| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
134
|
1114
|
88/4/14 (22:50)
|
|
||
|
|
11
|
33
|
90/7/6 (21:48)
|
|
||
|
|
2
|
44
|
90/7/5 (19:33)
|
|
||
|
|
1
|
31
|
90/6/27 (07:57)
|
|
||
|
|
1
|
18
|
90/6/27 (07:56)
|
|
||
|
|
0
|
27
|
89/2/28 (00:05)
|
|
||
|
|
1
|
29
|
89/2/6 (20:27)
|
|
||
|
|
10
|
85
|
88/10/5 (12:36)
|
|
||
|
|
0
|
22
|
88/6/28 (10:16)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
88/6/28 (10:13)
|
|
||
|
|
3
|
64
|
88/6/12 (13:49)
|
|
||
|
|
0
|
32
|
88/6/2 (00:04)
|
|
||
|
|
52
|
233
|
88/5/19 (16:59)
|
|
||
|
|
4
|
48
|
88/4/30 (23:21)
|
|
||
|
|
2
|
17
|
88/4/8 (16:58)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
88/4/8 (13:37)
|
|
||
|
|
29
|
141
|
88/3/23 (17:46)
|
|
||
|
|
0
|
27
|
88/3/20 (14:33)
|
|
||
|
|
34
|
142
|
88/3/17 (22:20)
|
|
||
|
|
5
|
60
|
88/3/10 (14:38)
|
|
در روز گشایش مدارس و دانشگاهها در اعتراض به عدم آموزش به زبان مادری بر سر کلاسهای درس حاضر نشویم!
دیگر نمیخواهم به “چؤرک” نان بگویم و “آنا” را مادر بنویسم! من تورکم!
از زبان به عنوان کلید شبکههای ارتباطی و گاهی نیز سرمایه فرهنگی یاد میشود که افراد با تسلط بر آن میتوانند علاوه بر برقراری روابط اجتماعی، نوعی هویت ویژه کسب کنند. پس هویت فرد چه در سطح قومی و چه در سطح ملی تا حدود زیادی بستگی به زبانی دارد که او فرا میگیرد. وقتی که از حفظ، تقویت و توسعه فرهنگ یک جامعه سخن به میان میآید، زبان نیز به عنوان یک عامل اساسی مطرح میشود، چرا که زبان در حکم رشتهای است که فرهنگ گذشته و حال را به هم پیوند میدهد. میدانیم كه زبان وسیلهای است كه رشد بعدی كودك روی آن بنا میشود. نطفه اولیه آموزش زبان مادری در خانواده بسته میشود. پدر و مادر با نهادن کلمات اولیهای همچون “آنا”، “آتا”، “چؤرک”، “سو”، و … بر زبان كودك، اولین آموزگاران او به حساب میآیند و راه تازهای را در رشد و تكامل فرزند خود باز میكنند. بعد از رسیدن به سن 6 سالگی و شروع دوران تحصیلی برای یک کودک، او وارد مرحله جدیدی از رشد و خودآگاهی میرسد. اما این وضع برای کودکان تورک آذربایجان که زبان مادریشان در مدارس تدریس نمیشود به گونه دیگری رقم میخورد.
كودك تورک با ورود به دوران تحصیلی در طول مدرسه خود را مثل دیگران میبیند و فكرمیكند كه تفاوتی با دیگران ندارد، كه البته ازنظرارزشهای انسانی این كاملاً درست است و باید این طورباشد. او گمان میبرد که تحصیل و آموزش به معنی یادگیری زبانی غیر از زبان مادری اوست که این امری طبیعی برای معلم او و سایر همکلاسیهایش به حساب میآید. او از امروز باید به “سو”، آب بگوید و به “چؤرک” نان، به “آنا” مادر و به “آتا” پدر! اما وقتی كه وارد جامعه بزرگسالان میشود و به سنین بالاتر میرسد احساس میكند كه جامعه بین افراد تفاوتهایی قائل است و این مسئله موجب دلسردی او میشود. مشاهده شده است كه فرزندانی كه به زبان مادری آموزش میبینند هنگامی كه بزرگتر شده و به جامعه راه مییابند معمولاً كمتر دچار بحرانهای شخصیتی میشوند و خودباوریشان بیش ازكسانی است كه یا به زبان مادری آموزش ندیدهاند و یا در نیمه راه به دلایل گوناگون از تحصیل به زبان مادری منصرف شدهاند.
آموزش به زبان مادری و بومی از نظر اجتماعی و از نظر روحی و روانی در اعتماد به نفس کودکان تاثیر عمیقی میگذارد و آنها راحتتر میتوانند ابراز احساسات نموده و ارتباط فکری و زبانی راحتتری را با دیگران برقرار کنند. از نظر روانشناختی، آموزش به زبان مادری سبب درک بهتر مطالب درسی شده و پیشرفت شناختی دانشآموز را افزایش میدهد. از نظر اجتماعی سبب جذب راحتتر کودک در محیط اجتماعی گردیده و از نظر عاطفی نیز باعث بوجود آمدن پیوند عاطفی ناشی از استفاده از زبان مادری در زندگی تحصیلی میگردد. و بالاخره از نظر آموزش، استفاده از زبان مادری سبب بالا رفتن کیفیت و کمیت ارتباط درون مدرسهای و درون کلاسی میشود. برای كارشناسان بیش از پیش مسلم است در صورتی كه كودكان در مدرسه به هر دو زبان مادری و زبان رسمی آموزش ببینند به نتایج بهتری دست مییابند و از شخصیت قویتر و ثبات بیشتری در زندگی اجتماعی و خانوادگی برخوردار میشوند.
دانشآموزی كه در طول سالهای مدرسه به زبان مادری خود تحصیل میکند ضمن بهترشدن زبان مادریاش، علاوه براینكه زبان دوم را بهترفرا میگیرد، اعتماد به نفس بیشتری كسب میكند. او شناخت عمیقتری نسبت به فرهنگ و آداب و رسوم كشورش پیدا میكند و متوجه میشود كه ریشه در جایی دارد و به سهم خود دارای فرهنگ و پشتوانهای است. این فرد اگر چنانچه پس از اتمام تحصیلات دبیرستانی در جامعهای كه زندگی میكند، به هر دلیلی مورد قبول واقع نشود احساس بیریشه بودن، بیفرهنگ بودن و در نتیجه کمشخصیتی و بیهویتی به او دست نخواهد داد. آموزش زبان مادری خطراتی از این دست را كاهش میدهد و به همین دلیل باید از آن استقبال كنیم و در بهترشدن و مؤثرتر بودن آن برای فرزندان عزیزمان بكوشیم. ولی اجرای این مهم به دست چه كسانی و چگونه ممکن است؟
از کجا به کجا رسیدهایم: از پایتخت فرهنگی شرق به شهر مردهها و مقبرهها!
آذربایجان و خصوصاً مرکز فرهنگی آن تبریز از دیرباز مهد دانشپژوهان و دانشجویان بوده است. حدود 700 سال پیش از این برای اولین بار در جهان نخستین شهرک دانشگاهی به نام ربع رشیدی (رشیدیه) در جوار شهر تبریز ساخته شد. همزمان با آن، دو دانشگاه دیگر یکی در سلطانیه زنجان و دیگری در شام قازان تبریز تأسیس شد. در دورههای بعد از ایلخانی نیز آذربایجان به لحاظ مرکزیت علمی همواره موقعیت ممتازی در مشرق زمین داشت. گواه این مدعا خیل بیشماری از علما، فقها، شعراء، نقاشان، خطاطان، فلاسفه، منجمان و مورخانی است که هم اکنون قبور آنها در مقبره شعرا، مقبره اولیا و مقبره مشایخ تبریز قرار دارند.
در اوایل دوره قاجاریه که آخرین حکومت تورکهای آذربایجان بر ممالک محروسه (ایران) میباشد، تبریز بعنوان یک شهر شرقی دارای مدارس سنتی بنام مکتب بود. نخستین دانشگاه ممالک محروسه در اواسط دوره ناصرالدین شاه قاجار به کمک آمریکائیها در اورمیه تأسیس شد. در این سالها، مدرسه دارالفنون تبریز مشهور به مدرسه دولتی مظفری بسال 1255 شمسی بعنوان مدرسه اعیان و اشراف تبریز تأسیس شد. اولین مدرسه به سبک جدید توسط میرزا حسن رشدیه به سال 1267 شمسی در تبریز بنیانگذاری شد که کتابهای «آنا دیلی» و «وطن دیلی» که هر دو به زبان تورکی آذربایجانی نوشته شده بودند در این مدرسه تدریس میگردیدند. حتی مدارس تهران آنزمان نیز به دست آذربایجانیهای مقیم تهران و سلاله تورک قاجار بنا شده بودند که در همه این مدارس به زبان مادری آموزش داده میشد.
لکن، با روی کار آمدن رضا پهلوی (دومین شووینیست، فاشیست و نژادپرست فارس بعد از فردوسی!) سیاست فرهنگی جدیدی بر علیه آذربایجان در دستور کار دولت قرار گرفت که نخستین نتیجه آن حذف آموزش به زبان مادری در مدارس بود. رضا پهلوی با تغییر نام ممالک محروسه به پرشییا (فارسستان) و سپس ایران، ممالک محروسه را معادل کشور فارسها و آریاییها نموده و در نتیجه تورکی حرف زدن در سر کلاسهای درس ممنوع شد و دستور داده شد که «هر کسی از این به بعد در سر کلاس تورکی حرف بزند افسار الاغ بر او بسته و در طویله بیاندازند». همچنین مقرر شد که «هر کس به زبان تورکی از معلم خود سوال کند باید جریمه نقدی به نفع توسعه زبان فارسی بپردازد».
ادامه این سیاست تا به امروز نیز ادامه دارد که در نتییجه آن استانهای آذربایجان در رده بیست و یکم از نظر درصد باسوادان بین استانهای کشور قرار گرفته است. آذربایجان در هیچ دورهای از تاریخ به اندازه دوره هشتاد ساله اخیر در پیشگاه اجداد افتخارآفرین خود سرافکنده نبوده است. چند سال پیش دکتر محمد علی حسین پور فیضی رئیس دانشگاه تبریز در کنگره بررسی مسائل آذربایجان آمار تکان دهندهای ارائه داد. وی گفت در آذربایجان شرقی از هر 100000 نفر اهالی تنها 67 نفر از کنکور ورودی دانشگاه قبول میشوند، حال آنکه متوسط این رقم برای کشور 109 نفر و برای مناطق فارسنشین 135 نفر میباشد. با این حساب تعداد با سوادان فارسزبان بیش از دو برابر تعداد تحصیلکردگان تورک بوده و در نتیجه فارسزبانان امکانات مادی و معنوی کشور را به سمت مناطق فارسنشین کشور سوق داده و امور اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، قانونگذاری، قضایی و اجرایی کشور در انحصار فارسزبانان قرار میگیرد که به عینه شاهد آن هستیم!
دولت باید امکانات اجرایی آموزش به زبان مادری را فراهم کند!
در پنجاه و پنجمین نشست عمومی سازمان ملل، که ریاست آنرا ژئن کاوان (Jan Kavan) وزیر اسبق امور خارجه جمهوری چک بر عهده داشت، وی اعلام کرد: «سازمان ملل و یونسکو در جستجوی راهی برای حفظ زبانها به عنوان میراث مشترک بشری هستند و سیستم آموزشی چندزبانه را به کشورها توصیه میکنند». کاوان افزود:« زبان مادری به عنوان ابزار ارتباطی نقشی بسیار مهم در تکوین شخصیت افراد دارد و روز جهانی زبان مادری، اعلامیه جهانی تنوع فرهنگی و محافظت از بینش سنتی مردم میباشد». همچنین كویچیرو ماتسورا مدیر كل یونسكو در پیامی در 21 فوریه به مناسبت روز جهانی زبان مادری پیشنهاد كرد: «زبانهای مادری باید از همان ابتداییترین سنین در نظامهای آموزشی مورد عنایت قرار گیرند». از کشورهای عضو سازمان ملل که سیستم آموزشی چند زبانه را به کار گرفتهاند، سوئیس، نروژ، هلند و هند نمونههای موفقی هستند که با استفاده از این سیستم، به اهداف یونسکو جامه عمل پوشانیده و مردم را به فراگیری چند زبان ترغیب نمودهاند.
با وجود به رسمیت شناخته شدن حق تحصیل به زبان مادری برای اقوام در اصول 15 و 19 قانون اساسی کشور و استفاده از این اصول در مورد اقلیتهایی همچون ارامنه پنجاه هزار نفری کشور به نظر میرسد که حاکمیت نه تنها قصد اجرای این اصول برای 35 میلیون ملت تورک آذربایجان و سایر ملل ساکن کشور را ندارد، بلکه، به روشهای مختلف در صدد آسمیله کردن و از بین بردن زبان و فرهنگ آنها میباشد. علیرغم عضویت کشور در سازمان ملل متحد و امضای تعهدات بینالمللی مبنی بر عدم تعرض بر هویت ملی و قومی که جزو حقوق اولیه هر انسانی است و در حالی که حاکمیت ادعای رهبری جهان اسلام را دارد و داعیهدار گفتگوی تمدنها میباشد، کمترین اهمیتی برای احقاق حقوق ملل غیرفارس کشور قائل نیست. دولت و حاکمیت هیج امکاناتی در راستای تحصیل به زبان مادری ملل ساکن کشور فراهم نکرده و کانال تلویزیونی به زبان اصیل آنها تأسیس نمیکند! آنها را از داشتن مطبوعات به زبان مادری خود محروم کرده و اجازه هیچ گونه عرض اندام برای فرهنگ باشکوه آنها نمیدهد. با توجه به وضعیت حاضر چه باید کرد؟
ملت آذربایجان ساکت نخواهد نشست: هارای، هارای من تورکم!
ملت آذربایجان، قریب به 25 سال بعد از خیزش ضد ارتجاعی و دمكراسی خواهانه خود به رهبری حزب خلق مسلمان و رهبر فقید آن مرحوم آیت الله شریعتمداری و 60 سال بعداز سركوب حكومت ملی به رهبری شهید سیّد جعفر پیشهوری بار دیگر در اعتراضی فراگیر یك گام به تکامل پروسه مبارزات ملی و حق تعیین سرنوشت سیاسی و ملی خود نزدیك شد. خیزش اعتراضی خرداد ماه 1385 ملت آذربایجان و جنبش ییشرو دانشجویی آن با اعتراض به كاریكاتور توهینآمیز روزنامه ایران آغاز شد. ولی، چنانچه اكثر آگاهان امور نیز متفق القولند، تداوم این اعتراضات فراتر از یك كاریكاتور بوده و ریشه در مسائل عمیق اجتماعی، فرهنگی و تبعیضات اقتصادی و سیاسی دارد.
آری، ملت آذربایجان در راستای حفظ هویت ملی آذربایجان اعتراض و فریاد هویتطلبی خود را با راه و منش مسالمتجویانه به گوش حاکمیت کشور و جهانیان رساند كه چگونه ملتی 35 میلیونی را از حقوق اولیه و انسانی خود كه همانا تحصیل به زبان مادری است محروم كردهاند و در عصری كه كرامت انسانی در سرلوحه شعارهای نهادهای مدنی دنیا و نیز سازمان ملل متحد قرار گرفته است ملتی را در زیر انواع تحقیرها و توهینها سركوب کرده و زبان و فرهنگشان را نابود کرده و آنها را بسمت آسیمیلاسیون سوق میدهند تا به خیال خود ملتی یكدست در زیر لوای فرهنگ و زبان فارسی فراهم سازند و با قومكشی و امحای فرهنگهای دیگر ملل ساکن در کشور به نفع یك قوم خاص و اقلیت بیست درصدی فارسزبان کشور به صحنهگردانی بپردازند و دم از اتحاد سه کشور فارسزبان افغانستان، تاجیکستان و ایران بزنند!
از این رو لازم است که با بینشی وسیع از این به بعد به احیای حقوق اولیه خود بپردازیم و بیش از بیش توجه جهانیان و دیدبانان حقوق بشر را به عدم تحصیل به زبان مادری 35 میلیون تورک آذربایجان در ایران معطوف کنیم. انتخاب روز اول مهر بعنوان روز نسلکشی خاموش ملل غیرفارسزبان کشور از طرف فعالین حرکت ملی آذربایجان میتواند قدمی در احقاق حقوق اولیه و انسانی غیرفارسزبانان و خصوصاً ملت تورک آذربایجان باشد. در این روز لازم است که همه کسانی که به زبان مادری خود علاقهمند بوده و خواهان حفظ و پویایی آن هستند از رفتن به مدارسی که در پی نسلکشی خاموش ملل غیرفارسزبان کشور میباشند خودداری کنند. اینکار بنا به دلایل زیر میتواند انجام گیرد:
- جلب حمایتهای مادی و معنوی سازمان ملل در تحصیل به زمان مادری ملت تورک آذربایجان
- متوجه کردن جوامع جهانی، مدافعین حقوق بشر و خبر گزاریها به وجود ملل غیرفارس در ایران و نظام حکومتی فاشیستی-آپارتایدی فارس
- جلوگیری از هرگونه تحریف، تخریب و مصادره خواستههای حرکت ملی آذربایجان از طرف شوونیزم فارس خارجی و داخلی و تأکید بر خواست آموزش به زبان مادری و به رسمیت شناخته شدن زبان تورکی آذربایجانی در کشور
با پی بردن به اهمیت این روز ما میتوانیم اعتراضات مدنی خود را نسبت به آپارتاید فارس اعلام نموده و فریاد سرکوب شده ملل غیرفارس کشور علی الخصوص ملت تورک آذربایجان را به همه دنیا برسانیم. لذا، از تمامی آذربایجانیها و ملت بزرگ تورک ساکن کشور خواستار همراهی با این امر مهم و عدم رفتن به مدارس در روز گشایش مدارس و دانشگاهها (اول مهرماه) هستیم.
آنا دیلی نین بیمه سی نئچه یه؟ آتامان زنگانلی
گئچمیش گونلرین بیری سوتلو كوكه آلماغا، بو یئنی چیخان چوركچی یه گئتدیم. كونده لری بیر ار بیر ار تندیره آتیردی. ایكی اوغلان سول یاندا دورموشدولار. بیز ایسه سول یاندا.
كوكه چی اوشاغلارا اوز چئویریب دئدی: بیر آز بو طرفده دایانین من تئز تئز یاپیم. جومهوری اسلامی هر نه یی بیمه ائله ییب بو کوركدن سووای. ایلك سوزونه گولمه ییم گلدی. آما سونرا فیكیرلشدیم. گئرچك بیر سوزدور باخسانیز. اود، سئل، یاغیش، دئپرم، اوغورلوق، دام اوچما، آدام اولومو و باشقا نسنه لرین بیمه سی وار. ایندی كوكه چی نین كوره یی اوشاقلارا دئییب بیر یئرلری یارالانسا، بیمه عنوانلی بیر شئی یوخ. بوندان واز گئچك.
گوره سن بیر اینسانین دیلینین بیمه سی نئچه دیر؟ اولا بیلر دئیه سیز اولودن آرتیق اولمایاجاییق. اولویه نئچه وئرسه لر بونو لاپ ایكی قات وئرسینلر. یوخ بئله دئییل دوزگون فیكیرلشسه نیز بیزیم دیلین بیمه سی یازی یا گلمه ین بیر دَیَردیر. ان آز دَیَرلری سوچ سوز 8 ایل زیندان، نئچه آیلار اینفیرادی دان سووای، گویلون ایسته مه ین یئرلره سورگون اولما و قالانین اوزونوز بیلیرسینیز.
ایندی گئرچكدن بیزیم آنا دیلیمیزین بیمه سی نئچه یوخسا نه دیر؟ بیزلر اونو اوده ییب، دیلیمیزی بیمه ائدك. بو قونودا بیرآز دوشونمه لی ییك!!.
http://www.zanganli.blogfa.com/post-440.aspx
اعتصاب غذای مهندس عبدالله عباسی جوان در زندان اوین

بیزیم سولدوز: مهندس عبدالله عباسی جوان فعال هویت خواه آذربایجانی واستاد معماری دانشگاه شهیدرجایی تهران که روز پنجشنبه 23/8/87 درجریان مراسم بزرگداشت ستارخان در شهر ری بازداشت شده بود پس از گذشت 30روز بازداشت ، در وضعیت نامعلومی به سر می برد و طبق گفته دیگر فعالان ترک که به تازگی از بند 209 زندان اوین آزاد شده اند مهندس عباسی جوان اعلام نموده است که از سی امین روز بازداشت موقتش در 23/9/87دست به اعتصاب غذا خواهد زد.
آقایان سیروس حسین نژاد وفیروز یوسفی که به تازگی از زندان اوین آزاد شده اند به این مجموعه گفتند مهندس عباسی جوان زیر فشارهای فزاینده و بازجویی های شبانه روزی قرار دارد و مستندات اتهامات وی دعوت مردم آذربایجان برای شرکت در مراسم بزرگداشت ستارخان ،شرکت در مسابقه فوتبال جمهوری آذربایجان وایران و تشویق تیم جمهوری آذربایجان ،ایجاد گروه کوهنوردی ترکها در تهران است.گفتنی است که مهندس عباسی جوان به همراه همفکران خود در تهران اقدام به کوهنوردی می کردند وبا خواندن شعر ومراسمات فرهنگی در جهت گسترش و اشاعه اعتقادات خود فعالیت می نمودند.همچنین لازم به ذکر است که مراسم ستارخان هر ساله در روز23 آبان برگزار میگردد و به طور سنتی فعالان آذربایجان در شاه عبدالعظیم بر سر قبر وی گردهم می آیند و به سخنرانی پیرامون مسئله حقوق ملی ترکها و خواندن اشعارشان در مدح بزرگداشت ستارخان که ملقب به سردار ملی می باشد می پردازند.
پیش از این نیز محسن حسینی از بستگان عبدالله عباسی جهت پیگیری وضعیت وی به دادگاه انقلاب تهران وزندان اوین مراجعه نموده بود اما مسئولین از دادن اطلاعات کافی درتایید یا رد بازداشت وی و همچنین در رابطه با اتهام ومحل نگهداری ایشان امتناع نموده بودند اما به گفته فعالین آزاد شده از زندان اوین وی همچنان در سلول انفرادی شماره 64بند 209 زندان اوین به سر می برد.وی از ابتدای بازداشتش در اوین تنها یکبار موفق به تماس با خانواده اش شده اشت و از حق ملاقات با خانواده وداشتن وکیل محروم بوده است
علاوه از این یکی دیگر از فعالان آذربایجانی به نام حسین حسینی(خواهر زاده عبدالله عباسی جوان)نیز در بند 209 زندان اوین به سرمیبرد و تا کنون هیچ تماسی با خانواده نداشته است.خانواده عباسی جوان نگران وضعیت نامعلوم عزیزانشان هستند.
![]() مخالفت صریح وزارت علوم با ایجاد رشته زبان و ادبیات ترکی اذربایجانی در دانشگاه محقق اردبیلی
بدنبال ممنوعیت ایجاد رشته زبان و ادبیات ترکی اذربایجانی در دانشگاه تبریز از سوی وزارت علوم تحقیقات و فناوری ایجاد رشته فوق در دانشگاه محقق اردبیلی نیز با مخالفت صریح این وزارتخانه روبرو شدبا وجود اینکه پیشتر اعلام شده بود در طرح 5 ساله توسعه رشته های تحصیلی ایجاد رشته زبان و ادبیات ترکی اذربایجانی نیز در نظر گرفته شده است ولی با شروع سال تحصیلی 88-87 معلوم شد که این رشته در بین رشته های تحصیلی دانشگاه محقق اردبیلی جایی نداردوزارت علوم علاوه بر مخالفت صریح با ایجاد رشته زبان و ادبیات ترکی اذربایجانی در دانشگاه محق اردبیلی با ایجاد رشته های مدیریت جهانگردی، علوم سیاسی، علوم ارتباطات و روز نامه نگاری,روابط بین الملل، مهندسی الكترونیك، مهندسی صنایع، اقتصاد، مدیریت،جامعه شناسی و... مخالفت کرده استلازم به ذکر است که در میان رشته های تحصیلی دانشگاه ازاد اردبیل وهم چنین دانشگاه محقق رشته مدیریت جهانگردی جایی ندارد و این امر با توجه به توریستی بودن استان اردبیل و نبود مدیران تحصیل کرده در امر توریسم غیر منطقی و تعمدی به نظر می رسددر مورد رشته های علوم سیاسی، علوم ارتباطات و روز نامه نگاری ، روابط بین الملل و تکنولوژی اطلاعات ذکر این نکته بسیار ضروری است که در هیچ یک از دانشگاههای منطقه اذربایجان این رشته ایجاد نشده اند و درواقع این رشته مختص دانشگاهای مناطق فارس نشین هستند |
سخنان نژاد پرستانه محمد خاتمی
سید محمد خاتمی :ایران عنوان بلند پارس را برخود دارد
ایران با آن معنویت و عظمتی که دارد عنوان بلند پارس را برخود دارد
ایران را به عنوان پرشیا می شناسند
عنوان فارس و فارسی که برای ایران انتخاب شده
زبان رسمی ما فارسی است که عامل اساسی هویت یک جامعه است
احترامی که مردم به امثال ما می کنند به دلیل رفتار محترمانه ای است که با آنها داریم
آنا وطن نیوز- سیدمحمد خاتمی صبح پنجشنبه از مجتمع ابوعلی سینا و مرکز پیوند اعضا واقع در شهرک صدرای شیراز دیدار کرد. رئیس مؤسسه بین المللی گفت وگوی فرهنگ ها و تمدن ها در جمع نخبگان علمی، اجتماعی، پزشکان و خیرین استان فارس اظهار داشت؛ایران با آن معنویت و عظمتی که دارد عنوان بلند پارس را برخود دارد. وی افزود؛ در خارج از کشور هم ایران را به عنوان پرشیا می شناسند و زبان رسمی ما فارسی است که عامل اساسی هویت یک جامعه است و با توجه به تحولات معرفتی که در روزگار ما پدید آمده است اکنون انسان با زبان زندگی می کند؛ اینها همه درخور توجهند
خاتمی در تبیین علت های این مهم اظهار داشت؛ با اینکه به لحاظ مادی ایران بزرگتر از فارس است شاید بتوان گفت عنوان فارس و فارسی که برای ایران انتخاب شده حکایت از آن دارد که روح ایران و روح تمدن فاخر و پرعظمت ایران در فارس شکل گرفته و فارس تاثیر بسزایی در هویت ایرانی و اسلامی داشته است؛ چه قبل از اسلام که پایگاه تمدن های بزرگ بوده و چه بعد از اسلام که مردم آغوش خود را به روی اسلام عزیز گشودند و اسلام خود را در جان و استعداد مردم نشو و نمو داد. وی افزود؛ ایرانی با آغوش باز از آفتاب هدایت اسلام بهره گرفت و اسلام نیز از ظرفیت ممتاز ایرانی بهره گرفت و در هر جهت فارس از منابع تمدن های بزرگ ایرانی بوده و هست. خاتمی با بیان اینکه فارس یکی از پایگاه های عشق و اهل بیت است به گذشته این سرزمین اشاره کرد و گفت؛ فارس روح تاریخ و فرهنگ ماست.
اویان ، اویان آذربایجان
هزینه های سنگین ملت تورک آذربایجان در رسیدن به برابری زبانی ، فرهنگی و اقتصادی و ...
|
در آستانه بازگشایی مدارس – و البته ترس متداول حاكمیت درمطالبات زبانی شهروندان آذربایجانی برای تاسیس مدارس به زبان توركی در سراسرمناطق تورك نشین كشور- رژیم تمامیت خواه اسلامی به موج جدیدی از دستگیری ها دست یازیده است و با وقاحت تمام، تعداد قابل توجهی از فعالان هویت طلب را بازداشت كرده است. كه ازآن جمله میتوان به دستگیری آقای مهندس"علیرضا صرافی" و دوستان همفكرشان اشاره داشت كه برای اولین باركنگره زبان مادری را درسال 1382درشهرتبریزبرگزاركرده بودند، و سال گذشته اقدام به تاسیس كانونی به نام" كانون دمو" نموده بودند تا از آن طریق مطالبات زبانی رابه طرزی مدنی و قانونمند درخواست نمایند.
علاوه بر آن نزدیك به سه دهه است كه در"مجله وارلیق" و نیز"نشریه توقیف شده دیلمانج" برای رشد و توسعه ارگانیك سطح آگاهی مردم تورك - نسبت به فرهنگ، زبان، تاریخ و نیز حقوق قانونی خود برای تحصیل به زبان مادری اش - سالهاست كه علی رغم همه ناملایمتی های بوجود آمده از طرف دوستان سطحی نگر و شوونیست های فارسی زبان، بدون لحظه ای قصور و وقفه درتلاش و مجاهدت، همچون سربازی قسم خورده و وفادار به آرمان های ملی سرزمینشان به پاسداری از"هویت" و "كیستی" (وارلیق) آن پرداخته اند. با افزایش موج سركوب ها كه بر علیه ملت آذربایجان اعمال می شود.در طی چند ماه گذشته ما متاسفانه شاهدبرخورد قهری حاكمیت با فعالان هویت خواه بویژه دستگیرهای دامنه دار دانشجویان هویت خواه هستیم و هنوز این پروژه مخوف و ضد انسانی تمام نشده كه كارگزاران رژیم توتالیتر حاكم تعداد 18 نفراز چهره های برجسته حركت ملی آذربایجان را بدون اینكه اولیه ترین حقوق شهروندی آنها رعایت شود و آنها حق داشتن وكیل و نیزاجازه تماس با خانواده شان را داشته باشنداز یك مهمانی ساده افطار- نه البته ازیك متینگ سیاسی و یا جلسه فوق سری؟!- توسط اوباش لباس شخصی و نیزنیروهای اطلاعاتی و امنیتی با دو عدد مینی بوس "كارسان" بازداشت و به محل نامعلومی منتقل می كنند. حادثه ای كه دراین میان واقعا دلخراش و دردناك است. دستگیری سه تن از كودكان خردسال "آقای عباس لسانی"به اسامی "سئودا "، "آتیلا" و "اوختای لسانی" می باشد.لازم به یاد آوی است كه خانم "رقیه علیزده" همسرآقای عباس لسانی - كه از 1 خرداد 1385در سخت ترین شرایط غیرقابل تصور بدون اینكه به ایشان اجازه ملاقات با همسر و فرزندانش داده شود درحال حاضر در زندان یزد محبوس می باشد- و سه فرزندش برای چندمین بار است كه شاهد خشونت پلیس علیه پدرمحبوبشان و دوستان همفكرایشان می باشند. كه این موضوع به نوبه خود می توانددرروحیه معصوم و كودكانه آنها تاثیر منفی بگذارد. دراین جا لازم به ذكر است كه رژیم توتالیترحاكم برسرزمین مادری ما نه تنها به تعهدات حقوق بشری خود در رابطه با شهروندان عمل نمی كند. بلكه بدون توجه به تعهداتش در رابطه با "كنوانسیون حقوق كودك" كه در سال1994خود را به رعایت مفاد آن ملزم دانسته نیزعملا دارد، نشان می دهد كه نسبت به اجرای مفاد آن كاملا بی اعتناست. و وقتی می خواهد روشنفكران یك سرزمین آفتابی و لاهوتی را به حبس ، زندان ، شكنجه و اعدام بسپارد. كوچكترین مروتی و مدارایی دربرخورد با كودكان یك ملت بزرگ و بپاخاسته نمی كند و زمانی كه پای منافع اش- كه از آن به عنوان "امنیت ملی نظام" نام می برد- در میان باشد. اگرلازم و ضروری بداند؛ حاضرمی شود علاوه بر فعالان مدنی و دگراندیشان حتی كودكان آنها را نیز به مسلخ بسپارد: درمسلخ عشق جز نكو را نكشند روبه صفتان زشت خو را نكشند گرعاشق صادقی زمردن نهراس مردار بود هرآنكه او را نكشند روز چهارشنبه20/6/87 تعداد 18نفراز فعالان حركت ملی آذربایجان در مراسم افطاری كه درخانه آقای صیاد محمدیان (اوچو) برگزارشد.دستگیرشدند كه اسامی آنها به این ترتیب می باشد: آقایان مهندس علیرضا صرافی (مدیرمسئول نشریه توقیف شده دیلمانج،عضو شورای ملی صلح)،حسن راشدی (استاد دانشگاه و عضوهیات تحریریه نشریه وارلیق)،سعید موغانی ( روزنامه نگار و شاعر)، مهدی نعیمی ( فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق وازكاركنان مركز مطالعات استراتژیك ایران،شاعرومدرس زبان توركی )، محمد عباسپور، صیاد محمدیان (اووچوقوشاچایلی)، عباس نعیمی (كارشناس ارشد ازدانشگاه تربیت مدرس) ،اكبرآزاد (مدیرانجمن كودكان آذربایجان بنام "چیچیكلر"وعضوهیات تحریریه نشریه وارلیق)، یوسف هشیار،شهبازابراهیم نژاد، حسین حیدری (ازفعالین دانشجوی دانشگاه تهران و مدیر مسئول نشریه اولوس)، فرهادرضایی،اوختای لسانی و آتیلا لسانی (دو پسرخردسال آقای عباس لسانی ) . خانم ها : رباب عظیمی ، اكرم نجاری (اززنان شاعرآذربایجانی ونیزدبیرسابق "N.G.O خانه فرزندان آذربایجان" درتهران)، رقیه علیزاده(همسرآقای عباس لسانی)و سئودا لسانی (دختر خردسال آقای عباس لسانی). نیروهای اطلاعاتی علاوه بر برخورد خشن، توهین آمیز و غیرانسانی كه درجریان دستگیری با بازداشت شدگان داشته اند، منزل آقای صیاد محمدیان (اوچو ) را بررسی و تفتیش قراردادند. در پی دستگیری 18 نفراز فعالان حركت ملی آذربایجان صبح روز پنج شنبه" آقای حسن رحیمی" نیزدر شهر كرج توسط نیروهای اطلاعاتی دستگیر شد. بنا به اخبار منتشره درباره آقای حسن رحیمی گفته می شود كه دستگیری ایشان درارتباط با حمایت ایشان ازدانشجویان دستگیرشده در دانشگاه تبریزمی باشد او در رابطه با وضعیت غیرقانونی نگهداری فعالین دانشجویی دستگیر شده با بخش توركی رادیوآمریكا و نیز با رادیو فردا مصاحبه نموده و درآنجا نسبت به بازداشت طولانی مدت دانشجویان ابرازنگرانی كرده بود. مقامات امنیتی و به اصطلاح مسئول هنوزهیچ توضیح واضحی در باره علت این اقدام خود منتشر نساخته اند.بازداشت این افراد بدون رعایت حقوق و ضوابط قانونی انجام گرفته است.بنا به به گزارشات ارسال شده از سوی دوستان و خبرگزاری ها؛ فردای آنروز (پنجشنبه 21/6/87) رقیه علیزاده و فرزندانش بعد ازانجام بازجویی های مقدماتی اززندان آزاد شدندو یك روز بعد از آن نیز (جمعه 22/6/87) سه نفر دیگر به اسامی فرهاد رضایی ، اكرم نجاری و رباب عظیمی از بازداشت موقت آزاد شدند. خانم "وجیهه فکور"همسر آقای مهندس علیرضا صرافی در مصاحبه ای كه با رادیو آمریكا انجام داده است ضمن ابراز نگرانی خود و دو پسرنوجوانش از وضعیت مبهم نگهداری همسرش، با تردید اعلام داشته كه احتمال می رود آقایصرافی به همراه سایر دستگیر شدگان درزندان اوین تهران باشند. با این حال وقتی خانواده های زندانیان برای دریافت اطلاع از وضعیت عزیزانشان به دادگاه ها و نیز دفاتر اداره اطلاعات مراجعه می كنند.كاركنان آن محل ها به مدت چندین روز از وجود دستگیرشدگان ابرازبی اطلاعی می نمایندو از ارائه پاسخ صریح و شفاف به آنها خودداری می ورزند.تا به نوعی درخانواده ها احساس رعب و وحشت و فشار روانی به وجود آورند. تا آنكه بعد از ساعت ها و روزها بی خبری (نود ساعت) از وضعیت نگهداری بازداشت شدگان، "آقای متین راسخ" بازپرس معاونت امنیت دادسرای عمومی و انقلاب تهران كه از طرف دادگاه انقلاب اسلامی تهران به عنوان مسئول رسیدگی به پرونده معرفی شده است به خانوده زندانیان اعلام می كند كه فعالان هویت طلب در بند در سلول های انفرادی زندان اوین بسر می برند و بازجویی آنها تا دو هفته به طول خواهد انجامید.و درعین حال خانواده های زندانیان را تهدید می كنند كه از رسانه ای كردن موضوع دستگیری فعالان جدا بپرهیزند. همزمان با این خبر بنا به آخرین اخبار رسیده از تهران سه نفردیگر از دستگیر شدگان به نام های آقای محمد عباسپور، یوسف هوشیار و شهباز ابراهیم نژاد با قید ضمانت از زندان اوین آزاد شدند. با آزادی این سه نفر هنوز 9 نفر دیگر از فعالان مدنی آذربایجان در زندان اوین محبوس می باشند. بنا به نوشته خبرنگاران سایت آذربایجان اویرنجی حركاتی: مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محكوم نمودن بازداشت روزنامه نگاران و فعالین مدنی و حقوق بشری آذربایجان در تهران از مسئولین جمهوری اسلامی می خواهد تا امكان تماس بازداشت شدگان با خانواده و وكلایشان را فراهم آورد و نسبت به اطلاع رسانی پیرامون اتهامات وارده به این افراد اقدام نماید. این مجموعه نگران وضعیت جسمانی بازداشت شدگان بوده و آزادی بی قید و شرط این افراد را خواستار است.( دبیر خانه "مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران" – تهران /24/6/87برابر با 14سپتامبر 2008) علاوه بر آنچه گذشت بنا به گفته رادیو زمانه : "جمعیت آذر سوئد" نیز با صدور بیانیه ای به این دستگیری ها اعتراض كرده است در این بیانیه كه شنبه منتشر شدهآمده است كه :"جمعیت آذر سوئد ، دستگیری ایشان را محكوم نموده ،حكومت ایران را مسئول مستقیم صحت و سلامت عزیزان دستگیر شده می داند و خواهان آزادی هر چه سریعتر این فعالان هویت طلب می باشد." این وضعیت گویای این مهم می باشد كه نهادهای امنیتی درایران سركوب گسترده فعالین آذربایجانی را درهسته اصلی پروژه حذف ها و بازداشت ها و اعمال شكنجه ها ی بی رحمانه روانی و فیزیكی قرارداده اند. "واحید قاراباغلی"- فعال حقوق بشرآذربایجان كه درسایت"ساوالان سسی"به شفاف سازی فضای آذربایجان و دفاع ازحقوق مردم آذربایجان می پردازد.– در مقاله ای تحت عنوان"زندان های كشوربا فعالان آذربایجانی پرمی شود." ازقول آقای "داوود توران "مدیر مركزتحقیقاتی اجتماعی – فرهنگی آذربایجان (گوناسكام) چنین می نویسد: " فعالان آذربایجان سالیان سال با درخواست مكررازدولت جمهوری اسلامی درجهت تامین حقوق بدیهی وحقه خویش مطابق قانون وموازین اسلام گام برداشته اند اما حاكمیت همواره علاوه بر بی توجهی نسبت به خواسته های حقه و قانونی آنان با بی تدبیری تمام شروع به برخورد های فرا قانونی و دستگیری حق طلبان كرده است."اومعتقد است كوشش مسالمت آمیز ومدنی برای ابراز تعلقات زبانی و قومی از حقوق اساسی هر شهروندی محسوب می شوداما ظاهرا حاكمیت ایران قسم خورده تاكسانی را كه با راه و منش های مدنی ومسالمت آمیزخواستار دستیابی به ابتدایی ترین حقوق خودهستند (تحصیل به زبان مادری( سركوب نموده ودراین راه از هیچ برخوردی دریغ نكند. "د.توران" بازداشت خود سرانه فعالان هویت طلب آذربایجانی رادرراستای پروژه ای می داند كه درآن زبان، تاریخ، هویت و موجودیت آذربایجانیان سركوب می شود.چرا كه فعالان آذربایجان خواستی جزبرابری فرهنگی – زبانی و اقتصادی چیزی دیگری ندارند و اینها مواردی هستند كه درقوانین خود ایران درنظرگرفته شده است. او می گوید:"بیش از80 سال است كه حاكمان ایران همگام با محدود كردن آزادی های فردی و اجتماعی شهروندان آذربایجانی با خواسته های آنها مخالفت كرده اند. در بسیاری موارد این مخالفت ها با كشتار و زندانی كردن افراد با برچسب جدایی طلبی و تفرقه افكنی همراه بوده است. البته برخورد تبعیض آمیز به رفتار خشن و سركوب گرایانه خلاصه نمی شود بلكه این رویكرد ها درفرهنگ حاكم جامعه نهادینه شده است و به صورت تحقیر و تمسخر آذربایجانی ها بیشترازطریق بیان جوك و لطیفه های روزمره حتی درمیان روشنفكران فرهنگ حاكم بازتاب یافته است." مدیر مركز تحقیقات اجتماعی – فرهنگی آذربایجان می گوید: "فعالان آذربایجانی با عملكرد چندین ساله خود نشان داده اند كه خواهان دستیابی به حقوق انسانی كه به صراحت در قانون اساسی كشور و قوانین وكنوانسیون های بین المللی آمده است؛ بوده اند.مطالبات اصلی آنها پایان دادن به تبعیض ها و ستم ملی در ایران است واتهام هایی چون تجزیه طلبی یا پان تركیستی كه به آنها وارد می شود تنها حربه ای برای سركوب آنهاست چراكه تاكنون حاكمیت نتوانسته این اتهام را برای فردی به اثبات برساند." وی بازداشت اخیر ف فعالین آذربایجانی را در واقع نقض آشكارحقوق بشرمی داند و می گوید باید قوه قضائیه تجدید نظری دراین زمینه دهد تا پرونده حقوق بشرایران سیاه ترازاین نگردد." در خاتمه لازم می دانم به واسطه انتقاداتی كه به ما از سوی منتقدان و دوستان چپ به ویژه "آقای سعید صالحی نیا"( از اعضاء كادر مركزی حزب كمونیست كارگری ایران در خارج از كشور) ایراد شده است؛ بگویم كه نوشتن گزارشاتی ازاین دست در رابطه با مسائل و موضوعات مربوط به آذربایجان از سوی نگارنده به معنای عدم وجود اختناق و جو پلیسی در سایر مناطق كشور نمی باشد و همه مردم ایران از سركوب های دامنه دار و بی رحمانه استبداد مذهبی حاكم كه البته مثل بسیاری از رژیم های خود كامه ریشه در سرمایه داری دارد، رنج می برند. كه ما به عنوان انسان های آزادیخواه و برابری طلب وهویت خواه- كه باورهای فرهنگی ، زبانی و تاریخی مان برای مان مهم است- خواهان تحقق حقوق بشر،آزادی و برابری- درهمه جنبه هایش اعم ازجنسیتی ، اقتصادی ، فرهنگی و قومیتی - درسراسر سیاره زمین هستیم. تاچه برسد به اینكه بخواهیم نسبت به دستگیری ، شكنجه ، یا مرگ سایر انسان های دردمند جامعه درجنبش های دیگر همچون جنبش كارگری ، دانشجویی و زنان و غیره بی تفاوت با شیم و یا نابرابری اعمال شده برآنها قلب ما را خسته و روح عاصی مان را آزرده نسازد. ما دنیایی را برای همه انسان ها آرزو می كنیم كه درآنجا آزادی ، برابری ،حقوق بشر در همه جنبه هایش رعایت شده و تنوع بین اقوام به جای اختلاف و تضاد بین ملت ها باعث همگرایی و همدلی بیشترشود.چرا كه برای رسیدن به دنیای آزاد و برابر و بدون تنش ضروری است تا هرملتی ابتدا خودش را، اصالت تاریخی و زبانی اش را و همه آنچه را كه به بودن او درسرزمینش معنا می دهد، را بشناسد و بعد از درك درست ریشه های اصیل"كیستی خود"(وارلیق) به شناخت سایرملل نایل شود و ازدرك زیبایی دیگرزبان ها و ظرافت های دیگرفرهنگ ها خودش را با ذات زیبایی و حقیقت پیوندبزندو هرروز از دریافت مفاهیم تازه روحش نوشود و با اندیشه های پیشرو هرلحظه نوشدن را تجربه بكند.و به جایگاهی برسدكه ملت را همه كسانی بداندكه با او درد مشترك دارند و به همه مردم دنیا عاشقانه بگوید: "هم دلی ازهم زبانی بهتراست". Shahnaz Gholami - شهناز غلامی Iranian Women Journalists Association - (ROZA) عضو انجمن روزنامه نگاران زن ایران - رزا shahnaz.gholami@ gmail.com http://azarwomen. blogfa.com خانم رقیه علیزاده (همسر عباس لئیسانلی) همراه با سه فرزندش (آتیلا، اوختای و سئودا) مهندس علیرضا صرافی . عباس لئیسانلیمهدی نعیمی، پروفئسور محمدعلی فرزانه، و عباس نعیمی مهدی نعیمی
مهدی نعیمی (تورک داغچیلار توپلوموندا دانیشارکن)
مهدی نعیمی (مجری)
مهدی نعیمی
صیاد محمدیان (اووچو)، عباس نعیمی، ....، مهدی نعیمی
|
اگه زبان مادری یك ملت رو ازش بگیرند با گذشت زمان اونها با خودشون بیگانه می شند . به اصطلاح الینه
می شند اینها بدون اینكه جنگی بكنند ، قضییه رو باختند . مثل یه لشكر شكست خورده ای هستند كه
هویت خودشون رو باختند . زبان مادری ما توركی ، هویت ماست . فرهنگ و تاریخ ماست .
باید قبل اینكه دیر بشه كاری كرد
حمایت باراک اوباما از اذربایجان جنوبی
بیزیم سولدوز: سناتور باراک اوباما نامزد ریاست جمهوری ایالات متحده سیاستهای رژیم ایران بر علیه ملت اذربایجان جنوبی را محکوم کرد.
اوباما در پاسخ به نامه های متعدد اهالی اذربایجان جنوبی به وی، ضمن یاد اوری اعلامیه نقض حقوق بشر در سال ۲۰۰۷ در دپارتمان این کشور گفت:اهالی اذربایجان جنوبی یک سوم جمعیت ایران را تشکیل داده و از حق تدریس به زبان مادری محروم ، از دستگیری فعالان مدنی و تجزیه سرزمینی به استانهای مختلف ناراضی هستند.![]()
باراک اوباما در ادامه افزود: از این به بعد نیز وضعیت ساکنان اذربایجان جنوبی به دقت زیر نظر خواهد داشت.
جاده های آذربایجان قتلگاه فرزندان آن...
حركت ملى آذربایجان در روز جمعه سوم آبان ماه 1387 یكى از فعالان پرشور و پر كار خود را در یك سانحه رانندگی در جاده اهر به تبریز از دست داد. به همراه مهندس غلامرضا امانی فارغ التحصل دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز، دو برادر وى نیز جان باختند. غلامرضا امانی در دهه 70 به جرم فعالیتهای هویت طلبانه دستگیر و بیش از چهار سال از بهترین سالهای عمر خویش را در زندان هاى جمهورى اسلامى گذراند. وى در تاریخ هفتم خردادماه ١٣٨٥ نیز دوباره توسط اداره اطلاعات تبریز دستگیر و چند روز بعد به همراه تعدادی دیگر از دستگیر شدگان به زندان اوین منتقل شد.
چند سال پیش نیز فعال همیشه در صحنه آذربایجان آقای سهند افشاری در جاده های اردبیل جان خود را از دست داد. مرگ وی نیز یکی از جانگدازترین لحظه ها برای ملت آذربایجان بود. چرا که سهند با همه برادر بوده و یکی از مردمی ترین نیروهای ملی آذربایجان بود که با زندگی فقیرانه اش در همه دلهای آزادیخواهان جا باز کرده بود.
این تصادف ها در حالی رخ می دهند که جاده های آذربایجان همه ساله شاهد مرگ صدها تن از فرزندان این سرزمین می باشد. مسبب این مسئله هم چیزی نیست جزء عدم توسعه راههای استانهای آذربایجان بر اساس حداقل استاندادهای لازم که متأسفانه در 30 سال گذشته بوضوح نمایان می باشد. اکثر راههای این استانها متأسفانه در چنین وضعیتی قرار دارند. راههای ارتباطی بین استانهای آذربایجان غربی، اردبیل و استان آذربایجان شرقی در شرایط کاملا خطرناکی قرار دارند. در این بین فقط بزرگراه زنجان – بستان آباد است که پس از گذشت 30 سال! با توجه به آمارهای بسیار بالای مرگ و میرها در جاده پر پیچ و خم میانه که از زمان رضاشاه موجود بوده است، تازه در سال گذشته آنهم بدون رعایت استانداردهای فنی لازم افتتاح شده ولی هنوز به تبریز نرسیده است. این در حالی است که مسافت باقیمانده تا تبریز از جمله راههای فوق العاده خطرناکی می باشد که در حین بارندگی خیلی از مواقع یا مسدود بوده و یا گذر از آن ساعتها به طول می انجامد. جالب توجه اینکه این تنها راه ارتباطی زمینی ایران و اروپا می باشد. اتوبان بین تبریز و ارومیه نیز شامل بی مهری های بسیار زیاد مسئولین مملکتی قرار گرفته است. تکمیل پل ارتباطی شهید کلانتری که سواحل آذربایجان شرقی را به آذربایجان غربی متصل می کند و با افتتاح آن مسافت بین این دو استان نصف می شود، هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد. این موضوع آنقدر مسئله دار شده است که صدای همه درآمده است. چند مرتبه وزیران راه در این ارتباط به مجلس فرا خوانده شده ولی هیچ نتیجه ای حاصل نشده است و همه گناه را به گردن پیمانکاران انداخته اند. دریغ از اینکه از اعتبارات کم اختصاص داده شده به این مسئله حرفی زده باشند. قابل ذکر است که در احداث این پل نیز مسائل فنی و زیست محیطی رعایت نشده و دریاچه ارومیه را به دو قسمت مجزا تقسیم می کند که به گفته اساتید دانشگاهی بدون تمهیدات لازم جهت در نظر گرفتن مسائل زیست محیطی در حال احداث می باشد.
استان اردبیل در این میان مظلوم تر از سایر استانها می باشد. این استان هیچ بزرگراه ارتباطی با هیچ منطقه ای ندارد. در صورتی که با سه استان آذربایجان شرقی، زنجان و گیلان هم مرز می باشد. وضعیت اقلیمی این استان نیز طوری می باشد که اکثر پروازهای هواپیمایی انجام شده به این استان همیشه لغو می شود. بدتر از همه اینکه این استان راه آهن نیز نداشته و با این اوصاف مسافرت و رفت و آمد مردم اکثرا در جاده های خطرناک انجام می شود. چند سال پیش با لغزش جاده ارتباطی اردبیل – تبریز رفت و آمد بین این دو استان بیش از یک سال از طریق راههای کوهستانی و فوق العاده خطرناک زمان صفویه صورت می گرفت که در نوع خود جالب توجه است. ارتباط بین این دو استان در حال حاضر توسط جاده ترمیم شده ای انجام می شود که بدلیل عبور و مرور زیاد بین این استانها همه ساله تصادفات زیادی رخ داده و شماری از خانواده های ملت آذربایجان در این جاده ها تلف می شود. جالب تر اینکه راه ارتباطی بین اردبیل – مغان و اردبیل – گیلان که راه ارتباطی آن با مرکز کشور است، در همین وضعیت اسفناک قرار دارند. اتوبان در حال احداث میانه (سرچم) – اردبیل نیز با توجه به کمی اعتبارات اختصاص داده شده با کندی در حال اجرا می باشد که به گفته کارشناسان راه و ترابری تا چند سال دیگر نیز تکمیل نخواهد شد. خط راه آهن میانه به اردبیل نیز در وضعیت بسیار بدتری قرار دارد به طوریکه علی الرغم برنامه ریزی برای افتتاح آن در دو سال آینده، به گفته مسئولان استان هنوز ده درصد پیشرفت داشته است که با این اوصاف اتمام آن قطعا بیش از 10 سال به طول خواهد انجامید.
علی الرغم توسعه نیافتگی راههای استانهای آذربایجان که شمه ای از آن ارائه گردید، راههای ارتباطی استانهای مرکزی و کویری کشور در سالهای گذشته توسعه چشمگیری داشته است. استانهای تهران، قم، مرکزی، اصفهان، یزد، کرمان، فارس، خراسان و .... در وضعیت بسیار مناسبتری در مقایسه با استانهای آذربایجان قرار دارند. در دوران ریاست جمهوری رفسنجانی و خاتمی تقریبا همه راههای این استانها به بزرگراههای مجهزی تبدیل شدند که با توجه به ارتباط هوایی و راه آهن مناسب این استانها، بلحاظ توسعه راه و ترابری به هیچ عنوان قابل مقایسه با استانهای آذربایجان که کریدور ارتباطی بین ایران و اروپا می باشد، نیستند. در این زمینه قابل توجه است که به گفته کارشناسان راه و ترابری استان کرمان با افتتاح اتوبان کرمان – زرند در سال جاری تقریبا همه راههای منتهی به مرکز استان کرمان تبدیل به بزرگراه می شود. استانهای دیگر اشاره شده نیز در چنین حالتی قرار دارند. البته می بایستی گفت که وضعیت راههای اغلب استانهای مرزی کشور نیز مناسب نمی باشد. ولی منطقه آذربایجان با توجه به پتانسیل عظیم خود و ارتباط آن با اروپا و کشورهای شمالی قابل توجه زیاد می باشد.
مقایسه انجام شده در بالا نشان از عدم توسعه مناسب استانهای کشور بر اساس عدالت واقعی می باشد که شعار همیشه حکومت است. این توسعه نیافتگی استانهای شمالغرب فقط در زمینه راه و ترابری نیست و در همه زمینه ها از جمله صنعت و کشاورزی و غیره نیز چنین می باشد که شاید در فرصتهای دیگر پرداختن به بحث آنها جالب توجه باشد. بهر حال چنین وضعیت اسفباری در جاده های آذربایجان باعث از بین رفتن صدها تن از فرزندان این سرزمین در هر سال می شود و حاکمیت جمهوری اسلامی کمترین توجه به این مرگ و میرها را دارد.
این مسئله تا آنجا پیش مى رود كه عمدی بودن چنین موضوعی را در اذهان مردم متبادر می سازد. برنامه ریزی سیستم های امنیتی کشور در این ارتباط نیز به چشم می خورد. چندی پیش منبعى آگاه پرده از مسئله ای برداشت که در مطالعات استراتژیک و ملی این موضوع بر اساس پیشنهاد تئوریسین های وزارت اطلاعات و سپاه بوده است که هر چه بیشتر ارتباط بین استانهای آذربایجان محدود شود به نفع تمامیت ارضی کشور بوده و هماهنگی ها و ارتباطهای بین استانی در راستای فعالیتهای نیروهای ملی به حداقل ممکن می رسد. چنین تفکری اگر درست باشد یک برنامه ریزی مخوف و هولناک حاکمیت می باشد که نتیجه آن تلفات بسیار زیاد ملت آذربایجان در جاده ها در حال حاضر می باشد.
جان سپردن فرزند رشید آذربایجان مهندس امانی بهمراه دو برادر خود در اثر سانحه تصادف در جاده اهر – تبریز یکی از دردناک ترین وقایع آذربایجان در این روزها می باشد که ذهنها را مشغول خود کرده و فعالان ملی آذربایجان را در غم از دست دادن دوستی مهربان به سوگ نشانده است.
جنبش دانشجوئی آذربایجان
غلامرضا امانی، زندانی سیاسی سابق آذربایجانی، در اثر سانحه رانندگی درگذشت
ساوالان سسی :غلامرضا امانی، از فعالین سیاسی سرشناس آذربایجانی، روز گذشته جمعه سوم آیان، در اثرسانحه رانندگی در سن ۳۵ سالگی درگذشت.
بنا به گزارشات منتشره، امانی همراه با دو برادراش عازم تبریز بود که خودروی آن ها با یك دستگاه خاور تصادف کرد. بر اثر این اتفاق دو برادر وی در همان دقایق اولیه تصادف در محل حادثه فوت كردند.ولی غلامرضا امانی به شدت مجروح شده و از آنجا به بیمارستان امام رضا واقع درخیابان گلباد، تبریز منتقل گردیده و مورد عمل جراحی قرار گرفتند ولی بر اثر شدت جراحات وارده از این سانجه وی نیز فوت کردند.
خاطر نشان می شود مهندس غلامرضا امانی به خاطر فعالیتهای هویت طلبانه از اوایل دهه ۷۰ تابحال چندین بار دستگیر، زندانی و طی حکمی در سال ۱۳۷۹ بمدت حدود ۵ سال محبوس بودند.
|
Şehıdler ölmez | |||
|
|
یولداشلار ، دیلداشلار... ، بو خبری من بورا یازماقدا ، یانلیز ایسته دیم کی بونو دئیم کی بیر آذربایجان تورکولرین نه تک دیلیمزین نسلین قیریلار سانکی بیزیم گوخمویان ایگیدلریمیزیده آرادان آپاریلار. منیم نظریمده بو تصادف سانحه سی بیز دوزدمه بی شی دی کی شهید مهندس امانی نی آرادان آپارسینلار. الله رحمت ایلیه سین. آذربایجانین باشی ساغولسون
بوتون تورک سئونلرین آیاق آلتیندا کی توپراق ؛ مرتضی خوی تورکو
غلامرضا امانی، زندانی سیاسی سابق آذربایجانی، در اثر سانحه رانندگی درگذشت
ساوالان سسی :غلامرضا امانی، از فعالین سیاسی سرشناس آذربایجانی، روز گذشته جمعه سوم آیان، در اثرسانحه رانندگی در سن ۳۵ سالگی درگذشت.
بنا به گزارشات منتشره، امانی همراه با دو برادراش عازم تبریز بود که خودروی آن ها با یك دستگاه خاور تصادف کرد. بر اثر این اتفاق دو برادر وی در همان دقایق اولیه تصادف در محل حادثه فوت كردند.ولی غلامرضا امانی به شدت مجروح شده و از آنجا به بیمارستان امام رضا واقع درخیابان گلباد، تبریز منتقل گردیده و مورد عمل جراحی قرار گرفتند ولی بر اثر شدت جراحات وارده از این سانجه وی نیز فوت کردند.
خاطر نشان می شود مهندس غلامرضا امانی به خاطر فعالیتهای هویت طلبانه از اوایل دهه ۷۰ تابحال چندین بار دستگیر، زندانی و طی حکمی در سال ۱۳۷۹ بمدت حدود ۵ سال محبوس بودند.
شهید امانی بارقهی هویت تركی ما است - محمد رضا لوایی
جاده و تردید. جاده و تردد مغزهای سیاه. جنایت از قبل طرح ریزی شده است وآنگاه تو غرق خون هویت و آزادگی میشوی. شهید امانی بارقهی هویت تركی ما بود در شب سهمگین تهاجم و استحاله. من نگران وضعیت موجودم. نخبگان فكری و فرهنگی ما یا به زندان می افتند و یا زندان تن را رها كرده و بر آغوش مام وطن باز می گردند. و هر دوی اینها همانگونه كه قبلاً نیز هشدار دادهام از قبل طراحی شدهاند. اما موضوع مهم این است كه در چنین شرایط سهمگین، گذر و گذار فعالان آذربایجان در این مهلكههای مسلط و وحشتناك چگونه باید باشد؟ این سوالی است كه تامل همگانی را می طلبد.
من اشكهای عباس لسانی را از پشت سیمهای مرموز تلفن شنیدم. اندوه ایل و قبیله من این بار سنگین تر از هر برههیی است. ما نتوانستیم به او بگوییم كه امانی شهید شده است. و جهان در سكوت بیراهه خویش می رقصد. سهم ما از این جدال نا برابر همین است. یا زندان یا مرگ. و این بار وطن و زبان و فرهنگ هزینه سنگینی می طلبد. هدف فرهنگ مهاجم این بار آشكارا رژه می رود.
حذف نخبگان هویت، تزریق تدریجی ترس بر رگان نسل جدید هویت، و ... دوره سیاه سركوب آزادی طلبان فرارسیده است. و امانی اولین نخبه شهید ما در راستای این تفكر وحشتناك می باشد. اینجانب ضمن دعوت دوستان برای چاره اندیشی در خصوص این تفكرات فاشیستی لازم است هشدار دهم كه در صورت عدم انسجام فكری و عملی ضربات سهمگینی را متحمل خواهیم شد. بنده به نوبه خویش شهادت مهندس امانی را به خانواده آن عزیز، به مردم آذربایجان و به دوستان و فعالان صدیق هویت و فرهنگ تركی تسلیت گفته و تداوم راه آن شهید عزیز را خواهانم.
داریخدیریجی آنلارین ان قاباریق فورماسی - سید حیدر بیات
ایلک دؤنه زنگاندا گؤروشدوک. غلامریضا بئش آددیم اویانلاق باخیب گولومسهدی. بیلمیرم نییه بیربیریمیزه یاخینلاشیب گؤروشمهدیک. یئنه نئچه ساعات سونرا باخیب گولومسهدی. نییه یاخینلاشیب گؤروشمهدیک؟
تانیمیردیم اونو. قوما قاییتدیقدا سیتهلره باخیب بیلدیم او اوایمیش، امانی. آخی سیتهلرده کی شکیلی ساققاللی اورا دا ایسه... .
سون گؤروشوموز ستارخاندا اولدو. سلاملاشیب گولومسهدیک.
سونرا زهر کیمی آجی خبر...
اونو سئومهمک اولمازدی. نئچه ساعاتدیر ائله بو جور گیجللهنیرم. جومانین داریخدیریجی آنلارینین ان قاباریق فورماسینی یاشاییرام. نئچه واختدیر یازمیرام، یازیرام یایینلاماییرام. امانییا دا سوسوم مو؟ و سوسورام. سونرا سعید موغانلییا فیکیرلشیرم. بولود دویغولو سعید بو خبری ائشیدیب می؟ ائشیتسه نه ائدهجک؟ بیلیرم او امانینی او قدر سئوهردی کی.
خبری نئجه ائشیدهجک؟ نه ائدهجک؟ حتمن ائشیتسه یازماغی گلهجک. کاغیذمی تاپاجاق؟
بئله بئله سورغولار راحاتسیز ائدیر بیلهمی. اولسون موغانلی یازا بیلمهسه من اونون یئرینه بیر جیزما قارالار یازارام.
آما بیلمیرم بو نیسگیللی آنلاردا وادی رحمتده کیم باغیراجاق اونون یئرینه؟
و کیم «اووووی قارداش اوووی اوخویاجاق» دمیرداشآسلان اییدیمیزین یاسیندا؟ خاطیرلاییرمیسیز فرزانه اؤلنده آخی «اووووی ددهم اووووی» اوخودو صرافی.
خبری لسانییه کیم یئتیرهجک؟ متینپور تبریزه گئده بیلهجک می؟
*
یول اوزون
یول اوزونو
چوخوموز اؤلوروک
سونوجو کیم گؤرهجک؟
نئچهنجی آغییا کیمی یازمالیییق؟
هانسی آغیدا بیتهجک بو دفتر؟
کیم کیمین یئرینه اوووی دئیهجک، کیم کیمه، کیم کیمین یئرینه بیر داها متین یازاجاق، یاس ساخلایاجاق؟
هاچان سؤنهجکلر بو آغی شاملاری؟
آه!
جوما
جومانین
جومانین
داریخدیریجی آخشاملاری
آغی شاملاری
گونش-ین یامان آنلاری.
شلاق ها را بنوازید و برقصید که فردایی هست
بیزیم سولدوز: در حکم محکومیت عبدالحجت تاری وردیان که از سوی شعبه ۱۱۰ دادگاه عمومی جزایی تبریز صادر شده امده است:.....چهل ضربه شلاق تعزیری با رعایت قانون در غیر ملآ عام نواخته شود.
دادگاه اتهام عبدالحجت تاری وردیان، ۴۱ ساله و از فعالان هویت طلب آذربایجان در تبریز را ” اخلال در نظم و آسایش عمومی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی” اعلام و به شش ماه حبس تعزیزی و ۴۰ ضربه شلاق محکوم کرده است .قاضی این حکم را به دلیل عدم داشتن سابقه كیفری متهم بمدت ۲سال تعلیق کرده است.
در حکم صادره آمده است: «محکوم علیه حق رفت و آمد در تجمع های غیرقانونی را ندارد و ذر صورت عدم اطاعت از دستور دادگاه و همچنین در صورت ارتکاب به جرم جدیدی که مستوجب محکومیت در ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی است بشود بمحض قطعی شدن، مجازاتهای فوق الذکر به اجرا، گذاشته خواهد شد».
تاری وردیان ، در تاریخ ۱ خرداد ۱۳۸۷ همزمان با دومین سالگرد اعتراضات خرداد ۸۵ آذربایجان در تبریز دستگیر شده و مدت بیش از دو هفته در بازداشت موقت به سر برده و سپس با قرار وثیقه آزاد شده بود.
همزمان سازمان عفو بین الملل در تاریخ ۵ ماه ژوئن،۲۰۰۸ و وزارت امور خارجه آمریکا نیز در ۱۱ ژوئن ۲۰۰۸ در بیانیه های جداگانه ای نسبت به شکنجه صدها فعال حقوق مدنی آذربایجان از جمله عبدالحجت تاری وردیان ابراز نگرانی کرده بود.
...
آزادی 4 تن از دستگیر شدگان مراسم افطاری در تهران

بیزیم سولدوز: امروز17مهرماه سال 1387 آقایان اكبرآزاد، صیاد محمدیان، عباس نعیمی و حسین حیدری از زندان اوین تهران آزاد شدند
این فعالان سیاسی حركت ملی آذربایجان كه بدنبال دستگیری در یك مراسم افطاری درتاریخ 20 شهریور به همراه 20 نفر از فعالان دیگر دستگیر شده بودند بعد از یك ماهبازداشت در بند 209 زندان اوین آزاد شدند.
این چهار فعال امروز با سپردن قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شدند .
هنوز 5 تن دیگر از فعالان سرشناس حركت ملی در تهران آقایان مهندس علیرضاصرافی، مهند حسن راشدی، مهندس حسن رحیمی، مهدی نعیمی و سعید مغانلو در بازداشت به سر می بردند وخبری از وضیعت آنها در دست نمی باشد.
این فعالان به همراه خانواده عباس لسانی زندانی سیاسی حركت ملی آذربایجان در یك مراسمافطاری از منزل آقای صیاد محمدیان به صورت دسته جمعی به همراه زنان و كودكان دستگیرشده بودند.
پیشتر آقایان محمد عباسپور، یوسف هوشیار، شهباز ابراهیم نژاد، فرهاد رضائی بههمراه خانم ها رقیه لسانی و كودكانش، و خانم اكرم نجاری و رباب عظیمی از این لیست آزاد شده بودند.
|
| ||
| ||
فعالین جوان و دانشجوئی آذربایجانی در اردبیل به دادگاه انقلاب احضار شدند
پنجشنبه ۱۱ مهر ۱٣٨۷ - ۲ اکتبر ۲۰۰٨
اویرنجی نیوز: بنا به گزارشهای رسیده به اویرنجی نیوز 6 فعال جوان هویت طلب آذربایجانی بنامهای عسگر اکبرزاده، بهروز علیزاده، اردشیر کریمی خیاو، حسین حسینی، ودود سعادتی و رحیم غلامی به اتهام فعالیتهای هویت طلبانه و ضد تبعیض زبانی به دادگاه انقلاب اردبیل احضار شده اند.
دادگاه این فعالین جوان و شناخته شده قرار است روز شنبه 13 مهر 1387 به ریاست قاضی علائی برگزار گردد. خاطر نشان می شود همه این فعالان در جریان اعتراضات سراسری آذربایجان در سالهای 1385، 1386 و 1387 بارها دستگیر و به حبس محکوم شده بودند. به گزارش اویرنجی نیوز پیش از این نیز این فعالین از 22 فروردین 1387 لغایت 11 اردیبهشت ماه در حبس های انفرادی اداره اطلاعات اردبیل بسر برده و با وثیقه 30 میلیون تومانی آزاد شده بودند.
عسگر اکبرزاده از فعالین جنبش دانشجوئی آذربایجان و دانشجوی رشته شیمی دانشگاه پیام نور اردبیل قبلا از سوی قاضی علائی محاکمه گردیده بود. سازمان عفو بین الملل در جریان بازداشت وی بارها با صدور اعلامیه های خواستار آزادی او شده بود.
حسین حسینی دبیر سابق انجمن اسلامی آموزشکده رازی شهر اردبیل و اردشیر کریمی خیاوی دبیر انجمن اسلامی دانشجوی دانشگاه آزاد اردبیل بودند که بارها بجرم فعالیت های هویت طلبانه دستگیر و تحت فشارهای غیر قانونی بوده اند.
رحیم غلامی نیز از فعالین فرهنگی و روزنامه نگاران جوان اردبیل می باشد که قبلا بازداشت شده بود. بهروز علیزاده جوان 20 ساله و فرزند شهید می باشد که تاکنون بیش از 5 بار دستگیر و نزدیک به یک و نیم سال در بازداشت بوده است. وی قبلا بارها در زندان دست به اعتصاب غذا زده بود.
ودود سعادتی دیگر فعال هویت طلب اردبیلی است که همراه با سایر بازداشت شدگان در فروردین ماه امسال توسط نیروهای امنیتی در اردبیل بازداشت شده بود.
تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه تبریز
در محکومیت بازداشت های دانشجویان هویت طلب
بیزیم سولدوز: روز شنبه 6 مهر ماه ساعت 12:30 جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه تبریز به همراه اعضای انجمن اسلامی این دانشگاه تحصنی را در اعتراض به بازداشت های دانشجویان هویت طلب دانشگاه تبریز در تابستان 87 برپا نمودند
این تحصن که از مقابل دانشکده ی انسانی - دانشکده ی دانشجویان فراز زهتابی، آیدین خواجه ای و مقصود عهدی- شروع شد در طی مسیر هایی از خیابان های دانشگاه و حمل پلاکارد هایی از سوی دانشجویان به سمت دانشکده ی فنی ساختمان شماره ی 8 – دانشکده ی دانشجویان مهندس سجاد رادمهر، منصور امینیان و امیر مردانی- ادامه پیدا کرد.
در میان پلاکارد ها شعار های زیر به چشم می خوردند:
"دوستانمان را آزاد کنید:سجاد رادمهر، فراز زهتابی، آیدین خواجه ای، امیر مردانی، منصور امینیان، مقصود عهدی"،"قیزیلدان اولسا قفسیم، آزادلیقا وار هوسیم"،"خسته نشو ای من من، آخر جاده روشنه...."،"حرف را باید زد، درد را باید گفت"،" release our friend"و.....
بنا به گزارشات رسیده از تبریز دانشجویان معترض با حرکت به سمت ساختمان مرکزی دانشجویان درآن جا نیز تجمع نمودند و در نهایت با قرائت نامه ای خطاب به ریاست دانشگاه تجمع اعتراضی خود را به پایان رساندند.
متن نامه ی قرائت شده ی دانشجویان به این شرح است:
بسمه تعالی
ریاست محترم دانشگاه تبریز جناب آقای دکتر علوی
با سلام
همچنان که مستحضرید دانشجویان دانشگاه تبریز سال تحصیلی جدید را در حالی آغاز می کنند که 6 تن از دوستان و همکلاسی ها یشان در بازداشت به سر می برند. این دستگیری ها از روز 27 تیر ماه با بازداشت سجاد رادمهر- دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک، فراز زهتاب و آیدین خواجه ای-دانشجویان کارشناسی حقوق- آغاز شد و با بازداشت امیر مردانی-دانشجوی مهندسی برق-، مقصود عهدی-دانشجوی جغرافیا- و منصور امینیان-دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک- ادامه یافت و با توجه به طولانی بودن مدت زمان بازداشت این دانشجویان مهر ماه را از حضور در ساحت دانشگاه محروم مانده اند.
دانشگاه به عنوان قلب تپنده ی ظلم ستیزی، همواره طعم تلخ برخورد های قهر آمیز را چشیده با این حال هرگز تزلزلی در اراده ی حق خواهی خود راه نداده است. ادامه ی چنین برخوردهایی نیز نتیجه ای جز افزایش نارضایتی در میان اقشار مختلف جامعه نخواهد داشت.
در این میان بازداشت های اخیر با بی مهری و بی توجهی مسئولین دانشگاه همراه بوده است. بی شک در مقام حمایت بر آمدن از این دانشجویان نه کاری سترگ که حفظ شان و حیثیت دانشجو و دانشگاه است.
لذا از شما به عنوان مقام اول دانشگاه خواهشمندیم از تمامی توان و اختیارات خود برای آزادی هرچه سریعتر دانشجویان در بند استفاده نمایید.
با تشکر
رونوشت به:
نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه تبریز
ریاست دانشکده ی مهندسی کامپیوتر و برق
ریاست دانشکده ی علوم انسانی و اجتماعی
ریاست دانشکده ی فنی مهندسی مکانیک
عکس هایی از این تجمع:
یاشاسین آذربایجانین قورخماز ائگید توتولان اویرنجی لری