شخص بنده باز سیاست این رژیم و حاکمانش هست نه تقصر دیگر قومیت ها.به امید برکناری اخوندها از مسند قدرت و جایگزینی یک حکومت داریوش کبیر وار برای ایران و ایرانیان


پیام در تاریخ 85/10/8 ویرایش شده است.
دومان وطن اوغلو , doman_vatanoghluo
34

با سلام به همه دوستان.در جواب مطالبی که اقای ایدین گفتن باید بگم که نه تنها من بلکه همه ما باید بدانیم که هیچ گربه ای به خاطر باباش موش نمیگیره.دوست عزیز بنده به مدت دو سال از این کشوذ فراری بودم جرمم هم این بود که میگفتم چرا شما بین تورکها و دیگر اقوام ایران تفرقه افکنی میکنید.به همین خاطر چون اقایون بی شرف ها دیدن که نه دانشجو دیگه بیدار شده و قول اخوندهایی مثل خاتمی رو نمیخوره اومدن تو منطقه اذربایجان هزینه های قزافی رو دادن تا تفرقه بندازن.باور کنید تو تظلهرات تبریز که بودم همین خرداد امسال تا روز سوم هیچ نیروی داخلی حتی یک چاشنی هم نشکست یعنی حتی یک گلوله هوایی هم شلیک نکردن.اما همین که کس کش های لبنانی و افغانی و فلسطینی  و عراقی رو اورن جویهای خون به راه افتاد.دوست من ایدین خان این کشور به دست حاکمان جلاد و ستمگری افتاده که هر کاری میکنن خودشونو به اب و اتیش میزنن تا حکومتشون سر پا بموه یه روز میان دعوای بین کرد و تورک راه میندازن(سال 62 تا 83 )و  یه مدت اینجوری حکومت میکنن.یه روز میان تفرقه بین تورک و فارس راه میندازن تا یه 20 سال هم اینجوری حکومت کنن و مردم هم به سر کله هم بپرن.اقایون مخصوصا ایساک جان ایران شمالی مزخرف نیست کمی مطالعه کن.برادر من اصلا سران همین پان تورکها رو خودت دولت به یر کار اورده و بهشون بودجه میده اونایی هم که میبینید میگرن به زندان میندازن زیر دستها هستن.این سیاست دولت برای بقای حکومت استبدادیشون هستایدین جان و اقای ایساک براتون مثال میزنم.من خودم رو هم میگم در جمع شماها.مگه تو 8 سال جنگ با صدام کس کش و دارودستش تو جبهه کسی می اومد میگفت من تهرانیم تو تورکی من با تو به یه گرهان نمیرم.یا تورکا میگفت چون تو اهل شیرازی بزار بکشنت من به کمکت نمیام؟تا حالا همچین چیزی شنیدن مگه!؟پس دوستان ما همه ایرانی هستیم.با قومیت های مختلف ما همه باید متحد باشیم تا در مقابل دشمن خارجی بتونیم مقاومت کنیم.فکر کنم مظورمو تونسته باشم بفهمونم... 

ایدین قورد اغلو(بوزقورد) , tarkan_hadi
33

ایلقار لار تانریسی آدی ایله

agaye rasol chera shoma hala javab nemidid?man montazere javabe shoma hastam

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.