| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
134
|
1114
|
88/4/14 (22:50)
|
|
||
|
|
11
|
33
|
90/7/6 (21:48)
|
|
||
|
|
2
|
44
|
90/7/5 (19:33)
|
|
||
|
|
1
|
31
|
90/6/27 (07:57)
|
|
||
|
|
1
|
18
|
90/6/27 (07:56)
|
|
||
|
|
0
|
27
|
89/2/28 (00:05)
|
|
||
|
|
1
|
29
|
89/2/6 (20:27)
|
|
||
|
|
10
|
85
|
88/10/5 (12:36)
|
|
||
|
|
0
|
22
|
88/6/28 (10:16)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
88/6/28 (10:13)
|
|
||
|
|
3
|
64
|
88/6/12 (13:49)
|
|
||
|
|
0
|
32
|
88/6/2 (00:04)
|
|
||
|
|
52
|
233
|
88/5/19 (16:59)
|
|
||
|
|
4
|
48
|
88/4/30 (23:21)
|
|
||
|
|
2
|
17
|
88/4/8 (16:58)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
88/4/8 (13:37)
|
|
||
|
|
29
|
141
|
88/3/23 (17:46)
|
|
||
|
|
0
|
27
|
88/3/20 (14:33)
|
|
||
|
|
34
|
142
|
88/3/17 (22:20)
|
|
||
|
|
5
|
60
|
88/3/10 (14:38)
|
|
در زبان ترکی 9 حرف صدادار وجود دارد که قوانینی برای آمدن این حروف در کلمه وجود دارد که باعث آهنگین شدن زبان ترکی شده است. به جرأت می توان گفت که حروف صدادار باعث زندگی زبان می شود و باعث آمدن سایر حروف در کنار هم می شود. اما در زبان ترکی اهمیت حروف صدادار از این فراتر رفته و در زیبایی زبان نیز نقش مهمی ایفا می کند.امیدوارم اطلاعاتی هرچند اندک از این قوانین که باعث زیبایی زبان ما شده است به شما بدهم. تقسیم بندی حروف صدا دار در زبان ترکی: در زبان ترکی 9 حرف صدادار وجود دارد که برخلاف حروف صدادار در دیگر زبانها مانند فارسی و عربی همه صدای کوتاه دارند. یعنی حروف کشیده در زبان ترکی وجود ندارد. بنا بر این حروف صدادار به حروف کشیده و کوتاه تقسیم بندی نمی شود. ۱.اولین ویژگی كه باعث متمایز شدن زبان تركی از دیگر زبان ها می شود هماهنگی اصوات ﴿ses uyumu﴾ است.در تركی تركیه چهار قانون در باره هماهنگی صداها وجود دارد.كه سه تا از آنها را به طور مختصر شرح می دهم: آ﴾:هماهنگی صدادارها-قانون اول﴿هماهنگی حروف نازك و حروف خشن﴾ بر اساس این ویژگی در زبان تركی هجاهای دارای حروف صدادار خشن﴿art,kalın﴾ شامل ﴿a,ı,u,o﴾ فقط به دنبال حروف صدادار خشن و هجاهای دارای حروف صدادار نازك ﴿ince,ön﴾ شامل ﴿e,i,ö,ü﴾ فقط به دنبال حروف صدادار نازك می آیند.مثال:soyunuz , sevgisiyle. اگر به مثال ها توجه كنید خواهید دید كه در یك كلمه تركی همه حروف صدادار﴿﴾ یا نازك و یا خشن هستند.بر همین اساس كلمات در زبان تركی به دو گروه اصلی تقسیم می شوند.اما برای این قانون استثناهایی هم وجود دارد: ۱.در كلماتی كه در اصل از این قانون پیروی می كنند اما به دلیل رخدادهای صوتی امروز به نحو دیگری تلفظ می شوند: elma < alma, anne < ana, hani < kanı, hangi < kangı, inanmak < ınanmak ۲.وندهای daş, ken, ki, layın /leyin, mtırak, yor.مثال: dindaş, azken, çokken, iyiyken, yoldaki, onunki, akşamleyin, sabahleyin, yeşilimtırak, biliyor رابطه صدا و حرف و الفبا نماد صدا در نوشتار حرف است.در تركی میان صدا و حرف رابطهای متوازن یا متساوی برقرار است.همانطور كه یك صدا با یك حرف نشان داده میشود، به هنگام خواندن یك حرف نیز تنها یك صدا از دهان خارج میشود.یعنی صداهایی مانند a , b , c , d در نوشتار فقط با یك حرف نشان داده میشود.در زبان آلمانی صدای "ش" با حروف sch نشان داده میشود كه این وضعیت در تركی وجود ندارد.مثلا در كلمه Türk چهار صدا و در نتیجه چهار حرف وجود دارد.اساس زبان صداست.یك صدا در زبانهای مختلف با حروف متفاوتی نشان داده میشود.چیزی كه متغیر است نه صدا كه حرف است.مثلا صداهای زبان تركی از ابتدا تا كنون با الفباهای كؤكتورك تا الفبای لاتین نوشته میشود در حالیكه صداها همان صداهای سابق هستند. در تركی تركیهای به حروف الفبا كه از ترتیب نماد صداها تشكیل میشود آلفابه(alfabe) گفته میشود كه از ابتدای حروف α (آفا) و β (بتا) به میان آمده است.بعضی از زبانشناسان با این توجیه كه در كلمه الفای عربی از حروف الف و باء تشكیل میشود امروز از كلمه abece (آبج) استفاده میكنند. سیستم رسمی موردقبول ملتها برای آموزش و انتشارات را الفبای رسمی گویند.برای از بین بردن شلوغی نماها در الفباهای رسمی بیشتر مواقع صداهایی كه به یكدگیر نزدیك هستن را با هدف آسانتر كردن زبان با یك نماد نوشته و آنها را به كمترین مقدار ممكن كاهش میدهند.به عبارت دیگر الفیای رسمی هیچگاه نمیتواند همه صداهای زبان را نشان بدهد.به همین دلیل زیانشناسان از الفبای علمی و یا الفبای ترانسكریپسیون استفاده میكنند كه برای نشان دادن همه اصوات زبان و بررسی لهجههای یك زبان به كار میرود. صداشناسی صدا كوچكترین جز هر زبان را كه قابل تجزیه به اجزای دیگر نیست را صدا گویند.اگر بپذیریم كه زبان از صداهای آن تشكیل میشود و همچنین اینكه ابتدا سخن گفتن و سپس نوشتن به میان آمد میتوانیم به اهمیت صداها در زبان پی ببریم.صداها كه به تنهایی معنایی ندارن با همدیگر هجاها و هجاها با همدیگر كلمهها و كلمهها هم با همدیگر جملات را تشكیل میدهند. تشكیل صداها هنگامی كه هوا از ششها بیرون داده میشود و از مجاری نای و دهان و بینی گذشته و ارگانهای تنفسی به ممدیگر نزدیك یا یا تنگ و برجسته میشوند صدا تشكیل میشود. به دلیل محدود بودن امكانهای حنجرهای در انسان صداهایی هم كه انسان میتواند دربیاورد محدود است.با این:ه بسیاری از صداهای زبانهای مختلف با یكدیگر مشتركاند ولی در عین حال بعضی صداها فقط مخصوص یك یا چند زبان هستن. مانند: ñ, ı(نون غنه) , ö , ü برای تركی و حرف عین برای عربی.به دلیل لینكه حروف ç , ı , ö , ş , ü مخصوص تركی هستند و نوشتن این حرفا مستلزم نصب چند نرمافزار كوچك در ویندوز هست از اینرو گاهی نزدیكترین حرفها به اینها (c, i , o, s ,u) را در هنگام نوشتن مینویسند. هر زبانی صدهای مخصوص به خود را دارد.زمانی كه كودك در مرحله زبان باز كردن است كمكم صداهایی را كه میشنود را تقلید كرده و حنجره او با آنها پرورش مییابد.بعد از این دوره شكلدهی به صداها با توان بیشتر انجام میپذیرد. قسمتهای مختلف علم زبانشناسی به علم تجزیه و تحلیل زبان از اصوات و کلمات و جملات با در نظر گرفتن همه جوانب آن و قواعد زبان گرامر گفته میشود.مانند همه علوم زبانشناسی نیز دارای قسمتهای مختلف است که بعضی از آنها اینچنین است. فونتیک:اصوات زبان و روابط بین آنها و رخدادهای صوتی مورفولوژی:کلمات و ریشه آنها و وندها و وظیفه و کاربرد آنها سینتکس:رابطه بین کلمات و جملات سیمانتیک:معنای کلمات و گروههای کلمات و رخدادهای معنایی در زبان اتیمولوژی:منبع کلمات و اینکه از چه زبانی گرفته شده همچنان که نمیتوان قسمتهای یک زبان را از یکدیگر با مرزهای دقیق مشخص کرد اینها نیز کاملا از یکدیگر مستقل نیستند.به ویژه اینکه میتوان سیمانتیک و اتیمولوژی را میتوان در داخل مورفولوژی بررسی کرد.به همین دلیل هم گاهی زبانشناسی را به سه قسمت فونتیک و مورفولوژی و سینتکس تقسیم میکنند. ۳.دوره ترکی نوین(قرون ۱۵ تا ۲۰) دورهایست که لهجههای به وجود آمده در دوره میانه و ادبیات آنها توسعه و ادامه مییابند.از نظر زبانشناسی به طور قطع نمیتوان مرز مشخصی میان ترکی میانه و ترکی نوین تعیین کرد.ولی در هر حال میتوان این دوره را دوره تغییرات لهجهها و تاثیرات خارجی بر زبان ترکی انگاشت. در این دوره از طرفی لهجههای اورخون و اویغور و قاراخانلی و خوارزم و لهجه دیگر به وجود آمده از آن یعنی ترکی جغتای رشد و توسعه مییابند و از طرف دیگر سلجوقهای آناطولی به همراه لهجههای اوغوز با پیشرفت و رشد سریع در مدت زمان کمی دومین زبان نوشتاری ترکی را پدید میآورد. ترکهای خزر و ترکهای شمال دریای سیاه تا قسمتهای بزرگی از اروپا که در رون ماقبل میلاد به آنجا کوچیده بودند همچنان تا قرن ۱۵ به حیات خود ادامه میدهند. ۴.دوره ترکی مدرن ترکی مورد استفاده از ابتدای قرن بیستم تا به امروز در مناطق مختلف ترکنشین دنیاست.امروز زبان ترکی دارای بیست زبان نوشتاری مختلف و گویشهای بیستر از این تعداد است 2. دوره ترکی میانه دورهای که ترکی باستان را به ترکی نوین مرتبط می سازد.در این دوره به تركی مورد استفاده در آسیای میانه تركی مشترك آسیای میانه هم گفته میشود.در قرن سیزده میلادی، در دنیای ترك با به وجود آمدن بعضی تغییرات و جداییها كمكم در شكل زبان تغییراتی صورت میگیرد.این دگرگونیها زمینه را برای ایجاد نظام نوشتاری نوین تركی پدید آورد.در واقع باید گفت منطقه اصلی این تغییرات شهر خوارزم بود.این شهر از طرفی پلی برای ارتباط تركی قاراخانلی و تركی خوارزمی گشته و هم تركی باستان را وارد شرایط جدید میكند و زمینه را برای به وجود آمدن لهجه جغتایی از گروه تركی شرقی به وجود میآورد. تركی خوارزمی نامی است كه به زبان نوشتاری تركستان غربی در قرون ۱۳ و ۱۴اطلاق میشود.یادگارهای به جا مانده از این دوره در دو گروه تركی قبچاق و تركی خوارزم دستهبندی میشوند اكنون به نام برخی از اینها توجه كنید: تركی خوارزمی: مقدمةالادب:این كتاب بعد از دیوان لغات الترك غنیترین لغتنامه تركی است كه از طرف زمخشری در سالهای۱۱۲۷-۱۱۴۴ نوشته و به خوارزمشاه آتسیز تقدیم شده است. قصصالانبیا:در این اثر كه توسط رابغوزی در سال ۱۳۱۰ نوشته و به امیر نصرالدین توق بوغا تقدیم شده، داستانهای آمده در قرآن كریم كه مربوط به پیغمبران الهی است و همچنین داستان حضرت محمد(ص) و سه خلیفه و حضرت علی (ع) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و نگاشته شده است. معینالمرید:این كتاب شعر كه حاوی ۹۰۰ بیت است در سال ۱۳۱۳ و برای آموزش فقه و تصوف برای تركمنهایی كه عربی نمیدانستند نوشته شده است. محبتنامه:یك اثر منظوم است كه خوارزمی آن را در سال ۱۳۵۳ نوشته است. نهجالفرادیس:ترجمه چهل حدیث است كه محمود كدرلی آن را در سال ۱۳۵۸ با مضمونی دینی، اخلاقی به تركی خوارزمی نوشته است.این كتاب یك نمونه زیبا از نثر تركی خوارزمی به شمار میرود. در ضمن تفسیر قرآن كریم نیز مربوط به این دوره است. تركی قبچاق: کدکس کومانیکس:در سال ۱۳۰۳ نوشته شده و شامل لغتنامهای مختصر به زبان های ترکی-آلمانی-لاتینی-فارسی است. ترجمان ترکی و عربی:کتابی شامل لغت نامه و گرامر ترکی است و در سال ۱۲۴۵ نوشته شده است. کتابالادراک للسانالاتراک:اولین کتاب گرامر شناخته شده ترکی است که ابوحیان آن را در سال ۱۳۱۲ نوشته است. خسرو و شیرین:ترجمه منظمومه خسرو وشیرین نظامی به ترکی است که قطب آن را در سال ۱۳۴۱ نوشته است.این کتاب از منابع پایه ای ترکی قبچاق است. گلستان:ترجمه ترکی کتاب گلستان سعدی توسط سارایلی سیف. التحفهالزکیه فیالغتالترکیه:تاریخ نگارش این کتاب دقیقا معلوم نیست.یکی از کتابهای گرامر ترکی قبچاق است. القوانینالکلیه فیالغتالترکیه:نویسنده این کتاب هم که منبع مهم گرامر قبچاقی است معلوم نیست. زبانشناسان دورههای تاریخی زبان تركی كه قبل از زمان به وجود آمدن متنهای تركی باستانی كه امروز در دست داریم است را به قرار زیر بیان میكنند: 1.دوره زبان یكسان آلتایی: دورهای كه تركی هنوز از زبانهای آلتایی جدا نشده بود. 2. باستانیترین دوره تركی: زمانیكه تركی از آلتای جدا شده و به صورت یك زبان مستقل درآمده بود. 3.دوره تركی نخستین: زمانیكه هنوز زبانهای هو، آوار، خزر و بلغار از تركی جدا نشده بودند. همچنین زبان شناسان تاریخ تركی را با توجه به كتیبهها و متنهای باستانی به دورههای زیر تقسیم میكنند: 1.دوره تركی باستان(قرنهای 6 تا 13) اولین دوره زمان تركی با توجه به كتیبههاست كه تا قرن سیزده میلادی ادامه داشته است.در مقایسه با دیگر دورهها هم از نظر صداها و هم از نظر فرم و خزینه كلمات خالصترین است.متنهای به دست آمده از این دوره در سه دسته كؤكتورك، اویغور و قاراخانلی قرار میگیرند: آ) متنهای كؤكتورك:نوشتههایی كه كؤكتوركها با استفاده از الفبایی كه خودشان ایجاد كرده بودهاند نوشتهاند.نوشتههای این دوره به بیش از 250 عدد میرسد.نام بعضی از آنها به قرار اینچنین است:كول تیگین، بیلگه قاغان، تونیوقوق، اورخون، چویرین، هویتو تامیر، نالایها، تالاس، هانگیدای، ایه نور و ... ب)متون اویغور بعد از واژگونی حكومت كؤكتوركها اویغورها را در صحنه تاریخ میبینیم.با وجودیكه بیشتر نوشتههای بهدست آمده از این دوره را دینی و اخلاقی تشكیل میدهد اما در میان آنها نوشتههایی در مورد طب، طالعبینی و نجوم و شعر هم دیده میشود.مهمترین آنها كتیبههای زیر هستند: سگگیز یوكمك: متنی دینی اخلاقی ترجمه شده از چینی كه دارای خزینه كلمات بسیار غنی است. آلتون یاروق:حجیمترین متن ترجمه شده از چینی به اویغوری است كه آنرا سینگكو سلی توتونگ نوشته است. ایرق بیتیك: متنی در باره طالعبینی است كه از 65 بند تشكیل شده است. داستان قایلآنامقار و پاپامقارا:داستان یك شاهزاده فهمیده و یك شاهزاده كمفهم است. پ):متون قاراخانلی متون نوشته شده در دوره قاراخانلی اینها هستند: قوتادگو بیلیگعلم سعادت،1069-1070)كتاب شعری با حدود 6645 بیت كه نویسنده كتاب یعنی یوسف خاص حاجب بوسیله گفتوگویی میان چهار مرد دولت ، انسان ،عدالت و عقل را تمثیل میكند.وراه سعادت در دو جهان را نشان میدهد. دیوان لغات الترك:كتابی كه محمود كاشغری به منظور آموزش تركی به عربها و نشان دادن برتری زبان تركی در سال 1072 شروع و در سال 1077 به پایان رساند .و آنرا به خلیفه ابوالقاسم عبدالله تقدیم كرد.این كتاب اولین انسیكلوپدیای تركی به شمار میرود.محمود كاشغری برای نوشتن این كتاب تمام سرزمینهای تركزبان را گشت و تمام كلمات تركی را در آن به ثبت رسانید.این كتاب را همچنین میتوان اولین كتاب توركولوژی تاریخ دانست.توركولوقها از آن به عنوان یادگار بینظیر اعصار گذشته یاد میكنند. عتابتالحقایق: ادیب احمد این كتاب را در قرن 12 و درباره دین و تصوف نگاشته است. دیوان حكمت: شعرهایی كه خوجا احمد یسوی در این كتاب نوشته و البته همه آنها مربوط به خودش نیست. هر زبانی از نظر زبان گفتاری و زبان نوشتاری دو جهت دارد. زبان گفتاری زبانی كه هر روز برای برقراری ارتباط با دیگران بهكار میبریم را زبان گفتاری گویند.به دلیل طبیعی بودن این زبان دقت زیادی در رعایت قواعد زبان، ترتیب كلمات و تلفظ درست نمیكنیم.به همین سبب،در طی زمان تغییراتی در نحوه تلفظ و گویش و همچنین كلمات در مناطق مختلف بهوجود میآید.كه در داخل این تغییرات داخلی گویشهای مختلف برای یك زبان به وجود میآید. گویش،فرمهای مختلف یك زبان است كه در مناطق مختلف صحبت میشود.در گویش،تفاوت در كلمات و گوناگونیهایی در صداها و شكل ظاهری مطرح است.در زبان تركی به علت اینكه در مناطق مختلف جهان گویشوران زیادی دارد، حدود بیست گویش مختلف وجود دارد.یاقوتی و چاووشی به عنوان گویشهای تاریخی زبان تركی تفاوتهای بسیار زیادی با دیگر گویشها دارند.به طوری كه آنها را باید زبانی جدا از تركی دانست.مردم یاقوت و چاووش در دورههای ماقبل تاریخ از دیگر گروهها جدا شده و لهجه دیگری را به وجود آوردهاند به طوریكه هماكنون دیگر تركان نمیتوانند زبان آنها را دریابند.گویشهای زیر در تركی وجود دارند: آ)گروه اوغوز-تركمن(تركی جنوبغربی) ب)گروه قبچاق(تركی شمالغربی) د)گروه قارلوق(تركی شمالشرقی) به دلیل وجود بخشهای بسیار نزدیك و مشترك موجود در هر یك از گویشهای این گروههای مادر تفاوتهای زیادی به چشم نمیخورد.تركی آذری و تركی تركیه مثال بارزی بر این مدعاست. آغیز به لهجههایی كه در زمانهای اخیر از هم جدا شدهاند و تنها در نوع تلفظ كلمات فرق دارندگفته میشود.این تفاوتها در بیشتر اوقات در همان تلفظ باقی میماند.لهجه های قونیه، ارزروم و اورفا از این نوعند. زبان نوشتاری همانطور كه از نامش پیداست زبان مربط به نوشتههاست.زبان موجود در كتابها، زبان ادبی و زبان فرهنگی است كه به منظور ایجاد یك زبان مشترك و آسانفهم كردن آن به وجود آمده است.برخلاف زبان گفتاری كه زبان روزمره مردم است،این نوع زبان مشترك خواندن و نوشتن است. احتملا افزودن تاپیکهای آخر باعث گسست در مباحث خواهد بود. اگرچه بهتر بود این تاپیکها در مباحث نخستین ارایه شود ولی با توجه به آلتاییک بودن زبان ترکی دانستن اطلاعاتی در این مورد خالی از لطف نخواهد بود. زبان تركی از لحاظ ساختار جزو زبانهای التصاقی پسوندی و از نظر ریشه جزو زبانهای اورال-آلتای میباشد.به دلیل اینكه زبانهای این خانواده بیشتر از نظر ظاهری شبیه هم هستند،به نظر میرسد عبارت گروه زبانی به جای خانواده زبانی مناسبتر باشد. ویژگیهای مشترك زبانهای گروه آلتای به قرار زیر است: 1.همه زبانهای این گروه جزو زبانهای التصاقی هستند. 2.پیشوند وجود ندارد. 3.در حالیكه به هنگام ایجاد كلمات جدید و صرف آنها با اضافه شدن پسوند به آخر ریشه تغییری در خود ریشه اتفاق نمیافتد،گوناگونی و فراوانی و غنای پسوندها نیز جالب توجه است. 4.در تركیب كلمات، كلمات اصلی بعد از كلمات فرعی میآیند:اینسانلیك حالی سؤزون دوغروسو.موصطافا توركو سؤیلركن كندیندن گئچییوردو.حالت انسانی حق سخن است.مصطفی در حالیكه شعر میگفت از خود میگذشت. صفت قبل از اسم میآید.یشیل اؤردك:اردك سبز.آنلاییشلی اوغرنجی:دانشجوی فهمیده.كاهرامان اوردو:ارتش قهرمان. 5.در این نوع زبانها جنسیت گرامری وجود ندارد.به همین دلیل تغییرات ناشی از جنسیت در جملهها به وجود نمیآید. 6.پسوند سوال موجود است. 7.وندهای مشترك از یك ریشه وجود دارد.این ویژگی در میان تركی و مغولی بارزتر است. 8.از نظر ساختار صوتی در این زبانها اشتراكهایی وجود دارد.مثلا در ابتدای كلمات حروف ل،ن،ر و نون غنه نمیآید.همچنین قانون هماهنگی اصوات در همه این ها وجود دارد. پسوند چی و چو وقتی به آخر کلمات اضافه می شوند : ( در بیشتر کلمات به معنی دوست داشتن ، ساختن ، و ... را می رسانند ) قاتیق چی : ماست فروش ، کسی که ماست درست می کند ، کسی که ماست دوست دارد . اسکی چی : کهنه فروش الک چی : غربال فروش ، سازنده غربال قیزیل چی : طلا فروش ، زرگی بویاقچی : رنگرز چاناقچی : سازنده ظروف سفالی جئچه چی : سازنده سنگ قبر ، سنگ تراش ده وه چی : شتر بان زیبیل چی : سوپور ، آشغالچی قولباقچی : النگو ساز سامانچی : کاه فروش حامامچی : گرمابه دار ته لیس چی : گونی باف ، گونی فروش چؤره ک چی : نانوا کؤینه کچی : پیراهن دوز سوپورگه چی : جارو کش قایماقچی : خامه فروش گه می چی : صاحب کشتی ، کشتیران گؤی چو : سبزی فروش سوموچو : کلوچه پز تویوقچو : مرغ فروش ، پرورش دهنده مرغ تورشو چو : ترشی فروش ، کسی که ترشی درست می کند و می فروشد . اوخلوچو: کسی که با چوب مخصوص باز کردن خمیر خمیر نان را باز می کند . اودونچو : هیزم فروش ( کؤک ) بیرسؤزده قالیبی ده ییشیلمیه ن بؤلومه کؤک دئیله ر . یازماق ، یازدیرماق ، یازیلماق ، یازماماق ، یازما کؤکون اوچ حالتی اولابیلر : 1 - کؤکلر هردن چوخ ساده دیلر و اوچ حرفدن دوزه لیرلر ( باش ) 2 - کؤکلر هردن بیر آیری سؤزنه ن قاریشیب آیری بیر سؤزلوک دوزه لده رلر ( باش لیق = باشلیق ) باش = سر باشلیق = کلاه ، شیربها 3 - کؤکلر هردن بیر ایکی کؤکدن دوزه لیرلر ( باش وور ماق = سرزدن ) ریشه کلمه در ترکی آذربایجانی سه حرفی و یک هجائی است . بعضی وقتها ریشه سه حرفی و یا چند هجائی هم دیده می شود . شکیلچی ها در زبان ترکی بر اساس تقسیمی سه نوعند: شکیلچی هایی که فقط به یک حالت در آخر کلمه قرار می گیرد (بیر چئشیتلی). مانند شکیلچی "داش" که در انتهای کلمات به یک صورت آمده است. در هنگام استفاده ی این شکیلچی ها برای ساخت کلمه قانون آهنگ صدا کاربرد ندارد. (daş) Dildaş yoldaş شکیلچی هایی که در هنگام استفاده با توجه به قانون آهنگ صدا تلفظ آن تغییر می کند و دو نوع تلفظ جداگانه پیدا می کند (ایکی چئشیتلی). (lar) Dağlar Səslər شکیلچی هایی که علاوه بر قانون آهنگ صدا با توجه به تقسیم بندی دوم حروف صدادار و حرف صدادار آخر کلمه به چهار شکل مختلف تلفظ می شوند (دؤرد چئشیتلی). (siz) Evsiz Paltarsız Qorxusuz Köksüz اگر به شکیلچی های بالا توجه کنید می بینید که در گروه دوم و سوم با توجه به حروف صدادار ریشه ی کلمه شکیلچی به صورت های متفاوت آمده است. حال به بقیه ی کاربردهای تقسیم بندی های حروف صدادار می پردازیم. 2. حال به بقیه ی کاربرد تقسیم بندی های حروف صدادار می پردازیم. اگر بعد از کلمه ای شکیلچی ایکی چئشیتلی (دو نوعی) بیاوریم؛ این شکیلچی از قاعده ی آهنگ صدا (سس قورولوشو) پیروی می کند و با توجه به آخرین حرف صدادار کلمه تلفظ می شود. یعنی اگر آخرین حرف صدادار در کلمه اینجه باشد حرف صدادار موجود در شکیلچی نیز اینجه خواهد بود و در غیر این صورت صدای قالین خواهد داشت. چندمثال: شکیلچی شرط (سه – سا) Sə: Gəlsə, Bilsə, Görsə... Sa: Qalsa, Vursa, Atsa... شکیلچی جمع (له ر – لار) Lər: Gecələr, türklər, əllər... Lar: axşamlar, kitablar, dağlar شکیلچی مصدر (مه ک – ماق) Mək: Gedmək, sərmək, Dəlmək... Maq: Durmaq, Salmaq, Almaq... علاوه بر اینها نیز شکیلچی های دونوعی در زبان ترکی وجود دارد که در نوشته های بعدی به آنها پرداخته خواهد شد. 3. در شکیلچی های چهار نوعی (دؤرد چئشیتلی) علاوه بر توجه به تقسیم بندی اول باید به تقسیم بندی دوم حروف صدادار نیز توجه کنیم. یعنی علاوه بر اینکه صدای شکیلچی از نظر اینجه یا قالین بودن از صدای ماقبل خود تبعیت می کند از نظر حالت لب نیز تابع حرف صدادار ماقبل خود است. مثال: شکیلچی مفعول(ی – ئ – ـؤ – ـو): İ: səni, eli, dilini,... I: qanı, ağzını, qarğanı... Ü: üzümü, Güzgünü, sürünü... U: topu, oxu, pulu... تعداد بسیاری از شکیلچی های زبان ترکی چهار نوعی است. در نوشته های بعدی به این شکیلچی ها نیز پرداخته می شود. تقسیم بندی حروف صدا دار در زبان ترکی: در زبان ترکی 9 حرف صدادار وجود دارد که برخلاف حروف صدادار در دیگر زبانها مانند فارسی و عربی همه صدای کوتاه دارند. یعنی حروف کشیده در زبان ترکی وجود ندارد. بنا بر این حروف صدادار به حروف کشیده و کوتاه تقسیم بندی نمی شود. A, Ə, E, İ, I, O, Ö, U, Ü اما این حروف به گونه ای دیگر تقسیم می شود. حروف صدادار در زبان ترکی به دو گونه تقسیم بندی می شود که هر دو تقسیم بندی در ساختار کلمه اهمیت دارد. تقسیم بندی اول که در ساختار ریشه ی کلمات و همچنین در به کارگیری پسوندها با توجه به حروف صدادار ریشه ی کلمه کاربرد دارد تقسیم بندی به دو گروه قالین (ضخیم) و اینجه (نازک) است. Türk dilinin səsliləri Qalın səslilər İncə səslilər U u O o I ı A a Ü ü Ö ö İ i E e Ə ə کاربرد این تقسیم بندی را بعد از معرفی تقسیم بندی دوم خواهیم گفت. تقسیم بندی دوم بر اساس حالت لب در هنگام ادای حرف است. در این تقسیم بندی نیز حروف صدادار به دو گروه تقسیم می شود: حروفی که در هنگام ادای آن لب ها به کار گرفته می شود؛ (دوداغلانان سس له ر) و حروفی که این خاصیت را ندارند (دوداغلانمایان سس له ر). همانگونه که در جدول زیر می بینید در بین هر دو گروه اینجه و قالین هم صداهای دوداغلانان و هم صداهای دوداغلانمایان وجود دارد. تقسیم بندی دوم در انتخاب برخی پسوند ها با توجه به آخرین حرف صدادار قبل از پسوند کاربرد دارد. Türk dilinin səsliləri Qalın səslilər İncə səslilər Dodağlanan Dodağlanmayan Dodağlanan Dodağalnmayan U u O o I ı A a Ü ü Ö ö İ i E e Ə ə کاربرد ها: 1. در ساخت هر کلمه که ریشه ی ترکی داشته باشد قاعده ای به نام آهنگ صدا و یا سس قورولوشو وجود دارد که بر اساس آن اگر اولین حرف صدادار کلمه از نوع اینجه باشد بقیه ی حروف صدادار در ریشه ی آن کلمه نیز از این نوع است و در غیر این صورت تمامی حروف صدادار ریشه ی کلمه از نوع قالین است. مثال: QALIN: Qalın, Uşağ, Qarğa, Paltar, Araba İNCƏ: İncə, Ölkə, Üzüm, Gecə, Dədə این قاعده تا حدود زیادی در کلماتی که از دیگر زبانها هم به زبان ترکی راه یافته اند رعایت می شود. مثلا کلمه ی محبت در زبان فارسی به صورت Mohəbbət و در زبان عربی به صورت Muhəbbət خوانده می شود اما در زبان ترکی با توجه به قاعده ی آهنگ صدا به صورت Məhəbbət آمده است. مثال های بیشتر: Hüseyn (hoseyn), dövlət(dovlət), Müəyyən (moəyyən), Salamat (səlamət) اما برخی دیگر از کلمات دخیل در زبان ترکی بدون توجه به این قاعده استفاده می شود. مانند: Sadə, pərvanə, Aləm, İran گاهی برخی از کلمات ترکی نیز مستثنی این قاعده هستند. Ceyran, برای پرداختن به باقی بحث ابتدا لازم است در مورد وندها (شکیلچی له ر) در زبان ترکی مطالبی را بدانید. بر خلاف زبان فارسی که در آن وندها سه نوع ( پیش وند، میان وند و پس وند) هستند در زبان های اورال-آلتاییک (التصاقی یا پیوندی) از جمله زبان ترکی فقط نوع سوم آن یعنی پس وند وجود دارد که در زبان ترکی شکیلچی نامیده می شود. الفبای ترکی پذیرفته شده در ۲۱ نوامبر ۱۹۲۸ دارای ۲۹ حرف است که از قرار زیرند: a: آ مانند ata(پدر) b: ب مانند ben(من) c: ج مانند gece(شب) ç:چ مانند ağaç(درخت) d:د مانند kend(خود) e:کسره و البته این حرف هم برای صدای کسره و هم برای صدای فتحه به کار می رود.در بسیاری از کلمات ترکی ترکیه صدای فتحه و کسره شبیه هم تلفظ می شود.در این باره که آیا در ترکی قدیم کسره و یا فتحه وجود نداشته نظر قطعی وجود ندارد. f: ف مانند sınıf(کلاس) g:گ مانندdergi(مجله) ğ:غ (که گاهی به صورت ی و گاهی اصلا تلفظ نمی شود)مانندağız(دهان) h:ه مانند hangi(کدام) i:ای مانند dil(زبان) ı:این حرف یکی از حروفی است که تقریبا مختص زبان های ترکی است.مانند batı(غرب) j:ژ مانند fizyoloji(فیزیولوژی) k: ک (که تلفظ های گوناگونی دارد گاهی به صورت نازک و گاهی به صورت ضخیم)مانند kaş(ابرو) l:ل مانند kal(بمان) m:م مانند durum(وضعیت و حالت) n:ن مانند nasıl(چگونه) o:او مانند konu(موضوع) ö:این هم یکی از حروف اختصاصی ترکی است.اما تلفظ آن شبیه تلفظ حرف o در کلمه world است.مانند söyle(بگو) p:پ مانند kapı(در) r:ر مانند ver(بده) s:س مانند soru(سوال) ş:ش مانند şu(این) t:ت مانند taş(سنگ) u:او مانند uzman(کارشناس و متخصص) ü:این حرف در زبان های فرانسه و آلمانی و بعضی دیگر از زبان ها وجود دارد.مانند ünlü(مشهور) v:و مانند gövde(بدن) y:ی مانند iyi(خوب و خوش) z:ز مانند öztütk(ترک اصیل) خلاصه مهمترین رخدادهای صوتی در زبان تركی* توجه كنید: ۱.به وجود آمدن حروف جدید: این رخداد خود بر دو نوعِ ایجاد حرف صدادار و حرف بیصدا است.در نوع اول به یك حرف صدادار به ابتدا یا میانه یا انتهای یك كلمه اضافه میشود.به طور مثال كلمه Recep تبدیل به İrecep و كلمه ömr تبدیل به ömür میشود. در نوع دوم یك حرف بی صدا به كلمه اضافه میگردد.در این رخداد صوتی یا به انتهای كلمهای كه به حرف صدادار ختم میشود و یك پسوندی با آغاز حرف صدادار با آK میآید حرف ﴿y, n﴾ اضافه میگردد.مانند bilgi-y-e و bu-n-u.و یا اینكه ﴿بیشتر در گفتار﴾ به ابتدای كلمات حرف y, h اضافه میشود.مثلا ıldız تبدیل به yıldız و örümcek تبدیل به hörümcek میشود. ۲.تشدید یافتن حرف بیصدا در این رخداد كه بیشتر در گفتار دیده میشود، یك حرف بیصدا به صورت مشدد تلفظ میشود.مانند yeddi و bilemmedim. ۳.افتادن حروف این رخداد هفت نوع است: افتادن اولین حرف ﴿ısı+cak > sıcak﴾، افتادن حرف صدادار هجای میانی ﴿oğulu > oğlu﴾، افتادن حرف بیصدا ﴿geliyor > geliyo﴾، افتادن هجا ﴿pazar ertesi> pazartesi﴾، حذف تشدید در كلمات دخیل ﴿kemmiyyet > kemiyet﴾، یكی شدن دو صدادار كه به دنبال هم میآیند ﴿ne+asıl > nasıl﴾، تبدیل دو هجا به یك هجا و به عبارت دیگر ذوب شدن هجا ﴿pek iyi > peki﴾. ۴.جابجا شدن حروف جابجا شدن دو حرف در یك كلمه كه بیشتر در گفتار دیده میشود**.به مثالها توجه كنید: toprak-torpak، ileri-ireli، köprü-körpü در این مثالها شكل اول نادرست و شكل دوم درست است. ۵.آسیمیلاسیون در تركی به وفور دیده میشود و همان ابدال در زبان فارسی است ﴿شمبه< شنبه﴾. آسیمیلاسیون در تركی با دیگر ویژگیهای صوتی و از جمله قانون هماهنگی اصوات در تركی ﴿اینجا و اینجا﴾ ارتباط دارد و بر سه نوع است: یكی شدن یك حرف با حرف ماقبل خود مانند ﴿bunlar> bunnar﴾، یكی شدن یك حرف با حرف مابعد خود مانند ﴿gözsüz > gössüz﴾ و یكی شدن بر اساس نقطه تشكیل حرف در مجاری صوتی كه همانند قلب در عربی است مانند ﴿çarşamba﴾. ۶.تغییر یك حرف تغییر یك حرف در تركی بر سه نوع است: تغییر حرف صدادار در هجای میانی به دلیل ضعیف بودن حرف "y" در زبان تركی مانند ﴿başlıyor genci﴾ به استثنای كلمات تك هجایی، تغییر یكی از دو حرفی كه در كنار هم و شبیه به یكدیگرند مانند ﴿ahçı متن اصلی توضیحات: *بعضی از قوانین آوایی، مورفولوژیك و ... لهجه تركیهای با لهجه آذربایجانی متفاوت است. به همین دلیل برای جلوگیری از اشتباه هم برای خوانندگان و هم خودم مجبورم از عبارت تركی تركیهای استفاده میكنم.اما از آنجایی كه این وبلاگ برای آموزش زبان تركیای كه در تركیه به كار گرفته میشود راهاندازی شده است، از این به بعد به جای عبارت تركی تركیهای فقط كلمه تركی استفاده خواهد شد. **جابهجا شدن حروف در تركی آذربایجانی هم وجود دارد، با این تفاوت كه در تركیه اشتباه موجود در زبان گفتاری به زبان نوشتاری منتقل نشده است. و در نتیجه از به وجود آمدن مشكلاتی نظیر اشتباه در تشخیص ریشه كلمات و به هم خوردن نظم و استاندارد موجود در زبان جلوگیری شده است.مثلا كلمه یاپ+راق در تركیه به صورت شكل اصلی خود و در آذربایجان با جابهجایی دو حرف "پ" و "ر" به صورت "یارپاق" نوشته میشود.
چوخ گوزل بیر اویرنملی بحث آچیبسیز . اما ، کاش کی بو بحثی بولوک ،بولوک ( آموزش زبان تورکی آذربایجانی ده گویاردیز آتابک خان) امما گینه ده هچ عیبی یوخدور. بئله سیده گوزلدی
یاشاسین آنا دیلیمیز آزربایجان تورکوجه سی 